
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه محرم
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه صفر
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الأول
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الثانی
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الأول
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الثانی
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه رجب
-
سایت قرآنی تنـــــزیل
-
سایت مقام معظم رهبری
-
سایت آیت الله مکارم شیرازی
-
سایت آیت الله نوری همدانی
-
سایت آیت الله فاضل لنکرانی
-
سایت آیت الله سیستانی

![]() مدح و ولادت امام موسی کاظم علیهالسلام
بیعصا معجزه کُن حضرتِ موسایِ حرم گوشهچشمی که شوم سینۀ سینایِ حرم به عصا نیست نیازی با نگاهَت بشکاف پـدرِ حـضـرتِ امـضـایِ بـراتِ جـنـّت آمـدی سـر بُـگـُذارد پـدرت بـر تـربت دستِ خود مُشت نمودیم به سینه بزنیم پـدرِ مـنـبـری و گـلپـسـرِ تو مـحـراب آفـتاب است رضایِ تو کریمه مهـتـاب بابِ حاجات شدی یکسره حاجت بدهی آمــدی آیِــنِــۀ رویِ پــیــمــبــر بـاشـی وسـطِ مـعـرکـهها غـیـرتِ حیدر باشی تا اَبـد دِیْنِ تو بر گـردنِ دیـن میمـانـد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و ولادت امام موسی کاظم علیهالسلام
سلام ای نام نیکت، بابِ حاجات سـلام ای قـبـلـه کـوی مـنـاجات سلام ای ذوب، در درگـاه ایـزد سـلام ای جــلــوۀ روی مـحــمـد سـلام ای مُـظـهـِرِ آیـاتِ کــوثـر سلام ای حضرت موسیبن جعفر سـلامِ ما، به خـیـرِ مـقـدمِ توست سـلامِ مـا، جـوابِ هر دمِ توست تـو که فـرزنـدِ خـتـم المـرسلینی تـو دلـبـنــدِ امـیــرالـمـؤمـنـیـنـی تو زهرا را عزیز و نور عـینی تو موسای حسن، نـوحِ حـسـینی وصـیِ سـیـدِ ســجــاد هــســتـی چو بـاقـر، مَـظـهـرِ ایجاد هستی تـو نــورِ صــادقِ آل عــبــایــی امـیـنِ وحـی، بـابــای رضــایـی امـامِ پـنـج مـعـصـومـی، نـگـارا به معصومه پدر، حجت خدا را وجـودت مـایۀ لـطف و کرم شد ز فـرزنـدان تو، ایران حـرم شد تَـوَلا با تو هر جا گسترش یافت تَـبـَرا با تو آقا گـسـتـرش یـافـت عـلـومِ دین، ز عـلمِ تو عیان شد مـواساتِ تو درسِ شیـعـیـان شد ز کَظمِ غِیضِ تو، شد حِلم لبربز و از حِـلـمِ تو الطـافِ خـدا، نـیز رهِ قرآن و عترت از تو برجاست علَم در دستِ اعجازِ تو برپاست خـدا فـرمود: این فـرزند زهــرا برای حـفـظِ دیـن، آمـد بـه دنـیـا اَلا ای آسـمـانهـا تـحـتِ امـرت شَها ای کهکـشانها تحتِ امرت تـو را آلِ سـیـادت مـیشـنـاسـند هـمـه اهـلِ ارادت مـیشـنـاسـنـد تـو مـولای جـمـیـعِ مـمـکـنـاتـی نه گـمـنـامی، که فـخـر کائـنـاتی نـبـاشـد دهـر در اَمــرت مــردد فَلَک، با گـردشِ چـشـم تو گردد ولایت بهـرِ فـوقَ الارض داری تو بر تحتَ الثَری، رحمت بباری به اذنِ تو رسـد فـصـلِ بـهـاران به یُمنِ تو بـبارد بـرف و بـاران به امر تو شـود دریـا خـروشـان به فرمان تو معدنهاست جوشان به نطق و منطقَت، مَنطوق داری امـامـت بر همه مـخـلـوق داری به موجودات، روزی میدهی