کاربری جاری : مهمان خوش آمدید
 
خانه :: شعر
موضوعات

اشعار



اوقات شرعی

مدح و شهادت حضرت مسلم بن عقیل علیه‌السلام

شاعر : مجتبی خرسندی     نوع شعر : مرثیه     وزن شعر : مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن     قالب شعر : غزل    

نکرده است به عهدش کسی وفا مسلم            رسـیده‌ای به سـرانجـام مـاجـرا مسلم

عـلی نـدیـده وفـا از اهـالی این شهـر            نشـسـته‌ای به امـیـد وفـا چـرا مسـلم؟


نمـاز مغـرب اگر صد هـزارتا باشند            دوباره یک نفـری مـوقـع عـشا مسلم

دوچشم مردم این شهر کور خواهد شد            اگر اشـاره کـند بـرقـی از طـلا مسلم

ببین که مردتر از مردهاست پیرزنی            امـید نیـست به این قـوم بی‌حـیا مسلم

شب نجات تو از دست شبه مردان است            هزار شکر که دیگر شدی رها مسلم

نـمانـده راهی و تو بی‌پـنـاهی و بـاید            فـقـط بلـنـد کـنی دسـت بر دعـا مسلم

رسیـده‌ای به سرانجام و حـیلـۀ کوفی            ببـین خـیال تو را بـرده تا کجـا مسلم

اگـر چه از سـر دارالإمـاره می‌افـتی            سـرت نـمی‌رود اما به نـیزه‌ها مسـلم

هـزار شـکـر خـدا را دگـر نـمی‌مـاند            تن تو روی زمین زیر دست و پا مسلم

ولی قـرار شده تشـنه لب شهید شوی            بـه احـتـرام لـب شـاه کــربـلا مـسـلـم

: امتیاز

مدح و شهادت حضرت مسلم بن عقیل علیه‌السلام

شاعر : علی انسانی نوع شعر : مرثیه وزن شعر : مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن قالب شعر : غزل

ای جان میهمان، ز چه تن پاره پاره‌ای؟            جایت به چشم‌هاست، چرا بر قناره‌ای؟

آن گـریه‌ها ز وصل، به لبخـند شد بدل            دیشب تو، ابر بودی و امشب ستاره‌ای


دیشب سرت به دامن دیـوار کوچه بود            امـشـب چه سربـلـنـد به دار الامـاره‌ای

تو با شکاف لب، به چه کس می‌دهی سلام؟            بر بـام رفـته، یا که به دارُالـزّیـاره‌ای؟

مـردم پی نـظـارۀ تـو جـمـع گـشـتـه‌انـد            امّا تو بر جـمـال که، گـرم نـظـاره‌ای؟

بـر بــازدیـد دیـشـب تـو امـشـب آمــدم            افـسـوس من پـیـاده، ولی تو سـواره‌ای

: امتیاز

خروج کاروان حضرت سیدالشهدا علیه‌السلام از مکه

شاعر : غلامرضا سازگار نوع شعر : مرثیه وزن شعر : مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن قالب شعر : غزل

خوشا آن‌کس که امشب در کنار کعبه جا دارد            به سر شور و به دل نور و به لب ذکر خدا دارد

همه در مکّه جمع و کاروانی خارج از مکّه،            ره صحرا گرفته، کیست این، عزم کجا دارد


امیر کاروان، فرزند زهرا با جوانانش            برای حجّ خـون عـزم دیار کربلا دارد

ذبیح اکبر این کاروان باشد علی‌اصغر            که حلـقی تشـنه اما تـشنۀ تـیر بلا دارد

حسین بن علی حجّی رود یاران که در این حج            چهل منزل به روی نیزه‌ها سعی و صفا دارد

چو حاجی می‌شود محرم بپوشد حلّه‌ای بر تن            عزیز فاطمه بر تن لباس از بوریا دارد

تنش در موج خون افتاده با خواهر سخن گوید            سرش ذکر خدا از نیزه تا تشت طلا دارد

: امتیاز

مدح و شهادت امام محمد باقر علیه‌السلام

شاعر : حسن لطفی نوع شعر : مرثیه وزن شعر : مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن قالب شعر : غزل

چـگـونه او جـگـر تـفـتـه روبراه کند            تــــوانِ آه نـــدارد کـــه آه آه کـــنـــد

نشد که راه رود مثلِ مادرش شده بود            نشد که خـیزد و دیـوار تکـیه‌گـاه کند


نشسته است جوانش به بستر مرگش            خـدا کـنـد که نـنـالـد فـقـط نگـاه کـنـد

چه داشت زهر که جسمش چنین تورم کرد            که دست و پا زدنش را چه جانکاه کند

هنوز غرقِ جراحات شام و کرببلاست            بگو که رویِ پـدر را به قـتـلگـاه کند

برای او همه‌اش روضه است وقتی که            نظـر به آب کـند یا نظـر به مـاه کـند

به چنگِ پیر‌زنی سنگ بود و او می‌گفت:            خـدا کـنـد نـزنـد یـا که اشـتـبـاه کـنـد

: امتیاز
نقد و بررسی

بیت زیر دارای ضعف محتوا و عدم رعایت شأن ائمه است لذا توصیه می شود از خواندن آن در مجالس اجتناب فرمائید

نشسته است جوانش به بستر مرگش            خـدا کـنـد که نـنـالـد فـقـط نگـاه کـنـد

بیت زیر به دلیل مستند نبودن تحریفی بودن حذف شد؛ همانگونه که بسیاری از علما و محققین همچون علامه بیرجندی؛ شیخ عباس قمی و .... در کتب کبریت احمر (ص ۱۴۱) منتخب التواریخ ( ص ۲۲۴) مقتل تحقیقی (۲۲۹) پژوهشی نو در بازشناسی مقتل سیدالشهدا (ص ۲۴۰) و .... تصریح کرده اند موضوع نبش قبر و سر به نیزه زدن حضرت علی اصغر صحت ندارد و تحریفی است!! این قصۀ جعلی و ساختگی برای اولین بار در قرن سیزدهم در کتاب ریاض القدس آن هم بدون هیچ استنادی تحریف شده است « کتاب ریاض القدس توسط علما و محققین تاریخی جزء کتب تحریفی معرفی شده است»؛ جهت کسب اطلاعات بیشتر به قسمت روایات تاریخی همین سایت مراجعه کرده و یا در همین جا کلیک کنید.

