
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه محرم
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه صفر
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الأول
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الثانی
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الأول
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الثانی
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه رجب
-
سایت قرآنی تنـــــزیل
-
سایت مقام معظم رهبری
-
سایت آیت الله مکارم شیرازی
-
سایت آیت الله نوری همدانی
-
سایت آیت الله فاضل لنکرانی
-
سایت آیت الله سیستانی

![]() |
![]() |
مدح و شهادت حضرت عباس علیهالسلام
تـابـیـد بــر آب، مـاهــتـابـی در آب، قــدم زد، آفــتــابـی گـفـتند: گرفـته آب در دست راوی سخنی به جا نگفتهست |
![]() |
![]() |
مدح و شهادت حضرت عباس علیهالسلام
کوفه به نامردی از یسار و یمین ریخت بر سر مشکت قمر به مکر کمین ریخت آب شـدی سـاقـی از خـجـالـت قـولت! ای به فدای سرت که آب زمین ریخت |
![]() |
![]() |
مدح و شهادت حضرت عباس علیهالسلام
رخصت از عشق گرفته است علم بردارد یاعـلی گـفـتـه و شـمـشیر دو دم بردارد خیمهها سوز عطش داشت، پریشان میرفت مشک بر شانۀ خود حضرت باران میرفت |
![]() |
![]() |
مدح و شهادت حضرت عباس علیهالسلام
هر گرفـتاری سراغ آستانـش را گرفت رزق و روزیِ تمام خاندانش را گرفت خوش به حالِ سائلی که سائلِ عباس شد خوش به حال آنکه از عباس نانش را گرفت |
![]() |
![]() |
مدح و شهادت حضرت عباس علیهالسلام
تـشـنگی بود ولی از طرف رود فـرات رفت سـقـّا بـرسـانـد به لـب آب، حـیات خوش به حال دل دریا که ابالفضل دو دست بُرد در آب و نمود از لب او دفع ممات |
![]() |
![]() |
مدح و شهادت حضرت عباس علیهالسلام
به لب دارند دریاهای لبتشنه سلامت را به دل دارند امـواج رها، مـاه تمامت را علی را قُرّةُالعینی، همان فی مقعد صدقی به نفـسی انتَ میداند بلـندای مقـامت را |
![]() |
![]() |
مدح و شهادت حضرت عباس علیهالسلام
مشک برداشت که سیـراب کـند دریا را رفـت تا تـشـنـگـیاش آب کـنـد دریـا را آب روشن شد و عکـس قمر افتاد در آب ماه میخـواست که مهـتـاب کند دریا را |
![]() |
![]() |
زبانحال حضرت ابوالفضل العباس علیهالسلام قبل از شهادت
چو دید تشنۀ لبهای خشک او دریاست به آب خیره شد و نالهاش ز دل برخاست که آب! از چه نگردیدی از خجالت آب؟ تو موج میزنی و تشنه یوسف زهراست |
![]() |
![]() |
مدح و شهادت حضرت عباس علیهالسلام
نـسـیـم آمـده با سـوز آه سـرد به خـیـمـه نمانده است به جز رنگ و روی زرد به خیمه شتافت سمت فرات و سکینه در دل خود گفت: کمی بنوش عمو! تشنه برنگرد به خیمه |
![]() |
![]() |
مدح و شهادت حضرت عباس علیهالسلام
بابالحوائج است و مشکلگشا اباالفضل شد دستگـیر ما با، دستِ جـدا اباالفضل در محـضرش ندیـدم شرمنده سائلی را خیرات میکند چون بی سرصدا اباالفضل |
![]() |
![]() |
مدح و شهادت حضرت عباس علیهالسلام
در این میخانه مستی میکنند از فرطِ هشیاری نمیبینند غیر از دوست را در خواب و بیداری چو عطر از شیشه روح از جسم شوق پر زدن دارد نمیگنجند جانها در بدنها از سبکباری |
![]() |
![]() |
مدح و شهادت حضرت عباس علیهالسلام
گـشود جانب دریا، نگـاهِ شعـلـهورش را همان نگاه که میسوخت از درون، جگرش را به دور دست بیـابـان نگـاه کرد، چگونه گرفته بود عطش، خیمهخیمه، دور و برش را |
![]() |
![]() |
زبانحال سیدالشهدا در شهادت حضرت علی اکبر علیهالسلام
ای گل لاله! ز تیغ و تـیرها پرپر شدی پارهپاره از دم سر نیزه و خـنجر شدی گرچه در صورت شباهت با پیمبر داشتی با چـنـین پـهـلـو ولی آئـیـنۀ مـادر شدی |
![]() |
![]() |
مدح و شهادت حضرت علی اکبر علیهالسلام
آیـنهدار شکـوه است عـلی جانِ حسین همچنان سلسله کوه است علی جانِ حسین |
![]() |
![]() |
زبانحال سیدالشهدا در شهادت حضرت علی اکبر علیهالسلام
کـمـرِ من پـسـرم تـا شده از تـا شـدنت نیست امّید عـلی جان به سـراپا شدنت |
![]() |
![]() |
مدح و شهادت حضرت علی اکبر علیهالسلام
بـایـد که تن از راحـت ایـام گـرفـتن دل را، ز صنـمخـانـۀ اوهـام گرفـتن ناکام شد آنکس که به یک عمر ندانست از سـاغـر دنـیـا نـتـوان کـام گرفـتن |
![]() |
![]() |
مدح و شهادت حضرت علی اکبر علیهالسلام
علی زره که بپوشد، همینکه راه بیفـتد عجـیب نیست که دشمن به اشتـباه بیفتد همینکه اسم علی آمدهست در دل میدان بس است تا گذر مـرگ بر سـپاه بیـفـتد |
![]() |
![]() |
زبانحال سیدالشهدا در شهادت حضرت علی اکبر علیهالسلام
تنها اگر مـانـدم نـدارم غـم عـلـی دارم حـتی اگر باشد سپـاهـم کم، عـلی دارم شکر خدا که قلب اهل خیمه آرام است وقتی که هم عـباس دارم هم علی دارم |
![]() |
![]() |
مدح و شهادت حضرت علی اکبر علیهالسلام
اى ورق روى تو عـنوان حُـسن خال و خطت نقـشۀ ایـوان حُسن نسل جوان را به جهان رهـبرى جـلــوۀ تــوحـیـد عـلـى اكـبــرى |
![]() |
![]() |
مدح و شهادت حضرت علی اکبر علیهالسلام
جوشن به خاک خورد، سپر تکّهتکّه شد بـابـا قـدش خـمـیـد، پـسر تکّهتکّه شد هر ضربه که زدند به جان پدر زدند اولاد تـیـغ خـورد پـدر تـکّـهتـکّـه شد |