کاربری جاری : مهمان خوش آمدید
 
خانه :: مقتل


وفات حضرت ام البنین (فاطمه کلابیه ) سلام الله علیها

درباره : حضرت ام البنین سلام الله علیها
منبع : بحار الأنوار ج۴۳ ص ۱۸۲ ، کبریت احمر۳۷۵ و منتهی الآمال ۲۲۷ مقتل مقرم ۵۱

نام او فاطمه بود که بعدها پس از ازدواج با حضرت علی علیه‌السلام با کنيه‏ "اُمُّ البنین" (مادر پسران) مشهور شد. پدر و مادرش از خاندان بني کلاب از اجداد بزرگ حضرت محمد صلی الله عليه وآله بودند و دارای خوبی ها و صفات خانوادگی مشترک بودند فاطمه دختری پاکدل و باتقوا بود. تقریباً حدود پانزده سال بعد از شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها امیر المومنینعلیه‌السلام به برادرش عقیل که آشنا به علم انساب بود فرمودند:  اُنْظُر لِی اِمرَأة وَلَدتُها الفحُولة مِنَ العَرَب لا تَزَوّجُُها فَتلد لِی غُلامَاً فارِسا؛ برای من همسری را انتخاب کن که از نسل دلیرمردان عرب باشد تا با او ازدواج کنم و او برایم فرزندی اسب سوار و شجاع به دنیا آورد و عقیل می گوید: تَزَوّجْ اُمُّ الْبَنیْنَ الکِلابِیة فَاِنَّهُ لَیْسَ فِی العَرَب اَشْجَعُ مِنْ آبائِها با فاطمه دختر حزام بن خالد بن ربيعة ار قبیله بنی کلاب ازدواج کن زیرا شجاع تر از پدران و اجداد وی در عرب نیست « ابن عنبه، عمدة الطالب فی انساب آل ابیطالب ص ۳۲۷، مرحوم مقرّم، قمر بنی هاشم، ص ۵۱.  لازم به ذکر است این مطلب اولین بار در قرن هشتم در کتاب عمدة الطلب ذکر شده و از نظر محتوا بعضا مورد نقد است»  و بدین طریق عقیل فاطمه دختر حِزام بن خالد از قبیله بنی کلاب را به همسری برادرش در آورد، که از این ازدواج چهار فرزند به نام های عباس علیه‌السلام عبداله، جعفر و عثمان متولد شدند که هر چهار فرزند رشیدش در کربلا به شهادت رسیدند.


و اما نسب و خاندان فاطمه کلابیه: اُمُّ البنین سلام الله علیها دختر «حرام بن خالد بن ربیعة بن الوحید بن کعب بن عامر بن کلاب» است و مادر بزرگوار او «ثمامه» دختر سهیل بن عامر بن مالک بن جعفر بن کلاب « مرحوم مقرم، قمر بنی هاشم، ص ۹ » بوده و پدر و مادرش از خاندان بنی کلاب، هستند و دارای خوبی ها و صفات خانوادگی مشترک می باشند. ابوالفرج در کتاب مقاتل الطالبیین نام یازده تن از  مادران ام البنین را ذکر می کند که همگی دارای نسب پاک و ویژگی هایی شناخته شده در عرب می باشند. مورخان در مورد شرافت نسب اُمُّ البنین می نویسند: « تاریخ پدران و دایی های اُمُّ البنین را به ما می شناساند و ما دانستیم که آنان از سوارکاران شجاع عرب در جاهلیت بوده و شرافت و آقایی (سیادت) آنها به حدی بوده است که حتی پادشاهان نیز به آن اذعان داشته اند.»« مرحوم مقرم، قمر بنی هاشم، ص ۱۰ » در مورد نَسب مادری ابوالفضل العباس علیه‌السلام در کتب تاریخی مطالب زیادی هست که صاحب کتاب بطل العلقمی در حدود ۹۵ صفحه از این خاندان سخن می گوید و از خصلت های پسندیده آنان با دقت و ظرافت تمام می نویسد. شاید بتوان با یک جمله تصویری از خاندان «اُمُّ البنین» ترسیم کرد و آن اینکه پدران و مادران و خاندان اُمُّ البنین در شجاعت، کرم، اخلاق، هنر و وجاهت اجتماعی و بزرگواری پس از قریش، سرآمد قبایل گوناگون عرب بوده اند. و اما ارادت و وفا داری حضرت ام البنین سلام الله علیها به خاندان رسالت و ولایت حتی بعد از شهادت امیرالمؤمنین موج می زند و همۀ زندگی او را در بر می گیرد تا جائیکه وقتی  «امامه» یکی از همسران حضرت علی علیه‌السلام توسط  یکی از مشاهیر عرب است خواستگاری می شود و او با اُمُّ البنین در مورد ازدواج مشورت می کند، اُمُّ البنین سلام الله علیها در جواب می گوید: سزاوار نیست پس از علی، ما در خانه دیگری باشیم و با مرد دیگر پیمان همسری بندیم.« بحارالانوار، ج ۴۲، ص ۹۳»