تو و بر ذرات مـنـّت مـینـهـی تـو به دستت، مِهر و مَه، چون دانه تسبیح کـند قـرآن، مـقـامـاتِ تو تشریح تو آیـاتِ خـدا را روح و جـانـی روایـاتِ نـبــی را حـکـمــرانـی اَلا ای جـان و هم جـانـانِ خـاتـم تـویـی فـرمـانـروای کـلِ عــالـم تویی شاهَـنـشَهِ عالم به هر حال به فوقِ عرش یا قعـرِ سیـهچـال چنان محـوِ خـدای خویش بودی که با مولای خود خلوت نمودی تو بـودی که شـبـیهِ عـمـه جانت به زنـدان، حـفـظ کردی آرمانت نه زنـدان مـانـعِ نــورِ وجــودت که زندانبان مزاحم بر سجـودت بـه دیـدار خـدا بـس بـیقــراری چه اُنسی با غل و زنجیر داری
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و ولادت امام موسی کاظم علیهالسلام
بر خنده خورشید مشارق صلوات بـر آیـنـه جـمـال خـالـق صلـوات از مکـه و از مدیـنه گل میبـارد بر دسته گل امـام صادق صلوات ناشناس زیــر عــلـم امــام کــاظــم بــودن غــرق کــرم امــام کـاظــم بـودن خوب است ولی عجب صفایی دارد یک شب حـرم امـام کـاظـم بودن سیدمجتبی شجاع یک جرعه از آن نگاه لازم داریم در سیـنه فقـط حـبِ اعـاظم داریم آن روز که بندگان همه حـیـرانـند روزیست که ما امامِ کاظم داریم عادل حسین قربان چون سرو همیشه راستقامت بودی معـنای شرافـت و شهـامت بودی در بُهت سکوت و ظلم هارون، عمری فـریـاد رسـای اسـتـقـامـت بـودی سیدهاشم وفایی
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و ولادت امام موسی کاظم علیهالسلام
آنجا که عاشقیست همیشه فضای ماست در مرغزار دربه دری ردپای ماست وقتی که نان سفره ما از محبت است صدها هزار حاتم طائی گدای ماست دین و طریقـت همه انـبـیا عـلیست ای مدعی بدان تو که این ادعای ماست ناخالص است دین بدون علی سرشت شاه غدیر صاحب رکن ولای ماست مثل کـلـیم تکـیه به جـایی نمیزنـیم وقتی که عشق حضرت موسی عصای ماست موسای ما ز نسل شهنشاه خیبر است شکر خدا که بـنده ایـمـانیاش شدیم کشتی شکـستۀ یم طوفـانیاش شدیم ما در پـناه چـتر ولایش نـشـسـتهایم خیس از نزول رحمت بارانیاش شدیم مـا را گـره زدند به زلف رهـای او آزاد عـالـمـیـم که زنـدانیاش شـدیم اولاد او به کـشـور مـا آمـدنـد و مـا خادم شدیم و نوکر ارزانیاش شدیم هم خاکـبـوس دخـتر او در میان قـم هم ریزهخوار پور خراسانیاش شدیم خاک وزمین ما همه در اختیار اوست در هـفـتمین حضور زمینی آسـمان او شـد بـلـنـد مـرتـبه جـمع خاکـیان آری ملاک سنجش ایمان ولایت است ما شاکریـم او شـده هـفـتم امـاممـان ما با وجـود او بخـدا گـم نـمیشـویم زیرا که او به شیعه دهد راه را نشان با عشق او به وقت حساب و کتاب و قبر وا میشود زبان فرو بسته در دهان او سومین لقب گرفته به بابالحوائج است حاجت نمیبـرم بخدا پیـش این وآن حاجتروا شدن ز درش کار ساده است امـشب صـلای آمـدن عـیـد میزنـم خود را به حال مستی تشدید میزنم با عشق او برای طپشهای عاشقی بر قلب خود علامت تـمـدید میزنم تـمـثـال آفـتـابـی او را بـه روی دل بـخـتـم اگر که آمـد و تـابـید میزنم محـتاج هـسـتم و در کـوی کریم را دارالاجـابت است و به امید میزنم گاهی میان خاطره از پشت میـلهها او را به عشق خال لبش دید میزنم تـا دیـدمـش دلـم از غـصـه آب شـد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و ولادت امام موسی کاظم علیهالسلام
