
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه محرم
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه صفر
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الأول
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الثانی
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الأول
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الثانی
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه رجب
-
سایت قرآنی تنـــــزیل
-
سایت مقام معظم رهبری
-
سایت آیت الله مکارم شیرازی
-
سایت آیت الله نوری همدانی
-
سایت آیت الله فاضل لنکرانی
-
سایت آیت الله سیستانی

![]() مدح و مناجات با سیدالشهدا علیهالسلام
سلام بر تو که خـورشید عالمافـروزی که مثل روز تو هرگـز نـیـامده روزی کسی که خلعت خدمت به تو نصیبش شد ردای سلـطـنتش را به حشر میدوزی نمیخورد به خدا لحـظهای غـم نان را کسی که بر سر خوان تو میخورد روزی هنوز داغ غـم کـهـنه پیرهن تازه است تنور داغ تو گرم است بس که جانسوزی در امتداد زمان، کربلای تو جاری است در این نبرد ولی همچنان تو پیـروزی سر تو رفت ولی پای حرف خود ماندی به شـیـعـه شـیـوۀ آزادگـی مـیآمـوزی
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() غزل معرفتی اول مجلس، مدح و مرثیۀ سیدالشهدا علیهالسلام
تا وقت هست عاشق شبزنـدهدار باش میارزد این معاشقه؛ چشم انتظار باش فرصت کم است عمر خودت را هدر نده هر صبح و ظهر و شام به دنبال یار باش تا میشود همیـشه بـزن قـیـد خویش را همواره محـض یار فـقـط مهـزیار باش کـاری بـرای خـانـۀ تـاریـک قـبـر کـن قـدری به فـکـر روشـنی شـام تار باش تـا پـای دار هـم شده با پـای خـود بـرو امـا ســر عــقـیـدۀ خـود پــایــدار بــاش در مـعـرکه به قـامت تیغ دو دم بایست در پیش رویِ دشمن دین، ذوالفقار باش جـان را بـده ولای عــلـی را ولـی مـده زهــرا تــبـار بـاش، ولایـتمـدار بـاش " شکر خدا که نام علی در اذان ماست" ممنون لطف حـضرت پـروردگار باش دسـت ادب بـه سـیـنـۀ خـود آشـنـا نـمـا در حـلـقـههای سیـنـهزنی پـایکار باش وقـتی که از اهـالـی دنـیـا دلـت گـرفـت تـنـهـا به سوی کـربـبـلا رهـسـپار باش نـذر ذبـیـح فـاطـمـه بـایـد جـزع کـنـیـم نام حـسـیـن بـرده که شد بی قـرار باش هر شب وضو بگیر و بیا بزم روضهاش هر شب به روی بال ملائک سوار باش هر جا که صحبت از عطش و کام خشک شد حـتـمـا بـلـند گریه کن؛ ابـر بـهـار باش
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با حضرت سیدالشهدا علیهالسلام
پای این سفـره به پـایت چـقـدر افـتادیم ما از آن روز که در بـند تـوأیم آزادیم ما همه گـوشـهنـشـیـنانِ خـرابات توأیم از غـمـت خـانـهخـرابـیـم، ولی آبـادیـم ما محال است که از عشق تو دلسرد شویم ما نـدیـدیـم تو را، بـاز به تـو دل دادیم از تو جز خـوبیِ بـسیار ندیـدیم حسین خـودمـانـیم ولی ما که پُـر از ایـرادیم! ارث اجدادیِ ما نوکـریِ این خـانهست تا ابـد جـیـرهخـورِ خـیرِ هـمان اجدادیم یادی از ما