-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه محرم -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه صفر -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الأول -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الثانی -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الأول -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الثانی -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه رجب
-
سایت قرآنی تنـــــزیل -
سایت مقام معظم رهبری -
سایت آیت الله مکارم شیرازی -
سایت آیت الله نوری همدانی -
سایت آیت الله فاضل لنکرانی -
سایت آیت الله سیستانی
![]() |
![]() |
توسل به امام صادق علیه السلام
کسی با روح من آمیخت در طوفان دلتنگی مرا در حسرتی پیچید در کوران دلتنگی تمام آنچه با خود داشتم با خود از اینجا برد و اشکم روی دستم ماند بر دامان دلتنگی |
![]() |
![]() |
مدح امام صادق علیه السلام
در مطلع شعـر تو نچـرخـانده زبـان را لطف تو گرفت از من بیچـاره امان را شد دشمن تو مـعـتـرف انگـار خـداونـد در گوش تو گـفته همه اسرار جهان را |
![]() |
![]() |
ذکر سینه زنی شهادت امام موسی کاظم علیه السلام |
![]() |
![]() |
ذکر سینه زنی شهادت امام موسی کاظم علیه السلام
می برم نامت را ای ماه عالمین عزیز فـاطمه مظلوم کـاظمین جـان من به فـدایـت، آقـا مـنـم گـدایـت باشد اشکِ غم ما، جاری بهر عزایت |
![]() |
![]() |
ذکر سینه زنی شهادت امام موسی کاظم علیه السلام
سـلام ای عـزیـز دل عـالـمـیـن سـلام ای امـیـر و شه کـاظمین شدی روضه خوان عزای حسین ** تویی نورعین |
![]() |
![]() |
زبانحال امام کاظم علیهالسلام هنگام شهادت
ندارد هیچ کس در این دل زندان نشان از من نه من دارم خبر از خانه ام نی خانمان از من نسیمی گر گذر میکرد،دل چون غنچه وا میشد ولی آن هم گریزانست،چون تاب و توان از من |
![]() |
![]() |
زبانحال امام کاظم علیهالسلام هنگام شهادت
ناگهان خلوت من با زدنی ریخت به هم سـفـرۀ ذكـر مرا بـد دهـنی ریخت به هم زهــر آنـقـدر تـنـم را ز درون پـاشـیـده استخوانـم پَسِ هر پا شدنی ریخت به هم |
![]() |
![]() |
شهادت امام موسی کاظم علیهالسلام
بـر جـبـیـن آسـمـان آثـار غـم پـیدا شده نم نم بـاران دوباره راهی صحـرا شده در مـیـان سنـگـها آیـیـنـه ای تنها مـبـاد در مـیـان سنگـهـا آیـیـنـه ای تنـهـا شده |
![]() |
![]() |
مدح و شهادت امام موسی کاظم علیهالسلام
ای نهـمـیـن ولـیِّ خـدا هـفـتـمـیـن امام بر کاظمین و صحن و سرایت ز ما سلام مـوسـای اهل بیتی و سیـنـات کـاظمین تو با خـدا و خلق جهان با تو هم کـلام |
![]() |
![]() |
مدح و شهادت امام موسی کاظم علیهالسلام
ای به فرمان خـدا هـفـت فلک را بانی هـفـتـمـیـن حجّت و هفـتم ولیِّ سبحانی مـوسی آل محـمـّد که هـزاران مـوسی کرده اند از حجر طور تو نـورافـشانی |
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با امام موسی کاظم علیهالسلام
روح مطهر تو، خورشید بی زوال است با ظلمت و تباهی، همواره در جدال است |
![]() |
![]() |
مدح و شهادت امام موسی کاظم علیهالسلام
تـرسی از فــقـر نـدارند گـدایـان كریم دست خـالی نروند از در احسان كریم حاجت خواسته را چند برابر داده است طیب الله به این لطف دو چـندان كریم |
![]() |
![]() |
مدح و شهادت امام موسی کاظم علیهالسلام
ســـلام و درود خـــداونـــد اکـــبــر ســلام امــامــان، ســلام پــیـــمــبــر به هـفـتـم امـام و نـهـم نــور سـرمـد به باب الحوائج به موسی ابن جعـفر |
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با امام موسی کاظم علیهالسلام
کبـوتـرانه به سـوی تو می پـرم امشب هـوای عشق تو افـتاده در سرم امشب ندیـده ام حـرمت را به خواب هم حتّی به بزم عـاشقی ات ره نمی بـرم امشب |
![]() |
![]() |
مدح و شهادت امام موسی کاظم علیهالسلام
ای خاک کاظمین تو عـطر بهشت من ای مهر تو ز روز ازل در سرشت من عنوان و فـخـر نوکریت سرنوشت من بــذر ولایـت تـو در آغـاز کـشـت مـن |
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با امام موسی کاظم علیهالسلام
ای آفــتـاب حُـسـن به زیـبـائـیـت سـلام وی آسـمــان فـضـل به دانـائـیت سـلام در صبر شاخصی به شکـیبائیـت سلام تنها تو کـاظـمـی که به تـنهـائیت سـلام |
![]() |
![]() |
زبانحال امام موسی کاظم علیه السلام ( مدح و شهادت )
گشتهام زندانی و بر کف گرفتم نقد جان را تا حیات جـاودان بخـشم همه آزادگـان را مرغ حق را خوشتر از زندان نباشد آشیانی عاشق این آشیان هرگز نخواهد آشیان را |
![]() |
![]() |
مدح و شهادت امام موسی کاظم علیهالسلام
ای دستـگـیـر خـلـق خـدا دست هایتان زیـبـاتـرین جـواب دعـا دست هایـتـان گـفـتـم در این مسیـر گـدایـی تان کـنـم شـایـد رسـد به دست گـدا دست هایتان |
![]() |
![]() |
مدح و شهادت امام موسی کاظم علیهالسلام
گر چه سوز همه از آتش هجران تو بود رمـز آزادی تـوحـیـد به زنـدان تـو بـود دوستـان اشـک فـشـانـنـد به یاد تو ولی خنده زن خصم گر از دیدۀ گریان تو بود |
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با امام حسین علیه السلام
در حرم پیچید عطر سیب؛ زائر فیض برد هرکسی در بارگاهت بود حاضر فیض برد با بیان روضه هایت پلک من هم خیس شد چشمهایم چون زمین خشک و بایر فیض برد |




























