-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه محرم -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه صفر -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الأول -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الثانی -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الأول -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الثانی -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه رجب
-
سایت قرآنی تنـــــزیل -
سایت مقام معظم رهبری -
سایت آیت الله مکارم شیرازی -
سایت آیت الله نوری همدانی -
سایت آیت الله فاضل لنکرانی -
سایت آیت الله سیستانی
مدح و شهادت حضرت علی اکبر علیه السلام
دوست دارم شرح حُسن شبه پیغمبر بگویم بعدِ هر الله اکـبـر یا عـلـی اکـبـر بگـویم حُسن او باشد حسینی، مظهر تقوا و ایمان ای اجل مهلت بده عمری از آن مظهر بگویم نام زیـبـایش گـواه سربـلـندیّ و بـزرگی رفعتش تحلیل کن تا مدحتش بهتر بگویم شاه شاهان را ملازم، پیـشمرگ آلهاشم مشتری شو گوهری شو قیمت گوهر بگویم یوسفش مشتاق دیدار اهل کنعانش خریدار صد عزیز مصر را در درگهش نوکر بگویم تا سخن میگفت، بابش احسنی میگفت و میگفت: آن سخن تکرار کن تا احسنی دیگر بگویم قدر او والاست دل دریاست اسمش با مسماست ماندهام با چه زبانی وصف آن دلبر بگویم بر حسین او دلبر است و دلبر عالم حسین است من که باشم از کـمال زادۀ حـیدر بگویم اوّلین قربانی از اولاد حیدر این جوان بود باید او را چون علی سردار نام آور بگویم بارالها در ره اسلام جـان بر کـف نهادم تا فدایت جان، به زیر نیزه و خنجر بگویم تو گواهی، داد خواهی، تکیه گاهی یا الهی اذن ده در محضرت راز دل مضطر بگویم رفت آن عاشق جهادی کرد در راه عقیده آفرین گوید جهانی زآن جهادش گر بگویم سینه در تاب و تب افتاد آن عزیز از مرکب افتاد گفت با جانان خوشم از ساقی و ساغر بگویم پیکـرم بر دفتری مانَد که شیـرازه ندارد عالمی سوزد اگر یک باب از این دفتر بگویم زیر باران سنان و تیر و شمشیرم ولیکن رسم مردان نیست درد دل بر این لشکر بگویم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
زبانحال حضرت سیدالشهدا در شهادت علی اکبر علیهم السلام
غرق خون است چرا این سر مهرو پسرم قطعه قطعه شده آن قامت دلجـو پسرم نـرسیـده به تـنت، از سـر زیـن افـتادم قوّت و تاب و توان رفت ز زانو پسرم هـمۀ دشت به حال من و تو خـندیـدند تو بگـو من چه کنم بین هـیاهـو پسرم دربغل تاکه گرفتم بدنت،ریخت به هم لااقـل کـاش تـنت سیـر کـنم بـو پسرم چه کسی بر سر تو ضربۀ شمشیر زده چه کسی نیزه فرو برده به پهلو پسرم بردنت تا به حرم،جز به عبا ممکن نیست چونکه اعضای تو پاشیده به هر سو پسرم عـمـهات آمده در بین حـرامی برخـیز خیز تا دست نبردهاست به گیسو پسرم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت حضرت علی اکبر علیه السلام
قدم قدم سوی میدان همین که راه افتاد تـمـام لـشكـر دشـمـن به اشـتـبـاه افـتاد پدر به بدرقه آمد، جوان بر اسب نشست پدر به بدرقـه آمد، جـوان به راه افتاد پیـامـبـر به نبـرد آمده ست یا حـیدر؟! دوبـاره ولـولـهای در دل سـپـاه افـتـاد كمین زدند هزار ابن ملجم آن اطراف چـقدر كـیـنه كه شد تـازه تا كـلاه افتاد پدر به ماه خود از دور چشم دوخته بود صـدای هـلهـلـۀ شب رسیـد، مـاه افتاد پـدر نـشست ولی نـالـهای بلـنـد شـد و به گوش خیمه و زینب رسید: آه! افتاد! تو تكـیـه گـاه پـدر بـودی و كـنار تنت پـدر خـمـیده میآید كه تكـیه گاه افـتاد!
