کاربری جاری : مهمان خوش آمدید
 
خانه :: شعر
موضوعات

اشعار



اوقات شرعی

مدح و شهادت حضرت علی اکبر علیه السلام

شاعر : سید محمد مهدی شفیعی     نوع شعر : مرثیه     وزن شعر : مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن     قالب شعر : غزل    

قدم قدم سوی میدان همین که راه افتاد            تـمـام لـشكـر دشـمـن به اشـتـبـاه افـتاد

پدر به بدرقه آمد، جوان بر اسب نشست            پدر به بدرقـه آمد، جـوان به راه افتاد


پیـامـبـر به نبـرد آمده ست یا حـیدر؟!            دوبـاره ولـولـه‌ای در دل سـپـاه افـتـاد

كمین زدند هزار ابن ملجم آن اطراف            چـقدر كـیـنه كه شد تـازه تا كـلاه افتاد

پدر به ماه خود از دور چشم دوخته بود            صـدای هـلهـلـۀ شب رسیـد، مـاه افتاد

پـدر نـشست ولی نـالـه‌ای بلـنـد شـد و            به گوش خیمه و زینب رسید: آه! افتاد!

تو تكـیـه گـاه پـدر بـودی و كـنار تنت            پـدر خـمـیده می‌آید كه تكـیه گاه افـتاد!

: امتیاز

زبانحال حضرت سیدالشهدا در شهادت علی اکبر علیهم السلام

شاعر : عباس احمدی نوع شعر : مرثیه وزن شعر : مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن قالب شعر : غزل

«هر چند پیر و خسته دل و ناتوان شدم»            هر گه نظر به روی تو کردم جوان شدم

طاووس خـیـمه پیش پـدر راه می‌روی؟            گفـتی اذان و مست من از این اذان شدم


آه ای عـصای پیـری من، می‌روی؟ برو            اما به روی نعـش تو من قـد کـمان شدم

تا اینکه خـوب از عـطشم با خـبر شوی            از شـوق با لـب تو دهـان بر دهـان شدم

با خود نگـفـته‌ای پدرت خـورد می‌شود؟            من مثـل قـطعـه‌های تنـت بی‌نـشـان شدم

آخـر چـرا جــواب پــدر را نـمـی‌دهـی؟            چیزی بگو عـلی، ولدی نصفه جان شدم

زینب میـان این هـمه دشمن دویـده است            بـابـا اسـیــر زخــم زبـان‌هـایـشـان شـدم

از بـهــر بُـردن تـو عــبــا کــم مـی‌آورم            من چـنـد بـار بـر بـدنـت امـتـحـان شـدم

شد سـرخـی لـبان تو در دشت مـنـتـشـر            من هم به طشت زر هدف خیزران شدم

شـکـر خـدا کـه نـیـزه من شـد بـلـنـد تـر            در راه شـام بـر سـر تو سـایـه بـان شدم

: امتیاز

زبانحال حضرت سیدالشهدا در شهادت علی اکبر علیهم السلام

شاعر : لیلا علیزاده نوع شعر : مرثیه وزن شعر : فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن قالب شعر : غزل

با دلی خون،میگذارم روی پاهایم سرت را           تا بگیرم در بغل این لحظه‌های آخرت را

گرچه نیزه جوشنت را بُرده از جانت غنیمت           در عوض اما به من، پس داده جسم پرت پرت را


تا تو بودی من به فکر خیمه گاه خود نبودم           بعد تو دست که بسپارم علی جان خواهرت را

جان بابا از زمین برخیز، آخر من چگونه؟           در عبای خود بریزم پاره‌های پیکرت را

زخم پهلویت به یاد مادرم انداخت من را           آه مادر! می‌فرستم سوی تو پیغمبرت را

: امتیاز

زبانحال حضرت سیدالشهدا در شهادت علی اکبر علیهم السلام

شاعر : حسن لطفی نوع شعر : مرثیه وزن شعر : مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن قالب شعر : غزل

تو را به خیمه به این شانۀ خَـم آوردم            تو را به دستِ خودم حیف کم‌کم آوردم

برایِ خواهـرکانت کـمی لبـاسِ تو را            برایِ گیـسوی خود خاکِ عـالم آوردم


صدایِ گـریـۀ من تا مـزارِ لـیـلا رفت            بـرایِ مـادرِ تـو ایـنـهــمـه غــم آوردم

شکسته اینطرف و آنطرف کشیدم دست            هرآنچه از تو در این دشت دیدم آوردم

هرآنچه رنگِ تو را داشت ای انارِ حرم            هـر آنچه بـویِ تو مـی‌داد آنـهَـم آوردم

