امام حسن عسگری (ع) :: أَشَدُّ النَّاسِ اجْتِهَاداً مَنْ تَرَكَ الذُّنُوب ‏

سخت‏ كوش‏ ترين مردم كسى است كه گناهان را ترك كند

تحف العقول ص : 486

خانه :: مقتل


وصیت های امام باقر علیه السلام

درباره : امام محمد باقر علیه السلام منبع : كافى ج 1 ص 307؛ اثبات الوصیه ص 177 ؛ بحارالأنوار،ج‏47،ص:13

حضرت صادقعليه السّلام فرمود پدرم در وصيت خود نوشت او را در سه جامه كفن كنم. ردائى كه زرد رنگ بود و در روزهاى جمعه با آن نماز ميخواند و يك جامه ديگر و پيراهنى؛ عرض كردم پدر اين يكى را ننوشته ‏اى فرمود مي ترسم مردم عيبجوئى كنند و بگويند در چهار يا پنج جامه پدرش را كفن نموده ولى بر سرم عمامه ‏اى ببند زيرا عمامه جزء كفن محسوب نمي شود كفن آن چيزى است كه جسد را بپوشاند

متن عربی روایت: الكافي عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِعليه السّلام قَالَ: كَتَبَ أَبِيعليه السّلام فِي وَصِيَّتِهِ- أَنْ أُكَفِّنَهُ فِي ثَلَاثَةِ أَثْوَابٍ أَحَدُهَا رِدَاءٌ لَهُ حِبَرَةٌ- كَانَ يُصَلِّي فِيهِ يَوْمَ الْجُمُعَةِ وَ ثَوْبٌ آخَرُ وَ قَمِيصٌ- فَقُلْتُ لِأَبِي ع لِمَ تَكْتُبُ هَذَا- فَقَالَ أَخَافُ أَنْ يَغْلِبَكَ النَّاسُ- وَ إِنْ قَالُوا كَفِّنْهُ فِي أَرْبَعَةٍ أَوْ خَمْسَةٍ فَلَا تَفْعَلْ- وَ عَمِّمْنِي بِعِمَامَةٍ- وَ لَيْسَ تُعَدُّ الْعِمَامَةُ مِنَ الْكَفَنِ- إِنَّمَا يُعَدُّ مَا يُلَفُّ بِهِ الْجَسَد .« كافى ج 3 ص 144 ؛  بحار الأنوار، ج‏46،ص:220 »

احضار امام باقر علیه السلام به شام توسط هشام بن عبدالملک و رسوایی او

درباره : امام محمد باقر علیه السلام منبع : دلائل الامامه ص 103 ؛ امان الاخطار ص 52 ؛ بحار الأنوار،ج‏46،ص:307

سيد بن طاوس در كتاب امان الاخطار ص 52 نقل مي كند از كتاب دلائل الائمه محمد بن جرير طبرى شيعه از معجزات حضرت باقر عليه السّلام از حضرت صادق عليه السّلام که يك سال هشام بن عبدالملك براى حج به مكه رفت در همان سال حضرت باقر عليه السّلام و پسرش حضرت صادق عليه السّلام نيز به مكه رفتند. حضرت صادق عليه السّلام در يك سخنرانى فرمود ستايش خداى را كه محمد صلى الله عليه وآله وسلم را به حقيقت به مقام نبوت برانگيخت و ما را بوسيله او امتياز بخشيد ما برگزيده خدا در ميان مردم و نخبه بندگان و خلفاء او هستيم سعادتمند كسى است كه از ما پيروى كند و شقى كسى است كه مخالف و دشمن ما باشد. مسلمه برادر هشام اين جريان را به هشام رسانيد ولى هشام كارى نكرد تا به شام برگشت و ما به مدينه رفتيم.

