-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه محرم -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه صفر -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الأول -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الثانی -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الأول -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الثانی -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه رجب
-
سایت قرآنی تنـــــزیل -
سایت مقام معظم رهبری -
سایت آیت الله مکارم شیرازی -
سایت آیت الله نوری همدانی -
سایت آیت الله فاضل لنکرانی -
سایت آیت الله سیستانی
![]() |
![]() |
ذکر نوحه ده شب اول محرم 1
شده آوای جان من به آه و چشم گــریـان میا كوفه میا كوفه حسین جانم حسین جان من از دار العماره ** كنم بر تو اشاره ** به زخم بی شماره |
![]() |
![]() |
زبانحال حر خطاب به سیدالشهدا علیه السلام
من آن حُرم که حُریّت عطا کرده است مولایم مخوانیدم دگـر حُـرّ یزیـدی، حُرّ زهرایم اگرچه ذرهام، در دامن پُـرمهر خورشیدم اگرچه قطره بودم، وصلِ دریا کرد دریایم |
![]() |
![]() |
زبانحال حر خطاب به سیدالشهدا علیه السلام
یــوسف زهــرا! ز شــما پُــر شـدم تا که اســیــر تو شــدم حُــر شــدم از دل دشـمـن به ســویت پـَـر زدم آمــدم و حــلــقــه بــرایــن در زدم |
![]() |
![]() |
ورود به ماه محرم
نی، نــاله کرد و بـاز ترنم، شروع شد فصل هبــوط آدم و گنــدم، شـروع شد دریای بیکـران شهادت، که مــوج زد توفــان نــوح بود و تلاطــم شروع شد |
![]() |
![]() |
آغاز ماه محرم و مناجات با سیدالشهدا علیهالسلام
بـاز هـنگـامـۀ مـاتم شده؛ ای شاه غـریب دل دیوانه پر از غـم شده؛ ای شاه غریب چند روزی است که راه نَـفَـسَـم می گیـرد نکـند بـاز مـحـرم شده؛ ای شـاه غــریب |
![]() |
![]() |
ورود به ماه محرم
عــالــم به ماتــم تو حـسـیـنـیـۀ غــم است یعنی که فصل سوک و عزا، فصل ماتم است از عــرش تابه فــرش تمــام فــرشتگــان فــریــاد می زنـنـد که مــاه مـحّــرم است |
![]() |
![]() |
ورود به ماه محرم
بـسم رب الـفـاطـمـه آغــاز کردم گریه را از گلــوی بغـض هایم بــاز کردم گریه را مثل یک مادر که فرزندش ز دستش میرود اقـتــدا کــردم به او ابــراز کـردم گریه را |
![]() |
![]() |
ورود به ماه محرم و ورود به کربلا
سورۀ غــم می رسد، آیات مـریم میرسد عطر سیب و بـوی اسپند مُحــرّم میرسد دست خود را روی سینه میگذارم با ادب آه، دارد مــادری با قــامت خــم میـرسد |
![]() |
![]() |
ورود به ماه محرم
فصل اشک و سوز و آه از پردۀ دل میشود باز چـشـمـانم به رنگ سرخ مایل میشود باز هم روح الامین مرثیه خــوانی میکند کاف و هاء و یا و عین و صاد نازل میشود |
![]() |
![]() |
ورود به ماه محرم
از ازل پـرچم به دوش ماه ماتم گشته ایم با نوای مادری محــزونه همدم گشته ایم ما همه انصار زهــرائـیم مردِ گــریه ایم محــرم غمخانۀ مــاه محــرم گـشـتــه ایم |
![]() |
![]() |
ورود به ماه محرم
برپــا شده است در دل من خیمۀ غـمـی جانم چه نوحه و چه عزا و چه مــاتمی عمری است دلخوشم به همین غم که درجهان غیــر از غمت نداشتــه ام یار و همدمی |
![]() |
![]() |
زبانحال سیدالشهدا علیه السلام در ورود به کربلا
اینجا بهشت سرخ بدن های بی سـر است اینجا نگــارخــانـۀ گــل های پـرپر است اینجا منا و مشعر و بیت الحــرام ماست اینجا حــریــم قــرب شهیدان داور است |
![]() |
![]() |
زبانحال سیدالشهدا علیه السلام در ورود به کربلا
بلا جویان سفر طی شد بود دشت بلا اینجا فرود آیید از مرکب، بود معـراج ما اینجا اگر ما موسم حج از وطن آواره گـردیدیم چه کاری با صفا، دارد صفایی چون صفا اینجا |
![]() |
![]() |
زبانحال حضرت زینب در ورود به کربلا
جز غم عشق تو دل آرزوی غــم نکند چـشـم دریــا هـوس بـارش شبـنـم نکند جز تو ای همسفر دختر زهـرا و علی کسی از نـالـه و دلـشـورۀ من کـم نکند |
![]() |
![]() |
زبانحال حضرت زینب در ورود به کربلا
این جا به غیر از شورهزاری نیست، برگرد در این خزان جای بهاری نیست برگرد دستــم به دامــانت، مكـش دامن ز دستم آرامـشـم این جــا قــراری نیست برگرد |
![]() |
![]() |
زبانحال حضرت زینب در ورود به کربلا
ای مرا از لـحـظـۀ دیــدار تاج سر حسین هم برادر بودی و هم یار هم یـاور حسین هر کجا بُـردی مرا خـرسند می بودم ولی این سفر بی تابم و محزونم و مضطر حسین |
![]() |
![]() |
زبانحال سیدالشهدا علیه السلام در ورود به کربلا
زمیــن کــربــلا این جاست زینب! دیــار پُـر بــلا این جــاست زینب! تـحـمـل می کـنی؟ گــویــم بــرایت فــراق ما دو تـا این جاست زینب! |
![]() |
![]() |
ورود کاروان سیدالشهدا علیه السلام به کربلا
او تــا رسیــد گــریــۀ دنـیــا شـروع شد سیـنـه زنــی عــالــم بــالا شــروع شــد این حس مادرانه كه دست خـودش نبود دلشــوره های زیـنب كبــری شروع شد |
![]() |
![]() |
زبانحال حضرت زینب در ورود به کربلا
امروز محــرمـان حــرم سـایــۀ ســرم شــام دهُــم زمــان نـفـس هـای آخــرم امـروز بـیـن حـلـقـۀ شیــران هــاشمی شام دهــم به حـلـقـه زنـجـیــر پیکــرم |
![]() |
![]() |
زبانحال اهل بیت در ورود به کربلا
بند بندم همه چون برگ خزان می لرزد کیست اینجا که دلم درد کشان می لرزد بین این دشت پُر از خار چو، طفلان حرم بیشتر قـلـبـم از این لشگـریان می لرزد |




























