
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه محرم
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه صفر
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الأول
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الثانی
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الأول
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الثانی
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه رجب
-
سایت قرآنی تنـــــزیل
-
سایت مقام معظم رهبری
-
سایت آیت الله مکارم شیرازی
-
سایت آیت الله نوری همدانی
-
سایت آیت الله فاضل لنکرانی
-
سایت آیت الله سیستانی

![]() مدح و ولادت امام حسن عسکری علیهالسلام
رسـیـده حـجـتِ دینِ خـدا، ابـاالمـهـدی امـینترین وصیِ مصطـفی، اباالمهدی دعای روز و شب مرتضی، اباالمهدی عـطای حـضرتِ خیـرالنسا، اباالمهدی کسی که چشم و چراغ تمامِ آل علیست امـامِ یـازدهم؛ جـلـوۀ جـمالِ عـلـیست به یُمنِ سورۀ کوثر، نِکو ثمر حسن است سلالۀ حسنین، عشق را اثر حسن است حسینِ فاطمه را هشمین پسر حسن است برای هادیِ دین، پارۀ جگر حسن است به شعرِ زنـدگیاَش بیت بیت مینـازیم به دومـیـن حـسـنِ اهـلبـیت مـینـازیم کسیکه معدنِ اسرار، در کرانۀ اوست کسیکه گل پسرِ فـاطمه، جوانۀ اوست کسیکه حجتِ ثانی عشر، نشانۀ اوست کسیکه یاریِ دین، کارِ جاودانۀ اوست نگـاهِ جـمـلگیِ انـبـیـاست، سـوی حسن تـمـامِ زنـدگـیِ اولـیـاست، روی حـسن برای یاریِ دین، غصههای دوران دید ز نـقـشـۀ خلـفـا، سالهای هـجـران دید جفا و خدعه و تبعید و داغ و زندان دید چقدر طعن و اهانت، ز مکرِ عدوان دید برای آنکه نیـایـد، وصیِّ او به جـهـان هَـماره تحـتِ نـظر بود آشکـار و نهان چه خوب، امتِ خود را، رهِ سعادت داد به شیعه، سَطوَت و آقائی و سیادت داد پیـام و نـامه، به یـارانِ با رشـادت داد مُحبّ و پیروِ خود را، به هجر عادت داد تقـیّه کرد و به کِـتمانِ سِرّ، قـیام نـمود وظیفه را همه، تفهیمِ خاص و عام نمود برای فاطمه صبر و قرار، عسکری است حسنمدار و حسینی تبار، عسکری است برای شیعه، همه اعتبار، عسکری است چراغِ روشنِ شبهای تار، عسکری است به آن نشانه، که از اربـعـین به ما داده هــزار قــافــلــه را، اِذنِ کــربــلا داده نـشـانـههـای خـدا را، دقــیـق فـرمـوده ز اِلــتـزامِ ولایـت، عـمــیـق فــرمــوده برای شـیعه سـفـارش، عـقـیق فـرموده چه خـوب، از بـرکـاتِ رفـیق فـرموده رفـیـقِ خـوب، بـدیِ تو را بـرَد از یـاد هـزار بـار کـنـد، خـوبـیِ تـورا فـریـاد بـگـو کـدام رفـیـق، از امـامـمـان بهتر چه نصرتی به رهَش، از دَوامِمان بهتر اِطاعـتـش، ز قـعـود و قـیـامـمـان بهتر به فعل، یاریِ مان، از کلامـمان بـهـتر اگر امـام شـنـاسی، خـوشا بر اَحـوالت قـبـولِ لطف و کرم میشوند، اَعـمالت هزار شکر به ما، مهدیاَش نظر دارد به اعـتـبـارِ پـدر، مرحـمـت پـسر دارد اگرچه دوریِ او، سخت دردِ سر دارد ولی ز حالِ هـمه، دوسـتـان خـبر دارد به دردِ شیعـه اگر لطف، آن طبیب کند خـدا جـمـالِ دلآرای او نـصـیـب کـنـد محـبِّ او هـمـهجـا درد و داغ میبـیـند گهی به غـزه و گه، شـاچـراغ میبـیند خـرابـه را بـه غـمِ یـار، بـاغ میبـیـنـد بدان امید، که وصل از فـراق میبـیـند سری به حجـرۀ سـردابِ سامـرا بزنیم و با امـام زمـان، سر به کـربـلا بزنـیم بخوان دعای فرج را به حالِ مضطر، آه بگو به درد و غـمِ کـودکان بیسـر، آه به یـادِ اشکِ ربـاب و لبـانِ اصغـر، آه که آب بسته به لبهای طفل و مادر، آه بـه کــامِ تــشـنـۀ نــوزادِ زیــرِ آن آوار به پشتِ خـیـمه بِگِرییم، تا قـیامت زار
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و ولادت امام حسن عسکری علیهالسلام
