-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه محرم -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه صفر -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الأول -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الثانی -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الأول -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الثانی -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه رجب
-
سایت قرآنی تنـــــزیل -
سایت مقام معظم رهبری -
سایت آیت الله مکارم شیرازی -
سایت آیت الله نوری همدانی -
سایت آیت الله فاضل لنکرانی -
سایت آیت الله سیستانی
مناجات روز جمعه ای با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه
چه سخت میگذرد حالِ جمعهها بیتو نمیرسد که به جـایی دعای ما بیتو تو نیستی و غمت کنجسینه پنهان است بیا که هـیچ ندارد جهـان؛ صفا بیتو نشسته ذکر فـرج در قـنوتِ منتظران چـقدر نـدبه بخـواند دلِ گـدا؛ بیتو؟! میان خیمهٔ غربت چقدر گریه کنی؟! چرا نمرده کسی از غمت؟! چرا بیتو- به راحتی سپری شد زمان؛ امامِ زمان؟! بیا که سهـم زمـین شد فقـط بلا بیتو شدهست حال دل ما خـرابتر از قبل هنـوز نسـخهٔ ما مـانـده بیدوا؛ بیتو اگر چه غایبی اما رسیده از تو رزق نمیدهد به کسی آب و نان خدا؛ بیتو هزار جان گـرامی فـدای چـشم ترت دلـت گـرفـته و ابـری شده هوا بیتو برای اینکه بـیایی به انـتـقام حـسـیـن مـدام میشِکَـند بغـضِ کـربـلا بیتو!
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و وفات حضرت معصومه سلاماللهعلیها
السـلام ای بـانـو، ای مُـروّجِ مـکـتـب ای به مسلمین الگو، وی دوبارۀ زینب ای فـــقــیــهِ آل الله، زادۀ رســـولُ الله مـاه پـارۀ عـصـمـت، بـازتـابِ ثـارالله نـور عِـلمِ پیـغـمـبر، مَهـدِ دانشِ حـیدر هم مطیع و شاگرد و دُختِ موسیجعفر بِنتِ فـاطمه یعنی، همچو فـاطمه یکـتا مثلِ مادرت زهـرا، بیبدیل و بیهـمتا در نگاهِ ذُالنُّورَت، مَجدِ ذوالمِنَن داری آفـتـابی از نـوری، پَـرتـوِ حسن داری ای به مَدحِتان قاصر، هرچه شاعر و ذاکر افـتخـارِ سجـاد و فخـرِ صادق و باقـر در شُکوهِ خود داری، اِقتدارِ زهرا را بهـرِ تو پـدر فـرمود: جـملۀ فـداهـا را عـشقِ مـا تَـوَلّایَت، مَـشـقِ ما تَبَـرّایَت پا نـهادهای از اوج، جای پای مولایت ای کریمۀ عترت، عقل مانده حیرانَت بسکه در رَهِ معشوق، عشق داده جانانَت بسکه داشت دلدارَت، اِشتـیاقِ دیدارَت نامهای نوشت و خواند، اینچنین علَمدارَت مَقـدَمَت مسیحایی، مَنسَبِ تو زهـرایی دعوتَت به ایران کرد؛ صاحبِ تَوَلّایی بانوی کرامت کیست، چون تو در مسیرِ حق؟ از عقیله بُردی اِرث، گشتهای اسیرِ حق گـشـتهای اَسیـرُالله، گرچه با دلِ خسته لیک بِینِ نامـردان، دستِ تو نشد بسته ای مجاهدِ نستوه، ایستادهای چون کوه در برابرِ چـشمَت، کـشته دیدهای اَنبوه سوختی ز داغ اما، سوختی به خیمه؟ نَه هیجـده بـرادر را، دیدهای به نیـزه؟ نَه شهرِ قم تورا اَمن و، کوچهها اَمانَت شد سنگبارِش از هر سو، کِی به جسم و جانت شد در میانِ شهرِ قم، کِی شدی تو زندانی؟ منزلِ تو بیت النُّور، نَه به شامِ ظلمانی بِینِ عـدّهای خَمّار، کِی به شامِ ویـرانه دیدهای حـریمَت را، بِینِ جمعِ بیگانه؟ ای بشارتِ شیرین، وی حقیقتِ دیرین شد قـیـامِ والایت، بهـر کـربـلا تـبـیین
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و منقبت حضرت معصومه سلاماللهعلیها
