
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه محرم
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه صفر
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الأول
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الثانی
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الأول
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الثانی
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه رجب
-
سایت قرآنی تنـــــزیل
-
سایت مقام معظم رهبری
-
سایت آیت الله مکارم شیرازی
-
سایت آیت الله نوری همدانی
-
سایت آیت الله فاضل لنکرانی
-
سایت آیت الله سیستانی

![]() شروع ماه محرم و مدح و مرثیۀ سیدالشهدا علیهالسلام
آنچنان که بارش بـارانِ نمنم دیدنیست چشم خیس گریهکنهای شماهم دیدنیست هم نزول حضرت جبریل سوی روضهها هم گدایی کـردن امثال حـاتم دیدنیست اکثر ایـام گرچه خالی از زیـبایی است چهرۀ این شهر در ماه محرم دیدنیست ظاهـر آراسته خـوب است اما این دهه صورت زخمی و موی نامنظم دیدنیست میشود معـشوق با لبـخـندْ زیبـاتر ولی چهرۀ هرعاشقی همراه با غم دیدنیست صحنهای از مرقدت نقش است در اندیشهها کربلا بالای گنبد موج پرچم دیدنیست مثل آن روزی که یک عاشق به دلبر میرسد لحظۀ پیـوستن شاه و گدا هم دیدنیست عشق بازی از نگاه مسلم و حر و حبیب باغریبی، سر به زیری، قامت خم دیدنیست یا غیاث المستغـیـثینِ منی هنگام مرگ میزبانی تو در آن واپسین دم دیدنیست در میـان نـامـۀ اعـمال در محـشر فقط روزهاییکه برایت گریه کردم دیدنیست کاش میفهمید اهریمن که در ملک وجود حلقۀ خاتم به دست شاه عالم دیدنیست
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() شروع ماه محرم و مدح و مرثیۀ سیدالشهدا علیهالسلام
بـا ذکـر یاحـسـیـن دمـادم گـریـسـتـم یک سال در فـراقِ محـرّم گـریـستم با گـریه بر تو، تـوبـۀ آدم قـبـول شد من هم شـبـیه حـضرت آدم گـریستم بارِ گـناه، برکـتِ چـشـم مرا گـرفت شرمـنده در مصیبت تو کم گـریستم شکر خدا که چشم و سرم وقف روضه شد هم بر سرم زدم ز غمت، هم گریستم مُردم به پای خط به خطِ مقتلت حسین از بس که با "لُهوف و مُقَرّم" گریستم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() شروع ماه محرم و مدح و مرثیۀ سیدالشهدا علیهالسلام
کجا شیرینتر از این غم در عالم میشود پیدا که شادیهای عالم در همین غم میشود پیدا همین که تکیه برپا میشود با رخت خونآلود هوای روضه در عرش معظم میشود پیدا خدا مرثیهخوان است و ملائک مستمع هستند در آن بزمی که حتی مثل آن کم میشود پیدا هوای شهر رنگ عشق میگیرد به خود، وقتی که روی سردر هر خانه پرچم میشود پیدا گناهان تمام عـمر او بخشیده خواهد شد همین که کنج چشمی اشک نمنم میشود پیدا حسین بن علی فیض وسیع حضرت حق است که در اطراف او هرجور آدم میشود پیدا مگر اعجاز جز این است که با نام این آقا میان چشمهای ما دو زمزم میشود پیدا هوای گریه کردن دارم و دلتنگ بارانم مسیر روضه از این بین کمکم میشود پیدا غمی کهنه دلم را میفشارد هر زمانی که هـلال تـازۀ مــاه مـحـرّم مـیشـود پـیـدا
