
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه محرم
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه صفر
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الأول
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الثانی
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الأول
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الثانی
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه رجب
-
سایت قرآنی تنـــــزیل
-
سایت مقام معظم رهبری
-
سایت آیت الله مکارم شیرازی
-
سایت آیت الله نوری همدانی
-
سایت آیت الله فاضل لنکرانی
-
سایت آیت الله سیستانی

![]() شروع ماه محرم و مدح و مرثیۀ سیدالشهدا علیهالسلام
ای فصل لالههای معـظًم خوش آمدی شهر همیشه سرخ محرم خوش آمدی در چـشمهای تـشنۀ با شب عجین من سیـل شـدیـد، آتـش نـمنـم خوش آمدی در جان زخمخوردهام از جور روزگار ای مهربانترین غم عالم خوش آمدی ای از حـجـاز آمـده تـا دشـت کـربـلا اشک فرات، گریۀ زمزم خوش آمدی ای ابر بیامان، قـدمت روی چشم ما طومار نوحـههـای دمادم خوش آمدی ای کـاروان که یـاد تو و داغهـای تو بر هر مصیبتی شده مرهم، خوش آمدی بر پـرچم حـسـیـنیه زهرا نوشته است «به مجلس عزای حسینم خوش آمدی»
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مرثیۀ حضرت سیدالشهدا علیهالسلام و آغاز ماه محرم
شکر خدا دعای سحرها گرفته است دست مرا کـرامت آقـا گـرفـته است شکر خدا که چـشم همیشه حسینیام اشکی برای روز مبـادا گرفته است بـالِ فـرشـتـه اسـت بـرای تـبـرکـش اطراف چشمهای ترم را گرفته است اینجا حسینیهست ملائک نشـسـتهاند جبریل هم رای خوبدش جا گرفته است ایـن دسـتـمـال گـریـۀ مـاه مـحـرمـم امروز بوی چادر زهرا گرفته است
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() شروع ماه محرم و مدح و مرثیۀ سیدالشهدا علیهالسلام
برپا شده در خانۀ من خـیمهای از غـم میپـوشد از امـروز دلـم جـامـۀ مـاتـم دیـوار، به پیـشـانی خود بـسته کـتـیـبه در، باز برافراشته در سوگ تو پرچم هـر آجـر این خـانه شده سـیـنـهزن تو آشـفـتـه اگـر در دل صفهـای مـنـظم نـذر تو نـمـودم هـمۀ هـسـتـی خود را بر سفـرۀ تو بـابـرکت میشود این کـم خواندهست خدا روضه برایت شب خلقت شـد گــریـه بـرای غـمـت ارثــیــۀ آدم ممنون که در هیئت تو بر همه باز است گرم است دل من به همین چای محرم در مجلس تو کودکم امسال سهسالهست بیهیچ سخن مرثـیهخـوان است دمادم بــا کـولـۀ سـنـگـین گـنــاه آمــدهام تــا انـدازۀ یک بـال مـگـس اشک بـریـزم دلتـنگـم و دستم به ضریحـت نرسیده امـسـال بـده از حـرمـت رزق مرا هم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مرثیۀ حضرت سیدالشهدا علیهالسلام و آغاز ماه محرم
جز نـام تـو به روی لـب ما روا مباد بزم عـزای توست کسی بیصدا مباد من از خدا همیشه فـقـط خـواستم دلم، با هیچکـس به غـیر حـسین آشـنا مباد پـای دلـم بـبـنـد که از دسـت مـیرود از بند، این همیشه مهـاجر، رها مباد در پای این عـلم همه یک خـانوادهایم ما با هـمـیم، تـفـرقـه در بـین مـا مباد با اشک شیـر داد و دعـا کرد مـادرم این طفل، نذر هیچ کسی جز شما مباد افسرده است هر که به هیئت نمیرود گـریه برای غیر غـمت رزق ما مباد روح نماز و روزه و حج و جهاد من! سمـت کسی به غـیر تو قـبـلهنـما مباد خالی مباد شور عـزادارت از شعـور از مجـلـس تو نام شـهـیـدان جـدا مباد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با سیدالشهدا علیهالسلام و استقبال از ماه محرم
