امروز : چهارشنبه, 1 اسفند 1397 - ۱٤ جمادی الثانی ۱٤٤۰
خانه :: مقتل


ولادت حضرت عباس علیه السلام

درباره : حضرت عباس علیه السلام منبع : ت

بعد از شهادت حضرت زهراسلام الله علیها امیر المومنین علیعليه السّلام طبق وصیت دختر پیامبر با امامه دختر خواهر او ازدواج نمود و سپس با اسماء بنت عمیس، سپس با لیلی التمیمه و نهایتا در سال 25 هجری با فاطمه کلابیه ازدواج نمود و در سال 26 هجری اولین فرزند حضرت ام البنین سلام الله علیها به نام عباس بن علی عليه السّلام به دنیا آمد، متأسفانه در خصوص وقایع هنگام ولادت این بزرگوار در کتب تاریخی معتبر چیز خاصی نیامده است و آنچه غالبا نقل میگردد سند محکم و قابل قبولی ندارد که از آن جمله میتوان به این موضوع اشاره نمود که بعد از ولادت حضرت عباس عليه السّلام حضرت ام البنین سلام الله علیها قنداقه حضرت عباس عليه السّلام را دور سر فرزندان حضرت زهرا همچون امام حسن و امام حسین عليه السّلام میچرخانید وقتی امیر المؤمنین عليه

روایت کامل و جامع مبارزه و شهادت حضرت ابوالفضل علیه السلام

درباره : حضرت عباس علیه السلام منبع : پژوهشی نو در بازشناسی مقتل سیدالشهدا ص 218

اذن میدان خواستن حضرت ابوالفضلعليه السّلام: [ اندک‌اندک عصر عاشورا نزديك شد و بعد از اصحاب، جوانان بني هاشم هم يكي‌يكي رفتند و به درجه رفيع شهادت رسيدند و امام عليه السّلام ديگر تنها شدند و تحمّل اين موضوع براي قمرمنیربني‌هاشم حضرت عبّاس عليه السّلام بسیار سخت بود. اگر تا کنون هم مانده‌اند، امام اجازه ندادند به ميدان بروند، چرا كه وجود نازنين ایشان و سیّدالشهداعليه السّلام مايه آرامش اهل خيام و ترس دشمنان و جلوگيري از بي‌حيايي آن‌هاست.[1] امّا عبّاس، ديگر تاب ندارند.] بنا بر گزارشی که مورد نقد و تردید است؛ خدمت امام عليه السّلام رسیدند وعرض کردند: آقاي من اجازه دهید بروم تا جانم را فدايتان كنم! فَبَكَى الْحُسَيْنُ بُكَاءً شَدِيداً؛ امام حسين عليه السّلام شدید گريه كردند و سپس به عبّاس فرمودند: يا أَخِي! أَنْتَ صَاحِبُ لِوَائِي وَ إِذَا مَضَيْتَ تَفَرَّقَ عَسْكَرِي؛ برادر! تو صاحب پرچم مني، اگر توشهید شوی، لشکر من پراکنده

مبارزه و شهادت حضرت عبّاس علیه السلام در کتب مختلف تاریخی

درباره : حضرت عباس علیه السلام منبع : ارشاد، اخبار الطوال، تاریخ طبری، مقتل خوارزمی، اعلام الوری، لهوف، مثیر الاحزان ؛ تذکرة الخواص، کامل بهائی، بحار الانوار، جلاءالعیون، نفس المهموم، منتهی الامال، مقتل مقرم

