-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه محرم -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه صفر -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الأول -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الثانی -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الأول -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الثانی -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه رجب
-
سایت قرآنی تنـــــزیل -
سایت مقام معظم رهبری -
سایت آیت الله مکارم شیرازی -
سایت آیت الله نوری همدانی -
سایت آیت الله فاضل لنکرانی -
سایت آیت الله سیستانی
مدح و مناجات با امام رضا علیهالسلام
رسـیـدم دوبـاره بـه درگــاه شـاهـی چه شاهی که دارد ز شاهان سپاهی سلام ای غریبیکه در صبح محشر ندارم به جز مُهـر مِـهـرت گـواهی خیالت به سر خون هجرت به گردن به شوق تو کردم چه شال و کلاهی
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با امام رضا علیهالسلام
نـقـّـارۀ تـو فـخــر تـمـامـیِّ سـازهـا نـاز تو را خـریـده خـداونـدِ نـازهـا تو پادشاه عـشقی و در پیش پای تو خـم میشـود سر هـمۀ سر فـرازها حتّی به حال کـفـتر جـلـد حـریـم تو افـسـوس میخـورند تـمـامی بـازها بر دستگاه «آمدهام»غبطه میخورند حتما مقام «رست» و«بیات» و«حجاز»ها اذن دخول در حرمات ذکر فاطمه است در دست مادرست در اینجا جوازها سائل شدن به فاطمه اینجا مزیّت است بـالاتـر اسـت از هـمـۀ امـتــیـازهـا بالای طاق پنجره فـولاد حک کنید: »صندوقـچۀ طلایی آمـال و رازها« زیباترین خـطـوط موازی عـالـمـند صف های زائـران تو وقت نـمازها آموخـتم تو را به جـوادت قـسم دهم اینگونه میدهی تو جواب نیازها…
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با امام رضا علیهالسلام
ای در تن بیتاب زمین، قـلب تپـنده در گوش زمان اسم تو اعجاز کننده هـمنام یدالـلهی و اعجاب برانگـیـز در دست تو هر معجزه یک برگ برنده پیچیده در آغوش پُر از مهر حریمت آرامـش دلهـای ظـریف و شکـنـنـده با پنجره فولاد الهیت عجـین است درمـان مـرض های مـداوا نـشونـده بستهست به کندوی عسل خیز ضریحت شیرین شدن تـلخـی غـمهای گـزنده آواز مـسـیـحـایی نــقّـارۀ صـحـنـت ناخواسته دل میبرد از هر شنونده از بسکه دل ما به هوایت زده پرپر زیر قـدمت پُـر شده از بـال پـرنـده یک روز اگر از حرمت دور بمانم جان میدهم از غصۀ این درد کُشنده
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با امام رضا علیهالسلام
سـالها دیـدۀ دل جانب رضوان داریم این چنین میل تماشای تو جانان داریم کعبه خود دیده به اشراقِ نگاهت دارد ما نه تـسلـیمِ تو در اوج رضائـیم همه لطـف تو بود که در دین خـدائـیم همه هر کجـائـیم به کـوی حرمت مهـمانیم مرکز نور سماوات و زمین مرقد توست وسط باغ جنان، خُلد برین مرقد توست بیشـمارند ملائک به طـواف حـرمت آستان تو همان عرش خدای ازلیست مهر و حُب تو همان معنی خیرالعملیست بر هـمـه عـالـم و آدم تو ولایت داری خُرَّم آن دل که به عشاق رهت پیوسته جان بگیرد ز تو هر جان، به لب دلخسته ردِّ سـائـل نـنـمـایـی که مـرامت نـبـوَد عرش حق سقف وَزینی است که بر پایۀ تو هستی عالمی از جان گرانمایۀ توست جلوۀ طور ز یک سایۀ تو منجلیاست آشـنـایی من و تـو ز قـدیـم است قـدیـم دل من کنج حریم تو مقـیـم است مقـیم مرز ایمان به تو، مرز است به خوبی و بدی مشهدت باغ بهشت است و تماشا دارد در میـانـش حـرم و گـنـبـد زیـبـا دارد لحظه لحظه دل ما در حرمت مهمان است
