کاربری جاری : مهمان خوش آمدید
 
خانه :: شعر
موضوعات

اشعار



مدح و وفات حضرت ام البنین سلام‌الله‌علیها

شاعر : حسن زرنقی     نوع شعر : مدح و مرثیه     وزن شعر : مفاعلن فعلاتن مفاعلن فع لن     قالب شعر : غزل    

بگیر زیر پَر خود، عزیز دار چو جانت            چهار دسته‌گلی را که پیش توست امانت

که بوده‌ای که علی گفت جای فاطمه باشی؟!            که بوده‌ای تو؟! که پیدا نبوده است کرانت


چه صادقانه شریک غم علی شده بودی            چه عـاشـقـانه شدی مـادر امـام زمـانت

رسیده‌ای به مقامی که راه عرش خدا را            به خشت خشتی از این خانه داده‌اند نشانت

چه خانه‌ای که به هر لحظه در معیت زینب            به روی شانۀ جانت خوش است بار گرانت

حسین را به ابوالفضلِ خود سپردی و رفتند            فـدای حـس غـریب تـو و دلِ نـگـرانـت

چهار فصل بهارت چقدر سبز گذشت و            چقدر سرخ رسـیده چهار فصل خزانت

: امتیاز

مدح و وفات حضرت ام البنین سلام‌الله‌علیها

شاعر : رضا قاسمی نوع شعر : مدح و مرثیه وزن شعر : مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن قالب شعر : غزل

ای سـفـره‌دار! سـفـرۀ اعیانی‌ات قبول            اُمُّ‌الـشـهـیـد! لـشکـرِ قـربـانـی‌ات قبول

ای مشکِ چشم‌های تو نذرِ لبِ حسین!            ای آسـمان! زیـارتِ بـارانی‌ات قـبـول


گـفـتند از خـسوفِ قـمر، بـاورت نشد            حیران ماهِ عـلـقـمه! حـیرانی‌ات قبول

ای روضه‌خوانِ چار مزارِ خیالی‌ات!            اُمُّ‌ الـبـقـیـع! تـعـزیـه‌گـردانی‌ات قـبـول

چادر به سر کـشیده‌ای و زار می‌زنی            ای کوهی از وقار! پریـشانی‌ات قبول

شـمعِ مـزارِ کـیـستی ای مـادر قـمر؟!            شبگـریـه‌های شامِ غـریبانی‌ات قبول

فریاد داشت سوزِ دَمت رو به دشمنت:            ای امتِ رسول! مـسـلـمـانی‌ات قبول!

: امتیاز
نقد و بررسی

هرچند موضوع به قبرستان بقیع رفتن حضرت ام البنین و چهار صورت قبر کشیدن و عزاداری کردن ایشان برای فرزندانش در بعضی از کتب مقاتل ذکر شده است اما این گزارش تاریخی مورد نقد است از جمله اینکه ام البنینی که وصفش آنگونه در تاریخ آمده چرا فقط برای چهار فرزند خودش ... و عزداری می کند و برای سیدالشهدا عزاداری نمی کند و در ادامه این گزارش؛ دل رحمی و مروّت حاکم خونخوار و مستبد مدینه وصف می شود که احتمال دارد این گزارش تحریف عوامل بنی امیه برای تطهیر خود و جنایاتشان باشد؛ لذا بعضی از موخین و علما معتقد هستند بعید است چنین چیزی صحت داشته باشد. جهت کسب اطلاعات بیشتر به قسمت روایات تاریخی همین سایت مراجعه کرده و یا در همین جا کلیک کنید.

ای روضه‌خوانِ چار مزارِ خیالی‌ات!            اُمُّ‌ الـبـقـیـع! تـعـزیـه‌گـردانی‌ات قـبـول

مدح و وفات حضرت ام البنین سلام‌الله‌علیها

شاعر : رضا قاسمی نوع شعر : مرثیه وزن شعر : مستفعلن مستفعلن مستفعلن فع لن قالب شعر : غزل

هر شب رکابِ چشم‌هایش را نگین می‌شد            با برکـۀ او، مـاه وقتی همنـشین می‌شد

می‌خـواست خدمتکـارِ اولادِ عـلی باشد            «ام‌البنین» می‌خواست، «ام‌المؤمنین» می‌شد


از فضلِ مادر بود، شد عباس «ابوفاضل»            باید خدای فضل اباالفضل‌آفـرین می‌شد

هر قطرۀ اشکش که روی خاک می‌افتاد            انگار یک فرزندِ او نقـشِ زمین می‌شد

هر گُل که بویی از حسینش داشت را می‌چید            در باغِ مقتل روضه‌هایش دست‌چین می‌شد

از سنگ‌ها هم چشمه می‌جوشید با آهش            در روضه‌‌هایش دشمنش روضه‌نشین می‌شد

آب از خجالت آب می‌شد پیش اشک او            وقتی که حرف از مشک می‌شد، شرمگین می‌شد

گـفـتـند سَـقـّایت بـلاگـردانِ اصـغـر شد            گفت: «آه عباسم؛ ولی باید همین می‌شد!»

: امتیاز
نقد و بررسی

هرچند موضوع به قبرستان بقیع رفتن حضرت ام البنین و چهار صورت قبر کشیدن و عزاداری کردن ایشان برای فرزندانش در بعضی از کتب مقاتل ذکر شده است اما این گزارش تاریخی مورد نقد است از جمله اینکه ام البنینی که وصفش آنگونه در تاریخ آمده چرا فقط برای چهار فرزند خودش ... و عزداری می کند و برای سیدالشهدا عزاداری نمی کند و در ادامه این گزارش؛ دل رحمی و مروّت حاکم خونخوار و مستبد مدینه وصف می شود که احتمال دارد این گزارش تحریف عوامل بنی امیه برای تطهیر خود و جنایاتشان باشد؛ لذا بعضی از موخین و علما معتقد هستند بعید است چنین چیزی صحت داشته باشد. جهت کسب اطلاعات بیشتر به قسمت روایات تاریخی همین سایت مراجعه کرده و یا در همین جا کلیک کنید.