قم سفارش شدۀ ساحت معصومان است حرم حضرت معصومهترین انسان است جان ایران حرم حضرت خورشید، رضاست حرم حضرت معصومۀ قم، جانان است "من که باشم که بر آن خاطر عاطر گذرم" که ملَک بر درِ این کنگره دستافشان است اربعین موکب معصومه اگر کرب وبلا قسمتم نیست، دلم جادۀ قـم- کاشان است جمکران یک طرف و گنبد قم یک طرف است کوه خضر آن طرف جاده چه سرگردان است به مفاتیح قسم، شافع اگر معصومه است شیخ عـباسِ قـمی نـیز شدن آسـان است عشق، عـرفان محـمدتقی بهـجتهاست عشق، تفـسیر چهل جلدیِ المیزان است عاشق شبزده! برخیز و قُم الّیل بخوان سرِ گـلدسته مناجات سحـرگـاهان است
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و وفات حضرت معصومه سلاماللهعلیها
ساقی كوثر علی، معنای كوثر فاطمهست روزی معراجِ طاها، سيبِ نوبر فاطمهست بهترين زنهای عالم را پيمبر فاطمهست عـصمت ذات خدا ماهـيتاً در فاطمهست جدۀ معصومۀ موسیبن جعفر فاطمهست غالباً در آستانش سر، كه خم باشد بس است بركت زهرا به ما هرچند كم باشد بس است دختر زهرا اگر صاحب حرم باشد بس است كار دست حضرت معصومه هم باشد بس است آنكه میبخشد عطای صد برابر فاطمهست با گناهم آمدم در محضرش من را خريد آبـروی گـريههای نوكـرش من را خريد سالها اينجا نشـستم آخرش من را خريد عاقبت اصلاً به من چه؟ مادرش من را خريد وقتهای نا امـيدی، تير آخر فاطمهست نسل زهرا دخـترانش هم امامت میكنند بيشتر از آنچه میخواهی كرامت میكنند تا كـنـيزان كـنـيـزانش شـفاعت میكـنند زائرانش در صف محشر قيامت میكنند چون خدا يك جلوهاش در روز محشر فاطمهست حضرت سلمان به يك آن شد امين، زهرا كه خواست شد كسا نازل به ختم المرسلين، زهرا كه خواست چادر معصومه شد كهفِ حصين، زهرا كه خواست شهرقم شد لنگر روی زمين، زهرا كه خواست عالم و آدم نمیفـهمند، محور فاطمهست زود میبخـشند ما را با دعـای دَرهَمَش سوی زهرا میكـند تعـظيم دائم پرچمش غالباً دختر به مادر میرود درد و غمش دور او بـودنـد امـا مـردهـای مـحـرمش آنكه رو میگيرد از هر كس به بستر فاطمهست بی رضا چشمان او شد خيس امّا تار، نه سينهاش آتش گرفت از هجر، از مسمار نه دل تـسـلايـش هـمـه دادنـد بــا آزار، نـه شد عصايش شانههای ديگران، ديوار نه آنكه افتاده به پای شير خـيبر فاطمهست كوچه وقتی تنگ باشد راه میريزد به هم صورت حوريّه با يك آه میريزد به هم با خسوف چهـرۀ او، ماه میريزد به هم آتـش آوردند از چه؟ شاه میريزد به هم آنكه باپهـلو گـرفته ضربۀ در فاطمهست
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با حضرت معصومه سلاماللهعلیها
مست صحن تو یقین میشکند خم را هم خوب میدانم اگر بیتـو شـوم گـمراهم عالم از نور شما روشن و ما مدیـونـیم بـه کـرمخـانـۀ تـو روشـنـی قــم را هـم آیـنـهکـاری ایـوان تـو مـبـهــوتـم کــرد زین سـبب بـردهام از یـاد تـکـلّم را هم باید از پـاکی سنگ حرمت حکـم کـنند بعـد هـر بـار وضـو امـر تـیـمـم را هم در میـان دو بـرادر حـرمـت بـرپـا شد رد نـکــردی ز ادب حـد تـقــدّم را هـم هر کبوتر که به صحن تو پناهـنده شده میخورد از کرم دست تو گـندم را هم آمـدی قـم هـمـه اکـرام نـمـودنـد تـو را بـر لـبـان تـو نــشـانـدنـد تـبـسـم را هـم فـاطـمه هـسـتی و در آخـر شعـرم باید قدر یک واژه بگویم در و هیزم را هم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و وفات حضرت معصومه سلاماللهعلیها