همیشه فـاصلههـا سدِّ راهِ دیـدن نیست همیشه اوج به دنبالِ پَـر کشیدن نیست همیشه میوۀ شیرین برایِ چیدن نیست همیشه سرعتِ دیدار در دویدن نیست همیشه گوش سزاوارِ حق شنیدن نیست همیـشه یـوسـفی آمـادۀ خـریـدن نیست آهای یـوسـفِ مـصری بـیـا خبر دارم بـرایِ شــامِ فــراقِ دلـت سـحــر دارم بیا به شکلِ زُلـیـخـا که خـوبـتـر دارم بـه سـامـرایِ خـدایـی شـده نـظر دارم دلم کبوترِ صحن است وُ بال و پر دارم مَرامِ صاحبِ این خانه برگزیدن نیست نـمیرود کـسی از خـانـۀ تو بی توشه مـیـانِ ارتـشِ تـو دارم از اَزل پـوشـه گدایِ گـنـدم و نـانـم بـده به من خوشه دوباره گوشِ دلِ عاشقی وُ چاووُشِ... خوشِ حریمِ تو وُ عطر وُ بویِ ششگوشه زیارتِ تو جدا از غـریب دیدن نیست عـزیـزِ فــاطـمـهای وُ تـجـلِّـیِ حـیــدر حسن مرام وُ حسن نام وُ تینت وُ مَنظر شمیم وُ جلوۀ ششگوشۀ تو چون دلبر حریمِ توست مسیری به کربلا پس پر گـشوده مـرغِ دلم تا بگـویـد از سرور به جز حسین امیدی در این پریدن نیست امیرِ سامـره هم گفته بیحساب حسین دمِ نـبـی وُ بـتـول وُ ابـوتـراب حـسـین نکیر وُ منکر وُ پرسش من وُ جواب حسین تپـیده سینه وُ گـفته تبَش به تاب حسین امـیـدِ رهـبری وُ مـشیِ انقـلاب حسین بدونِ عشـق مـسـیرِ دلم رسیدن نیست میانِ جشنِ حسن شهـدِ عـید میخواهم وصالِ یـار وُ طلـوعِ نـویـد میخواهم به یُـمنِ عـدل جهـانی جـدید میخواهم تقـاصِ سرخیِ خـونِ شهـید میخواهم ظهـورِ جـمـعۀ نـور وُ امـید میخواهم توانِ العـجـل وُ تابِ نَه شـنـیدن نیست قـسم به وعـدۀ شیـرینِ مَن یَـمُت یَرَنی قسم به جـمعۀ نـصر و به سیّدِ حـسنی قـسـم به نـصرُ منَ اللّه میشود عـلـنی نـدایِ یـاعـلـیِ قـدس وُ غـرّش یـمـنـی تمامِ هیبتِ صهـیـونی است سـوخـتـنی به اذنِ سیّدعلی قدس جایِ دشمن نیست
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و ولادت امام حسن عسکری علیهالسلام
بـاز دل شکـسـتـهام نـوای دیـگـر آورد پردۀ بهـتری زند، نغـمۀ خوشتر آورد لـئـالـی کـلام را ز طـبـع مـن بـر آورد مگر ثنای عسکری، حجّت داور آورد که آگه از مقام او، کسی به جز اله نیست نسیم درک و عقل را در این حریم راه نیست عبد خدا که داده حق، خدایی از عبادتش بسته شده به طوق جان سلسلۀ ارادتش رام شده وحوش هم، به درگه سیادتش حقیقت غـدیر خم، جلـوهگر از ولادتش ولادتـش بـه هـشـتـم ربـیـع ثـانـی آمـده جهان پیر را از این مژده، جوانی آمده به سامرا نظر کن و جلوۀ ذوالکرام بین قِران مهر و ماه را در این خجسته شام بین باب امام عصر را فراز دست مام بین دهـم امـا را به بـر یـازدهـم امـام بـیـن چشم عـلی منوّر از جـمال ماه پارهاش فاطمه کو که بنگرد؟ بر حسن دوبارهاش نور ولایتش به رخ ردای خلقتش به بر لوای عصمتش به کف تاج شفاعتش به سر بر همه هستیاش نظر در همه عالمش گذر اما هادیاش پدر حضرت مهدیاش پسر خلایـقـند چاکرش، ملائکـند عسکـرش هیچ کسی نمیرود به نا امیدی از درش رسالت پیـمـبران تکیه زده به دوش او درس هدایت بـشر زمـزمۀ سـروش او وضع جهان و چشم او راز نهان و گوش او حصار ظلم ظالمان شکسته از خروش او به دورهای که معتمد کرد فزون نفاق را به هم دریـد سـعـی او پردۀ اخـتناق را بهشت علم پرورد آب و هوای گلشنش اهل کمال، خوشه چین، ز گوشههای خرمنش حکیم مانده از سخن، به وقت درس گفتنش امام عصر تربیت، یافـته روی دامنـش نهال عصمتی چنان بر آورد چنین ثمر درود ما بر آن پدر سلام ما بر این پسر ســلالـۀ پـیــمـبـر و مـبـشّـر پـیـام حـق که دیده بس شکنجه تا زنده شود مرام حق مبـیـّن اصـول دیـن مـفـسـّر کـلام حـق داده به دست مهدیاش رسالت قیام حق که بعد من امـام بر جـوامع بـشر تویی مهدی منـتـقـم تویی امام منـتـظر تویی رفت یکی ز شیعیان به پیشگاه حضرتش برای حـاجـتی ولی اذن نداد خجـلـتـش امام را ببین که چون داشت خبر ز ذلّتش نخوانده گفت پاسخش نگفته داد حاجتش ز یک اشاره از کـف امام کامـیاب شد به قدر احـتیاج او خاک طلای ناب شد ای جلوات کبریا جلـوه گر از جمال تو کتاب تفـسیر تو خود آیتی از کـمال تو من که ز پا نشسته ام به درگه جلال تو امید رحـمـتم بود، ز لطف بیزوال تو «مؤیّدم» گدای تو بر آستان مهـدیات امید آن که خوانی م ز دوستان مهدیات
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و ولادت امام حسن عسکری علیهالسلام
