
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه محرم
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه صفر
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الأول
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الثانی
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الأول
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الثانی
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه رجب
-
سایت قرآنی تنـــــزیل
-
سایت مقام معظم رهبری
-
سایت آیت الله مکارم شیرازی
-
سایت آیت الله نوری همدانی
-
سایت آیت الله فاضل لنکرانی
-
سایت آیت الله سیستانی

![]() مدح و مناجات با سیدالشهدا علیهالسلام
سرم خاک کـف پـای حسین است دلم مجـنون صحرای حسین است بُوَد پروندهام چون برگ گل پـاک در این پرونده امضای حسین است بـهـشـت ارزانـی خــوبـان عــالـم بهـشـت من تـمـاشای حسین است به وقـت مـرگ چـشـمم را نبـنـدید که چشم من به سیمای حسین است تـمــام هــســتـیام بــاشـد دل مـن که لـبـریـز از تولاّی حسین است چـراغ از بـهـر قـبـر من نـیـاریـد چراغـم روی زیـبای حسین است خوش آن صورت که در فردای محشر بر آن نقـش کف پای حسین است دلـی جـای خــدا بـاشـد کـه آن دل پر از نـور تـجـلاّی حـسـین است نــتـرسـانــیــدم از روز قــیــامـت قـیـامـت قـدّ و بـالای حسین است
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مناجات با سیدالشهدا علیهالسلام در شب جمعه
بر شانههای زخمی خود کوهِ غـم دارم من در مـحـرم بیـشـتر میل حـرم دارم عشق به ششگوشه مرا از زندگی انداخت از دوریاش یک کربلا در سینه غم دارم این اشک را از لـقـمـههای سـفـرۀ بابا این مهر را از شـیر پـاک مـادرم دارم گفتند: «کل الخیر فی باب الحسین» آری! من هرچه که دارم از این باب الکرم دارم با خلـوت بـارانی خود هر شب جـمعه در سر هـوای شعـرهای محـتـشم دارم دلتنگیام چندین برابر شد در این شبها مهـدی زهـرا را میان روضه کم دارم درد فـراق کـربـلا بی خـانـمـانام کرد شبهای جمعه رهسپار جمکرانم کرد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مناجات با سیدالشهدا علیهالسلام در شب جمعه
نـفَـسهـای مـرا وابـسـتـۀ آهِ دمـادم کـن طناب بُغض را دور گلویم سخت محکم کن چه کم دارد کسی که در دلش داغ تو را دارد تنور سینهام را روشن از گرمای این غم کن به جای مال دنیا «گریه» میخواهم فقط از تو دو جرعه اشک را در استکان چشم من دَم کن پس از مُردن لباس روضهام نذر حسینیّهست تمام تار و پود مشکیاش را خرج پرچم کن در آغوشم نمیگیری؟ چه زجری بیشتر از این! بیا با بوسهای دردِ دلِ عُشّاق را کم کن همه عالَم مرا دیوانۀ عشق تو میخوانند اگر این است رسوایی، مرا رسوای عالَم کن حبیب تو شدن شیرینترین رؤیای نوکرهاست پس از عُمری به پایت سوختن، پُشت مرا خم کن نسیم کوی تو حُرِّ یزیدی را حسینی کرد مرا با عطر بابالقبلهات یک روز آدم کن برایم هر شبی که از حرم دورم، شبِ یلداست خودت این حسرت طولانی من را مجسم کن فقیرم، کربلایِ این گدا را لنگ نگذاری بساط رفتنم را یک شبِ جمعه فراهم کن من از تعداد زخم پیکرت سر درنیاوردم خودت فکری به حال پُرسشی اینگونه مبهم کن کسی جز تو، تن پاشیده را جمعش نخواهد کرد بیا ای بوریا! کاری برای جسم درهم کن