ای زینب ایـران ما معـصومه خـاتون جان علی موسیالرضا معصومه خاتون آئـیـنـۀ خـیـرالنـسـا معـصومه خـاتون ما رعـیتت هستیم یا معصومه خاتون حـق است اگر خـوانـم تو را اُمُّ ابیـهـا موسیبن جعفر گفته در مدحت «فداها» بـانـو به ایـران آمـدی ایران حـرم شد این شیـعـهخـانـه با دعـای تو عـلم شد اصلا عجـم در خدمت تو مـحـترم شد شر اجـانب با تو از این خـاک کم شد مـا در خـزان هم سبـز مـانـند بهـاریم ما هرچه داریم از رضاجان و تو داریم تو راه حـق را بر هـمه ابـراز کـردی تو عـشق را با هجـرتت آغـاز کردی زهرای موسی دم بـهدم اعجاز کردی یک در ز جنّت را در ایران باز کردی قبری که پنهـان بود، پیـدا گشت با تو قـم وعـدهگـاه مـادریهـا گـشـت با تو گرچه شدی قامت کمان دور از برادر گرچه غمت شد بیامان دور از برادر گرچه بهارت شد خزان دور از برادر تو آمدی گرچه به جان دور از برادر اما تو را در بـزم می مهـمان نکردند زخـم دلت را با نمک درمـان نکردند از قــم نــداری تــو گــلـه الـحــمــد لله پــایــت نــشــد پــر آبــلــه الـحـمــد لله اصــلا نــدیــدی ســلــسـلـه الـحـمـدلله ایــنــجــا نــدارد حــرمـلـه الـحــمـدلله اینجا که شام و کوفه و کـرببلا نیست مهمان قم، قبر تو در ویرانسرا نیست این عـمه سـادات عـزّت دیـد و عزّت آن عـمه سـادات غـربت دید و غربت این عمه سادات حرمت دید و حرمت آن عمه سادات حسرت دید و حسرت این عمه سادات صحنش غرق نور است آن عمه سادات صحنش سوت و کور است
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و منقبت حضرت معصومه سلاماللهعلیها
از کریمان سنگ میخواهیم ما، زر میرسد در حرم از آنچه میخواهیم بهتر میرسد لطف و احسان کریمان را شمردن مشکل است وقت احسان پشت آن احسان دیگر میرسد اى که دستت میرسد کارى کنى، کارى بکن عمر دارد میرود، دارد اجل سر میرسد در طلب خوب است حاجات مکرر داشتن وقتی از این ناحیه دارد مکرر میرسد شب به شب در میزنم، چون در زدن مال من است دست سـائلها فـقط تا حـلقه در میرسد گر به ما کم میرسد از خصلت کمبینى است ورنـه دارد ده بـرابـر ده برابر میرسد من فقط یک نوکرم، کار خودم را میکنم او خودش هر وقت لازم شد به نوکر میرسد خـادمان درگهـش در اصل خـادمزادهانـد نسبت ما یا به فـضه یا به قـنبر میرسد فـقر آمـد میرود ایـمان، ولى پیش شما میشود ایمان من فقرى که از در میرسد رزق در بینالطلوعین است، بین طوس و قم رزق از دو سفره موسیبن جعفر میرسد هم به زیر دین قـم، هم زیر دین مشهدم گاه به دادم بـرادر، گاه خـواهر میرسد فاطمه را خواستم معصومه را زائر شدم فیض قـبر مادرى از قبر دختر میرسد نیستـند این دو براى من، فقط پیش منند سر به سرور میرسد، دل هم به دلبر میرسد پیش تو محتاجها در حال رفت و آمدند تا که آهو میرود پشتش کبوتر میرسد آب پـاى مـیوهاى که ریخـتم بهتر رسید میـوه ما هم فـقـط با گریه بهتر میرسد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با حضرت معصومه سلاماللهعلیها
من به پـابـوسـی تو آمـدهام شهر گلدستههای رنگارنگ شـهـر قـم، آشــیــان آل الله شهر علم و دیانت و فرهنگ گـنـبد دلـگـشای تو از دور در میان مـنـارهها پیـداست امــتـداد حـضـور آیـنــههـا در نگـاه ستـارهها پیـداست آه بـانـو، بگـیـر دست مـرا که به جز تو مرا پناهی نیست میتوان با تو تا خدا کوچید کز حرم تا بهشت راهی نیست در پگاهی که با دو دست نیاز به ضریحت دخـیل میبندم پَر و بال دعای خود را من بـه پَـر جـبـرئـیـل میبـنـدم بسکه شبها ستاره میشمرم آسـمانی شـدهست دامن من گر گناه است عاشقی کردن گـنـه عـالـمی به گردن من قطعهای از بهشت خوب خدا آشکارا به منظـر حرمست طـایـر پَـرشـکـسـتـه دل ما تا همیشه کـبوتر حـرمست
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و وفات حضرت معصومه سلاماللهعلیها
