
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه محرم
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه صفر
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الأول
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الثانی
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الأول
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الثانی
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه رجب
-
سایت قرآنی تنـــــزیل
-
سایت مقام معظم رهبری
-
سایت آیت الله مکارم شیرازی
-
سایت آیت الله نوری همدانی
-
سایت آیت الله فاضل لنکرانی
-
سایت آیت الله سیستانی

![]() |
![]() |
مناجات با خداوند کریم و روضۀ سیدالشهدا علیهالسلام
بــیـــدارم و امــا دل بـــیـــدار نــدارم در تـوشه به جـز این دل بیـمار ندارم گفـتی که بیا تـوبه کن و بندۀ من باش صد حیف که من گوش بدهکار ندارم |
![]() |
![]() |
غزل مناجاتی با خداوند کریم
شب است و گریه و ناله کنم به حال خودم که مرهمی بگذارم به روی بـال خودم بگـیر دست کـسی را که اوفـتـاده ز پا مرا تو وانـگـذاری دمی به حال خودم |
![]() |
![]() |
مناجات با خداوند کریم
باز پوشـاندی گـناهم را و مشـتم وا نشد باز هم این بنده پیش هیچکس رسوا نشد ماندهام تا که گناهم را کجا مخـفی کنم؟ این گـناهـانِ کـبـیره هیچ جـایی جا نشد |
![]() |
![]() |
مناجات با خداوند کریم
کجا به بندۀ شـرمـنده حرف غـم بزنی کـریم هـسـتی و باید دم از کـرم بزنی گـشودهای درِ رحمت مرا صدا زدهای که جُرم و معصیتم را خودت قلم بزنی |
![]() |
![]() |
مناجات با خداوند کریم و توسل به سیدالشهدا علیهالسلام
گرچه بر این آستان روی سیاه آوردهام شرمـسارم، اشکهایم را گواه آوردهام دست خالی در ضیافت آمدن شایسته نیست من برایت کـولـهباری از گـناه آوردهام |
![]() |
![]() |
مناجات با خداوند کریم
در باز کن که خـسـتهتـرین بـنده آمده تـنها و سـر به زیـر و سرافکـنده آمده هـــمــراه بـا امــیــد بـه آیــنــده آمــده بـا ایـن کـه دیـر آمـده شـرمـنـده آمـده |
![]() |
![]() |
مناجات با خداوند کریم
قـلب مـرا نـرم کـرد، دیـدۀ بـارانیام تَر شده سجـاده از اشکِ پـشـیـمانیام از همه دلرحمتر، از همه نزدیکتر هرچه بـرنجـانَـمـت بـاز نـمیرانیام |
![]() |
![]() |
غزل مناجاتی با خداوند کریم
باز هم با رحمتی مشهود بخشیدی مرا تا که یک «العفو» گفتم زود بخشیدی مرا اشکـهایم راهیِ دریـای غـفـران تو شد غرق کردی بنده را در جود بخشیدی مرا |
![]() |
![]() |
غزل مناجاتی با خداوند کریم
بیـچـاره و فـقـیرم، یارب الهی العفـو از دست خود اسیرم، یارب الهی العفو |
![]() |
![]() |
غزل مناجاتی با خداوند کریم
امشب گـنـاهِ دل را با آبِ توبه شـسـتم من با خدای خوبم عهدی دوباره بـستم گـفـتم که بارالـها! من عـبدِ رو سـیاهم چون پـردۀ حـیا را با هر گـنه گـسستم |
![]() |
![]() |
غزل مناجاتی با خداوند کریم
گـفـتـند خالق تو، دارد بـنـای عـفـوت با سر دویدهام چون دارم هوای عفوت از روسیاهِ بدکار یک بار، دل نکندی جرم مرا نوشتی، یک عمر پای عفوت |
![]() |
![]() |
غزل مناجاتی با خداوند کریم
بُـردم تو را ز یـاد و به یـاد منی هنوز شبها مـرا به اسم، صدا میزنی هـنوز از دامـن گـنــاه در افــتــادهام بـه چــاه اما چو مـاه در شب من روشـنی هنوز |
![]() |
![]() |
مناجات با خداوند کریم و روضه سیدالشهدا علیه السلام
برای دردهایم روز و شب فکر دوا کردم برای جرعهای از جام فیض تو دعا کردم تو گفتی رَتِّلِ اَلْقُرْآنَ تَرْتِیلاً، به روی چشم رسیدم تا به اُدْعُونِی تورا از جان صدا کردم |
![]() |
![]() |
مناجات با خداوند کریم و روضه سیدالشهدا علیهالسلام
هـرکار میکـنـم که نـلغـزم نـمیشود پیش تو سر شکـسـته نبـاشم نمیشود |
![]() |
![]() |
مناجات با خداوند کریم و روضه سیدالشهدا علیهالسلام
من را ببـین یارب اگر غـرق گـناهم “یا حِرْزَ مَنْ لَا حِرْزَ لَه”من بیپناهم عُشاق پُر بود از عبادت کولههاشان من که ندارم جز تو چیزی کن نگاهم |
![]() |
![]() |
غزل مناجاتی با خداوند کریم
از من نـدیـده است کـسی بیپـنـاهتـر روزم شده است از شب تیره سیاهتر دست مرا بگیر که از خود فراریام راضی نـشو بـبـیـنیام ازاین تـبـاهتر |
![]() |
![]() |
غزل مناجاتی با خداوند کریم
در بساطم باز چیزی نیست، آهم را نگاه قطـرههای شرم، در ابرِ نگـاهم را نگاه این زمستان هم گذشت؛ از برفِ پیری بگذریم! روسپیدان را ببین؛ روی سیاهم را نگاه |
![]() |
![]() |
مناجات با خداوند کریم و روضه سیدالشهدا علیهالسلام
از همه خسته شدم، خستگیام را در کن مضطرم، لطف کن و فکر مَنِ مضطر کن بیپـنـاهم به جز این خـانه پـناهـم ندهند من پنـاهـنـده شـدم بر تو مرا در بر کن |
![]() |
![]() |
غزل مناجاتی با خداوند کریم
چـشمـم از آسـتانت غیر از کـرم ندیده ای آیـۀ مـحـبت، از تـو به مـا رسـیـده از خـانۀ کـریـمان خـالی نـرفـته دستی سـائل نـشد پـشـیـمـان از مـنّت کـشـیده |
![]() |
![]() |
غزل مناجاتی با خداوند کریم
با خود درون آینهها گـفت و گوت بود دیـدار خـود در آیـنـه راز مگـوت بود هیهات از سکوت و هیاهوی بیصدات فریاد از این صدا که پُر از های و هوت بود! |