بر او سلام که شایـسـتـۀ سلام است او که از سلالۀ اِبن الرّضا، بِـنام است او که هاشمینسب و فاطمیمرام است او که یـادگـار بـرومـنـد ده امـام اسـت او به شهر سامره، مصداق فیض عام است او به نور و جلوۀ رخسار ماه او، صلوات جـمـال گـلـشن تـوحـید را تبـسّم اوست مسیـح عـترت اطهـار را تجسّم اوست کـلـیم با شـجـر طور در تکـلم، اوست که دومین حسن، اِبن الرّضای سوم اوست ز حادثات جهان، جانپناه مردم اوست به هر که راه برد در پناه او، صلوات خدای خوانده به حُسن جمال خود، حَسَنش ستارۀ سحـری، خـوشهچـين انجـمـنش شـفـای دیـدۀ یـعـقـوب، بوی پیـرهـنش که دیده ماه فلک، گل بریزد از دهنش؟ شـمـیم وحی خـدا میتراود از سخـنش به عطر و رایحۀ دلبخواه او، صلوات ستارگان همهشب شمع محفـلش هستند فـرشـتگـان به ادب در مقـابـلش هستند مـوالـیـان خـداجـوی سـائـلـش هـسـتـند معـاشران همه محـو فـضائـلش هستـند به آیـه آیـۀ قـرآن که در دلـش هسـتـنـد شدهست سورۀ قـرآن گواه او، صلوات نـگـاه او، به گـل تـازهچـیـده مـیمـانـد شـمـیـم او، به گـلاب چـکـیـده میمـاند لبـش، به غـنـچـۀ شـبـنم نـدیـده میماند قـدش، به سرو ز نـور آفـریده میماند دلش به پـاکی صبح و سپـیـده میمـاند به سجدۀ سحـر و صبحگاه او صلوات امام گفت که یکرنگ باش و یکرو باش برای سنجش اعـمال خود تـرازو باش برای خدمت و ایثار دست و بازو باش مباش در پی شهرت ولی خـداجو باش هـمیـشـه یـاد خـدا و عـنـایـت او بـاش به اوج و منـزلت دیـدگـاه او، صلوات کسی که مهر و محبت مرام مهدی اوست کسی که قسط و عدالت پیام مهدی اوست کسی که فتح و ظفر در قیام مهدی اوست کسی که ختم امامت به نام مهدی اوست سلامت دو جهان، در سلام مهدی اوست به جـذبـههای بـدیـع نگـاه او، صلوات
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و ولادت امام حسن عسکری علیهالسلام
قدح پُر باده کن ساقی، که آمد موکب جانان نسیمی با صفا آید به سوی دشت و کوهساران بهاران میرسد از راه و لبها میشود خندان خزان بگذشت و پیدا شد بهار دلکش و شادان به این شکرانه پُر کن از می وحدت تو جام ما ببر در کوی یار امشب از این شادی پیام ما نوای نغـمۀ بلبـل طـنین انداز شد اکنون صدای نمنم باران که همآواز شد اکنون هزاران غنچه در باغ و گلستان باز شد اکنون دل ما را نگر با شادمانی ساز شد اکنون دل از شوق و شعف پر شد که یار نازنین آمد ببین در خانۀ هادی نگاری مهجبین آمد مبارک باد خورشیدی منور زادی ای جَدِّه برای عالم و آدم تو سرور زادی ای جَدِّه ز هر نیکو در این عالم نکوتر زادی ای جَدِّه برای یاری قرآن تو یاور زادی ای جَدِّه مبارک باشدت ای جَدِّه خود نیکو پسر زادی پدر از بهر مهدی، حجت ثانی عشر زادی نگاران بهشتی را نگاری گلعذار است این گلستان امامت را بهاران در بهار است این به جمع خیل مشتاقانِ عالم اعتبار است این به مُلکِ جان عالم سروری با اقتدار است این به عالم مژده ده ای جان امام عسکری آمد همان نوری که دارد بر دو عالم برتری آمد امام عـسکـری نـور دل ابن الرضا آمد بهـین اسـتاد دانـشگـاه ایـمان و وفـا آمد مفـسـر بهـر قـرآن، هادی دین خـدا آمد نـگـهـدارنـدۀ احـکـام قـرآن از سما آمـد برای حضرت هادی چنین روزی پسر آمد بـرای کـل ابـنـاء بـشـر نیـکـو پـدر آمد گلستان حقیقت را بهین ریحـانه پیدا شد به مُلک معرفت نیکوترین جانانه پیدا شد به دریای شرافت گوهری یکدانه پیدا شد که شمع آفرینش را ز جان پروانه پیدا شد بود در چهرهاش سیمای جد اطهرش پیدا که در زهد و ورع سیمای جَدِّه مادرش پیدا به دنیا مظـهـر نـور خـدای لایـزال آمد گلی از بوسـتان کـردگار ذوالجـلال آمد به مجد و اعتدال و علم آن نیکو خصال آمد به مهر و حلم و عشق و معرفت آن بیمثال آمد به دنیا آمد آن نوری که بخشد نور عالم را که فرزندش رها سازد ز دست ظلم آدم را مبارک باد یا مهدی؛ تو را میلاد بابایت درین روز مبارک میزنم صد بوسه بر پایت الهـی بـشنـوم تا زنـدهام با گـوش آوایت کنار خانۀ کعـبه انا المهـدی ز لبهایت بگیر از لطف دستم را اسیر و بینوایم من هزاران شکر بر این خاندان عمری گدایم من
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و ولادت امام حسن عسکری علیهالسلام