شکـر خـدا کـه نـوکـر اولاد حـیـدرم از خادمان خـانـۀ موسی ابن جعفرم بیهـیچ منّـتی به گـدا نان رساندهای مسکـیـن بمـانم از همه با آبـرو تَـرم دار و ندار من به فدای شما که هست دارایـیام نـگــاه شـمـا ســایـۀ ســرم میلادی و عزای شما یک بهانه است تا پر بگیرد این دل سرگشته تا حرم یـا أیـهـاالـعـزیـز فــدای شـمـا شــوم یا أیها الکـریـم کـرم کـن که نوکـرم امشب به سوی کوی تو پرواز میکنم امشب دلم به سوی حریم تو عازم است مِهر تو مستحبِّ مؤکد؛ نه؛ لازم است نظم امور منطـق قـطعی خالق است قانون عشق مصحف و احکامْ ناظم است امشب به لطف شاه خراسان مسافرم تا کاظمین مـرغ دلِ شاد عازم است نقش دو گـنبد است به پیـش نگاه من چشمم به دستهای پر از نور کاظم است باب الحـوائـج آمـده حـاجـتروا شدم مدیـون خـانـوادۀ موسی ابن جعفریم از عـاشـقـان مـکـتـب آل پـیـمـبـریـم شکر خدا که در تب و تاب ولایـتـیم مست و قلندرِ مِی و صهبای حیدریم بـاید نـشـان دهـیـم که دلدادۀ حـسـین باید نشان دهـیم که تا حشر نوکـریـم بوی مـحـرّم آمده دل را حـرم کـنـید باید نشان دهیم که از جنس کـوثـریم پای عَـلَـم نـوای همه نـیـنـوایی است چـشم انـتـظـار آمـدن وصل دلـبریـم در کاظمین و کرببلا ندبهخوان شدیم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و ولادت امام موسی کاظم علیهالسلام
کِی بـه نـظـر بـنــدۀ نـابـم کـنـی رحـم بـر این حـال خـرابـم کنی گر که دلت نیست به من پس چرا جـلـوه به بـیـداری و خوابم کنی نقش خودت بر دل من حک نما تـا کـه ز آیــات کــتــابــم کـنـی بـا نـظـرت خـاک شـود کـیـمـیـا میشـود آیـا کـه خــطـابـم کـنـی ذوب شدن در تو حیات من است میشـود آیــا کـه مــذابــم کــنـی ساقی میخـانه شدن سخت نیست گر تو نـگـاهـی به شـرابـم کـنی جام و سبویم زِ مِیِ کـوثـر است تا بـه لـبـم نـغـمـۀ یا حیدر است صـفـحـۀ دیـگـر به دلـم بـاز کن دفـتـری از عـاشـقـی آغـاز کـن تاب مـده طـرّۀ مـشـکـین چـنـین کمتر از این ای گل من نـاز کن گـوشـۀ چـشـمـی بـه تـنـعـّم گشا از منِ آشـفــتــه گــره بــاز کـن نـام خـوشـت را به زبـانـم نشان جـان مـرا زمـزمــه پـرداز کـن دم بـزن از سـرِّ خــفــیـه بـه دل سـیــنــۀ مــا را حــرم راز کــن ای دل مـن جـانـب جــانــانـهات با پـر بـشـکـسـته تو پـرواز کن بـال بـزن تـا که هـدایـت شـوی طـائــر درگـــاه ولایـت شـــوی بــال گـشــا مــوسـیِّ جـان آمـده چـشـمـهای از سِــرِّ نـهـان آمـده تا که ضـلالـت بـرود از جهـان روح هــدایـت بـه جـهــان آمـده غـنچه شکـوفه زده بر شاخـسار یـا گـلـی از بــاغ جــنــان آمــده جـلــوۀ تـــام کَـــرم کـــردگـــار نـور کـرامـت بـه عـیــان آمــده مـاه و سـتـاره به کـنـاری رَویـد حـضـرت خـورشـید زمـان آمده روشــنـی چــشــم امــام شِــشــُم نــور دو چــشــم هـمـگـان آمـده از افــق عـشـقْ سـعـیـده رسـیـد غـنـچـۀ دامــان حــمـیـده رسـیـد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح امام موسی کاظم علیهالسلام