از سنگ‌ها هم چشمه می‌جوشید با آهش            در روضه‌‌هایش دشمنش روضه‌نشین می‌شد

مدح و وفات حضرت ام البنین سلام‌الله‌علیها

شاعر : محمدحسن بیات‌ لو نوع شعر : مدح و مرثیه وزن شعر : فاعلاتن مفاعلن فع لن قالب شعر : مثنوی

روشـــنـــاتــر ز آب اُمّ بـنــیـن            بـــانـــوی آفــتـــاب اُمّ بــنــیـن

انــتــخـــاب ابـــوتـــرابــی تـو            افــتــخــار بــنــی کــلابـی تــو


خـانـه‌دار عـلـی پـس از زهـرا            بـی‌قـرار عـلـی پـس از زهــرا

خــانـه‌ات خــانــۀ ولایـت بـود            هـمـسـریِ عــلـی بـرایـت بـود

چـقـَدَر خـوب بـخـت تو وا شد            زنـدگـانــی تـو چـه زیـبــا شـد

قـلب و جـانت شده به نام عـلی            که شـده شـوهـرت امـام عـلـی

بـا حـضــورت بــهــار آوردی            عـطـر زیــبـــای یـــار آوردی

آمــدی بـــوی فــاطــمـــه آمــد            خــنــده روی لـب هــمــه آمــد

تـو بـرای هـمـه عـزیـز شــدی            پـیش زیـنب ولـی کـنـیـز شدی

آسـمـان هـسـتـی و قـمـر داری            درّ و گوهر به روی سر داری

در حـیـا و شـرف قَـدَر هـستی            مــادر چـار تـا پـسـر هــسـتـی

بــه تـــو و مـــادری‌ت ایــوالله            مـادرِ مـهـربـانِ « عــبــدالله »

دلت از عـرش هـم فـراتـر بود            جعفرت؛ در حماسه محشر بود

دامنت مـهـد زهـد و ایمان بود            اثـر پـاکی تو «عـثـمان » بـود

به به از این یقـین و اخلاصت            همه عـالـم فـدای « عـبـاست»

عصمت بی‌نظیر تو عشق است            شوکت شرزه شیر تو عشق است

دانـشِ مـکـتـبـت دلـیــری بـود            خـانه‌ات کهـکـشان شیـری بود

پـسـرانـت اگـر چـه یـل بـودنـد            بـه وفــا و ادب مــثــل بــودنـد

درس مـردی تو یـادشـان دادی            از خودت عشق را نشان دادی

کـربـلا شـور جـلـوه‌گـاه ت بود            نــوبـت جــلــوۀ ســپــاه ت بـود

ادبـت بــود رو سـپـیـدت کــرد            تـا ابـد مــادر شـهـیــدت کــرد

شرف و شمس حق نگینت کو؟            آی ام الـبـنـیـن؛ بـنـیـنـت کــو؟

: امتیاز
نقد و بررسی

همانگونه بسیاری از بزگان همچون شیخ صدوق، علامه مجلسی، شیخ عباس قمی، علامه بیرجندی و ... ( کتاب سلیم بن قیس ج ۲ ص ۸۷۰، علل الشرایع ج ۱ ص ۱۸۸،  مناقب آل ابیطالب ج ۳ ص ۳۶۲، مستدرک الوسائل ج ۲ ص ۳۶۰، بحار الأنوار ج ۴۳ ص ۱۹۲، کبریت احمر۳۷۵، منتهی الآمال ۲۲۷ و  ...) نوشته اند حضرت زهراسلام الله علیها وصیت کرد که پس از من با امامه دختر خواهرم ازدواج نما لذا ​امیرالمؤمنین عليه السّلام طبق وصیت حضرت زهرا ابتدا با امامه ازدواج کرد سپس با اسماء بنت عمیس، پس از آن با لیلی التمیمیه و در آخر سر با فاطمه کلابیه ( اُمُّ البنین) ازدواج نمود، لذا ازدواج امیرالمؤمنینعليه السّلام با اُمُّ البنین حدوداً ۱۵ سال بعد از شهادت حضرت زهراست که در آن زمان امام مجتبی عليه السّلام ۲۴ و سیدالشهداعليه السّلام ۲۳ سال داشته اند، یعنی آنکه ازدواج کرده و در خانه خود بوده اند، لذا اختلاف سن حضرت عباس عليه السّلام با سیدالشهدا عليه السّلام هم حداقل ۲۳ سال است. جهت کسب اطلاعات بیشتر به قسمت روایات تاریخی همین سایت مراجعه کرده و یا در همین جا کلیک کنید.

