کاربری جاری : مهمان خوش آمدید
 
خانه :: شعر
موضوعات

اشعار



حماسۀ پیاده روی اربعین سیدالشهدا علیه‌السلام

شاعر : رضا خورشیدی‌فرد     نوع شعر : مدح و مرثیه     وزن شعر : فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن     قالب شعر : غزل    

ما به سوی چشمه از این خشک‌سالی می‌رویم            با گلوی تشنه و با مشک خالی می‌رویم

قطره قطره از میان روضه‌ها جاری شدیم            بین گرد و خاک جاده با زلالی می‌رویم


نیمه‌شب از بین نخـلستان کوفه رد شدیم            با صراط المستقیم از آن حوالی می‌رویم

راه را سلمان نشان داده‌ست، در نزد کریم            کوله‌باری نیست با ما، دست خالی می‌رویم

سرزنش‌ها می‌کند خار مغیلان در مسیر            با تـمـام طـعـنـه‌هـای احـتـمـالی می‌رویم

دسته دسته، تا حرم، پرچم به دوش، از شرق و غرب            با نـسیـم صبح و با بـاد شـمالی می‌رویم

اربعـیـنی‌ها خـبر دارنـد ما از این مسیر            «با چه حالی آمدیم و با چه حالی می‌رویم»

: امتیاز

حماسۀ پیاده روی اربعین سیدالشهدا علیه‌السلام

شاعر : حسن زرنقی نوع شعر : مرثیه وزن شعر : فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن قالب شعر : غزل

می‌روی دریا دل من! دست خالی برنگردی            از میان دردهـا با بی‌خـیـالی برنگردی

خاطر آشفـتـۀ من! می‌روی یادت بمـاند            تا سر و سامان نیابی این حوالی برنگردی


با تو نامی و نشانی از اسیران بلا نیست            از بیابان‌ها اگر با خسته‌حالی برنگردی

با نسیم اشک و آهت پر بزن تا آستانش            تا نسوزد آتش عشق از تو بالی برنگردی

خانۀ ما کربلا و دوریِ از خانه تا کی!            می‌شود آیا به خانه چند سالی برنگردی؟

ماهی تنگ بلورم! ای دل بی‌تاب و تنگم            می‌روی و کاشکی از آن زلالی برنگردی

: امتیاز

حماسۀ پیاده روی اربعین سیدالشهدا علیه‌السلام

شاعر : میثم داودی نوع شعر : مدح و مرثیه وزن شعر : مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن قالب شعر : غزل

ای شوق پابرهنه که نامت مسافر است            این تاول است در کف پا یا جواهر است

راهی شدی به سمت رسیدن به اصل خویش            دور از نگاه شهر که فکر ظواهر است


دل‌های شست‌وشو شده و پاک، بی‌شمار            چشمی که تر نگشته در این جاده نادر است

سیر است گرچه چشم و دلت از کرامتش            در این مسیر سفـرهٔ افطار حاضر است

وقتی که در نگـاه تو مقـصد حـرم شود            پاگیر جاده می‌شود آن دل که عابر است

آن دل که می‌گـریـزد از جـبر روزگار            در جـستجـوی ردّ قـدم‌هـای جابـر است

با آب و تاب سینه‌زنان گرم قل‌قل است            کتری آب‌جوش که در اصل شاعر است

: امتیاز

مناجات با سیدالشهدا علیه‌السلام ( جامانده های از اربعین حسینی )

شاعر : حسن بیاتانی نوع شعر : مدح و مرثیه وزن شعر : مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن قالب شعر : غزل

این روزها پـر از تبِ مـولا کـجـایـی‌ام            امـا هـنــوز کــوفــه‌ای از بـی‌وفـایـی‌ام

هم زخم می‌زنم به تو هم دوست دارمت            در گـیـر و دار تـیـرگی و روشـنـایی‌ام


گم کـرده‌ام مسیر تو را در غـبار شهـر            امــا اسـیــر تـوسـت دل روسـتــایــی‌ام

این بـار چـنـدم است که تـا مــرز آمـدم            آه از شکـسـته‌بـالی و بی‌دست و پایی‌ام

پلکم که گرم می‌شود از خواب می‌پـرم            بـا سُـرفـه‌هـای هـمـسـفـر شـیـمـیـایـی‌ام

آورده‌ام بــضــاعــت مــزجــاة قــوم را            انگـشتر «عزیز»م و تـسبـیح «دایی»‌ام

آورده‌ام پـنـاه بـه شــش‌گـوشــهٔ غــمـت            بـرگـشـتـه‌ام بـه اصـلـیـَتِ نــیــنـوایـی‌ام

دستت همیشه روی سر ما پـیـاده‌هاست             این اربعـین به لطـف خـدا کـربـلایی‌ام

شعر از سرم پرید؛ دلم پیش موکب است            این بار چـندم است که یخ کـرد چایی‌ام

