
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه محرم
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه صفر
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الأول
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الثانی
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الأول
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الثانی
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه رجب
-
سایت قرآنی تنـــــزیل
-
سایت مقام معظم رهبری
-
سایت آیت الله مکارم شیرازی
-
سایت آیت الله نوری همدانی
-
سایت آیت الله فاضل لنکرانی
-
سایت آیت الله سیستانی

![]() |
![]() |
زبانحال حضرت زینب سلاماللهعلیها با سر مطهر امام علیهالسلام در شام
مصائـبـی که سـرم آمده، فـدای سـرت چه مرهمی بگذارم به زخمهای سرت؟ تمـام راه نگـاهـم به چـشـمهای تو بـود تمـام راه بـرایم شـدهست سـایه، سـرت |
![]() |
![]() |
ترسیم مصائب اهل بیت سلاماللهعلیهما در شهر شام
از تـیـرگیِ شـام، دل آسـمـان گـرفت وقت ورود شد، نَفَسِ کاروان گرفت راهی نـبود از در دروازه تا به کاخ از صبح تا غروب ولیکن زمان گرفت |
![]() |
![]() |
زبانحال حضرت زینب سلاماللهعلیها با سر مطهر امام علیهالسلام در شام
سخـت بود هـمـسفـر نیزۀ اعـدا شدنم سختتـر بهر سفـر بیتو مهـیّـا شدنم وسط هـلهـلهها خـنده به حـالم کـردند خنده بر گریه و همصحبت سرها شدنم |
![]() |
![]() |
زبانحال حضرت زینب سلاماللهعلیها با سر مطهر امام علیهالسلام در شام
پس از تو، جان برادر! چه رنجها که کشیدم چه شهرها که نگشتم، چه کوچهها که ندیدم به سخـتجـانی خود آن قَـدَر نبود گمانم که بیتو، زنده ز دشت بلا، به شام رسیدم |
![]() |
![]() |
زبانحال حضرت زینب سلاماللهعلیها در شهر شام
دور محمل چه شلوغ است مکافات شده قــافــلــه وارد دروازۀ ســاعــات شــده وسط اینهـمه خـنـده، شـرر آهـم هست دور من هرکس و ناکس که نمیخواهم هست |
![]() |
![]() |
زبانحال حضرت زینب سلاماللهعلیها در شهر شام
شامیان خنده به زخـم جگر ما نزنید سـاز بـا نــالـۀ ذرّیـۀ زهــرا نـزنـیـد سر مردان خدا را به سر نیزه زدید مرد باشید دگر سنگ به زنها نزنید |
![]() |
![]() |
زبانحال حضرت زینب سلاماللهعلیها با سر مطهر امام علیهالسلام در شام
با وجود شمرهای بددهان در شهر شام شام من شد تهمت و زخمزبان در شهر شام آنچه با من کرد حرف ناسزا سیلی نکرد زیر بار غصه قدم شد کمان در شهر شام |
![]() |
![]() |
ترسیم مصائب اهل بیت سلاماللهعلیهما در شهر شام
در مجـلس یزید جـانها به لب رسید جـانها به لب رسید در مجـلس یزید زد خـنــده بـر غــمِ زنهــای قــافـلـه وقـتی شـراب از کـنـج لـبـش چـکـید |
![]() |
![]() |
زبانحال حضرت زینب سلاماللهعلیها با سر مطهر امام علیهالسلام در شام
میرسد روضه به یک طشت خدا رحم کند خـیزران کاش به زخـم دل ما رحم کند چند جای لبت از چوب ترک خورده حسین زخم چشمان ترت باز نمک خورده حسین |
![]() |
![]() |
ترسیم مصائب اهل بیت سلاماللهعلیهما در شهر شام
بر زینب مـظـلـومـه شبِ تار رسیده نـامـوس خـدا بـر سـر بـازار رسیده دروازۀ ساعات پُر از مردم شامیست بر گـوش هـمه خـنـدۀ انـظـار رسیده |
![]() |
![]() |
ترسیم مصائب اهل بیت سلاماللهعلیهما در شهر شام
کی دیده کنار هم، جام می و قـرآن را جام می و قرآن و، چوب و لب عطشان را ای فـاطمۀ اطـهر! ای دختـر پیغـمبـر! در طشت طلا بنگر، وجه اللَهِ سبحان را |
![]() |
![]() |
مناجات پایان ماه محرمی و ورود سر مطهر امام علیهالسلام به شام
ما هـر چه بـود پـای مـحـرم گذاشـتـیم در چَـشمها دو چِـشـمۀ زمـزم گذاشتـیم قطعاً دعای فـاطمه پشت و پـناه ماست وقـتـی دم حـسـیـنـیـه پـرچـم گـذاشتـیـم |
![]() |
![]() |
مناجات پایان ماه محرمی و ورود سر مطهر امام علیهالسلام به شام
ای دل! مگر نه خاتمه، ماه محرّم است؟ «باز این چه شورش است که در خلق عالم است؟» گر مـاجـرای کـوفـه و کـربـبـلا گـذشت «باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است؟» |
![]() |
![]() |
مدح و مرثیۀ حضرت زینب سلاماللهعلیها در شام
دختر شیرخدا در شام محشر کرده است گوئیا حیدر دوباره فتح خیبر کرده است او که منـبر رفـته جدّش بر جهاز ناقهها ناقهای را بیجهاز این بار منبر کرده است |
![]() |
![]() |
ترسیم مصائب اهل بیت سلاماللهعلیهما در شهر شام
شب گرچه روی نیـزه، سرِ آفـتاب بُرد زینب به فـتـح شـام، سـپـاه شـهاب بـرد پس درسهای مادر او بی نتیجه نیست از زخـم بیحـسـاب، نـباید حـساب برد |
![]() |
![]() |
ترسیم مصائب اهل بیت سلاماللهعلیهما در شهر شام
فاطمه! مادر سادات! چه آمد به سرت؟ شـامـیان عـید گـرفـتـنـد به قـتل پـسرت سنگ و خاکستر و دشنام و کف و زخم زبان کوچه کوچه شده مزد زحـمـات پـدرت |
![]() |
![]() |
ترسیم مصائب اهل بیت سلاماللهعلیهما در شهر شام
کی دیده کـنار هم، جام می و قـرآن را جام می و قرآن و، چوب و لب عطشان را ای فـاطمۀ اطـهر! ای دختـر پیغـمـبـر! در طشت طلا بنگر، وجه اللَهِ سبحان را |
![]() |
![]() |
ترسیم مصائب اهل بیت سلاماللهعلیهما در شهر شام
در شهر یـهـودیـان به اجـبار وارد شــده زیـنـب عـــزادار این بـار نـخـسـت اوست والله تـا حـال نـرفـتـه است بـازار |
![]() |
![]() |
ترسیم مصائب اهل بیت سلاماللهعلیهما در بین راه و شهر شام
از دم دروازه معلوم است بد تا میکنند خیرهسرهایی که زینب را تماشا میکنند گاه با شمشیر و نیزه، گاه با رقص و طرب دور بیبیهـای روی نـاقه بلوا میکنند |
![]() |
![]() |
ترسیم مصائب اهل بیت سلاماللهعلیهما در بین راه و شهر شام
مانده بر دوش زمین رنج مسیر سفرت آسمـانها شده با گریهٔ خود نوحـهگرت سفـر کـوفه و دروازهٔ ساعـات و حـلب چه سفرها، چه سفرها که نکردهست سرت |