
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه محرم
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه صفر
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الأول
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الثانی
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الأول
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الثانی
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه رجب
-
سایت قرآنی تنـــــزیل
-
سایت مقام معظم رهبری
-
سایت آیت الله مکارم شیرازی
-
سایت آیت الله نوری همدانی
-
سایت آیت الله فاضل لنکرانی
-
سایت آیت الله سیستانی

![]() مناجات و استقبال از ماه مبارک رمضان
السلام ای مـاه پـنهـان پشت استهلال ما ما به دنبال تو میگـردیم و تو دنـبال ما ماهِ پیدا، ماه پنهان، ماه روشن، ماه محو رؤیت این مـاه یـعـنی نـامـۀ اعـمـال مـا خاصه این شبها که ابر و باد و باران با من است خاصه این شبها که تعریفی ندارد حال ما کاش در تقدیر ما باشد همه شبهای قدر کاش حَـوِّل حـالـَنـاییتـر شود احوال ما ما به استقبال ماه از خویش تا بیرون زدیم ماه با پـای خـودش آمد به اسـتـقـبـال ما گوشۀ چشمی به ما بنمای ای ابروهلال تا همه خـورشید گردد روزی امسال ما
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مناجات و استقبال از ماه مبارک رمضان
دوسـتان مـژده که ماه رمـضان میآید وقت آمـرزش هر پیـر و جـوان میآید میتوان کرد نـثـار قـدمـش جان عزیز کـه ز درگـاه خــداونـد جـهـان مـیآیـد سفرۀ رحمتش افـتاده و این ماه شریف به خـبـر کـردن مـا بـیخـبـران میآیـد صیقلی از مه نو در کف روشنگر فیض بـه جــلا دادن آئــیــنــۀ جــان مـیآیــد تا کـند پاک ز آلایـش عـصیان همه را موج رحمت ز کران تا به کران میآید نیست مه، بلکه هماییست که از اوج شرف بر سر خـلـقِ جـهـان بـالفـشان میآیـد تا به شب، ابر کرم فیض و عطا میبارد تا سحـر، تـیـر دعـاهـا به نـشان میآید گل بچین زین چمن فیض، که ده روز دگر گلشن عـمرِ تو را فـصل خـزان میآید عمل خویش، تو امروز نکو کن «واعظ»! که بد و نیـک تو فـردا به مـیان میآید
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مناجات و استقبال از ماه مبارک رمضان
دل من فرصت مـسـتی است بیا نـوبت عـهـد الـسـتـی اسـت بـیـا در مــیــخــانــه دوبــاره وا شـد مــوسـم مـسـتـی بـی پــروا شـد مست شو تا به سحر هروله کن سعی کن سعی خودت را یله کن یـلـه از غـیـر خـدا شـو دل مـن عشق و ایمان و صفا شو دل من گوش کن نغـمۀ "شهـر رمضان الــذی اُنــزِلَ فِــیــه الـــقُـــرآن" فـصـل زیـبـای مـنـاجـات رسید بـا خــدا وقـت مــلاقـات رسـیـد فـصل گـل کردن آیـات حضور وقت پـرواز دل از شب تا نـور وقــت آدم شــدن و نــاب شــدن هم نفس با شب و محراب شدن سفرۀ رحمت حق گسترده است از فلق تا به شفـق گسترده است جوشن و ذکر و توسل زیباست جوشش فیض و تفضل زیباست رمضان مـاه خـدا ماه عـلیست مـحـرم زمـزمه و آه عـلـیسـت سجده در خون چه تماشایی بود سـحـر وصـل چـه رؤیـایی بود سـرخ شـد چــهــرۀ آئــیــنــۀ او شـد روا حــاجـت دیــریــنــۀ او اسـتـجـابـت گـل نـجـوایـش شـد راهـی روضــۀ زهــرایـش شـد مـرکـب ثــانــیــه هـا مـیگــذرد رمـضـان اسـت هـلا! میگـذرد در تب جـرم و خـطا سـوخـتهام چـشـم بر لـطـف خـدا دوخـتـهام بـه دل خــســتـۀ مــولا یــا رب بـه نــمـاز شـب زهــرا یــا رب سـوخـتـه حـاصـل ما را دریاب بـه نـگـاهـی دل مــا را دریـاب