جـبریل چو بـلـبـلی ترنم کرده است گوئی که زشوق دست و پا گم کرده است می گـفـت کـه در بـاغ امـام هــادی بر غنچۀ خود گلی تبسم کرده است ************** گـفـتـند شـکـوه حـیـدری را نـگـرید آئـیـنـۀ حـسـن و دلـبـری را نـگـرید گفتم که شکـوه در کـدام آیـنه است؟ گـفـتـنـد امـام عـسکـری را نـگـرید ************** از مـقـدم تو شـاد دل مـا هـمه است از حسن جمالت همه جا زمزمه است فــرزنـد دهـــم امـامـی و در جـنّـت خشـنود ز یمن مقـدمت فاطمه است
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و ولادت امام حسن عسکری علیهالسلام
مدیـنه بـاز پُـر از آیـههای نـورانیست حریم وحی، ز انوار حق چراغانیست بلور نور به سقـف فلک مگـر بـسـتند؟ که این فضای مقدس همیشه نورانیست نـسـیـمِ بـال مـلائـک نـویـد مـیبـخـشـد که فصل رویش گل، لحظههای روحانیست گلی به گلشن سرسبز وحی روئـیدهست که کار پـیک امین خـدا گلافـشانیست به آیـه آیـۀ رویـش فـروغ تـوحـید است به جلوه جلـوۀ او جلـوههای قـرآنیست جـلال و مـنـزلت اوست حـیـدری، امـا شکـوه فـاطـمی او شکـوه رحـمانیست هر آن کسی که نصبیی نبرد از مهرش به روز حشر نصیب دلش پشیمانیست فـروغ دیـدۀ ایـن آفـتـاب هـسـتـیبـخـش شهـاب شبشکـنِ آسـمـانِ ظلـمانـیست بخوان دعای فرج را ظهور نزدیک است گمان مدار که غیبت همیشه طولانیست
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و ولادت امام حسن عسکری علیهالسلام
بـاز شد پـنجـرهای سمتِ نسیمِ ملکـوت نـور تابید در آئـیـنۀ صبح از جـبروت تـشـنۀ بـوی نـفـسهای بـهـارش بـودیم از همان روزِ ازل مستِ نگارش بودیم چه حضوری که از او عشق بشارت میداد چه طلوعی که خدا مُهرِ شهادت میداد نفسش عطرِ سلام و صلوات آورده است آسمان را قدمش آبِ حیات آورده است عطر سیبیست که از گلشنِ عرش آمده است شاخِ طوباست و بر زینتِ فرش آمده است هر طرف جلوۀ خورشید جمالش پیداست حَسَن و نورِ حقیقـت ز کمالش پیداست مـژده مـژده حــســنِ دومِ زهـــرا آمــد سـیـزده صـورتِ اعـجـاز تـمـاشـا آمـد نور افـشانیِ عالم همه از جلـوۀ اوست آخرین حجتِ حق از ثمر و میوۀ اوست پـدرش آیــنـۀ مـکـتـبِ صــادق بــاشـد پـسـرش چـشـمـۀ قـرآنِ حـقـایـق بـاشد از دمِ سـوسنِ او بـوی چـمـن میروید صبح از جامِ لبش حُسنِ حَسَن میبوید جـلـوۀ روشنِ او جـلـوۀ ایـثـارِ خداست دامنش سبزتـرین دامنِ گـلزارِ خداست به قـدمهـاش چـو داود گـلآرایـی کـرد از دَمش حضرتِ یعقوب دلآرایی کرد بـر لـبـش سـورۀ تـوحـیـد تـلاوت دارد دامـنـش دولـتِ مـسـعـود امــانـت دارد شده آن بزم نـشـینِ دمِ او چون عـیـسی شده پروانۀ شمعـش به دو عالم موسی حَسَن آئینۀ حُسنش به خدا اعجاز است ز نسیمش همه درهای اجابت باز است نور تابید و جهان غرقِ تبسّم شده است کهکشان در نفسش ذره شد و گم شده است یازده بار زمین سر به خضوع آمده است از دمِ اوست که خورشید طلوع آمده است یازده بار خـدا صورتِ احمد چو کشید بینِ آن صورتِ زیبا رخ زیبای تو دید یازده پنجـره وا شد به سوی دولتِ یار آخرین پنجره مانده است به دستانِ بهار شأنت این بس پسرت حضرت مهدی باشد بعدِ حـق عـالـمِ مـا را مـتـصـدّی باشد!
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و ولادت امام حسن عسکری علیهالسلام
ای حُـسـن بیهـمـتا دچـار عـزّتم کن با لطـفِ بـیانـدازهات بـد عـادتـم کن با این بـدِ بیآبـرو هم، هـمنـشـین شو همصحبتم باش و به دور از غربتم کن فـرزنـدِ هـادیَ الاُمـم؛ بـابـایِ مـهـدی در مـیـهـمـانـیِ هـدایـت دعـوتـم کـن آخر زمان است و زمام از دست رفته دور از بـلایـایـم کـن و با غـیرتم کن بـگـذار در دسـتـم بـراتِ ســامـرا را کـنـج حـرم فکری برای حـاجـتم کن مثل هـمـیـشه بعـدِ یک پـابـوسیِ ناب با دستِ پُر رد کرده؛ از غم راحتم کن عمری به من لطف خودت را گوشزد کن اصلا بـیـا یکریـز غـرقِ مـنّـّتـم کن انگـورهای بـاغ تو جـنّت نشان است یک دانهاش را مرحمت کن رحمتم کن از گوشـۀ چـشـمت شبِ مـیـلادت آقا عیدانه یک خوشه عنایت قسمتم کن!