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با سیدالشهدا علیهالسلام
در زمین و آسمان یکتاست، ای جانم حسین مهربانیهای او غوغاست، ای جانم حسین میخرد دَرهم، سوا کردن نباشد عادتش بس که مثل مادرش زهراست، ای جانم حسین هر که با او در بیفتد را خدا خوارش کند پرچـم ارباب ما بالاست ای جانم حسین هر چه بد کردیم ما، او خوب بود، او خوب بود بیشتر از ما به فکر ماست ای جانم حسین شک ندارم قاتلش را هم شفاعت میکند آی مردم او دلش دریاست، ای جانم حسین داد سر اما به ذلت زندگی را سر نکرد شیرمرد محشر کبراست ای جانم حسین ما رأیتِ زینب کـبـری به عـالـم یاد داد زندگی با او فقط زیباست، ای جانم حسین آبرو خواهی اگر هم در زمین، هم آسمان با حـسـین بن عـلـی بن ابیـطـالب بـمـان
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با سیدالشهدا علیهالسلام
عـزیـز فـاطـمه! جان جهـان به قربانت سلام بر لب عـطـشان و چـشم گریانت سلام بر تن مجـروح و حلق مـذبـوحت سلام بر سـر خـونـین و جسم عـریانت سـلام بر جـگـر خـون و داغهـای دلت سـلام بـر شـرف و غـیـرت جـوانـانـت سـلام بـر دُر دنـدان و غــنـچـۀ دهـنـت سـلام بر لب خـونـیـن و صوت قرآنت ســلام بــر لـحـظـات وداع اکــبــر تــو که وقـت رفـتن او، رفت از بدن جانت سـلام بـر دل زیـنب کـه پـیـش دیـدۀ او عـدو ز چار طرف کرد سنـگـبـارانـت عجیب نیست اگر خصم را کنی سیراب سجـیـّهات کـرم و عادت است احسانت
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مناجات با سیدالشهدا علیهالسلام در شب جمعه
خواندی حدیث خود را، هیهات منّا الذله پـیچـیـد بـین صحـرا، هیهات منّا الذله تو فاطمی سرشتی، با خون خود نوشتی در مـوجی از بـلایـا، هیهات منّا الذله تو حـیدری مرامی، تو حجـتی، امامی گـفـتی به پیـش اعـدا، هیهات منّا الذله خون و شرف به پیکار، در روز عشق و ایثار یکجا شده است معنا، هیهات منّا الذله تو جوشش جهادی، بر نیزه تکیه دادی پُر گشت از تو صحرا، هیهات منّا الذله هم روی خاک صحرا، هم پیش چشم زهرا بنـوشت خـون سـقـا، هیهـات منّا الذله با داغ اکـبـر تـو، با خـون اصـغـر تو حک شد به آسمانها، هیهات منّا الذله با نغمۀ رضائک، صبـراً علی بلائک گـفـتی تو در مـصلا، هیهات منّا الذله در راه دین و مکتب، میخواند خطبه زینب بـا مـا رأیت و الا، هـیهـات مـنّا الـذله با همت و نگاهت، با پیروی ز راهت شد ذکر ما به هرجا، هیهات منّا الـذله روز ظهور مهدی، با عشق و با همعهدی بـاشد شعـار دنـیـا، هـیهـات منّـا الـذله خـورشـید آشنایی، شد نغـمـۀ "وفایی" در ســایـۀ تـولا، هـیـهـات مـنـّا الـذلـه
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() غزل مناجاتی اول مجلس، مدح و مرثیۀ سیدالشهدا علیهالسلام
خویـش را از آســمـانِ ادّعـا انـداخـتـم تا دلم را روی خاکِ روضهها انداختم آتشِ داغت غرورِ کوهِ یخ را آب کرد تا به دریای غمت این قطره را انداختم ریسمانِ فرشهای روضه دستم را گرفت بوریـای مَـنمَـنـم را زیـر پـا انـداخـتم روزهای روضهدار و مـاههـای آهدار روی دوشِ خـانهام شالِ عـزا انداخـتم غصه خوردم اشک نوشیدم کنار سفرهات خویش را با روضه از آب و غذا انداختم هر تپش را با دخیلِ «یاحسینم» زندهام قلبِ خود را در ضریحِ کربلا انداختم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() غزل مناجاتی اول مجلس، مدح و مرثیۀ سیدالشهدا علیهالسلام