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با امام رضا علیهالسلام
باید به عـشق گـنـبـد تو یـاکـریم شد روی مـنـارههـای الـهـی مـقـیـم شـد حیف است پا به صحن و سرای شما نهم بـاید سـوار بـال مـلک یا نـسـیم شد هر کس دخیل پنجـره فولاد میشود تا روز حـشر خـانهاش آباد میشود صحن و سرای خانهات آباد یا رضا صید تـوأیم گر تویی صیاد یا رضا روزی سـفرههای شب ما زیـاد شد وقتی که راهمان به تو افتاد یا رضا مهر تو را به آب و گل ما گذاشتـند نام تو را شـفـاعت عـالـم نگـاشـتـند بـال و پـر فـرشـته گـلـیـم سرای تو آقـا شـود کــنـار تـو آقـا، گـدای تـو آنقـدر وسعت حرمت کبریایی است جا شد بهشت گوشه صحن و سرای تو حالا بهـشت، هم نـفـس زائرت شده در کوچههای دور حرم عابرت شده بایـد بـرای درک تو پـر در بیـاورم غیر از رئـوف، واژه بهـتر بیاورم بـایـد بـرای مـنـقـبـت بـیکـرانـهات یک صفحهای به وسعت محشر بیاورم محشر به شانههای تو مثل کبوتر است وصف تو از خیال و شعورم فراتر است بی نورت آفتاب به دردی نمیخورد بیعطر تو گلاب به دردی نمیخورد بوسه، مرا ز پای تو سیراب میکند با این حساب، آب، به دردی نمیخورد یـک ذرّه از تـلـؤلـؤ تـو آفـتـاب شد خورشید بی وجود تو خانهخراب شد صحن عتیق هرچه مسلمان درست کرد از برکت تو بوذر و سلمان درست کرد شبهـای جـمعه از نفـس زائـران تو دور ضریح، چند سلیمان درست کرد بیهوده نیست عاشق تو بی قـرار تو اینگونه بود مور شدن در جوار تو خوب است در حریم شما استخارهها هـیچاند در بـرابـر نـورت سـتارهها سوگند میخورم به جلال تو یا رضا عرش خداست بر سر دوش منارهها پیش تو استخـاره گرفـتـیم و بد نشد گـلـدسـته حـریـم تو آقـا رصد نـشـد هرجا کریم هست، کرمخانه میشود بالم فـقط به گرد تو پروانه میشود کـنج حـرم نـشـسـتهام و داد میزنم هر یوسفی که یوسف زهرا نمیشود آقا کرامت تو در اینجا زبان زد است کرببلای دیگر من شهر مشهد است دست تو خاک را به نظر کیمیا کند ظرف مـس وجـود مرا هم طلا کند حس میکـنم کـنار تو نام حسین را نام حـسین در حـرم تو چـهها کـنـد پـابـوسی تو پـاره گـریـبـانـمان کـند راهی به سوی شهر حسین جانمان کند آن سائلی که دامن لطف تو را گرفت یادم نرفته نیـمه شبی که شفا گرفت جان جـواد را که قـسم داد پیـش تو یک اربعین، از حرمت کربلا گرفت دارالشفاست کوی تو یا ثامن الحجج وجه خداست روی تو یا ثامن الحجج
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با امام رضا علیه السلام
در بـارگـاه قـرب رضا الـتـجـا کنم شایـد رئـوف آل عـلی را رضا کنم مرغ مهاجرم وطنم مشهدالرضاست من خـاک را به نام شما کـیـمیا کنم اما چه سود خسته دلی پر شکستهام من آمـدم که زخـم پـرم را دوا کـنم باران رحمتت شده جاری و گو چسان در بحر بیکران تو خود را رها کنم؟ آسوده خاطرم که شوی شافعم به حشر در هر نفس اگر که شما را صدا کنم موسای آل فـاطـمه گـشتم اسیـر نیل بهر نجـات از تو تـمـنّـا عـصا کـنم مرثیه خواندهای تو ز گودال قتلگاه از بعد روضه رو به سوی کربلا کنم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با امام رضا علیه السلام
