امام حسن عسگری (ع) :: أَشَدُّ النَّاسِ اجْتِهَاداً مَنْ تَرَكَ الذُّنُوب ‏

سخت‏ كوش‏ ترين مردم كسى است كه گناهان را ترك كند

تحف العقول ص : 486

خانه :: مقتل


وصیت امام رضا علیه السلام به هرثمة بن اعين در مورد شهادت؛ تغسیل؛تکفین و تدفینش

درباره : امام رضا علیه السلام منبع : عيون أخبار الرضا ج‏2،ص:246؛ بحار الأنوار، ج‏49،ص:294

شیخ صدوق در عيون اخبار الرضا می نویسد: هرثمة بن اعين گفت: يك شب  نيمه شب كسى درب خانه‏ ام را كوبيد يكى از غلامان جواب داد. گفت به هرثمه بگو آقايت تو را مي خواهد. با عجله حركت كردم لباس پوشيدم بسرعت خدمت حضرت رضاعلیه السلام رسيدم غلام آن جناب از جلو رفت من نيز از پشت سرش ناگاه چشمم به آقا علي بن موسى الرضاعلیه السلام افتاد كه در صحن خانه نشسته است. فرمود: هرثمه گفتم: بلى آقاي من فرمود: بنشين. نشستم. فرمود: هر چه بتو ميگويم گوش كن و بخاطر بسپار نزديك سفر من بجانب خدا شده كه باجداد طاهرين خود ملحق شوم ديگر آخر زندگى من است اين ستمگر تصميم گرفته مرا بوسيله انگور و خرماى مسموم بكشد اما انگور را بوسيله نخى كه در سم

دعای باران امام رضا علیه السلام و زنده شدن شیر روی پرده به اشارۀ ایشان

درباره : امام رضا علیه السلام منبع : عيون أخبار الرضا؛ ج‏2،ص:171

شیخ صدوق مینویسد محمّد بن قاسم مفسّر به سند مذكور در متن از امام عسكرىّ از پدرش از جدّش از علىّ بن موسى عليهم السّلام روايت كرده گفت: چون مأمون علىّ بن موسى عليهما السّلام را وليعهد خويش قرار داد مدّتى باران نيامد. بعض از اطرافيان مأمون و مخالفين حضرت رضا عليه السّلام شروع به ياوه گوئى كرده گفتند: اين از شومى علىّ بن‏ موسى است، از زمانى كه وى به اين سرزمين قدم نهاده باران از آسمان نباريده و خداوند از فرستادن باران دريغ فرموده، اين خبر به مأمون رسيد و بر او گران آمد، نزد حضرت آمده تقاضا كرد كه ايشان نماز استسقاء (طلب باران) بخواند و گفت: اى كاش (حضرت) دعا ميكرد و خداوند باران مي فرستاد، امام عليه السّلام فرمود: بسيار خوب، مأمون

رسوایی زینب کذابه توسط امام رضا علیه السلام

درباره : امام رضا علیه السلام منبع : كشف الغمة، ج‏2،ص:786

در خراسان زنى بود به نام زينب و ادعا می کرد كه دختر حضرت فاطمه عليها السلام است و به همین دلیل بر اهل خراسان فخر می فروخت، پس امام رضا علیه السلام اين موضوع را شنيد و می دانست که او دروغ می گوید و از نسل حضرت زهرا نیست، پس آن زن را به نزد آن حضرت آوردند و امام ادعای او را رد کرده و فرمود اين كذابه است، اما آن زن سفاهت كرد بر آن حضرت و گفت: همچنان كه تو تردید مي كنى در نسب من پس من هم تردید مي كنم در نسب تو.

وقتی چنین شد امام را غيرت علويه به حركت درآمد و به مأمون فرمود: اين زن دروغ می گوید؛ على و فاطمه (ع) و فرزندان ایشان در

پیشگویی ها از شهادت امام رضا علیه السلام

درباره : امام رضا علیه السلام منبع : أمالي الصدوق ص 63؛ عيون أخبار الرضا ،ج‏2،ص:259 ؛روضة الواعظین ص 234

پیامبر اکرم صلى اللَّه عليه وآله وسلم: امالى و عيون: ابن عماره از پدر خود نقل كرد كه حضرت صادق عليه السّلام از آباء گرام خويش نقل نمود كه پيغمبر اكرم صلى اللَّه عليه وآله وسلم فرمود بزودى پاره ‏اى از تن من در خراسان دفن مى‏ شود هر مؤمنى او را زيارت كند خداوند بهشت را بر او واجب مي نمايد و بدنش به آتش جهنم حرام مى ‏شود. عيون أخبار الرضا عليه السلام لي، الأمالي للصدوق الطَّالَقَانِيُّ عَنِ الْجَلُودِيِّ عَنِ الْجَوْهَرِيِّ عَنِ ابْنِ عُمَارَةَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ الصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ آبَائِهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى اللَّه عليه وآله وسلم سَتُدْفَنُ بَضْعَةٌ مِنِّي بِأَرْضِ خُرَاسَانَ لَا يَزُورُهَا مُؤْمِنٌ إِلَّا أَوْجَبَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ الْجَنَّةَ وَ حَرَّمَ جَسَدَهُ عَلَى النَّار « أمالي الصدوق ص 63؛ عيون أخبار الرضا ج 2 ص 256. بحار الأنوار،ج‏49،ص:284 »