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و ولادت امام حسن عسکری علیهالسلام
در شـب مـــیــلاد تــو دارایــیام گـشـته ایـنکـه مثل تو زهـراییام از گـدایـیهـای پـیـش اهـل بـیـت افـتـخــارم ایـنـکـه ســامــرّایـیام در گـدایـیِ مـن و اسـم شـمـاسـت عــلــتــی دارد اگـــر آقـــایـــیام در حـرم دیـدم شده خـیلی شلـوغ پـیـش تــنـهـایـی تــو تـنـهــایـیام قـسـمـتـم کـن بـازهم کـاری کـنـم دارد از کـف مـیرود کـارایـیام بسکه گـرم از لحـظـۀ وصل توأم سرد خـواهـد شد کـنارت چاییام قسمت عالم دو تا شـش گوشه شد من در این تکرار، پـائـینْ پاییام بـا تـمـام خـویـش ســویـت آمــدم چـون فـروش عـید اسـتـثـنـایـیام سـیـرتی درشـأن درگـاهـت نـشـد چون گرفتم صورت از داراییام
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و ولادت امام حسن عسکری علیهالسلام
جهان به کام غـلام امام عسکری است که شاه میشود آنکه غلام عسکری است بـرای بـار دهـم مــرتـضـی نـمــا آمــد نمای عرش، مزین بنام عسکری است زمین اگر پس از این رنگ و روی دیگر یافت ز روشـنـایـی مـاه تـمام عسکری است شـراب نـاب چـکـیـد از لب گـدا ایـنجـا اگر فـرشـته هوایی جام عسکری است رسـیده کـعـبه برای طـواف قـبـلـه نـما که قبله حاجی بیت الحرام عسکری است حلال زاده کشیده است به عمو این بار کـرامت حـسنی در امام عسکری است کـبـوتـران مـدافـع اســیـر سـامــرهانــد که این ز خاصیت جذب بام عسکری است کـریـم کار ندارد که کـیـست سـائـل او نگاه خاص ز الطاف عام عسکری است گـدای سـامـرهایـم و نـمـیرویـم از رو همیشه روی گدا از مرام عسکری است برای مهـدیاش انـگـار یـار میطـلـبـد "هرآنکه کرد اطاعت"، غلام عسکری است
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و ولادت امام حسن عسکری علیهالسلام
قـیـام کـن! کـه جـلـودار رهـبــری آمـد کـسی که دل بـرد از ما به دلـبـری آمد به حُسن طـلـعـت او مـاه، مـشتری آمد دلـیـل و مـعـدلـت و دادگـسـتــری آمــد کـمال و معـرفت و جود، عـسكرى آمد به پـیـروان ظـفـرمـنـد راه او، صلوات بر او سـلام که شـایـسـتۀ سلام است او که از سـلالۀ ابن الرضا به نام است او که هاشمی نسب و فاطمی مرام است او کـه یـادگـار بـرومـنـد ده امـام اسـت او به شهر سامره مصداق فیض عام است او به نور و جلوۀ رخسار ماه او، صلوات جمـال گـلـشن تـوحـیـد را تـبـسم اوست مسـیح عـترت اطهـار را تجـسم اوست کـلـیم با شجـر طـور در تکـلـم، اوست که دومین حسن، ابن الرضای سوم اوست ز حادثات جهان، جانپـناه مردم اوست به هر که راه برد در پـناه او، صلوات خدای خوانده به حُسن جمال خود، حَسنش ستارۀ سحـری، خـوشهچـين انجـمـنـش شـفـای دیـدۀ یـعـقـوب، بوی پـیـرهـنش که دیده ماه فلک، گل بریزد از دهنش؟ شمـیم وحی خـدا میتـراود از سخـنـش به عطر و رایحۀ دلبخواه او، صلوات ستارگان همه شب شمع محـفلش هستند فرشتـگـان به ادب در مـقـابـلش هـستند مـوالـیـان خـداجـوی سـائـلـش هـسـتـنـد معـاشـران همه محو فـضـائـلش هستـند به آیـه آیـۀ قـرآن که در دلش هـسـتـنـد شدهست سـورۀ قـرآن گواه او، صلوات نـگـاه او، به گـل تـازه چـیـده مـیمـانـد شـمـیم او، به گـلاب چـکـیده مـیمـانـد لبـش، به غـنچـۀ شـبـنـم نـدیـده میماند قـدش، به سـرو ز نـور آفـریده میماند دلش به پـاکی صبـح و سپـیـده میمـاند به سجدۀ سحـر و صبحگـاه او صلوات امام گفت که یکرنگ باش و یکرو باش برای سنـجـش اعـمال خود ترازو باش برای خدمت و ایثار دست و بازو باش مباش در پی شهرت ولی خـداجـو باش هـمیـشـه یـاد خــدا و عـنـایـت او بـاش به اوج و منـزلت دیـدگـاه او، صلـوات کسی که مهر و محبت مرام مهدی اوست کسی که قسط و عدالت پیام مهدی اوست کسی که فتح و ظفر در قیام مهدی اوست کسی که ختم امامت به نام مهدی اوست سلامت دو جهان، در سلام مهدی اوست به جـذبـههای بـدیـع نـگـاه او، صلوات
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و ولادت امام حسن عسکری علیهالسلام
وقـتی رسـد ز میـکـده بار طـعـام ما کم مانده عـطر بـاده بگـیرد کـلام ما از دست تو رسید شراب طهـورمان باقیست جای دست تو بر روی جام ما سـرداب سامـرای تو بیت الحـرام ما هر بوسه بر ضریح تو شد استلام ما ای حجـت مـلائکه مـولای جـبـرئیل آئـیــنـۀ نـمـونـه و مـولــود بـیبـدیـل