رهایم کرد هر دستی ولی این آستان هرگز قفس شد هرکجا رفتم ولی این آسمان هرگز به دوشم دوزخ آوردم ولی بُردم بهشتِ قرب از اینجا برنمیگردیم با بارِ گران هرگز تو بوی فاطمه داری نمیدانم چه سری هست دلم در پیش تو از او نمیخواهد نشان هرگز تو را باب الحوائج کرد بابایت، یقین دارم من و دست تُهی حاشا من و غم همچنان هرگز خدایا آبرو داریِ اهل قـم چه غـوغا کرد که حتی در دل تنگت نخورد آبی تکان هرگز تمام شهر میگفتند ناموس رضا اینجاست نبیند گَردِ راهی یا نگـاهِ این و آن هرگز ببین آنقدر حُرمت دیدهای اینجا که در شرحت نمانده روضهای از تو برای روضهخوان هرگز بـرادر داشـتی امـا بـرای تو نگـفـتـیم از سر و سنگ سنان اصلا صدای خیزان هرگز دویدی نه، زمین خوردی نه، اُفتادی به مقتل نه به روی تَلِّ خاکی، خاکی و چادرکشان هرگز نه با هولِ حرامیها نه با طفلانِ در آتش میان خارها هرگز به چنگ ریسمان هرگز اگر بر نیزه میگردی از این منزل به آن منزل مرا دنبال خود آور ولی با ساربان هرگز
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با حضرت معصومه سلاماللهعلیها
منّت ز بخت دارم و نصرت ز كردگار كـافـكـند در ديـار قـمـم روزگـار، بـار خوش بار يافتم به حريمى كه جبـرئيل بی اذن خـادمان به حريمش نجسته بار اين بارگـاه بـضعه بـاب الحـوائج است كز وى رواست، حاجت مخلوق روزگار اين پـيـشگـاه فـاطـمه بنت موسى است كز بـعـد فـاطـمه به زنان دارد افـتخار خـارى اگر خـلـد به كـف پـاى زائرش گیرد ملك، به سوزن مژگان، ز پاش خار دخـتر بدين جـلال، نـپـرورده مام دهر دخـتـر بـدين مـقـام، نـيـاورده روزگار چشم فلك نـديـده و نـشـنـيده گوش دهر دخـتر بـدين جـلالت و بانو بدين وقـار اى بــانـوى بـلـنـد مـقــام فـلـک جـنـاب اى خــانــم رفــيــعمــكـان بــزرگــوار هـم دخـتـر امـامى و هم خـواهـر امـام هم عمه امامی و هم نور هشت و چار تنهـا نه چـشم من به در توست منتـظر چشم دو عالم است بر اين در، به انتظار اى والى ولايت عـصمت! به عصمتت چـشـم كـرم ز بـنـده اين آسـتـان، مـدار مسكين «طرب» ز درگه لطفت كجا رود؟ امـيـدوار بـر تـوأم، امـيـد مـن بـرآر...
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و وفات حضرت معصومه سلاماللهعلیها
گل بـاغ پـدرت بـودی و پـرپـر نشدی سوخـته در وسط شعـله پس در نشدی فاطمه بودهای اما جگری از تو نسوخت وسط شعلۀ آتش پسری از تو نسوخت گل رویت به خدا لطمهای از خار ندید پهـلویت از نـوک مسمار در آذار ندید تو گل یاس پـدر بـودهای اما نه کـبـود روی گلبرگ تنت جای غلافی که نبود هیفده روز قم از داغ تو سرتاسر سوخت او نود روز غریبانه در آن بستر سوخت او که جای همه با ظلم شده رودر رو یک نفر نیست که احوال بپرسد از او
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
عذر خواهی از نبود شعر جدید در ولادت امام عسکری علیه السلام
با عرض سلام و تبریک سالروز ولادت امام حسن عسکری علیه السلام و خیر مقدم به تمامی اعضای سایت آستان وصال متأسفانه امسال علیرغم تلاش و جستجوی فراوان در سایتها و کانالهای مختلف شعری؛ تا این لحظه به غیر چند شعر زیر هیچ شعر تازهای بارگذاری نشده است و مسئولین سایتها و کانالها و شاعران گرانقدر اشعار سروده شده و بار گذاری شده سالهای قبل را مجددا و بصورت تکرای بارگذاری کردهاند؛ لذا ما برای اینکه حداقل خدمتی داشته باشیم مجبور شدیم حتی در دو مورد اشعار متوسطی که سال های قبل به دلیل ضعف های شعری آنها را انتخاب نکرده بودیم انتخاب و بارگذاری کنیم!!😞😔 از آنجائیکه روال کاری ما در سایت آستان وصال و کانالهای زیرمجموعه آن بارگذاری اشعار جدید است؛ لذا از بارگذاری اشعار تکراری معذوریم زیرا این اقدام را دون شأن اهل بیت علیهمالسلام و شما نوکران ائمه علیهم السلام میدانیم. زیرا اشعار قبلی را به راحتی میتوانید از فهرست موضوعی سمت راست صفحه در عرض چند ثانیه پیدا و انتخاب نمائید!!! مجددا از بابت نبود شعر جدید عذرخواهی کرده و شرمنده امام عسکری علیه السلام در این زمینه گشتیم!!!