حرکت امام رضا علیه السلام برای نماز عید

درباره : امام رضا علیه السلام منبع : عيون أخبار الرضا ج 2 ص 160؛ الارشاد ج 2 ص 312؛ بحار الأنوار، المجلسي ،ج‏49،ص:134

علي بن ابراهيم گفت ياسر خادم پس از فوت حضرت رضاعليه السّلام و بازگشت از خراسان برايم تعريف كرد تمام جريانها را و ريان بن صلت كه از طرفداران حسن بن سهل بود نيز نقل كرد. گفتند وقتى كار رقيب مأمون (محمّد امين) تمام شد و مأمون بر حكومت مسلط گرديد نامه‏ اى به حضرت رضاعليه السّلام نوشت و درخواست كرد كه بخراسان بيايد حضرت رضا عليه السّلام بچند دليل عذر خواست مرتب در اين مورد مأمون نامه مينوشت و تقاضا ميكرد تا حضرت رضا عليه السّلام فهميد از او دست برنميدارد با فرزندش حضرت جواد عليه السّلام كه در آن وقت هفت سال داشت خارج شد مأمون نوشت كه از راه كوفه و قم نيايد آن جناب را از راه بصره و اهواز و فارس آوردند تا بالاخره به مرو رسيد وقتى وارد شد مأمون خلافت را بايشان عرضه

احضار امام رضا از مدینه به طوس و بعضی از وقایع بین راه

درباره : امام رضا علیه السلام منبع : عيون أخبار الرضا ج 2 ص 136 و بحار الأنوار، ج‏49،ص:125 ؛ الخرائج و الجرائح ص 236 ؛

وداع از مدینه و مرقد پیامبر: عيون اخبار الرضا: سجستانى گفت وقتى پيك وارد شد براى بردن حضرت رضا بخراسان من در مدينه بودم آن جناب وارد مسجد شد براى وداع با پيغمبر صلى اللَّه عليه وآله وسلم چندين مرتبه وداع كرد در هر مرتبه برميگشت به طرف قبر پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه وآله وسلم و صداى بگريه بلند ميشد. جلو رفته سلام كردم جواب سلامم را داد من تهنيت عرض كردم فرمود مرا خوب ببين و زيارت كن كه از جوار قبر جدم خارج ميشوم و در بلاد غربت از دنيا خواهم رفت و در كنار هارون دفن ميشوم. گفت من نيز از پى آن جناب رفتم تا در طوس از دنيا رفت و كنار هارون دفن شد. عيون أخبار الرضا عليه السّلام الْهَمَذَانِيُّ عَنْ عَلِيٍّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُخَوَّلٍ السِّجِسْتَانِيِّ قَالَ: لَمَّا وَرَدَ

ولادت امام رضا علیه السلام

درباره : امام رضا علیه السلام منبع : « عيون أخبار الرضا ج 1 ص 29» « اعلام الورى 313».« الكافى ج 1ص 473» ( اقتباس از جلاء العیون)

اسم شريف آن حضرت على و كنيتش ابو الحسن، و مشهورترين لقب ایشان، رضا است. صابر، فاضل، رضى، وفى، قرّة أعين المؤمنين و غيظ الملحدين از دیگر القاب اوست « مناقب آل ابیطالب ج 4 ص 396» ابن بابويه به سند معتبر از بزنطى روايت كرده است كه به خدمت حضرت امام محمّد تقى عليه السّلام عرض كردم كه : گروهى از مخالفان شما گمان می ‏كنند كه پدر بزرگوار شما را مأمون در هنگامی كه آن حضرت ولايت عهدی او را به اجبار پذیرفت، ملقّب به رضا گردانيد. حضرت فرمود: به خدا قسم كه دروغ می گويند؛ زیرا حق تعالى او را به رضا مسمّا گردانيد براى آنكه پسنديده خدا بود در آسمان، و رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم و ائمّه هدى در زمين از او خشنود بودند و او را براى امامت پسنديده ‏اند،

روایت های شهادت امام رضا علیه السلام

درباره : امام رضا علیه السلام منبع : عيون أخبار الرضا؛ج‏2،ص:240 و243؛بحارالأنوار ،ج‏49، ص:301و 305

در خصوص زمان شهادت امام رضا علیه السلام اختلاف نظر وجود دارد بعضی از مورخین سال شهادتش را 202 هجری و بعضی 203 هجری گفته اند در مصباح كفعمى آمده  حضرت رضاعلیه السلام در هفدهم ماه صفر روز سه‏ شنبه سال 203 از دنيا رفت بوسيله سمى كه مأمون در انگور ریخته بود آن وقت پنجاه و يك سال داشت. اما در كتاب العدد القویه در بيست وسوم ذى قعده سال 202 در كتاب مواليد الائمه سال 202 و در مناقب روز جمعه هفت روز به آخر ماه رمضان سال 202 و در كتاب الدُر- روز جمعه اول ماه رمضان سال 202 در كتاب ذخيره نيز همين را نوشته شده است. طبرسى گفته است: در آخر ماه صفر سال 203 و بعضى گفته روز دوشنبه چهاردهم صفر سال 202بوده است .