تشرف جابربن عبدالله انصاری به محضر امام باقر و رساندن سلام پیامبر

درباره : امام محمد باقر علیه السلام منبع : امالى صدوق ص 353 ؛ علل الشرائع ج 1 ص 233 ؛ بحارالانوار ج 46 ص 225 و 226

شیخ صدوق از حضرت صادقعليه السّلام نقل مي كند كه پيغمبرصلى الله عليه وآله وسلم روزى به جابر بن عبد الله انصارى فرمود: جابر تو خواهى بود تا يكى از فرزندان من به نام محمد بن على بن الحسين بن على بن ابى طالب عليه السّلام  را كه در تورات معروف به باقر است ملاقات كنى؛ وقتى او را ديدى سلام مرا به او برسان. روزى جابر خدمت زين العابدين عليه السّلام رسيد حضرت باقرعليه السّلام را در آنجا ديد گفت چند قدم جلو بيا. آمد باز گفت چند قدم عقب برو رفت. گفت بخدا سوگند اين شمائل پيامبرصلى الله عليه وآله وسلم است. به حضرت زين العابدين عليه السّلام عرضكرد اين پسر كيست؟ فرمود اين فرزندم محمد باقرعليه السّلام و امام بعد از من است؛ جابر خود را به قدمهاى آن حضرت افكند و شروع به بوسيدن نموده و گفت جانم فدايت باد يا ابن

ولادت امام باقر علیه السلام

درباره : امام محمد باقر علیه السلام منبع : ارشاد ج 2 ص 279؛ بحارالانوار ج 46 ص 227 ؛ کشف الغمه ج 2 ص 329

شيخ طبرسى و ابن شهر آشوب و ديگران روايت كرده‏ اند كه ولادت شريف آن حضرت در روز جمعه يا سه شنبه اول ماه مبارك رجب واقع شد « مصباح المتهجّد،ص737؛ اعلام الورى264. » و بعضى سوّم ماه صفر نيز گفته‏ اند در مدينه مشرّفه در سال پنجاه و هفت از هجرت‏ « الارشاد ج2 ص 158، روضة الواعظين،ص 207». و اسم آن حضرت محمّد بود، و كنيت او ابو جعفر، و القاب آن حضرت: باقر و شاكر و هادى بود، و مشهورترين لقب هاى آن حضرت باقرعليه السّلام بود « كشف الغمّه ج 2ص  328. » زيرا كه پیامبر اکرم صلى الله عليه وآله وسلم آن حضرت را به اين لقب ملقّب گردانيده بود براى آنكه شكافنده علوم اوّلين و آخرين بود، و حضرت رسول صلى الله عليه وآله وسلم به جابر انصارى گفت: در خواهى يافت يكى از فرزندان مرا كه لقب او باقر است، و

شهادت امام باقر علیه السلام

درباره : امام محمد باقر علیه السلام منبع : الخرائج و الجرائح ج 2 ص 230 و بحار الأنوار ج 46 ص 329)

 قطب راوندى به سند معتبر از امام جعفر صادقعليه السّلام روايت كرده كه زيد بن الحسن با پدرم مخاصمه‏ اى داشت و مى‏ گفت: فرزند امام حسن عليه السّلام كه فرزند بزرگتر است اولى است از فرزند امام حسين عليه السّلام بر جانشینی پیامبر؛ پس به نزد پدرم آمد و گفت : بيا برويم به خانه قاضى. پدرم او را نصيحت كرد و گفت: از اين دعوى ناحق بگذر و با دوستان خدا بى‏ جهت دشمنی مكن، اگر میخواهى معجزه ‏اى بر تو نشان دهم كه بدانى حق با من است، بدان كه كاردى در دست دارى و از من پنهان كرده ‏اى، اى كارد به قدرت خدا به سخن درآ و گواهى بده براى من، ناگاه كارد از دست او جدا شد و بر زمين افتاد و به زبان فصيح گفت: اى زيد توئى ستمكار و حضرت امام محمّد باقرعليه السّلام احق و  سزاوارتر