به این امید که تو میدهی جواب، حسین سلام داده به تو هرکه خورده آب، حسین به شوق گـریـه برای مـصیـبـتت دارد چهارفصل گل چشم من گلاب، حسین به آبروی همین چـندقـطره، محـترمـم بهروسیاهی من گریه زد نقاب، حسین به پـادشـاهی عـالـم نـمـیکـنـم مـیـلـی چرا که نوکر تو میشوم خطاب، حسین بــتــاب بـر مـن آلــوده و بــســوزانـم چرا که پاککـنـندهست آفـتاب، حسین اگر بَـدم، اگـر آلـودهام، تو سـرورمی که من جوانم و تو سیدالشباب، حسین
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() غزل مناجاتی اول مجلس، روضۀ حضرت علی اصغر علیهالسلام
پای این سـفـره به پـایت چـقدر افتادیم ما از آن روز که در بنـد توأیم آزادیم ما همه گـوشـهنـشـیـنانِ خرابات توأیم از غـمـت خـانـه خـرابـیـم، ولی آبادیم ما محال است که از عشق تو دلسرد شویم ما نـدیـدیـم تو را، بـاز به تو دل دادیم از تو جز خـوبیِ بسیار نـدیـدیم حسین خودمـانـیـم ولی ما که پُـر از ایـرادیم! ارث اجدادیِ ما نوکـریِ این خانهست تا ابد جـیـرهخـورِ خـیرِ همان اجـدادیم یادی از ما بکنی یا نکنی، حرفی نیست ما به این نوکـرِ دربارِ تو بودن شادیم پُشت ما که همهجوره به تو گرم است حسین مـا بـدهـکـار شـما در هـمـۀ ابـعــادیـم جز همین اشک نداریم بـرایت چـیزی با همین گریه به غمهای تو، از عُبّادیم به خـدا نـام تو هم دیـدۀ ما را تَـر کرد مادرت خواست که در گریه به تو استادیم تا ابـد گـریـۀ آرام حـرام اسـت بـه مـا سالیانیست که در روضه پُر از فریادیم آب خـوردیم به یـاد جـگـر سوخـتهات یادِ خـشـکـیِ لـبِ اصـغـرِ تو افـتـادیـم حرمله خیر نبیند که تو را حیران کرد بیش از آن تیر و کمان، دلخور از آن صیادیم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با سیدالشهدا علیهالسلام
محبوب جان و جانِ جهانم، حسین جان روح و روان و راحتِ جانم، حسین جان آرامــش خــیـال نـفـسهــای زنــدگـی ذکر هـمیـشه روی زبـانم، حسین جان من از دعـای مـادر تو نـوکـرت شـدم ای کاش نـوکـر تو بمـانم، حسین جان پیچیده روزگارِ مرا زخم و داغ و درد از دردِ این جهان برهانم، حسین جان در کورهراه زندگیام، عطر روضهات راه حـیـات داده نـشـانـم، حـسـین جان وابـسـتهام به روضۀ تو همچـنان نَفَس من بیتو یک نفس نتوانم، حسین جان این روزها غمِ حرم و غربت و فراق افتاده مـثل زخـم به جـانم، حسین جان
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و شهادت سیدالشهدا علیهالسلام
به خون غلتید جانی تشنه تا جانان ما باشد که داغش تا قیامت آتشی در جان ما باشد سری گردن کشید از مرگ، قدر نیزهای روزی که نامش آفـتابِ جان سرگردان ما باشد لبش بر نیزه قرآن خواند تا ثقلین جمع آیند لبش بر نیزه قرآن خواند تا قرآن ما باشد چراغ چشمهایش زیر نعل اسبها میسوخت که مصباح الهـدایِ دیدهٔ حـیران ما باشد کنون ننگ است ما را تا به محشر، مرگ در بستر حسین آمد به سوی کوفه تا مهمان ما باشد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با سیدالشهدا علیهالسلام