تو را من از بغـلم پاره پاره می‌چـیـنم            خـدایِ من پـسـرم را چه دَرهَـم آوردم

رسیـد عـمـه ز خـیمه به ناله و افغـان            به پیـش خـنـدۀ نامـحـرمان کـم آوردم

: امتیاز
نقد و بررسی

بیت زیر به دلیل مستند نبودن و مغایرت با روایت­ های معتبر تغییر داده شد؛ زیرا بر خلاف آنچه گفته می‌شود مطابق با استناد به کتب معتبر همچون: تاریخ الامم والملوک ج۵ ص ۴۴۶؛ الارشاد ج۲ص ۱۵۸؛ اللهوف ۹۹؛ مُثیرُالأحْزان ۲۴۸؛ الکامل فی‌التّاریخ ج۱۱ ص ۱۸۴؛ مَقْتَل خوارزمی ج۲ ص ۲۷۳؛ إعْلام الوَری ۳۴۶؛ بحارالأنوار ج۴۵ ص ۴۴؛ منتهی الآمال ۴۴۲؛ نفس المهموم ۲۷۰؛ کبریت احمر ۱۸۵؛ مقتل امام حسین ۱۵۳؛ مقتل مقرّم۲۳۱؛ قمقام ۴۳۳؛ مقتل جامع ج۱ ص ۸۲۰ و .... سیدالشهدا عليه‌السلام خواهرش حضرت زینب سلام‌الله‌علیها را از روی جسم غرقه بخون علی اکبر بلند کرد و دلداری داد، داستان ساختگی دلداری حضرت زینب سلام‌الله‌علیها به سیدالشهدا برای اولین در قرن چهاردهم در کتاب معالی السبطین آنهم بدون هیچ سندی تحریف شده است. جهت کسب اطلاعات بیشتر به قسمت روایات تاریخی همین سایت مراجعه کرده و یا در همین جا کلیک کنید.

رسیـد عـمـه و تا خـیـمـه‌ها مـرا آورد            که پیـش خـنـدۀ نامـحـرمان کـم آوردم

زبانحال حضرت سیدالشهدا در شهادت علی اکبر علیهم السلام

شاعر : سید پوریا هاشمی نوع شعر : مرثیه وزن شعر : مستفعلن مستفعلن مستفعلن فع قالب شعر : غزل

معـراج رفتی زخم شد بال و پر تو            پیـغـمـبرم غـوغـا شده دورو بـر تو

من از تو شرمنده تویی شرمنده از من            چـشم تـر من مـانـده و چـشم تر تو


از قاب قـوسین خـدا افـتادی انگـار            بـدجـور پـاشـیـده تــمـام پـیـکـر تـو

آتش گلستان روی ابراهیم من نیست            کـل بـیـابـان ریـخـتـه خـاکـسـتر تو

هم ارباً اربا هستی و هم جابه جایی            پـیـدا شده نـزدیک پـاهـایت سـر تو

سرنیزه‌ها با خون تو حـیدر نوشتند            خیلی قـلم رفـته فـرو در جوهـر تو

یک خطبه با خس خس بخوان شاید اثر کرد            حـالا که روی نیـزه‌ها شد منـبر تو

از اولـت دانـه بـه دانـه چـیــدم امـا            مانـدم که من کی میرسم به آخر تو

روی عبا دارم خودم را می برم من            برپا شده خـتم پـدر در مـحـضر تو

: امتیاز
نقد و بررسی

بیت زیر به دلیل مستند نبودن و مغایرت با روایت­های معتبر حذف شد، همانگونه که مقاتل معتبر تصریح کرده اند قبل از رسیدن سیدالشهدا علی اکبر به شهادت رسیده بودند. جهت کسب اطلاعات بیشتر به قسمت روایات تاریخی همین سایت مراجعه کرده و یا در همین جا کلیک کنید.