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و ولادت امام حسن عسکری علیهالسلام
آنقدر آمـدنـد و گـرفـتـارتان شدند خاک شما شدند و هوادارتان شدند زیباترین اهـالی دنـیای عـشق هم یوسف شدند و گرمی بازارتان شدند لطف شماست اینکه تـمامی انـبـیا بالاتـفـاق زائـر دربـارتـان شـدنـد آنها که پای منت چـشم کـریـمتان بی سر شدند تازه بدهکارتان شدند این بالها که زیر بت عشق سوختند خاک تبرک در و دیـوارتان شدند نفرین به آنکه مهر تو را سرسری گرفت جز راه اهل بیت؛ ره دیگری گرفت آنکه مرا فـقیر حـرم میکند تویی یک التماس پشت درم میکند تویی آنکه در این زمـانـۀ بیاعـتـبارها با یک سلام معـتبرم میکند تویی آنکه بـرای پـر زدن سـامـرایـیام هرشب دعا برای پرم میکند تویی آنکه مرا برای خودش خانه خودش با یک نگاه، در به درم میکند تویی آنکه تو را همیشه صدا میکند منم آنکه مرا همیشه کرم میکند تویی شکـرخـدا گـدای امـام حـسن شدم خاکیتـرین کـبوتر باغ حسن شدم تو کیستی که سائل تو جبرئیل شد دست فـرشته پای ضریحت دخیل شد تو کـیستی که جدّ نجـیب پیـمبرت مهر تو را به سینه گرفت و خلیل شد تو کسیتی که حضرت موسی عصا به دست ذکر تو را گرفت اگر مرد نیل شد اصلی که پا گرفت بدون تو فرع فرع فرعی که پا گرفت کنارت اصیل شد تـنهـا خـدا به خـانـۀ تو آفـتاب داد بعـدا تـمام زندگیات نـذر ایل شد امشب دعا کنید ظهوری کـند مرا تا اینکه میهمان حضوری کند مرا امشب دعـا کـنـیـد بـیـاید نگـار ما آیـات روشـنایی شبهـای تـار ما امشب دعا کنید بیاید در این خزان فصل گلاب فاطمه فصل بهـار ما امشب دعـا کـنـید بـیـایـد گل خـدا تا اینکه این بهـار بیاید به کار ما امشب دعـا کـنید بیاید ز راه دور مرکب سوار آل علی تک سوار ما آنکه اگر نبـود دلـم فـاطـمی نبـود حتی نـبود سجـدۀ سـجـاده یـار ما زهرا هنوز دست به پهلو دعا کند با پهلوی شکسته خدا را صدا کند
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و ولادت امام حسن عسکری علیهالسلام
السلام ای نورِ قدسی، یا زکیُّ العسکری السلام ای از تـبـار فـاطـمی و حـیدری در مـدیـنه آمـدی تا سامـرا گـلشن شود گلشن از یمن وجودت، با رُخت روشن شود آسمان را ابرِ رحمت، ابر را بارانِ نور این چنین دادی ز نزدیک و عطا کردی ز دور بخششی بیحدّ و لطفی بینهایت میکنی بر تمامِ “یاعـلی”گـویان عـنایت میکنی دانـشی ما فـوق ادراک بـشر داری شما از نهان و از سراپـرده خبر داری شما شیعه را دادی کرامت با کرامتهای خویش ای کریم بن کریمان از تباری پاککیش پاکدل، پاکیزه طینت، پاک از هرگونه شر خیرِ مطلق، خیرِ ناطق، خیرِ کامل بیشرر خیر را از نام زیبایت شـناساندی به ما حُسنِ نامت شد حَسَن، از حُسنِ نام مجتبیٰ با صداقت سالها صاحب سخن بودی حسن! صدقِ گفتار و کلام و فعل و کرداری حسن! دورۀ تاریک خود را نور دادی ای سراج بر دلِ بشْکستۀ دوران خود همچون علاج یا اباالمهدی! دعـایی بهـر فـرزندت نما بهر پـایـانبخـشیِ این دورۀ غـیـبت نما یا اباالمهدی! فرج را از خدا طالب بشو طالبِ صبحِ ظهورِ حضرتِ صائب بشو روزیام را کن عنایت؛ قبل رزقِ کربلا دیدنِ رخـسارِ حجـت در زمـینِ سامـرا
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با صاحب الزمان در ولادت امام عسکری علیهالسلام