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و ولادت امام حسن عسکری علیهالسلام
دل به دریـا زد و کنایه به ماه پرده واکرد از آن رخ دلخواه خالق این جـمال زیبا کـیست؟ وحــــدهُ لا الـــــه الا الــــلـــه یک جهان لطف در کرشمۀ ناز یک جهان مِهر در پگـاه نگاه پسر هادی است و او را هست دخـتتر شاه روم خـاطـرخـواه آمدم جـان دهـم بـرایش کـاش بـنــوازد مـرا بـه تـیـر نـگــاه نـرسد دسـت ما به ساحـت او قـدر او عـرش قـد مـا کـوتــاه چه بـگـویـم به مـدح آیـۀ نـور من که هستم اسیـر نفـس سیاه آفتاب از پیاش هراسان است او گـل آفــتـاب گــردان اسـت سخـنـش عـطر وحی را دارد کـلــمــاتــی خـــدا نــمــا دارد فـیـض در بوسی حـریـمش را خضر و عیسی جدا جدا دارد کعبه از فـیض دیدنش جا ماند غـیبت این قَـدْر خـونبها دارد دست حاجت نشان دهد بر دوست هـر کـه سـودای سـامـرا دارد دل عـشـاق از تـجـلـی شــوق شــــادی سُـــرَّ مَــن رَءا دارد حَسن عسکری که حُسن رخش یک جهان حُـسن کـبـریا دارد آفتاب از پیاش هراسان است او گـل آفــتـاب گــردان اسـت قـامتـش اعـتدال عدل خداست قـدر او تا هـمـیـشه نـاپیداست در زمانیکه تیغ سرکش خصم بیمحـابا به شیعـیان برخاست جوشن از صبر و حلم و تقوا داشت بــا تــقــیــه سـپـاه را آراسـت تـا مـبــادا کـه شـیـعـۀ عـلـوی خدشه بیند از آنکه اهل جفاست خون دل خورد و حفظ وحدت کرد اگر از شیعه مکتبی برجاست در خـلاف مـسـیر اگر بـرویم اختلاف است و این رویّه خطاست آنچه آن مـقـتـدا کند حق است آنچه آن دل ربـا کـند زیـباست نـام ابـن الــرضـا ســزاوارش نورچشم است و نور چشم رضاست آفتاب از پیاش هراسان است او گـل آفـتــاب گــردان اسـت مـاه رویـت کـه آشـکــار آیــد مـهـر بـر بــام روزگــار آیــد مو که از رو کـنـار میریزی آیـت لــیــل و الـــنــهــار آیــد در شبـانـگـاه شـانـهات شـاهـد بـه تـــمــاشــای آبــشــار آیــد نـاز کـن تا جـهـان نـیـاز شود ناز تو یک جـهـان به کار آید نـامـه با چـنـد خـط نوشتی که شـعـیــهات بـا تـقّــیـه بـار آیـد بعـد تو نـیـز شیـعـه صبر کند بـا غـم مـهــدیات کـنــار آیـد شب هجران اگرچه سخت بُوَد راحـتـی نـیــز بـر مــدار آیــد میرسد آن زمان که یار رسد روز پـــایــان انــتــظــار آیــد عـلـیِ دیـگـر از کـنـار حــرم تـکـیـه بر رکـن مستـجـار آید تـا زنـد ریــشـه سـتـمـگــر را دسـت بـر تـیـغ ذوالـفـقـار آیـد هر کجا رو کند به وصف رخش از لـب خـلـق ایـن شـعـار آیـد آفتاب از پیاش هراسان است او گـل آفـتــاب گــردان اسـت
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و ولادت امام حسن عسکری علیهالسلام
فـروغ داوری آمـد؛ امام عسکـری آمد نسـیـم دلبـری آمد؛ امـام عـسکری آمد ببین تا بیکرانها را حریم آسمانها را که مهر و مشتری آمد امام عسکری آمد کنون گنج گهر بنگر تجلای قمر بنگر به گوهر گوهری آمد امام عسکری آمد امامی از تبار گل به گلشن این بهار گل برای سـروری آمد امـام عـسکری آمد گلی از گلشن قرآن که دارد چهرۀ تابان به عطر حیدری آمد امام عسکری آمد به روی فرش از یک سو به دست عرش از یک سو لـوای بـرتـری آمد امـام عسکـری آمد افقهای ولایت را کرانهای هدایت را مه حـق بـاوری آمد امام عسکری آمد گلاب و گل مکرر شد گل و گلشن معطر شد درختان را بری آمد امام عسکری آمد امام دیگری ما را ز سـوی ایـزد یکـتا بـرای رهـبری آمـد امام عـسکری آمد ز مشرق های دین پرور نمایان شد هزار اختر و مهـر خـاوری آمد امام عسکری آمد شب دل را کنون "یاسر" چه در باطن چه در ظاهر مـه روشنتـری آمد امـام عسکری آمد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و ولادت امام حسن عسکری علیهالسلام