کنارِ عمه به زنجیر بود و حیف نشد            که خویش را سپـرِ طفـلِ بی‌گـناه کند

زبانحال امام باقر علیه‌السلام قبل از شهادت

شاعر : محمد رضا محمدی نوع شعر : مرثیه وزن شعر : فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن قالب شعر : غزل

بـاقـرم؛ از هـمه اغـیـار جـفـا می‌بـینم            دهـر را، خـالی از آثـار وفـا می‌بـیـنم
گرچه ظـلـمتکده گردیده جهان اما من            جـلـوه‌گر در همه جا نـور خدا می‌بینم


در دلم ذره‌ای از جور و جفا باکی نیست            من که از کـودکـیـم درد و بلا می‌بینم
دهر فـانی‌ست،همه رفـتـنی و، اما من            در پـس پـرده حـق، رمـز بـقـا می‌بینم
می‌رود مرغ خیالم به گذشته شب و روز            تـشنـگی، کـرب وبلا، آه و نوا می‌بینم
تیر و خنجر، سپر و نیزه و شمشیر ای وای            روی نی‌ها هـمه رأس شهـدا می‌بـیـنم
به روی خـارمـغـیـلان همهٔ دخـترکان            عـمـه را در وسط معـرکـه‌ها می‌بـینم
صحنه غارت وغارت زدگان را همه زار            تـازیـانـه بـه کـف قـوم دغـا مـی‌بـیـنـم
آتش و خیمه و پیراهن و انگـشتر شاه            دست عـبـاس عـلـمـدار، جـدا می‌بـینم
سُمّ اسبان و تنی بی‌سر و عریان شده را            خواهری غرق تماشا، همه را می‌بینم
سر شاه شهـدا را که ز تن گـشته جـدا            غرق در خون، نگهش بر اُسرا، می‌بینم
گاه بر نیزه و گاهی شب غم، گوشۀ دیر            گـاه امـا وسـط طـشـت طـلا می‌بـیـنـم
"ناعـمـم" از غـم باقر دل زاری دارم            لطف او را سـحـرِ روز جـزا می‌بـینم

: امتیاز
نقد و بررسی

بیت زیر سروده اصلی شاعر محترم است اما به دلیل مستند نبودن داستان تنور خولی و مغایرت با روایات معتبر؛ پیشنهاد می‌کنیم به منظور اجتناب از گناه تحریف وقایع عاشورا؛ بیت اصلاح شده که در متن شعر آمده را جایگزین بیت زیر کنید؛ زیرا در روایات معتبر کتب تاریخ الامم والملوک ج ۵ ص ۴۵۵؛ الکامل فی‌التّاریخ ج ۱۱ ص ۱۹۲؛ مَقْتَل خوارزمی ج ۲ ص ۱۰۱؛ مُثیرُالأحْزان ص ۲۸۸؛ مَناقِبِ آلِ ابیطالب ج ۴ ص ۶۰؛ بحارالأنوار ج ۴۵ ص ۱۲۵؛  جلاءالعیون ص ۵۹۸؛ منتهی الآمال ۴۷۴؛ نفس المهموم ص ۵۱۷؛ مقتل جامع ج۲ ص ۳۴؛ مقتل امام حسین ۲۰۹؛ تصریح شده است که خولی سر را در کنج حیاط و در زیر تشتی قرار دادند، موضوع تنور خولی برای اولین بار در قرن دهم در کتاب روضة الشهدا تحریف شده است؛ جهت کسب اطلاعات بیشتر به قسمت روایات تاریخی همین سایت مراجعه کرده و یا در همین جا کلیک کنید

گاه بر نیزه و گاهی شب غم، کنج تنور            گـاه امـا وسـط طـشـت طـلا می‌بـیـنـم

زبانحال امام باقر علیه‌السلام قبل از شهادت

شاعر : مرتضی محمودپور نوع شعر : مرثیه وزن شعر : فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن قالب شعر : غزل

در میان خیمه می‌دیدم عطش بالا گرفت            دیدم آنجا دست بر شمشیرخود سقا گرفت
یاعلی گفت و ز جا برخاست از روی زمین            اذن میدان رفتن از نور دل زهرا گرفت


ناله‌های طفل شش‌ماهه شنیدم در حرم            دیـده آنجا تا سکـیـنه دامن بـابـا گرفت
از عطش لبهای طفلان حرم شد چاک چاک            طفل را از مادرش تا زینب کبری گرفت
محشری برپا شد و سقا ز خجلت آب شد            گفت باید رفت، اذن از شاه بی‌همتا گرفت
یک طرف اشک رباب و یک طرف آه حرم            وقت رفتن بود و شور غصه و غم پا گرفت
من امام باقرم در کربلا دیدم که خصم            در کنار علقـمه عباس را از ما گرفت
روی تل عمه صدا میزد که وا اُمّا ببین            هستیم را شمر در گودال برق‌آسا گرفت

: امتیاز

مدح و شهادت امام محمد باقر علیه‌السلام

شاعر : مرضیه عاطفی نوع شعر : مرثیه وزن شعر : مستفعلن مستفعلن مستفعلن فع قالب شعر : غزل

غــم داری و آرامـش خـاطـر نـداری            دور و برت یک خادم حاضر نداری
بر خاک قـبرت آفـتاب افـتاده گـریان            می‌سوزد از اینکه چرا زائر نداری؟!