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() وداع با ماه شعبان و ورود به ماه مبارک رمضان
رود شعـبان، رسد ماه خدا آهستهآهسته رسد مـاه خـدا ، مـاه عـطا آهـستهآهسته دلم نام خدا سر میدهد آماده باش اکنون که باید گشت با دل هم صدا آهستهآهسته اگر که وصل میگردیم بر ماه صیام اما شویم از ماه شعبان هم جدا آهستهآهسته رسد ماه صیام، از حنجر گلدستهها یاران به پـیـچـد بـاز صوت رَبَنا آهـستهآهسته رسد ماه گذشت از بندۀ اهل خطا برخیز مُبرا کن دل خود از خـطا آهـسته آهسته بود ماه عبادت، چشمه آب حیات ای دل بنـوش از چـشـمه آب بـقا آهـستهآهـسته چه زیبا رَبَّنا اِغْفِرْ لَنا بنـشسته بر لبها بیا تکـرار کن اِغْـفـِرْ لَنا آهـسته آهـسته بلای معصیت افتاده بر بال و پرت افسوس رها کن خویش را از این بلا آهستهآهسته گدایی کن ز درگاه الهی آنچه میخواهی که خرج خویش میگیرد گدا آهستهآهسته به اشک دیده زین ایام باقیمانده از شعبان بده جان و دل خود را صفا آهستهآهسته شود هر روزهداری تشنه اما سوخت میباید به یـاد تـشـنـگـان کـربـلا آهـستهآهـسته اگر گیرد عطش دامان جانت را بیا "یاسر" بگـیـر آتش ز داغ نـیـنـوا آهـستهآهـسته
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مناجات پایان ماه رمضانی و روضۀ سیدالشهدا علیهالسلام
سفره را جمع نکن، باز گدا پشت در است باز کن در به رویم، آبرویم در خطر است رحم کن، آتش هجران جگرم را سوزاند چونکه اسمم پس از این رهگذر دربدر است همه رفـتـند و من بیسر و پا جامـاندم آنکه آلوده و بیکس شده این یک نفر است آشـنـاهـا چـقـدر بـر سـر من داد زدنـد آنقدر بنـدۀ تو وقت گـناهـان قـدر است دست خـالی مرا هیچ رفـیـقی نگـرفت خرج بیچارگیام گردن این چشم تر است کمکم کن که زمین خوردن من نزدیک است آنچه که وزر و وبالم شده این زخم پر است بـاز ذکـرم شـده امـشـب بـعـلـیٍ بـعـلی چه کنم! هر قسمی غیر علی جان ضرر است چونکه مهمان شب اول قبرم حسن است عفوت از آنچه که فکرش بکنم بیشتر است میرسد وقت سحر، عطر و بوی کرببلا هر نسیمی که میآید طرفم خوش خبر است مــادری کـاسـۀ آبـی تــه گــودال آورد آه! چشمش به لب خاکی و خشک پسر است گفت اگرچه ز در خانه لگد خوردم من چکـمۀ قـاتـل تو باعث درد کـمر است
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مناجات پایان ماه رمضانی و روضۀ سیدالشهدا علیهالسلام
شب آخر رسید اما برای عاشق آغاز است که عاشق خوب میداند سحر هنگامِ پرواز است اگر این است آقایم ندارد سفرهاش پایان ضیافت خانهاش شُکرِ خدا هر روز و شب باز است خدا را شُکر در سی شب مرا دارالشفا آورد همین که دید بیمارم دلم لبریز امراض است خدا را شُکر مهمانِ امامی مهربان بودیم چرا ما آمدیم اینجا میان ما و او راز است خدایا کاش سال بعد سحرها در بقیع باشیم که در صحن حسن یک طورِ دیگر گریهها ساز است و شبها جمع میگردیم گِردِ مرقدش آنجا کنارِ پنجره فولادِ زهرا که پُر اعجاز است توسل کن توکل کن خدا هست و خدا کافی است چه غم در پیش راه تو هزاران دست انداز است خدا را کاش بنویسند در این شب برای ما امامش را نَه سربار است بلکه خوب سرباز است حسین است و لبی خشک و... صدای لشکری سیراب کسی رو میزند که روی دستش کودکی ناز است الهی بشکند دست و کمان حرمله، بد زد رُباب است و همین روضه: ببین چشم علی باز است