صبح حریم تو به سحر طعـنه میزند صحن و سرای تو به گهر طعنه میزند سنگ حریم تو که کف پای زائر است بر هرچه گل ز جنس هنر طعنه میزند این صحبت ستاره و خورشید و ابرهاست والله گـنـبـدت به قـمـر طـعـنـه میزند شیـریـنی زیارت تو چـیز دیگریست طـعـم زیـارتت به شِکـر طعنه میزند نـقـش و نگـارهای ضریح قـشـنگ تو بر واژههـای نـاب هـنـر طعنه میزند بر پایههای عـرش و بلـنـدای نُه فلک گـلـدستههای توست اگر طعنه میزند یوسف جمالها به رخت غبطه میخورند با دیـدن ضـریح تو انگـشت میبـرنـد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با امام رضا علیهالسلام
عاشـقـی دربـدری دارد و بیسـامـانی گـاه ابـریست هـوای دل و گه بـارانی گرچه آرام و قرارم به نظر قرب شماست شهرهام شهره ز سرگشتگی و حیرانی من بجز کوی شما بر در دیگـر نروم دولـتـم داد به من فـیض تو را ارزانی رو به سوی حرم خسرو خوبان گـفـتم خوب یا بد تو خودت حال مرا میدانی نـیـسـتـم لایق اگـر زائـر کویت گـردم ریزهخواری ز درت نیست کم از مهمانی چه برانی چه بخوانی تو مرا از کویت نـروم بـر در دیگـر به هـمـین آسانـی روز اول به هـوای حرمت جـلـد شدم مـیپـرم گـرد شـمـا تـا نـفـس پـایـانـی حـرمت ملجاء درماندگی ماست رضا با تو مـا را نـبـود واهـمـه از ویـرانی هم غریب الغـربایی و مـعـین الضعـفا هـم عـلاج غـم و بـیـماری بیدرمانی خـادمـان حـرمت از در تو مـییـابـنـد فـرّ شـاهـنـشـهـی و مرتـبـۀ سـلـطـانی آنکه شد عارف بالله شما را در طوس یافت در بحـر ولا مرتـبـهای عـرفانی
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با امام رضا علیهالسلام
اگر از ما نظـر لطف شما برگـردد چـشم امّید دگر سمت کجا برگردد؟ وای از آن روز که پشت در سقاخانه کاسۀ اشـکِ تـمـنّـای گـدا بـرگـردد زدهام دست توسل به تو ای آیت حق تا مگـر حـوصلۀ رفـتـۀ ما برگـردد بستهام حاجت خود را به کبوتر تا باز با خبرهای خوش آن فرّ هما برگردد میشود گوش حوائج به جوابش دلگرم اگر از کوه سخای تو صدا برگردد نیست در مذهب این سلسله هرگز، دستی خالی از پنجره فولاد رضا برگردد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با امام رضا علیه السلام
نگاهم کن! دلم یک خلوتِ جانانه میخواهد کبوتر وار آمد روی گـنـبد! دانه میخواهد عطش دارم! تو در جریانی و دیریست میدانی دلم یک جرعه از دریای سقاخانه میخواهد ضمانت کردی و از دستهای مهـربان تو برای بستنِ پـیـمان؛ دلم پـیـمانه میخـواهد فـدای آن گـلایُـلهـایِ بـالایِ ضریحـت که ملائک پرور است و دورِ خود پروانه میخواهد گـدا آدابِ دربـاری نـمـیدانـد فـقـط از تـو جواب یک سلام کـاملا شـاهـانه میخواهد سر از دیوارِ گوهرشاد عمری برنمیدارم که غمهایِ وسیع و بیشمارم شانه میخواهد به گـنـبـد عـادتـم دادی کـنار صحنِ آزادی کبوتر بچهات را رد نکن که لانه میخواهد به دعوتنامه محتاجم نگاهم خیره ماندهست و براتِ کربلا از دستِ صاحب خانه میخواهد!
