کاربری جاری : مهمان خوش آمدید
 
خانه :: مقتل


شهادت امام حسن عسکری علیه السلام

درباره : امام حسن عسگری علیه السلام
منبع : کمال الدین ص ۴۳۷، بحارالأنوار ج ۵۰ ص ۳۳۱، اعلام الوری ص ۲۱۱، کشف الغمه ج ۲ ص ۴۳۰،

تمام مورخین سال شهادت امام عسکری را ۲۶۰ هجری و ماه ولادت را ربیع الاول ذکر کرده‌اند اما در روز آن اختلاف هست و سه روز در این ماه را به شرح زیر اعلام کرده‌اند. الف ) شیخ طوسی و شیخ کفعمی شهادت امام عسکری را در اول ربیع الاول ذکر کرده‌اند. شیخ طوسی، مصباح المتهجد ج ۲ ص۷۹۱، شیخ کفعمی، المصباح ص ۵۱۰، هر چند صحیح تر آن است که این روز روز مسمومیت ایشان است و چند روز بعد بر اثر همین مسمومیت به شهادت رسیدند همچنان که شیخ مفید، ابن شهر آشوب و فتال نیشابوری نقل کرده‌اند. مَرِضَ أَبُو مُحَمَّدٍ الْحَسَنُ عليه السّلام فِي أَوَّلِ شَهْرِ رَبِيعٍ الْأَوَّلِ سَنَةَ سِتِّينَ وَ مَاتَ فِي يَوْمِ الْجُمُعَةِ لِثَمَانٍ خَلَوْنَ مِنْ هَذَا الشَّهْرِ فِي السَّنَةِ الْمَذْكُورَةِ ‏ ارشاد ج ۲ ص ۳۲۵، بحارالأنوار ج ۵۰ ص ۲۳۴ ( شیخ مفید، الارشاد ج۲ ص ۳۳۶، فتال نیشابوری، روضة الواعظین ج ۱ ص ۲۵۱، ابن شهرآشوب، مناقب آل ابیطالب ج۴ ص ۴۲۲، علامه مجلسی، بحارالأنوار ج ۵۰ ص ۲۳۶ ) ب) شیخ مفید در روایت دومی شهادت امام یازدهم را در چهارم ربیع الاول عنوان می‌کند. شیخ مفید، مسار الشیعه ص ۴۹ 


ج ) به روایت مشهور امام عسکری در روز جمعه هشتم ربیع الاول سال ۲۶۰ هجری در سن ۲۸ و به روایت دیگری ۲۹ سالگی در شهر سامرا و با سم معتمد عباسی به شهادت رسیده و در کنار پدرش به خاک سپرده شد. ( مرحوم کلینی، الکافی ج۱ ص ۵۰۳، شیخ مفید، الارشاد ج۲ ص ۳۳۶، شیخ مفید، المقنعه ۲ ص ۴۸۵، فتال نیشابوری، روضة الواعظین ج ۱ ص ۲۵۱، شیخ طوسی، التهذیب ج۶ ص ۹۲؛ علامه طبرسی، اعلام الوری ج۲ص ۱۳۱، ابن شهرآشوب، مناقب آل ابیطالب ج۴ ص ۴۲۲، شیخ کفعمی، المصباح ص ۵۱۰، محدث اربلی، کشف الغمه ج۲ ص ۴۰۲، مرحوم طبرسی، تاج الموالید  ص ۱۰۵، سیدبن طاوس، اقبال الاعمال ج ۲ ص ۵۹۸، علامه مجلسی، بحارالأنوار ج ۵۰ ص ۲۳۶ )

مادرشان كنيزى صاحب فرزند بنام حديث بود، لقب هاى امام عليه السّلام هادى، سراج، عسكرى بود. ضمناً ايشان و پدر و جدشان هر كدام در زمان خود مشهور به ابن الرضا بودند. در هنگام وفات جز صقيل كنيزش و عقيد خادم و شخص ديگرى غير از اين دو نفر( حضرت مهدی) كه خدا از وجود او خبر دارد كسى وجود نداشت.

