
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه محرم
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه صفر
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الأول
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الثانی
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الأول
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الثانی
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه رجب
-
سایت قرآنی تنـــــزیل
-
سایت مقام معظم رهبری
-
سایت آیت الله مکارم شیرازی
-
سایت آیت الله نوری همدانی
-
سایت آیت الله فاضل لنکرانی
-
سایت آیت الله سیستانی

![]() |
![]() |
مدح و منقبت پیغمبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلّم
فکر کردند که خورشید مکدر شده است کوثری دیده و گـفـتند که ابـتر شده است بولهبهای زمان دست به دست زر و زور جهل این قوم ببـین چند برابر شده است |
![]() |
![]() |
عید مبعث و مدح پیغمبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلّم
دل ربودن از تمام خلق عالم کار توست ای طیب دردمندان! عالمی بیمار توست از همان اول که پا در عرصۀ دنیا زدی حامل وحی خدا همراه و خدمتکار توست |
![]() |
![]() |
مدح و شهادت امام موسی کاظم علیهالسلام
درون سینۀ من سرزمینی رو به ویرانیست دلی دارم که «فِی قَعرِ السُّجُون» عمریست زندانیست نه خورشیدی نه ماهی؛ روز و شب در چشم من یکسان جهان زندان، اتاق کوچکم همواره ظلمانیست |
![]() |
![]() |
مدح و شهادت امام موسی کاظم علیهالسلام
بپرس از آسمان ما کمی احوال باران را نگـاه تو دگرگون میکـند حال بیابان را بیـا آرام کن دریـای درهـم برهـم دل را فرو بنشان در امواج دعایت خشم طوفان را |
![]() |
![]() |
مدح و شهادت امام موسی کاظم علیهالسلام
امشب به شوق جان جـانان مینویسم یعـنی به جای درد، درمـان مینویسم یابن الشموس الطالعه، شمس الضحایی خورشید را نزد تو حـیران مینویسم |
![]() |
![]() |
مدح و شهادت امام موسی کاظم علیهالسلام
مردی که نام دیگر او «آفتاب» است بین غل و زنجیر هم عالیجناب است حـبلالـمـتین ماست یک تار عـبایش این مرد از نسل شریف بوتراب است |
![]() |
![]() |
مدح و شهادت امام موسی کاظم علیهالسلام
«الـهی سـیـنهای ده آتـش افروز در آن سینه دلی وان دل همه سوز هر آن دل را که سوزی نیست دل نیست دل افسرده غیر از آب و گل نیست» |
![]() |
![]() |
مدح و شهادت امام موسی کاظم علیهالسلام
بیجانم و جان میشود موسیبن جعفر در جانم ایـمان میشود موسیبن جعفر تا بـر لـبـم گـل میکـنـد "باب الحوائج" بـانـی احـسـان میشود موسیبن جعفر |
![]() |
![]() |
مدح و شهادت امام موسی کاظم علیهالسلام
داغ تو دور از تصوّر، خارج از تصویرها ماتمت افـتاده بر جانِ غل و زنجـیـرها ذکـر تو ذکـر تـوسـل کـردن زنـدانـیـان ضامنِ تهمتگرفـتاران و بیتـقـصیرها |
![]() |
![]() |
مدح و شهادت امام موسی کاظم علیهالسلام
هرچـند گـدایـان، در این خـانه زیـادند اینها همگی مـظهـر لطـفاند، جـوادند هرگز به کسی پاسخ «برگرد» نـدادند اینـهـا نه خـدایـنـد، نـه مـانـند عـبـادنـد |
![]() |
![]() |
مدح و شهادت امام موسی کاظم علیهالسلام
میان روضه جاری میشود تا بر زبان زندان تداعی میشود در ذهن هرچه روضهخوان زندان گره گودال اگر خورده به جد او گره خورده به نام حضرت موسیبن جعفر بیگمان زندان |
![]() |
![]() |
مدح و شهادت امام موسی کاظم علیهالسلام
دل مـبـتـلای حـضرت موسیبن جعفر عـالـم فـدای حـضرت مـوسیبن جعفر قـلب تـمـام شـیـعـیـان گـردیـده امـروز مـاتـمسـرای حـضرت مـوسیبن جعفر |
![]() |
![]() |
مناجات با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه در شهادت امام کاظم علیهالسلام
وقـتـش شده بـیایی و درمـانـمـان کنی فکری به جسم زخـمی ایـمانـمان کنی ما را فراق روی تو تا کفر برده است برگـرد تا دوبـاره مـسلـمـانـمـان کـنی |
![]() |
![]() |
مدح و شهادت امام موسی کاظم علیهالسلام
بهار، میشِـمُرد اشکهای بـاران را هـجـومِ ضربۀ شـلاقهای بـوران را خزانِ سرخِ زمین سبـز میشود آخر بهار، میرسد و میکُـشد زمستان را |
![]() |
![]() |
مدح و شهادت امام موسی کاظم علیهالسلام
برای رزق میآید کنارت صبحگاهان هم به شوقِ رحمت تو دست بالا برده باران هم تویی آئینهایی که قبله در چشمت نمایان است به روی تو علی و فاطمه پیداست، یزدان هم |
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف
سرد است تمام کوچههامان برگرد گرمای پس از شب زمستان برگرد گـلـدان لـب پــنـجــرهام خـشـکـیـده ای رحمت قطرههای باران برگرد |
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف
از زنـدگـیِ بـی تـو بـیــزاریــم آقـا دیگـر بـیـا، خـیـلـی گـرفـتـاریـم آقا غیر از ظهورِ تو نخواهیم از خداوند شب تا سحـرهـایی که بـیداریم، آقا |
![]() |
![]() |
مناجات شب جمعه ای با سیدالشهدا علیهالسلام
دوباره بغض و کمی آه، علتش این است حرم نرفـته بمـیرم خجـالـتش این است سلام میدهم از بـام خـانه سمت حـرم ببخش نوکرتان را بضاعتش این است |
![]() |
![]() |
مدح امیرالمؤمنین علی علیهالسلام و فتح خیبر با دست الهی او
یا عـلی گفتم همه درها به رویم باز شد یا علی گفتم، چه شیرین شعر من آغاز شد |
![]() |
![]() |
مدح امیرالمؤمنین علی علیهالسلام و فتح خیبر با دست الهی او
فکند آن پنجه داور گهی از راست گاهی چپ ز مرحب سر ز خیبر در گهی از راست گاهی چپ علی یک تن در آن غوغا ولی در عرصه هیجا هزیمت کرد از او لشکر گهی از راست گاهی چپ |