
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه محرم
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه صفر
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الأول
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الثانی
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الأول
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الثانی
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه رجب
-
سایت قرآنی تنـــــزیل
-
سایت مقام معظم رهبری
-
سایت آیت الله مکارم شیرازی
-
سایت آیت الله نوری همدانی
-
سایت آیت الله فاضل لنکرانی
-
سایت آیت الله سیستانی

![]() |
![]() |
زبانحال حضرت رقیه سلاماللهعلیها با سر مطهر پدر
چنان شمعم که امشب کُنج این ویرانه میگِریَم هنوز از غُصۀ بزمِ مِی و پیمانه میگِریَم دل اهل حرم میسوزد از اشک شرربارم پدر جان! در فراقت آنقَدَر طفلانه میگِریَم |
![]() |
![]() |
زبانحال حضرت رقیه سلاماللهعلیها با سر مطهر پدر
دوباره بـوی خـوش مُشک ناب میآید شـمـیم تـوست که با آب و تـاب میآید به صبح دولت من آسمان خورد غبطه که نـیـمـهشـب بـه بـرم آفـتـاب مـیآیـد |
![]() |
![]() |
زبانحال حضرت رقیه سلاماللهعلیها با سر مطهر پدر
بـر لبِ بـامِ اسـارت آفـتـابـم را بـبـیـن مثل این ویرانه احـوالِ خرابم را ببین در جوابِ العطشهایت وجودم آب شد آب رد شد از سرم؛ حالا سرابم را ببین |
![]() |
![]() |
زبانحال حضرت رقیه سلاماللهعلیها با سر مطهر پدر
چهقدر بیتو شكستم، چهقدر واهمه كردم! چهقدر نام تو را مثل آب، زمزمه كردم! خیال آب نبستم به جز دو دست عـمویم اگر نگـاه به رؤیـای نهـر علقـمه کردم |
![]() |
![]() |
مدح و شهادت حضرت رقیه سلاماللهعلیها
به سنگ نام تو را گفتم و به گریه درآمد به گوش کوه سرودم تو را و چشمه برآمد سکـوت نقرهای ماه را شکـست غـم دل در آن زمان که از آن ماه بیکفن خبر آمد |
![]() |
![]() |
زبانحال حضرت رقیه سلاماللهعلیها با سر مطهر پدر
دشمن خـرابه را به تو آسان گرفته بود از من هـزار بار ولی جان گرفته بود! سر بر اطاعـت دلِ مجـنـون نهـاده بود پـایـم اگـر كه راهِ بـیـابـان گـرفـتـه بود |
![]() |
![]() |
زبانحال حضرت رقیه سلاماللهعلیها با سر مطهر پدر
امشب که با تو انس به ویران گرفتهام ویـرانه را به جـای گـلـسـتـان گرفتهام امشب شب مبارک قدر است و من تو را بر روی دست خویش چو قرآن گرفتهام |
![]() |
![]() |
مدح و شهادت حضرت رقیه سلاماللهعلیها
سلام کرد و نشان داد جای سلسله را چه بیمـقـدمـه آغـاز میکـنـد گـله را نه از سنان و نه از شمر گفت نه خولی بهانه کرد فـقـط طعـنههای حرمله را |
![]() |
![]() |
ذکر مصائب ورود سیدالشهدا علیهالسلام به کربلا
یا غیاث المسـتغـیـثین آه از کربو بلا از فـلـک آمــد نــدا: واویـلـتـا واویـلـتـا تا ابد لعنت به هرچه کینه هست از مرتضی کوفه زد بر طبلِ جنگ و عرش بر طبل عزا |
![]() |
![]() |
زبانحال سیدالشهدا علیهالسلام در هنگام ورود به کربلا
من به پای دوست در این سرزمین سر میدهم در ره یار آنچه دارم خشک یا تر میدهم |
![]() |
![]() |
زبانحال حضرت زینب سلاماللهعلیها در هنگام ورود به کربلا
بسوز ای دل که مضطر گردم اینجا شـکـوه نـخـل بـاور گـردم اینجا |
![]() |
![]() |
زبانحال حضرت زینب سلاماللهعلیها در هنگام ورود به کربلا
دلـشـورهای افـتـاده در جـانم برادر غـمگـیـنم و سر در گـریـبانم برادر |
![]() |
![]() |
ذکر مصائب ورود سیدالشهدا علیهالسلام به کربلا
تــشـنـگـان قــبــیــلــۀ زهــرا قبضه کردند دشت و صحرا را |
![]() |
![]() |
ذکر مصائب ورود سیدالشهدا علیهالسلام به کربلا و توصیف کربلا
چقدر ریخته هر گوشه و کنار، غم اینجا نشسته روی دو زانو امام، هر قدم اینجا ندا رسید که باز این چه شورش است در عالم خبر رسید: به آل عـلی شده سـتم اینجا |
![]() |
![]() |
ذکر مصائب ورود سیدالشهدا علیهالسلام به کربلا و توصیف کربلا
چشمهچشمه میجوشد خون اطهرت اینجا کور میکند شب را، برق خنجرت اینجا چشمهچشمه میجوشد، از دل زمین هر شب خون اصغرت آنجا، خون اکبرت اینجا |
![]() |
![]() |
ذکر مصائب ورود سیدالشهدا علیهالسلام به کربلا
هست در چـشـمِ عـاشـقان تا اشك روضـه آغـاز مــیشـود بـا اشـك دسـت انـداخـت و بـه نــام عــلـی آمــد از پــشــتِ پـلـك بـالا اشــك |
![]() |
![]() |
زبانحال حضرت زینب سلاماللهعلیها در هنگام ورود به کربلا
اینجا کجاست ای گل زهرا به ما بگو گر کـربـلاست، با من غـممـبـتـلا بگو سـرتاسـر وجـود مرا غـم گرفته است از این زمیـن محنت و درد و بلا بگو |
![]() |
![]() |
زبانحال مسلم بن عقیل علیهالسلام قبل از شهادت
ترسم این نیست سفیر تو سر دار رود! تـرسـم این است رقـیـه سر بازار رود کوهی از سنگ، سر بام ببینی چه کنم!؟ دخترت را مـلأ عـام بـبـیـنی چه کنم!؟ |
![]() |
![]() |
زبانحال مسلم بن عقیل علیهالسلام قبل از شهادت
بر سر بام گـرفتار به صد شیون و آه مـیفـرسـتـم چه سـلامـی به ابـاعبدلله دست بر سینه شدم رو به بیـابـانم من تو کجای سـفـری حـیف نـمیدانم من |
![]() |
![]() |
مدح و شهادت مسلم بن عقیل علیهالسلام
دلم شـور میزد که از دور دیـدم دو پیغـام سرخ از بیـابان رسیدند سوارانی از کوفه و غـصههایش که پیـغـمـبر روضه یک شهـیدند |