: امتیاز

حماسۀ پیاده روی اربعین سیدالشهدا علیه‌السلام

شاعر : احمد ایرانی نسب نوع شعر : مدح و مرثیه وزن شعر : فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن قالب شعر : غزل

سنگ هم بـاشم نگـاه تو مرا دُر می‌کند            لطف تو هر طیّبی را عاقبت حُر می‌کند

زمزم و کوثر میان چشم من جوشیده است            پس گلابِ این گُلِ پژمرده را کُر می‌کند


رزق چشمم کربلا را دیدن است، اما فراق            نـان چـشـمـان مـرا هر بار آجر می‌کند

یک سلام از پشت بام خانه دادم، فطرست            جـای خـالی مـرا در کـربـلا پُـر می‌کند

در زیارت بُعد منزل نیست، پس هر عاشقی            پـشت بام خانه را مـرقـد تصوّر می‌کند

آسمان روضه گرفت و ابر گریه می‌کند            رعد سینه می‌زند، زهـرا تشکر می‌کند

مهـر تـربت را که بـوسیدم دلم آرام شد            سنـگ هم باشم نگـاه تو مرا دُر می‌کند

: امتیاز

حماسۀ پیاده روی اربعین سیدالشهدا علیه‌السلام

شاعر : محسن زعفرانیه نوع شعر : مدح و مرثیه وزن شعر : فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن قالب شعر : غزل

اربعینی در دلم حال و هوایت مانده است            پس شمیم سیب سرخ روضه‌هایت مانده است

اربعینی گریه کردم من برایت روز و شب            تا به حالا بر تنم رخت عزایت مانده است


می‌شود این جا نـسیم کربلا را حس کنم            بین هیئت جلوۀ لطف و صفایت مانده است

مادرم از کودکی من را نمک‌گیر تو کرد            هر که نذری خورد عمری مبتلایت مانده است

لحـظه‌هـایم پُـر شده از مـاتـمی بی‌انتـهـا            چون به قلبم حسرت کرببلایت مانده است

بیمه شد این شعر با الطاف اربابم حسین            در دلش وقتی که تاثیر دعایت مانده است

: امتیاز

حماسۀ پیاده روی اربعین سیدالشهدا علیه‌السلام

شاعر : سید حمیدرضا برقعی نوع شعر : مدح و مرثیه وزن شعر : مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن قالب شعر : غزل

هلا ای جسم من ای خفته ای زندانیِ دیوار            فقط با مرگ از این خواب سنگین می‌شوی بیدار

فراری از تمام مردم دنیا مسـیرم خورد            به قبرستان به شهر مردمِ آرام و بی‌آزار


می‌اندیشم به آرامش به خوابی خوش درون خاک            جهان! ای بختک بی‌انتها دست از سرم بردار

به سر شوق رهایی داشتم از این جهان اما            نفس در سینه‌ام اصرار کرد اصرار کرد اصرار

به ساز خود مرا رقصاند و بی تنبوره رقصیدم            جهان این مست لامذهب، جهان این پیر لاکردار

جهان آری چه فرقی می‌کند با سیب یا گندم            فـریـبم داد با درهـم فـریـبـم داد با دیـنار

جهان این استخوان خوک در دست جذامی‌ها            جهان این مثل آب بینی احشام، بی‌مقدار

جهان یک روز در صفین، جهان یک روز بر منبر            فـریـبم داد با قـرآن فـریـبـم داد با دستار

جهان نگذاشت تا روز دهم در کربلا باشم            چه فرقی می‌کند حالا شوم توّاب یا مختار

جهان این نخ‌نمای رنگ و رو رفته ولی گاهی            شـبـیه چـادر مـادربـزرگم می‌شود گلدار

جهان این تیرۀ خاموش روشن می‌شود آری            محرم‌ها که می‌کوبم سیاهی بر در و دیوار

همان وقتی‌که اشکی می‌چکد در روضه از چشمم            همان وقتی‌که می‌گویند از گودال از مسمار

همان وقتی‌که در مشّایه خوابم برد روی خاک            دلم آن خواب را می‌خواهد آن رویای بی‌تکرار

عمود آخر است و چشم‌های خیس من بسته است            به گوشم می‌رسد اهلا و سهلا مرحبا زوار

جهان پایان خوبی با حسین‌بن علی دارد            تو تنها گریه کن در روضه، باقی را به او بسپار

جهان زیبا جهان زیبا جهان زیبا جهان زیباست            جهان با حضرت زهرا جهان با حیدر کرار

انالحق شطح منصور است روی دار اما ما            علیُ حق به لب داریم همچون میثم تمار

: امتیاز

حماسۀ پیاده روی اربعین سیدالشهدا علیه‌السلام

شاعر : احمد ایرانی نسب نوع شعر : مدح و مرثیه وزن شعر : مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن قالب شعر : غزل

مـا سـر نـهـاده‌ایـم روی زانـوی فـراق            با روح زخم خورده و قـلبی پُر اشتیاق