تکبیر گفتی لخته خونها زحمتت شد            الله را گـفـتی چه شد پـس اکـبـر تو

زبانحال حضرت سیدالشهدا در شهادت علی اکبر علیهم السلام

شاعر : ناشناس نوع شعر : مرثیه وزن شعر : فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن قالب شعر : غزل

در سراپـای تو پـیدا می‌شود عـرفان من           می‌رسد تا عرش اعلا با تو یا سبحان من

از حـرایِ چـشم تو پیداست ایوانِ نجـف           مصطـفای خـیـمه‌هـایم، حـیدرِ میدان من


هرچه را می‌شد فقط با چنگ و دندان برده‌اند           گرگ های واقـعی، ای یوسف کنعان من

دستْ سمتت می‌برم بدجور می‌پاشی ز هم           حزبْ حزبت کرده‌اند اینجا چرا قرآن من؟

لخته خون‌ها بر دهانت خشک شد حرفی بزن           بوسه‌ای از تو طلب دارد لب عطشان من

اشهدم را خوانده‌ام پهلوی تو با این شکاف           من شدم حیران تو، زهرا شده حیران من

هم شهیدی، هم که مفقود الاثر، یک در میان           این عبا سنگین شده بر شانۀ لـرزان من

یک اذان مهمان بکن اینجا مرا بعداً برو           تا نخـنـدد لشکـری بـر آهِ سرگـردان من

عـمـه‌ات از خـیـمه آمد آبـرویم را بـخـر           خیز نامـوسِ مـرا از بین نـامحـرم بـبـر

: امتیاز
نقد و بررسی

با توجه به اینکه مقاتل معتبر تصریح کرده اند قبل از رسیدن سیدالشهدا علی اکبر به شهادت رسیده بودند بیت زیر خذف شد، ضمناً بکار بردن جملاتی همچون مصرع دوم بیت زیر حتی در قالب زبانحال هم در شأن اهل بیت نبوده و صحیح نیست.

پا نکشْ پا میکشی من دست و پا گم می‌کنم           دست بردار ای علی با رفتنت از جان من

بیت زیر سروده اصلی شاعر محترم است اما پیشنهاد می‌کنیم به منظور انتقال بهتر معنای شعر بیت اصلاح شده که در متن شعر آمده را جایگزین بیت زیر کنید.

عـمـه‌ات از خـیـمه آمد آبـرویم را بـخـر           وایْ نامـوسِ مـرا از بین نـامحـرم بـبـر

زبانحال حضرت سیدالشهدا در شهادت علی اکبر علیهم السلام

شاعر : ناشناس نوع شعر : مرثیه وزن شعر : فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن قالب شعر : مثنوی

می‌روى پشت سرت راه می‌افتم پسرم            گـاه مـی‌آيـم و نـاگـاه مـی‌افـتـم پـسـرم

می‌روى دلهـره دارم كه زمينت بزنند            سنگ دارند مـبـادا به جـبـيـنت بـزنـند


هـمۀ عـمـر برايـم چـو پـيـمـبـر بودى            رفتى و ديدم از اينجا كه چو حيدر بودى

رفتى و ديدمت آنگونه كه می‌جنگيدى            زخم خوردى ولى انگار كه می‌خنديدى

زخم خوردى به روى بال عقاب افتادى            وسـط لـشكر دشمن ز ركـاب افـتـادى

: امتیاز

زبانحال حضرت سیدالشهدا در شهادت علی اکبر علیهم السلام

شاعر : قاسم نعمتی نوع شعر : مرثیه وزن شعر : فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن قالب شعر : غزل

آمـدم من ز حـرم لحـظۀ پـرپـر زدنت            شاخه‌ای نیست که نشکسته میان چمنت

گردنت را بکـشم تا نفـسی تـازه کـنی            صبر کن پاک کنم لختۀ خون از دهنت


ارباً اربا شده‌ای پیـش نگـاهـم چه کنم            گـل لـیـلا شده درهـم زره تو به تـنـت

جگرم پاره شده یک کلمه حرف بزن            دلـم آرام بـگـیـرد شـنـوم گـر سخـنـت

بین علمدار و علم را که علم بر دوش است            کـمـکـم کرد کـنـم بین عـبـایـم کـفـنـت

حُرمت معجر زینب کمرم راست نمود            مُـرده بـودم به خـدا ورنه کـنار بـدنت

: امتیاز
نقد و بررسی

بیت زیر به دلیل مستند نبودن و مغایرت با روایت­های معتبر حذف شد، همانگونه که مقاتل معتبر تصریح کرده اند قبل از رسیدن سیدالشهدا علی اکبر به شهادت رسیده بودند. جهت کسب اطلاعات بیشتر به قسمت روایات تاریخی همین سایت مراجعه کرده و یا در همین جا کلیک کنید.