ای عــلَّـتِ زیـبـایـیِ دنــیـا؛ ابــاصـالـح دلخـواهِ درّ و گـوهـر و دریا؛ اباصالح طاووسِ اهـلِ جـنّت ای آرامشِ مـطلق زیبـاتـرین! زیـبـاتـرین زیـبا؛ ابـاصالح دلگیری از اوضاع این پـروندهٔ سنگین دلگـیـرم از دنـیـای بیتـو؛ یا ابـاصالح بیبند و باریِ منِ عـاصی اسیرت کرد در خـیمهگـاهت ماندهای تنها؛ اباصالح کافیست دیگر سالها با چشم "دل" دیدن با چشم "سر" میبینمت آیا؛ اباصالح؟! شد الـتـیـام دردهـا ذکـرِ "مـدد زهــرا" شد انـتـقـام هـرچه ظـالـم بـا؛ ابـاصالح برگرد ای قـرآنِ چندین قـرن؛ دلـتنگی تفسیرِ"نور" و "نصر" و "أعطینا"؛ اباصالح صوت نماز و سجدههایِ تو تماشاییست ای مقـتدایِ حـضرتِ عـیسی؛ اباصالح داری تبسّم بر لبانت! عطرِ خوشبویی- از شالِ سـبـزت میشود پیدا؛ اباصالح شد سـامـرا با دسـتهـای تو چـراغانی دارنـد مـیآیـنـد ســائـلهـا؛ ابــاصـالـح "یا عسکری" میگویم و دل میبرم از تو ای تا هـمیـشه پـرچـمت بـالا؛ اباصالح نامش حسن بود و دوباره پهن شد سفره شد با پدر لطف و کرَم معـنا؛ اباصالح جشنِ عظیمی از ملائک در حضورِ تو دور ضریحـش میشود برپـا؛ اباصالح عیـدیِ عـالـم کاشکی برگـشـتـنت باشد در این شبی که میرسد بابا؛ اباصالح!
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و ولادت امام حسن عسکری علیهالسلام
ستـایـش بر این رحـمت داوری که داده ثـمـر، نـسل پـیـغـمـبری مـدیـنــه مـنــور شـد از دلـبـری که بـاشـد، گـل گـلـشـنِ حـیدری به شکرش بخوان سورۀ کوثری امـام المـبـین حضرت عسکری بـه سوی حـقـیـقـت طـریق آمده بـه شـیـعــه امــام شــفـیـق آمـده رضـی و و زکی و رفـیـق آمده نـبـی را نــگـیـن عــقـیــق آمـده چه دلها که گردد به او رهبری امـام المـبـین حضرت عسکری چه گویم از این جـلوۀ مصطفی که باشد سـراپـا چـنان مـرتضی به رویَش بـبـین، هـیبت مجـتبی بـنـازم بر این سـبـط خـیـرالنـسا که دارد چـنین عـصمت مادری امـام المـبـین حضرت عسکری گـرفـتــار او عــالـم و آدم اسـت که سرمـایه حضرت خاتم است به دستِ تـولای او پـرچـم است ستون امامت، از او محکم است که مخفی است در جان او گوهری امـام المـبـین حضرت عسکری هـمه بـهـجـتِ آل طـاهـاسـت او رسیدن به الـطافِ زهـراست او بخوانَش، که سلطانِ دلهاست او تـبـَراسـت دشـمـن، تـولاسـت او کـنـد بر هـمـه عـالـمی سروری امـام المـبـین حضرت عسکری به شاه و گدا در جهان است شاه به هر بیپناه است، پشت و پناه ملَک را به عرش خدا، داده جاه فـلَک را کـند عـبد، با یک نگاه که او یوسف است و همه مشتری امـام المـبـین حضرت عسکری بخواه از حسن، نصرت شیعه را نگـفـتـه دهـد، حـاجـت شیـعه را که تا عرش بُرد، عزّت شیعه را ببین در جهـان، قـدرت شیعه را که دین را کـند، با حسن یاوری امـام المـبـین حضرت عسکری اگر صد مـقـابل شـود دشـمـنـَش چه باک از تهـاجم به اهریمنـش که ایران سـراسـر شده میـهـنش کـران تـا کـرانـیـم، در ایـمـنـَش هم از کشوری و هم از لشکری امـام المـبـین حضرت عسکری بهپاسِ حسن هست، دین را امان بـهپـای رکـابِ عـزیـزش بـمـان دمـادم دعـای فــرج را بـخــوان کـه آیـد ز کـعــبـه، امــام زمـان که کارش به دنیاست، دین گستری امـام الـمـبـیـن زادۀ عـسـکــری بگیرد چو بر دست، صمصام را بــســازد ز نـو، دیـن اســلام را که احـیا کـنـد، جـمـله احکـام را بـسـوزانَـد آن، خـصـمِ بـدنـام را بـتـازد بـه