امروز : شنبه, 26 آبان 1397 - ۸ ربیع الاول ۱٤٤۰
خانه :: مقتل


ملاقات سیّدالشهدا علیه السلام با عمربن سعد

درباره : روایت های خروج از مدینه تا شب عاشورا منبع : پژوهشی نو در بازشناسی مقتل سیدالشهدا ص 143

 در هفتم مُحرّم[1] امام u بوسيله عَمْرُوبْنِ قَرضه اَنصاری[2] براي عُمَرِبْنِ سَعد پيغام فرستادند و خواستار ديدار شدند و وی هم پذيرفت و در شب هشتم مُحرّم امام به همراه 20 نفر[3] از ياران به سمت خيمه‌اي كه بين دو لشکر بر پا شده بود رفتند و اصحاب امام بيرون ماندند و سیّدالشهدا به همراه حضرت عبّاس و حضرت علي اكبر به داخل رفتند. مردم نقل کردند حضرت ضمن ارشاد، نصیحت و اتمام حجّت با عُمَرِبْنِ سَعد سعي كردند او را از جنگ باز دارند. عمربن سعد گفت می‌ترسم خانه‌ام را آتش بزنند و امام فرمودند من خانه بهتری برایت می‌خرم. گفت از جانم می‌ترسم امام فرمودند من سلامتت را تضمین می‌کنم و ... امام هرچه سعی کردند او را از ورطه هلاكت و

بستن آب فرات بر اردوگاه سیدالشهدا و اقدامات امام علیه السلام

درباره : روایت های خروج از مدینه تا شب عاشورا منبع : پژوهشی نو در بازشناسی مقتل سیدالشهدا ص 139

منع اردوگاه سیّدالشهدا ازآب

در هفتم مُحرّم ابن‌زياد در نامه‌اي از عُمَرِبْنِ سَعد خواست كه بين امام و يارانشان با آب فرات حائل شده و به هيچ وجه اجازه ندهد قطره‌ای آب به اردوگاه امام برسد و عُمَربْنِ سَعد هم بی‌درنگ عَمْرُو بْنِ حَجَّاج را با 500 نفر بر شریعه فرات مستقر كرد و به آن‌ها دستور داد نگذارند قطره‌اي آب به اردوگاه امام حسين برسد.[1]

دلاورمردی حضرت عباس در رساندن آب به خیمه ها

در روز هشتم مُحرّم[2] حضرت ابوالفضل همراه پنجاه نفر (30 نفر سوار و 20 نفر پیاده ) برای آوردن آب به شريعه فرات رفتند و لشکريان عُمَرِبْنِ سَعد سعی کردند مانع دست یابی یاران امام به آب شوند و با یاران امام به

توطئۀ ترور سیدالشهدا علیه السلام در کعبه و خروج امام از مکه

درباره : روایت های خروج از مدینه تا شب عاشورا منبع : پژوهشی نو در بازشناسی مقتل سیدالشهدا ص 92

توطئه ترور امام در مکّه

يزيد طی نامه‌ای عَمْرُوبْنِ سَعِيدِ بْنِ عَاص را مأموركرد به عنوان، يا بهتر بگويم به بهانه امير حجّاج خانه خدا به مكّه رفته و امام را پنهاني دستگير کرده[1] و به نزد یزید بفرستد؛ یا اینکه در ايّـام حجّ او را تـرور كند و اگر اباعبدالله با او به نبرد برخاست، با امام به جنگ بپردازد. عَمْرُوبْنِ سَعِيد در روز تـرویّه( هشتم ذی‌حجّه) همراه سربازانی کاملاً مسلّح وارد مکّه شد. [2] امام از نقشه يزيد مطّلع شدند. مكّه به دستور قرآن، بلدالأمين است،[3] آن هم در ايّام حجّ تمتّع، از این‌رو امام براي اين كه حرمت كعبه نگه داشته و نقشه يزيد هم نقش برآب شود، تصميم به خروج از مكّه گرفتند و با تبديل حجّ تمتّع به عمره[4]مفرده در روز چهارشنبه هشتم ذي‌حجّه[5] سال 60 هـ ق كه همان روز ترویه است، پس از 4 ماه و 5 روز اقامت، از مكّه خارج شدند.[6]