آخـر چرا کـنجِ بقـیعِ سـوت و کورت            گریه کن و سینه‌زن و ذاکر نداری؟!
دسـتـم گـرفـتی تـا ز داغ تـو سـرودم            در این شبی که در بقیع شاعر نداری

خیلی غـریبی! ذاکر و شاعر بماند...            حـتی کـنـار قـبـر خود عـابـر نـداری
من در مقـاتل خـواندم و اما تو دیدی            یک روزِ خوش در باطن و ظاهر نداری
از آتـشِ در خـیـمه تا خـار مـغـیـلان            از کـودکی جز داغ در خاطر نداری

: امتیاز
نقد و بررسی

بیت زیر سروده اصلی شاعر محترم است اما با توجه به وجود ایراد یا ضعف محتوایی و معنایی در مصرع اول بیت؛ پیشنهاد می‌کنیم به منظور رفع ایراد موجود و همچنین انتقال بهتر معنای شعر بیت اصلاح شده که در متن شعر آمده را جایگزین بیت زیر کنید، توفیق شعر سرودن برای اهل بیت یک موهبت الهی و البته با اذن اهل بیت است و نباید برای این خدمت به گونه ای حرف زد که بوی منت گذاشتن بدهد بلکه باید با عباراتی همچون ( شکر خدا، دستم گرفتی؛ و یا : ممنونم آقا اذن دادی از تو گویم       در این شبی که در برت شاعر نداری) از آن یاد کرد

یا بـاقـرَ العـلـمِ الـنّـبـی از تو سـرودم            تا که نگـوید هـیچ کس شاعـر نداری

زبانحال امام باقر علیه‌السلام قبل از شهادت

شاعر : محمد مبشری نوع شعر : مرثیه وزن شعر : مستفعلن مستفعلن مستفعلن فع قالب شعر : مربع ترکیب

من خـسـتگی‌ها دیـدم و دل بی‌قراری            انـدوه دیـدم بـا هــزاران زخـم کـاری

مـن دیـده‌ام دلــواپـسـی و سـوگـواری            هم اشک جاری دیده‌ام هم خون جاری


من آن چه را دیدم ندیـده هیچ چـشمی

کـار، اراذل را بـدون هـیــچ شـرمـی

من تشنگی در خـیمه‌ها را خوب دیدم            من خـسـتگـی بـچـه‌ها را خـوب دیـدم

تصویر درد کـوچـه‌ها را خـوب دیدم            من حـملـه‌های پنـجـه‌ها را خوب دیدم

دیـدم که طـفـلان حرم هر سو دوانـند

پـای برهـنه؛ زخـمی و سـیـنه زنـانـند

در یک عبا یک پیکر صد چاک دیدم            یک نوجوان را غرق خون و خاک دیدم

شش ماهه طفـلی رفته تا افـلاک دیدم            سـرهـا بـه دسـت مـردم نـاپـاک دیـدم

با چـشم خود دیـدم هـزاران داغ تـازه

نعـل نـوی اسـبـان و تـشـیـیـع جـنـازه

تنگ غروب و کل صحرا لاله گون بود            چـشم تـمام آسـمان‌ها غـرق خون بود

مرکب رسید و زین و پشتش واژگون بود            من هر چه گویم باز هم از آن فزون بود

نـاگـاه غــرّیـد آســمـان انـگــار آنـجـا

بـیـن اراذل بـر سَـرِ، سَـر بـود دعـوا

دیدم یکی با چکمه در گودال می‌رفت            با بدترین شکل و چه بد احوال می‌رفت

با قصد ذبح صید خونین بال می‌رفت            دیدم که عـمه زینـبم از حـال می‌رفت

در پیـش نـامـوس خـدا سر را بریـدند

در پیش چشمانش محاسن را کـشیدند

من نـیم روزی غـرق آه و نـالـه دیـدم            گـلبرگ‌ها را پُر ز اشک و ژاله دیدم

یـاس سـپـیـد امـا بـه زیـر هـالـه دیـدم            من یک سه ساله با غمی صد ساله دیدم

دیدم که دق کرد عمه‌ام در کنج ویران

پیـچـیـده آه و نـالـه‌ام در کـنـج ویـران

من چـشـم‌هـایـی که نـمـی‌دیـدنـد دیـدم            آن بـی‌حـیـاهـایـی که خـنـدیـدنـد دیـدم

گـهـواره را از خـیـمه دزدیـدنـد دیـدم            من سنـگ‌هـایی را که بـا ریـدند دیـدم

آن سنگ‌ها یا بر سر عـمه نـشـسـتـند

یا آن که پیـشـانی جـدم را شـکـسـتـند

: امتیاز
نقد و بررسی

بیت زیر به دلیل مستند نبودن و همچنین عدم رعایت توصیه‌های علما و مراجع تغییر داده شد، در بحث غارت معجرها دو نکته مهم باید مورد توجه قرار بگیرد ۱ـ موضوع غارت معجر بر فرض بر اینکه صورت گرفته باشد با آنچه متاسفانه بصورت عام در اشعار آورده می‌شود بسیار متفاوت است، لازم است بدانیم در عرب آن زمان قسمتی از حجاب زنان (معجر)، پارچه‌ای بوده که در مقابل صورت قرار می‌گرفته و این جزء حجاب بوده است؛ همچنان‌که هم اکنون نیز در عراق، عربستان و بسیاری از کشورهای اسلامی این‌گونه حجاب دارند، از این‌رو حضرت زینب سلام‌الله‌علیها در خطبه‌اشان در مجلس یزید فرمودند: وَ أَبْدَيْتَ وُجُوهَهُنَّ تَحْدُو بِهِنَّ الْأَعْدَاءُ مِنْ بَلَدٍ إِلَى بَلَدٍ؛ دختران سول خدا را با صورت باز، شهر به شهر در معرض دید مردم قرار دادی! لذا آنچه در غارت معجرها مطرح است حذف این روبند صورت‌ها بوده است نه اینکه نعوذ بالله اهل بیت کشف حجاب شده‌اند همچنان که حضرت زینب سلام‌الله‌علیها هم بر همین موضوع اشاره می‌کنند که خود این نیز مصیبت بسیار بزرگ و دردناکی است ۲ـ گفتن و یادآوری غارت معجرها حتی در حد همان روبند صورت شایسته و سزوار اهل بیت نیست!!!  آیا اگر خود ما روزی ناموسمان به هر دلیلی همچون باد و... برای لحظاتی نتوانند حجاب خود را حفظ کنند آیا دوست داریم که یکسره به ما متذکر شوند که در فلان روز چادر خواهر، مادر و یا همسرمان را باد برده و ....  آیا ما از تکرار این حرف ناراحت نمی‌شویم؟؟ پس به هیچ وجه شایسته نیست این فاجعۀ تلخ را حتی بر فرض صحت آن بازگو و تکرار کنیم!!!