بکنی یا نکنی، حرفی نیست ما به این نـوکـرِ دربارِ تو بودن شادیم پُشت ما که همهجوره به تو گرم است حسین مـا بـدهـکـار شـمـا در هـمـۀ ابـعــادیـم جز همین اشک نـداریم بـرایت چیزی با همین گریه به غمهای تو، از عُبّادیم به خـدا نـام تو هم دیـدۀ مـا را تَر کرد مادرت خواست که در گریه به تو استادیم تـا ابـد گـریـۀ آرام حـرام اسـت بـه مـا سالیانیست که در روضه پُر از فریادیم آب خـوردیم به یـاد جـگـر سـوخـتهات یـادِ خـشـکیِ لـبِ اصـغــرِ تـو افـتـادیم حرمله خیر نبیند که تو را حیران کرد بیش از آن تیر و کمان، دلخور از آن صیادیم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مرثیۀ حضرت سیدالشهدا علیهالسلام
در آتشی از آب و عطش سوخت تنت را در دشـت رهـا کـرد تـن بـیکـفـنت را پرپر شده بر خاک، رها کرد و پراکند در خاطرهها عـطر خوش پیرهـنت را در سوگ تو خون از دل هر سنگ برآورد وقتی که به خـون کرد شناور بدنت را میخواست که باران عطش بر تو ببارد میخواست خدا بر سر نی گل شدنت را میخـواست بـبـویـنـد هـمه عـالم و آدم قــرآن شـکــوفـــنــدهٔ بــاغ دهــنـت را تـا قـلـب اسـیـران شـب، آرام بـگـیـرد افـروخـت سر نیـزه چـراغ سخـنت را بـگـذار که در دفـتـر دلهـا بـنـویـسـند بـا داغ، غـزل مـرثـیـهٔ سـوخـتـنـت را
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با سیدالشهدا علیهالسلام
خـمـار اشکـم و مـحـتـاج نـاز بـارانم بـبار اشـک عـزا بـر جـهـان بیجـانم به لطف اشک عزایت؛ رفیق زندگیام بـه زنــدگـانـیام امــیــدوار مـیمـانـم جهان باور من روضه هست تا هستم حـسـین جـان من است و تمام ایـمـانم خدا به خیر، جزایش دهد عزیزی که گذاشت مهر غمت را به روی دامانم تویی که کشتۀ اشکی و من که کشتۀ تو به اشک چشم نوشتم که من مسلـمانم چه حاجت است به ناز طبیب تا بوده غـبار فـرش عـزایت مسـیح چـشمانم چـقـدر تـوبـه کـنـم از گـذشـتـۀ بیتـو ز عـمـر رفـتـۀ بی ذکـر تو پـشـیـمانم نفسنفس شب و روزم حسین میگویم نفسنفس شب و روزم حسین میخوانم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() غزل مناجاتی اول مجلس، مدح و مرثیۀ سیدالشهدا علیهالسلام
عـالم پر از ندای حسین و نوای اوست دل در فغان به زمـزمۀ نـیـنوای اوست گلشن شود ز خـون شهـیدان اگر جهان ذوق و صفایش از چمن كربلای اوست روزی جهـان بگـیـرد اگر بانگ یا الـه شك نیست كز تموّج بانگ رسای اوست آب بــقـــا كـه زنــدگـی جــاودان دهــد در پیش عـارفـان اثـر خـاكپـای اوست تنها نه از جهـان كه ز جان نیز بگذرد صاحبدلی كه شیـفـته و مبـتـلای اوست گـو دردمـنـد عــشـق نـگــردد پــی دوا كاین درد را علاج ز دارالشّفای اوست از شـوق بـاغ خـلـد نـلـرزد، اگـر دلـی انـدر هـوای بـارگـه كــربــلای اوسـت مفـتون هر تعـلق و مجـذوب هر هوس كفر است گـفتن اینكه دلم آشنای اوست نشناخت بی حسین خدا را كسی به حق در جمله ماسوا نه خدا جز خدای اوست دین جُـست لـیك هیچ نشانی ز دین ندید سرگشتهای كه چشم به سوی سوای اوست