روز نخـست مُـشتِ غـباری فـرشتهها بُـردنـد بـا نـسـیـمِ بـهـاری فـرشـتـههـا برداشـتـنـد و آب و گـل ما درست شد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و ولادت امام موسی کاظم علیهالسلام
امشب ز برج هفتمین مه بینقاب آمد برون بهر صلاح کار دین آن دُرّ ناب آمد برون امشب تمام آسمان در عرش منزل میکند زیرا که ماه هفتمین دور از نقاب آمد برون
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و ولادت امام موسی کاظم علیهالسلام
ای عاشقان بار دگر میخانه حق باز شد آماده ساغرها کنید لطف خـدا ابراز شد در طور سیـنا گوئـیا موسای دیگر آمده موسای کاظم آمد و آهنگ شادی ساز شد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و ولادت امام موسی کاظم علیهالسلام
در هـفـتـم مــاه صـفـر مـاهـى مـنـوّر تابـیده نور از طلعت موسى بن جعفر شهر مـدیـنه شد ز نور نورانى امشب موسى بن جعـفـر آمده مهمانى امشب
: امتیاز
|
![]() |
![]() مدح و ولادت امام موسی کاظم علیهالسلام
از عــرش صــدای ربـنـا آمـده اسـت مــوسـی کـلـیـم بـا عـصـا آمـده اسـت *********************** من مـسـت مـی مـوسـیم و زین بـاده راهـم بـه مـسـیـر کـاظـمـیــن افـتــاده تــا خـــاک شــدم خـــاک ره زوّارش از کـــوثـــر فـاطـمــی شــرابـــم داده *********************** روز سرور عـالم و آدم سراسر است هنگـامه ولادت موسی بن جعفر است
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و ولادت امام موسی کاظم علیهالسلام
نـسـیـم از سـر گـیـســوی یـار مـیآمـد دوبــاره نـخـل امـامـت بـه بـار میآمـد مـیـان مـکـه و یـثـرب به منـزل ابـواء در اوج گـرمـی صـحـرا بـهـار میآمد صدای ولـولـه تـا آسـمـان هـفـتـم رفت قــرار ســیــنـۀ هــر بـیقــرار مـیآمـد برای تهنیت از عرش حضرت جبریل و دسـتـه دسـتـه ملـک بیشـمار میآمد نشـاند خـنـده به لبهای جعـفـر صادق سـپـیـدهای که به شـبهای تـار میآمـد شبـیه حـیـدر و زهـرا ز نسل پیـغـمـبر عـزیـز حـضـرت پـروردگـار مـیآمـد همین که غنچۀ لبهای او شـکـوفا شد به صـورتش نـمک فـاطـمی هویدا شد هـمیشه ورد لـبت آیـههـای قـرآن است ولایـتـت بـخـدا از اصـول ایـمان است حـمیده آمده چـشـمان خـویش را واکـن ببین که روی لب مادرت فقط جان است قـدوم تو برکـت، چـشمهای تو رحـمت به یمن آمدنت سفـرهها پُر از نان است تـو از تـبـار کـریـمـانـی و کـرم داری اگر گـدا بـه در خـانـهات فـراوان است به لطف اینهـمه اولاد پاک و طاهر تو چقدر گـنـبد فـیروزهای در ایران است یکیست شاه چراغ و یکیست معصومه یکیست ضامن آهو که در خراسان است هـزار مـرتـبه شکـر خـدا به جـای آرم پـنـاه بیکـسـیام آسـتـان سلـطـان است هـمیـشـه بـین قـسـمهـا تـو رایـجـی آقـا تـویی که حـضرت باب الحـوائـجی آقا
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و ولادت امام موسی کاظم علیهالسلام