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
زبانحال حضرت سیدالشهدا در شهادت علی اکبر علیهم السلام
«هر چند پیر و خسته دل و ناتوان شدم» هر گه نظر به روی تو کردم جوان شدم طاووس خـیـمه پیش پـدر راه میروی؟ گفـتی اذان و مست من از این اذان شدم آه ای عـصای پیـری من، میروی؟ برو اما به روی نعـش تو من قـد کـمان شدم تا اینکه خـوب از عـطشم با خـبر شوی از شـوق با لـب تو دهـان بر دهـان شدم با خود نگـفـتهای پدرت خـورد میشود؟ من مثـل قـطعـههای تنـت بینـشـان شدم آخـر چـرا جــواب پــدر را نـمـیدهـی؟ چیزی بگو عـلی، ولدی نصفه جان شدم زینب میـان این هـمه دشمن دویـده است بـابـا اسـیــر زخــم زبـانهـایـشـان شـدم از بـهــر بُـردن تـو عــبــا کــم مـیآورم من چـنـد بـار بـر بـدنـت امـتـحـان شـدم شد سـرخـی لـبان تو در دشت مـنـتـشـر من هم به طشت زر هدف خیزران شدم شـکـر خـدا کـه نـیـزه من شـد بـلـنـد تـر در راه شـام بـر سـر تو سـایـه بـان شدم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
زبانحال حضرت سیدالشهدا در شهادت علی اکبر علیهم السلام
با دلی خون،میگذارم روی پاهایم سرت را تا بگیرم در بغل این لحظههای آخرت را گرچه نیزه جوشنت را بُرده از جانت غنیمت در عوض اما به من، پس داده جسم پرت پرت را تا تو بودی من به فکر خیمه گاه خود نبودم بعد تو دست که بسپارم علی جان خواهرت را جان بابا از زمین برخیز، آخر من چگونه؟ در عبای خود بریزم پارههای پیکرت را زخم پهلویت به یاد مادرم انداخت من را آه مادر! میفرستم سوی تو پیغمبرت را
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
زبانحال حضرت سیدالشهدا در شهادت علی اکبر علیهم السلام
تو را به خیمه به این شانۀ خَـم آوردم تو را به دستِ خودم حیف کمکم آوردم برایِ خواهـرکانت کـمی لبـاسِ تو را برایِ گیـسوی خود خاکِ عـالم آوردم صدایِ گـریـۀ من تا مـزارِ لـیـلا رفت بـرایِ مـادرِ تـو ایـنـهــمـه غــم آوردم شکسته اینطرف و آنطرف کشیدم دست هرآنچه از تو در این دشت دیدم آوردم هرآنچه رنگِ تو را داشت ای انارِ حرم هـر آنچه بـویِ تو مـیداد آنـهَـم آوردم تو را من از بغـلم پاره پاره میچـیـنم خـدایِ من پـسـرم را چه دَرهَـم آوردم رسیـد عـمـه ز خـیمه به ناله و افغـان به پیـش خـنـدۀ نامـحـرمان کـم آوردم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
زبانحال حضرت سیدالشهدا در شهادت علی اکبر علیهم السلام
معـراج رفتی زخم شد بال و پر تو پیـغـمـبرم غـوغـا شده دورو بـر تو من از تو شرمنده تویی شرمنده از من چـشم تـر من مـانـده و چـشم تر تو از قاب قـوسین خـدا افـتادی انگـار بـدجـور پـاشـیـده تــمـام پـیـکـر تـو آتش گلستان روی ابراهیم من نیست کـل بـیـابـان ریـخـتـه خـاکـسـتر تو هم ارباً اربا هستی و هم جابه جایی پـیـدا شده نـزدیک پـاهـایت سـر تو سرنیزهها با خون تو حـیدر نوشتند خیلی قـلم رفـته فـرو در جوهـر تو یک خطبه با خس خس بخوان شاید اثر کرد حـالا که روی نیـزهها شد منـبر تو از اولـت دانـه بـه دانـه چـیــدم امـا مانـدم که من کی میرسم به آخر تو روی عبا دارم خودم را می برم من برپا شده خـتم پـدر در مـحـضر تو
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
زبانحال حضرت سیدالشهدا در شهادت علی اکبر علیهم السلام