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() شروع ماه محرم و مدح و مرثیۀ سیدالشهدا علیهالسلام
بسم رب النور، رب العشق، رب العالمین بسم احمد، بسم زهـرا و امیرالمـؤمـنین بسم رب الجود، بسم مجتبی، بسم الکریم بـسـم ثـارالله، بـسـمالله رحـمـن الـرحـیم باز هم فـصل بهـارِ گـریه و آهـم رسید شکر میگویم دوباره ماه دلخواهم رسید السلام ای بهترین ماه! ای محرم السلام! السلام ای بهترین ارباب عـالـم! السلام از تو ممنونم که از غم راحتم کردی حسین با تمام روسیاهی دعـوتم کـردی حسین تو مسیحای منی و روضهات دارالشفاست گریه بر داغ تو بر هر درد بیدرمان دواست قطرۀ اشکی سبب شد کور بینا بازگشت با عصا آمد به سوی روضه با پا بازگشت هست مدیون تو سر تا پا وجودم یا حسین بینگاهت صد کفن پوسانده بودم یا حسین حرف پیر زیرکی همواره در یاد من است مثل او این حرف در طوفان فریاد من است «هر که هستم، هر چه هستم، بر کسی مربوط نیست» جود اربابم حسین بن علی مشروط نیست پیرهن مشکی به تن کردن عبادت کردن است یا حسینِ ما همان قرآن تلاوت کردن است گرچه دور افتادهایم از کربلا، هیئت که هست دست ما کوتاه مانده از حرم، تربت که هست چادر زهرای اطهر سایبان روضههاست بانوی پهلو شکسته، میزبان روضههاست روضهای را که به پا کرده در این دنیا خودش اختیارش نیست دست هیچکس الا خودش بیاراده، غرق ناله، بیامان، بیاختیار گـریـه بـاید کـرد مـثل مـادران داغـدار گـریههای مـادرانه یـادگار فـاطـمهست روضه خواندن کار ماها نیست، کار فاطمهست سوخـتی در آتش صحـرا بُـنَیّ، سوخـتم رفت غارت آن لباسی که برایت دوختم کاش در گودالِ خون عطشان نبودی لااقل پیش چشم این و آن عریان نبودی لااقل
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() شروع ماه محرم و مدح و مناجات با سیدالشهدا علیهالسلام
تـمـام دار و نـدارم نـثـار مـقـدم تـو فـدای مـاه عـزایت، فـدای مـاتـم تو هزار شکر نَمردم به زیر بار گـناه هزار شکر رسیدم به زیر پرچم تو غـبـار فـرش حـسـیـنـیه آبـرویم داد چکید اشک روانم ز دیده از غم تو شنیدهام رمضان برتر است از هر ماه قبول میکنم آن را ولی محرم تو... چه ماتمیست که عرش خدا سیهپوش است چه غصهایست فراتر ز داغ اعظم تو
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() شروع ماه محرم و مدح و مناجات با سیدالشهدا علیهالسلام
غرق غـفلت، غرق امواج گناهان آمدم با امید شـسـتـشو در بحر غـفـران آمدم تا که شاید با غـم عشق تو سودایی کنم گرچه آهی در بساطم نیست، نالان آمدم بعد یکسال آزگار این سو و آن سو رو زدن با سری پائین و با شرمی فـراوان آمدم خسته از دنیایم ای ارباب! تحویلم بگیر چکمههایم روی دوش است و پشیمان آمدم مثل طفـل خانه گـم کرده میان کوچهها تا به پرچم خورد چشمانم، هراسان آمدم ای پناه روزهای سخت و سرد زندگی! باز کن آغوش گرمت را که لرزان آمدم دسـت خـالی مرا بـین مـحـبـانت بگـیر رو سیـاهی در میان رو سـپـیـدان آمدم با نیابت از شهیدی هر شب اینجا میرسم مـن به امـیـد دعـاهـای شـهـیـدان آمـدم تا صدای مـادرت پـیچـیـد بـین آسـمان: «یـا بُـنـَيَّ یا بُـنـَيَّ» من پـریـشـان آمدم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() شروع ماه محرم و مدح و مرثیۀ سیدالشهدا علیهالسلام