خـانـه‌دار عـلـی پـس از زهـرا            بـی‌قـرار عـلـی پـس از زهــرا

مدح و وفات حضرت ام البنین سلام‌الله‌علیها

شاعر : غلامرضا شکوهی نوع شعر : مدح و مرثیه وزن شعر : مفاعیلن مفاعیلن مفاعیل قالب شعر : ترکیب بند

به خـون دیـده، تـر کن آسـتـین را            بـه یــاد آور حــدیـث راسـتـیـن را

بــبــار از آســمــانِ دیــده بـــاران            اگر گـل‌پـوش می‌خواهی زمین را


به دشت سینه چون تن‌پوش خورشید            بــپـوشـیـم اشـک و آه آتــشـیـن را

بیا روشـن کـنـیم ای دیـده با اشک            چـــراغ خــاطــر اُمّ‌الــبــنــیــن را

همان بانو که حُـسـنـش آفریده‌ست            بـه ذهـن آفــریــنــش آفـــریــن را

بـگـیـر ای عـشـق پـرواز کـلامـی

کـه گــویـم آســتـانـش را سـلامـی

چو شمعی در حریم خانه می‌سوخت            که از هُرمش پر پروانه می‌سوخت

چه داغی داشت در جان کز شرارش            دل هر عاقـل و دیـوانه می‌سوخت

ز حـسـرت از تـنـور سـرخ آهـش            در و دیوار هر کاشانه می‌سوخت

دل و جانش چو بغض سرخ خورشید            ز داغ مـاتـم جـانـانـه مـی‌سـوخـت

بـه یـاد آن کـبـوتـرهـا کـه رفـتـنـد            دل او در قـفـس تـنها نمی‌سـوخت

تـمـام هـیـئـت افـلاک از ایـن درد

نـگـاه ابـر بـود و گـریـه می‌کـرد!

مگر خورشید، آتش در جگر داشت؟            که در دل، زخم‌هایی شعله‌ور داشت

دل سنگ از شرار سینه‌اش سوخت            به قلب صخره هم آهش اثر داشت

پس از کـوچ شهـیدان از دل دشت            چو دریا دامنی از گـریه تر داشت

بـه یــاد دسـت‌هـای سـاقـی عـشـق            ز غم دستی به دل، دستی به سر داشت

نه تنها روز، چون مرغ شباهنگ            سر فـریاد هر شب تا سحر داشت

چو رنگ کاروان کـوچ، صد داغ            به دل آن مادر از هجر پسر داشت

دلــی بــــود و در آن آلالــــۀ‌ درد

چه می‌رُست از نگاهش؟ نالۀ درد

: امتیاز

ربانحال حضرت ام البنین سلام‌الله‌علیها قبل از وفات

شاعر : سیدرضا مؤید نوع شعر : مرثیه وزن شعر : مفاعلن فعلاتن مفاعلن فع لن قالب شعر : غزل

کسی که غـم به دلش کـرده آشـیانه منم            شـرارِ درد به جـانـش کـشد زبـانـه منم

کسی که در دل دریای غم فتاده و نیست            ره نجـاتـش از این بـحـر بی‌کـرانه منم


کسی که مادر خوشبخت روزگاران است            ولـیـک تـیــر بـلا را بُـوَد نـشـانـه مـنـم

کسی که هـمسریِ با عـلی بُوَد فخـرش            ولیک غم زده بر هـسـتی‌اش زبانه منم

کـسی که سـیـده اُمّ‌الـبـنـیـن بُـوَد نـامـش            ولیک مـانـده از این نـام بی‌نـشـانـه منم

به یـاد قـبر عزیزان خویـشتن هر روز            کسی که سـاخـتـه انـدر بـقـیـع لانه مـنم

شدم غریب پس از عون و جعفر و عباس            کسی که بار غـریـبی کـشد به شانه منم

کسی که چار پسر بوده حاصل عمرش            که از شـهـادتـشان خورده تـازیـانه منم

شـنـیده‌ام که جـدا شد دو دسـت عـبـاسم            کسی که دست به سر زد در این میانه منم

غـریبِ دشت بـلا را دریغ مـادر نیست            کسی که گریه بر او کرده مـادرانه منم

دو نـازدانـه ز عـبـاس من به جـا مـانده            کسی که سوخته با این دو شمعِ خانه منم

قلم زده است «مؤید» چو در مصیبت من            کـسی که شافـع او شد به این بهـانه منم

: امتیاز

مدح و وفات حضرت ام البنین سلام‌الله‌علیها

شاعر : محمد رسولی نوع شعر : مرثیه وزن شعر : فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن قالب شعر : غزل

آسمان بودی و در دامان مهرت ماه بود            قـلـۀ ایـثـار! هر كـوهی كـنارت كاه بود

هـمـسر مـولا شدی اما درون خـانـه‌اش            كـودک زهـرا به چـشـم تو ولـی الله بود


نیـستی زهـرا ولی اینـقـدر می‌دانـیـم كه            مثل او تنهـا عـلی از رتـبـه‌ات آگـاه بود

زود از داغ پـسرهـای رشیدت سوخـتی            آه، عمـر نامت ای اُمُّ البـنـین كـوتاه بود

در كنار چار نقش قبر، كارت روز و شب            آه بود و اشـك بود و اشـك بود و آه بود

با خجالت از رباب آخر وجودت آب شد            تا كه حرف مشك می‌شد اشك تو در راه بود

خواستم وصفی كنم از عشق عباس و حسین            مصرعی كوتاه شد، خورشید محو ماه بود

: امتیاز
نقد و بررسی

هرچند موضوع به قبرستان بقیع رفتن حضرت ام البنین و چهار صورت قبر کشیدن و عزاداری کردن ایشان برای فرزندانش در بعضی از کتب مقاتل ذکر شده است اما این گزارش تاریخی مورد نقد است از جمله اینکه ام البنینی که وصفش آنگونه در تاریخ آمده چرا فقط برای چهار فرزند خودش ... و عزداری می کند و برای سیدالشهدا عزاداری نمی کند و در ادامه این گزارش؛ دل رحمی و مروّت حاکم خونخوار و مستبد مدینه وصف می شود که احتمال دارد این گزارش تحریف عوامل بنی امیه برای تطهیر خود و جنایاتشان باشد؛ لذا بعضی از موخین و علما معتقد هستند بعید است چنین چیزی صحت داشته باشد. جهت کسب اطلاعات بیشتر به قسمت روایات تاریخی همین سایت مراجعه کرده و یا در همین جا کلیک کنید.