الأرشاد شیخ مفید( از علمای قرن پنجم هجری):پس آن حضرت بر شتر مسناة سوار شده بسوى فرات براه افتاد و برادرش عباس عليه السّلام نيز همراه او بود، پس سوارگان لشكر پسر سعد لعنه اللَّه سر راه بر او گرفتند و مردى از بنى دارم در ميان ايشان بود پس به لشگر گفت: واى بر شما ميانه او و فرات حائل شويد و نگذاريد بآب دسترسى پيدا كند، حسين عليه السّلام فرمود: بار خدايا اين مرد را به تشنگى دچار كن! آن مرد دارمى ناپاك خشمگين شد و تيرى به آن حضرت پرتاب كرد آن تير در زير چانۀ آن حضرت فرو رفت، حسين عليه السّلام آن تير را بيرون كشيد و دست زير چانه گرفت، پس دو مشت آن جناب پر از خون شد، خونها را به هوا ريخت سپس فرمود: بار خدايا من به تو شكايت برم از آنچه اين مردم در باره پسر دختر پيغمبرت رفتار كنند، آنگاه به جاى خويش بازگشت و تشنگى سخت بر او غلبه كرده بود، از آن سو لشكر دور عباس عليه السّلام را گرفته به او حمله ‏ور شدند و آن حضرت به تنهائى با دشمن جنگ كرد تا شهید شد، و عهده ‏دار كشتن آن جناب زيد بن ورقاء حنفى و حكيم بن طفيل سنسنى بودند و اين پس از آن بود كه زخم هاى سنگينى برداشته بود و نيروى جنبش نداشت.

مبارزه و شهادت فرزندان ام البنین و برادران حضرت عباس

درباره : حضرت عباس علیه السلام منبع : پژوهشی نو در بازشناسی مقتل سیدالشهدا ص 208

حضرت ابوالفضل عليه السّلام وقتی دیدند یاران امام عليه السّلام کم و کمتر شده و یکی پس از دیگری به شهادت می‌رسند، به برادرانشان عبدالله، جعفر و عثمان گفتند: تُقَدِّمُوا بِنَفسِي اَنْتُم؛ فَحَامُوا عَنْ سِيِّدِكُمْ حَتَّي تَمُوْتُوا دُونَه فَتَقَدِّمُوا جَميعاً فَصَارُوا اِمَامَ الحُسَين  يَقُونَهُم بِوُجُوهِهِم وَ نُحُورِهِم! اي برادران من! جانم به فداي شما باد پيش بيفتيد! و برويد و جلوي آقای خود، خودتان را سپر و از او حمايت كنيد و از جاي خود حركت نكنيد تا همگي شما در مقابل او كشته شويد و ابو الفرج اصفهانی می‌نویسد فرمودند: تا کشته شدن شما را ببینم و از خدا اجر طلبم که شما را فرزندی نیست. به گزارش سوّمی فرمودند:[1] ای فرزندان مادرم پیش روید تا من اخلاص شما را در راه خدا و رسول ببینم. زیرا  شما را فرزندی

آوردن امان نامه برای حضرت عباس علیه السلام

درباره : حضرت عباس علیه السلام منبع : پژوهشی نو در بازشناسی مقتل سیدالشهدا

در عصر روز تاسوعا قبل از اينكه جنگ را شروع كنند، شمر به خيمه‌هاي امامعليه السّلام و يارانشان نزديك شد و حضرت عبّاسعليه السّلام و سه برادر دیگرشان را با عنوان « اي خواهرزادگان[1]» صدا زد. ابتدا جوابش را ندادند و امام عليه السّلام فرمودند: أَجِيبُوهُ وَ إِنْ كَانَ فَاسِقاً فَإِنَّهُ بَعْضُ أَخْوَالِكُم؛ « جواب او را به خاطر آشنایی‌ كه داريد بدهيد، هر چند آدم فاسقي است[2]». حضرت عبّاسعليه السّلام پاسخ دادند چه مي‌خواهي و شمرگفت شما در امان هستيد؛ خودتان را به خاطر برادرتان به كشتن ندهيد؛ بياييد از يزيد اطاعت كنيد. قمر منیر بنی‌هاشم عليه السّلام فرياد برآوردند: تَبَّتْ يَدَاكَ وَ لُعِنَ مَا جِئْتَ بِهِ مِنْ أَمَانِكَ يَا عَدُوَّ اللَّهِ؛ دستت بريده باد! امان نامه بدی براي ما آوردي اي دشمن خدا !  أَتَأْمُرُنَا