دیـدم که طـفـلان حرم هر سو دوانـند            بی‌معجـرند و زخـمی و سـینه زنـانند

بیت زیر به دلیل مستند نبودن و مغایرت با روایت‌های معتبر حذف شد؛ موضوع جشن، شادی، رقصیدن و ... در شام بوده نه در کوفه و براساس کتب معتبر تاریخی همچون: الفتوح ج ۵ ص ۱۲۱؛ أمالی مفید ج ۳۸ ص ۳۶۷؛ اللهوف ص ۱۳۰؛ مناقب آل ابیطالب ج ۴ ص ۱۱۶؛ مَقْتَل خوارزمی ج ۲ ص ۴۶؛ مُثیرُالأحْزان ص ۲۰۹؛ جلاءالعیون ص ۵۹۳؛ بحارالأنوار ج۴۵ صص ۱۰۹و ۱۶۴؛ منتهی‌الآمال ص ۴۸۵؛ قمقام ص ۵۱۶؛ نفس‌المهموم ص ۳۵۳؛ مقتل امام حسین ص ۲۲۳؛ مقتل مقرّم ص ۲۹۹؛ مقتل جامع ج ۲ ص ۴۳  و.... در شهر کوفه مردم پشیمان شده و گریه زاری می‌کردند، جهت کسب اطلاعات بیشتر به قسمت روایات تاریخی همین سایت مراجعه کرده و یا در همین‌جا کلیک کنید. ضمن اینکه در منابع معتبر برای شهر شام هم جشن پایکوبی نقل کردهاند نه پرتاب سنگ و آتش و ...

در کـوفه آن‌ها را که رقـصیـدند دیدم            من سنـگ‌هـایی را که بـا ریـدند دیـدم

مدح و شهادت امام جواد علیه‌السلام

شاعر : مرضیه عاطفی نوع شعر : مرثیه وزن شعر : مستفعلن مستفعلن مستفعلن فع قالب شعر : غزل

یکـبـارِ دیگـر شد جسارت کنج حجره            مـزد مـحـبّـت شد خـیـانت کـنج حجره
شاگـردِ جـعـده؛ کار دستِ شیـعـه داده            فـتـنه گری کـرده سـرایت کـنج حجره


از زهرِ اُمّ الفضلِ ملعـون شعله‌ور شد            قـرآنِ سـرتاسـر فـضیـلـت کنج حجره

خیری ندید از هـمسری که قاتلش بود            انداخت او را بد به زحمت کنج حجره
لبهایش از فرط عطش از حرکت افتاد            بی‌تاب شد در اوج غـربت کنج حجره
دلـتـنگِ بـابـا بود... دلـتـنگِ نگـاهـش            دلتنگِ قدری عشق و رأفت کنج حجره
یخ کرد دستانش، سرش سنگین شد و سخت            افـتاد با پهـلو، به صورت کنج حجـره
بخشنده بود و تا که محکم بر زمین خورد            ویـران شد ارکانِ سخاوت کنج حجره
جـان داد در اوج جـوانـی مـثـل مـادر            می‌رفت مشـتـاقِ شهـادت کـنج حجـره
با پای دل می‌رفت گریان سمت کوچه            با داغ مـادر داشت خلوت کنج حجـره
شد قـاتـلـش آتـش، لگـد، غـنفذ؛ مغـیره            جان داد پایِ این مصیبت کنج حجره!

: امتیاز
نقد و بررسی

ابیات زیر به دلیل مستند نبودن و مغایرت با روایت های معتبر حذف شد؛ لازم به ذکر است داستان هایی خنده، رقص و هلهله کردن اُم فضل و دیگر کنیزان در هیچ مقتل معتبری نیامده و تحریفی است؛ اتفاقاً در روایات معتبر کتب عيون المعجزات ص ۱۲۹، اثبات الوصیه ص ۲۱۹، دلائل الأمامیه ص ۳۹۵، بحار الانوار ج ۵۰ ص ۱۶؛ جلاءالعیون ص ۹۶۷، منتهی الآمال ص ۱۸۰۴، مقتل معصومین ج ۳ ص ۴۷۹ و ... اشاره بر گریه کردن اُم الفضل ملعونه بعد از مسموم کردن امام جواد عليه‌السلام شده است، لازم به ذکر است داستان هایی همچون موضوع به پشت بام بردن بدن مطهر امام جواد علیه السلام  ، و .... انداختن بدن مطهر از پشت بام به زمین و سه روز ماندن بدن مطهر امام علیه السلام در زیر آفتاب در هیچ مقتل معتبری نیامده و تحریفی است. جهت کسب اطلاعات بیشتر به قسمت روایات تاریخی همین سایت مراجعه کرده و یا در همین جا کلیک کنید.