در كنار چار نقش قبر، كارت روز و شب            آه بود و اشـك بود و اشـك بود و آه بود

مدح و وفات حضرت ام البنین سلام‌الله‌علیها

شاعر : علی ذوالقدر نوع شعر : مدح و مرثیه وزن شعر : مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن قالب شعر : مسمط

اُمّ البـنـین شدم که شوم یاور حسین            تا گل بـیـاورم بـشود پـرپـر حـسین

قـصدم نبود اینکه شوم مادر حسین            هـستند دخـتـران علی در بر حسین


هستند مثل مادرشان مضطر حسین

شد شامـلـم دعـای سحـرهای فاطمه            روشن شدم به نور قـمرهای فاطمه

تاج سـر مـنـنـد گـهـرهـای فـاطـمـه            اولاد من کجا و پـسـرهای فـاطـمـه

هستند هر چهـار پـسر نوکر حسین

شـرمـنده‌ام نشد سپـر مجـتـبی شوند            قسمت نبود زودتر از این فدا شوند

حالا بـنـاست راهی دشت بـلا شوند            حتی اگر که تک‌تک‌شان سرجدا شوند

جای گـلایه نیست، فدای سر حسین

جـریـان گـرفـتـه‌اند کـنار ابـوتـراب            از آلِ هـاشـم‌انـد نه قـوم بـنی کلاب

اصلاً نیاز نیست به ترس و به اضطراب            عباس من شده به علمداری انتصاب

او هست یک‌تـنه همۀ لشکـر حسین

عهدی‌ست بین اُمِّ بنین و خدای خود            غیر از رضای دوست نخواهم برای خود

من دل نبسته‌ام به دل بچه‌های خود            اصلاً حسین و زینب و کلثوم جای خود

عباس من فدای علی اصغـر حسین

هرچند او دگر پـسر خویش را ندید            اما غـمین نبود که عباس شد شهـید

دق کرد بعد از آنکه به او این خبر رسید:            بودند دیو و دد همه سیراب و می‌مکید

خاتم ز قحـط آب، لب انـور حـسین

کارش دگر نـشـسـتن در آفـتاب شد            آب زلال در نــظــر او مــذاب شـد

شـرمـنـدۀ نـگـاه غـریب ربـاب شـد            از اینکه هم‌قبیلۀ شمر است، آب شد

رو می‌گرفت نزد دو تا خواهر حسین

: امتیاز

مدح و وفات حضرت ام البنین سلام‌الله‌علیها

شاعر : محمد غفاری نوع شعر : مدح و مرثیه وزن شعر : مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن قالب شعر : غزل

میان خاکیِ دنیا، پُر از خلد برین بودن            در اوج آسمان‌ها ماندن اما در زمین بودن

زنی آبی‌تر از دریا، چـراغ خـانۀ مولا            که در طوفان و تاریکی، چنان بودن، چنین بودن


چه حس بی‌نظیری می‌شود در خانه‌ای ساده            دمـادم محـرم راز امیـرالمؤمـنین بودن

بشر را ساحتی تازه به مفهوم ادب دادن            مدام از فاطمه، از کودکانش شرمگین بودن

قمرهایش، پسرهایش، جوانمردان تاریخ‌اند            شگفتا زن که در دنیا چنین مردآفرین بودن

زنی این‌گونه باید بود تا اُم‌البنین گـشتن            خوشا اُم‌ُّالبنین بودن، خوشا اُم‌البنین بودن

: امتیاز

مدح و وفات حضرت ام البنین سلام‌الله‌علیها

شاعر : سیدمحمدمهدی شفیعی نوع شعر : مدح و مرثیه وزن شعر : مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن قالب شعر : غزل

خودت را از هرآنچه غیر عشق او رها کردی            خودت را نذر او کردی و از عالَم جدا کردی

برای پاسداری از حسینش، بچه‌هایت را            فدا کردی، فدا کردی، فدا کردی، فدا کردی


بشیر از ماه تو گفت و تو از خورشید پرسیدی            ادب را تربیت کردی، ولا را مبتلا کردی

عـلـمدار عـزای زینت دوش نـبی بودی            در آغوش مدینه خـیمۀ ماتم به پا کردی

تو خاک تیره را با اشک چشمانت بها دادی            تو خاک تیره را با اشک چشمانت طلا کردی

نشستی روضه خواندی در دل تاریک قبرستان            زمینِ مرده را با اشک خود دارالشفا کردی

شبیه فاطـمه اشکت چراغ راهِ مردم شد            برای گریه هرجا کربلایی دست و پا کردی

چه مادرها که نور تو چراغ راهشان بوده            چه فصلی در کتاب غیرت و ایثار وا کردی

جهان را خیمۀ شیداییِ اصحاب عاشورا            جهان را مجلس مرثیۀ خـون خدا کردی

: امتیاز
نقد و بررسی

هرچند موضوع به قبرستان بقیع رفتن حضرت ام البنین و چهار صورت قبر کشیدن و عزاداری کردن ایشان برای فرزندانش در بعضی از کتب مقاتل ذکر شده است اما این گزارش تاریخی مورد نقد است از جمله اینکه ام البنینی که وصفش آنگونه در تاریخ آمده چرا فقط برای چهار فرزند خودش ... و عزداری می کند و برای سیدالشهدا عزاداری نمی کند و در ادامه این گزارش؛ دل رحمی و مروّت حاکم خونخوار و مستبد مدینه وصف می شود که احتمال دارد این گزارش تحریف عوامل بنی امیه برای تطهیر خود و جنایاتشان باشد؛ لذا بعضی از موخین و علما معتقد هستند بعید است چنین چیزی صحت داشته باشد. جهت کسب اطلاعات بیشتر به قسمت روایات تاریخی همین سایت مراجعه کرده و یا در همین جا کلیک کنید.