باز رنـگ آسـمـان میشود نیـلـوفـری یاس دارد روی لب نغـمههای دلـبری چلچـراغ عشق شد خوشه پـروین ازو میشکـافـد آسمان میشکـوفـد اطلسی عطر و نور و روشنی میچکد از او بسی ای معطّر جان و دل از ربیع الثّانیات جَـنَّـةُالْـمَأوای جـان جـلـوۀ روحانیات مادر پاکت حُدَیْث از گل روی تو گفت از طراوت بخشیِ روی نیکوی تو گفت ای مدینه، آسـمان میدرخـشد با گُـلت روی دستان زمـین شد شکوفا تا گُلت ای حریمت وسعت بیکران سبزهزار چارده خورشید را یک بهار آئـینهدار کوی تو در سامرا قبلهگاه جان ماست آن حریم با صفا روضۀ رضوان ماست آسـمـانـی بـنگـریـم روز مـیـلاد تو را ماه دلها کـردهاند روی شـمـشاد تو را
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و ولادت امام حسن عسکری علیهالسلام
به افـتـخـار سـلامی نـشـسـتهام بنـویسم در انـتـظـار کـلامـی نشـستهام بنـویسم دلم مُجلّیِ نـورِ جـمال حُـسنِ حَـسن شد به یُـمنِ پـرتـوِ نـامـی نـشـستهام بنویسم قـلم ز لفـظ و بیانِ لبِ تو نـوش گرفـته من از تَـراوشِ کامی نشـسـتهام بنویسم ز شأن و شوکت و قدر و شکوه و منزلتِ وِی ز اقـتـدار امـامـی نـشـسـتـهام بنـویـسـم نه عارفم، نه ادیبم، نه عالمم، نه معـلم ز جـایگـاهِ غـلامی نـشـسـتهام بنـویـسم قلم به حرف درآمد که هان! به جَهر بیان کن تو ای نفَس به سخن آی و رازِ خویش عیان کن سروشِ منـظرِ اَعـلا پیامِ عـرشِ معـلّا بـشـارتِ دگـری از عـلـیِ عـالـیِ اعـلا به سینه زمزمه آمد به عرش قائمه آمد عـزیـز فــاطـمـه آمــد ولـیِ والـیِ والا دهد شبـیهِ پـیـمـبر ز لب شهـادتِ داور کــلامِ اول و آخـــر، نــفـــیــرِ آیــۀ اِلّا ز ابتـدای تـولـد در اوست حـالِ تـعـبّـد به ذکرِ حمد و تشهد نشـسته بِینِ مصلّا دعا و گریه و ذکرش، صفای خنده و فکرش تمامِ سجدۀ شکرش، تبرّی است و تولّا به مادرش که سلیل است، سُلالهای ز خلیل است چه گویم از حسن و جلوههای داوریِ او که شرحِ سورۀ حمدش نشان ز سَروریِ او فضائلش همه بیحد، مناقبش چو محمد ستـوده هـادیِ دین، سـیـرۀ پیـمـبری او مدایحش چه فراوان، فزون ز دفتر و دیوان هزار بارِ شتر، شرح و وصفِ حیدری او خوشا قیام و قعودش، خوشا رکوع و سجودش که حالتی است وجودش، ز نورِ کوثری او هنوز هم که هنوز است، چراغ عِلم فروز است سپاهِ جـهـل بلـرزد ز نامِ عـسکـری او به وجهِ اَحسن و اَکمل، غدیر از اوست مُسجّل نِگر ز روی ربـوبی، تجـسمِ عـلـنی را بـبـین به دامن هـادی تجـلّیِ حـسنی را همانکه چار محمد، همانکه چار علی داد کند ز «کُن فیکون» باز کارِ ناشدنی را خدا ز روی حَسن، حُسنِ یوسفی دگر آورد رساند بارِ دگر خارِ چشمِ خصمِ دَنی را به معجزات و کرامات، چشمِ فتنه کند کور به تیرِ غـیب کند محو، خائنِ وطنی را برای آمدنِ مهدی اَش، بشارتِ زهراست دهد به ارتشِ اسلام، قولِ لشگرِ یمنی را اگر چه دشمنِ تو، چشمِ دیدنِ تو ندارد مُبلّغی ست حقیقی، حسن به مکتبِ طاها معلمی ست حسینی، به شرحِ خطبۀ زهرا حسن چراغ هدایت، حسن امیر ولایت بدوستان همه رحمت، برای خصم اَشِدّا ز دستگیریِ یاران، اِبا نکرد به یک آن پُر از عنایت و احسان برای مردمِ دنیا اگر نهان ز حضور است، زمینه ساز ظهور است رود به گوشۀ زندان برای غـیبتِ کبرا به گریه روز و شبِ او گذشت گوشۀ تبعید برای جدِّ غـریـبش، نمود روضه مهـیا دلش هماره حزین از غمِ اسارت زینب اگرچه رفت به تبعید و دید سختیِ زندان ندید مجلسِ شام و نگشت ساکن ویران ندیـد لفـظِ کـنـیزی به اهـلبیت بگـویند ندید تهمت و توهین، ندید خاریِ دوران نَبست دستِ حسن را کسی به سلسله هرگز نـشد کـبـود تـنِ او ز تـازیـانـۀ عـدوان ندید نعشِ جوانش، نخورد نیزه دهانش بزیرِ تیغِ ستمگر، نماند پیکرش عریان رسید لحظۀ آخـر به کـام تـشـنۀ او آب نماند پیشِ فرات و کنار علقمه عطشان سـلام ما به تو و انـتـقـام صبحِ قـریبت
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و ولادت امام حسن عسکری علیهالسلام
