
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه محرم
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه صفر
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الأول
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الثانی
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الأول
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الثانی
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه رجب
-
سایت قرآنی تنـــــزیل
-
سایت مقام معظم رهبری
-
سایت آیت الله مکارم شیرازی
-
سایت آیت الله نوری همدانی
-
سایت آیت الله فاضل لنکرانی
-
سایت آیت الله سیستانی

![]() سالگرد شهادت شهید جمهور آیت الله رئیسی
آن شب که ابر و بارشِ باران بود آن شب که در دل همه طوفان بود آن شب که دیدهها همه گریان بود او میهمان حضرت سلطان بود آخـر رسید دسـت به دامـانـش آخـر رسـید مـحـضر جانـانش آخـر رسـیـد او به رفـیـقـانـش دلـدادهٔ مـسـیـر شـهـیـدان بـود خدمت به خلق در نظر او بود همواره با محبت و خوشرو بود مـیز ریـاسـتـش سرِ زانـو بود در خـانه نه، مـیانهٔ میدان بود زخـم زبـان شـنـید ز بعضیها روی خوشی ندید ز بعضیها بر او چهها رسید ز بعضیها آری شهید تهمت و بهـتان بود دلهـا ز داغ رفــتـن او نـالان چـشم همه ز رفـتن او حـیران یک کشور از شهادت او گریان او افـتـخـار مـلـت ایـران بـود
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() سالگرد شهادت شهید جمهور آیت الله رئیسی
از امامِ خود شهادت خواست، حاجت را ببین حاجتش هم داده شد، راه شهادت را ببین بوسهای از حاج قاسم داشت بر پیشانیاش همسفر شد با همان بوسه، رفاقت را ببین
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() سالگرد شهادت شهید جمهور آیت الله رئیسی
به تن کردی عبای مشکی و شال سیادت را ردای خدمت و تنپوش اخلاص و عبادت را تو با خونت، خط تحریف حق را برملا کردی و از نو زنده کردی معنی صبر و رشادت را
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() سالگرد شهادت شهید جمهور آیت الله رئیسی
دل که یکپارچه امّید و سراسر بیم است منجـنیـقیست که گهوارۀ ابراهـیم است "آه" ما، "ماه" شد از حـلـقـۀ انگـشتر تو پرتو حادثه تـفـسیر همین یک میم است
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() سالگرد شهادت شهید جمهور آیت الله رئیسی
ای نسل تو فـاطمی، تبارت عـلـوی این شـرط وفـا نـبـود، بی ما بـروی مهـمـان رضـا شدی! مـبـارک باشد ای خـادم آسـتــان قــدس رضــوی! محمدعلی بیابانی ای خــادم آســتـــانِ رأفــت؛ ســیّــد رفـتی و خـوشا به این سعـادت سیّد در روز ولادت امـــام هــــشـــتــــم شد عــیدیِ تو رزق شـهـادت سـیّد! مرضیه عاطفی خوشبخـت کسی که با ولایت باشد چون شمع، چراغِ راه وحـدت باشد خوشبخت کسی که بعد عمری خدمت پـایــان مـسـیـر او شـهــادت بــاشـد عمار علوی از زخم زبان، اگرچه رنجور شدی از خـدمت بی دریغ، مشـهـور شدی اجر تو همین بس! که شب میلادش با حکم "رضا" شهید جمهـور شدی وحید اجاقی بر هر چه غرور سد کشیدی ای مرد از درد زمـانـه بـد کـشیدی ای مرد جـز نـام شـهـیـد لایـقـت هـیچ نـبـود در خدمت نـور قـد کـشیدی ای مرد زهرا کولیوند ای عـمر تو در خـدمت اسلام، تمام هـمـسـایـهٔ دیــوار بـه دیــوارِ امــام! آنـان کـه به پـابـوسِ رضـا میآیـنـد گـویند سـلام بر تو، در «دارِ سلام» محمد جواد غفورزاده