دوباره لـوحِ دلـم در طـواف مـاتم شد دوباره رخـتِ عـزا بر تـمام عـالم شد فـلک به شانۀ تـقـدیـر میکـشـد ما را که عکس روی دل آرام او مجسّم شد چه مـاتـمیست که هر آیـنـه نوا دارد چه شورشی است که هر روزمان محرم شد ببین که ولوله بر جان عـرشیان افتاد چو از برای سری نیزهای فـراهم شد صدای کیست که هر دم بُـنَیَّ میگوید نوای کیست که با این زمانه توأم شد سری به نیزه بلند و زنی کمان قامت تمام عرش به سوگ عزای اعظم شد قسم به مادرِ آب و به مِهرِ او سوگـند خجل ز تشنگی تو فرات و زمزم شد خـمـیرمـایۀ قـلـبـم به کـورۀ عـشـقـش ز آتـشِ جگـرِ او بـسوخـت تا جَـم شد به عزّت و شرفش بس همینکه در عالم مـیـان نـوحـه کـنـانـش خـدا مـقـدم شد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() شروع ماه محرم و مدح و مرثیۀ سیدالشهدا علیهالسلام
قلب رو به قـبلهام را کرد احیا پرچمت ای نفـسهـایم بـقـربان مسیـحا پرچـمت هر محرم با هزاران شوق بر تن کردهام رخت مشکی ظاهراً، در باطن امّا پرچمت قامت گردنکشان خم میشود بیاختیار هر کجا که میشود از دور پیدا پرچمت بسکه مواج است از چندین خیابان دورتر ماندهام دریا به چشمم میخورد یا پرچمت!؟ بر سر خورشیدِ گنبد تا میافتد سایهاش میشود زیبـاترین تصویر دنیا پرچمت غبطه خوردن کار خاک و آب و آتش میشود باد وقتی عشق بازی میکند با پرچمت هر فرازی دیدهام با خود فرودی داشتهاست «هر چه بالا رفت پائین آمد الّا پرچمت» با تو هر کس بود ماند و بیتو هر کس بود رفت هست از روز ازل تا حشر، بالا پرچمت
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() شروع ماه محرم و مدح و مرثیۀ سیدالشهدا علیهالسلام
در این فِراق، چقدر از طراوتم کم شد چـقـدر بد شدهام؛ خـوب شد محـرّم شد چقدر یکسره محتاج گریهام شب و روز دوباره روضه بخوان بلکه اشک، مرهم شد و بـسـت زخـم عـمـیـق گـنــاههـایـم را و آبِ ریـخــتــه بـر آتـش جـهـنــم شـد و ریخت روی خـطـوط سـیاه نامۀ من و جـوهــر هـمـۀ ســیّـئـات در هـم شـد و راه یافت همین اشکها به عمق دلم و جا گرفت در این شورهزار و زمزم شد مرا گذاشت به روی صراط عـاشـورا و خود مسیر تو را قطره قطره پرچم شد ز راه توبه مـرا برد تا رضاً بـرضاك سپس شهادت من هم قـضای مـبرم شد که عـیب نیـست اگر آرزو به دل دارم مگـر نـبـود که گـریـه شـفـیـعِ آدم شد؟ بجوش چشم من امشب که خاکِ دل تشنه است و شکـر کن که بـساط عـزا فـراهم شد هوای شرجی و پُر بغضِ ظهر عاشورا شبانه بر دلِ سردم نشـست و شبـنم شد چقدر بر مـژهام جای اشک خـالی بود چقدر خوب شدم، خوب شد محـرّم شد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() شروع ماه محرم و مدح و مرثیۀ سیدالشهدا علیهالسلام