ای لـوای تـو بـرافـراشـتـه بر قـلّۀ نـور کرده نـور رُخَـت از پـردۀ ابهام، عبور مـعـنی مـکـتـب آزادی و آزادگـی است سر و جان دادن و تسلیم نگشتن، بَرِ زور آمد از ذبح عـظیم تو، سرافکنده خـلـیل ای که موسی شده حیران تو در وادی طور صبر، از صبر تو، لبریز شدش کاسۀ صبر چاک زد پیرهن صبر، به تن، سنگ صبور از عدو آب طلب کَردنَت از رحمت بود سلـسـبیلی تو خود و آب نبودت منظور سر فـرو برد به دامان خجالت خورشید تا که شمش رُخَت از مَشرق نِی، کرد ظهور
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با سیدالشهدا علیهالسلام
حملههای موج دیدم، لشکرت آمد به یادم کشتی صدپاره دیدم، پیکرت آمد به یادم باد تنها بود، اما خار و خسها را عقب زد تـاخـتـنهـای عـلـیِ اکـبـرت آمد به یادم بحث عقل و عشق شد، هر کس بیانی، داستانی من تـرکهای لـب آبآورت آمد به یادم «لَن تَنالُوا البِرَّ حَتّی تُنفِقُوا مِمّا تُحِبُّون» لحظههای سرخ بعد از اصغرت آمد به یادم جویباری بر شکوه کوه مستحکم میافزود اشکهای از رجز محکمترت آمد به یادم گفت سعدی دیده با چشم خودش میرفت جانش من وداع آخرت با خواهرت آمد به یادم باغبان با طفل گفت: این سیب! دیگر شاخه نشکن! قصهٔ انگـشتت و انگـشـترت آمد به یادم روضهخوان میگفت: یا مهدی! محبان تو هستیم از محبان آنچه آمد بر سرت آمد به یادم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() غزل مناجاتی اول مجلس، مدح و مرثیۀ سیدالشهدا علیهالسلام
بیتو سرگردانم و یک دردِ جانکاهم حسین خوب شد که سائلِ این بزم و درگاهم حسین دستهایم را نگیری! میخورم هر آن زمین راه را گم میکنم! پس باش همراهم حسین دردسر دارم برایت! من کجا اینجا کجا؟! بینِ خـوبانت منِ بیچاره گمراهم حسین مثلِ حرّ، با توبه راهم را به تو کج کردهام چونکه از آقـاییات بسیار آگاهم حسین میشوم آب از خجالت با همین چشمانِ خشک رزقِ اشکی لطف کن! ای عشقِ دلخواهم حسین رد شدم از خطِّ قرمزهایِ بسیاری ولی خط بکش بر اشتباهاتِ خودآگاهم حسین تا همین لحظه که طی شد با گناهانِ زیاد رحم کن بر باقیِ این عمرِ کوتاهم حسین از خدا جز تو نمیخواهم کسی را لحظهای هست عشقت حاجتِ صبح و شبانگاهم حسین آرزویم هست بیـمـارِ غـمـت باشم فقـط دردمندم کن! مداوا نه! نمیخواهم حسین میشود دوزخ گلستان! با شهیدان در بهشت تا که میگوئیم هر شب یکصدا، با هم: حسین داغت از قــلبم شبـیه شعله بالا میرود تـشنه بودی! آتـشی افتاده در آهم حسین میکُـشد آخر مرا که غارتِ انگـشترت روضهٔ پیراهنت شد دردِ جانکاهم حسین!
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با سیدالشهدا علیهالسلام
برای سوگ تو باید زبـانِ دیگر داشت نگـاه روشـنی از آسـمان فـراتر داشت شهادت تو حماسهست با شکوه و عیان حماسهای که هزاران پیام در بر داشت زلال جاری چـشم تو حسرتِ دریاست فُـرات بـود کـه نـاکـام دیـدۀ تَـر داشـت سـؤال کـهـنـۀ تـاریخ، تا ابد بـاقیست: چرا زمانه، سرِ جنگ نابرابر داشت؟! قـیام سـرخ تو یک پرده از قـیامت بود قیامتی که درونش هزار محشر داشت تو آن رسولِ به معراج رفته هستی که برای امت خود روی نیزه منبر داشت هـنـوز ملـتهـب از ماتم شـگـفـت توأیم که این مصائبِ داغِ تو را که باور داشت؟ سپاه بود و حـرم بود و غـارت و آتش درست لحظۀ تلخی که آنطرفتر داشت...