کمرم خم شده بالای سرت با این حال            فـزعت قـاتـل جـانـم چه کـنم با بـدنت

زبانحال حضرت سیدالشهدا در شهادت علی اکبر علیهم السلام

شاعر : حسین ایمانی نوع شعر : مرثیه وزن شعر : فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن قالب شعر : غزل

زخـم‌هـای جـگرم بیـشتر از پیکـر تو            این بـلا بر سـر من آمده یا بر سـرِ تو

نا امیـد آمدم و هِـیْ به خـودم می‌گویم            نخوری غصه که این نیست علی اکبر تو


روی یک تکه حصیر است هزار و یک علی            مانده انگار روی خاک دوسه تّا پر تو

وسط دشت زمین می‌خورم و می‌خندند            به زمین خـوردن بابای تو بالا سر تو

تو بنـا بود عـصـای پـیـری من بـاشی            پـیـر کـرده پـدرت را روضۀ آخـر ت

: امتیاز
نقد و بررسی

بیت زیر به دلیل مستند نبودن و مغایرت با روایت های معتبر حذف شد زیرا همانگونه که بسیاری از علما در کتب جلاءالعیون ۵۷۴؛ منتخب التّواریخ ۲۲۱؛ مقتل تحقیقی ۲۳۹؛ نفس المهموم ۲۷۵؛ مقتل جامع ج ۲ ص ۵۵۸ و دیگر کتب معتبر نوشته ­اند مادر حضرت علی اکبر در کربلا نبوده و قبل از واقعۀ کربلا فوت کرده است. ضمناً بر اساس روایات معتبر امام حضرت زینب را آرام کردند و به خیمه باز گرداندند نه بالعکس، جهت کسب اطلاعات بیشتر به قسمت روایات تاریخی همین سایت مراجعه کرده و یا در همین جا کلیک کنید.

عـمّـه آمد که پـدر دق نکـند از غصه            خـبرت که برسد کـشتـه شده مـادر تو

بیت زیر به دلیل مستند نبودن و مغایرت با روایت های معتبر حذف شد زیرا موضوع جعلی قیچی و مقراص زنانه که با آن بدن علی اکبر .... کاملاً تحریفی است

جای قیچی روی اعضای تن تو مانده            ندبه خـوان پای بدن عمۀ غم پرور تو

زبانحال حضرت سیدالشهدا در شهادت علی اصغر علیهم السلام

شاعر : موسی علیمرادی نوع شعر : مرثیه وزن شعر : فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن قالب شعر : غزل

در غمت داده‌ام از دست عنانم چه کنم            گـریۀ آخـر تـو بُـرده امـانـم چـه کـنـم

یک طرف خندۀ لشگر طرفی اشک رباب            مانـده‌ام من بـروم یا که بـمانم چه کنم


تیر را گر بکـشم رأس ز هم می‌پـاشد            خار را از جگـرم گر نکـشانم چه کنم

ترس دارم که بـیـفـتد سر تو از بغـلـم            روی دوشم شده‌ای بار گـرانم چه کنم

بیـشـتـر خاک به زیر سر تو ریخـته‌ام            پیکرت را به سرت گر نرسانم چه کنم

چشم تو باز و چسان خاک بریزم رویت            تا که مـادر نـرسیـده نـگـرانـم چه کنم

: امتیاز
نقد و بررسی

با توجه به مستند نبودن خندیدن حضرت علی اصغر در هنگام تیر خوردن بیت زیر تغییر داده شد. موضوع خنده حضرت علی اصغر عليه‌السلام در لحظۀ شهادت در هیچ کتاب معتبری نیامده است و این موضوع برای اولین بار در قرن سیزدهم و بدون هیچ استنادی در کتاب مُحْرِقُ القُلوب تحریف شده است ( علما و محققیق کتاب مُحْرِقُ القُلوب را جزء کتب معرفی تعریف و تعیین کرده اند) جهت کسب آگاهی بیشتر به قسمت روایات تاریخی همین سایت مراجعه فرمائید و یا در همین جا کلیک کنید

در غمت داده‌ام از دست عنانم چه کنم            خـنـدۀ آخـر تـو بُـرده امـانـم چـه کـنـم

ابیات زیر به دلیل مستند نبودن تحریفی بودن حذف شد؛ همانگونه که بسیاری از علما و محققین همچون علامه بیرجندی؛ شیخ عباس قمی و .... در کتب کبریت احمر (ص ۱۴۱) منتخب التواریخ ( ص ۲۲۴) مقتل تحقیقی (ص۲۲۹) پژوهشی نو در بازشناسی مقتل سیدالشهدا (ص ۲۴۰) و .... تصریح کرده اند موضوع نبش قبر و سر به نیزه زدن حضرت علی اصغر صحت ندارد و تحریفی است!! این قصۀ جعلی و ساختگی برای اولین بار در قرن سیزدهم در کتاب ریاض القدس آن هم بدون هیچ استنادی تحریف شده است « کتاب ریاض القدس توسط علما و محققین تاریخی جزء کتب تحریفی معرفی شده است»؛ جهت کسب اطلاعات بیشتر به قسمت روایات تاریخی همین سایت مراجعه کرده و یا در همین جا کلیک کنید.