غُصهای نیست اگر از غَمِ تو غَم دارم غـمِ تو دُرِّ گـرانیست که من کم دارم تاکه در کاسۀ عشق تو مرا رزقی هست چه نـیـازی به سـرِ سُـفـرۀ حـاتـم دارم بـه خــداونـد نـدارم بـه بـهـشـت ازلـی اشـتـیاقی که به شـبهای مـحـرم دارم خیمهای ساخـتهام در دل ویـرانـۀ خود روز و شب در غم تو، روضه و ماتم دارم پیـرهـن را به عزای تو تـبـرک کردم شکـرُلله که ز لـطف تو کـفـن هم دارم نه "به خود" آمدم اینجا و به تو دلبستم! ارثِ عشقیست که از حضرتِ آدم دارم همۀ سال "بهـاریست" اگر چهرۀ من اثـر اشکِ غـمِ تـوست که نـم نـم دارم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() شروع ماه محرم و مدح و مرثیۀ سیدالشهدا علیهالسلام
طوری که نم ز بحر کرم فیض میبرد از فیضِ اشک، چشم ترم فیض میبرد جان و دلم اگـرچه نشد مَحـرمش؛ ولی هر شب همین که پشتِ درم، فیض میبرد اینجا حسینیهست، شبش مثل کربلاست هرکس که میرسد ز حرم، فیض میبرد در مجلس حسین که خـیرِ کـثـیر هست اسمی هم از کسی نبـرم، فـیض میبرد فـهـمـیـدم از مـقـام رفـیـعـی کـه یـافـتـه از یا حـسـیـنِ من، پـدرم فـیض میبرد فطرس شدن بهانـۀ رفتن به کـربلاست اینگونه است بـال و پـرم فیض میبرد از گـرد و خـاکِ روی سـرِ زائـران تو تا شـهـرِ کُـفـر هم بـبـرم، فیض میبرد وقتی که خونْ برای تو گریه کنم حسین بیش از تمـام تن، جگـرم فیض میبرد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با سیدالشهدا علیهالسلام و استقبال از ماه محرم
به حکم این که فقط کربلاست منزل ما معطر است به ذکر حـسـین محـفـل مـا به زرق و برق جهان دل نبستهایم دمی خوشیم تا که همین نوکریست حاصل ما برای سیـنه زنان تا ابد هـمین کافیست همین که ذرهای از تربت است در گِل ما صـدای پـای مـحـرم بـه گـوش مـیآیـد دوباره عکس ضریح است در مقابل ما گـناه با دل ما هر چه کـرده بود گذشت از این به بعد حسین است صاحب دل ما
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() شروع ماه محرم و مدح و مرثیۀ سیدالشهدا علیهالسلام
یک سال گریه کردم، یک ماه را ببینم عرض ادب دوبـاره؛ اربـاب نـازنـیـنم این چند روز آخر، عمری به من گذشته عشق است و اضطرابش، من عاشق همینم! آغـوش باز کردی، ما را بغـل گـرفتی یعنی مـیان هیئت، پیـش تو مینـشـیـنم از کودکی برایت، زنجـیر میزدم من ای عشق اول من! ای عشق راستـینم! هر سجدهای که کردم، خون تو بانیاش بود با گـریه بر غـم تو، شد اسـتـوار دیـنم یک جمله است ایمان گریه برای ارباب! گـریه کن تو هستم، پس جزء مؤمنـینم با گریـۀ رفـیـقـان، شـسـتـند نـامهام را برکت ز دوستان بود، من نیز خوشهچینم خوب است روزگارم، پیش تو گرمِ کارم در روضهات عـزیزم! در جنت برینم آب و گِلم حسین جان! مخلوط با گِل توست من اهل کـربـلایـم، آنجاست سرزمـینم بر نیزه تکیه دادی، گفتی که یار من کو؟! لـبـیـک گـفـتـهام من، با نـالـۀ حـزیـنـم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() شروع ماه محرم و مدح و مرثیۀ سیدالشهدا علیهالسلام
ســلام ای طـلـوعِ هـلالِ شکـسـتـه تو ای فجرِ قرآنِ در خـون نشـسته چنان در پسِ غم پُر از بُغض و آهی نـشد بـاورم که تو آن روی مـاهی الا ای هـلالی که هـم رنگِ خـونی ز داغِ شـقـایـق چِه مـسـت جـنونی شـده قــامـتـت از غـمِ کـربـلا خــم چو دریا شدی موجی از هـالۀ غـم سلام ای قـدم های خـورشـید عـالـم حسین ای همه شور و حالِ محـرم گِلِ جانِ ما را ز خـونت سرشـتـند به بـزمِ ولایت مـحـبـت نـوشـتـنـد!