ورود کاروان سیدالشهدا علیه السلام به کربلا در گزارشهای کتب مختلف تاریخی

درباره : روایت های خروج از مدینه تا شب عاشورا منبع : لهوف؛ ارشاد ، اعلام الوری ، روضة الواعظین ؛ کشف الغمه ؛ اخبار الطوال

 لهوف سید بن طاوس : قَالَ: ثُمَّ إِنَّ الْحُسَيْنَ ع قَامَ وَ رَكِبَ وَ سَارَ وَ كُلَّمَا أَرَادَ الْمَسِيرَ يَمْنَعُونَهُ تَارَةً وَ يُسَايِرُونَهُ أُخْرَى حَتَّى بَلَغَ كَرْبَلَاءَ وَ كَانَ ذَلِكَ فِي الْيَوْمِ الثَّانِي مِنَ الْمُحَرَّمِ فَلَمَّا وَصَلَهَا قَالَ مَا اسْمُ هَذِهِ الْأَرْضِ فَقِيلَ كَرْبَلَاءُ .  سپس حسين عليه السّلام برخاست و برنشست، حركت كرد و حرّ و لشكرش گاهى مانع از حركت شده، و گاهى نيز با وى حركت مى ‏كردند تا امام به كربلاء رسيد و اين روزدوم محرّم بود، پرسيد: «اين زمين را چه نام است». گفته شد: كربلاء.

فَقَالَ‏ ع اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنَ الْكَرْبِ وَ الْبَلَاءِ ثُمَّ قَالَ هَذَا مَوْضِعُ كَرْبٍ وَ بَلَاءٍ انْزِلُوا هَاهُنَا مَحَطُّ رِحَالِنَا وَ مَسْفَكُ دِمَائِنَا وَ هُنَا مَحَلُّ قُبُورِنَا بِهَذَا حَدَّثَنِي جَدِّي رَسُولُ اللَّهِ امام عليه السّلام فرمود: «فرود آييد، به خدا كه اين جا جاى فرود آمدن و ريختن خونهاى ماست، و اينجا جايگاه قبور

ورود کاروان سیدالشهدا علیه السلام به کربلا

درباره : روایت های خروج از مدینه تا شب عاشورا منبع : پژوهشی نو در بازشناسی مقتل سیدالشهدا مستند به کتب دسته اول تاریخی

سیّد الشهداء در صبـح روز دوّم مُحـرّم به سرزمینی به نام نينـوا رسیدند. از نینوا به سمت کربلا حرکت کردند. در نینوا[1] پیکی از جانب ابن‌زياد رسید که آن ملعون طی نامه ای دستور داده بود چون نامه من به تو رسید، کار را بر حسین سخت بگیر و او را در بیابانی بی‌آب و علف فرود آور. حُرّ نامه را براي امام علیه السلام خواند و حضرت فرمودند بگذار به قریه‌های مجاور که آب هست برویم. حُرّ گفت من نمي‌توانم از این دستور سرپيچي كنم، زیرا ابن‌زياد براي من جاسوسانی گمارده تا كارهاي مرا به او گزارش كنند. البته در کتب لهوف، الاخبارالطِوال، قمقام، مقتل مقرّم، مقتل امام حسین و مقتل جامع تصریح شده حُرّ مجدداً اجازه داد تا کمی حرکت کردند و به کربلا رسیدند. در اين لحظه زُهَيْرُ

خروج امام حسین از مدینه

درباره : روایت های خروج از مدینه تا شب عاشورا منبع : پژوهشی نو در بازشناسی مقتل سیدالشهدا ص 64