می‌دود مادر تو گریه کنان پشت سرم            به پس خیمه تو را گر نـدوانم چه کنم

چه کنم تا که نفهمد چه سرت آمده است            نـیـزه‌ای فـاش کـند راز نهـانم چه کنم

مدح و شهادت حضرت علی اصغر علیه السلام

شاعر : مهدی رحیمی نوع شعر : مرثیه وزن شعر : فاعلاتن مفاعلن فعلن قالب شعر : غزل

دست را بر طـنـاب می‌گیرد            بـچـه را از ربـاب می‌گـیـرد

دست و پا میزند علی اصغر            تـیـر دارد شـتـاب مـی‌گـیـرد


مگر این حـنجـرِ بهم خورده            چـند تا قـطـره آب می‌گـیرد؟

از سـؤال نکـرده‌اش حـنجـر            به سه صورت جواب می‌گیرد

آه از غـنـچـۀ گـلـی ایـن بـار            تـیـر دارد گـلاب مـی‌گـیــرد

تیر، این طفل را که شش ماه ست            نه که از شیر، از آب می‌گیرد

اتــفــاقــی عـجــیـب افــتــاده            زن که از زن حجاب می‌گیرد

تا که اصغر سوار عرش شود            خـود آقــا رکـاب مـی‌گــیـرد

: امتیاز

زبانحال حضرت سیدالشهدا در شهادت علی اصغر علیهم السلام

شاعر : عباس احمدی نوع شعر : مرثیه وزن شعر : فعولن فعولن فعولن فعول قالب شعر : مسمط

اگـرچه تو بی‌تـابِ آبـی، بـمان            تــو آرام قـلـب ربــابـی بـمـان

تو هـمـنـام با بـوتـرابـی بـمان            علی جان مبادا بخـوابی، بمان


تو دیگر دلم را نسوزان، علی

چه کرده لب خشک تو با حسین            که اینجا شده از وسط، تا، حسین

نگـفـتی تو یکـبـار: بابا حسین            اگر خسته جانی بگو یا حسین

تو آرام جـانی نـده جـان، علی

چونان گرگ ازهر طرف می‌زنند            عروسی گرفتند و دف می‌زنند

برای کـمـانـدار، کـف می‌زنند            همیشه به قـلب هـدف می‌زنند

گـلی را به همراه گـلدان، علی

ببین مرگ من را دعا می‌کنند            ببـین حرمـله را صدا می‌کـنند

چه تـیـر بـزرگی رها می‌کنند            علی جان سرت را جدا می‌کنند

ذبیح من ای پور عطشان، علی

حسودند و زنگ خطر می‌زنند            تو از بس قشنگی نظر می‌زنند

سه شعبه به قـلب پدر می‌زنند            گلوی تو را سر به سر می‌زنند

گلوی خودت را بپوشان! علی

مگر وقت هـل من مبارز شده            مگر کشتن طفـل، جایـز شده؟

چرا رنگ قـنداقـه قرمز شده؟            پدر پـیـش درد تو عاجـز شده

تو ای ماهی سرخ بی‌جان، علی

اگر قلب من را تو راضی کنی            بخـندی و با خـنده نـازی کـنی

تو را می‌برم خیمه، بازی کنی            به شرطی که کمتر تلظّی کنی

دعا می‌کنم بـهـر بـاران، علی

نبـاشی دل ما تـرک می‌خورد            و بر چهره آب، لک می‌خورد

دل عرش سنگ محَک می‌خورد            نباشی رقـیه کـتـک می‌خـورد

تـسـلای قـلب یـتـیـمـان، عـلی

: امتیاز

مدح و شهادت حضرت علی اصغر علیه السلام

شاعر : ولی الله کلامی نوع شعر : مرثیه وزن شعر : مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن قالب شعر : غزل

آن غنچه‌ای که جلوه به گلزار باب داد            آبی نخـورد و بر چـمن عـشق آب داد

گـوشی نبود سامعِ هَـل مِن مُعـینِ شاه            طفـلی ز گـاهـواره پـدر را جواب داد


لالائی ربـاب به گـوشـش اثـر نـکـرد            بیدار گشت و چشم فلک را به خواب داد

او آخـرین کـبـوتـر بـاغ بـهـشـت بـود            پـرواز کـرد و خـاتـمه بر انـقلاب داد