دور و برش با عشوه ظرفِ آب در دست            کِل می‌کشید آن بی مروّت کنج حجره

مناجات با امام زمان عجل الله تعالی فرجه در شهادت امام جواد علیه‌السلام

شاعر : ولی الله کلامی نوع شعر : مرثیه وزن شعر : مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن قالب شعر : غزل

یـابـن الحـسـن توئـی سـبـب اتّـحـاد ما            نـام مــقــدّســت ســنــدِ اعــتــقــاد مــا
امشب شب عزاست بیا یابن العسکری            ســوزد جـهـان ز داغ امـام جــواد مـا


مسـمـوم شـد عـزیـز دل ثـامن الحجـج            آتــش زده حـدیـث غمـش بـر نـهاد ما
جـان‌ها فـدای آن گـل پــژمـردۀ رضـا            بــاشـد نُـهـم امـام، امـیـد و عِـمــاد مـا
می‌داد جان به حُجره و می‌گفت ای خدا            دانی که اهـل کین ز چه دارد عـناد ما
ما را به جرم عشق تو در خانه می‌کُشند            غـافـل از ایـنـکه دارد ادامـه جهـاد ما
گـر مُـعـتـصم خـلـیـفهٔ عـبـاسـیـان بود            بـر عـالـم است سلـطـنـت عـدل داد ما
من وارث رضا گل موسی بن جعفرم            ذلـت بـری ز سـاحـت قــدس نـژاد مـا
آگـاه از فـضـیـلت مـن امّ‌فـضـل نیست            امـا خـوشـم کـه فـاطمه باشد به یاد ما
جان داد و دفن شد پدرم در دیار طوس            حال از فـلـک گـذشته به بـغداد داد ما
پـرونـدۀ امـامـت مـن بـسـته شـد ولـی            پــایــنــده بــاد دولـت هـــادیّ راد مــا

: امتیاز
نقد و بررسی

بیت زیر سروده اصلی شاعر محترم است اما پیشنهاد می‌کنیم به منظور انتقال بهتر معنای شعر بیت اصلاح شده که در متن شعر آمده را جایگزین بیت زیر کنید.

پرونـدۀ حکـومت مـن بسـته شـد ولـی            پــایــنــده بــاد دولـت هـــادیّ راد مــا

مدح و شهادت امام جواد علیه‌السلام

شاعر : وحید زحمتکش نوع شعر : مرثیه وزن شعر : فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن قالب شعر : غزل

وسط حجرۀ در بسته چه بی‌پر شده‌ای            کـشتۀ زهـر جـفـای دل هـمسر شده‌ای
نالۀ العـطـشت قـلـب رضا را سـوزاند            یا حسین گـفتی و یاد شه بی‌سر شده‌ای


صورتت گـشته کبود و نفست می‌گیرد            پسر هـشتم زهـرا تو چو مـادر شده‌ای
دم آخـر شده و چـشـم به در می‌دوزی            بی‌گمان منقلب از ضربۀ آن در شده‌ای
غـربت خانۀ تو غم به دلم افـزون کرد            خاک عـالـم حـسن ثـانی حـیدر شده‌ای
پـدرت نیست به بـالـین تو اما ای وای            تو جـوان مرده مثال علی اکبر شده‌ای

: امتیاز
نقد و بررسی

بیت زیر سروده اصلی شاعر محترم است اما با توجه به وجود ایراد محتوایی در عدم رعایت شأن اهل بیت؛ پیشنهاد می‌کنیم به منظور رفع ایراد موجود و حفظ بیشتر حرمت و شأن اهل بیت که مهمترین وظیفه هر مداح است؛ بیت اصلاح شده که در متن شعر آمده را جایگزین بیت زیر کنید.

نالۀ العـطـشت گوش جهان را کر کرد            یا حسین گـفتی و یاد شه بی‌سر شده‌ای

شهادت حضرت امام جواد علیه‌السلام

شاعر : محسن راحت حق نوع شعر : مرثیه وزن شعر : فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن قالب شعر : غزل

گوشه‌ای افتاده بود و دست بر زانو گذاشت           گاه‌گاهی دست را بر دیدۀ کم سو گذاشت

گـاه می‌پـیچـید از دردِ زیاد و نـاله کرد           گاه می‌لرزید و دست خویش بر پهلو گذاشت


گاه از سوزِ عطش فریاد می‌زد العطش           گاه بر دیوارِ حجره بی‌تکّلف رو گذاشت

در میانِ حجرۀ در بسته شد مثلِ حسین           یا حسینی گفت و روی گونه‌هایش جو گذاشت

گاه می‌گفت از سُـویدای دلش یا فـاطمه           گوشه‌ای رفته دو دستش را روی بازو گذاشت

این جوان نورِ دو چشمانِ علی موسی الرضاست           غصّه‌ها در میانِ سـینۀ خود تو گذاشت

گریه کن در این مصیبت با تمامیِّ وجود           گوشه‌ای افتاده بود و دست بر زانو گذاشت

: امتیاز
نقد و بررسی

بیت زیر سروده اصلی شاعر محترم است اما با توجه به وجود ایراد وزنی و سکت موجود در مصرع اول بیت؛ پیشنهاد می‌کنیم به منظور رفع ایراد موجود و همچنین انتقال بهتر معنای شعر بیت اصلاح شده که در متن شعر آمده را جایگزین بیت زیر کنید.