دلگـیر شد دریـا، تـلاطـم میکند گاهی “اشکم” مرا رسوای مردم میکند گاهی بیچاره “چشمانم” تمام عمر را لال است نـامت که مـیآیـد تَـکَـلُّـم میکـند گاهی این بار بُنجُل را نخر اصلاً، نگاهی کن “معشوقه” بر “عاشق” ترحم میکند گاهی وقتی کـبوترهای بامت اینقَـدَر مَستَـند حـتّی کـلاغی میـل گـندم میکند گاهی وقت اذان جبریل بالش را به خاکت زد اینگـونه او قـصدِ تـیـمم میکـند گـاهی شبها دلـم مثل کـبـوترهای صحـن تو گاهی هوای “مشهد” و “قم” میکند، گاهی دخـتـر ز داغـت سـالـیان سـال بـاریده دخـتر نـمیخـندد، تبـسّم میکند، گاهی با روضههای تو چُنان میسوزد آن دم که زندان سـردی را تجـسّم میکـند گاهی از بس تمام عمر با غـم همنشین بودی “تقویم” مـیـلادِ تو را گُـم میکند گاهی
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و ولادت امام موسی کاظم علیهالسلام
ای شـمس والای وِلا، موسیبن جعفر ای مرکـز مهـر خـدا، موسیبن جعفر بر پـای مـقـدمهای گـلبـارانت ای یار هر عاشقی گردد فـدا، موسیبن جعفر ای صد چو حاتم سائل یک گوشه چشمت لطفی نما بر این گـدا، موسیبن جعفر در این شب فرخـنده، ای مولود عاشق عیدی بده بر دست ما، موسیبن جعفر امشب فـقـط نـام تـو را بر لب سرائـیم تا در تن ما مـانـده نا، موسیبن جعفر در بـوسـتـان مـهـر ایــزد ای شـقـایـق هر غنچهای دارد نوا، موسیبن جعفر در کل عمرت غم ز مزدوران که دیدی ای کـشتی غـرق بـلا، موسیبن جعفر در روز مـیـلادت بـیـا از روی اکـرام کن قـسمت ما کـربلا، موسیبن جعفر مظلوم هستی همچـو جد اطهر خویش ای کـشـتۀ زهـر جـفا، موسیبن جعفر زهـر جـفا رنگ از رخ پـاکـت ربوده ای باب مظلـوم رضا، موسیبن جعفر
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و ولادت امام موسی کاظم علیهالسلام
ایـرانـیام، رعـیـتِ موسی بن جعـفـرم من شهـرونـدِ دولـتِ موسی بن جعفرم دنـبـال هـیـچ فـرقـه و حـزبی نمیروم در حـیـطۀ ولایـتِ مـوسی بن جعـفـرم مأمـومم و به كـوری مأمـون پرستها دل دادۀ امـامـتِ مــوسـی بـن جـعــفـرم در اوج فـقـر رو به سُـلـیـمان نمیزنـم وقـتی گـدای ساحـتِ موسی بن جعفرم هـم شُـغــل بـا مَـنـنــد تـمــام مــلائـكـه مشغـول تا به خدمتِ موسی بن جعفرم امـروز، زیـر سـایـۀ الـطـافِ دخـترش در حشر، جـزو أُمّتِ موسی بن جعفرم با این حُـسیـن گـفـتـن و زینب شنـیدنـم پیـوسـته در حـمایتِ موسی بن جعـفرم مـدیـون شدن به مـردم دنیا بُـود گِـران بر من كه زیر مـنّتِ موسی بن جعفرم با اینكه خـاك روضـۀ او هم نـمیشوم دربست وقفِ خدمت موسی بن جعفرم دارم هــوای دیـدنِ « بـابُ الــمُــراد» را چشم انتـظارِ دعـوتِ موسی بن جعفرم دیدیـد اگـر كه بعـد غـدیرم هـنوز شـاد خوشحـال از ولادتِ موسی بن جعفرم بعد از غدیر اگر كه به «ابواء» پر زدم چون تـشـنۀ كـرامتِ موسی بن جعفرم یوسف میا به جلوه گری پیش من كه من دیـوانـۀ مـلاحـتِ مـوسـی بن جـعـفـرم گر پُشت هم به كعـبه كنم رو به قـبلهام وقتی كه در زیـارتِ موسی بن جعفرم در آرزوی بـنـدۀ صـالـح شــدن، مُـدام مُـحـتـاجِ اِستـعـانتِ مـوسی بن جعـفرم از ایـنـكـه بـا امــام رضــا آشــنـا شـدم ممنونِ لطفِ حضرتِ موسی بن جعفرم حتّی برای قـاتل خود نیز بد نخـواست حیران صبر و طاقتِ موسی بن جعفرم هم سـیـنـهچـاكِ روضـۀ بابُالحـوائجـم هم كُـشـتۀ مـصـیبتِ موسی بن جعـفرم از روی لاله گون شدهام در غمش بفهم خونین دل از شهادتِ موسی بن جعفرم آن ساقِ پـای خُـرد شده شاهد است كه من داغـدارِ غُـربتِ مـوسی بن جعـفرم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و ولادت امام موسی کاظم علیهالسلام