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() سالگرد شهادت سپهبد شهید سردار حاج قاسم سلیمانی؛ لیلةالرغائب
جز ردّ قـدمهـای تو اینـجا اثـری نیست این قلّه که جولانگه هر رهگذری نیست یک لحظه در این معرکه از پا ننشستی گفتی سفر عشق به جز دربهدری نیست یک عمر شهـیدانه سفر کـردن و رفتن همقافله با عشق و جنون، کم هنری نیست دنـبـال شـهــادت هـمـۀ عـمــر دویــدی گفتی که در این عالم خاکی خبری نیست آنقدر سبکبار سفر کردی از این خاک آنقدر که بر پیکر پاک تو سری نیست تو کـشتۀ این عشق، نه تو زندۀ عـشقی بر تربت تو جای غم و نوحهگری نیست باید که به حـال دل خود نـوحه بخوانم: سهم من جا مانده به جز خونجگری نیست از خود نگـذشـتم که به یـاران نرسـیدم جز خویش در این بین حجاب دگری نیست گـفـتـنـد که بـاز است در بـاغ شـهـادت برخیز! به جز اشک رفیق سفری نیست امشب شب قـدر است اگـر قـدر بـدانـی برخیز! مبارکتر از امشب سحری نیست
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() سالگرد شهادت سپهبد شهید سردار حاج قاسم سلیمانی
نامت همیشه ورد زبان است قهرمان داغت هنوز در دل و جان است قهرمان دارد غــم تـو شـهـرۀ آفــاق مـیشـود ابلیس از همین نگـران است قهرمان در قلب کـفر، نام تو را جار میزنیم اینجا که میهن خودمان است قهرمان! نـزدیک قـلّه باج به دشـمن نمیدهـیم این سرزمین شـیردلان است قهرمان تا مکتب و مرام تو چشم و چراغ ماست این مرز و بوم، امن و امان است قهرمان مـا مــلـت امــام حــسـیــنــیـم تـا ابــد کاری بزرگ در جریان است قهرمان
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() بصیرت انقلابی و حماسه 9 دی ماه
در سـایـۀ بـیـرق و عـلم بـاید گـفت با هـمـت و یـاری قـلـم بـایـد گـفـت از غیرت و قـدرت عجـم باید گفت تا صبح ظـهـور دم به دم باید گفت ما هـیأتـی و هـمیـشه غـیرت داریم ما در دل خود نـور بصیرت داریم ما را به مخالـفان دین کاری نیست ما را به نگاه قاسطین کاری نیست با مشی و مرام مارقین کاری نیست با غیر امیرِ مـؤمـنـین کاری نیست هـمـراه عـلـی، مـیـثـم تـمـار شـدیـم همراه عـلـی، مالک و عـمار شدیم دل را به هوای دلبری خوش کردیم سر را به هوای سروری خوش کردیم پا را به رکاب صفدری خوش کردیم جان را به فدای رهبری خوش کردیم ما مـفـتـخـریم امـیـر و رهبر داریم ما شکر خـدا نــائـب حـیـدر داریـم تا بـر سـرمـان دسـت ولایت بـاشـد تـا در دلـمـان شـوق شـهـادت باشد تــا روح خــدا امـــام امـت بــاشــد تـا سـیـدمـان امـیـن و حـجـت بـاشد هم صفشکـن خـط مـقـدم هـسـتـیم هم سـیـنـهزن مـاه مـحـرم هـسـتـیـم بر گردن خود هـمـیشه دیـنی داریم مـا