در سراپـای تو پـیدا میشود عـرفان من میرسد تا عرش اعلا با تو یا سبحان من از حـرایِ چـشم تو پیداست ایوانِ نجـف مصطـفای خـیـمههـایم، حـیدرِ میدان من هرچه را میشد فقط با چنگ و دندان بردهاند گرگ های واقـعی، ای یوسف کنعان من دستْ سمتت میبرم بدجور میپاشی ز هم حزبْ حزبت کردهاند اینجا چرا قرآن من؟ لخته خونها بر دهانت خشک شد حرفی بزن بوسهای از تو طلب دارد لب عطشان من اشهدم را خواندهام پهلوی تو با این شکاف من شدم حیران تو، زهرا شده حیران من هم شهیدی، هم که مفقود الاثر، یک در میان این عبا سنگین شده بر شانۀ لـرزان من یک اذان مهمان بکن اینجا مرا بعداً برو تا نخـنـدد لشکـری بـر آهِ سرگـردان من عـمـهات از خـیـمه آمد آبـرویم را بـخـر خیز نامـوسِ مـرا از بین نـامحـرم بـبـر
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
زبانحال حضرت سیدالشهدا در شهادت علی اکبر علیهم السلام
میروى پشت سرت راه میافتم پسرم گـاه مـیآيـم و نـاگـاه مـیافـتـم پـسـرم میروى دلهـره دارم كه زمينت بزنند سنگ دارند مـبـادا به جـبـيـنت بـزنـند هـمۀ عـمـر برايـم چـو پـيـمـبـر بودى رفتى و ديدم از اينجا كه چو حيدر بودى رفتى و ديدمت آنگونه كه میجنگيدى زخم خوردى ولى انگار كه میخنديدى زخم خوردى به روى بال عقاب افتادى وسـط لـشكر دشمن ز ركـاب افـتـادى
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
زبانحال حضرت سیدالشهدا در شهادت علی اکبر علیهم السلام
آمـدم من ز حـرم لحـظۀ پـرپـر زدنت شاخهای نیست که نشکسته میان چمنت گردنت را بکـشم تا نفـسی تـازه کـنی صبر کن پاک کنم لختۀ خون از دهنت ارباً اربا شدهای پیـش نگـاهـم چه کنم گـل لـیـلا شده درهـم زره تو به تـنـت جگرم پاره شده یک کلمه حرف بزن دلـم آرام بـگـیـرد شـنـوم گـر سخـنـت بین علمدار و علم را که علم بر دوش است کـمـکـم کرد کـنـم بین عـبـایـم کـفـنـت حُرمت معجر زینب کمرم راست نمود مُـرده بـودم به خـدا ورنه کـنار بـدنت
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
زبانحال حضرت سیدالشهدا در شهادت علی اکبر علیهم السلام
زخـمهـای جـگرم بیـشتر از پیکـر تو این بـلا بر سـر من آمده یا بر سـرِ تو نا امیـد آمدم و هِـیْ به خـودم میگویم نخوری غصه که این نیست علی اکبر تو روی یک تکه حصیر است هزار و یک علی مانده انگار روی خاک دوسه تّا پر تو وسط دشت زمین میخورم و میخندند به زمین خـوردن بابای تو بالا سر تو تو بنـا بود عـصـای پـیـری من بـاشی پـیـر کـرده پـدرت را روضۀ آخـر ت
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
زبانحال حضرت سیدالشهدا در شهادت علی اصغر علیهم السلام
در غمت دادهام از دست عنانم چه کنم گـریۀ آخـر تـو بُـرده امـانـم چـه کـنـم یک طرف خندۀ لشگر طرفی اشک رباب مانـدهام من بـروم یا که بـمانم چه کنم تیر را گر بکـشم رأس ز هم میپـاشد خار را از جگـرم گر نکـشانم چه کنم ترس دارم که بـیـفـتد سر تو از بغـلـم روی دوشم شدهای بار گـرانم چه کنم بیـشـتـر خاک به زیر سر تو ریخـتهام پیکرت را به سرت گر نرسانم چه کنم چشم تو باز و چسان خاک بریزم رویت تا که مـادر نـرسیـده نـگـرانـم چه کنم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت حضرت علی اصغر علیه السلام
دست را بر طـنـاب میگیرد بـچـه را از ربـاب میگـیـرد دست و پا میزند علی اصغر تـیـر دارد شـتـاب مـیگـیـرد مگر این حـنجـرِ بهم خورده چـند تا قـطـره آب میگـیرد؟ از سـؤال نکـردهاش حـنجـر به سه صورت جواب میگیرد آه از غـنـچـۀ گـلـی ایـن بـار تـیـر دارد گـلاب مـیگـیــرد تیر، این طفل را که شش ماه ست نه که از شیر، از آب میگیرد اتــفــاقــی عـجــیـب افــتــاده زن که از زن حجاب میگیرد تا که اصغر سوار عرش شود خـود آقــا رکـاب مـیگــیـرد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