خاطرم این روز و این شبهاست درهم بیشتر سـال را دور تو میگـردم محرم بیشتر هر دلی چیزی برای خود فراهم کرده است من ولی داغ تو را کردم فـراهـم بیشتر بند بنـدم سوخـت از ترکـیب بند محتشم در نیاوردم سر از این راز مبهم بیشتر اول هر مـاه پـشت مـاه خـم میشد ولی در عــزای اشــرف اولاد آدم بـیـشــتـر کعبه و رکن و صفا و مروه و خیف و منا جمله میگریند از داغ تو، زمزم بیشتر لحظه لحظه شد دوتا پشت تو از هفتاد داغ تا شد از داغ بـرادر قـامـتت خـم بیشتر
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مرثیۀ حضرت سیدالشهدا علیهالسلام و آغاز ماه محرم
در هر مصیبت و محنی فَابکِ لِلحُسَین در هر عـزای دلشکنی فَابکِ لِلحُسَین در خـیـمـهٔ مـراثـی و انـدوه اهـلبـیـت قبل از شروع هر سخنی فَابکِ لِلحُسَین در مــکــتـب ارادت اِبــن شــبــیـبهــا همنـالـه با اَبـاالـحـسـنـی فَابکِ لِلحُـسَین إن کُـنـتَ بــاکـیـاً لِـمُـصـابٍ کَـأنـبـیــاء فِـی الإبـتـلاءِ و الحَـزنِی فابکِ لِلحُسَین شبهای جمعه مثل ملائک میان عرش با بوی سـیب پـیـرهـنی فَـابکِ لِلحُسَین در تـنـدبـاد حــادثـهای گـر کـبــود شـد بـال نـحـیـف یـاسـمـنـی فَـابکِ لِلحُسَین دیـدی اگـر مـیـان هـیـاهـوی تـشـنـگـی طفلی و لب بههم زدنی! فَابکِ لِلحُسَین لبتشنه جان سپرد اگر عاشقی غـریب یا روی خاک مانـد تـنی فَابکِ لِلحُسَین گرم طـواف، نـیـزه و شمشیر و تـیرها دور شـهـید بـیکـفـنی فَـابکِ لِـلـحُـسَین بـا نـعـل تـازه جـای دگـر غـیر کـربـلا تـشـیـیع شد مگر بـدنی؟ فَابکِ لِلحُسَین رحمی نکـردهاند در آن غـارت غریب حتی به کـهـنه پیـرهـنی فَابکِ لِلحُـسَین
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() شروع ماه محرم و مدح و مرثیۀ سیدالشهدا علیهالسلام
ای فصل لالههای معـظًم خوش آمدی شهر همیشه سرخ محرم خوش آمدی در چـشمهای تـشنۀ با شب عجین من سیـل شـدیـد، آتـش نـمنـم خوش آمدی در جان زخمخوردهام از جور روزگار ای مهربانترین غم عالم خوش آمدی ای از حـجـاز آمـده تـا دشـت کـربـلا اشک فرات، گریۀ زمزم خوش آمدی ای ابر بیامان، قـدمت روی چشم ما طومار نوحـههـای دمادم خوش آمدی ای کـاروان که یـاد تو و داغهـای تو بر هر مصیبتی شده مرهم، خوش آمدی بر پـرچم حـسـیـنیه زهرا نوشته است «به مجلس عزای حسینم خوش آمدی»
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مرثیۀ حضرت سیدالشهدا علیهالسلام و آغاز ماه محرم
شکر خدا دعای سحرها گرفته است دست مرا کـرامت آقـا گـرفـته است شکر خدا که چـشم همیشه حسینیام اشکی برای روز مبـادا گرفته است بـالِ فـرشـتـه اسـت بـرای تـبـرکـش اطراف چشمهای ترم را گرفته است اینجا حسینیهست ملائک نشـسـتهاند جبریل هم رای خوبدش جا گرفته است ایـن دسـتـمـال گـریـۀ مـاه مـحـرمـم امروز بوی چادر زهرا گرفته است
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() شروع ماه محرم و مدح و مرثیۀ سیدالشهدا علیهالسلام