گـاه می‌پـیچـید از دردِ زیاد و نـاله کرد           گاه می‌لرزید و دستش روی پهلو گذاشت

ذکر مصائب احضار امام جعفر صادق علیه‌السلام

شاعر : علی رضوانی نوع شعر : مرثیه وزن شعر : مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن قالب شعر : غزل

غریب مـاندن در کوچه دردسر دارد            فقط خداست که از حال تو خبر دارد

خـدا کـند که در این کوچه باز حداقل            طـناب از سـر دست تو دست بردارد


شبیه مادرتان خانه‌ات در آتش سوخت            هـنوز شـهـر برای شـمـا خـطر دارد

میان کوچه نکش پـیرمـرد فاطـمه را            عـصا ندارد اگر دست بر کـمر دارد

به یاد مـادرتان سـوخت خـانه و حالا            چـقـدر خــاطـرۀ تـلـخ مـیـخ در دارد

امام عشق غریب است و شهر پیغمبر            مـیان سیـنـۀ خـود بـاز داغ اگـر دارد

خدا کـند که کسی با غـلاف سر نزند            خدا کـند که کسی با لـگـد به در نزند

: امتیاز

زباحال امام جعفر صادق علیه‌السلام قبل از شهادت

شاعر : عبدالحسین میرزایی نوع شعر : مرثیه وزن شعر : فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن قالب شعر : غزل

یا رب از زهر جفا پا تا سرم آتش گرفت           سوختم پرپر زدم بال و پرم آتش گرفت
پوستی بر استخـوانی مانـده باقی از تنم           همچو شمعی آب گشتم پیکرم آتش گرفت


من همان فرزند زهرایم که از جور عدو           خانه‌ام چون بیت زهرا مادرم  آتش گرفت

کودکان را دیدم از این سو به آن سو در فرار           گریه کردم آنقدر چـشم ترم آتش گرفت
پا نهـادم بین آتش زیر لب گـفتم حـسین           یادم آمد عصر عاشورا حرم آتش گرفت
یک بیابان دشمن و یک مشت طفل بی‌پناه           خاطرم بر عمه‌های مضطرم آتش گرفت
دختری فـریاد می‌زد سوخت عمه دامنم           دیگری می‌گفت عموجان معجرم آتش گرفت
دختری این راز را کنج خرابه فاش کرد           در میان شعله‌ها مـوی سرم آتش گرفت
از میان آنچه غارت شد دل پُر درد من           بیـشتر بر گاهـوار اصغـرم آتش گرفت
مادرش در پشت خیمه ناله می‌زد اصغرم           تو نبودی آب خوردم حنجرم آتش گرفت

: امتیاز
نقد و بررسی

ابیات زیر به دلیل مغایرت روایی و مستند نبودن تغییر داده و یا حذف شد؛ در شهادت امام صادق علیه السلام چند نکته را باید توجه کرد ۱ـ واقعۀ احضار امام توسط منصور و به واسطۀ ابن ربیع در بغداد اتفاق افتاده است نه مدینه ۲ـ این موضوع مدتها قبل از مسمومیت و شهادت امام بوده و هیچ ارتباطی به موضوع شهادت امام علیه السلام ندارد ۳ـ موضوع سجاده از زیر پای امام علیه السلام کشیدن؛ به دیوار خوردن؛ تازیانه زدن ؛ به زمین افتادن؛ پیچیدن امامه به دور گردن امام علیه السلام؛ فحاشی ابن ربیع به حضرت زهرا و ... صحیح نیست و مغایر روایات معتبر است ۴ـ موضوع آتش زدن امام صادق علیه السلام به دستور منصور و توسط حاکم مدینه نیز مدتها قبل از شهادت حضرت بوده و ارتباطی به شهادت امام علیه السلام ندارد. جهت کسب اطلاعات بیشتر به قسمت روایات تاریخی همین سایت مراجعه کرده و یا در همینجا کلیک کنید.

بر روی سجاده بودم نیمه شب گرم دعا           ناگهان دیدم همه دور و برم آتش گرفت

 

ذکر مصائب احضار امام جعفر صادق علیه‌السلام

شاعر : عبدالحسین میرزایی نوع شعر : مرثیه وزن شعر : مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن قالب شعر : غزل

عـزیز فـاطـمه را از حـرم کجا بردند            خدا به خیر کـند نیـمه شب چرا بردند
خـدا به خـیـر کـند بی‌عـبـا و عـمـامـه            امام ارض و سما را به کوچه‌ها بردند


پیاده در پی مرکـب نفـس نفـس می‌زد            دو دست بسته به گردن چو مرتضی بردند

خـدا کـند که به خـانه دوبـاره برگـردد            تـمـام اهـل حـرم دسـت بر دعـا بردند
به فاطـمه نرسد این خبر، عزیزش را            مـیان مجـلـس مـنـصور بی‌حـیـا بردند
سـتـاده شـیخ الائـمه نـشـسـته قـاتـل او            چه آبـرویی از آن حـجـت خـدا بـردند
غـریب بود و به دادش رسید پیـغـمبر            همین که دست به شمشیر از جفا بردند
غـریب بود ولی بعد از آن جسارت‌ها            بـه احـتـرام ورا تـا حـرمـسـرا بـردنـد
به ما بگـو که کجا بودی یا رسول الله            که حـمله بـر تن مظـلـوم کـربلا بردند
تـن مـطـهـر او بـی‌کـفـن رهـا کـردنـد            سـر مـقـدس او را به نـیـزه‌هـا بـردنـد
هنوز سوی حـرم بود چـشم خـونیـنش            هـجـوم بـر حـرم آل مـصـطـفی بردند
تمام صورت یک نازدانه پر خون شد            دو گـوشـواره او را که بی‌هـوا بـردند

: امتیاز
نقد و بررسی

ابیات زیر به دلیل مغایرت با روایات معتبر حذف شد؛ موضوع احضار امام توسط منصور ملعون و ابن ربیع که سید بن طاوس در صفحۀ ۱۹۲ مهج الدعوات علامه مجلسی در بحارالأنوار ج ۴۷ ص ۱۹۵ شیخ عباس قمی در منتهی الآمال ص ج ۲ ص ۱۳۹۳؛ مقتل معصومین ج ۳ ص ۱۹۹ و دیگر علما و مورخین آن را روایت کرده اند مدتها قبل از شهادت امام و در شهر بغداد اتفاق افتاده است نه در مدینه؛ و مطالبی همچون سجاده کشیدن از زیر پای امام، شکسته شدن نماز، تازیانه زدن؛ به زمین افتادن؛ پیچیدن امامه به دور گردن امام علیه السلام و دشنام ابن ربیع به حضرت زهرا نادرست است و مغایر این روایت معتبر است؛ جهت آگاهی بیشتر از اصل روایات معتبر به قسمت روایات تاریخی همین سایت مراجعه نموده و یا در همین جا کلیک فرمائید.