از تاریخ وفات اُمُّ البنین اطلاع دقیقی در دست نیست؛ هرچند در کتب امروزی وفات او را در ۱۳ جمادی الثانی سال ۶۴ هجری ذکر کرده اند و مشهور نیز همین است ربانی خلخالی، چهره درخشان قمر بنی‌هاشم،‌ ج۲، ص۷۶ برخی نیز وفات او را در ۱۸ جمادی الثانی سال ۶۴ هجری دانسته‌اند. أم البنین سیرتها وکراماتها، ص۱۶۹-۱۷۰ اما مرحوم مقرم نیز می نویسد: برای زنده بودن اُمُّ البنین پس از واقعه کربلا دلیل مستندی وجود ندارد. مقتل الحسین مقرم(ع)، ص۳۵۵-۳۵۷

تذکر مهم : گاهی دیده شده است که عنوان می شود امیرالمؤمنین عليه السّلام مدت کمی بعد از شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها با اُمُّ البنین ازدواج کرد و بر همین مبنا داستان سرائی های نیز در خصوص نحوۀ ورود ایشان به خانه حضرت علی علیه‌السلام و یا نحوه برخوردش با فرزندان حضرت زهرا سلام الله علیها مطرح می کنند مبنی بر اینکه فرمود تا حضرت زینب اجازه ندهد وارد این خانه نمی شوم و ... آنگاه دیدن دختری چهار ساله از در .... که صحیح نیست. همانگونه بسیاری از بزگان همچون شیخ صدوق، شیخ عباس قمی، علامه بیرجندی، علامه مجلسی و ... در کتب خود ( کتاب سلیم بن قیس ج ۲ ص ۸۷۰، علل الشرایع ج ۱ ص ۱۸۸، بحار الأنوار ج۴۳ ص ۱۸۲، کبریت احمر ص ۳۷۵ و منتهی الآمال ص ۲۲۷) نوشته اند حضرت زهراسلام الله علیها به امیر المومنین وصیت کرد پس از من با امامه دختر خواهرم ( دختر زینب بنت رسول الله) ازدواج نما؛ لذا امیرالمؤمنین علیه‌السلام بنا به وصیت آن حضرت ابتدا با امامه ازدواج کرد؛ سپس با اسماء بنت عمیس، پس از آن با لیلی التمیمیه و در آخر سر با فاطمه کلابیه ( اُمُّ البنین) ازدواج نمود و از این سه زن اول ( امامه، اسماء و لیلی) صاحب ۱۸ فرزند شدند، لذا می بینیم که حضرت عباس علیه‌السلام اولین و بزرگترین فرزند اُمُّ البنین در سال ۲۶ هجری یعنی ۱۶ سال بعد از شهادت حضرت زهرا به دنیا آمده است و حداقل ۲۳ سال از سیدالشهدا علیه‌السلام کوچکتر هستند یعنی در زمان تولد حضرت عباس، سیدالشهدای ۲۳ ساله ازدواج نموده بودند. پس این داستان خیالی معنا ندارد که گفته می شود زنهای مدینه می گویند از وقتی حضرت عباس به دنیا آمده دیگر او توجهی به فرزندان حضرت زهرا ندارد وقتی این سخنان به گوش اُمُّ البنین می رسد قنداقه حضرت عباس را دور سر فرزندان حضرت زهرا .... ؛ کاملا مشخص است که این دروغی بیش نیست ضمن اینکه چنین مطالبی در هیچ کتاب معتبری نیامده است