روحـیـۀ بـدر و حـنـیـنـی داریم هم در دل خود حب خـمـینی داریم هم در سرمان شور حـسـینی داریم سرمنـشاء انـقلاب ما عـاشـوراست این مملکت حـسـیـنـیان پابـرجاست ما در نـهـم دی که قـیـامـت کـردیم از نهـضـت کـربـلا حـمـایت کردیم یــادی ز امــام پــیـر امـت کـردیـم با خامـنـهای دوباره بـیـعـت کـردیم ما هر نه دی، ذکر فـرج میخوانیم از برکـت ثـامن الحـجـج میخوانیم سرباز خدا و اهل ایـمـان هـسـتـیـم ایـرانی و از تــبار سـلـمـان هـستیم هنگام نـبـرد، مرد مـیـدان هـسـتـیم چون ماحصل خـون شهیدان هستیم دل در گرو حضرت سلـطان داریم ما همت و باکـری و چـمران داریم شـد ذکـر مـدام قـلـب مـا یــا زهـرا شد شور و نوای ضرب ما یا زهرا شد رمز شـروع حَرب ما یا زهـرا شد کاشف همّ و کـرب ما یا زهـرا با فـاطـمـه فـاطـمـه جـلا میگـیریم از مـادرمـان کـربــبـلا مـیگـیـریـم مـا بــا مـدد مـادرمـان میجـنـگـیـم با حـکـم ولی امـرمـان میجـنـگـیم با دشمن خـیرهسـرمان میجـنـگـیم با جان و دل و بـاورمان میجنگیم این کشور ناب مهدی موعود است هر طایفه قـد عـلـم کـند نابود است
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() بصیرت انقلابی و حماسه 9 دی ماه
عمریست بیقرار، به سر میبریم ما بـر این قـرار تا نـفـس آخـریـم مـا همراز روضهها و نواخوان نوحهها دمساز سوز سیـنه و چشم تریم ما ما را به سر هوای شهیدان بیسر است از سر گذشتهایم چو بر این سریم ما نام حسین محشر عظمای جان ماست جاندادگـان زنـدۀ این محـشریم ما محشر به پا کنیم به فریاد یا حسین امـروز لـشکـر شه بیلـشکـریم ما ما را به دست، پرچم صبر و بصیرت است با عشق و شور همدم و همسنگریم ما مـا امّـت نه دی و اهل حـمـاسهایم مـرد جـهـاد و هـمقـدم حـیـدریم ما حرف ولیّ ماست که «من انقلابیام« در راه انقـلاب ز جان بگـذریم ما با طـلحـه و زبـیـر بگـوئـید تا ابـد عـمـّاروار هـمنـفـس رهـبـریـم مـا «اَلفتنةُ أشدُّ مِنَ القَـتْل» خـواندهایم هرگز ز جرم فتنهگران نگذریم ما با فاتحان بدر ز سازش سخن مگو امـروز رهـسـپـار دژ خـیـبـریم ما چـشم انتـظار مـنـتـقـم آل مصطفی چـشم انـتـظار معـرکـۀ آخـریـم ما
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() بصیرت انقلابی و هشدار به طرفداران رابطه با آمریکا
گمان بردی نوای نای و بانگ تار و چنگ است این تو در خواب و خیال بزمی و... شیپور جنگ است این به چشم نیمهبازت تار دیدی در کف مطرب ولیکن دشمن است ای دوست! در دستش تفنگ است این برای هرکه آمد سوی تو آغوش وا کردی ولی این بار آه ای آینه! سنگ است، سنگ است این نشانده گـوشهای مـات تماشا مردمانی را ببین! سلول زندان است، کی شهر فرنگ است این؟ همان جنگ است اما رفته در پیراهن نیرنگ لباس فصل تزویر است اگر که رنگ رنگ است این دم تیغ تو گرم ای دوست! میدان را مکن خالی وگرنه میکشد دشمن تو را در خواب و... ننگ است این
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() رحلت شهادت گونه خادم الرضا آیت الله رئیسی رحمه الله علیه