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با سیدالشهدا علیهالسلام
من و جدا شدن از کـوی تو خـدا نکـند خـدا هـرآنـچـه کـنـد از تـوأم جدا نکـند صفای دل تویی و دل ز هرچه داشت صفا صـفـا نـدارد اگر با غـمـت صـفـا نکند جواب نالۀ دلهای خسته بر لب توست که را صدا کند آن کو تو را صدا نکند؟ هزار مرتبه حـیف از نماز مُرده بر او که زنده مانَد و جان در رهت فـدا نکند رضا مباد خدا از کسی که در همه عمر تو را به قطرۀ اشکی ز خود رضا نکند رهـاییِ هـمه عـالـم بـود به دست کسی که هرچه بر سرش آید تو را رها نکند کسی که خاتم خود را دهد به دشمن خود چگـونه از کـرم خود نگـه به ما نکـنـد گذشت عمر و اجل پر زند به دور سرم بـمـیـرم و نــروم کــربـلا، خـدا نـکـنـد تـو درد دادهای و تو طـبـیب درد مـنـی به جـز تو درد مرا هـیچکـس دوا نکـند
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مرثیۀ حضرت سیدالشهدا علیهالسلام در روز عرفه
باران شدی، نمنم خدایت را صدا کردی خون خدا! خونْ گریه کردی و دعا کردی از آفـرینش خواندی و از خلقتت گفتی آن وقـت ما را با خـدایت آشـنـا کردی دلـتـنگ دیـدار نـیـاکـان خـودت بـودی دلـتنگ بودی و شهادت را دعا کردی "مَنْ کانَ فـیـنا باذِلاً مُهْجَه" سرودی و دیگر مسیر روز را از شب جدا کردی آه ای نسیم صبح که عطرت پراکنده است هم مکه را؛ هم کربلا را با صفا کردی ای آسـمان! هرچند روی خـاک افتادی با مهـربانی خاک را هم کـیـمیا کردی لبـخـندهـایـش آرزویت بـود حـالا... آه بر گریههای مادرت آغـوش وا کردی فصل الخطاب پندهایت لحن قـرآن بود بر روی نیزه حق مطلب را ادا کردی
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با حضرت سیدالشهدا علیهالسلام
جز گنبدت هر آنچه که تابید را ببخش از پشت کـوه آمده؛ خورشید را ببخش شرک است، فکرِ سجده به ششگوشهکعبهات عـلاّمـههای مـکـتب تـوحـیـد را ببخش حفظِ حیات واجب و پابـوس، مـستحب دانــایـی مـراجـع تــقــلـیـد را بـبـخـش در راهِ استـخـاره؛ حـرم سمت ما دوید آوارگــانِ جــادۀ تــردیــد را بـبــخــش یک امتحان گرفـتی از آسانتـرینِشان شرمـندهایم، این همه تجـدیـد را ببخش با یک نسیم، لرزه به ایمانمان نشست بـاغ پـُرادعـای پُـر از بـیـد را ببـخـش در این کـویـر، ثـانـیـهها پـیر میشوند از عـمـرمـان ادامـۀ تـبـعـیـد را ببخش بـاران عـصارۀ عـرقِ شـرمِ آبهاست ابری که دیـر کرد و نبـارید را ببخـش
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با سیدالشهدا علیهالسلام
ابـری بـدون اذن تـو بـاران نـمیشـود شـمـعی بدون نـور تو تـابـان نمیشود ای مـهــر تـو دلـیـل هـمـه امـتـیـازهـا بیتو بـشر که لایـق غـفـران نمیشود ای تـربتت شـفـای همه دردهای خلـق دردی بـدون مهـر تو درمـان نمیشود چشمی که تر شود به عزایت، به روز حشر دارم یقـین که ابری و گریان نمیشود مــا داغــدار پــیــرهـن پــارۀ تــوأیــم داغت به هیچ پرده که پنهـان نمیشود ای مـاتـم عـظـیم جهـان، تا فدای جان درد و غـم مـحـبِّ تو درمـان نمیشود برگ برات شاه خراسان تویی حـسین بیاذن تـو زیـارت جـانـان، نـمیشـود
