
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه محرم
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه صفر
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الأول
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الثانی
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الأول
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الثانی
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه رجب
-
سایت قرآنی تنـــــزیل
-
سایت مقام معظم رهبری
-
سایت آیت الله مکارم شیرازی
-
سایت آیت الله نوری همدانی
-
سایت آیت الله فاضل لنکرانی
-
سایت آیت الله سیستانی

![]() |
![]() |
مدح و شهادت حضرت رقیه سلاماللهعلیها
روضهات را قصه میگفتم برای دخترم گریه کردم تا سحـر با هـایهای دخترم گـفـتم از آب و غذا افتادی از روز دَهم آنقدر کِـز کـرد، کم شد اشتـهـای دخترم |
![]() |
![]() |
زبانحال حضرت رقیه سلاماللهعلیها با سر مطهر پدر
با سر رسیدهای! بگو از پیکری كه نیست از مصحف ورقورق و پرپری كه نیست سر مینهم به سردی این خاکها؛ کجاست دستان مهربان و نوازشگری که نیست؟ |
![]() |
![]() |
مدح و شهادت حضرت رقیه سلاماللهعلیها
ملـیکهای که سماوات در پنـاهـش بود هزار مرثیه در عمق هر نگاهش بود قـیـام کـرد علیه خـزان چو ابـر بهـار و قطره قطرۀ چشم ترش سپاهش بود |
![]() |
![]() |
زبانحال حضرت رقیه سلاماللهعلیها با سر مطهر پدر
غنچهای پژمردهام روی مزار خویشتن غیر یک بوسه ز لبهایت ندارد جان سخن تـازیـانه بـافـته بر تن لـبـاس خـسـتگی همره جـان در بیاید از تـنم این پیـرهن |
![]() |
![]() |
مدح و شهادت حضرت رقیه سلاماللهعلیها
چه تکریمی نموده شهرِ شام از باب حاجاتش سه روزی مانده این حوریه پشت باب ساعاتش سر بـازار نُه ساعت سر پـا ایـسـتاده او کسی که نُه فلک بنشسته بر خوان کراماتش |
![]() |
![]() |
مدح و شهادت حضرت رقیه سلاماللهعلیها
حـیـدر نسب و فـاطـمه سیماست رقیه آرام دل عـــمــه و بــابــاسـت رقــیــه دلـتنگ رخ فـاطـمه کمتر شود ارباب تـا آیـنـۀ حـضـرت زهــراسـت رقـیـه |
![]() |
![]() |
زبانحال حضرت رقیه سلاماللهعلیها با سر مطهر پدر
بیتو احساس غریبیست پریشانی من شـدهای با خـبـر از گـریـهٔ پـنهـانی من رفتی و دور و برم پُر شده از ابر سیاه مثـل خـورشـید بیا در شب بارانی من |
![]() |
![]() |
مدح و شهادت حضرت رقیه سلاماللهعلیها
گـفـتی حسین و قـصه را آغاز کردی در قلب او جای خودت را باز کردی نـاز پـدر را مـیخـرد عـالـم، ولی تو هر بـار از راهی بـرایـش نـاز کردی |
![]() |
![]() |
زبانحال حضرت رقیه سلاماللهعلیها با سر مطهر پدر
آمـدی از بـین آتـش تا گـلـسـتـانت کـنـم با پـریـشانی نمیخـواهم پـریـشانت کنم کاش میشد زخمهایت را بریزم در تنم تا فقـط انـدازۀ یک زخـم، درمـانت کنم |
![]() |
![]() |
زبانحال حضرت رقیه سلاماللهعلیها با سر مطهر پدر
مرغ باغ ملـکـوتم که شکـسـتهست پرم ریخته دست زمان خاک یتیمی به سرم چه فـراقی و چه داغی که ندیـده چشمم در همین فـاصله از زنـدگی مخـتـصرم |
![]() |
![]() |
زبانحال سیدالشهدا علیهالسلام با حضرت رقیه سلاماللهعلیها
چشمهای خـسـتهات را باز دریـایی نکن اینقَدَر با اشک، رویت را تماشایی نکن هیچجا مانند اینجا چشم مردم شور نیست روی ماهت را دوباره غرق زیبایی نکن |
![]() |
![]() |
زبانحال حضرت رقیه سلاماللهعلیها با سر مطهر پدر
دستت کجاست تا که بگیری به بر مرا؟ یا لـطـف کن بگـیـر به بـر یا بـِـبَر مرا آن سنگدل که خواست سرت را جدا کند ای کاش کـشـتـه بـود ز تو زودتـر مرا |
![]() |
![]() |
مدح و شهادت حضرت رقیه سلاماللهعلیها
ای اشک با شـکـوه تو از آن کـیـستی پـیـداسـت از اهـالـی ویـرانـه نـیـسـتی بیتاب کرده قـلب جهان را صدای تو ای دختر سه ساله تو غمگینِ کیستی؟ |
![]() |
![]() |
مدح و شهادت حضرت رقیه سلاماللهعلیها
طـفـلی که بار مـحـنـت ایّـام بـرده بـود در عین خُـردسالگیاش سالخـورده بود چون غـنچـهای که در وسط آتش اوفتد اعضای پیکرش همه درهم فـشرده بود |
![]() |
![]() |
مدح و شهادت حضرت رقیه سلاماللهعلیها
پس از مادر که لبخندش گشاید باب رحمت را خدا بر دختران بخشیده دریای محبت را به مردان شعلهای از غیرت خود داده و جایش به زنها هدیه داده مهربانی و نجابت را |
![]() |
![]() |
زبانحال حضرت رقیه سلاماللهعلیها با سر مطهر پدر
چنان شمعم که امشب کُنج این ویرانه میگِریَم هنوز از غُصۀ بزمِ مِی و پیمانه میگِریَم دل اهل حرم میسوزد از اشک شرربارم پدر جان! در فراقت آنقَدَر طفلانه میگِریَم |
![]() |
![]() |
زبانحال حضرت رقیه سلاماللهعلیها با سر مطهر پدر
دوباره بـوی خـوش مُشک ناب میآید شـمـیم تـوست که با آب و تـاب میآید به صبح دولت من آسمان خورد غبطه که نـیـمـهشـب بـه بـرم آفـتـاب مـیآیـد |
![]() |
![]() |
زبانحال حضرت رقیه سلاماللهعلیها با سر مطهر پدر
بـر لبِ بـامِ اسـارت آفـتـابـم را بـبـیـن مثل این ویرانه احـوالِ خرابم را ببین در جوابِ العطشهایت وجودم آب شد آب رد شد از سرم؛ حالا سرابم را ببین |
![]() |
![]() |
زبانحال حضرت رقیه سلاماللهعلیها با سر مطهر پدر
چهقدر بیتو شكستم، چهقدر واهمه كردم! چهقدر نام تو را مثل آب، زمزمه كردم! خیال آب نبستم به جز دو دست عـمویم اگر نگـاه به رؤیـای نهـر علقـمه کردم |
![]() |
![]() |
مدح و شهادت حضرت رقیه سلاماللهعلیها
به سنگ نام تو را گفتم و به گریه درآمد به گوش کوه سرودم تو را و چشمه برآمد سکـوت نقرهای ماه را شکـست غـم دل در آن زمان که از آن ماه بیکفن خبر آمد |