خادم شاه خراسان مزد خدمت را گرفت وقتی از آقایش امضای شهادت را گرفت هرکسی عیدی گرفت از محضر شمس الشموس او هم از مولای خود قول شفاعت را گرفت شک نکن با پای دل رفتهست تا پائین پا در مسیر ورزقان، اذن زیارت را گرفت بیگمان خدمتگزار خلق بودن نعمت است از ولینعمت شبی توفیق خدمت را گرفت آن که دستانـش دخـیل پنجـره فـولاد بود دستگیری کرد و دست بی بضاعت را گرفت بـارهـا فـرمـود: مـدیـون امـام هـشـتـمام خادم این آستان از خود منیت را گرفت در مسیر بندگی آنقـدر تـقـوا پیـشه کرد تا خدا از سینهاش حُبِّ ریاست را گرفت در مـیـان پـیـروان مـکـتـب سـیـد عـلـی بیشتر از هرکسی پشت ولایت را گرفت از منادیهای وحدت بود و یار رهبرش موعـد فـتـنه، گـریـبان دوئیت را گرفت یکتنـه شد خار چشم مفـسـدین محـتکر نبض آقـازادههای اهل غارت را گرفت مرد میدان بود و از چنگ اجانب بارها با زبان دیـپـلـمـاسی حق ملت را گرفت ارمـغــان آورد عـزّت را برای مـیـهـنـم بعد برجامی که از ما شأن و شوکت را گرفت وعدۀ صادق محـقق شد به لطف همتـش از وحوش منطقه، افسار قدرت را گرفت میشود جان داد در راه امام عصر خود میتوان از دست مهدی اذن رجعت را گرفت حاج قاسم میرسد امشب به استقـبال او او که از شاه خراسان مزد خدمت را گرفت
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() رحلت شهادت گونه خادم الرضا آیت الله رئیسی رحمه الله علیه
ای مرد! در میانه میدان چه میکنی؟! در لابلای جنگل و باران چه میکنی؟! دل کنده از اوامر و دسـتور و پایتحت در نقطههای مرزی ایران چه میکنی؟!
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() رحلت شهادت گونه خادم الرضا آیت الله رئیسی رحمه الله علیه
ایران شده یک دست، بیـائـید و ببـینید این اوج وفـاق است، بیـائـید و ببـیـنید آن می که زلال و علویّ و رضوی بود کـرده همه را مـست، بیائـید و ببـیـنید بر قـوم کـمر بـسته در این راه، نباشد نـومـیدی و بن بـست، بیـائـید و بـبینید آن سـیــّد آزاده که در بــنــد ولا بــود آخـر ز بـلا رسـت، بیـائـیـد و ببـیـنـید ای مدعـیان هـنر! ای مـوج سـواران! اوج هـنـر این است، بیـائـید و ببـیـنید از دوری آن قلب پر احساس و تـپـنده قـلب همه بـشکـسـت، بیائـید و ببـیـنید گـویند درخـتان همه ایـستـاده بـمـیرند برخاست و ننـشـست، بیائـید و ببـیـنید با سوز رضا آمد و در روز رضا رفت رو سوی حرم جَست، بیائـید و ببـینید
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() رحلت شهادت گونه خادم الرضا آیت الله رئیسی رحمه الله علیه
اینچنین پرواز در اوج رهایی عزت است آسمانی رفتنت ای مرد خاکی حسرت است از امامت خادمی را با شهادت خواستی روز میلادش گشود آغوش، وقتِ بعثت است حاج قاسم با بهشتی با رجایی؛ در حرم، پیشوازت آمدند و هر شهیدی دعوت است نام تو مـانـاست چون تاریخِ ایرانِ کهـن مثل تو در رگ رگِ فرزندهامان غیرت است خادم قرآن و عـترت! سید پاک و زلال! یاد تو جاریست در هر جا که شوق خدمت است خوش بحالت در سه جا آید به دیدارت امام رفتنِ تو اینچنین دیگر چه جای غربت است!