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مناجات پایان ماه رمضانی با خداوند کریم
یـا رب بـیـا نـیـایـش ما را قـبـول کـن از بـنـدۀ حـقـیـر تـو مــولا قـبـول کـن سی روز در حضور تو ما سجده کردهایم این سجـدههای ناقـص ما را قبول کن یک مـاه میـهـمـان تو بودیم ای کـریم ما را تو سـائـلان هـمـیـنجا قبول کن در امتحان بـنـدگیات سرشکـسـتـهایم من اعـتـراف میکـنـم، امّـا قـبول کـن مهـمانیات تمام شد و سفـره جمع شد مـا را هـنـوز تـشـنـۀ دریـا قـبـول کن شـبهـای قــدر ذکـر عـلـیٍ عـلـیّ مـا پـیـچـیـد در عــوالـم بـالا، قـبــول کـن ما که نماز و روزۀ خـوبـی نـداشـتـیم امّا به جـان حـضرت زهـرا قبول کن با اشک شرم خویش «وفایی» نوشت و گفت یک شاخه گل به رسم هدایا قبول کن
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مناجات پایان ماه رمضانی با خداوند کریم
چشم تا بر هم زدم، یک ماه مهمانی گذشت لحظههایی مملو از الطاف رحمانی گذشت رفت از کوی و خیابان سفرهاش را جمع کرد ای دل غافل! کجا بودی فراوانی گذشت تشنگی گاهی برایم روضه میخواند از حسین ظهر با لبهای تشنه چشم بارانی گذشت بعد از این سی روز روزه از خودت حتی بترس چند روزی را که شیطان بود زندانی گذشت شادی فطر آمد اما غم دلم را برده است چشم تا بر هم زدم یک ماه مهمانی گذشت
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مناجات پایان ماه رمضانی با خداوند کریم
عطـر بهار از سر کـوه و کـمر گذشت پـروانـهوار آمـد و پـروانـهتـر گـذشـت آبـیتــر از زلالـی تــرتـیـلهـا رسـیــد جاریتر از طنین دعـای سحـر گذشت پیمانههای لب به لب از تشنگی کجاست؟ دورِ شکـسـتهحـالی چـشـمانِ تر گذشت من زندهام به شادی این دست خاطرات من زندهام به گرمی اینگونه سرگذشت کو آسمان؟ کجاست رهایی؟ کجاست ماه؟ دردا دو روز عمر که بیبالو پر گذشت زُل میزنـد به لحـظۀ دلـتـنگی غـروب نخلی که روزگار بر او بیثـمر گذشت یک مصرع است و قصۀ هر سالۀ من است: در خواب بودم و رمضان بیخبر گذشت خوش باد حال آنکه در این ماه زنده شد خوش باد حال آنکه در این ماه درگذشت
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مناجات پایان ماه رمضانی با خداوند کریم
تن از تو گرفتهست شکوفایی و جان هم آری تن و جان از تو شکوفاست، جهان هم مشـغـول تو بودند در این مـاه دلانگـیز تنهـا نه فـقـط عـابـد و زاهـد، دگران هم امـا نـتـوانـسـت کـه از خــوابِ زمــانــه بـیـدار کـنـد جــان مـرا بـانـگِ اذان هـم سرگرم خود آنگونهام ای دوست که چندیست جـاری نـشـده نـام تو حـتی به زبـان هم از چشمۀ رحمت که روان بود در این ماه لب تشنگیاش ماند برای من و آنهم... هـر گـاه نـشـسـتـم وسـط روضــۀ سـقــا شرمنده شدم از خود و از سینهزنان هم تا خـواستم اینبـار بـیایم به خودم، رفت از دستِ منِ سر به هوا، این رمضان هم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مناجات با خدا و روضۀ سیدالشهدا علیهالسلام
هر کجا جا مـانده بودم آمدی دنبال من بیـشـتر از مـادری دلـواپـس احوال من با خـجـالـت آمدم یا رب به مهـمانی تو آمـدی با روی بـاز اما به استـقـبال من تو رفیق نا رفـیقی مثل من هم میشوی گرچه ذاتا بینیازی از من و امثال من طاقت آتش ندارد این بدن یا رب ببخش حال و روزم را ببین و رحم کن بر حال من گرچه نعمتهای خود را خرج من کردی ولی خرج راه تو نشد یکبار هم امـوال من گرچه ممکن نیست اما کاش در روز حساب در شلوغی گم شود پـرونده اعـمال من بی علی یک دم نمیمانم خدایا در بهشت کل نعمتهای جنت هم که باشد مال من گر حسین از ما گنهکاران شفاعت میکند پس میارزد تا بسوزد مثل فطرس بال من ای خدای کعبه و ششگوشه قسمت میکنی؟ کربلا و مکه باشد روزی هر سال من؟ آروز دارم بـیـام کـربـلایت یـا حـسـیـن تـا ابـد دورت بگـردم کـعـبـه آمـال من دخـترت شام غـریبان گـفت بابا بعد تو رفت غارت گوشوار و سرمه و خلخال من