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() غزل مناجاتی اول مجلس، مدح و مرثیۀ سیدالشهدا علیهالسلام
تنها نه این که داده رزق نوکران را بخـشـیـده آب و نانِ بنـدهپـروران را معـشـوقها، دلـدادۀ حـب الحـسیناند عشقـش مُسَخَّر کرده قلبِ دلبـران را هرکس که مشمولِ نگاهِ رحمتش شد هرگز نمیخواهد عـطای دیگران را گـریه بـرایش خـیـرِ بـیمـانـنـد دارد حـتـی مـقـرّب میکـند پیـغـمبران را نامش که زینتبخشِ عرش و اهل آن است تا اوج مستی میبَـرد نوحهگـران را یک عـمر داغ سـیـنۀ عـریان ارباب آتـش زده جـان و دلِ جـامـهدران را باید چگـونه با پـر زخـمـی، عـقـیـله پیدا کند در دشت و صحرا، دختران را؟! بـاید چـگـونه زینـب کـبـری بـبـیـنـد در شام، بر کام امامش، خیزران را؟!
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() غزل مناجاتی اول مجلس، مدح و مرثیۀ سیدالشهدا علیهالسلام
هر که دارد بر حسین، عشق و ارادت بیشتر حضرت مولا به او دارد عـنایت بیشتر گرچه زهرا روز وانفسا شفاعت میکند میکـند اما حـسـیـنِ او شـفـاعت بیـشتر اولیاء الله در لطف و کـرامت شاخصند میبرد مـولا ولی سـهـم کـرامت بیشتر چارده معصوم کـشتی نجـاتـند و حسین کشتیاش دارد مساحت بیش و سرعت بیشتر هرکه در بازار عشقش کمفروشی میکند روز محشر میکند خود را ملامت بیشتر مجلسآرایان اشک و روضۀ داغ حسین میبرند از اهل عالم رزقِ جـنّت بیشتر دعوت عام است اگرچه سفرۀ احسان او اهل اشک و زمزمه دارند دعوت بیشتر داغ دیـدنـد و مصیبت، شاهـدان کـربلا دیـد اما زینب کـبـری مـصـیـبت بیشتر سـیـد ســجـاد در شـرح تـمــام مــاجـرا داشت از شام بـلا طرح شکـایت بیشتر زخم شمشیر و سنان بر جسم، طاقتسوز بود دید از زخـم زبان دلها جراحت بیشتر بین ارباب و رعیتهای عالم ای «کمیل» دارد اربابم مـحـبت با رعـیـت بـیـشـتر
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با سیدالشهدا علیهالسلام و استقبال از ماه محرم
یک لحظه بیحسین، جهان دلپذیر نیست بیچاره آن کسی که به عشقت اسیر نیست شکر خدا که چشم من از کودکی حسین چون چشمه در عزای تو بود و فقیر نیست از برکت دو چـشم پُر از زمزم است که فردای حـشر، نوکـر تو سربهزیر نیست ای دسـتـگــیـر آدم و نـوح و خـلـیـلهـا! چیزی شبیه روضۀ تو، دستگـیر نیست در روزهای سخت نگاهت گره گشاست ای آنکه غـیر نام تو نـعـم الامـیـر نیست خـیـری نـدیـده است، نه دنـیا، نه آخرت هر کس مسیر زندگیاش این مسیر نیست گـفتی به روی باز و گلِ خندهات به حُر هرگز برای توبه درْ این خانه، دیر نیست در آسـمـان شـهـر دلـم گر چه ماه هست جز چـشـم ماهِ عـلـقـمه، ماهِ منـیر نیست من در تـمام عـمـر تو را گـریـه میکـنم ای عشق بیکفن! دلم از گریه سیر نیست لا یَـوم مِثـلُ یَـومِـکَ، ای پـاره پـاره تن در کربلا مگر کفنی جز حصیر نیست؟ قـاریِ لـحـظـههـای غـمانـگـیـز زیـنـبـی شاهی به جز تو، نیزه برایش سریر نیست «ای کـشـتۀ فـتاده به هامون» غم تو را در هـفت آسـمـانِ خـدا یک نظـیر نیست "یَومُ الوُرود" میشـود و چـشم نـوکـرت چشم انتـظار هیچ کسی جز امـیـر نیست