بغضی که مانده بین گلو اشک کال ماست            ابر شکست خـوردۀ در حـسرت عراق


این طفل ناخلـف که دم در نـشـسـته را            من مطـمئن شدم پدرش کرده بود عاق

اما هـمـیـنـکـه مـا در این خـانـه آمـدیم            از لطف فـاطمه‌ست، نه از روی اتفاق

هرگز نمـانده تابش خـورشید پشت ابر            هرگز نمـانـده روشـنـیِ مـاه در مُحـاق

پـرواز می‌کـنـیـم که مـا را بـغـل کـنـی            تـکـثــیـر مـی‌شـویـم در آئــیـنــۀ رواق

با فـطـرسـیـم در هـمۀ شهـر هم‌مـسـیر            در مـوکـبـیـم با خـودِ جـبـریل هـم‌اتـاق

هرکس رفیق توست، یقیناً رفیق ماست            با هرکه غـیر تـوست نـداریم انـطـبـاق

فـتوای عـالـمان دروغین به قتل توست            عـلامـه‌هـای صـاحـب عـمـامـۀ نـفــاق

آه از هزار و نهـصد و پنجاه رد خـون            نـازل شده به جـسـم تو آیـات انـشـقـاق

: امتیاز

حماسۀ پیاده روی اربعین سیدالشهدا علیه‌السلام

شاعر : محسن کاویانی نوع شعر : مدح و مرثیه وزن شعر : مستفعلن مستفعلن مستفعلن فع لن قالب شعر : غزل

اهلِ ادَب می‌سازَد عشقَـش بی‌ادَب‌ها را            اینجا تَمـاشا کُـن شُکـوهِ تاب و تَب‌ها را

شورِ حُسینی‌ها چه شیرین است باوَر کُن            با اشک‌ها پَـروَرده‌اند اینجا رُطَب‌ها را


روزیِ هَر روزِ مَرا داده‌ست دَر هـیئت            با روضه‌اش سَر کَرده‌ام یک عُمْر شَب‌ها را

باشَد حَرامَـم زندگی حَتّیٰ اگَر یک روز            واجِب نَدانَم این قَـبـیل از مُستَحَـب‌ها را

با چایِ شیرینَش نَمَک‌گیرَش شُدَم، این چای            از تـلـخ‌کـامی‌هایِ دُنـیا شُـست لَب‌ها را

موکَب به موکَب از نَجَف تا کَربَلا دیدیم            این عشْق کَرده مُشتَرَک اَصل و نَسَب‌ها را

ازاین سُتون تا آن سُتون شوقِ فَرَج دارَند            دَر راه می‌بـینی هَمه مُـنـجی طَلَب‌ها را

حَتّیٰ مَسیحی‌ها هَم اینجا اَشک می‌ریزَند            گـویـا که آقـا باز می‌خـوانَد وَهَـب‌ها را

تاوَل که نه نوعی مدال از جنسِ مُروارید            بـسـیـار زیـبـا کَـرده پـایِ مُنـتَخَـب‌ها را

داغِ مِـنـا سـوزانـد ما را پَس بـیا حاجی            اینجا ببـین فَرقِ عَرَب‌ها با عَـرَب‌ها را

: امتیاز

حماسۀ پیاده روی اربعین سیدالشهدا علیه‌السلام

شاعر : علی سلیمیان نوع شعر : مدح و مرثیه وزن شعر : مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن قالب شعر : غزل

گریزی نیست دل‌ها را از این شور و حرارت، نه            جهان را چاره‌ای دیگر نمانده غیر حیرت، نه

به دریا می‌روند این رودهای جاری از هر سو            به وحدت می‌رسد این سیل جمعیت به کثرت نه


قدم‌هامان تکان داده‌ست دنیای معاصر را            که این رزمایش عشق است آری پول و قدرت نه

به جانم‌ می‌خرم دشواری این راه را هرسال            توان زخم و تاول دارم اما تاب حسرت نه

به غیر از نصرت و آمادگی در کوله‌بارم نیست            به قصد جان‌فشانی می‌روم، تنها زیارت نه

سراسر شور و شیدایی‌ست در سرتاسر جاده            و زائر دم به دم تکریم می‌بیند حقارت نه

یکی این سو یکی آن سو به دعوت می‌برد ما را            از این مردم محبت می‌رسد بر ما جسارت نه

یکی پیراهنم را می‌کشد با خواهش از دستم            برای شستن اما می‌برد آن را به غارت نه

اگر امروز«هَل مِن ناصر» از این دشت برخیزد            هزاران پاسخ آماده‌ست در میدان نصرت، نه؟

و من این روضه‌ها را می‌برم تا کربلا با خود            مگر می‌افتد این دل یک دم از شور و حرارت؟نه

: امتیاز

حماسۀ پیاده روی اربعین سیدالشهدا علیه‌السلام

شاعر : علی اكبر لطیفیان نوع شعر : مدح و مرثیه وزن شعر : مفاعلن فعلاتن مفاعلن فع لن قالب شعر : غزل