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با حضرت معصومه سلام الله علیها
« دخـتـری از اهـل بـیت آفـتـاب» دخـتــر لــبــخــنـدهـای مـسـتـجـاب از تـــبــــار لا فـــتــی الا عـــلـــی وارث « من عـنـده عـلـم الکـتـاب» نـور نــور نــور نــور نــور نــور نـاب نــاب نــاب نــاب نــاب نــاب ناب یعنی خالص و پـاک و طهـور سـورۀ کـوثـر، شراب انـدر شراب نور یعنی خـواهر شمس الشـمـوس بوی گل را از که جوئـیم از گلاب دختر « والکاظمین الغـیظ» اوست « آفــتــاب آمــد دلــیــل آفــتــاب» ای دل مــن در پـــنــاه کـــوی تــو مـثـل بـال کـفـتـران بـیاضـطـراب مـریـمـا از نـزد جـبـرائـیل، عـشق هــاجـرا از بـهـر اسـمــاعـیـل، آب مـهـربــان بــاران تــنـد بـیدریــغ! بـیکـران آئــیــنـۀ پُــر آب و تــاب هم به جان خـسـتـۀ زینب، ببـخـش هـم بـه نــام نـامـی زهــرا، بــتـاب
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با حضرت معصومه سلام الله علیها
شبـیه فـاطمه هستی، وقـار داری تو چـقـدر پیـش خـدا، اعـتـبار داری تو فرشتهای و تمام جهان، به زیر پرت ملیکهای و دو صد، جان نثار داری تو کویر قم، که بدون وجود تو هیچ است برای فصل خزان هم، بهار داری تو
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با حضرت معصومه سلام الله علیها
تو کیستی؟ سلالۀ زهـرای اطهـری معـصومهای، کریـمۀ آل پـیـمـبـری مـمـدوحـۀ ائـمّـه و مـحـبـوبـۀ خــدا احمد خصایل استی و صدّیقه منظری باب الـکـرم سـلالـۀ باب الحـوائجی امّ العـفاف دختر موسی بن جعـفری امـروز قـلـبـۀ دل خـوبان روزگـار فردا همان شـفـیعۀ فردای محـشری تو سـوّمـیـن مـلـیکۀ اسلام فـاطـمـه آئیـنه دار زینب و زهـرای اطهـری یک مام تو خـدیجه دگر مام فـاطمه پاکیزه تر ز مریم و حـوّا و هاجری بر نُه سپهرِ عصمت و تقوی ستارهای در هفت بحر نور فروزندۀ گوهری هم چار نجل پاک رضا را تو گوهری هم هشتمین ولیّ خدا را تو خواهری مصباح علم و دانش و توحید و معرفت مصداق هل اتی ثمر نور و کوثری عمر کم تو خاطرۀ عمر فاطمه است یـادآور مـقـاومت و صـبـر مـادری گـویند باز میشود از قـم در بهشت تو خود بهشت قـرب خداوند اکبری مادر نگشته، بانوی خلق دو عالمی شوهر نکرده، مادر آغاز و آخـری بانو ولی چه بانـو، بانوی نُه سپهـر دختر ولی چه دختر، اسلام پروری بـر هـشت آفـتـاب ولایت سـتـارهای در نُه سپهـر نـور مه نـور گـستری پیراهن تو عصمت، تقوی ست چادرت زهـد مجـسـمّی و عـفـاف مصوّری در بحـر بی کرانۀ ایـمان دُرِ کـمال در آسمان زهـد فـروزنـده اخـتـری باب الـمـراد دخـتـر باب الحـوایجی اخـت الوقـار دخت بـتـول مطهـری زهرا بهشتِ روح لطیفِ محمّد است اولاد او همه شجـر نـور و تو بری گویند سایۀ حرمت بر سر قـم است قم را نه، بلکه مُلک جهان را تو محوری زانو زنند خیل فقیهان به محضرت آری تو شهر فقه و احادیث را دری روزی اگر به خطبه گشایی زبان خویش باور کنند خلق که در نطق حیدری اسلام را به منطق گرمت مـروّجی توحید را به نیروی علمت بیانگری عـطر تو بر مشام محـمّـد اگر رسد با خنده بوسدت که بهشت مکـرّری از نخل های سبز فـدک میرسد ندا این باغ از آن توست که زهرای دیگری میثم، اگر ثنای تو گوید محال نیست زیرا تو در قصیده سراییش رهبری