شب می‌رسید و ماه نبود و دم غروب            جـان آن سـتـاره در بـغـل آفــتـاب داد

الله اکـبر اصـغـر از اکـبـر جـدا نـشـد            یــعــنــی ادامــۀ ره لــیــلا ربــاب داد

آن غنچه‌ای که خنده نمی‌کرد شد خموش            قنداق پُر ز خون شد و بوی گلاب داد

وای از دل رباب، کلامی سه شعبه بود            تـیـری کـه نـازدانـۀ او را عــذاب داد

: امتیاز
نقد و بررسی

بیت زیر به دلیل مستند نبودن خندیدن علی اصغر در آخرین لحظه تغییر داده شد، موضوع خنده حضرت علی اصغر عليه‌السلام در لحظۀ شهادت در هیچ کتاب معتبری نیامده است و این موضوع برای اولین بار در قرن سیزدهم و بدون هیچ استنادی در کتاب مُحْرِقُ القُلوب تحریف شده است ( علما و محققیق کتاب مُحْرِقُ القُلوب را جزء کتب معرفی تعریف و تعیین کرده اند) ضمناً موضوع تیر سه شعبه نیز مستند نیست. جهت کسب آگاهی بیشتر به قسمت روایات تاریخی همین سایت مراجعه فرمائید و یا در همین جا کلیک کنید

آن غنچه‌ای که خنده نمی‌کرد خنده کرد            قنداق پُر ز خون شد و بوی گلاب داد

زبانحال حضرت رباب سلام الله علیها در شهادت علی اصغر

شاعر : قاسم نعمتی نوع شعر : مرثیه وزن شعر : فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن قالب شعر : غزل

تَــرَكِ روى لــبـت آیــــۀ قـــرآنِ ربــاب            مـثلِ قـرصِ قـمـرى زینتِ دامـانِ رباب

چه كـنم؟ تا كه کـمـى تَـر بـشود لبهـایت            می‌چكد روى لبت اشكِ دو چشمان رباب


سیـنـه‌ام شـیـر ندارد پـسرم چـنگ نـزن            آه، بـازى مكـن اینقـدر تو با جـانِ رباب

بر ضریح لب خـشكـیـدۀ تو جا انـداخت            لبِ عطشانِ حسین و لبِ عطشانِ رباب

پا بـرهـنه پسرم خـیـمه به خـیـمه گـشـتم            قطره‌اى آب نبود، اى گـل ریحان رباب

رفتی و پشت تو "یا رادَّ یوسف" خواندم            كاش سیـراب بیایى تو به كـنعـان رباب

پـدر تو به سپـاهى سَـرِ تو رو زده است            تا خجـالت نـكـشد از دل سـوزان ربـاب

تیر خوردى، وسط خیمه زمین خوردم من            بعد از این گریه شود روزى چشمان رباب

عاقبت بر جگرم حرمله زهرش را ریخت            واى بر حالِ دلِ بی‌سـر و سامـان رباب

این زمین خوردن من دست خودم نیست على            سَرِ تو خورده زمین زانوى لرزان رباب

سَرِ هـر كـوچـه به لالایى من خـنـدیـدند            كودكى نیست دگر بر روى دستانِ رباب

: امتیاز

مدح و شهادت حضرت علی اصغر علیه السلام

شاعر : امیر خرسند نوع شعر : مرثیه وزن شعر : فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن قالب شعر : غزل

پـدری آب شـده تـا پـسـری آب خـورد            خون ز پیمانۀ خورشید جهانتاب خورد

ماهـی تنگ عـطش راه به جایی نبرد            حنجرش آن قدری نیست به قلاب خورد


به لـبـش آب رسـد یا نـرسد می‌مـیـرد            نوش داروست پس از مرگ که سهراب خورد

پلک بر پلک نهاده است در آغوش پدر            شاید او خواب ببیند که کمی آب خورد

لعنت حق به کسانی که گمان می‌کردند            که به نـام پـسرش کـام پـدر آب خورد

سرخی خون علی شانه به مغرب زده است            آسمان سرخی‌اش از جای دگر آب خورد

: امتیاز

زبانحال حضرت سیدالشهدا در شهادت علی اصغر علیهم السلام

شاعر : علی قالیباف نوع شعر : مرثیه وزن شعر : مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن قالب شعر : غزل

سه شعبه خواست تو را هم به میزبان بدهم            از این به بعـد در آغـوش آسمان بدهم