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() رحلت شهادت گونه خادم الرضا آیت الله رئیسی رحمه الله علیه
در ما قـیامت کن قـیامت سید ابراهیم ای صاحب جود و کرامت سید ابراهیم ما را خبر از خویش بی خود کرده اما تو اما تو راحت باش راحت سید ابراهیم تو شـاد از دیـدار با ما مـردم دلـتنگ ما خسته از دنیای غربت سید ابراهیم از ابـتدا هم تو شـهـید زنـدهای بـودی سهم تو شد آخر شهـادت سید ابراهیم دیـدار با تو بار دیگـر آرزوی ماست دیـدار ما روز قـیـامـت سید ابـراهـیم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() رحلت شهادت گونه خادم الرضا آیت الله رئیسی رحمه الله علیه
دست او در آسمان دست شهادت را گرفت بال در بال شهادت مزد خدمت را گرفت دیشب از هرجا خبر میآمد از پرواز او رفته رفته این خبر رنگ حقیقت را گرفت میتوانست او نباشد در میان کوه و دشت آسمان اما صدایش کرد، دعوت را گرفت چشمهایش را تماشا کردم و بغضم گرفت چشمهایی را که از آن خواب راحت گرفت کار کرد و کار کرد و کار کرد و کار کرد این دویدنها مسیر بینهـایت را گرفت از عـلی بن ابی طالـب نـشان مِـهـر را از حسین بن علی مُهر سیادت را گرفت او دلش تـنگ امـام مهـربان خویش بود در شب میلاد او اذن زیارت را گرفت
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() رحلت شهادت گونه خادم الرضا آیت الله رئیسی رحمه الله علیه
به آسمان زد و چون نور بینهایت شد پرنده پر زد از این خاکدان و راحت شد کسی که پاک و شهیدانه زندگی میکرد عجـیب نیست اگر لایـق شهـادت شد همیشه نام تو سبـز است سیّدابراهـیم هر آن کجا ز جهـاد آیهای تلاوت شد همیشه نام تو چون شهد بر زبان جاریست به هر کجا ز تلاش و جهاد صحبت شد فقـیه، جامۀ سـربـازی وطن، تن کرد و مست جام میِ طاعت و اطاعت شد شهـید راه وطن گـشـت سیّـدابـراهـیم جهاد کرد و در آخر شهید خدمت شد غـلام بــارگـه آسـتــان قــدس رضــا شـب ولادت او راهــی زیــارت شـد شهادت آمد و دستش گرفت و با خود برد دعـای خـادم خـوان رضا اجابت شد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() رحلت شهادت گونه خادم الرضا آیت الله رئیسی رحمه الله علیه
عـزیـز ملت ایـران خـدا نـگـهـدارت شهید طعـنه و بـهـتـان خدا نگهدارت امیر بودی و دورت پر از امیران بود بـرو عـزیـز فـقـیـران خدا نگهدارت به غیر خالق خود از کسی نترسیدی دلـیـر جـمـع دلـیـران خـدا نگهـدارت رئیس بودی و جایت به صدر مجلس بود شهید، در مِه و بوران خدا نگهدارت زلال بــودن تــو مـیزنـد مــرا آتـش شـبـیـه قـطـره بـاران خـدا نگهدارت برو که چهره مظلومت آتشم زده است شـبـیـه شـاه شـهـیـدان خدا نگهـدارت شبیه شـاه خـراسان غـریب بودی تو به یـاد شـام غـریـبـان خـدا نگهدارت سپـردمت به پیمبر به حـیدر و زهرا غـلام شـاه خـراسـان خـدا نگهـدارت ز بس که گریه به غم های فاطمه کردی شدی به فاطمه مهمان خدا نگهدارت
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() سالگرد شهادت سردار قاسم سلیمانی