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() شروع ماه محرم و مدح و مرثیۀ سیدالشهدا علیهالسلام
صیحهای فاطمه زد شیونِ عالم برخواست خیمه از اشک زد و بیرقِ ماتم برخواست باز هم پـیـرهن خـونیاش آویـخـتـه شد مادرش ناله زد و دادِ محرم برخواست مُشتی از تربتِ گودال به سر ریخت حسن از لب فاطمه تا وای حـسینم برخواست آستان بوسیِ هر تکیه مقامیست شریف هرکه زد بوسه بر این خاکِ معظم برخواست دَم کشیده است نـشـسـتم به بـساط چایی که به پیشش به ادب چشمۀ زمزم برخواست رحمتِ واسعـهای زیر پرش ما را بُرد تا حسین از جگرِ مردمِ عالم برخواست روضـۀ کـربـبلا مجلس اجدادی ماست بینِ این روضه نشست آدم و آدم برخواست به فدای غـمِ او که نفَـسِ عـاشـقی است هرکه این عشق چشید از جگرش غم برخواست آی ای قـوم ببـیـنـید هنوز عـریان است ضجۀ خواهری از یک تَنِ درهم برخواست
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() شروع ماه محرم و مدح و مرثیۀ سیدالشهدا علیهالسلام
از جهانی که پُر از تیرگی ما و من است میگریزم به هوایی که پُر از زیستن است میگریزم به جهانی که پُر از یکرنگیست به جهانی که پُر از گریهکن و سینهزن است به همانجا که نـفـس قـیـمت دیگر دارد اشکها دُرّ نجف، سینه عقیق یمن است به همانجا که در آن باد صبا بسته دخیل به عـبایی که پُر از رایحۀ پنج تن است چه خراسان چه مدینه چه عراق و چه دمشق هر کجا پرچم روضهست همانجا وطن است دم من زنـدگی و بـازدمـم زنـدگی است تا که روی لب من ذکر حسین و حسن است قـلـب آن است که لـبـریـز مـحـبت باشد تا ابـد خـانـۀ اولاد عـلی قـلـب من است
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با سیدالشهدا علیهالسلام ( آغاز ماه مُحرّم )
من به غـمهای تو محـتـاجتر از لبخـندم من به این ناله به این اشک، ارادتمـندم کوچه پس کوچه خیابان به خیابان همه تو قـطـرهام بـاز به دریـای تو مـیپـیـونـدم دائـمـاً ذکـر تـو را زیـر لـبـش میگـوید هـمصـدا با هـمـۀ سـیـنـهزنـان سربـنـدم عشق دنیای عجیبیست؛ که با بودن آن از غـم و سـوخـتن و آه شدن خـرسـنـدم پـای داغـت هـمۀ هـسـتی من میسـوزد و چه خوشبخـتم اگر دانهای از اسپـندم «یَومَ تَبـیَضُّ وُجوهٌ» اثر روضۀ توست با همین آیه چه خوب است که بشناسندم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با سیدالشهدا علیهالسلام ( آغاز ماه مُحرّم )
هستی ندیده است به خود ماتم اینچنین کی سایهای شد از سر عالم کم اینچنین؟ وقتی در آن غروب «دل سنگ آب شد» دیگر عجیب نیست دل من هم اینچنین حالا که شعر شعلهور از داغ نینواست بایست ابـر شـعـر بـبارد غم اینچنین: حـافـظ! ولیشـنـاس نـبـودند کـوفـیـان! سعـدی! چرا شـدنـد بـنـیآدم اینچنین؟ «باز این چه شورش است» به دشت غزل وزید تا بـوی محـتـشم بدهد شعـرم اینچنین انگـشـترت اگر شده انگـشت بر دهان باور نـداشت بـذل کـنی خاتم اینچنین
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() شروع ماه محرم و مدح و مرثیۀ سیدالشهدا علیهالسلام
داغ تو در سـراچـۀ قـلـبـم چه میکـند؟ در این فضای کم غم عالم چه میکند؟ دل موکـبیست وقف پذیرایی از غمت در مـوکـبـم امـیـر دو عالم چه میکند؟ چشمی که از شنیدن نام تو اشک ریخت در روضهها و مجلس ماتم چه میکند؟ اشـکی که آتـش دل مـا را فـرو نـشاند پـیـداست با لـهـیـب جـهـنم چه میکند! آنکس که صبح و شام برای تو خون گریست با رؤیـت هـلال مـحـرم چـه مـیکـنـد؟ زینب رشیده بود و کـنار غـمت خـمید پس مـادر تو با کـمـر خـم چه میکند؟ احمد که تاب دیدن بغض تو را نداشت با دیـدن مـصـیبت اعـظـم چه میکـند؟ نوح و خلیل و موسی و عیسی چه کردهاند؟ یا رب ببـیـن پیـمـبـر خاتم چه میکند؟ در قـتـلـگـاه تـو دل درنـدگـان شکست تـنـهـایـی تـو بـا دل آدم چـه مـیکـنـد؟ چـشـمانم از خجـالـت لبهایت آب شد در دشت خشک، قطرۀ شبنم چه میکند؟ بیش از هزار و نهصد و پنجاه و چند گل! با لالهزارِ زخـم تو مرهـم چه میکند؟