مدت ۲۲ یا ۲۳ سال با پدرش زندگی کرد و بعد از شهادت پدر شش سال زنده بوده و امامت نمودند. مدت امامت ايشان مصادف بود با بقيه حكومت معتز (ماهى بود) پس از او مهتدى يازده ماه و بيست و هشت روز حكومت كرد و پس از او احمد معتمد پسر جعفر متوكل خليفه شد و بيست سال و يازده ماه خلافت او طول كشيد كه در سال پنجم از خلافت او ،امام عسکری را به شهادت رساند و در خانه خود در سامرا دفن شد همان خانه‌اى كه پدرش نيز در آنجا دفن شده بود.

بيشتر دانشمندان شيعه معتقدند كه آن جناب و پدر و جدش و تمام ائمه را شهيد كردهاند بر اين مطلب روايت حضرت صادق عليه السّلام را استدلال می‌كنند كه فرموده است: به خدا سوگند هیچ یک از ما از دنیا نمی‌رود مگر در اثر شهادت و با شهادت از دنیا رفتن

وَ بَعدَ مَضیُّ خَمسَ سِنین مِن مُلکه المُعتَمِد قُبِضَ وَلی الله ابو مُحَمَّد عليه السّلام بِسُرَّ مَنْ رَأَى لِثَمَانٍ خَلَوْنَ مِنْ‏ شَهْرِ رَبِيعٍ الْأَوَّلِ سَنَةَ سِتِّينَ وَ مِائَتَيْنِ وَ لَهُ يَوْمَئِذٍ ثَمَانٌ وَ عِشْرُونَ سَنَةً وَ أُمُّهُ أُمُّ وَلَدٍ يُقَالُ لَهَا حَدِيثُ وَ كَانَتْ مُدَّةُ خِلَافَتِهِ سِتَّ سِنِينَ وَ لَقَبُهُ الْهَادِي وَ السِّرَاجُ وَ الْعَسْكَرِيُّ وَ كَانَ وَ أَبُوهُ وَ جَدُّهُ ع يُعْرَفُ كُلٌّ مِنْهُمْ فِي زَمَانِهِ بِابْنِ الرِّضَا وَ كَانَتْ فِي سِنِي إِمَامَتِهِ بَقِيَّةُ مُلْكِ الْمُعْتَزِّ أَشْهُراً ثُمَّ مَلَكَ الْمُهْتَدِي أَحَدَ عَشَرَ شَهْراً وَ ثَمَانِيَ وَ عِشْرِينَ يَوْماً ثُمَّ مَلَكَ أَحْمَدُ الْمُعْتَمِدُ عَلَى اللَّهِ ابْنُ جَعْفَرٍ الْمُتَوَكِّلِ عِشْرِينَ سَنَةً وَ أَحَدَ عَشَرَ شَهْراً وَ بَعْدَ مُضِيِّ خَمْسِ سِنِينَ مِنْ مُلْكِهِ قَبَضَ اللَّهُ وَلِيَّهُ أَبَا مُحَمَّدٍ عليه السّلام وَ دُفِنَ فِي دَارِهِ بِسُرَّ مَنْ رَأَى فِي الْبَيْتِ الَّذِي دُفِنَ فِيهِ أَبُوهُ عليه السّلام

و ذهب كثير من أصحابنا إلى أنه ع قبض مسموما و كذلك أبوه و جده و جميع الأئمة عليه السّلام خرجوا من الدنيا على الشهادة و استدلوا في ذلك بما، رُوِيَ عَنِ الصَّادِقِ عليه السّلام مِنْ قَوْلِهِ وَ اللَّهِ مَا مِنَّا إِلَّا مَقْتُولٌ شَهِيدٌ، و الله أعلم بحقيقة ذلك. اعلام الوری ص ۲۱۱، کشف الغمه ج۲ ص ۴۳۰، بحارالأنوار ج ۵۰ ص ۲۳۸

شیخ صدوق نیز می ­گوید: در بعضی از کتاب­ های که در زمینۀ تاریخ نوشته شده دیدم و جز این از محمد بن عباد عباد نشنیده‌ام که: حضرت امام حسن عسكرى عليه السّلام در شب جمعه بدست خود نامههاى زيادى براى مدينه نوشت و صبح روز جمعه هنگام نماز صبح از دنيا رفتند و آن روز هشتم ربيع الاول سال ۲۶۰ هجرى بود، در هنگام وفات جز صقيل كنيزش و عقيد خادم و شخص ديگرى غير از اين دو نفر كه خدا از وجود او خبر دارد كسى وجود نداشت.