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با حضرت معصومه سلام الله علیها
دور و بر خود میكشی مأنوسها را إذن پـریدن میدهـی طـاووسها را وا میكنی سمت كـویـرِ این حوالی با لطف پـاكـت پـای اقـیانـوسها را «امید» داروییست در دارالشفایت كه با سخاوت میدهی مأیوسها را با آن دم قدسی خود شبهای جمعه رونق بده «یا نور و یا قدّوس»ها را هر شب به یاد غـربت شهـر مدیـنه روشن كنیم اینجا همه فانـوسها را ای آبــروی آبهـای ایـن حــوالــی سمت شما باز است این دستان خالی وقتی كه من از ماه میگیرم سراغت میآورد دل را مـیان كـوچه باغـت هفت آسمان، صدها ستاره میشمارد هر شب به پای درسهای چلچراغت تو آیـههـای سـورهٔ نـوری، چگـونه پیدا كنم من راه خود را بیچراغت؟ این لالههایی كه به دامـانت نشـسته تفسیر خوبی میشود از درد و داغت انگار... نه من حـتم دارم در بهشتم آن لحظهای كه مینشینم در رواقت ما لایق صحـن و سرای تو نبـودیم هـمـسـایهٔ خـوبـی برای تو نـبـودیـم تو مهـر زهـرا را میان سینه داری مهری كه با آن اُلفـتی دیرینه داری از بس كه آه زائـرانت را خـریـدی ایـوان زیـبـایی پُـر از آئـیـنـه داری هر صبح جـمعه مـیزبان نـدبههایی این است آن عهدی كه با آدینه داری تو از مدینه، كربلا، شام و خراسان غـمهای بیاندازهای در سینه داری از نسل كـوثر، معـنی خیر كـثـیری با عشق، خویشاوندی دیـرینه داری فرسنگها راه است از ما تا صفایت قربان آن صحن و سرای باصفایت از ابـتـدا هم بود مـشهـد، مقـصد تو پُـل میزنم تا مقصدت از مشهـد تو عطر گل یاس از ضریحت میتراود این مرقد زهـراست یا كه مرقـد تو عشق تو دریا را به ساحل میكشاند ماه آبرو میگـیرد از جزر و مد تو خـورشـیـد دارد آرزوهـایی طـلایی وقـتـی كـه میآیـد كـنـار گـنـبـد تـو من شاعرت هستم ولی مثل هـمیشه شعـری ندارم تا كه باشد در حـد تو من مینویسم بر روی سنگ مزارم بانـو! هـمیـشه بوده از تو اعـتـبارم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با حضرت معصومه سلام الله علیها
عـالـم حـریم حـرمت آل پـیـمـبر است کلِّ فـلک هـمان فـدک آل کـوثـر است چیزی ندارد این دو جهان غیر فاطمه دنیا چو گوی، در کفِ دستان حیدر است ما غـیرِ خـیرِ فـاطـمه خـیری ندیـدهایم هر نعمتی که هست سرِ خوان مادر است آری به حـرمـت حـرم ثـامـن الحـجـج ایران حریم حضرت موسی بن جعفر است اصلاً قسم به حضرت معصومه و رضا این مملکت هدیّۀ زهـرای اطهـر است مکه، مدینه، سامره، کربوبلا، نجف تا کـاظمین یکـسره با قـم بـرابر است بالاترین زمان که پس از روز مادر است معصومه شاهد است، همین روز دختر است آمد چه دخـتری که چو زینب کند قیام جان برادر است و رضا جان خواهر است از مشهـدِ شَهَـنـشَه و شیـرازِ شاچـراغ تا قم حریم این دو سه خواهر برادر است شوق زیـارت و حـرم و آب و دانـهام ای مـرقـد تو قـبـلـۀ عـالـم تو را سلام ای امـتـدادِ سـورۀ مـریـم تـو را سـلام ای جانشین زینب و زهرا به حلم و صبر جام طهور کوثـر و زمـزم تو را سلام ای پــارۀ تـنِ هــمــۀ آل مــصـطــفــی وی بـضـعـۀ نـبـیِّ مـکـرّم تو را سلام ای بـارگـاه قــدسـیِ تـو آشـیـانـهای… بر بهـتـرین سـلالـۀ خـاتـم تو را سلام آئـیـنـه دارِ مـعـرفـة الـفـاطـمـه تـویـی ای رازدارِ خـلـقـتِ آدم تــو را ســلام بـایـد تـو را عـقـیـلـۀ دوّم صـدا کـنـیـم عِلم لـدُن تُو راست مسلّـم، تو را سلام یک نَخ ز چادر تو همان حبل محکم است ای بر عفاف، رشتۀ محکم تو را سلام نیکان تو را مـلـیـکۀ اسلام خـواندهاند ای وصف تو ز نَیّرِ أعظم تو را سلام شـد بـارگـاهِ قُــدسـیِ تـو کـلـبـۀ مَـلَـک آید ز هـر فـرشـتـه دمـادم تو را سلام عشق رضا و شوق حریمت، دو بالِ عشق ما را اگـر به کـشـور تـو بـار دادهانـد یـعـنـی به مـا خـزائـنِ أسـرار دادهانـد بعد از ولای فـاطمه و زینب و حسین بر زینبِ رضاست که این کار دادهاند تو خـود نـشـانِ سـلـسـلـۀ این أمـانـتـی یـعـنـی تــو را ولایتِ أبــرار دادهانــد وقـتی حدیث می کـنی از جـدِّ اکـرمت بـر تـو کـلامِ فــاطـمـه انـگـار دادهانـد موسی سِرِشتی و گُلِ موسی بن جعفری دین را نمک به کـام تو بـسیار دادهاند هستی فـقـیه و مجـتهده در عـلومِ دهـر بـر تـو عـجـیب بـیـنـشِ بـیـدار دادهاند پا جـای پـای حجّـتِ سـرمـد گـذاشـتی با تـو به مـا بـشـارت و إنـذار دادهانـد طـی کـردهای چه ناب مسـیـرِ امام را زیـبـات، نـامِ قــافـلــه ســالار دادهانــد میخـواستی که زائر کوی رضا شوی بعد از عـروج، رخصت دیدار دادهاند حـالا دفـاع از حَـرمت تا هنوز هست تو در تـمـام مُـلک و مَـلک تا نداشتی آنگـونه خِـلـقـتی که تو هـمـتا نداشـتی روحِ مجـرّدِ تو همان نـور فاطمه ست نوری که جز به صُلبِ علی جا نداشتی وقتی شدی تو خانه بدوشِ امام خویش جـز انـفـجــارِ نــور تـمــنّــا نـداشـتـی در مقطعی که نهضتِ تو انقلاب کرد غـیر از خـدا تو هـیچ کسی را نداشتی روح خدا به مکتب تو رُشد کرده است غـیـر کـلامِ حـق، یَـدِ بَـیـضـا نـداشـتی در نو جـوانی اَت به فِـقاهت رسیـدهای در پُـرسـشی نـبـود، که فـتـوا نداشـتی شد حوزههای عـلـمیه از عِـلم تو عـلَم ای عـالـمـه که عِـلـم ز دنـیـا نـداشـتی شأن و مقامِ شامخِ تو همچو زینب است با آنکه عـمـرِ زیـنب کـبـری نـداشـتی آنچه مصائب است چشیدی ولی یقـین بـر نـیـزه رأس زادۀ زهــرا نـداشـتـی از ساوه تا به قـم به شما مرحبا رسید
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با امام صادق علیه السلام
