
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه محرم
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه صفر
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الأول
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الثانی
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الأول
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الثانی
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه رجب
-
سایت قرآنی تنـــــزیل
-
سایت مقام معظم رهبری
-
سایت آیت الله مکارم شیرازی
-
سایت آیت الله نوری همدانی
-
سایت آیت الله فاضل لنکرانی
-
سایت آیت الله سیستانی

![]() |
![]() |
مدح امیرالمؤمنین حضرت علی علیهالسلام
دریــا دلـیــم و منت دریــا نمیــکشیـم خـمـخـانـه ایـم، منـّت میـنـا نـمـیکشیم تا قطره های اشک به دامن روانه است ما نـاز شـبـنـم سـحــری را نمیکـیشیم |
![]() |
![]() |
مدح و شهادت امام رضا علیهالسلام
شب هم به قدر دیدۀ تو، پر ستاره نیست دریای غصه های دلت را، کناره نیست گفتی به خادمت که درِ حجره را بـبند یعنی بـرای تشنگـیت، راه چـاره نیست |
![]() |
![]() |
شهادت امام رضا علیهالسلام
انـگــور می خـرند پـذیـرایـی ات کـنـند مهمان جـشن شـوم یهـودایی ات کنند شکر خدا که بر بدنت دشنه ای نخورد قسمت نبـود حضرت یحیایی ات کنند |
![]() |
![]() |
شهادت امام رضا علیهالسلام
با سینه ای که آتش از آن شعله می کشید نـالـه بـرای کـشتـۀ دیـوار و در کـشید او بود و خاک حجره و یک نالۀ ضعیف آری نـفـس نفس زدنش تا سحـر کشید |
![]() |
![]() |
حضرت رقیه سلام الله علیها
دردم این است عمو نیز در این قافله نیست مثل من پــای کــســی پر شده از آبلــه نیست گــفــتــم از منبر نی آیــه ی توحــیـد نخوان سنگ ها منتظر و خواندن تو بی صله نیست |
![]() |
![]() |
حضرت رقیه سلام الله علیها
خبر آمد که ز معـشـوق خبـــر می آید ره گشایید که یـــارم ز سفـر می آید کـاش می شد که ببافـند کمی مـویم را آب و آیینـــه بــیــارید پـــدر می آید |
![]() |
![]() |
حضرت رقیه سلام الله علیها
حق خواسته که دست عطا داشته باشی بــــالا بنـشینی و گــدا داشتــه بـــاشی والله که حق است که در جــمع بزرگان بالای سـر عــمّـــه تو جا دا شته باشی |
![]() |
![]() |
زبانحال حضرت رقیه سلام الله علیها
گل سر نیست ولی موی سرم هست هنوز تن من آب شد امــا اثـــرم هــست هنـــوز جــای سیــلــی ز روی گونه من پاک نشد رد شلاق به روی کـــمــرم هست هنـــوز |
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با حضرت زینب سلام الله علیها
ای مجـد و شـرف زینت نـامت زینب ای قـبـلــۀ عـارفـان مـقـامت زیـنـب از روز ازل ز داغ یــاران حــســیـن زد سـکـۀ غـم فـلک به نـامت زینب |
![]() |
![]() |
حضرت زینب سلام الله علیها در کوفه
می گویـد از شـکـسـتن سـرو تـنـاورش این شیر زن که مثل پدر، مثل مادرش! این زن، درست، مثل پدر حرف می زند مـیـراث مـادر اسـت، دل داغ پـرورش |
![]() |
![]() |
زبانحال حضرت زینب با سیدالشهدا
دلِ سـوزان بُـوَد امـروز گـواه من و تـو کز ازل دشت بلا، چشم به راه من و تو من به تو دوخته ام دیده، تو بر من، از نی یک جهـان راز نهـفـته به نگاه من و تو |
![]() |
![]() |
زبانحال حضرت زینب با سیدالشهدا
ای مصحف ورق ورق! ای روح پیکرم! آیـا تـویـی بـرادر مـن؟ نـیـست بـاورم با آنکه در جـوار تو یک عــمر بـوده ام نـشـناسمت کنون که تو هستی بـرادرم |
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با امام حسین علیه السلام
در غـمت پـیـرهن صبـر دریـدن دارد نـفــس نـالـه و فــریـاد بـریــدن دارد زیر بار غـم تو عرش به هم می ریزد پـس قـدِ عــمـۀ سادات خـمـیـدن دارد |
![]() |
![]() |
مدح و شهادت امام حسین علیه السلام
باد ها عـطر خـوش پــیرهـنش را بردند سوخـتـند و خـبر سوخـتـنـش را بردند نیزه ها بر عطشـش قـهـقهه سر می دادند زخـم هـا لالـۀ بــاغ بــدنـش را بــردنـد |
![]() |
![]() |
بعد از شهادت سیدالشهدا علیه السلام
گیسوی خورشید می لغزید، روی خیمه ها خون و آتش می تراوید از سبوی خیمه ها آب، پای تپّه ها می شُست، زخـم دشت را از شرار تـشنگی، پُـر بود جوی خیمه ها |
![]() |
![]() |
آخرین لحظات عمر سیدالشهدا علیه السلام
آسمان در شُرُف صاعقه ای سنگین بود نـفـسِ باد، پُـر از زمـزمـۀ یـاسـیـن بود چـه بـلایــی بـه ســـرِ آیـنـه هـا می آمـد! که چهل روز و چهل شب، دلشان پُر چین بود |
![]() |
![]() |
آخرین لحظات عمر سیدالشهدا علیه السلام
ازپشت زین به خاک چو خورشید دین نشست برخاست شورشی که فلک بر زمین نشست از شش جهت بـلند شـد آهی که دود آن بر طاقِ مـنظرِ فـلکِ هـفـتـمین نـشست |
![]() |
![]() |
آخرین لحظات عمر سیدالشهدا علیه السلام
تـیـر ستم چو بر دل سلطان دیـن رسید بس بی امان به قلب رسول امین رسید نـه طـاقـت سواری و نـه حالـت نـبـرد یکـباره جـسم اطهر او بر زمین رسید |
![]() |
![]() |
آخرین لحظات عمر سیدالشهدا علیه السلام
می سوخت در لهیـب تبی آتـشیـن زمین می ساخت پایه های غروری نوین زمان خورشیـد هم چو کـشتی آتش گرفـته ای آواره بـــــود در دل دریـــای آســمــان |
![]() |
![]() |
مناجات با امام زمان عج الله تعالی فرجه
ای گـوهـر ولای تو در جـوهـرم، بـيا تا پَـر نشست تيـر غـمت در پـرم، بيا آتش گـرفـتم از تب عشق تو، سـوختم ای كرده سوز هجر تو خاكـسترم، بيا |