هــر دشـمـنِ اَبـتـری امـام الـمـبـیـن زادۀ عـسـکــری چـو از آبِ زمـزم، وضـو آورَد بــه دل، یــادِ پــاره گــلــو آورد غــضـب بـر سـپــاهِ عــدو آورد و شـیرخواره را، پیشِ رو آورد شــهِ کــربــلا را کـنــد یــاوری امـام الـمـبـیـن زادۀ عـسـکــری همه در پیِ حرمله کـشـتن است همی یادِ یک کهنهپیـراهن است و یادِ شهیدی که عریان تن است که جدّ غریبم! غمت با من است تو که زینت دوش پـیـغـمبری... نداری چـرا دست و انگـشـتری
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با امام حسن عسکری علیهالسلام
خـانـهای کـه بـرو بـیــا دارد سـر درش ذکـر "إِنَّـمـا" دارد دُور باشد ز هر چه کبر و ریا وسـعـت عـرش کـبـریـا دارد الـــســلام ای تــوسـل مــردم الــســلام ای امــامِ یــازدهــم در هـوای تو شد سرشـته دلم بهترین بخـش سرنـوشت دلم روزگارم بدونِ تو: دوزخ… چـشمهـای تو شد بهـشتِ دلـم دستهـایم به دامـنـت نـرسید من کـجا و عـنـایتِ خورشـید نــور تـو ذرهپــروری کـرده قلب را "بیت العسکری" کرده ای مـــســیــح تـــبـــارِ آلالله نـفـسِ تـو پــیــمـبــری کـرده حَـرمَـت رنـگ کــربـلا دارد کَـرَمـت بـوی مـجـتـبـی دارد بـا نـگــاه تـو وا شـده گــرهام حق بـده پس گدای سـامـرهام خـتـمِ شـیـرینِ اربـعـیـنهـایـم پُر شده از تو قـاب خـاطرهام من دو ششگوشه دیدهام آری ای زلال هــمــیــشـۀ جــاری شعر را جفت و جور کردم من واژههـا را مـرور کـردم من عـرش را دیـدهام میانِ زمین از مـسـیرت عـبور کردم من چشمهایت بهشت قافیه هاست شاه بیت قـصیدههای خداست با تو دیـدیـم بـاب رحـمت را در قـدمهـای تـو صـلابت را ای دعــای پـدر بـرای پـسـر سر کن این انتظار و غیبت را روزی از راه دور مــیآیـــد مـردی از جـنـس نور میآید حـضــرت بــاوقــار ســامـرّا مــرقــدت اعــتـبـار ســامـرّا شوق سـرداب در سـرم دارم ایـن مـنِ بـیقــرارِ ســامـرّا؛ آمـدم کـیـسـه پُـر کـنـم بـبـرم رزق من آمد از مضیفِ حرم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با سیدالشهدا و صاحب الزمان علیهم السلام
گـواه سیـرۀ عـشق است داغـداری ما به بـاغـبـانی درد است لالـهکـاری ما تنور لاله در این فصل آنچنان داغ است که میچکد عرق از روی شرمساری ما به راه خیزش ما گرچه نیزه کاشتهاند جُوِی نکاسته از شور تکسواری ما صفی ز لشکر عشقاند باد و باران هم غریب نیست شـتابـند اگر به یاری ما شـروع زنـدگی جـاودانـه با یار است در این غریبکشی، مرگِ اختیاری ما بـه زیـر سـایـۀ طـوبـاقـدان عـاشـورا نرُسته سـرو بـلـندی به اسـتـواری ما صلا زدی که: کسی هست یاریام بدهد؟ بلی حـسین من! آنک خروش آری ما اگر چه دیـر صـلایت شـنـیـدهایم، اما بگیر هرچه غرامت ز خون جاری ما بگو به دشمن مغلوب ما که در راه است هـنـوز حـادثـۀ زخـمهـای کاری ما... امید منتـظران! با ظهـور خود بزدای غـبـار اشک، ز چـشـم امـیدواری ما «فرید» خط شهادت همیشه حایل باد مـیـان خـسـتـگی و پـای پـایـداری ما
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مناجات شب جمعه ای با سیدالشهدا علیهالسلام