منـبـرت کـرسی فـقـه هـمـۀ عـالـم شد فـاصلـه تا به خـدا با سخـنانت کـم شد خوار جهل از تو و فیض تو گل مریم شد هر که پا منبریات شد به خـدا آدم شد هر که عـلاّمۀ دهر است غلامت بوده پـیـرو مکـتب عـلـمـی هـشـامـت بوده زلف صد پنجره را رو به خدا واکردی با غـلامان خودت کـار مسیحـا کردی درس تـاریخ شد و حـل مـعـمـا کردی شیعـه را ناب ترین مکـتب دنیا کردی پرچـم شیـعه بلـند است به احکـام شما عـلـم عـالـم شده تـسلـیم به اسـلام شما یک ورق درس تو توحید مفضل میشد عـشق در مسألۀ جـابـرتان حـل میشد ذرّه پـای تو به خـورشید مبـدّل میشد بی حدیث تو کـلام هـمه مُهـمل میشد با تو قـرآن خـدا کـاغـذ خـامـوش نشد راه سر منـزل مقـصود فـراموش نشد تازه شد حرف خداوند به قال الصادق عـلـمـا شرح نوشتـنـد به قـال الصادق حـنـفی ها همه گـفـتـند به قال الصادق راست گویی شده پیوند به قال الصادق تـا ابـد مرجـع توضیـح مـسـائـلهـایی قـبـلـۀ جـامـع عـلـمـی هـمـۀ دلهـایـی نور در مسجد چشمان تو معـنا گردید نـار، بر یـار تو بـرداً و سـلامـا گردید هر که از چـشم تو افـتاد یهـودا گردید خـانهات مدسۀ حـضرت زهـرا گردید به موازات عـلـی راه نـشـان میدادی راه را بــا ولــیالله نــشــان مــیدادی
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با سیدالشهدا علیه السلام ( مناجات اول جلسه)
آخـر میان روضـۀ تو خـوب میشـوم پیش عـلی و فـاطمه محـبـوب میشوم جنس دلم اگرچه کم ارزش تر از مس است با ذکـر یا حـسـین طـلاکـوب میشـوم آرام میشـوم وسـط روضه ها ولـی… دور از حسینـیه پُر از آشـوب میشوم هر جا به غصههای حـرم فکر میکنم در مـشکـلات زنـدگی ایّـوب میشـوم پای همین عَـلَم به خـدا میرسم حسین با ندبـههای کـرب وبـلا خوب میشوم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با سیدالشهدا علیه السلام ( مناجات اول جلسه)
وقـتـش شده اشکم چـنان بـاران بـبارد سنگـیـنی هـجـران دلـم را میفـشـارد سهمم فراق است و فراق است وفراق است تقـویم، دائم فـصل هجـران میشـمارد به زائری که با خودش جان مرا بُـرد گــفــتـم بـرایـم ذرهای تــربـت بـیـارد در عشق آنکه واقعـاً دنبال قرب است دل را به دست صاحب دل میسـپارد چـیزی نمیخـواهم از آقـایم هـمین که در روضه راهـم داده مِـنَت میگـذارد در آخـرت لـبـخـنـد مـیچـیـنـد یـقـیـنـاً هر کس که بـذر گـریه در دنـیا بکارد گـفـتند اشکـم مرهم زخـم حسین است ای کـاش چـشـمـم تا دَم مـرگـم بـبـارد از کـودکی که روضههایش را شنـیدم بیـزارم از اسـبـی که نـعـل تـازه دارد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با امیرالمؤمنین علی علیهالسلام
»درد» آمـدیم لطف تو مـا را دوا کند شایـد «غـریـبه» را نـگهت آشـنا کـند هر روزه دار پیش ضریح تو در نجف با بوسه بر ضریح تو هم روزه وا کند سرمست چشم توست غروبی که ظهر شد دستت به نور شـمس هم انفـاق ها کند هر ذرّه در عوالـم امکان برای وصل با اسـم تو خـدای خودش را صدا کـند امـیـد وصـل در دل مـا مـوج میزنـد عاشق، سحر، مقابل ایوان، دعا کند… بـاران و آیـههـای ذراعـیـّه بـالـوصیـد قلب مرا به عـشـق شـمـا مـبـتـلا کـنـد هرکس که باحضورتو خلوت نکرده است باید بـرای خـویش دلـی دست و پا کند چون آفتابِ لطفِ شما ذره پرور است بـی شـک خـرابـۀ دل مـا را بـنـا کـند قطعا نجات دست مناجات های توست عمری کـمـیـل با کـلـماتت صـفـا کـند رنـدانـه خواستـیـم خـدا را و عـاقـبـت مـا را به یک نگـاه تو حاجت روا کند در روز حـشر مست شراب الست را از بین خـلـق فـاطـمـه بـایـد جـدا کـنـد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با امیرالمؤمنین علی علیهالسلام