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مناجات با خدا و روضۀ سیدالشهدا علیهالسلام
گرچه همیشه رازم، پیش تو برملا بود نَشکَن دل کسی که، کارش خدا خدا بود شرمندهام به قـرآن، خیلی خراب کردم ویرانۀ دل من، یک روز خوشنما بود ظرفِ پُر از تَرَک را، نقداً خودت خریدی قـلب شکـسـتۀ من، با اینکه بیبهـا بود دست از تو تا کشیدم، دنیا کِـشیدهام زد عاشق بدون معشوق، سهمش فقط بلا بود تا گوشهای نشستم، پیشم نشـستی انگار پس راه اصلی وصل، در کُنج انزوا بود حتّی نگفتهای کیست، من را بغل گرفتی بخشایشت همیشه، بیچون و بیچرا بود چادر نماز زهرا، مصداق یا مُجیر است در اوج بیپـنـاهی، مـادر پـنـاه مـا بود آب و غذای ما را، شخصِ حسن رسانده رزق از کریم خوردن، خوشبختی گدا بود بیچـارهام، به حَـقِّ حـیدر، اِلهی العـفـو مُهر قبولی من، در دستِ مرتضی بود نوکر دلش گرفته، دلتنگیاش حسین است ای کاش روزیِ ما، امـسال کـربلا بود افطارِ تشنهلبها، اشک است، اشک روضه یاد همان لـبی که، پامـالِ چکـمهها بود کهنهحصیرِ دِه هم، جـمعش نکـرد آخر آن جسمِ قطعه قطعه، از بس جدا جدا بود
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مناجات شب قدری با خدا و روضۀ سیدالشهدا علیهالسلام
تو چـنانی که منم شـیـفـتـه و دربهدرت نظـری کن که بیـایم نـظری در نظرت هر چه دیدی طـمعِ بیـشـتر و بیـشـتـرم بـاز دیـدم کــرمِ بـیـشـتـر و بـیـشـتـرت این همه جرم و خطا کردهام و در عجبم نشد اصلاً که مجـازات شوم با تـشرت کیستم؟! این همه تحویل مَگـیرم که منم بندۀ عاصی و رسوا شده و خـیرهسرت شرمسارم که همیشه عوضِ این همه لطف بـودهام در هـمۀ عـمر فـقـط دردسـرت لطف کردی و رساندی منِ تنها شده را به مناجـات ابوحـمزه و فـیض سحـرت قَـسـَمت میدهـم امـشـب بِـعـَلـیٍ بِـعـَلـی قَـسَمت مـیدهـم آری، قـسـم مُـعـتـبرت ثمر خلقت هستیست در انگـور نجـف بچشان بر لب من، جُرعهای از این ثمرت گفتمت راه تقرب به سویت چیست بگو گفتی از کرب و بلا راه بجویم به درت گفتم اصلاً چه زمان یاد حُـسین ت باشم گفتی آن ثانیه که سوخت زبان و جگرت گفتمت تشنه که گشتم چهکنم یادِ غـمش گفتی آن لحظه مدد جوی ز چشمان تَرَت گفتمت روضه بخوان تا که دلم نرم شود گفتی از تشنهلبِ در دل خون غوطه ورت گفتم اصلاً چه شده خـم شده آقا کـمرش گفتی ایکاش نبـیـنی غم و داغ پـسرت کاش هرگز نشود تا که ببینی روی خاک مثل تسبیح تنش ریخته در دور و برت
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مناجات شب قدری با خدا و روضۀ امیرالمؤمنین علیهالسلام