چه خورده بد گره ای دست تیر با دستم            نمی شود كه علی جان تو را تكان بدهم


میان خیمه نگاهت به چشم من می گفت            اجـازه ای بـده بابا خـودی نـشان بدهم

تو تـشنه تر زعـلی اكـبری ولی پسرم            خودت زبان نگرفتی به تو زبان بدهم

اگر كه دفن شدی پشت خیمه علت داشت            نـخـواستم كه بهانه به دسـتـشان بـدهم

: امتیاز

مدح و شهادت حضرت علی اصغر علیه السلام

شاعر : مظاهر کثیری نژاد نوع شعر : مرثیه وزن شعر : فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن قالب شعر : غزل

شیرخواری مثل او مادر در این عالم نداشت           بچه شیری بود که دندان شیری هم نداشت

بچه شیری با لطافـت های آهـو وار بود           سرخی گل گونه‌اش را فرش ابریشم نداشت


او عـلـی سوم کـرب و بلا بود و حـسیـن           جنس جوری داشت،از این حیث چیزی کم نداشت

مادرش بوده عروس فاطمه، چیزی که بود           هاجر از آن بی‌نصیب و حضرت مریم نداشت

برکت شش ماهۀ عمرش همین بس بود که           حاجی و کرب و بلایی بود و سنی هم نداشت

پیـرو سقا شدن از افـتخـاراتش شده ست           حیف! او تنها علمداری ست که پرچم نداشت

خم به ابروی خودش هرگز نمی‌آورد علی           تا زمانی که پدر از غصه، قد خم نداشت

آب، بابا را نـمـی‌دانم، ولی فـهـمـیده بود           آب اگر بود اینقدر بابا نگاهش غم نداشت

امتحان هاجر از هجران اسماعیل چیست؟           زیر پای طفلش آیا چشمۀ زمزم نداشت؟

: امتیاز

زبانحال حضرت رباب سلام الله علیها در شهادت علی اصغر

شاعر : سید پوریا هاشمی نوع شعر : مرثیه وزن شعر : مستفعلن مستفعلن مستفعلن فع قالب شعر : غزل

بی‌دست کـاری از عـمویت برنیامد            با مشک راهی شد ولی دیگر نیامد

خیلی دعـا کردم مگـر باران بگیرد            خـیـلی دعـا کردم عـلی آخـر نیـامد


ناخـن کـشیدی بی‌قـرار شیـر بودی            جز خـون ولی از سینه مـادر نیامد

در حیـرت از اینم چرا وقت تلـظی            صبـر خـدا از دیـدن تو سـر نیـامـد

تیر سه شعبه نقشه‌هایی در سرش داشت            اصلا به قـصد و نیّـت حنجـر نیامد

دادم که سیـرابت کـند برگـردی اما            از تو بـرایم غـیر مشـتی پـر نیـامد

بابا تمام سعی خود را کرد افسوس            جسمت به شکل سابق خود در نیامد

دیدم که وقت دفن پلکـت بـاز مانده            از این بـلایی بر سـرم بـدتـر نـیامد

تویک تنه پرچم بدوش عشق بودی            کـاری که از تو آمد از لشگـر نیامد

: امتیاز

زبانحال سیدالشهدا با حضرت قاسم علیهم السلام

شاعر : حسن لطفی نوع شعر : مرثیه وزن شعر : فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن قالب شعر : غزل

تو که حرفی نزدی حرفِ من اما مانده            به دلـم حـسـرت یک گـفـتـنِ بابا مانده

نجمه افتاده زمین؛خواهرم افتاده زمین            فقط این بین عـمو هست که تنها مانده


کـمرم خورد شـده بعـدِ عـلی و گـفـتم            قـاسـمـم هست اگر روزِ مـبـادا مـانـده

دیـر شـد آمـدنـم قـاتـل تـو طـولش داد            حـال بر گـریـۀ من گـرم‌ِ تمـاشا مـانده

سیـزده مرتـبه بر پیـرهنت نیـزه زدند            همه رفتند از این سینه و زهـرا مانده

می‌کشم بر سرِ دوشم سر و کـتفت اما            نیـمه‌ای از بـدن توست که اینجا مانده

: امتیاز
نقد و بررسی

بیت زیر به جهت انتقال بهتر معنای شعر تغییر داده شد

کـمرم خورد زمین بعـدِ عـلی و گـفـتم            قـاسـمـم هست اگر روزِ مـبـادا مـانـده