مُستَجِیرٌ بِکُم... سلام آقا، ناجی انبیا علیجانم مهبط الوحی، معدن الرحمة، یا أخَ المصطفیٰ علیجانم مستم و حالت طرب دارم، میل بوسیدن عنب دارم لائذٌ عائذٌ... به لب دارم، أنتَ کهفُ الوریٰ علیجانم با دلی پر گناه آمدهام، باز هم رو سیاه آمدهام به امید پناه آمدهام، مَن أتٰکُـم نَجیٰ علیجانم عصمة المؤمنین امین الله، شاه اهل یقین امین الله آبروی زمین امین الله، آبروی دعا علیجانم مدح تو بر لسان جبریل است، بین تورات بین انجیل است بین قرآن سخن به تفصیل است از تو یا مرتضی علیجانم گرچه آلودهام ولی گفتم، در نجف بیمعطلی گفتم صد و ده بار یاعلی گفتم، ذکر مشکل گشا علیجانم جلوۀ پنج تن شما هستی، قل هواللهِ من شما هستی اولین بت شکن شما هستی، قاتلُ الأشقیا علیجانم ای نمایانگر مسیر از چاه، بیتو هر بنده میشود گمراه نقطۀ تحت باء بسم الله، زوج خیرالنسا علیجانم شاکرم در دلم تو را دارم، بین آب و گلم تو را دارم گرچه من سائلم تو را دارم، همنشین گدا علیجانم لالم از گـفـتن ثنای شما، پدر و مادرم فدای شما هر چه دارم همه برای شما، لَكَ روحی فِدا علیجانم هادیِ راه سر به راهم کن، تو فقط لحظهای نگاهم کن بردهات میشوم سیاهم کن، همدم بردهها علیجانم به قلم میخورم قسم،به کتاب،سائلت را نمیکنی تو جواب تَرْزُقُ مَنْ تَشَا بِغَیْرِ حِساب، تَرْزُقُ مَنْ تَشا علیجانم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با امام حسن مجتبی علیهالسلام
ای جانِ جانِ جانِ جان، کز جانِ جانان جان تری وی نیکِ نیکِ نیک ها، کز نیک ها نیکوتری کارت دمادم دلبری، از دلبران دل میبری جان میدهی دل میبری، از دلبران با دلبری مجنون همه لیلا تویی، نور دل طاها تویی مولا تویی والا تویی، هم رهگشا هم رهبری چون جلوۀ طاهاییات، چون صورت زهراییات هـمپـایۀ آقاییات، گردون نبـیـند دیگری آبی، زلالی، بادهای، چون متن قرآن سادهای آزادی و آزادهای، از جمع خوبان برتری تو روشنای خانهای، بر شمع دین پروانهای جانی و هم جانانهای، جان بخشی و جان پروری ای نخل طوبی را ثمر، وی بحر جانها را گهر شمس هُدایی یا قمر، اعجاز و لطف داوری ای جلوۀ حق در زمین، ای ماه خورشید آفرین ای مِهر تو حبل المتین، هستی به مهرت مشتری عطر تنت پیغـمبری، آرام جان حیـدری هم زمزمی هم کوثری، هم نور چشم کوثری ای معنیِ جود و کرم، ای خاندانت محترم ای با ملائک هم قدم، هم سروی و هم سروری نامت کریم ابن الکرم، خاک مسیرت محترم بیتیغ و تیر و بیحرم، کارت ز دل غارتگری ماوای تو در آسمان، مِهرت به دلها جاودان در کار جمله عاشقان، شافع به روز محشری
: امتیاز
|
