به روی بـال مـلائک سـوار میآیـد بــرای آمــدنِ آن ســـوار، مــیآیــد بگو به لب که برای گرفـتن حاجت چقـدر یا حسن امشب به کار میآید به غیر اینکه به اذکار یار مجبوریم چه کاری از من و از اختیار میآید چـقـدر روی تو بـر آسـمـان سامـرّا شـبـیـه مـاه به شـبهـای تـار میآید خیال وصل تو تنها برای سامرّاست که بـا مـدیـنـه سـر تـو کـنـار میآید برای خـاطـر فـرزند خویش میآیی شبیه شـیر که شب از شکـار میآید بگو به منتظران پِلک را غلاف کنند یـگــانـه مُـنـتَـظِــرِ انـتـظـار مـیآیـد مِیِ تو چیست که نوشید هرکه از صحنت خُـمـار میرود از تو خُـمـار میآید شبـیـه دور حـرم در زیارت ارباب به زائران تو پس کِی فـشار میآید؟ حسین آمده یک بار، چیست غیر کَرَم دلیل این که حـسن هم دوبـار میآید حسن شدی که بگوید به تو امام حسن حـسن شـدن به تو با افـتخـار میآید شب ولادت تو بهـتـرین شب ما شد شبی که رحمت حق شامل دو دنیا شد حسن شدی که کریمان فقط دوتا باشند دوتا کـریم در عـالـم برای ما باشند حسن شدی که اگر از بقیع برگشتند کـبوتـران همه راهـی سـامرا باشند دلیل خوشۀ انگور عسکری این است که تـاک ها ننـشـیـنـند روی پا باشند حسن شدی که میان مُضیف چشمانت تمام شهـر به عـشق شـما گـدا باشند حسن شدی که به هنگام بردن نامت بـقـیـع آمـدهها یـاد مـجـتـبـی بـاشـند حسن شدی که شـبـیه بقـیع اینجا هم همیشه گنبد و گلدسته سر جدا باشند حسن شدی که شـبیه بقـیع، خُـدّامت به دور قـبر تو ذرّاتِ در هوا باشند حسن شدی که غریبی غریبتر باشد که زائران تو در بین کوچهها باشند حسن شدی که غریبی به اوج خود برسد که خادمان تو در شهر کربلا باشند شب ولادت تو بهـتـرین شب ما شد شبی که رحمت حق شامل دو دنیا شد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و ولادت امام حسن عسکری علیهالسلام
پری برای منـاجـات نیـمهشب بدهـید نگـار آمـده پس بـاده روی لب بدهـید سرم که گرم تو شد خوب و سربه راه شدم خوشم که محمل لیلی رکاب داد به من مجال دیدن رویش به خواب داد به من که از نجف بروم سامـرا و هو بکشم دلم به گیسوی تو بسته است وا نکنی جـدا شـدم ز هـمه تا مرا رهـا نکـنی حرام باد نفـس گر که نیست پای شما خـدا نوشت خـدایی کـنی و سر باشی برای من، منِ بیدست و پا پدر باشی من آمدم به سویت از سوی ملیکه قم تــمـام مـردم ایـران تـب شـمـا دارنـد امـیـد پـر زدن سـمـت سـامـرا دارنـد پرم بده روی آن گنبدی که خورشید است خراب شد حـرمت باز زود احـیا شد در حـرم به روی خیل زائران وا شد میان صحن از بغض سینه میسوزد اگرچه یک حسن فـاطـمه حـرم دارد ولی یکی دگرش غم بروی غـم دارد بـرای غـربت او تـا ابـد سـخـن دارم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و ولادت امام حسن عسکری علیهالسلام
دوباره دفترِ شعرم پر از «حسن جان» است به سرزمینِ غـزلـواره؛ واژهباران است چه ریسهایست، که تسبیحِ نور، بافتهاند برای ذکـرِ من امشب سـتارهبـندان است بـه عــشـقِ آمـدنِ ایـن سُـلالـۀ رضــوی نباتِ شـعـرم، سوغـاتیِ خـراسـان است همانکه چهرۀ او سُرَّ مَن رأیست، رسید به نورِ مقدمِ او کور، چشمِ شیطان است کـریـمزاده و مانـنـد مجـتـبـاسـت، کـریم هر آنکه در نَزَد این خانه را پشیمان است اگـر چه شُـهـرۀ خـلـقانـد سـامـرایـیهـا ولی گـداییِ او شـغـلِ اهـلِ ایـران اسـت به حج نرفت، ولی کعبه نیز، میدانست که او مجاورِ هر روزِ صاحبِ خانهست زیـارتِ حـرمـش بـا ظـهـورِ فـرزنـدش تـمام خواسـتۀ ما؛ هم این و هم آن است اگر چه شاد، ولیکـن پُر از غـمیم، همه و بدترین غمِ این روزگار، هجران است خـدا کـنـد که بگـویـند، در شب مـیـلاد: شب جـداییِ از یار، رو به پـایـان است
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و ولادت امام حسن عسکری علیهالسلام
در هشتم از ماه ربیع لطف مکرر آمده بر خاکیان از سوی حق ماه منـوّر آمده آمد گلی در این جهان با عطر و بوی حیدری شهر مدینه بهر او چون وادی طور آمده حوران جنّت از سما با شادی و شور آمده امشب ز دریای شرف دُرّ ثمین آمد پدید از آسمان دین حق خورشید دین آمد پدید از سوی خالق بر زمین بر شیعه عزت میرسد امشب ز یمن مقدمش باران رحمت میرسد نجل علی و فاطمه نور دل پیغمبر است این نور حق دوم حسن از دودمان حیدر است در زهد و تقوا و شرف چون حضرت طاهاستی سوسن بود مادر ولی زیبا گل زهراستی با عطر و بوی احمدی ماه جمالش کوثریست بهر دهم مولای دین او مجتبی دیگریست امشب ز شادی و شعف شیعه شده دلشاد تو رفته مدیـنه این دلـم اندر شب میلاد تو تو گلبن عصمت ولی من بر تو خارم یا حسن از لطف خاص کبریا حب تو دارم یا حسن مولای خوبان جهان جانم فدای تو حسن شکر خدای مهربان هستم گدای تو حسن ای غنچه یاس فاطمی مجنون صحرای توأم شد افتخارم در جهان خاک کف پای توأم
: امتیاز
|