امروز : سه شنبه, 22 آبان 1397 - ٤ ربیع الاول ۱٤٤۰
خانه :: مقتل


آخرین سخنان و وصیت های پیامبر به علی (ع) و حضرت زهرا (س)

درباره : پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله منبع : شیخ مفید الأرشاد فی معرفة حجج الله ج1 ص 184؛ مجلسی بحار الانوار ج 22ص 479

یا فاطمه تو اولین کسی هستی که به من ملحق می شوی: پیامبر صل الله علیه وآله وسلم در آخرین روز های عمر مبارکش رو به على علیه السلام كرده فرمود: اى برادر آيا وصيت مرا مى‏ پذيرى و به وعده من وفا مى ‏كنى و قرض مرا ادا مى ‏سازى و امور بازماندگانم را اداره مى ‏نمائى؛ على علیه السلام عرض كرد آرى فرمان تو را از دل و جان مى پذيرم و آن را اجرا مى ‏كنم. پيغمبرصل الله علیه وآله وسلم فرمود: نزديك بيا چون پيش رفت على علیه السلام را به سينه چسبانيد و انگشترى خود را از انگشت مباركش بيرون آورده فرمود: اين انگشترى را در انگشت كن؛ سپس شمشير و زره و تمام سلاح هاى جنگى خود و پارچه را كه در هنگام پيكار به شكم مى ‏بسته و لباس جنگ مى‏ پوشيده و بكار زار مي رفته حاضر كرده همه را به على علیه السلام تسليم نمود فرمود به نام خدا به منزل خود برو.

توهین عمر به پیامبر (ص) و ممانعت از اجرای دستور ایشان

درباره : پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله منبع : شیخ مفید الأرشاد فی معرفة حجج الله ج1 ص 183؛ مجلسی بحار الانوار ج 22ص 478

وقتی رسول خدا صل الله علیه وآله وسلم  كه دانست ابوبکر و عمر از دستور ایشان تمرد كرده و به لشکر اسامه ملحق نشده اند ؛ برای  بار سوم آنها را به همراهى با لشکراسامه دعوت كرد و از رنج بسيارى كه ديده و اندوه فراوانى كه به حضرتش رسيده بی حال گرديد و ساعتى بدين حال به سر برد؛ مسلمانان گريستند و صداى گريه زنان و فرزندان و زنان مسلمان و همه حاضران بلند شد. وقتی حال رسول خدا صل الله علیه وآله وسلم  کمی بهتر شد نگاهى به مردم كرده فرمودند: دوات و شانه گوسفندى حاضر كنيد تا مطلبى را بنويسم كه پس از آن؛ هیچ گاه گمراه نشويد و در همان دم از شدت ضعف و بیماری دوباره بی حال شده و افتادند.

جلو گیری پیامبر از برپایی نماز جماعت توسط ابوبکر در آخرین روزهای عمر

درباره : پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله منبع : الأرشاد فی معرفة حجج الله ج1 ص 181؛ بحار الانوار ج 22ص 467

سر پیچی ابوبکر و عمر از دستور پیامبر مبنی بر پیوستن به لشکر اسامه و ممانعت پیامبر از اقامه نماز جماعت توسط ابوبکر: پیامبر اکرم صل الله علیه وآله وسلم در روزهای پایانی عمر مبارک خویش  سعى زیادی در پیوستن سران مهاجر و انصار ( علی الخصوص به ابو بکر و عمر؛ زیرا می دانست آنان مانع اجرای اوامر الهی در جانشینی علی خواهند شد) به لشکر اسامه و خروج آنان از مدینه داشت تا با لشكريان خود بيرون رفته و در جرف كه نزديك مدينه بود منزل نمايد و مردم را وادار كرد تا همراه او حركت كنند و آنان را از باقى ماندن و كندى كردن از انجام وظيفه بيم ميداد. 