نشستی روضه خواندی در دل تاریک قبرستان            زمینِ مرده را با اشک خود دارالشفا کردی

مدح و مرثیۀ حضرت اُمُّ البنین سلام‌الله‌علیها

شاعر : محمد حسین رحیمیان نوع شعر : مدح و مرثیه وزن شعر : مستفعلن مستفعلن مستفعلن فع قالب شعر : غزل

او حـضرت خـاتـون عـالـم ما گدایش            شد دستـگـیـر عـالـمی دسـت دعـایش

بـایـد بــگـیــرد چــادر اُمُّ الـبـنـیـن را            هر کس که افـتـاده عـقـب کـربـبلایش


پـیـر و جـوان کـربـلا را داده حـاجت            شـنـبه به شـنـبه سـفـره‌های بی‌ریایش

مـادربـزرگـم بـچـه‌هـایـش را سـپـرده            بر معـجـزات سفـرۀ مشکـل گـشـایش

هر سال می‌گـیـرنـد اجـر نوکـری را            گـریـه کـنـان فـاطـمـیــه در عـزایـش

دار و نـــدار او فــدای کـــربــلا شــد            دار و نــدار کــربــلایــی‌هــا فــدایـش

عــبــاس در دامــان او ربِّ ادب شــد            رحمت به شیر پـاک و شیر با وفایش

این شیر زن با گریه دنیا را به هم ریخت            مروان کشد آه از جگـر با هـای‌هایش

تـازه نـکـن داغ دلـش را ای مــدیـنـه            دیگـر نـزن اُمُّ البـنـین او را صـدایش

ای آسمان خون گریه کن بر غربت او            این پیر زن در علقـمه مانده عصایش

ای کاش او پـیـری زينب را نـمی‌دیـد            شد مرگ، بعد از کـربلا تنها دعـایش

اُمُّ البـنـینِ بی بـنـین را عـاقـبت کشت            داغ حـسین و رأس از پـیکـر جدایش

: امتیاز

مدح و مرثیۀ حضرت اُمُّ البنین سلام‌الله‌علیها

شاعر : وحید محمدی نوع شعر : مرثیه وزن شعر : مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن قالب شعر : غزل

ای مـادر بهشت تو را غصه‌ها شکست            هر بار بی‌قـراری زینب تو را شکست

بر سر گرفت چادر زهرا؛ سکوت کرد            آهی کشید و بغض لبت بی‌هوا شکست


هر بار یاد فـاطـمه کردی دلت شکست            وقتی دلت شکست، دل مرتضی شکست

ای هـم‌نـفـس‌تـریـنِ عـلـی بعـد فـاطـمـه            قـلبت میان غربت یک ماجـرا شکست

پیـشانی‌ات که گـنبد محراب را شکافت            وقت هـجـوم تـیغ به شیـر خـدا شکست

ده سال پـیـر قـصـۀ اشک حـسن شـدی            از زخم هر زبان که دل مجتبی شکست

وقتی حسین رانده شده از شهر مادریش            بـاید نـوشت حـرمـت آل عـبـا شکـست

عــبــاس شـد ســتــاره دنـبــالــه‌دار تـو            تا کـربـلا رسـید، و در کـربلا شکـست

یک عمر گریه کردی و گفتی فقط حسین            ای مادر بهشت تو را غصه‌ها شکست

: امتیاز

مدح و مرثیۀ حضرت اُمُّ البنین سلام‌الله‌علیها

شاعر : غلامرضا سازگار نوع شعر : مدح و مرثیه وزن شعر : مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن قالب شعر : مربع ترکیب

ای همسر سردار جهـان، مـادر عباس            وی دامـن تـو مهـد ادب‌ پـرور عـباس

در بیت عـلـی آمده! هـمسنگـر عـباس            خوانده است تو را مادر خود خواهر عباس


اُم‌الــشــهـــدا، فــاطــمــۀ دوم حــیــدر

هـم فـاطـمـۀ دوم و هـم زیـنـب دیـگـر

تو چـشـمۀ فیـض از نـفـس پنج امامی            تو فـاطـمـۀ بـیـت شـه عـرش‌ مـقـامـی

تو هـمـسر تنهـا وصـی خـیـرالانـامـی            تـو مـادر والا گـهــر خـون و قـیـامـی

جـوشـد ادب و فـضـل ز آیـات کلامت

پیـوسته ز هـفـتاد و دو تن باد سلامت

شک نیست به این رتبه که حیدر به تو نازد            زینب که بود عصمت داور به تو نازد

تـا روز جـزا آل پـیـمـبـر بـه تـو نـازد            عباس تو در عرصۀ محشر به تو نازد

کی مثل تو ای خاک رهت هم سر و هم جان

یک روزه دهد چار پسر در ره جانان؟

ای سوخـته در شعلـۀ مـصباح هـدایت            ای مادر جود و کرم و فضل و عنایت

خـشنـود ز رفـتـار تـو زهـرای ولایت            جان هـمـه خـوبـان جهـان بـاد فـدایت!