ای به سویت دل هجران زدۀ ما نگران کوی وصل تو بود مقصد خونین جگران در شب قدر، شب راز و نیاز ملکوت نـالـه دارنـد به درگـاه خـدا مـنـتـظران اینهمه سوخته دل در سفر کوی توأند شوق دیـدار تو دارند همه هـمـسـفران جاده در جاده نشـستیم که هنگام عبور بنـشـیـند ز تو گردی به رخ رهگذران بگـذارید رقـیـبان هـمگی طـعـنه زنـند حال ما را که نـدانـند، ز ما بیخـبران باکی از دیـدۀ غـفلت زدۀ دشمن نیست چون به جایی نرسد دیدۀ کـوتهنـظران با تو مـا هـمـسـفـر کـوفـۀ دردیـم هـمه تا بسوزیم به حال همه خونین جگران شد دوتا فرق علی در دل محراب دعا میرود نالۀ هستی ز کران تا به کران میکـشـد آه ز انــدوه پــدر دخــتــر او آه او شعـله زند، شعـله به جان دگران یک طرف نالهزنان در غم او دخترهاش یک طرف اشک فشانند ز ماتم پسران «یاسر» از چشم مخواه این که نجوشد اشکش میشود داغ در اندوه عـلی پـردهدران
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مناجات ماه رمضانی با خداوند کریم
ای مرا دلـبـر و دلـدار! اَجِرنا مِنْ نار آمـده عـبـد خـطـاکـار! اَجِـرنـا مِنْ نار تا که گـردیم سـبکبـال، الهـی الـعـفـو تا که باشـیم سـبکبـار! اَجِرنا مِنْ نار مُـذعـنـاً مـعـتـرفـا آمــدهام! در وا کـن بـدم و میکـنـم اقـرار! اَجِـرنـا مِنْ نار با بـدیها شـدهام طـرد! اغـثـنـا یا رب با گـنـاهـان شدهام خار! اَجِرنا مِنْ نار با کـلافِ دلِ بـیطـاقـت و بیسـامـانـم آمـدم بـر سـر بـازار! اَجـِرنـا مِـنْ نار راه کج گرچه مرا دور ز درگاهت کرد حال برگـشتهام ای یار! اَجِرنا مِنْ نار شد شب سـیـزدهم، یـاد نـجـف افـتـادم به عـلی حـیـدر کـرار! اَجِـرنا مِنْ نار به سحـرهـایِ حـرم اُنس گرفـتم یعنی: به دمِ قـدسـیِ زوار! اَجِــرنـا مِـنْ نـار به همان مـادر مظلـومه و تنهـایی که، مـانـد بـین در و دیـوار! اَجِرنا مِنْ نار به سِرِشکی که روان گشت ز چشمانم با، روضۀ داغـی مسـمار! اَجِـرنا مِنْ نار بـه غــم شــام غــریـبـان ابــاعــبــدالله که حرم گشت شرربار! اَجِرنا مِنْ نار به همان طفل سه ساله که پس از غارت شد وسط شـعـله گـرفـتـار! اَجِـرنا مِنْ نار هر که دعای «مجیر» را در «ایام البیض» ماه رمضان (۱۳ ،۱۴ ،۱۵ ) بخواند، گناهش آمرزیده می شود، هر چند به عدد دانه های باران و برگ های درختان و ریگ های بیابان باشد! و خواندن آن برای شفای بیمار و رفع غم و اندوه سودمند است؛ مفاتیح الجنان
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مناجات ماه رمضانی با خداوند کریم
آمد سحر دوباره و حال سَهَر* کجاست؟ تا بلکه آبرو دهـدم، چـشم تَر کجاست؟ بیدار مینـشـیـنم و باشد دلـم به خـواب با این درختِ آب نداده، ثـمر کجاست؟ ای داوری که دست مـرا کـردهای بلـند از من ز دستِ نفْس، زمین خوردهتر کجاست؟ دارم دو دست سوی تو بالا و سر به زیر کو دست دیگری که گذارم به سر؟ کجاست؟ با آب میکـنـند سـیاهی ز صفـحه پاک پُر گشته نامهام ز گنه، چشم تر کجاست؟ جز خانۀ تو، هر چه درِ خانه، بسته است یک در، که وا شود به منِ دربه در کجاست؟ یک گـوشۀ نـگـاه، عـوض میکـند مرا در این میان، به گوشهنشین آن نظر کجاست؟
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مناجات ماه رمضانی با خداوند کریم
باز شد پنجرۀ روشنی از فصل حضور فصل سرسبز دعا، فصل شکوفایی نور دردمندان! به شما ماه خدا رو کردهست چه خدایی، که رحیم است و کریم است و غفور به هلال مَـهِ نو در رمـضان باید گفت: «قُل هُوالله اَحَد چشم بد از روی تو دور» گاه در پـرتو قـرآن، به تـلاوت بنـشـین ای نگـاه تو طـربنـاکتـر از باغ بـلـور عافیت چون طلبد؟ آن که گریزد ز طبیب به خدا کی رسد؟ از خود نکند آن که عبور صبر بر معصیت، از زهدِ ریایی بهتر سعی کن تا که در این ماه شوی سنگ صبور ای دلت در گـرو آیۀ «فَاخـلَع نَعـلَیک» در دلت مـانده اگر آرزوی وادی طـور بیریا، در پی تسکینِ دلِ مسکـین باش نشود مانع احساس تو، احساس غـرور ای صفـای تو نوازشگـر گـلهای یـتـیم نذر این باغچه کن، شادی و شیدایی و شور سعی کن لـذت غـفـران خـدا را بچـشی ای که ابر کَرَم از روی سرت کرده عبور دل اگر یاد خدا کرد و شب از نیمه گذشت میشوی غرق عنایت، سحر از فیض حضور به دعـا دست برآرید « شب قدر» مگر بگـشاید گـره از کار شما صبح ظهـور ای که چشم دل تو در طلب راه خداست رو به مهمانی او کن، رمضان ماه خداست
