-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه محرم -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه صفر -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الأول -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الثانی -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الأول -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الثانی -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه رجب
-
سایت قرآنی تنـــــزیل -
سایت مقام معظم رهبری -
سایت آیت الله مکارم شیرازی -
سایت آیت الله نوری همدانی -
سایت آیت الله فاضل لنکرانی -
سایت آیت الله سیستانی
![]() |
![]() |
زبانحال حضرت رقیه سلام الله علیها
عجز اگر آید به دیدارم جوابش میکنم کاخ اگر کوه احد باشد خرابش میکنم پـردههای قـصر افـتاد از طنـین نالهام کفر اگر در پرده باشد بینقابش میکنم |
![]() |
![]() |
زبانحال حضرت رقیه سلام الله علیها با سر مطهر پدر
روى دیـوارِ خـرابه نقـش غربت میکنم ناخوشیها را عزیزم! با تو قسمت میکنم نه غذایى و نه آبى و نه حتى جاى خواب اینچـنـین هـسـتم ولى بابا قـناعت میکنم |
![]() |
![]() |
ورود کاروان سید الشهدا علیه السلام به کربلا
صد باغ غبطه میخورد حتی به صحرا خورشید وقتی میگـذارد پا به صحرا تـا پـشـت پـای کــاروان آبــی بـپـاشـد از عـرش اعـلا آمده زهـرا به صحرا |
![]() |
![]() |
ورود کاروان سید الشهدا علیه السلام به کربلا
عزیز فـاطمه بر کـربلا خوش آمدهای خـلـیل آل عـلـی بر منـا خوش آمدهای هنوز کعبه ز هجران تو سیه پوش است شکوه مروه، صفای صفا، خوش آمدهای |
![]() |
![]() |
زبانحال حضرت زینب سلام الله علیها در ورود به کربلا
ای به زینب دل و دلـدار بـیا برگردیم پـسـر حـیـدر کــرار بـیـا بـرگــردیــم تا رسـیـدیـم به ایـنـجـا بـه دلـم بـد آمد پـسر فـاطـمـه این بـار بـیـا بـرگـردیم |
![]() |
![]() |
کاروان سیدالشهدا در راه کربلا و ورود به کربلا
راه نزدیک است دارد بوی مهمان میرسد بوی سیب و بوی یاس و بوی خوبان میرسد بوی خون، بوی بلا؛ بوی عطش؛ بوی فرات بر مشـام کـاروان عـشـق بـازان میرسد |
![]() |
![]() |
مدح و شهادت مسلم بن عقیل علیه السلام
شهر در امن و امان است همه خوابیدند مردمـانی که غـریـبی تو را می دیـدند صبح شمشیر کشیدی و رجز میخواندی لشگری رو به رویت بود و همه لرزیدند |
![]() |
![]() |
مدح و مرثیۀ سیدالشهدا علیه السلام ( مناجات اول جلسه)
رحمـت واسعـۀ حیِّ تعالیست حـسین سایۀ رحمت او بر سر دنیاست حسین ما هـمه عـبـد خـدا اوسـت ابـاعـبـدالله ما عبیدیم همه سرور و مولاست حسین |
![]() |
![]() |
آغاز ماه محرم و مناجات آغاز اول مجلس
شـکـرِ خـدا بـه قـافـلـۀ غــم رسـیـدهام عـمرَم کـَفاف داد وُ به پـرچم رسیدهام |
![]() |
![]() |
آغاز ماه محرم و مناجات اول مجلس
شادم از این که باز مرا غم نجات داد دل را زلال گـریه و مـاتـم نجـات داد یکسال معـصیت کـمرم را هـلال کرد آخـر مـرا هــلال مـحــرم نـجــات داد |
![]() |
![]() |
مدح و شهادت حضرت قاسم علیه السلام
یـد مـوسی و مـسیحـائی عـیـسی دارد نفـس تـیغ كـفـش معـجـز احـیـاء دارد حـسنی زاده، ولی ابن حـسینـش گویند این حـسیـنی حـسنی رزم تـماشا دارد |
![]() |
![]() |
زبانحال سیدالشهدا با حضرت قاسم علیهم السلام
سپرت سینۀ مجـروح و زره پیـرهنت اجلت یار و عسل لختۀ خون در دهنت سیـزده سـورۀ قـرآن عـمـو با چه گنه شسته با خون گـلویت شده آیات تنت؟ |
![]() |
![]() |
مدح و شهادت حضرت قاسم علیه السلام
مرکب سوار کوچک کرب وبلا شدی زهرا شدی،علی شدی و مصطفی شدی وقتی عسل ز لعل لبت بوسهای گرفت تـنهـا سـوارۀ حـسـن مـجـتــبـی شـدی |
![]() |
![]() |
زبانحال حضرت قاسم با سیدالشهدا علیهم السلام
قطرهای هستم که از دریا جدا افتادهام آن غـریبم من که دور از آشنا افتادهام ناکسان از بسکه بر دور و بر من صف زدند کـس نـمیداند کجـایـم یا کجـا افـتادهام |
![]() |
![]() |
زبانحال حضرت قاسم با سیدالشهدا علیهم السلام
پای کوبم بر زمین تا زمزمی جاری کنم لااقـل بهـر لـبان خـشک تو کاری کنم من ز نسل مجـتـبایم وارث شیر جـمل چون عموعباس میخواهم علمداری کنم |
![]() |
![]() |
مدح و شهادت حضرت قاسم علیه السلام
ای گدایان رو کنید امشب که آقا قاسم است تا سحر پـیـمانه ریز کـاسۀ ما قاسم است یادمان باشد اگر روزی بقـیع را ساختیم ذکر کاشیهای باب المجتبی یا قاسم است |
![]() |
![]() |
زبانحال حضرت قاسم با سیدالشهدا علیهم السلام
اذنم بده عـمو که دلـم تنگ اکـبر است از دیدن غـریبی تو! مرگ بهتر است قاسم به خیمه باشد و تو غصه میخوری؟ آمـادهام چـرا تو دل از من نـمیبری؟ |
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با حضرت قاسم علیه السلام
بکش تو تیغ وببین چند حنجر آماده است برای چوبۀ چوگـان تو سر آماده است زمین تـوان تحـمل نـداشت جلـوه کنی برای محشر روی تو محشر آماده است |
![]() |
![]() |
مناجات با سیدالشهدا و شهادت حضرت قاسم علیهم السلام
برای بار غـمت شانهای خـم آوردم بگیر دست مرا، جـان تو کم آوردم |
![]() |
![]() |
مدح و شهادت حضرت قاسم علیه السلام
بیزره رفت به میدان که بگوید حسن است ترسی از تیر ندارد زرهاش پیرهن است بنـد نعـلـین اگـر پـاره شـود بـاکی نیست داغی خـاک برایش همه مثل چمن است |




