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مناجات شب جمعه ای با سیدالشهدا علیهالسلام
به فتوای جنون طاعت بیابی این اطاعت را بخوان مُهر نماز عاشقان، سنگ ملامت را چنان ماندهست در زیر زبان شیرینی نامش که در سیب بهشتی هم نیابی این حلاوت را طریـقـش، جلـوۀ انـا الـیه راجعـون دارد بـیا در اربـعـینِ او تماشا کن قـیامـت را نه تنها قبل رفـتن زائرانش را ببـخـشاید که بخشیده به زوارش خدا حق شفاعت را شب جمعه، دعا با چشم غرق اشک میفهمد کنار کعبهای ششگوشه معنای اجابت را به گرمی دشمنش را نیز در آغوش میگیرد نمیخواهد ببـیند در نگاه حُر خجالت را به خاتم بخشیاش بر دشمنان، حاتم حسد برده به جا آورده حتی با تنی بیسر سخاوت را سجودش گوشۀ گودال باعث شد که بگذارد خدا در تربت اعـلای او شأن عبادت را نگویی: روضهخوان از کاه دارد کوه میساز! بگو این داغِ سنگین کاه سازد کوه طاقت را کـنار قـتـلگاهـش دردهـایم شد فـراموشم چنان زینب که برد از خاطرش درد اسارت را
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با حضرت سیدالشهدا علیهالسلام
هرچند عیان است ولی وقت بیان است عشق تو گرانقدرترین عشق جهان است این عشق، همان است که قیمتشدنی نیست این عشق، همان است که همقیمت جان است «مـوجـیم که آسـودگی ما عـدم ماست» با عشق تو عمریست که دل در هیجان است هرکس سخن از عشق تو گفتهست بیاید روی سـخـنـم با هـمـۀ مـدعـیـان اسـت! گفتیم: بیایید که خط غرق به خون است گفتند: بمانید... چنین است و چنان است مجنون غمت کیست؟ بهجز عابسِ عاشق معنای جنون چیست؟ همین رزم عیان است پای علمت هر قـدمی خون شهیدیست خون شهدا آبـروی عـصر و زمانهست هرکس که شهید تو نشد طعمۀ مرگ است هرکس که فدای تو نشد غرق زیان است هرکس بزند حرف امـاننـامه و تـسلـیم «هیهات منا الذله» فقط بر لبمان است بــیــزار ز نـیـرنـگ فــریـبـنــدۀ دنـیــا گـفـتـیم فـقـط خـیـمۀ تو خـطّ امان است جـز بـیـرق سـرخ تـو نـداریـم به شـانه «زیر علمت امنترین جای جهان است» هنگـام صلات آمـد و قـد قـامت عـشاق برخیز که هر گوشه پُر از عطر اذان است برخیز برادر که حـرم تـشنۀ یاریست برخیز که بر شـانۀ ما بـار گـران است بـایـد بـرسـد آب به اهـل حـرم ایـنبـار برخیز که این الـعـطش تشنهلـبان است هنگـام فـداکـاری انـصار حـسـین است برخیز! علم دست عـلمدار حسین است
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و منقبت حضرت سیدالشهدا علیهالسلام
هرچند پیر و خسته دل و ناتوان شدیم نام حـسـین آمـد و از نـو، جـوان شدیم گـفـتـند کـربـلا وطن مـاست در زمین شکـر خـدا که هـمـوطن آسـمـان شدیم چون فرش پادری دم مجلس نشستهایم پاخـوردهایم و آخر عمری گران شدیم هر غـم که دیـدهایـم فـدای غـم حـسـین عـمـری به داغ کـربـبلا امتـحان شدیم باید گریست خط به خط عمر رفته را جز او اگر برای کسی روضهخوان شدیم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و منقبت حضرت سیدالشهدا علیهالسلام