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() شروع ماه محرم و مرثیۀ مسلم بن عقیل علیهالسلام
سـفـرۀ مـاه عــزا، خـوان ابـاعـبـدالله بــاز عـالـم شـده مـهـمـان ابـاعـبـدالله لک لبیک حسین از همهسو میشنوم فـاطـمـه داده فــراخــوانِ ابـاعـبـدالله آمده بـزم پـسر را سر و سامان بدهد مـادری بی سـر و سـامـانِ اباعـبدالله خیمه برپاست، عزادار چقدر آمدهاست ای بــنــازم بـه مــحـبـانِ ابـاعـبـد الله همگی سر به گـریبانِ غـم غربت او هـمـگـی سـائـل احـسـانِ ابـاعـبد الـله این جوانان که همه گریهکن و سینهزنند هـمـه قــربــان جــوانــانِ ابـاعـبـدالله بـوی پـیـراهن خـونـین کـسی میآیـد عـرش را کـرده پـریـشـانِ ابـاعبدالله با لبِ تشنه، لبِ بام سفیرش میگفت به فـدای لـب عـطـشـانِ ابـاعـبـد الـله تنمسلم که زمین خورد، صدا کرد: «حسین» سـرش افـتـاد بـه دامـانِ ابـاعـبـدالـله
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() شروع ماه محرم و مدح و مرثیۀ سیدالشهدا علیهالسلام
حالِ خوبِ من تویی، این حال را از من نگیر با تو خوشبختم، همین اقبال را از من نگیر ای صدای عاشقی!، این حنجره نذرِ تو باد اینهمه فریاد و داد و قال را از من نگیر در دو دنیا، من فقط دلخوش به احسانِ توأم افتخارِ نوکری، این شال را از من نگیر این دلـم دارد فـقـط شورِ محـرم میزند جانِ زهرا روزیِ امسال را از من نگیر با همین اشکِ روان پر میزنم تا کربلا مرحمت کن! این پر و این بال را از من نگیر هرچه میخواهی بگیر از من، ولی ای با وفا! گریههای روضۀ گودال را از من نگیر
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با سیدالشهدا علیهالسلام ( آغاز ماه مُحرّم )
لـبـیک یا حـسـین که مـاه محـرم است قـلب تـمـام اهل عـزا غـرق ماتم است هر جا صدای روضـۀ تو میشود بلند آنجا بهـشت سیـنـهزنان دو عـالم است هر کـس چـشـیـده لـذت ذکـر مـدام تـو شوقـش به گـریـههای تمنا دمادم است از تربت شـفـای تو حـاجـت گـرفـتهایم خاکت برای هر چه غم و درد، مرهم است چشمی که اشک ریخـته باشد برای تو در اوج شور، قیمت او مثل زمزم است بـیـچـارههـا به مـنـزل دلـبر نـمیرسند هرکس خرید عشق تو را، با تو مَحرَم است ما غیر اشک و نـالـه نـداریم تحـفـهای هرچند پیش فیض تو بسیارِ ما کم است مـا را به لـطـف مـادرتـان راه دادهانـد یعنی مجال کسب سعادت فـراهم است
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() شروع ماه محرم و مدح و مرثیۀ سیدالشهدا علیهالسلام
داغ حـسـیـنـی بـیـن دلهـا سـر گـرفته عـالـم ازین غـم چهـرهای دیگر گرفته هر کس که در کشتی امنش مینـشیـند اذن ورود از ســاحـت مــادر گـرفـتـه حــتـی خــدا نــزد تــمــام انــبــیــایـش روضـه بـرای سـبـط پـیـغـمـبر گـرفته شخص حبیب بن مظاهر غبطه خورده بر حال هر کس رزق چـشم تر گرفته آغـوش گـرم هـیچ کـس را بـرنـتـابـیم ما را حـسـیـن بن عـلی در بر گـرفـته از کودکیاش جابِرُ العَظمِ الکَسیر است فـطـرس هـم از گهـوارۀ او پـر گرفـته نوکر کجا دارد به غیر از کوی ارباب؟! نوکـر هر آنچه دارد از این در گـرفته تا روز محشر هر کسی شد کـربـلایی برگ بـرات از جـانب خـواهـر گرفته آن قدر شأن زینب کـبری عـظیم است عـمـری رکـابـش را عـلی اکبر گرفته گـفـتـند وقـتی شـمـر آمـد سـوی مـقـتل زینب دو دستش را به روی سر گرفته خنجر مقصر نیست، حنجر حرز دارد زینب به گـریه بوسه از حنجـر گرفته