شیعه تبریک بگو هفت صفر آمده است شـجـر پـاک ولا بـاز به بـر آمـده است شـشمین ماه ولا حـضرت صادق زآن رو شکر حق گـوید و دیدار پسر آمده است بعد دیدار پسر گـفت به یـاران حضرت باب رحمت ز خدا بهر بـشر آمده است خانۀ حضرت صادق شلوغست سه روز چون ز اطعام در آن خانه خبر آمده است آمده حضرت موسای به کاظم معروف بهر شیرین شدن غیض شکر آمده است اهل حاجات بده مـژده که غـم زائل شد شادمان جـملۀ حاجات که در آمده است نهـمـین گـوهـر عـصمت و امـام هـفـتم صالحان را بنگر نیک که سر آمده است آمـده آنکـه شـود حـبـس بـه زنـدان بـلا در ره حق به پـذیرفت خطر آمده است گوی تبریک در این روز به مولا مهدی آخـرین ماه که غائب ز نظر آمده است
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و ولادت امام موسی کاظم علیهالسلام
بسم رب الفاطمه، تکـثیر شد خیر کثیر جلوهای دیگر ز وجهُ الله تابید از غدیر سورۀ کـوثـر ز الـطاف خـدا تفـسیر شد نسلِ احمد از عـلی و فاطمه تکـثیر شد هفتمین نور امامت، جلوه چون خورشید کرد بیتِ عصمت را خدا سرشار از توحید کرد دستِ هو، قدرتنمایی کرد در اوجِ کمال باز هم ترسیم شد ابقای وجهِ ذوالجـلال احمدی دیگر تجـلی کرده از سِرّ درون حـیدری دیگر شده از آستینِ حق برون مـجـتـبـایی دیگـر آمد از حـریـم کـبـریا یـادگـاری دیگـر آمـد از شهـیـد کـربـلا سـیـدِ سـجـادِ ثـانـی، زیـنـتُ الـعـباد شد عرش تا تَحتُ الثَری، روشن از این نوزاد شد باقرِ دین از خدایش خواست تکریمش کند سبطِ او آمد که این اِکرام، تقـدیمش کند آری آن اِکرام، رخسارِ امام کاظم است در حقیقت لطف، انوارِ امام کاظم است آسمـانِ عـشق را قـرص قـمر داده خـدا صــادق آل مـحــمـد را پـسـر داده خـدا وجهِ ایزد، شـمسِ جـنت، مـاهِ داور آمده نجلِ احمد، نسلِ زهرا، سبطِ حیدر آمده صاحبِ تـاجِ ولایت، منجـیِ دنیا و دین خالقِ جود و کرامت، مظهرِ حبلُالمتین هفتمین سلطانِ عالم، عالمی در بندِ اوست حضرت سلطان علی موسی الرضا فرزند اوست مُلکِ ایران کشورِ موسی بنِ جعفر هست و بس مُلکِ ایران نه، دو عالم وقفِ کوثر هست و بس معنیِ باغِ فـدک، اینجا مشخّص میشود هر که با حق نیست از مِلکش مرخّص میشود از تمامِ سرزمینهایی که تحتِ سلطه است تا حرمهایی که در آن خاکی از غربت نشست دیر یا زود اُردوی دشمن هزیمت میکند لشکرِ فرعـون در دریا عزیمت میکند غرقِ دریای تَفرعُن، نسلِ استکباری است قومِ موسای زمان را روزهای یاری است ما به لطفِ حق، فدک را پس بگیریم از عدو روزهای مهـدوی داریم اینک پیشِ رو هوش اگر باشیم، ایام فرج نزدیکِ ماست! هر چه داریم از مسیرِ کوچۀ باریکِ ماست! حال با سـربـندِ یا زهـرا مهـیا میشویم با اطاعت از ولایت، یارِ مولا میشویم روزهای انتـقامِ خـونِ مظـلـومان رسید اِنتقِم یا منتقِم، فرصت به محرومان رسید