برپا شده در خانۀ من خـیمهای از غـم میپـوشد از امـروز دلـم جـامـۀ مـاتـم دیـوار، به پیـشـانی خود بـسته کـتـیـبه در، باز برافراشته در سوگ تو پرچم هـر آجـر این خـانه شده سـیـنـهزن تو آشـفـتـه اگـر در دل صفهـای مـنـظم نـذر تو نـمـودم هـمۀ هـسـتـی خود را بر سفـرۀ تو بـابـرکت میشود این کـم خواندهست خدا روضه برایت شب خلقت شـد گــریـه بـرای غـمـت ارثــیــۀ آدم ممنون که در هیئت تو بر همه باز است گرم است دل من به همین چای محرم در مجلس تو کودکم امسال سهسالهست بیهیچ سخن مرثـیهخـوان است دمادم بــا کـولـۀ سـنـگـین گـنــاه آمــدهام تــا انـدازۀ یک بـال مـگـس اشک بـریـزم دلتـنگـم و دستم به ضریحـت نرسیده امـسـال بـده از حـرمـت رزق مرا هم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مرثیۀ حضرت سیدالشهدا علیهالسلام و آغاز ماه محرم
جز نـام تـو به روی لـب ما روا مباد بزم عـزای توست کسی بیصدا مباد من از خدا همیشه فـقـط خـواستم دلم، با هیچکـس به غـیر حـسین آشـنا مباد پـای دلـم بـبـنـد که از دسـت مـیرود از بند، این همیشه مهـاجر، رها مباد در پای این عـلم همه یک خـانوادهایم ما با هـمـیم، تـفـرقـه در بـین مـا مباد با اشک شیـر داد و دعـا کرد مـادرم این طفل، نذر هیچ کسی جز شما مباد افسرده است هر که به هیئت نمیرود گـریه برای غیر غـمت رزق ما مباد روح نماز و روزه و حج و جهاد من! سمـت کسی به غـیر تو قـبـلهنـما مباد خالی مباد شور عـزادارت از شعـور از مجـلـس تو نام شـهـیـدان جـدا مباد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با سیدالشهدا علیهالسلام و استقبال از ماه محرم
غُصهای نیست اگر از غَمِ تو غَم دارم غـمِ تو دُرِّ گـرانیست که من کم دارم تاکه در کاسۀ عشق تو مرا رزقی هست چه نـیـازی به سـرِ سُـفـرۀ حـاتـم دارم بـه خــداونـد نـدارم بـه بـهـشـت ازلـی اشـتـیاقی که به شـبهای مـحـرم دارم خیمهای ساخـتهام در دل ویـرانـۀ خود روز و شب در غم تو، روضه و ماتم دارم پیـرهـن را به عزای تو تـبـرک کردم شکـرُلله که ز لـطف تو کـفـن هم دارم نه "به خود" آمدم اینجا و به تو دلبستم! ارثِ عشقیست که از حضرتِ آدم دارم همۀ سال "بهـاریست" اگر چهرۀ من اثـر اشکِ غـمِ تـوست که نـم نـم دارم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() شروع ماه محرم و مدح و مرثیۀ سیدالشهدا علیهالسلام
طوری که نم ز بحر کرم فیض میبرد از فیضِ اشک، چشم ترم فیض میبرد جان و دلم اگـرچه نشد مَحـرمش؛ ولی هر شب همین که پشتِ درم، فیض میبرد اینجا حسینیهست، شبش مثل کربلاست هرکس که میرسد ز حرم، فیض میبرد در مجلس حسین که خـیرِ کـثـیر هست اسمی هم از کسی نبـرم، فـیض میبرد فـهـمـیـدم از مـقـام رفـیـعـی کـه یـافـتـه از یا حـسـیـنِ من، پـدرم فـیض میبرد فطرس شدن بهانـۀ رفتن به کـربلاست اینگونه است بـال و پـرم فیض میبرد از گـرد و خـاکِ روی سـرِ زائـران تو تا شـهـرِ کُـفـر هم بـبـرم، فیض میبرد وقتی که خونْ برای تو گریه کنم حسین بیش از تمـام تن، جگـرم فیض میبرد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با سیدالشهدا علیهالسلام و استقبال از ماه محرم