در آن غروب آخرین، حماسه شد، سرود شد شهادتین بر لبش، هر آنچه گفته بود شد چه گوشها که تیز شد، به انتظار پاسخش چه کرد هُرم شعلهها، در آن سپیده با رُخَش قرار ماندنش نبود و سخت بیقرار بود که در غلاف صبر و اشک و آه، ذوالفقار بود چه بیخبر، چه ناگهان، چه بیصدا، چه بیامان چه کرد خون پاک او، در آن زمین، در آن زمان کمال معـرفـت فـنا، فـنـای در مسـیر او که حکم عـشق گفته مَن عَـشِقـتُهُ قَـتـَـلتُهُ خطاب میکنم تو را، مخاطب شهید من در این جهان بیکسی، تویی فقط امید من مجاهـدت مسـیر تو، مـقـاومت مـرام تو تو حاج قاسمی و شد، شهید قدس نام تو لطیفِ واژۀ تنت، چو لاله واژگون چرا؟ حروف تن مقطّعه، میان خاک و خون چرا؟ نگاه کن نگاه کن، به جوش من، خروش من علَم نخورد بر زمین، یل علَم به دوش من در آخرین نفس چه شد، که سوخت زخم حنجرت؟! نشست تیر حرمله، یکی یکی به پیکرت سرم فدای آن سری، که از قفا بریده شد فـدای آن تـنی که بین نـیـزهزار دیده شد به پیش چشم خواهری، سکوتِ خنجری شکست سری به روی نیزهها، حرم به خاک و خون نشست علَم که خورد بر زمین، تمام خیمه غصب شد تن شریف بیسری، نصیب سُمّ اسب شد چه کرد شمر بیحیا، به پیش چشم شاهدین چه زخمها که از سنان، نخورد قلب شاهِ دین به اشک چشم گفتهام، که ای رفیق دائمی مکن دریغ چون که تو، نثار حاج قاسِمی
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() سالگرد شهادت سردار قاسم سلیمانی
برای روح تو، دنیا عجب جای حقیری بود برای تو شهادت آرزوی دلپـذیری بود تمام عمر تو سیر و سلوک و عشق و خدمت شد برایت بین بستر آرمیدن چون اسیری بود جوانی را فدا کردی، شهادت را پسندیدی به تو آنچه نیامد مرگ در دوران پیری بود سرا پا خویش را گرچه نثار راه حق کردی زِ تو یک دست ماند آنهم برای دستگیری بود پس از آنکه تو رفتی، تنگ شد بر عاشقان دنیا تو رفتی بعد تو سید رضیها آمدند آنجا به جای رد پایت ای مسافر! سرو میکاریم تو را ای قهرمان در قصههامان زنده میداریم اگرچه رفتهای، الگوی ما همواره میمانی و فرزندانمان خواهند شد قاسم سلیمانی و فرزندانمان قطعاً سلحـشوران دنـیایند همین مستضعفان میراثدار صبح فردایند ندارد فرق موجِ کرخه پیش چشم ما با نیل که در جنگیم با آن غاصبِ خونخوار اسرائیل بداند باز آمریکا که ما خونخواه سرداریم که ما با قاتلش قطعاً برادر کشتگی داریم به پای امر رهبر تا که جان داریم میمانیم برای این علی، عمار و مقدادیم و سلمانیم رسیده روزهای انتهای ویژه خواریها که کوتاه است آری عمر اینگونه سواریها شما رودید ای مردم، زلال و تازه و روشن شما سیلاید سیلِ غیرت و کابوس اهریمن به فرمان ولی باشید، نصرت زود خواهد بود سپاه ما سپاه حضرت موعود خواهد بود
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() استقبال از پیکر مطهر شهدای گمنام
به سیل اشک میشوئیم راه کارونها را هنوز از جبهه میآرند تابوت جوانها را امان از اینچنین سوزی که در داغ عزیزان است امان از اینچنین داغی که میبُرّد امانها را به دنبال جوان خوش قد و بالای خود بودیم غریبانه ولی بردیم با خود استخوانها را اگر دریا نمیگنجد به کوزه، با چه اعجازی میان چـفیه پـیچـیدند جسم پهـلوانها را؟ خبر دادند یوسفها به کنعان باز میگردند نـدانـسـتـیـم بـا تـابـوت میآرنـد آنها را به روی شانۀ لرزان مردم یک به یک رفتند خدا از شانۀ مردم نگیرد این تکانها را
: امتیاز
|