با آن همه قدر و شرف و جاه و عزیزی

کـردی به بنـی‌فـاطمـه اظهـار کـنیزی

عون تـو شـده در صف عاشور فدایی            عثمان تو بگرفت ز خون رنگ خدایی

تا دادن جـان، جـعـفـر تـو بـود ولایـی            عـباس تو از روز ازل کـرب‌وبـلایـی

چون حرمت زهرا به تو شد واجب عینی

گـشتـنـد عزیزان تو هر چار، حـسینی

تـو اُم‌ِّ بـنـیـنـی نــه! تـو اُم‌ُّ الـشـهــدایـی            پیـوسـته به ثاراللَه و از خویش جـدایی

دلـبــاخــتـۀ جــلـوۀ مــصـبـاح هُــدایـی            بیش از پسران گـریه کنِ خون خدایی

ای بوسۀ خورشید به خـاک کف پایت

حق است کند فـاطمه پیـوسـته دعـایت

دادی بـه ره شمـس ولا چـار قـمـر را            دور پسـر فـاطـمـه گـردانـده پـسـر را

در ماتم‌شان ریخته بس اشک بصر را            آتـش زده از گـریـه دل اهـل‌ نـظـر را

از بس که در امواج بـلا یـار حـسینی

بـا داغ پـسـرهـات عــزادار حـسـیـنـی

یک روزه به دل داغ روی داغ تو دیدی            چون فاطمه یا فاطمه از غصه خمیدی

بر گرد همان چار مـزاری که کشیدی            از داغ حسین‌بـن ‌علـی جـامـه دریـدی

با آن کـه دلت خون ز غم چار جوان بود

چشمت به حسین‌بن‌علی اشک‌فشان بود

بـا داغ چـهـار اختــر تـابـنـده جـبـینت            گـفـتـی کــه نخـوانـنـد دگـر ام‌بـنـیـنـت

آتش نـزند کـس به دل زار و حـزینت            ای لـشکـر مـاتم به یسـار و به یـمینت

خون خوردی و نالیدی و از پای فتادی

تـا جـان بـه سـر گـریۀ پیـوسته نهادی

روزی که تو رفتی و جهان غرق عزا بود            تابـوت تـو بر دوش عزیـزان خدا بود

با داغ تو خـون بر جگر اهـل ولا بود            عبـاس تو ای مـادر عبـاس! کجا بود؟

ای کاش که چون عون، کنارت پسری بود

از جعفر و عثمان عزیزت خبری بود

ای قـبلۀ دل تربت بی‌شمـع و چـراغت            ای داغ پس از داغ دوباره روی داغت

ای چارگل خفته به خون، حاصل باغت            باشـد کـه بـیایـم بـه مدیـنه به سراغـت

با آن که شدم زائر بی‌صبر و قـرارت

نگذاشت عـدو گـل بـفـشانم به مزارت

یا فاطمه خـون دلم از دیده روان است            قبر تو عیان است عیان است عیان است

چشم همه بر تربت پاکت نگران است            آن فاطمه قبرش ز چه از خلق نهان است؟

از اشک، مگـر خاک بـقـیع تو بـشویم

آن تـربت پـنهـان شده را بـلکه بجـویم

هرچـند که خـون جـگـرت بود روانـه            دیـگـر بـدنـت دفــن نـگـردیـد شـبـانـه

بر بـازوی و پـهـلـوت نـدیـدنـد نـشـانه            ای کـوه غـم چـار جـوانت روی شـانه

بر «میثم» دل‌ سوخته کن اشک، عنایت

تا خـون دل خـویش کنـد وقف عزایت

: امتیاز

مدح و مرثیۀ حضرت اُمُّ البنین سلام‌الله‌علیها

شاعر : محسن رضوانی نوع شعر : مدح و مرثیه وزن شعر : مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن قالب شعر : غزل

رباعی گفتی و تقدیم سلطان غزل کردی            معمای ادب را با همین ابیات حل کردی

رباعی گفتی و مصراعی از آن را تو ای بانو            میان اهل عالم در وفا ضرب‌المثل کردی


فرستادی به قربانگـاه اسماعـیل‌هایت را            همان کاری که هاجر وعده کرد و تو عمل کردی

کشیدی با سرانگشتت به خاک مُرده، خطی چند            تمام شهر یثرب را به خاک طف بدل کردی

چه شیری داده‌ای شیران خود را که شهادت را            درون کامشان شیرین‌تر از شهد و عسل کردی

رباعی تو بانو! گرچه تقطیع هجایی شد            به تیغ اشک خود، اعرابشان را بی‌محل کردی

: امتیاز

زبانحال حضرت ام البنین سلام‌الله‌علیها با فرزندش حضرت عباس علیه‌السلام

شاعر : محمدجواد غفورزاده نوع شعر : مدح و مرثیه وزن شعر : مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن قالب شعر : غزل

جز او بقـیع زائر خـلـوت‌نـشین نداشت           در کوچه‌باغ مرثیه‌ها خوشه‌چین نداشت

نـجـوای غـمـگـنـانۀ این مـادر صبـور           تأثـیر، کـمـتر از نـفـس آتـشـین نداشت


جز چشم او که چشمهٔ احساس شد، کسی           یک آسمان ستاره به روی زمین نداشت

با آن‌که خفته بود به خون، باغ لاله‌اش           از شکوه کمترین اثری بر جبین نداشت

بعد از به دل نـشاندن داغ چهـار سـرو           دلـبـسـتـگی به واژهٔ اُم‌الـبـنـیـن نـداشت

می‌گـفت ای دلاور نـسـتوه! ای رشـید!           خورشید نیز صبر و رضا بیش از این نداشت

عـبــاس مـن! کـه لالـهٔ عـبـاسـی مـنـی           ای کاش دل به داغ فراقت یقین نداشت