به حکم این که فقط کربلاست منزل ما معطر است به ذکر حـسـین محـفـل مـا به زرق و برق جهان دل نبستهایم دمی خوشیم تا که همین نوکریست حاصل ما برای سیـنه زنان تا ابد هـمین کافیست همین که ذرهای از تربت است در گِل ما صـدای پـای مـحـرم بـه گـوش مـیآیـد دوباره عکس ضریح است در مقابل ما گـناه با دل ما هر چه کـرده بود گذشت از این به بعد حسین است صاحب دل ما
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() شروع ماه محرم و مدح و مرثیۀ سیدالشهدا علیهالسلام
یک سال گریه کردم، یک ماه را ببینم عرض ادب دوبـاره؛ اربـاب نـازنـیـنم این چند روز آخر، عمری به من گذشته عشق است و اضطرابش، من عاشق همینم! آغـوش باز کردی، ما را بغـل گـرفتی یعنی مـیان هیئت، پیـش تو مینـشـیـنم از کودکی برایت، زنجـیر میزدم من ای عشق اول من! ای عشق راستـینم! هر سجدهای که کردم، خون تو بانیاش بود با گـریه بر غـم تو، شد اسـتـوار دیـنم یک جمله است ایمان گریه برای ارباب! گـریه کن تو هستم، پس جزء مؤمنـینم با گریـۀ رفـیـقـان، شـسـتـند نـامهام را برکت ز دوستان بود، من نیز خوشهچینم خوب است روزگارم، پیش تو گرمِ کارم در روضهات عـزیزم! در جنت برینم آب و گِلم حسین جان! مخلوط با گِل توست من اهل کـربـلایـم، آنجاست سرزمـینم بر نیزه تکیه دادی، گفتی که یار من کو؟! لـبـیـک گـفـتـهام من، با نـالـۀ حـزیـنـم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() شروع ماه محرم و مدح و مرثیۀ سیدالشهدا علیهالسلام
ســلام ای طـلـوعِ هـلالِ شکـسـتـه تو ای فجرِ قرآنِ در خـون نشـسته چنان در پسِ غم پُر از بُغض و آهی نـشد بـاورم که تو آن روی مـاهی الا ای هـلالی که هـم رنگِ خـونی ز داغِ شـقـایـق چِه مـسـت جـنونی شـده قــامـتـت از غـمِ کـربـلا خــم چو دریا شدی موجی از هـالۀ غـم سلام ای قـدم های خـورشـید عـالـم حسین ای همه شور و حالِ محـرم گِلِ جانِ ما را ز خـونت سرشـتـند به بـزمِ ولایت مـحـبـت نـوشـتـنـد!
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() شروع ماه محرم و مدح و مرثیۀ سیدالشهدا علیهالسلام
صیحهای فاطمه زد شیونِ عالم برخواست خیمه از اشک زد و بیرقِ ماتم برخواست باز هم پـیـرهن خـونیاش آویـخـتـه شد مادرش ناله زد و دادِ محرم برخواست مُشتی از تربتِ گودال به سر ریخت حسن از لب فاطمه تا وای حـسینم برخواست آستان بوسیِ هر تکیه مقامیست شریف هرکه زد بوسه بر این خاکِ معظم برخواست دَم کشیده است نـشـسـتم به بـساط چایی که به پیشش به ادب چشمۀ زمزم برخواست رحمتِ واسعـهای زیر پرش ما را بُرد تا حسین از جگرِ مردمِ عالم برخواست روضـۀ کـربـبلا مجلس اجدادی ماست بینِ این روضه نشست آدم و آدم برخواست به فدای غـمِ او که نفَـسِ عـاشـقی است هرکه این عشق چشید از جگرش غم برخواست آی ای قـوم ببـیـنـید هنوز عـریان است ضجۀ خواهری از یک تَنِ درهم برخواست
: امتیاز
|