
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه محرم
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه صفر
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الأول
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الثانی
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الأول
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الثانی
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه رجب
-
سایت قرآنی تنـــــزیل
-
سایت مقام معظم رهبری
-
سایت آیت الله مکارم شیرازی
-
سایت آیت الله نوری همدانی
-
سایت آیت الله فاضل لنکرانی
-
سایت آیت الله سیستانی

![]() |
![]() |
مناجات اربعینی با سیدالشهدا علیه السلام
دلم هـوای حـرم کرده حضرت ارباب تو را به جان عـزیزت بیا مرا دریاب دوبـاره شـور پیـاده روی به سر دارم شبانه سوی حرم، گریه، زمزمه، مهتاب |
![]() |
![]() |
زبانحال حضرت زینب سلام الله علیها در بازگشت به کربلا
از هُـرم آتش عـطشت آفـتاب سـوخت از خشکی لبت جگر نهـر آب سوخت از بس برای ماتـم تو نـوحه خـواندهام از سوز نالـهام دل زار ربـاب سوخت |
![]() |
![]() |
مناجات اربعینی با سیدالشهدا علیه السلام
لب تشنهای و از لب نِی کام بُردهای با کـربـلا دل از هـمه ایـام بُـردهای آب فـرات و آب حـیـاتـنـد تـشـنهات آب بـقـاء را تـو لـبِ جــام بـردهای |
![]() |
![]() |
زبانحال حضرت زینب سلام الله علیها در بازگشت به کربلا
ای حسینی که تنت بر خاک و بر نی شد سرت آمد از شام بلا با حال مضطر خواهرت خوب بنگر ماجرای کوچه را در من ببین مثل بابا دست من بسته، رخم چون مادرت |
![]() |
![]() |
زبانحال حضرت زینب سلام الله علیها در بازگشت به کربلا
ای خفته زیر خاک چه خاکی به سر کنم بـاور نداشـتم که به قـبـرت نـظر کـنم ای همسفر به خواب و خیالم نمیرسید با تو نه بـلکه با سـر تو من سفـر کنم |
![]() |
![]() |
زبانحال حضرت زینب سلام الله علیها در بازگشت به کربلا
دلخون تر از ابر و طوفان، غمگین تر از باد و باران مانده به راهِ برادر، تنهاترین چشمِ گریان درموجِ خون نیمه باز است،چشمیکه جانی ندارد پیراهنی غرقِ خون را، بر سینهاش میفشارد |
![]() |
![]() |
زبانحال حضرت زینب سلام الله علیها در بازگشت به کربلا
رسیدم از سفری که مرا زِ پـا انداخت مرا به حـلـقۀ لبخـند و ناسـزا انـداخت رسیـدم از سفـری که یـتـیم را کـشتـند از آن سفر که به زلفش چه شانهها انداخت |
![]() |
![]() |
مناجات اربعینی با سیدالشهدا علیه السلام
عـاشق اگر به شوق تو پـرواز میكند احساس خویش را به تو ابراز میكند مُهرِ "زیارت" است كلیدى كه عاقبت درهـاى بـسـتـه را به دلـم بـاز میكند |
![]() |
![]() |
مدح و مرثیه حضرت زینب سلام الله علیها در اربعین
در میان این قـبـیـله ما گـدای زیـنـبـیم ما حـسیـنـیون همیشه زیر پای زینبیم |
![]() |
![]() |
مناجات اربعینی با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه
میرسد بر دل تو بغض صدایم یا نه؟ میشـود بـاز به درگـاه تو پـایـم یا نه؟ بـندهای آمـده با روی سیاهـش هیـئـت میدهد صاحب این خـانه بهـایم یا نه؟ |
![]() |
![]() |
زبانحال حضرت زینب سلام الله علیها با برادر در برگشت به کربلا
بیرون دویدم من ز خیمه، گریه کردم رأس تو را دیدم به نیـزه، گریه کردم مـن در پـی هـر کـودک تـنـهـا دویـدم بعد از تو یک روز خوش از دنیا ندیدم |
![]() |
![]() |
زبانحال حضرت زینب سلام الله علیها با برادر در برگشت به کربلا
با خود اینگونه بیاد آورم اینک سخنت چارهای نیست بجز سوختن و ساختنت گفتی آنروز:خدا کشته مرا خواسته است دیدم از عهد و وفایت که بخون خفته تنت |
![]() |
![]() |
زبانحال حضرت زینب سلام الله علیها با برادر در برگشت به کربلا
برگـشتـهام بـه کـربـبـلا یا اخـاالغریب بـی تو دگر فـتـادهام از پـا اخاالغـریب |
![]() |
![]() |
مناجات اربعینی با سیدالشهدا علیه السلام
شبـیـه جـام، که دنـبال بـاده آمــده است برای رفعِ عطش دل به جاده آمده است دلی که اهـل نـظـر میشـوند تسـلیـمش اراده کــردهای و بـیاراده آمــده اسـت |
![]() |
![]() |
زبانحال حضرت زینب سلام الله علیها با برادر در برگشت به کربلا
آوردهام بـهــر زیـــارت کـــاروان را یک کاروان از یـاس های ارغـوان را بـالا سـر و، پـایـینِ پـا، فـرقـی نـدارد بـنـشانـدهام پیـش تو این قَـدّ کـمـان را |
![]() |
![]() |
مناجات اربعینی با سیدالشهدا علیه السلام
اربعـین شد باز هم از قـافـله جا ماندهام گوشۀ هـیأت من غـمدیـده تنها مـانـدهام |
![]() |
![]() |
زبانحال حضرت زینب سلام الله علیها با برادر در برگشت به کربلا
اول شـعــر تـبــرّک شـده بـا بـسـم الله ابــتـدای هــمــۀ مـرثـیـه هـا بـسـم الله هرکه دارد به سرش شور و نوا بسم الله هـرکـه دارد هـوس کـربـبلا بـسـم الله |
![]() |
![]() |
زبانحال حضرت زینب سلام الله علیها با برادر در برگشت به کربلا
زیـنـبـم من که عـلـمـدار غـمم بـه خــدا قـافـلـه ســالار غـمـم من که پـیـغـمـبـر رنـج و آهـم مـن سـفـیـر ابـی عـبــدالـلـهــم |
![]() |
![]() |
مناجات اربعینی با سیدالشهدا علیه السلام
باید نشست و از برکـاتى چنین نوشت تا روز حشر از حسناتى چنین نوشت از کـشتـى وسیع نجـاتى چـنین نوشت از شور بهتر از عرفاتى چنین نوشت |
![]() |
![]() |
زبانحال حضرت زینب سلام الله علیها با برادر در برگشت به کربلا
ای که در چرخ وجودی آفـتابم یا حسین آتش داغ تو کرد آخـر کـبـابم یا حسین ای بهـار مـعـرفـت ای آفـتـاب زندگی روز و شب از داغ تو در التهابم یاحسین |