بـدون چـون و بـدون چـرا نمی‌ماندند            شـبـیه رود، شبـیـه صبـا، نـمی‌مانـدند

چه کربلاست که عالم به‌هوش می‌آید            پس از شنـیـدن چـاووش‌ها نمی‌ماندند


به التماس، به خواهش، به هر چه که می‌شد            خلاصه قافـله می‌رفت، جا نمی‌ماندند

چـقـدر با سـر زانـو به کـربـلا رفـتند            از اشـتـیـاق حـرم روى پـا نمی‌ماندند

فـروخـتـنـد الـنـگـوى نـوعـروسان را            قـدیم مـعـطـل این چـیـزها نمی‌مـاندند

شـب زیـارتـى اربـعـیـن، دهــاتـى‌هــا            به احـتـرام تو در روسـتـا نمی‌مـاندند

فـقـط دو مـرتـبه باید به کـربلا بروى            بدین طـریق بـفـهـمى چرا نمی‌مـاندند

خدا نبود اگر این «حسین، حسین» نبود            و بنـدگـان خـدا، با خـدا نـمـی‌مـانـدند

: امتیاز

زبانحال حضرت زینب سلام الله علیها با برادر در برگشت به کربلا

شاعر : سید محسن حسینی نوع شعر : مرثیه وزن شعر : مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن قالب شعر : غزل

 در این دل شکسته به غیر از شراره نیست            همراه من به جز جگر پاره پاره نیست

می‌ریزد از دو چشم ترم اشک بی‌کسی            دیگر به آسـمان دلـم یک سـتـاره نیست


خون خـدا! تو مرگ مرا از خـدا بخواه            در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست

تاب و توان نمانده که گویم چها گذشت            تاب سخـن کجا؟ که تـوان اشاره نیست

ای گوشوار عرش زجا خیز و خود ببین            بر گوش دختران تو یک گوشواره نیست

یک جرعه آب خورده رباب و هزار حیف            شیر آمده به سینه ولی شیرخواره نیست

با اشک دیـده، غـسل زیـارت نـمـوده‌ام            خوش‌تر ز قتلگاه تو، دارالزیاره نیست

با این سکوت خود به خدا می‌کشی مرا            با من سخن بگو دلم از سنگ خواره نیست

: امتیاز

زبانحال حضرت زینب سلام الله علیها با برادر در برگشت به کربلا

شاعر : محمد حبیب زاده نوع شعر : مرثیه وزن شعر : مستفعلن مستفعلن مستفعلن فع قالب شعر : غزل

یـاد تـن عـریـان تو هـسـتـم بـرادر            با قـد خـم گـریـان تو هـستم برادر

دیدم سرت بالای نیزه خواند قرآن            من عـاشـق قـرآن تو هـسـتم برادر


پیشانی‌ات شد غرق خون با حمله سنگ            دلـواپـس دنـدان تـو هـسـتـم بـرادر

دیدی چه آمد بر سرم در کوفه و شام            من کـشـتۀ هجـران تو هستم برادر

غرق جـراحت آمدم روی مزارت            دلتنگِ خـواهرجان تو هستم برادر

بر شانه‌های زخمی‌ام زخم فراق و            زخمی‌ترین حیران تو هستم برادر

شرمنده‌ام پیشم لبِ تو خیزران خورد            خیلی بدهکـار تو جان هستم برادر

یک تکه از پیراهنت بر روی سینه‌م            یـاد لب عـطـشـان تو هـستم برادر

من با سنان و شمر و خولی راه رفتم            بـا گـریـه و بـا نـدبـه و با آه رفـتـم

: امتیاز

زبانحال حضرت زینب سلام الله علیها با برادر در برگشت به کربلا

شاعر : ناشناس نوع شعر : مرثیه وزن شعر : مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن قالب شعر : مثنوی

ای یــاد روی انــور تـو الـتــیــام مـن            برخـیز و یک جواب بده بر سلام من

بیرون ز خاک تیره بیاور سرت حسین            زیرا که آمده ز سفـر خواهرت حسین


گـویـم حـدیث بـعـد وداع و غـم تو را            با اینکه دیده‌ای تو خود از روی نیزه‌ها

بعد از تو روزگـار اسـیـران سـیاه شد            آتـش بـرای طـفـل یـتـیـمـت پـنـاه شـد

از شرمِ دست من دل زنجـیر پاره شد            خون لخته بهر دختر تو گـوشواره شد

آن قاتلی که در بر ما مست کرده بود            انگـشتر عـقـیق تو بر دست کرده بود

در راه شام و کوفه چه‌ها من نـدیـده‌ام            با ضرب تـازیـانه به هر سو دویـده‌ام