حـسین، کشتهٔ دیروز و رهبر روز است قـیام اوست که پیوسته نهضتآموز است تـمـام زنـدگی او، عـقـیـده بـود و جـهــاد اگرچه مدت جنگ حسین یک روز است حـسـین و ذلّـت تکـریم ظالـمان، هیهات! که آفـتاب عـدالـت از او دلافـروز است به نزد او که شهادت، به جز سعادت نیست ردای مرگ برایش قـبـای زر دوز است رهــیـن هـمـت والای سـیـّدالـشـهـداسـت هر آنکه از غم اسلام در تب و سوز است هــمــاره تــازه بُــوَد یـادبــود عـاشــورا که روز حق و عدالت همیشه نوروز است حرارتی که ز عشق حسین در دلهاست برای ظالم هر عصر، خانمانسوز است
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مناجات شب جمعه ای با سیدالشهدا علیهالسلام
نامت دلیل محکـم مـرگ و حـیات من مِهـرت ثـبات داده به اضلاع ذات من بـاران دوست داشـتـنـت بی مـضـایـقه بخشیده است جان به جماد و نبات من محـتاج عـشق هیچ کسی جز تو نیستم شش گوشـۀ غـمـت همـۀ کـائـنـات من در این شب قدیمیِ هر لحظه بیم موج نـورت همیـشـه آمـده بـهـر نجـات من در راه کــربــلای تـو افـتــاده اتـفــاق ای مهربان! عزیزتـرین خاطرات من هیمینویسم از تو و هی سبز میشوم چشمت چه ریخته است مگر در دوات من با یاد جمعۀ حرمت جـور دیگریست اشـک دعــای نـدبـه و آه سـمـات مـن
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با سیدالشهدا علیهالسلام
زمین انـداخـتم زیر عـلم بـارِ گـنـاهم را و شستم با گلابِ گریهام روی سیاهم را به دیوارِ عزایت میخکـوبم مثل بیـرقها نخواهم داد، حتی آجری از تکیهگاهم را هزار و نهصد و پنجاه لشگر اشک آوردم که شاید مرهمت باشد؛ بگیر از من سلاحم را دم هَلمِنمُعینت چارده قرن است در گوش است که باشم لحظهای سرباز، شاه کمسپاهم را هزار و چارصد سال است دنبال تو میگردم بیانداز از مسیر کج به راه راست، راهم را همیشه سایۀ دست تو را روی سرم دیدم همیشه آرزو کـردم ببـوسم سر پـناهم را به دیوار اتاقم نیست تقویمی به جز بیرق غم روز دَهُم گم کرده روز و سال و ماهم را
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و منقبت امام حسن مجتبی علیهالسلام
حرم ندارد و دل در غمش مقیمتر است کسی که رأفتش از آسمان عظیمتر است اگرچه جمله کریماند و شهره در کرماند در این سلاله یکی از همه کریمتر است علی که رفت همه کوفه شد یـتـیم، ولی میان کوفه حسن از همه یـتـیـمتـر است تو صلح کردی و بیغـیرتان نفهـمـیدند که راه صلح تو از جنگ، مستقیمتر است به لطف صلح تو تا کربلا رسید حسین قسم به نام خدایی که خود علیمتر است
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و منقبت حضرت سیدالشهدا علیهالسلام