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مناجات با سیدالشهدا علیهالسلام ( آغاز ماه مُحرّم )
چه اضطراب و چه باکى ز آفتاب قيامت که زير سـايۀ اين خـيـمه کردهايم اقامت شـفـيع گـريه کـنـانش ائـمـهانـد يـکـايک به اين دليل که جمع است در حسين امامت کسى که آه نـدارد، چه سـود آه خجـالـت کسى که اشک ندارد، چه سود اشک ندامت چه نعمتیست نشستن میان مجلس روضه که جـبرئیل در آنجا فکـنده رحـل اقامت کسى که در پى کار حسين نيست، محال است که پشت سر بگذارد صراط را به سلامت کسی که اسم حسین را شنید و اشک نبارید ز دوستی چه نشانی، ز شیعهگی چه علامت کسی که در کـفـنـش تربت حـسین نباشد چه خاک بر سر خود میکند به روز قیامت کسی که قبر حسین را ندید و رفت ز دنیا به نزد فـاطمه ریزد ز دیده اشک ندامت به روز حشر که جمله فقير و کاسه بدستند خـدا به زائـر تو میدهد مـقـام زعـامـت غبار خاک عزاى تو را که بر سر ما شد بـرابـرش نکـنـم بـا هـزار تـاج کـرامـت چه نابجاست به وصف شهادت تو شهادت چه نارواست به وصف شهامت تو شهامت پس از قیامت عظمای تو به دشت غریبی خدا قيامت خود را سند زدهست به نامت
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() غزل مناجاتی اول مجلس، مدح و مرثیۀ سیدالشهدا علیهالسلام
دوای درد عـالـم یا حـسـین است شـفـای روح آدم یـا حـسـین است بـه لـوح آفـریـنـش بـا خـط نــور نوشته اسـم اعـظم یا حسین است اگـر بـاشـد تـمـام عــمــر یـکدم همان یکدم مرا، دم یا حسین است پـس از ذکــر خــداونــد تــعـالـی ز هر ذکری مقـدّم یا حسین است نجات اهل محـشـر، روز محـشر خـمـوشی جـهـنـم یا حـسین است به یـاد آن لـب عـطـشـان هـمـاره صدای آب زمـزم یا حـسین است نــوار قــلـب کـل ســیـنــهزنهــا نفـسهای مـحـرّم یا حـسین است درون سـیـنـه آهـم یـا ابـالـفـضـل به صورت نقش اشکم یا حسین است نــسـیـم نـیـنــوا، پـیـک شـهــادت صدای کـربـلا هم یا حسین است کـتاب "نخـل میـثـم" را بخـوانـید تـمـام نخـل مـیـثم یا حـسین است
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مناجات روز عرفه ای با سیدالشهدا علیهالسلام
به تـپـش آمـده با یـاد تو از نو کـلـماتم باز نـام تو شده باعـث تـجـدیـد حـیـاتم بیم گرداب به دل داشتم اما تو رسیدی که شدی ساحل امن من و کشتی نجاتم باز از فرط عطش خشک شده کام من، آری تشنهام، تشنۀ لبهای عطـشناک فراتم باید احـرام بـبـنـدم به طـواف حـرم تو من که در صحن تو در موقف دشت عرفاتم با دعای عرفه دست مرا کاش بگیری مات و مبهوت نمـایان شدن جلوۀ ذاتم با تو هر لحظه مجسم شده یک روضه به چشمم باز گـریـان تـمـاشـای قـتـیل العـبـراتم
: امتیاز
|