پیاده در پی مرکـب نفـس نفـس می‌زد            دو دست بسته به گردن چو مرتضی بردند

هنوز جان به تنش بود برهنه‌اش کردند            هنوز سر به تنش بود عمامه را بردند

مدح و مرثیۀ امام جعفر صادق علیه‌السلام

شاعر : وحید زحمتکش نوع شعر : مرثیه وزن شعر : فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن قالب شعر : غزل

نـاگـهـان شـعـلـۀ آتـش وسـط در افـتاد            بـاز هم یـاد غـم حـضرت مـادر افـتاد
پا بـرهـنه وسط کـوچه کـشاندند او را            یـاد مظـلـومـیت حـضرت حـیدر افتاد


بین یک عدّه حرامی چو گرفتار شد او            نظـرش سمت حـریـم شه بی‌سـر افتاد

خون به قلبت شده در کرب و بلا یا جدا            آن زمانی که دو چشم تو به اکبر افتاد
وسط معرکه شمر آمد و بر سینه نشست            سر جدا کرد و زمین دید که خواهر افتاد
تا روی نیزه سر خـون خـدا بالا رفت            نـالـۀ یــا ولــدی آمــد و مــادر افـتــاد

: امتیاز
نقد و بررسی

ابیات زیر به دلیل مغایرت روایی و مستند نبودن تغییر داده و یا حذف شد؛ در شهادت امام صادق علیه السلام چند نکته را باید توجه کرد ۱ـ واقعۀ احضار امام توسط منصور و به واسطۀ ابن ربیع در بغداد اتفاق افتاده است نه مدینه ۲ـ این موضوع مدتها قبل از مسمومیت و شهادت امام بوده و هیچ ارتباطی به موضوع شهادت امام علیه السلام ندارد ۳ـ موضوع سجاده از زیر پای امام علیه السلام کشیدن؛ به دیوار خوردن؛ تازیانه زدن ؛ به زمین افتادن؛ پیچیدن امامه به دور گردن امام علیه السلام؛ فحاشی ابن ربیع به حضرت زهرا و ... صحیح نیست و مغایر روایات معتبر است ۴ـ موضوع آتش زدن امام صادق علیه السلام به دستور منصور و توسط حاکم مدینه نیز مدتها قبل از شهادت حضرت بوده و ارتباطی به شهادت امام علیه السلام ندارد. جهت کسب اطلاعات بیشتر به قسمت روایات تاریخی همین سایت مراجعه کرده و یا در همینجا کلیک کنید.

دست بـسته وسط کوچه کشاندند او را            یـاد مظـلـومـیت حـضرت حـیدر افتاد

وسط کو‌چه زمین خورد و صدا زد عمه            باز از نـسل عـلی یک گـل دیگر افتاد

ذکر مصائب احضار امام جعفر صادق علیه‌السلام

شاعر : علی اکبر لطیفیان نوع شعر : مرثیه وزن شعر : مستفعلن مستفعلن مستفعلن فع قالب شعر : غزل

آقـا تو را چون حـیـدر کـرار بـردند            در پیـش چـشم بچـه‌هـای زار بردند
تو آنهـمه شاگـرد داری پس کجایند!            آقا چه شد آنشب تورا بی‌یار بردند؟


این اولین باری نبـود اینطور رفـتید            آقـا شـما را اینـچـنـین بـسـیار بردند
آنشب میان کـوچه‌ها با گـریه گـفتی            که عمه جان را هم سر بازار بردند
یـاد رقـیـه کـردی آنجـا که شـمـا را            پـای بـرهـنـه از مـیـان خـار بـردند
این ظاهر درهم خودش می‌گوید آقا            حـتـما شـما را از سر اجـبـار بردند
سخت است اما آخـرش تابـوتتان را            آقـا هـزاران شیعـه در انـظار بردند

: امتیاز
نقد و بررسی

بیت زیر به دلیل مغایرت روایی و مستند نبودن حذف شد؛ در شهادت امام صادق علیه السلام چند نکته را باید توجه کرد ۱ـ واقعۀ احضار امام توسط منصور و به واسطۀ ابن ربیع در بغداد اتفاق افتاده است نه مدینه ۲ـ این موضوع مدتها قبل از مسمومیت و شهادت امام بوده و هیچ ارتباطی به موضوع شهادت امام علیه السلام ندارد ۳ـ موضوع سجاده از زیر پای امام علیه السلام کشیدن؛ به دیوار خوردن؛ تازیانه زدن ؛ به زمین افتادن؛ پیچیدن امامه به دور گردن امام علیه السلام؛ فحاشی ابن ربیع به حضرت زهرا و ... صحیح نیست و مغایر روایات معتبر است ۴ـ موضوع آتش زدن امام صادق علیه السلام به دستور منصور و توسط حاکم مدینه نیز مدتها قبل از شهادت حضرت بوده و ارتباطی به شهادت امام علیه السلام ندارد. جهت کسب اطلاعات بیشتر به قسمت روایات تاریخی همین سایت مراجعه کرده و یا در همینجا کلیک کنید.