ای ساقی حرم که عـطش تـشنهٔ تو بود           ساقی به جز تو سلسلهٔ «یا و سین» نداشت

عباس من! شـنـیده‌ام افـتـاده‌ای از اسب           تاب تحمل تو مگر صدر زین نداشت؟

والله، بـعـد زمـزمـهٔ «اِن قـطـعـتـمـوا»           چشم تو اعـتنا به یـسار و یمین نداشت

تا موج نخل‌ها ز حضورت به هم نخورد           دریای غیرت این همه اوج و طنین نداشت

تو، مـاه من نه؛ مـاه بـنی‌هـاشـمی ولی           پیـشـانی بلـنـد تو این قـدر چـین نداشت

وقتی حسین بر سرت آمد، که یک نظر           چـشم تو تـاب دیـدن آن نـازنین نداشت

: امتیاز

مدح و مرثیۀ حضرت اُمُّ البنین سلام‌الله‌علیها

شاعر : محمد جواد مهدوی نوع شعر : مدح و مرثیه وزن شعر : مستفعلن مستفعلن مستفعلن فع قالب شعر : غزل

در لابـلای بـغـض این کوی و گذرها            پـیچـیـده ذکر "وا حـسـینا" در سحرها

انگـار در یک گـوشه از تنهـایی خود            روضه گرفـته حضرت "ام القـمـر"ها


یک فاطمه وقتی دوباره روضه خوان است            پُر می‌شود از عطر یاس این دور و برها

دارد بـه دل داغ تــمــام نــیــزه‌هــا را            داغ عــلـی‌هـای قــبـیـلـه، داغ ســرهـا

داغـی نــشـسـتـه مــادرانــه بـر دل او            داغـی که می‌مـانـد همیشه بر جگـرها

جمع مـصیـبـاتی که او دیـده‌ست یعنی            "ام الـبـنـیـن" شـهـر مـنـهـای پـسـرهـا

"وَیـلی عَـلی شِـبـلی" عزیز قلب مادر            شـیـرم حـلالت سـاقی بی‌ بـال و پـرها

عباس جان، زینب برایم روضه خوانده            از کـربـلا، از علقـمه، از "إِنْکَسَر"ها

آه از غـریـبـی ربـاب و گـریـه‌هـایـش            در لابـلای بغـض این کـوی و گذرها

: امتیاز

مدح و مناجات با حضرت اُمُّ البنین سلام‌الله‌علیها

شاعر : علیرضا خاکساری نوع شعر : مدح و مناجات با ائمه وزن شعر : فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن قالب شعر : غزل

بار دیگر قافیه "یا فاطمه جان" می‌شود            شاد از آنم طبع شعرم خرج جانان می‌شود

با نگاه لطف تو من صاحب دیوان شدم            شاعری غافل شود از تو، پشیمان می‌شود


چهرۀ زهـرایی‌ات همواره ثابت می‌کند            هر که "زهرایی" شود خورشید تابان می‌شود

یا ابوالفـضلی بگو تا که بـبـیند عـالـمی            ارمنی در روضه‌های تو مسلمان می‌شود

مادر باب الحوائج ! خانه‌ات دارالشفاست            درد هر کس که دخیل آورده درمان می‌شود

آب کردی قلب سنگی را میان نوحه‌ات            دشمنت هم پای این مرثیه گریان می‌شود

پا به پای نـالۀ جانـسوز هر روز رباب            فکر و ذکرت مشک آب و کام عطشان می‌شود

مـادر عـبـاس‌هـای بـی‌نـظـیـر عـالـمـی            یک نفر از نسل تو "عباس دوران" می‌شود

: امتیاز

زبانحال حضرت اُمُّ البنین سلام‌الله‌علیها

شاعر : وحید محمدی نوع شعر : مرثیه وزن شعر : مفاعلن فعلاتن مفاعلن فع لن قالب شعر : غزل

به زخم زخم تنت گریه می‌کنم هر شب            برای پـیـرهـنت گـریه می‌کـنم هر شب

شبیهِ سرخیِ خـورشـیدِ آسـمانِ غـروب            به دست و پا زدنت گریه می‌کنم هر شب


به خـشـکیِ لبِ مثـل کـویـرت آقا جـان            به خشکی دهـنت گریه می‌کنم هر شب

به لحظه‌ای که تنت را گذاشت بین حصیر            به بـوریـا شـدنت گریه می‌کنم هر شب

اگر شود ز دو دیده دوباره خون جاری            به زخم زخم تنت گریه می‌کنم هر شب

: امتیاز
نقد و بررسی

بیت زیر دارای ایراد روایی است زیرا شهادت سیدالشهدا علیه السلام در عصر روز دهم محرم بوده است و در روز 12 محرم توسط قبیله بنی اسد و امام سجاد به خاک سپرده شد لذا حداکثر زمانی که میتوان گفت بدن مطهر امام بر روی خاک کربلا ماندند دو شب و سه روز بوده است؛ جهت کسب اطلاعات بیشتر به قسمت روایات تاریخی همین سایت مراجعه کرده و یا در همین جا کلیک کنید

به پیکری که سه شب روی ریگ صحرا ماند            به جسم بی‌کـفنت گریه می‌کنم هر شب

مدح و مرثیۀ حضرت اُمُّ البنین سلام‌الله‌علیها

شاعر : سیدحسن رستگار نوع شعر : مدح و مرثیه وزن شعر : مستفعلن مستفعلن مستفعلن فع لن قالب شعر : غزل

هر کس دلش با مرتضی عمری عجین باشد            جای تعجب نیست باید این‌چـنین باشد

عاشق در این درگاه گردد عارف باالله            وقتی که زانوی ادب روی زمین باشد


مـن حـتـم دارم خـاتـم انـگـشـتر او را            نام عـلیِ مـرتـضی نـقـش نگـین باشد

نامش اگر شد فاطمه پس حکمتی دارد            او جای زهـرا آمده مـسنـد نـشین باشد

وقتی قمر دور سر خورشید می‌چرخد            باید که دسـتـان خـدا در آسـتـیـن باشد

اُمُّ الادب، اُمُّ الادب، اُمُّ الادب بی شک            اُمُّ البـنـین، اُمُّ البـنـین، اُمُّ البـنـین باشد

جز او چه کس باید که بعد از کربلا عمری            سنگ صبور رنج زین العابدین باشد؟!

