-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه محرم -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه صفر -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الأول -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الثانی -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الأول -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الثانی -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه رجب
-
سایت قرآنی تنـــــزیل -
سایت مقام معظم رهبری -
سایت آیت الله مکارم شیرازی -
سایت آیت الله نوری همدانی -
سایت آیت الله فاضل لنکرانی -
سایت آیت الله سیستانی
![]() |
![]() |
شهادت فرزندان عبدالله بن جعفر و حضرت زینب سلام الله علیها
این شعلۀ عشق است كه درمان نپذیرد معـشوق ز عـاشق اَثر آسـان نـپـذیـرد جز اشك تـمنّا كه گِـره وا كـند از كار كــردارِ دگـر فــایـده چـنـدان نـپـذیـرد |
![]() |
![]() |
شهادت فرزندان عبدالله بن جعفر و حضرت زینب سلام الله علیها
این دو سـربـاز جــوان رزم آورنـد هر دو ابن الجـعـفـر ابن الحـیـدرند دو وجـیهـاً عـنـد ربّـک دو عـزیـز مـیــوۀ دل، نــور چـشـم حـیــدرنــد |
![]() |
![]() |
شهادت فرزندان عبدالله بن جعفر و حضرت زینب سلام الله علیها
دو جـوانـمـرد مـهـیّـا هـستند دست پـروردۀ سـقـا هـستـنـد قـدشان رفـته به دایی ها شان چقدر خوش قـد و بالا هستند |
![]() |
![]() |
زبانحال حضرت زینب سلام الله علیها در شهادت فرزندانش
گلاب می چکـد از گـیـسوان شانه شده برای عرض ارادت دو گل بهانه شده قبول کن که نفس های من هـمین هایند قـبول کن که غـمت را دلـم نشانه شده |
![]() |
![]() |
شهادت فرزندان عبدالله بن جعفر و حضرت زینب سلام الله علیها
عالم علی و نورِ جهانتاب زینب است مثلِ علی و مثلِ نـبی ناب زینب است از جلوههای فاطمه سیراب زینب است تشنه حسین تشنه حسن آب زینب است |
![]() |
![]() |
شهادت فرزندان عبدالله بن جعفر و حضرت زینب سلام الله علیها
بتاب ای رُخت مهر و ماه منـیر بـده رخـصت رزمـمان ای امیر که هستیم از زندگی هر دو سیر به روی سـر ما تو قـرآن بگـیـر |
![]() |
![]() |
مناجات با امام، زبانحال حضرت رقیه سلام الله علیها با سر مطهر پدر
در سیـنـه، نـیّـتم همهاش نذر تو حسین حـالِ عـبـادتـم هـمهاش نـذر تو حـسین خـرده فـروش نیستم و عـمده میدهـم یکجـا محـبّـتـم هـمهاش نـذر تو حسین |
![]() |
![]() |
زبانحال حضرت رقیه سلام الله علیها با سر مطهر پدر
دوباره روضۀ با آب و تـاب میگـیرم من از مـراثیام آخـر جـواب میگیرم سه روز کرده کفن چون تن تو را خورشید عــزا بـرای تـو بـا آفـتـاب مـیگـیـرم |
![]() |
![]() |
زبانحال حضرت رقیه سلام الله علیها با سر مطهر پدر
دیـدم به خـواب شمع خرابه شدی پدر گفتم: چگـونه بیتو شبم را سحر بُوَد؟ گفتی: قرار آخر من با تو امشب است بابا برای وصل تو، چـشمم به در بُوَد |
![]() |
![]() |
زبانحال حضرت رقیه سلام الله علیها با سر مطهر پدر
بـابـا من از دنـیـای بـیتـو دل بـریـدم یک روز خوش بعد از تو در دنیا ندیدم هر چند که دیـر آمـدی عـیـبـی نـدارد شکـر خـدا امـشب به دلـدارم رسـیـدم |
![]() |
![]() |
زبانحال حضرت رقیه سلام الله علیها با سر مطهر پدر
حـالا که آمدی دگـر از پیـشـمان نـرو خـورشید شـام تـار خـرابه بـمان، نرو دیگر بس است بی تو سفر،جان به لب شدم دق میکنم اگـر بـروی مهـربان، نـرو |
![]() |
![]() |
زبانحال حضرت رقیه سلام الله علیها با سر مطهر پدر
آرام جان خستهدلان پیکرت کجاست؟ جانم به لب رسیده پدرجان سرت کجاست؟ جـسمت اسیـر فـتـنـۀ یـغـماگـران شده پـیـراهـن امـانـتـی مـادرت کـجـاست؟ |
![]() |
![]() |
شهادت حضرت رقیه سلام الله علیها
نویـد وصل پدر را به كـاروان میداد به مـاه، مـاه سر نیـزه را نشان میداد رقــیـه تـولـیـت آسـتـان رأس شـریـف به ماه، اذن زیـارت در آسـمان میداد |
![]() |
![]() |
زبانحال حضرت رقیه سلام الله علیها با سر مطهر پدر
به امیدی كه بـیایی سحـری در بر من خاك ویـرانه شده سـرمهٔ چـشم تر من مـدتی میشود از حـال لـبت بیخـبرم چند وقت است صدایم نزدی دختر من |
![]() |
![]() |
زبانحال حضرت رقیه سلام الله علیها با سر مطهر پدر
زندگی بیتو در این قافله سخت است پدر گذر عمر از این مرحله سخت است پدر دخترت تشنۀ اشک است ولی بـاور کن گریه کردن وسط هلهله سخت است پدر |
![]() |
![]() |
زبانحال حر با سیدالشهدا علیه السلام
آرامـشم ده تـا که طـوفـان تو بـاشـم آئـیـنه ام کـن تا که حـیـران تو باشم آزاده ام امـا گــرفـتــار تـو هـســتــم خارم که خواهم در گلستان تو باشم |
![]() |
![]() |
زبانحال حر با سیدالشهدا علیه السلام
سوارِ گـمـشده را از میان راه گرفـتی چه ساده صید خودت را به یک نگاه گرفتی شبیه کشتی نوحی، نه! مهربان تر از اویی که حُرِّ بد شده را هم تو در پناه گرفتی |
![]() |
![]() |
مدح و شهادت حر بن یزید ریاحی
قسمت این بود دلت از همه جا پُر باشد قـلـبت آمـادۀ یـک چـنـد تـلـنـگـر باشد همه دیـدنـد کـسی سمت حـرم مـی آیـد تا مگر در دل دریای جنون، دُر باشد |
![]() |
![]() |
زبانحال حر و سیدالشهدا علیه السلام با یکدیگر
از کوچههای خاطرههایش عبور کرد پلکی زد و دوباره خودش را مرور کرد میکرد حس بزرگی بار گـناه خـویش میخواست تا رها شود از دست چاه خویش |
![]() |
![]() |
زبانحال حر بن یزید ریاحی با خداوند
خدایا قطره بودم متصل کردی به دریایم برون آورد دست رحمتت از دار دنیایم من آن آوارهای بودم که کوی یار را جُستم و یا گمگشتهای بودم که مولا کرد پیدایم |




