بنگر به حال خـواهر زار و تکـیده‌ات            حرفی بزن به زینب قـامت خـمیده‌ات

ای تک‌سـوار بـیـشـۀ دل‌های بی‌قـرار            مرهم به زخم صورت دلخستگان گذار

با اینکه پیکرم شده زخـمی ز سلـسـله            من راضی‌م به سوزش جانـسـوز آبـله

گفتی به من زمان وداعت صبور باش            هنگام قتل و سیلی و غارت صبور باش

اما جدا ز روی تو جـانم به لب رسید            روز وصال زود گذشت و به شب رسید

دلـتـنگِ دست پـاک و نوازشگـر توأم            آخـر مـنِ بـریـده نـفـس خـواهـر تـوأم

کی دست خود برون ز دل خاک می‌کنی            اشک مرا ز گـونـۀ من پـاک می‌کـنی

آورده‌ام بـه هـمـره خـود بـاغ لالـه را            اما مـپـرس حـال سـفـیـر سه سـاله را

شـرمـنـده‌ام که دخـتـرکت جا گذاشـتیم            یاس تو را به گـوشـۀ ویـرانه کاشـتـیم

: امتیاز

زیارت قبر سیدالشهدا علیه‌السلام توسط جابربن عبدالله انصاری در اربعین

شاعر : غلامرضا سازگار نوع شعر : مرثیه وزن شعر : مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن قالب شعر : مربع ترکیب

بر پـای گل از خار ستم، آبله پیداست            سر سلـسـله‌ای را اثر سلـسـله پیداست

از فرش الی عرشِ خدا ولوله پیداست            در وادی خـونـیـن بـلا قـافـلـه پیداست


دارنـد هـمـه از شــرر داغ چــراغـی

خـیـزیـد کز این قـافـله گیریم سراغی

این قافله رو کرده به بیت الحرم عشق            کـوبـیـده به میدان اسارت عـلـم عشق

گفته است بلی‌ها به بـلاهای غم عشق            از بـهـر طـواف حـرم محـتـرم عـشق

احـرام هـمـه جـامـۀ خـونـیـن اسـارت

کردند به خوناب جگر، غـسل زیارت

جـابـر بـه سـر تـربـت دلـدار رسـیــده            بـر یـاور بـی‌یـاور دیـن یـار، رسـیـده

گویی که بر آن کـشـته عزادار رسیده            بـا سـیـنـۀ سـوزان و دل زار رسـیـده

محرم شده و اشک‌فشان، خوانده خدا را

با خـون جـگـر شـسـتـه قبور شهدا را

آورده غـریـبـی غـم دل بهـر غـریـبی            افـتـاده حـبـیـبـی به روی قبر حـبـیـبی

بیـمـار فـراقـی شده مـهـمـان طـبـیـبی            نه تاب و توانی، نه قراری، نه شکیبی

می‌گفت: حـبیبی که غمت کرده کـبابم

من دوستم آخـر، بده ای دوست جوابم

ای نـام تـو روشنـگـر دل جان کـلامم            ای یافته سبـقـت ز سـلامـم به سـلامـم

ای دادرس و رهـبـر و مولا و امـامـم            هم عاشق و هم دوست و هم پیر غلامم

با یـاد تو در این سـفـر از شهر مدینه

تا کرب و بلا کوفـته ام بر سر و سینه

: امتیاز

ترسیم مصائب اهل بیت سلام‌الله‌علیهما در برگشت به کربلا

شاعر : قاسم قاسمی نوع شعر : مرثیه وزن شعر : فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن قالب شعر : مثنوی

قـافـله با کاروان‌سـالاری زینب رسید            خواهری با غصه و اندوه جان برلب رسید

قافله بعد از چهـل منـزل اسارت آمده            کـاروان در نـیـنـوا بهـر زیـارت آمده


کـاروانی که تـمـام راه بودش سلـسـله            جای تسکین کعب نی بود و جشن و هلهله

کاروانی که بلا پشت بلا را دیده است            داغ روی داغ در دشت بلا را دیده است

دیده است اینجا پریشان گشتن احساس را            علقـمه، دریای خـون افتادن عباس را

در همین‌جا دیده زینب آسمانی تار را            یک بدن در قتلگه با دشتی از نیزار را

یک بدن بود و هزاران زخم بود و همهمه            قـتـلگه بود و صدای نـالـه‌های فاطمه

یک بدن زخمی هزاران نیزه و شمشیر بود            پاره‌پاره پیکری پنهان به زیر تیر بود