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مناجات ماه رمضانی با خداوند کریم
با پـشـیـمـانی و با عـفـوِ اسـاسی آمـده باز کن آغوش خود را؛ عبدِ عاصی آمده باز کن آغوش خود را "یا رَجاءالمُذنبین" سـائلِ بیسـرپـنـاه و آس و پـاسی آمده رفته از یادش! فراموشی گرفته سالهاست اهلِ نسیان است و غرقِ بیحواسی آمده شُکرِ نعمت رفته از یادش، حواسش نیست که با اجـابت رفـتـه و با نـا سـپـاسی آمـده دردِ عصیان بیقرارش کرده! حالش را ببین تا شود بخـشـیده با چه الـتـمـاسی آمده دعوتش کردی به مهمانی که درمانش کنی در دلِ شیطان عجب هول و هراسی آمده رختِ تقوا بر تنِ خوبان دلش را برده است گوشهای کِز کرده! با کهنهلـباسی آمده دوست دارد از صمیم جان، عزیزانِ تو را بـنـدهٔ نــاقـابـلِ گـوهــرشـنـاسـی آمــده میشناسد مادر سادات را؛ یارب ببخش پشتِ "در" امشب گدایِ ناسپاسی آمده جانِ آن مادر ببخش این بنـدهٔ آلوده را حـال که با تـوبهٔ نـاب و اسـاسی آمده!
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() غزل مناجاتی و استقبال از ماه رمضان
سحر دمیده و بر شیشه میزند باران هوا مسیحنفـس شد، به مقـدم رمضان جوانهها همه دست دعا به شاخه بلند شکـوفههای بهاری به ذکر الرحـمان وضو گرفته شقایق به جرعهای شبنم نسیم غرق نیایش، درخت محـو اذان گل محـمـدی و نـغـمۀ خوش صلوات نگاه نرگس سرمست همچنان نگران خـوشا تـلاوت قـرآن به وقـت آمدنت خوشا دعای سحر در نـمازخانۀ جان اگرچه زخمی صد داغ کهنه است زمین نگاه لطف تو کافیست تا بگیرد جان سلام بر تو که اصل سلام دیدن توست سـلام بر سـحـرسـتـان اول رمـضـان
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() غزل مناجاتی و استقبال از ماه رمضان
السلام ای ماه پنهان پشت استهـلال ما ما به دنبال تو میگردیم و تو دنبال ما ماهِ پیدا، ماه پنهان، ماه روشن، ماه محو رؤیت این مـاه یـعـنی نـامـۀ اعـمال ما خاصه این شبها که ابر و باد و باران با من است خاصه این شبها که تعریفی ندارد حال ما کاش در تقدیر ما باشد همه شبهای قدر کاش حَوِّل حـالَنـاییتـر شود احوال ما ما به استقبال ماه از خویش تا بیرون زدیم ماه با پـای خـودش آمد به استـقـبال ما گوشۀ چشمی به ما بنمای ای ابروهلال تا همه خورشید گردد روزی امسال ما
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مناجات پایان ماه شعبان و استقبال از ماه رمضان
نــویـد تــابـش مــاه صــیـــام مـیآیــد شـمـیـم رحـمت حـق بر مـشـام میآید گمانِ یأس، گـناه است آنکه را امشب بـه درگــه کــرمِ "ذوالـکِـرام" مـیآیـد ز آستانۀ رحـمـت گذشتن از عـصیان بشارتیست که بر خاص و عام میآید دو صد گناه، به یک "یا اِلٰه" میبخشند دو صد جواب به هر یک سلام میآید ز مرحمت رمضان المبارکش خوانند مــه صــیــام که بـا احــتـرام مـیآیـد گشوده است درِ فیض و بندگان همه را پـیِ شــتـابْ بـر این در پــیــام میآیـد
: امتیاز
|