چه خوش است معصیت را دهم آنچنان طلاقی که نـسیم رحـمـتت با گـذرم کـند تـلاقـی پُر از آه و شرمسارم که نداشت نامۀ من به قـیـاس با مـطیـعانِ سرایت انـطـباقی سر غفلت از معاد و سر خدعههای نفسم شدهام اسیر و حـیران، به میان باتـلاقی همه بوده از عطایت، شدهام مقیم این در نه که خود رسیده باشم، نه که بوده اتفاقی سر کوی تو میارزد به بهـای کل عالم چه ظریف گفته در شعرِ خود اینچنین عراقی: "همه شب نهادهام سر، چو سگان، بر آستانت" به امید یک نگاهی، نه به شوق ارتزاقی دل خویش را سپردم ز ازل به نورِ اعظم همه زائلند جز او، علی است حی و باقی دو جهان، مرا کفایت کند اینچنین تفضل قدحی شرابِ انگورِ نجف ز دست ساقی به حسین و کربلایش برسان سلام ما را که برای وصل دلبر، به دل است اشتیاقی چه خوش است مرقدش را سحری طواف کردن چه خوش است شبنشینی به میانۀ رواقی سرِ ذبح او خـبیثان، همگی وفاق کردند اثر حـرام خوردن، شده اینچـنین وفـاقی به عصا و تیغ و خنجر، به عمود و سنگ و نیزه به تنش زدند ضربه، به ستم به هر سیاقی چه گذشت بر حسین و بدنش که جای سالم به کفاف بوسهای هم به تنش نماند باقی
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
غزل مناجاتی اول مجلس، مدح و شهادت سیدالشهدا علیهالسلام
بخت از خـواب پا نخـواهد شد دوست از ما رضا نخواهد شد تا که در اشک غوطهور نشویم وصـل او رزق ما نخـواهد شد دست تا روی چـشـم ما نکـشـد روزی مـا بُـکـا نـخـواهـد شـد چون که اَمر امام معصوم است در تـبـاکـی ریـا نـخـواهـد شـد تا قـیـامـت اگـرچه گـریه کـنیم حـقِّ داغــش اَدا نـخـواهـد شـد مـا بـرای حـسـیـن مـیمـیـریـم مـرد حرفـش دوتـا نخواهد شد مـا نبـاشـیـم دیـگـران هـسـتـنـد خلوت، این روضهها نخواهد شد کارِ آنکسکه شاه هر دو سَراست لَـنـگِ اَمـثـالِ مـا نـخـواهـد شد بـی دمِ عــیــســویِ تُــربـت او هـیـچ دردی دوا نـخـواهـد شـد هـیـچ روزی شـبـیـه عـاشـورا هـیـچ جا کـربـلا نـخـواهـد شد هیچکس جز حسین لحظۀ دفـن کـفـنـش بــوریـا نـخـواهـد شـد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و منقبت حضرت عبدالعظیم حسنی علیهالسلام
صبح صادق که میدمد دل من سرخوش از بادۀ حضور شود از تـمـاشـای جـلـوهزار پـگـاه مـثـل آئـیـنـه غـرق نـور شود نـغــمــۀ آســمــانـی تــوحــیـد میشود در فـضا طـنـینانـداز میپرد باز پـلک دل که: خـدا کـرده درهـای آسـمـان را باز میوزد از منـاره عـطـر اذان سـمـتِ ایـن بـارگـاه نــورانـی دل مـن بـا فــرشـتـگـان خــدا میپـرد در فـضای روحـانـی به نماز ایـستاده مُلک و مَلَک اقـتـدا میکـنـم به حـضرت او جانم از شوق دوست سرشار است دلــم از گــرمـی مــحـبّــت او آسمان و زمین به وقت قنوت با من «أمّن یجیب» میخواند فارغ از خویش و فارغ از عالم دل مـن از حـبـیب میخـوانـد بیشتر از همیشه صحن و رواق از شـمیم حـبیب سرشار است حــرمـش بـوی کــربــلا دارد بسکه از عطر سیب سرشار است رنگ و بـوی حـسین را دارد فطرت پاک او اگر حسنیست از فروزنده گوهـرش پیداست که تـبـار عـقـیق او یـمنیست در مدارش به گردش آوردهست آفــتــاب وِلا ســه اخـــتــر را قـدر او، حُـرمت دگـر بخـشید «حمزه» و «طاهر» و «مطهّر» را از سه خورشید، نور میگیرد حــرم بــا شـکــوه ایــن وادی حـجـّـت هــشـتـم و امـام نـهـم وز عـنـایـات حـضرت هـادی طـائـر پَـر شـکـســتـۀ دل مـن شـده عـمری کـبـوتر حـرمش مهـرش از جان ما مـبادا دور وز دل مـا جـدا مـبـاد غـمـش
: امتیاز
|





















_1789717264.jpg)