: امتیاز
نقد و بررسی

بیت زیر سروده اصلی شاعر محترم است اما پیشنهاد می‌کنیم به منظور انطباق مطالب با روایات مستند و معتبر و انتقال بهتر معنای شعر، بیت اصلاح شده که در متن شعر آمده را جایگزین بیت زیر کنید زیرا  در منابع معتبر سنگ و چوب و ... پرتاب کردند در شهر شام نیامده است بلکه در کتب أمالی صدوق ج۳۱ ص ۱۶۶؛ الـفتـوح ج۵ ص۱۳۰؛ الاحتجـاج ج ۲ ص ۱۱۴؛ مناقب الطاهرین ج۲ ص ۶۰۱؛ اللهوف ص ۱۵۳؛ مقتل خوارزمی ج ۲ ص ۶۸؛ تَسْلِیَةُ الْمُجالِسْ ج۲ ص ۳۷۹؛ بحارالأنوار ج۴۵ ص ۱۲۷؛ جلاءالعیون ص۶۰۶؛ مقتل امام حسین ص ۲۳۹؛ نفس المهموم ص ۳۹۳؛ منتهي الآمال ص ۵۰۲؛ مقتل مقرّم ص ۳۶۱؛ مقتل جامع ج۲ ص ۱۰۶ تنها نوشته شده شهر را آذین بندی کردند و با رقص و پایکوبی به استقبال سرهای شهدا و کاروان اهل بیت علیهم السلام رفتند و با این ذهنیت که اینان خارجی هستند و بر اسلام خروج کرده‌اند پیرمردی به آنان دشنام هم داد ولیکن وقتی متوجه شد که یزید به مردم دروغ گفته و اسرا همان خواندن پیامبر هستند استغفار کرده و .... لذا بیت زیر حذف شد. جهت کسب اطلاعات بیشتر به قسمت روایات تاریخی همین سایت مراجعه کرده و یا در همین جا کلیک کنید.

کـاروانی که تـمـام راه بودش سلـسـله           جای تسکین سنگ شامی بود و دست و هلهله

زبانحال حضرت زینب سلام الله علیها با برادر در برگشت به کربلا

شاعر : سید هاشم وفایی نوع شعر : مرثیه وزن شعر : مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن قالب شعر : غزل

ای آرزوی خـفـته به خون ای برادرم            این قبر، قـبر توست که باشد برابرم؟

گل چیده‌ام ز اشک که ریزم به تربتت            ای خفته زیر خاک که خاک تو بر سرم


ازبس که نیزه خورده تنت پیش چشم من            آیـد هــنــوز خــون دل از دیــدۀ تــرم

هر چند در فراق، به سر بُرده‌ام، ولی            هرگز گـمـان نـبـود که طاقـت بیاورم

گل‌های باغ سـبـز تو نیـلـوفـری شدند            من هم چو غـنچـه‌های کبود تو پرپرم

ای محـرم هـمیـشۀ زینب، بدان هـنوز            از ضرب تازیـانـه کـبود است پیکـرم

درمـانـده‌ام چـگـونه بگـویم جـواب او            پُرسد اگر رباب که کو قـبر اصغـرم؟

داغ رقـیـۀ تـو مـرا پـیــر کـرده اسـت            از خواهـرت مپُرس کجا رفته دخـترم

من از مـدیـنه با تو رسـیدم به کـربـلا            بی‌تـو چـگـونه عـازم شـهـر پـیـمـبـرم

آتش گرفته است «وفائی» ازاین سخن!            وقتی رسم مـدیـنه چه گـویم به مـادرم

: امتیاز
نقد و بررسی

بیت زیر به دلیل مستند نبودن و مغایرت با روایات معتبر حذف شد! زیرا بعد از زندانی کردن اهل بیت در کوفه ابن زیاد ملعون طی نامه‌ای از یزید کسب تکلیف کرد؛ به گفته سیّدبن طاوس در اقبال الاعمال ص۵۸۹؛ حاج شيخ عبّاس قمي در منتهي الآمال ص۵۲۴؛ و محدّث نوری در لؤلؤ ومرجان ص۱۷۴، آیت الله شعرانی در نفس المهموم ص۳۷۵، فرهاد میرزا در قمقام ص۵۸۶ تند‌ترین پیک‌ها هم این مسير ۱۷۵ فرسخی را در حدود ۲۰ روز طی می‌کنند که رفت و برگشت آن ۴۰ روز میشود؛ مدت زمان رفتن کاروان اسرا از کوفه تا شام (۱۵۰۰ کیلومتر) هم یک ماه طول کشیده است، بنا بر نقل سید بن طاوس (اقبال الأعمال ص ۵۸۹ ) و قاضی نعمان از علمای قرن چهارم (شرح الاخبار ج۳ ص ۲۶۹ ) اهل بیت بین ۳۰ تا ۴۵ روز در شام بوده‌اند!! حداقل بیست روز هم زمان نیاز بوده است که اهل بیت از شام به کربلا برگردند!! با توجه به مطالب فوق و دلایل متعدد روایی و تاریخی دیگر که در قسمت روایات تاریخی بطور کامل به آن اشاره کرده‌ایم علمایی همچون سید بن طاووس در اقبال الأعمال ص۵۸۹، علاّمه‌مجلسی در بحارالأنوار ج ۱۰۱ ص۳۳۴ و جلاءالعیون ص۶۱۹، محدّث نوری در لؤلؤ ومرجان ( ۱۸۱)، حاج شیخ عبّاس قمی در منتهی الآمال ص۵۲۵، علاّمه محمّد تقی شوشتری در قاموس الرجال ج۷ ص۲۱۱، عادل العلوی در عبقات الأنوار ص۴۴، آیت الله شعرانی در ترجمۀ نفس المهموم ص۳۷۵، محمّد تقی سپهر در ناسخ التّواریخ ج۶ ص ۱۰۱، محمّد خراسانی در منتخب التواریخ ص۳۱۸، عبد الرزاق موسوی مقرّم در مقتل الحسین ص۳۶۰، علاّمه شهید مطهّری در حماسه حسینی ج۳ ص۳۰، فرهاد میرزا در قمقام ص ۵۸۶، دکتر محمّد ابراهیم آیتی در بررسی تاریخ عاشورا ص۱۴۸، میرزاحسین یزدی در مهیج الأحزان ص ۷۵۳، سردرودی در تحریف شناسی عاشورا و تاریخ امام حسین ص ۲۲۶ تصریح کرده‌اند به هیچ وجه امکان بازگشت اهل بیت در ۲۰ صفر سال ۶۱ هجری وجود نداشته بلکه احتمالا در اربعین سال بعد به کربلا آمده‌اند، جهت کسب اطلاعات بیشتر به قسمت روایات تاریخی همین سایت مراجعه کرده و یا در همین جا کلیک کنید.