من سر فرود آورده‌ام در پیش این بانو            راز سرافـرازی من قـطعاً همین باشد

شاید دلیل اینکه مهدی تشنۀ یاری‌ست            تـنـهـا نــبــود اُمِّ ســقــا آفـریـن بــاشـد

: امتیاز

مدح و مرثیۀ حضرت اُمُّ البنین سلام‌الله‌علیها

شاعر : محسن ناصحی نوع شعر : مدح و مرثیه وزن شعر : مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن قالب شعر : غزل

از نـام خـود گـذشـت برای دل حـسین           گـفت این کـنـیـز بـاد فـدای دل حـسین

پـروانـه بـود دور قـد زیـنب و حـسـن           شمعی شد و چکـید به پـای دل حسین


سرمایه‌اش چه بود؟ ابالفضلی از ادب           عـبـاس را چه کـرد؟ بهـای دل حسین

اُمُّ البـنـیـنِ بعد پـسـرهـا چـگـونه بود؟           ابری که گریه شد به هوای دل حسین

اُمُّ البنین نه، راضیه او را بخوان که بود           راضی به کربلا به رضای دل حسین

پای غـم‌ حـسـین فـدا شـد تـمـام عـمـر           بوده است او هم از شهدای دل حسین

: امتیاز

ذکر نوحه وفات حضرت ام البنین سلام‌الله‌علیها

شاعر : امیر عباسی نوع شعر : سینه زنی وزن شعر : قالب شعر : غیرکلاسیک (سرود،زمزمه،نوحه)

پخش سبک

ای مظهرِ حقّ الیقین، یاسمن بهشت دین           بانوی عزّت و ادب، یارِ امیرُالمـؤمنین

با حبّ آل فاطمه، حسین حسین وِردِ تو بود           در یاریِ دین خدا، عباسْ شاگرد تو بود


یا فاطمه اُمُّ‌البنین؛ یا فاطمه اُمُّ‌البنین؛ یا فاطمه اُمُّ‌البنین؛ یا فاطمه اُمُّ‌البنین؛

بانو نگشته‌ای جدا، یک لحظه از دین خدا           در مدح تو این بس که زد، زینب تو را مادر صدا

ای که به شور و شوق دوست، شعر شرافت خوانده‌ای           برای یاریِ حسین، عباس پَـروَرانده‌ای

یا فاطمه اُمُّ‌البنین؛ یا فاطمه اُمُّ‌البنین؛ یا فاطمه اُمُّ‌البنین؛ یا فاطمه اُمُّ‌البنین؛

ز غربت کرببلا، گرچه به قلبت غم رسید           عباس شد شهید و تو، در پیش زهرا رو سپید

 چه ضربه‌ها از دشمنان، بر شاخه‌های یاس خورد           آه از دمی که تیر کین، بر سینۀ عباس خورد

یا فاطمه اُمُّ‌البنین؛ یا فاطمه اُمُّ‌البنین؛ یا فاطمه اُمُّ‌البنین؛ یا فاطمه اُمُّ‌البنین؛

هم آسمان و هم زمین، بر روضه‌هایش گریه کرد           بجای تو در علقمه، زهرا برایش گریه کرد

کنار نهرِ علقـمه، از دار دنیا دیده بست           عباس تو با رفتنش، پشت حسین را شکست

یا فاطمه اُمُّ‌البنین؛ یا فاطمه اُمُّ‌البنین؛ یا فاطمه اُمُّ‌البنین؛ یا فاطمه اُمُّ‌البنین؛

ای همسر شیر خـدا، برای ما بِنـما دعا           تا که شـبـیه شهـدا، شَـویـم اهـلِ کـربـلا

به صدق و اخلاص و وفا، ریشه‌کنِ ستم شویم           شبیه بچـه‌های تو، مـدافـع حـرم شـویـم

یا فاطمه اُمُّ‌البنین؛ یا فاطمه اُمُّ‌البنین؛ یا فاطمه اُمُّ‌البنین؛ یا فاطمه اُمُّ‌البنین؛

عباس تو داده به ما، درس شهامت و شرف           مجاهدت در راهِ حق، وَ اعتقاد و هم هدف

با پیروی از مکـتبش، لبریز از عنایتیم           مثل شـهـیـدان هـمگی، فـداییِ ولایـتـیـم

: امتیاز
نقد و بررسی

بیت زیر به دلیل تحریفی بودن تغییر داده شد زیرا قصۀ تیر به چشم حضرت عباس خوردن در هیچ کتاب معتبری نیامده است و مستند و صحیح نیست، جهت کسب اطلاعات بیشتر به قسمت روایات تاریخی همین سایت مراجعه کرده و یا در همین جا کلیک کنید.

 چه ضربه‌ها از دشمنان، بر شاخه‌های یاس خورد           آه از دمی که تیر کین، بر دیدۀ عباس خورد