زبانحال حضرت سیدالشهدا در شهادت علی اصغر علیهم السلام
اگـرچه تو بیتـابِ آبـی، بـمان تــو آرام قـلـب ربــابـی بـمـان تو هـمـنـام با بـوتـرابـی بـمان علی جان مبادا بخـوابی، بمان تو دیگر دلم را نسوزان، علی چه کرده لب خشک تو با حسین که اینجا شده از وسط، تا، حسین نگـفـتی تو یکـبـار: بابا حسین اگر خسته جانی بگو یا حسین تو آرام جـانی نـده جـان، علی چونان گرگ ازهر طرف میزنند عروسی گرفتند و دف میزنند برای کـمـانـدار، کـف میزنند همیشه به قـلب هـدف میزنند گـلی را به همراه گـلدان، علی ببین مرگ من را دعا میکنند ببـین حرمـله را صدا میکـنند چه تـیـر بـزرگی رها میکنند علی جان سرت را جدا میکنند ذبیح من ای پور عطشان، علی حسودند و زنگ خطر میزنند تو از بس قشنگی نظر میزنند سه شعبه به قـلب پدر میزنند گلوی تو را سر به سر میزنند گلوی خودت را بپوشان! علی مگر وقت هـل من مبارز شده مگر کشتن طفـل، جایـز شده؟ چرا رنگ قـنداقـه قرمز شده؟ پدر پـیـش درد تو عاجـز شده تو ای ماهی سرخ بیجان، علی اگر قلب من را تو راضی کنی بخـندی و با خـنده نـازی کـنی تو را میبرم خیمه، بازی کنی به شرطی که کمتر تلظّی کنی دعا میکنم بـهـر بـاران، علی نبـاشی دل ما تـرک میخورد و بر چهره آب، لک میخورد دل عرش سنگ محَک میخورد نباشی رقـیه کـتـک میخـورد تـسـلای قـلب یـتـیـمـان، عـلی
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت حضرت علی اصغر علیه السلام
آن غنچهای که جلوه به گلزار باب داد آبی نخـورد و بر چـمن عـشق آب داد گـوشی نبود سامعِ هَـل مِن مُعـینِ شاه طفـلی ز گـاهـواره پـدر را جواب داد لالائی ربـاب به گـوشـش اثـر نـکـرد بیدار گشت و چشم فلک را به خواب داد او آخـرین کـبـوتـر بـاغ بـهـشـت بـود پـرواز کـرد و خـاتـمه بر انـقلاب داد شب میرسید و ماه نبود و دم غروب جـان آن سـتـاره در بـغـل آفــتـاب داد الله اکـبر اصـغـر از اکـبـر جـدا نـشـد یــعــنــی ادامــۀ ره لــیــلا ربــاب داد آن غنچهای که خنده نمیکرد شد خموش قنداق پُر ز خون شد و بوی گلاب داد وای از دل رباب، کلامی سه شعبه بود تـیـری کـه نـازدانـۀ او را عــذاب داد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
زبانحال حضرت رباب سلام الله علیها در شهادت علی اصغر
تَــرَكِ روى لــبـت آیــــۀ قـــرآنِ ربــاب مـثلِ قـرصِ قـمـرى زینتِ دامـانِ رباب چه كـنم؟ تا كه کـمـى تَـر بـشود لبهـایت میچكد روى لبت اشكِ دو چشمان رباب سیـنـهام شـیـر ندارد پـسرم چـنگ نـزن آه، بـازى مكـن اینقـدر تو با جـانِ رباب بر ضریح لب خـشكـیـدۀ تو جا انـداخت لبِ عطشانِ حسین و لبِ عطشانِ رباب پا بـرهـنه پسرم خـیـمه به خـیـمه گـشـتم قطرهاى آب نبود، اى گـل ریحان رباب رفتی و پشت تو "یا رادَّ یوسف" خواندم كاش سیـراب بیایى تو به كـنعـان رباب پـدر تو به سپـاهى سَـرِ تو رو زده است تا خجـالت نـكـشد از دل سـوزان ربـاب تیر خوردى، وسط خیمه زمین خوردم من بعد از این گریه شود روزى چشمان رباب عاقبت بر جگرم حرمله زهرش را ریخت واى بر حالِ دلِ بیسـر و سامـان رباب این زمین خوردن من دست خودم نیست على سَرِ تو خورده زمین زانوى لرزان رباب سَرِ هـر كـوچـه به لالایى من خـنـدیـدند كودكى نیست دگر بر روى دستانِ رباب