بیت زیر به دلیل مستند نبودن و مغایرت با روایت‌های معتبر حذف شد، موضوع زیر سم اسب ماندن بدن حضرت قاسم اشتباه برداشت از روایت تاریخی است؛ زیرا همانگونه که آیت الله شعرانی در ترجمه نفس المهموم، آیت الله‌ اشراقی در اربعین الحسینیه و محققین مقتل جامع تأکید می‌کنند کسانی همچون علاّمه مجلسی که نوشته‌اند بدن حضرت قاسم پایمال سُم اسب شد، درترجمه تاریخ الامم والملوک ( تاریخ طبری ) اشتباه کرده‌اند زیرا ضمیر ذکر شده در تاریخ الامم و الملوک به عَمْرُو بْنِ سَعْدِ اَزْدِي برمی‌گردد نه حضرت قاسم؛ زیرا در ادامۀ همین گزارش نوشته شده است اسبها بدن او را پایمال کردند تا مُرد؛ هنگامی که گردوغبار فرو نشست دیدند امام حسین علیه السلام بالای سر قاسم نشسته و قاسم پاهای خود را به زمین می‌کشد. این جمله نشانگر زنده بودن حضرت قاسم است در صورتیکه متن روایت کسی که بدنش پایمال سُم اسبها شد در همان لحظه مُرده است. جهت کسب اطلاعات بیشتر به قسمت روایات تاریخی همین سایت مراجعه کرده و یا در همین جا کلیک کنید.

کاش می‌شد که بگویم به عمو می‌خندند            نقشِ یک نعل ولی رویِ لبت جا مانده

دشت پیداست که از این طرفِ سینۀ تو            نعـل‌ها با تو چه کـردند تـنت وا مانده

زبانحال سیدالشهدا با حضرت قاسم علیهم السلام

شاعر : محمدحسن بیات لو نوع شعر : مرثیه وزن شعر : فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن قالب شعر : غزل

تو که اینگونه روی خاک ز هم واشده‌ای            وای بر من که دچار غم عظما شده‌ای

دیشب از طعم خوش مرگ و عسل میگفتی            ظهرامروز در این معرکه معنا شده‌ای


بی‌زره رفتی و از هرطرفی سنگ زدند            که چنین سرخ ترین لالۀ صحرا شده‌ای

هرکسی از تن صد پارۀ تو سهمی برد            در کـریـمی خـودت وارث بابا شده‌ای

: امتیاز
نقد و بررسی

ابیات زیر به دلیل مستند نبودن حذف شد، زیرا همانگونه که آیت الله شعرانی در ترجمه نفس المهموم، آیت الله‌اشراقی در اربعین الحسینیه و محققین مقتل جامع  تأکید کرده اند موضوع زیر سم اسب ماندن بدن حضرت قاسم اشتباه برداشت از روایت تاریخی است؛ ضمن اینکه خرد شدن و نشدن سینه ربطی به نوۀ حضرت زهرا بودن ندارد و استعارۀ غلطی است. جهت کسب اطلاعات بیشتر به قسمت روایات تاریخی همین سایت مراجعه کنید و یا در همین جا کلیک کنید. ضمناً بدن انسان لاستیک نیست که بر فرض محال زیر سم اسب ماندن کشیده و بزرگ شود، اینگونه تخیلات جدای از اینکه عقلانی نیست در شأن اهل بیت هم نیست و جداً باید از آن پرهیز نمود.

سمّ مرکب همه جای بدنت را له کرد           بی‌سبب نیست اگر درهم شن‌ها شده‌ای

استخـوان قـفـس سیـنۀ تو خـرد شده            تازه حالا نوۀ حضرت زهرا شده‌ای

بردنت تا دم خیمه چقدر سخت شده            باورم نیست چرا هم قـدّ سقـا شده‌ای

زبانحال سیدالشهدا با حضرت قاسم علیهم السلام

شاعر : غلامرضا سازگار نوع شعر : مرثیه وزن شعر : فاعلاتن مفاعلن فعلن قالب شعر : غزل

ماه در خـون شناورم، قـاسم            سیـزده سـالـه یـاورم، قـاسـم

من تو را بوده‌ام به جای پدر            تـو بـه جـای بـرادرم، قـاسـم


زخـم‌های تن تو کـشـت مـرا            تـازه شد داغ اکـبـرم، قـاسـم

سخت بود آنکه در وداع حرم            تشنه لب رفتی از برم، قاسم

سخت تر اینکه با لـب تـشنه            جـان سـپـردی برابرم، قاسم

گر سـراغ تو را ز من گیرد            چه بگویم به خواهـرم، قاسم

تن پـاک تـو را خـودم تـنـهـا            به سوی خـیمه می‌برم، قاسم

تن به خاک و سر تو همسفر است            در ره شـام بـا سـرم، قــاسـم

: امتیاز