چل روز در فراق، به سر بُرده‌ام، ولی           هرگز گـمـان نـبـود که طاقـت بیاورم

حماسۀ پیاده روی اربعین سیدالشهدا علیه‌السلام

شاعر : قاسم صرافان نوع شعر : مدح و مرثیه وزن شعر : فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن قالب شعر : غزل

جابر! این خاکی که عطرش، از تو زائر ساخته            آسمان‌ها را در این ایوان، مجاور ساخته

از قدم‌هایت بپرس: این راه پایانش کجاست؟            کاین‌چنین از عالم و آدم، مسافر ساخته


نه فقط قـلب تو، قلب عـالمی را سوخته            نه فقط از من که از هر سنگ، شاعر ساخته

خاک راهش مُحییَ الاموات، عطرش زندگی            از قلوب مرده هم این خاک، عابر ساخته

آن که می‌خوانی برایش: «یا حبیبی یا حسین«            هر نگاهش، یک حبیب‌ابن‌مظاهر ساخته

هرکسی، هرجا، دم از آزادگی زد، خویش را            با امام عصر عـاشورا، معاصر ساخته

کارش از اول همین بود، آن مسیحایی که از            فُطرس پر سوخته، مرغ مهاجـر ساخته

کاش می‌دید، آن که رگ‌های گلویش را برید            خون جوشانش، چه دل‌ها را که طاهر ساخته

آه! دیـدن‌ها چه کـرده با دل زینب؟ اگر            این شـنیدن‌ها، تو را آشفته‌خاطر ساخته

: امتیاز

مدح و مناجات با سیدالشهدا علیه‌السلام ( اربعین حسینی )

شاعر : فاطمه سالاروند نوع شعر : مدح و مرثیه وزن شعر : مفاعلن فعلاتن مفاعلن فع لن قالب شعر : غزل

شـنـیده بود شـهـادت طـنین گـامت را            چه خـوب داد خـدا پـاسـخ سلامت را

پرنده‌ها پر خود را به خونت آغـشتند            که هر کجا برسانـند عـطـر نـامت را


چه سربلند و صبور آمد از سفر خواهر            کـه تـا ادامـه دهـد راه نـاتــمـامـت را

صدای خون تو را منتشر کند در خاک            به آب‌های جـهـان بـسـپـرد پـیامت را

کجاست آن که به گریه مدام می‌خواند            کـبـوتـران هـراسان تـشـنـه‌کـامت را؟

کجاست؟ کاش بیاید به زودی آن موعود            بگـیرد ای گـل صد پـاره انتـقـامت را

: امتیاز

مدح و مناجات با سیدالشهدا علیه‌السلام ( اربعین حسینی )

شاعر : جعفر عباسی نوع شعر : مدح و مناجات با ائمه وزن شعر : مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن قالب شعر : غزل

کشیدی بر سر و رویم خودت دست عنایت را            کشاندی سمت خود، دادی به من پای لیاقت را

به پا می‌خیزم و پا در رکاب جاده می‌آیم            به پای عشق خواهم رفت راه بی‌نهایت را


هوای روزگار من سیاه از دود غفلت‌هاست            شلوغی‌های شهر از من گرفته کنج خلوت را

زمین گم می‌شود در ازدحام گام‌های شوق            کم آورده‌ست جاده این همه شوق زیارت را

نشاندی پرچـم هـیهات را بر قـلهٔ عـالـم            به پای سر، سراسر فتح کردی قاف عزت را

مرام ساقی تو رودها را تـشنهٔ حق کرد            که از آن روز می‌جویند دریای حقیقت را