بعد از چند روز در حالیکه سر مبارك را بسته؛ على علیه السلام طرف راست آن حضرت و فضل بن عباس طرف چپ آن حضرت را گرفته

ولادت حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم

درباره : پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله منبع : « الكافى ج 1 ص 439» « امالى شيخ صدوق، ص 235».«مناقب آل ابیطالب ج 1 ص 53» ( اقتباس از جلاء العیون)

ولادت پیامبر اکرم:  اجماع علماى اماميّه منعقد هستند که ولادت با سعادت آن حضرت در هفدهم ماه ربيع الأوّل بوده است، اما عده ای در دوازدهم مى‏دانند، و تعداد کمی  در هشتم يا دهم ماه مزبور قائل شده‏ اند، و تعدادی از ايشان گفته ‏اند كه: در ماه مبارك رمضان متولد شده است.  محمّد بن يعقوب كلينى رحمه اللّه گفته است كه: ولادت آن حضرت در روز جمعه، دوازدهم ماه ربيع الاوّل سال عام الفيل بوده است، و در منزل عبد اللّه بن عبد المطلّب، ولادت آن حضرت در مكّه معظّمه بود . [1]. و در كتاب عُدَدِ قويّه گفته است: ولادت آن حضرت نزد طلوع صبح روز جمعه هفدهم‏ ماه ربيع الاوّل بوده بعد از پنجاه و پنج روز از هلاك اصحاب فيل يا به روایت دیگر چهل و پنج روز بعد از آن، يا سى سال بعد از آن؛ بعضى گفته‏ اند: در همان روز بوده است، اما اشهر آن است كه در همان سال بود، و عامه گفته‏ اند: در روز دوشنبه بوده است.

عید مبعث پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله

درباره : پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله منبع : دلائل النبوة ج‏1ص 255 و ترجمه الكامل ابن الأثير ج‏7ص 47

ابو عبد الله الحافظ از عروة از همسر پیامبرصلى الله عليه وآله وسلم نقل مى ‏كند كه مي گفت نخستين علامت وحى كه بر پيامبرصلى الله عليه وآله وسلم ظاهر شد اين بود كه در خواب فرشتگان نكیوكار در سپيده‏ دم بر او ظاهر مي شدند، پس از اين تا مدتى عزلت و گوشه‏ نشينى را دوست مي داشت و به غار حرا مي رفت و چند شبانه روز در خلوت و ستايش و پرستش مى ‏گذراند زاد و توشه ی اندكى با خود بر مي داشت و هر گاه نزد خديجه مي آمد دوباره زاد و توشه‏ اى بر مي گرفت، تا اينكه نا گاه حق بر او ظاهر شد، و آن چنان بود كه فرشته پيش او آمد و گفت بخوان، پيامبرصلى الله عليه وآله وسلم مى‏ گويد: گفتم نمى‏ توانم بخوانم، او مرا گرفت و در آغوش فشرد من به تلاش افتادم ؛ رهايم كرد و بار دوم گفت بخوان

شهادت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم

درباره : پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله منبع : اقتباس و تلخیص از کتاب اعلام الوری طبرسی و الارشاد شیخ مفید ج 1 ص 179؛ مجلسی بحار الانوار ج 22 ص 477

پیامبرصلى الله عليه وآله وسلم در یکی از آخرین روزهای عمر مبارکشان  پس از اقامه نماز به منزل مراجعت فرمود، و ابو بكر و عمر و گروهى از مردم را به منزل خواندند و به آنان فرمودند: آيا من شما را امر نكردم كه در لشكر اسامه حاضر شويد. هر چه سریعتر در لشكر اسامه شركت كنيد و اين موضوع را سه مرتبه تكرار فرمود، سپس فرمودند دوات و كاغذى بياوريد تا براى شما نامه‏ اى بنويسم كه هرگز گمراه نگرديد، پس از اين مطلب از حال رفتند، يكى از حاضران برخاست تا دوات و كتف گوسفندى براى نوشتن نامه بياورد، در اين هنگام عمر گفت : برگرد و او را به حال خود واگذار زيرا وى اكنون بى‏ هوش است و هذيان مي گويد.

روز بعد مریضی حضرت رسول صلى الله عليه وآله وسلم شدت پيدا كرد و مردم را از ورود به منزل منع  كردند و به كسى اجازه ندادند تا از آن