عقيد گفت امام فرمود: برايم آبى كه با مصطكى جوشيده شده بياور آب را آورديم. فرمود اول نماز بخوانم برايم آب آماده كنيد. آب آورديم در روى دامنش حوله‌اى گذاشتم. از صقيل آب می‌گرفت و صورت خود را شستشو داد و دو دست را هر كدام يك مرتبه شست. آنگاه سر و دو پاى خود را مسح نمود نماز صبح را در رختخواب خود خواند آنگاه قدح آب مصطكى را گرفت تا بياشامد ظرف به دندان هاى پيشين امام مي خورد و دستش می‌لرزيد صقيل ظرف را از دست مباركش گرفت آن دم از دنيا رفت و در خانه خود در سامرا پهلوى پدرش دفن شد و بجانب نعمت ها و تشريفاتى كه خدا به او اختصاص داده رهسپار گرديد بيست و نه سال تمام داشت.

وَجَدْتُ مُثْبَتاً فِي بَعْضِ الْكُتُبِ الْمُصَنَّفَةِ فِي التَّوَارِيخِ وَ لَمْ أَسْمَعْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَبَّادٍ أَنَّهُ قَالَ: مَاتَ أَبُو مُحَمَّدٍ عليه السّلام يَوْمَ الْجُمُعَةِ مَعَ صَلَاةِ الْغَدَاةِ وَ كَانَ فِي تِلْكَ اللَّيْلَةِ قَدْ كَتَبَ بِيَدِهِ كُتُباً كَثِيرَةً إِلَى الْمَدِينَةِ وَ ذَلِكَ فِي شَهْرِ رَبِيعٍ الْأَوَّلِ لِثَمَانٍ خَلَوْنَ سَنَةَ سِتِّينَ وَ مِائَتَيْنِ لِلْهِجْرَةِ وَ لَمْ يَحْضُرْهُ فِي ذَلِكَ الْوَقْتِ إِلَّا صَقِيلُ الْجَارِيَةُ وَ عَقِيدٌ الْخَادِمُ وَ مَنْ عَلِمَ اللَّهُ غَيْرَهُمَا

 قَالَ عَقِيدٌ فَدَعَا بِمَاءٍ قَدْ أُغْلِيَ بِالْمَصْطَكَى فَجِئْنَا بِهِ إِلَيْهِ فَقَالَ أَبْدَأُ بِالصَّلَاةِ جِيئُونِي فَجِئْنَا بِهِ وَ بَسَطْنَا فِي حَجْرِهِ الْمِنْدِيلَ وَ أَخَذَ مِنْ صَقِيلَ الْمَاءَ فَغَسَلَ بِهِ وَجْهَهُ وَ ذِرَاعَيْهِ مَرَّةً مَرَّةً وَ مَسَحَ عَلَى رَأْسِهِ وَ قَدَمَيْهِ مَسْحاً وَ صَلَّى صَلَاةَ الصُّبْحِ عَلَى فِرَاشِهِ وَ أَخَذَ الْقَدَحَ لِيَشْرَبَ فَأَقْبَلَ الْقَدَحُ يَضْرِبُ ثَنَايَاهُ وَ يَدُهُ تُرْعَدُ فَأَخَذَتْ صَقِيلُ الْقَدَحَ مِنْ يَدِهِ وَ مَضَى مِنْ سَاعَتِهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ دُفِنَ فِي دَارِهِ بِسُرَّ مَنْ‏رَأَى إِلَى جَانِبِ أَبِيهِ عليه السّلام وَ صَارَ إِلَى كَرَامَةِ اللَّهِ جَلَّ جَلَالُهُ وَ قَدْ كَمَلَ عُمُرُهُ تِسْعاً وَ عِشْرِينَ سَنَةً  کمال الدین ص ۴۳۷، بحارالأنوار ج ۵۰ ص ۳۳۱