وقـتی شـما فـرزند ابـراهـیم هـسـتی            قـطـعاً شـما را از مـیان نـار بـردند

سالگرد ارتحال امام خمینی رحمة الله علیه

شاعر : ناشناس نوع شعر : مرثیه وزن شعر : مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن قالب شعر : غزل

نام تو پُـر شده است کران تا کـرانه‌ها            هر جا که رو کـنم ز تو بیـنم نشانه‌ها

دسـتـم نـمی‌رسـد به تـمـاشـای تو دگر            ای روح پـر کـشـیـدۀ در بی‌کـرانـه‌هـا


از سوگ یار رفته نشد طاقتی، که لب            بر هم نـهـم ز گـفـتن این شـاعـرانه‌ها

از جای خالی تو جـماران چه پیر شد            گیرد ز هر شکسته دل، از تو نشانه‌ها

حـلقـه زدیم مثـل یـتـیـمـان به دور هم            اشـک است تـرجـمان تـمـام بـهـانـه‌ها

ای خفـته در جوار شهیدان لالـه‌گون!            روح خـدا! امـام هـمـه عـاشـقـانـه‌هـا!

بر پشت خصم خیرۀ این انقلاب هست            از تو هـنـوز جـای دو صد تازیـانه‌ها

بعد از تو ای بهار! نسیـمی امید بخش            وا مـی‌کـنـد بـه بـاغ تـمـام جــوانـه‌هـا

پا را به روی تارک خورشید می‌نهیم            مــائـیـم از تــبـار هـمـه جــاودانــه‌هـا

تا خـط و مشی و راه تو باشد مرام ما            (ثـبت است بر جـریده عـالـم دوام ما)

: امتیاز

سالگرد ارتحال امام خمینی رحمة الله علیه

شاعر : غلامرضا سازگار نوع شعر : مرثیه وزن شعر : مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن قالب شعر : مربع ترکیب

تـقـدیم غـمت خـون جگـر لالـۀ ما بود            بی‌مـهـر رخـت سایه غـم هـالۀ ما بود

هجـران تو در دل شـرر نـالـۀ ما بود            هر لحظه فراغت غم صد سالۀ ما بود


ای ماه که دادی همه را مهـر خـدائی

چون شد که دمیدی به شبستان جدائی

ای یـاد جـمـال تـو چــراغ سـحـر مـا            ای داغ تو تـا شـام ابـد بـر جـگـر مـا

ای روی نهـان از نظـرت در نظر ما            حیف است که باشیم و نباشی به بر ما

هر صبح فـراق تو به ما شـام بلا بود

ایــام غــمـت بـر هـمـه ایــام بـلا بـود

ای ماه جماران که ز هجرت چو هلالیم            یکبار برافروز و ببین ما به چه حالیم

سر تا به قـدم محنت و اندوه و ملالیم            باید که بـسـوزیم و بـگـرییـم و بنـالـیم

عمر است پس از مرگ تو شرمندگی ما

بی‌تـو شـده جـان کـنـدن ما زنـدگی ما

ای هـمدم یـاران خـدا جـوی جـماران            ای کعبه دل بیت تو در کوی جماران

ای گرد عزایت به سر و روی جماران            با یاد تو چـشم همگـان سوی جماران

بازآ که خزان بی‌تو بهاران دل ماست

بیت الحزن از غصه جماران دل ماست

ای رفــتـه بـه دیـدار خــدا بـا دلِ آرام            آرام دل آرام که گیتی است تو را رام

از نهضت تو مانده به جا نهضت اسلام            با صبح قیامت شب کفر است به اتمام

دیگـر به وطـن دیـو سـتـم بـاز نـیـایـد

از طـبــل ابــرقــدرتـی آواز نــیــایــد

آرام کـز اعــدای تــو آرام ربـــودنــد            یـاران همه از دور پـیـام تو شـنـودنـد

از مـرکـز الـحـاد بـدین راه گـشـودنـد            در دامن کـفـر آیت تـوحـیـد سـرودنـد

خـورشـید قـیام تو گـرفـته هـمه جا را

بخـشنده پیامت به جهـان نـور خدا را

: امتیاز

سالگرد ارتحال امام خمینی رحمة الله علیه

شاعر : ناشناس نوع شعر : مرثیه وزن شعر : مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن قالب شعر : غزل

رفـتی و عطر یاد تو در روزگار ماند            یعـنی که از تو خاطـره بی‌شـمار ماند

رفتی و در فـراق تو این مـلت بزرگ            خون گریه کرد و تا به ابد اشکبار ماند


رفتی و با غروب تو، قرآن غریب شد            اسلام ناب، در غـم تو، سـوگـوار ماند

رفـتی تو و حـماسـۀ سـرخ حـسینی‌ات            تا نـهـضت امـام زمـان بـرقـرار مـاند

رفـتـی تـو و بـنـای بـرومـنـد انـقـلاب            با این شکـوه و جـذبـۀ پُـر اقـتدار ماند

رفـتی تو و نرفت ز دل شـوق زندگی            در حیرتم از او، که برای چه کار ماند

مُردی و زنده گشت ز تو، دین احمدی            تـاریخ را، به نام تو این افـتخـار مـاند

دست امـام عـصر نهـد مرهـمی مگـر            این سینه را، که در غم تو سوگوار ماند

آتش گرفت جانم و تن شعله‌وار سوخت            از ماجـرای کـرب و بلا بیـقـرار ماند

: امتیاز

زباحال امام جعفر صادق علیه‌السلام قبل از شهادت

شاعر : حمید رمی نوع شعر : مرثیه وزن شعر : مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن قالب شعر : غزل

نفـس‌نفـس‌زدنم را حـسین می‌بیـند            جـراحـت بـدنم را حـسین می‌بیـند

نحیف هستم و آتش به جانم افتاده            و شعـله‌های تـنم را حسین می‌بیند


دویدن از پیِ مرکب برای من سم است            نـحـیف‌تر شـدنم را حسین می‌بیند

حریم شخصی من جای این اراذل نیست            غـریـبی وطـنم را حـسین می‌بیـند

چقدر سخت بُوَد مادرت زمین بخورد            نوای “واحَـسَنم” را حسین می‌بیند

شبیه دامن طفل سه‌ساله می‌سوزم            عزای سوخـتنم را حسین می‌بـیند

تمام فکر من این است لحظۀ تدفین            سـفـیدی کـفـنم را حـسیـن می‌بـیند

: امتیاز