دوباره در دلم طوفانی از یاد خـدا افتاد یقیق دارم که مولایم به یاد این گدا افتاد عنایت را ببین او کرده اول یاد این نوکر که اکنون در دلم شور و نوای کربلا افتاد دوباره پر کشیده مرغ دل سوی بهشت جان همانجا که اجابت روی دامان دعا افتاد همانجا که تمام انـبـیا دلـداهاش هـستـند مسیر هر خداجویی؛ یقین در آن سرا افتاد همان کشتی که اوسع باشد و اسرع در این عالم به نوح و کشتی ش مقصد در آن موج بلا افتاد طواف کعبه را بر گرد این خانه تماشا کن که دامن چاک زد از شوق و سعیش با صفا افتاد خلیل الله را گو بنگرد تدریس عشق حق ببیند جـسم اکـبر، ارباً اربا در مـنا افتاد هزار و نهصد و پنجاه آیه از کتاب عشق به پیش چشم زینب بر زمین نیـنوا افتاد قیامت بین و هول رستخیرش عصر عاشورا به پیش چشم مادر سر جدا پیکر جدا افتاد دوباره مکر عمرعاص و قرآن بر سر نیزه به نیزه رأس سالار شهیدان از جفا افتاد ندارد سائلت مولا به جز این آرزو در دل که بیند در حرم روزی ز غم پائین پا افتاد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با سیدالشهدا علیهالسلام
هر صبـح با خـیـال تـمـاشـای گـنـبدت میایـسـتم به رسم ادب رو به مرقـدت تو راه مستـقـیمی و من وصل میشوم بـا تـو به رودخـانـهٔ لـطـف سـرآمـدت هـر صـبـح بـا زیـارت از راه دور تو نزدیک میشوم به تو و راه و مقصدت پیش از سـلام من به تو، ناگاه میوزد از سمت کربلای تو عطر خوشآمدت از پـشت بـام تا حـرمت راه اندکیست قـدر «سـلام» فاصله دارم ز مـرقـدت حال خوشی دوباره به من دست داده است حـال نــمــاز، زیـر رواق زبــرجــدت با هر سـلام بـیـعـت من تـازه میشـود هم با تو، هم تـمـام شـهـیـدان مشهـدت سینِ سـلام، در دهـنـم خـشک میشود شرمـندهام از این همه الـطاف بیحدت پـیـچـیـده در هـوا نـفـحـات ســلام تــو آقـا! تو را به مِـهـر و مرام زبـانـزدت محـتاج کن همیـشه به این رزقها مرا مـحـتـاجِ مـهـربـانـی و رزق مـجـدّدت
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مناجات شب جمعه ای با سیدالشهدا علیهالسلام
دوباره بغض و کمی آه، علتش این است حرم نرفـته بمـیرم خجـالـتش این است سلام میدهم از بـام خـانه سمت حـرم ببخش نوکرتان را بضاعتش این است هـنـوز تـوبـه نـکـرده، مـرا خـریـد آقـا محبت و کـرم یار سرعـتـش این است به ذکر و نام قـشنگـش لبم شده شیرین تمـام لـذت فـرهاد و خلـوتش این است رقــیـق شـد دل آلــوده از گـنـاهـم بـاز کمی ز معجـزه چای هیأتـش این است به قطره قطره اشکم ملک خورَد غبطه که اشکِ روضه ارباب قیمتش این است شفای هر مرضی گشت، خاک تربت دوست چه ها کند نظرش آنکه تربتش این است عجیب نیست که بد کاره هم شود زاهد که جـذبه نـظر یـار، قـدرتش این است محـبـتـش ز ازل بـا گـلـم شـد آغـشـتـه که ماجرای من و عشق قدمتش این است خوشا میان عزا جان دهم، همه گویند: غلام کویِ حسیـنیه قـسمتـش این است
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و منقبت سیدالشهدا علیهالسلام در شب لیلةالرغائب
غـم کـهـنـۀ در گـلـویـم حـسین است دم و بازدم، های و هویم حسین است اگـر چـشـم من آبـروی مـرا ریخـت چه غم؟ بعد از این آبرویم حسین است به دنـبـال نـامـی به جـز عـشـقـم اما سرانجام هر جستوجویم حسین است شـب آرزوهـا شـب جـمـعــه بــاشـد و کـتـمان کـنم آرزویم حسین است؟ به سـجـاده گـفـتـم کـه مـایـل بـیـفـتـد که از این سحر سمتوسویم حسین است سـرآغـاز عـالم... سرانجام عـالم ... خلاصه بخواهم بگویم، حسین است
: امتیاز
|