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با سیدالشهدا علیهالسلام و استقبال از ماه محرم
مـسـیـر نــور در اوج رهـایـی رسـیـده تـا افــقهـای جــدایـی نــدا آمـد: الا یـا اهـل الـعــالــم شراب سرخ با پیـمانهای گفت کـبوتر وقت ترک لانهای گفت بسوزی پابهپای من در این غم سـرِ بــازار بـا قــدی خـمـیــده عـصـای پـیــری بـابـا رسـیـده عجب رختی شود این رخت ماتم از این دنـیـای پوچِ هیچ مـقدار ز دسـت روزگــارِ مــردمآزار به من مهلت بده ای مرگ، این دم شـبـیه بـادهـا بـاشـیـم ای کاش رهـاتـر از رها باشیم ای کاش هـمـین امـشب بده اذن مرا هم هـبـوط مـاه، چـشـمِ روشـن تو چه بد بودهست طرز کشتن تو شـود در زیـر سُـمّ اسب درهم نوشته چـکـمه رویِ بال بُردند تـنـت را تـا تـهِ گـودال بـردنـد بِگِـرید عـالـمـی پـای "مُـقَـرَّم" چه میشد دورِ تو بلـوا نمیشد بـرای غـارتت دعـوا نـمیشـد کـنارِ زینب تو نـیـست مَـحـرَم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با سیدالشهدا علیهالسلام ( آغاز ماه مُحرّم )
میبـرد از دل عـالـم غـم تو غـمها را میخـرد لـطف تو از دم همه دمها را توبهها را به تو دادند همان روز ازل تا تـو آدم بـکـنـی تـک تـکِ آدمهـا را قـطرۀ اشک مـرا هـم قـد دریـا کردی مگر اینکه تو زیـادش بکـنی کـمها را گوشۀ چـشم تو و گوشۀ چـشم خشکـم یک نگاهی بکن این چشمه زمزمها را باز نزدیک مـحـرم شـد و مـادر آورد وسـط خـانـه مـا بـقـچـه پــرچـمهـا را آه از آن روز که ما خفته به زیر خاکیم کـه نـبـاشـیـم و نـبـیـنـیـم مـحـرمها را
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با سیدالشهدا علیهالسلام ( آغاز ماه مُحرّم )
حال و هوای کوچه، غمآلود و درهم است پرچم به اهـتـزاز درآمـد، محـرّم است میگرید آسمـان و زمین، در محرّمت طوفانی از حماسه به پا میکند غـمت ابـلاغ میکـنـنـد بـه یـاران، سـلام تـو قـد میکـشـند بـاز عـلـمهـا، به نـام تـو هرجا که نام توست، مکان فرشته است بر هر کتیبهای که ببـینی، نوشته است »باز این چه شورش است که در خلق عالم است باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است« باید در این حسینیه، از خود سفر کنیم باید در این مقـام، شبی را سحـر کـنیم با کـاروان گـریه، مسـافـر شـدم تو را امشب در این حسینیه زائر شدم تو را تا گـفتم «اَلسلامُ عَـلیکُم» دلم شکـست نام حـسین، بنـد دلـم را، ز هم گسـست دیدم که ابـرهای جهـان، گریه میکنند در ماتمت زمین و زمان، گریه میکنند دیدم «عـزای اشرف اولاد آدم است« دیدم «سر ملائکه بر زانوی غم است« رفتم که شرح عصمت «ثارُ اللَّهی» کنم چـیزی نمـانـده بود که قـالب تهی کـنم خورشید رنگ و بوی تغیّر گرفته بود تنگ غروب بود و فلک گُر گرفته بود ای تشنهکام! بود و نبود تو را چه شد؟ سقّـایِ یـاسهای کـبـودِ تو را چه شد؟ بر اوج نیزهها، کلمات تو جاری است این قصّه، قـصّهٔ تَبَر و استواری است ای اسم اعظمت به زبانم، عَلـَی الدَّوام ما جاءَ غَیرُ اِسمُکَ فی مُنـتَهَی الکَـلام آئـین من تویی، که تویی دین راسـتین بَل ما وَجَدتُ غَیرَکَ فی قَـلبِیَ الحَزین آن بحر پر خروش، دگر بیخروش بود خـورشید تکّه تکّهٔ زینب، خـموش بود
: امتیاز
|