وداع امام با مرقد پیامبرصلى الله عليه وآله وسلم و حضرت زهراسلام الله علیها: امام حسینعليه السّلام در شب دوّم هم به کنار مرقد نورانی پیامبرصلى الله عليه وآله وسلم رفتند[1]و تا صبح به مناجات و راز و نیاز پرداختند و نزدیک صبح کنار قبر آن حضرت خوابشان برد و رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم درعالم رؤیا به امام عليه السّلام خبر شهادتشان را با لب تشنه در صحراي كربلا اعلام کردند و فرمودند: يَا بُنَيَّ إِنَّكَ قَادِمٌ عَلَى أَبِيكَ وَ أُمِّكَ وَ أَخِيكَ وَ هُمْ مُشْتَاقُونَ إِلَيْكَ وَ إِنَّ لَكَ فِي الْجَنَّةِ دَرَجَاتٍ لَا تَنَالُهَا إِلَّا بِالشَّهَادَة ...؛ اي پسرم! همانا پدر و مادر و برادر تو پيش آمدند و مشتاق ديدار تو هستند،  برايت در بهشت درجاتي است كه فقط با شهادت به آن مي‌رسي.... بعد از این خواب امام عليه السّلام به کنار مرقد مادرشان حضرت زهرا سلام الله علیها و برادرشان امام حسن عليه السّلام [2]  رفته و با آن‌ها نیز وداع کردند.[3]

سخنان امام علیه السلام با حضرت زینب (س) در شب عاشورا

درباره : روایت های خروج از مدینه تا شب عاشورا منبع : پژوهشی نو در بازشناسی مقتل سیدالشهدا ص 153

از امام سجّادعليه السّلام نقل شده که در شب عاشورا من سخت بیمار بودم و عمّه‌ام زینب سلام الله علیها در خیمه‌ام در حال پرستاری از من بودندکه پدرم به خیمه خود یا به روایتی به خیمه‌ای دیگر رفتند و به همراه جَوْن بْنِ حُوَیّ غلام ابی‌ذر غفاری[1] مشغول تیز کردن شمشیرشان بودند و این اشعار را زمزمه می‌کردند: 

                يَا دَهْـرُ أُفٍّ لَكَ مِنْ خَلِيـلٍ              كَمْ لَكَ بِـالْإِشْـرَاقِ وَ الْأَصِيلِ‏   

                 مِنْ طَالِبٍ وَ صَـاحِبٍ قَتِـيل[2]ٍ            وَ الـدَّهْـرُ لَا يَقـْنَـعُ بـِالْبـَدِيلِ‏  

                 وَ إِنَّمـَا الْأَمـْرُ إِلَى الْجَلـِيل               وَ كُـلُّ حَـيٍّ سَـالِـكٌ سَبِيلِ

تدابیر نظامی امام شب عاشورا و اقدامات اصحاب امام

درباره : روایت های خروج از مدینه تا شب عاشورا منبع : پژوهشی نو در بازشناسی مقتل سیدالشهدا ص 148

تدابیر نظامی امام شب عاشورا: امامعليه السّلام در شب عاشورا دستور دادند خيمه‌ها را به هم نزديك كنند، به شکلی كه طناب‌هاي مهار چادر‌ها را در بين همديگر نهادند تا دشمن نتواند در زمان حمله به خيام در لابه لاي خيمه‌ها جولان بدهد. همچنین امامعليه السّلام در پشت خيمه‌ها خندقی كَندند[1]و آن را پُر از هيزم و نيزه كردند تا هنگام جنگ با آتش زدن آن‌ها از حمله دشمن به خيام جلوگيري كنند و تنها از روبه رو با دشمن به مقابله بپردازند.[2]