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و ولادت امام موسی کاظم علیهالسلام
سر تا به پا نوری و زیبائی چو مهتاب تـو جـاری هـسـتی و زلالی جلـوۀ آب تـأویل آیـات مـحـبت هـسـتـی ای نـور اسـپـنـد آریــد آریـا چـشـمــان بـد دور صبـر خـدا در صبـرتـان جلـوه نمـوده عــشـق شـمـا اهـل دلان را دل ربـوده قـدر تو را تـنـهـا خـدا دانـد و لا غـیر زرگـر فـقـط قـدر طلا دانـد و لا غـیر ای هـفـتـمین واژه، گـل زیـبـای زهـرا مسـتی به پـای عـشـقـتـان زیـباست آقا شکـر خـدا دسـت ازل این را قـلـم زد مـا را گـدای خــانـۀ عـشـقـت رقـم زد ای هفتمین کوکب به تاج قدر خورشید مـام فـلـک مـثـل شـمـا دیـگـر نـزائـید باب الحـوائج هـسـتی و باب الـمرادت دل را کـشـانـده تا حـرم، پـائـین پـایت آقـا غــریـبـه نــیـسـتــم مـن آشــنــایــم خـلـوتنـشـین صحـن زیـبـای رضـایم هفت آسـمان نـوری و تا جلـوه نمودی از ماه و خورشید و ستاره دل ربودی مخـمور شد چشم فـلک از این سپـیـده روشن شد از نـور شما چـشـم حـمـیده
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و ولادت امام موسی کاظم علیهالسلام
امشب زمین ز نور وجودش منور است امشب زمان ز عطر حضورش معطر است موسی بن جعفری که رخش منظر خداست او جلوهای ز چشمه جوشان کوثر است لحظه به لحظه با نفـسـش خو گرفتهایم از عـطر نـاب پیـرهـنـش بـو گرفتهایم هـمـواره از عـنـایت او در تـلاطـمـیـم لطفش به ما چه ساده و آسان رسیده است خوبی او به شیعه فراوان رسیده است جـز خـانـدان او به کـسی دل نـدادهایـم هـمـسایگـان دخـتـر موسی بن جعفریم ما ساکـنـان کـشـور موسی بن جعفریم این خاک تا به روز ابد زیر دین توست
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و ولادت امام موسی کاظم علیهالسلام
صالـحتـرین عـبد خدا موسی بن جعفر حق است هرکس هست با موسی بن جعفر مـا بـنـده و آقـای مـا مـوسی بن جعـفر مـحـتـاجها گـویـنـد یا موسی بن جعـفر در پای جـودش اغـنـیا محـتـاج هـستند قــربــان خــانـــوادۀ بــاب الــحــوائــج آقــاســت آقـــا زادۀ بــاب الــحـــوائــج هـسـتـنـد در ایـران مـا فــرزنـدهـایـش مـعـصـومهاش آمـد به دنـبال رضایش مات رخش شد عرش او مات خدا بود واضحتـرین تـصویـر از ذات خدا بود در مـؤمـنـیـنـش یک نـفـر مـرتد ندارد در صحـبـتش با خادمان «باید» ندارد تو جـان بـخـواه و مـابـقـیِ کـار بـا من بدکـاره آمـد مـحـضـرت شد پـاکدامن مثل طـلای خـالـص است ایـمان مـادر جـان امـام کـاظـم اسـت و جـان مــادر آئـیـنـۀ پـا تـا ســر خــالـق تـو هـسـتـی تنهـا وصی حـضرت صادق تو هستی رو در روی بـدعـتگـذاران ایـسـتادی با رنـج و زحـمت کـنج زندان ایستادی
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و ولادت امام موسی کاظم علیهالسلام
به گلزار امامت بار دیگر غنچهای وا شد تبسم بر لبان حضرت صادق هویدا شد میان مکه و شهر مدینه گل فشان گردید ستاره پیش پایش ریخته از آسمانها شد
: امتیاز
|