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت حضرت علی اصغر علیه السلام
پـدری آب شـده تـا پـسـری آب خـورد خون ز پیمانۀ خورشید جهانتاب خورد ماهـی تنگ عـطش راه به جایی نبرد حنجرش آن قدری نیست به قلاب خورد به لـبـش آب رسـد یا نـرسد میمـیـرد نوش داروست پس از مرگ که سهراب خورد پلک بر پلک نهاده است در آغوش پدر شاید او خواب ببیند که کمی آب خورد لعنت حق به کسانی که گمان میکردند که به نـام پـسرش کـام پـدر آب خورد سرخی خون علی شانه به مغرب زده است آسمان سرخیاش از جای دگر آب خورد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
زبانحال حضرت سیدالشهدا در شهادت علی اصغر علیهم السلام
سه شعبه خواست تو را هم به میزبان بدهم از این به بعـد در آغـوش آسمان بدهم چه خورده بد گره ای دست تیر با دستم نمی شود كه علی جان تو را تكان بدهم میان خیمه نگاهت به چشم من می گفت اجـازه ای بـده بابا خـودی نـشان بدهم تو تـشنه تر زعـلی اكـبری ولی پسرم خودت زبان نگرفتی به تو زبان بدهم اگر كه دفن شدی پشت خیمه علت داشت نـخـواستم كه بهانه به دسـتـشان بـدهم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت حضرت علی اصغر علیه السلام
شیرخواری مثل او مادر در این عالم نداشت بچه شیری بود که دندان شیری هم نداشت بچه شیری با لطافـت های آهـو وار بود سرخی گل گونهاش را فرش ابریشم نداشت او عـلـی سوم کـرب و بلا بود و حـسیـن جنس جوری داشت،از این حیث چیزی کم نداشت مادرش بوده عروس فاطمه، چیزی که بود هاجر از آن بینصیب و حضرت مریم نداشت برکت شش ماهۀ عمرش همین بس بود که حاجی و کرب و بلایی بود و سنی هم نداشت پیـرو سقا شدن از افـتخـاراتش شده ست حیف! او تنها علمداری ست که پرچم نداشت خم به ابروی خودش هرگز نمیآورد علی تا زمانی که پدر از غصه، قد خم نداشت آب، بابا را نـمـیدانم، ولی فـهـمـیده بود آب اگر بود اینقدر بابا نگاهش غم نداشت امتحان هاجر از هجران اسماعیل چیست؟ زیر پای طفلش آیا چشمۀ زمزم نداشت؟
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
زبانحال حضرت رباب سلام الله علیها در شهادت علی اصغر
بیدست کـاری از عـمویت برنیامد با مشک راهی شد ولی دیگر نیامد خیلی دعـا کردم مگـر باران بگیرد خـیـلی دعـا کردم عـلی آخـر نیـامد ناخـن کـشیدی بیقـرار شیـر بودی جز خـون ولی از سینه مـادر نیامد در حیـرت از اینم چرا وقت تلـظی صبـر خـدا از دیـدن تو سـر نیـامـد تیر سه شعبه نقشههایی در سرش داشت اصلا به قـصد و نیّـت حنجـر نیامد دادم که سیـرابت کـند برگـردی اما از تو بـرایم غـیر مشـتی پـر نیـامد بابا تمام سعی خود را کرد افسوس جسمت به شکل سابق خود در نیامد دیدم که وقت دفن پلکـت بـاز مانده از این بـلایی بر سـرم بـدتـر نـیامد تویک تنه پرچم بدوش عشق بودی کـاری که از تو آمد از لشگـر نیامد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
زبانحال سیدالشهدا با حضرت قاسم علیهم السلام
تو که حرفی نزدی حرفِ من اما مانده به دلـم حـسـرت یک گـفـتـنِ بابا مانده نجمه افتاده زمین؛خواهرم افتاده زمین فقط این بین عـمو هست که تنها مانده کـمرم خورد شـده بعـدِ عـلی و گـفـتم قـاسـمـم هست اگر روزِ مـبـادا مـانـده دیـر شـد آمـدنـم قـاتـل تـو طـولش داد حـال بر گـریـۀ من گـرمِ تمـاشا مـانده سیـزده مرتـبه بر پیـرهنت نیـزه زدند همه رفتند از این سینه و زهـرا مانده میکشم بر سرِ دوشم سر و کـتفت اما نیـمهای از بـدن توست که اینجا مانده
: امتیاز
|
