در شب عاشورا امام حسين عليه السّلام حضرت علي اكبرعليه السّلام را همراه 50 نفر از اصحاب فرستادند كه آب به خيمه‌ها برسانند كه اين كار در تاريكي شب انجام شد. وقتي آب به خيمه‌ها رسيد سیّدالشهداعليه السّلام رو به اصحاب كردند و فرمودند: برخيزيد، آب بنوشيد، وضو بسازيد، غسل

سخنان امام علیه السلام در شب عاشورا

درباره : روایت های خروج از مدینه تا شب عاشورا منبع : پژوهشی نو در بازشناسی مقتل سیدالشهدا ص 144

 شب عاشورا امامعليه السّلام اصحاب را در خيمه‌اي گرد آوردند و براي آن‌ها صحبت كردند. امام سجّادعليه السّلام فرموده‌اند:[1] من با وجودي كه به شدّت بيمار بودم، خودم را به اين خيمه نزديك كردم که ببينم پدرم به يارانشان چه مي‌گويد. ایشان بعد از حمد و ثناي خدا رو به اصحاب كردند و فرمودند: فَإِنِّي لَا أَعْلَمُ أَصْحَاباً أَوْفَى وَ لَا خَيْراً مِنْ أَصْحَابِي وَ لَا أَهْلَ بَيْتٍ أَبَرَّ وَ لَا أَوْصَلَ مِنْ أَهْلِ بَيْتِي ، فَجَزَاكُمُ اللَّهُ عَنِّي خَيْراً؛ من یارانی بهتر و با وفاتر از ياران خود سراغ ندارم و خانواده‌اي نيكوتر و مهربان تر از اهل بيت خودم نديده‌ام. خدا به همه شما جزاي خير عنايت كند! أَلاَ وَ إِنِّي لَأَظُنُّ أَنَّهُ آخِرُ يَوْمٍ لَنَا مِنْ هَؤُلاَءِ أَلاَ وَ إِنِّي قَدْ أَذِنْتُ لَكُمْ فَانْطَلِقُوا جَمِيعاً فِي حِلٍّ لَيْسَ عَلَيْكُمْ مِنِّي ذِمَامٌ هَذَا اللَّيْلُ قَدْ غَشِيَكُمْ فَاتَّخِذُوهُ جَمَلاً؛ آگاه باشید که این آخرین روز از این قوم برماست، بدانید که من بيعتم را از شما برداشته و رخصت رفتن دادم، از شب و تاريكي آن

عصر تاسوعا و آغاز حملۀ دشمن

درباره : روایت های خروج از مدینه تا شب عاشورا منبع : پژوهشی نو در بازشناسی مقتل سیدالشهدا

شروع حمله دشمن و خواب سیّدالشهداعليه السّلام: در عصر روز تاسوعا عُمَرِبْنِ سَعد رو به لشکریانش گفت:« ای لشکر خدا ! سوار شوید و به سوی بهشت حرکت کنید[1]» و به این طریق دستور حمله به ياران امام عليه السّلام صادر شد و لشكريان ابِْنِ سَعد به حركت در آمدند. حضرت جلوي خيمه‌ها سر به زانو گذاشته بودند كه حضرت زينبسلام الله علیها سراسيمه خدمت امام عليه السّلام آمدند و عرض‌ کردند صداي خروش دشمن و حمله شان مي‌آيد؛ امام عليه السّلام پاسخ دادند: يَا أُخْتَاهْ إِنِّي رَأَيْتُ السَّاعَةَ جَدِّي مُحَمَّداً وَ أَبِي عَلِيّاً وَ أُمِّي فَاطِمَةَ وَ أَخِيَ الْحَسَنَ وَ هُمْ يَقُولُونَ يَا حُسَيْنُ إِنَّكَ رَائِحٌ إِلَيْنَا عَنْ قَرِيب؛ ای خواهر هم اكنون جدّم رسول خداصلى الله عليه وآله وسلم پدرم علي عليه السّلام مادرم فاطمه سلام الله علیها و برادرم