جهان خود را رها کرده؛ به راهت اقتدا کرده            ببین لبیک‌های فرد فرد این جماعت را
امام صبح پیروزی به ما سر می‌زند روزی            به پایان می‌رساند اربعین‌ها عصر غیبت را

: امتیاز

زبانحال حضرت زینب سلام الله علیها با برادر در برگشت به کربلا

شاعر : غلامرضا شکوهی نوع شعر : مرثیه وزن شعر : مفاعلن فعلاتن مفاعلن فع لن قالب شعر : غزل

چنان به چلّه نشستیم سوگ صحرا را            که جز به گـریـه نـدیـدنـد دیـدۀ مـا را

دویـد در رگ خـواب نـگـاه مـا انـدوه            که مثل روز نخـفـتـیم طولِ شب‌ها را


تو ای نشسته کنارِ بلـورِ کـوثـر عشق            بـبـین به دیـدۀ ما مـوج اشک دریـا را

بیا برای خـدا لحـظـه‌ای ز جا برخـیز            نگـاه کـن عـطـش اشک آل طـاهـا را

تو را در آینه تصویر درد پنهان نیست            چگـونـه از تو بـپـوشـیـم داغ پیدا را؟

عبور کرده به هر روز در مسیر سفر            دلِ شـکـسـتـۀ مـا وسـعـت دریــغـا را

گذشت بی‌تو به ما لحظه‌های تلخ امروز            بـبـیـن قــضـاوت آئـیــنـه‌دار فــردا را

به پای عشق سپردیم دل به دشت اگر            شـدیـم آیــنــه، آئـیـن حـق تــعـالـی را

: امتیاز
نقد و بررسی

بیت زیر به دلیل مستند نبودن و مغایرت با روایات معتبر تغییر داده شد! زیرا بعد از زندانی کردن اهل بیت در کوفه ابن زیاد ملعون طی نامه‌ای از یزید کسب تکلیف کرد؛ به گفته سیّدبن طاوس در اقبال الاعمال ص۵۸۹؛ حاج شيخ عبّاس قمي در منتهي الآمال ص۵۲۴؛ و محدّث نوری در لؤلؤ ومرجان ص۱۷۴، آیت الله شعرانی در نفس المهموم ص۳۷۵، فرهاد میرزا در قمقام ص۵۸۶ تند‌ترین پیک‌ها هم این مسير ۱۷۵ فرسخی را در حدود ۲۰ روز طی می‌کنند که رفت و برگشت آن ۴۰ روز میشود؛ مدت زمان رفتن کاروان اسرا از کوفه تا شام (۱۵۰۰ کیلومتر) هم یک ماه طول کشیده است، بنا بر نقل سید بن طاوس (اقبال الأعمال ص ۵۸۹ ) و قاضی نعمان از علمای قرن چهارم (شرح الاخبار ج۳ ص ۲۶۹ ) اهل بیت بین ۳۰ تا ۴۵ روز در شام بوده‌اند!! حداقل بیست روز هم زمان نیاز بوده است که اهل بیت از شام به کربلا برگردند!! با توجه به مطالب فوق و دلایل متعدد روایی و تاریخی دیگر که در قسمت روایات تاریخی بطور کامل به آن اشاره کرده‌ایم علمایی همچون سید بن طاووس در اقبال الأعمال ص۵۸۹، علاّمه‌مجلسی در بحارالأنوار ج ۱۰۱ ص۳۳۴ و جلاءالعیون ص۶۱۹، محدّث نوری در لؤلؤ ومرجان ( ۱۸۱)، حاج شیخ عبّاس قمی در منتهی الآمال ص۵۲۵، علاّمه محمّد تقی شوشتری در قاموس الرجال ج۷ ص۲۱۱، عادل العلوی در عبقات الأنوار ص۴۴، آیت الله شعرانی در ترجمۀ نفس المهموم ص۳۷۵، محمّد تقی سپهر در ناسخ التّواریخ ج۶ ص ۱۰۱، محمّد خراسانی در منتخب التواریخ ص۳۱۸، عبد الرزاق موسوی مقرّم در مقتل الحسین ص۳۶۰، علاّمه شهید مطهّری در حماسه حسینی ج۳ ص۳۰، فرهاد میرزا در قمقام ص ۵۸۶، دکتر محمّد ابراهیم آیتی در بررسی تاریخ عاشورا ص۱۴۸، میرزاحسین یزدی در مهیج الأحزان ص ۷۵۳، سردرودی در تحریف شناسی عاشورا و تاریخ امام حسین ص ۲۲۶ تصریح کرده‌اند به هیچ وجه امکان بازگشت اهل بیت در ۲۰ صفر سال ۶۱ هجری وجود نداشته بلکه احتمالا در اربعین سال بعد به کربلا آمده‌اند، جهت کسب اطلاعات بیشتر به قسمت روایات تاریخی همین سایت مراجعه کرده و یا در همین جا کلیک کنید.

عبور کرده چهـل روز در مسیر سفر            دلِ شـکـسـتـۀ مـا وسـعـت دریــغـا را