حضرت اُمُّ البنین سلام الله علیها  پس از واقعه کربلا تا پایان عمر مبارکشان به همراه حضرت زینب سلام الله علیها و امام سجاد علیه‌السلام به عزاداری پرداختند. هبة الله بن علی علوی حسنی معروف به ابن شجری از علمای قرن پنجم هجری در کتاب امالی خود حدیثی از امام صادق علیه‌السلام نقل می کند که آن حضرت فرمودند: و کانَت امُّ جَعفَرٍ الکلابِیةُ تَندُبُ الحُسَینَ علیه‌السلام و تَبکیهِ و قَد کفَّ بَصَرُها. امّ جعفر کلابی (امّ البنین)، برای حسین علیه‌السلام مرثیه می سرایید و می گریست تا این که چشمانش نابینا شد. الأمالی للشجری: ج ۱، ص ۱۷۵ اما گزارش دیگری هم ( که مورد نقد است ) در مورد نحوۀ عزاداری ایشان در کتب تاریخی نقل شده است مبنی بر اینکه آن حضرت هر روز به قبرستان بقیع می رفتند و به یاد چهار فرزند شهیدش « عباس علیه‌السلام عبداله، جعفر و عثمان » عزاداری می کردند و هرکس عزداری او را می دید گریان می شد؛ حتی نقل شده، مروان بن الحكم كه از بزرگترین دشمنان خاندان نبوّت بود از گریه و عزاداری اُمُّ البنین گريه مىكرد!

اين شعار از اُمُّ البنین در مرثيه حضرت ابو الفضل علیه‌السلام و ديگر پسرانش نقل شده که هنگام عزداری در بقیع می خوانده:

يَا مَنْ رَأَى الْعَبَّاسَ كَرَّ عَلَى جَمَاهِيرِ النَّقَـدِ            وَ وَرَاهُ مِنْ أَبْـنَاءِ حَـيْدَـرَ كُـلُّ لَيْثٍ ذِي لَـبَدٍ

ای که عباس را دیدی حمله می‌کرد بر توده‌های فرومایه،    و از فرزندان حیدر هر شیر یال داری دنبال او بود

أُنْبِئْتُ أَنَّ ابْنِي أُصِيبَ بِرَأْسِهِ مَـقْـطُوعَ يَدٍ            وَيْلِي عَلَى شِبْلِي أَمَالَ بِرَأْسِهِ ضَرْبُ الْعَمَدِ

خبردار شده‌ام که به سر فرزندم ضربت وارد شده درحالی‌که بریده دست بود؛    وای بر من بر شیر بچه‌ام که ضربت عمود سرش را خمیده کرد

و همچنین اشعار زیر نیز به نقل از ام البنین است:

كَـانَـتْ بَـنُـونَ لِـي أُدْعَـى بِـهِـمْ            وَ الْيَـوْمَ أَصْبَحْتُ وَ لا مِنْ بَنِينَ

مرا پسرانی بود که به آنان خوانده می‌شدم،  اما امروز برای من پسرانی نیست

أَرْبَـعَـةٌ مِـثْـلُ نُـسُــورِ الـرُّبَـى            قَدْ وَاصَلُوا الْمَوْتَ بِقَطْعِ الْوَتِينِ

چهار پسر مانند کرکسان بلندی‌ها؛   که با بریده شدن رگ حیات یکی پس از دیگری به مرگ پیوستند

تَـنَـازَعَ الْخِـرْصَـانُ أَشْـلاءَهُـمْ            فَـكُـلُّـهُـمْ أَمْسَى صَرِيعاً طَعِـينَ

نیزه‌ها بر پیکرهایشان ستیزه داشتند؛   همه آنان با تن مجروح به خاک افتادند

يَا لَـيْتَ شِعْـرِي أَكَـمَا أَخْـبَـرُوا            بِـأَنَّ عَـبَّـاسا قَـطِـيـعُ الْـيَـمِـيـنِ

ای کاش می‌دانستم آن‌چنان است که خبر دادند؛ این که دست عباسم بریده شده بود. مقاتل الطالبیین ص ۸۵، شرح الاخبار ج ۳ ص ۱۸۶، منتهی الآمال ج ۲ ص ۸۸۶، سفینه بحار ج ۳ ص ۳۰۸ 

نکته مهم: البته بعضی از علما و محقیقین ایرادات و شبهاتی بر این گزارش وارد دانسته اند و از جهات مختلف مورد نقد است از جمله اینکه ام البنینی که وصفش آنگونه در تاریخ آمده چرا فقط برای چهار فرزند خودش عزداری می کند و برای سیدالشهدا عزاداری نمی کند همچنان که در اشعار ذکر شده نامی از سیدالشهدا نیست نکته بعد اینکه و در ادامه این گزارش؛ اشاره به دل رحمی و مروّت حاکم خونخوار و مستبد مدینه می شود در حالی که مروان حاکمی مستبد و ظالم بوده و اهل بیت را بسیار آزار داده است لذا احتمال دارد این گزارش تحریف عوامل بنی امیه برای تطهیر خود و جنایاتشان باشد؛ به همین دلیل بعضی از مورخین و محقیقین معتقد هستند بعید است چنین گزارشی صحت داشته باشد.