امام حسن عسگری (ع) :: أَشَدُّ النَّاسِ اجْتِهَاداً مَنْ تَرَكَ الذُّنُوب ‏

سخت‏ كوش‏ ترين مردم كسى است كه گناهان را ترك كند

تحف العقول ص : 486

خانه :: مقتل


دادخواهی حضرت زهرا سلام الله علیها از قاتلین سیدالشهدا

درباره : امام حسین علیه السلام منبع : بحار الأنوار، المجلسي ،ج‏43،ص:221

شيخ صدوق در كتاب ثواب الاعمال از رسول خداصلّى اللَّه عليه و آله و سلّم روايت كرده است: زمانى كه روز قيامت فرا مى ‏رسد قبّه ‏اى از نور براى فاطمهسلام الله علیها بر پا خواهد شد. امام حسينعليه السّلام در حالى مى ‏آيد كه سر بريده خود را در دست گرفته باشد. وقتى چشم فاطمه زهرا سلام الله علیها به حسين عليه السّلام بيفتد گريه و ضجّه ‏اى مى‏ كند كه هيچ ملك و پيغمبر و مؤمنى در محشر نيست مگر اينكه گريان خواهد شد. در همين هنگام است كه خداى توانا مرد نيك صورتى را به نظر آن بانو جلوه مى ‏دهد كه با قاتلان حضرت حسين شهيد مخاصمه نمايد.

آنگاه خداوند سبحان قاتلين امام حسينعليه السّلام را با آن افرادى كه مددكار آنان بودند و آن اشخاصى كه در ريختن خون آن حضرت شركت

ورود کاروان سیدالشهدا علیه السلام به کربلا در گزارشهای کتب مختلف تاریخی

درباره : امام حسین علیه السلام منبع : لهوف؛ ارشاد ، اعلام الوری ، روضة الواعظین ؛ کشف الغمه ؛ اخبار الطوال

 لهوف سید بن طاوس : قَالَ: ثُمَّ إِنَّ الْحُسَيْنَ ع قَامَ وَ رَكِبَ وَ سَارَ وَ كُلَّمَا أَرَادَ الْمَسِيرَ يَمْنَعُونَهُ تَارَةً وَ يُسَايِرُونَهُ أُخْرَى حَتَّى بَلَغَ كَرْبَلَاءَ وَ كَانَ ذَلِكَ فِي الْيَوْمِ الثَّانِي مِنَ الْمُحَرَّمِ فَلَمَّا وَصَلَهَا قَالَ مَا اسْمُ هَذِهِ الْأَرْضِ فَقِيلَ كَرْبَلَاءُ .  سپس حسين عليه السّلام برخاست و برنشست، حركت كرد و حرّ و لشكرش گاهى مانع از حركت شده، و گاهى نيز با وى حركت مى ‏كردند تا امام به كربلاء رسيد و اين روزدوم محرّم بود، پرسيد: «اين زمين را چه نام است». گفته شد: كربلاء.

فَقَالَ‏ ع اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنَ الْكَرْبِ وَ الْبَلَاءِ ثُمَّ قَالَ هَذَا مَوْضِعُ كَرْبٍ وَ بَلَاءٍ انْزِلُوا هَاهُنَا مَحَطُّ رِحَالِنَا وَ مَسْفَكُ دِمَائِنَا وَ هُنَا مَحَلُّ قُبُورِنَا بِهَذَا حَدَّثَنِي جَدِّي رَسُولُ اللَّهِ امام عليه السّلام فرمود: «فرود آييد، به خدا كه اين جا جاى فرود آمدن و ريختن خونهاى ماست، و اينجا جايگاه قبور

ورود کاروان سیدالشهدا علیه السلام به کربلا

درباره : امام حسین علیه السلام منبع : پژوهشی نو در بازشناسی مقتل سیدالشهدا مستند به کتب دسته اول تاریخی

سیّد الشهداء در صبـح روز دوّم مُحـرّم به سرزمینی به نام نينـوا رسیدند. از نینوا به سمت کربلا حرکت کردند. در نینوا[1] پیکی از جانب ابن‌زياد رسید که آن ملعون طی نامه ای دستور داده بود چون نامه من به تو رسید، کار را بر حسین سخت بگیر و او را در بیابانی بی‌آب و علف فرود آور. حُرّ نامه را براي امام علیه السلام خواند و حضرت فرمودند بگذار به قریه‌های مجاور که آب هست برویم. حُرّ گفت من نمي‌توانم از این دستور سرپيچي كنم، زیرا ابن‌زياد براي من جاسوسانی گمارده تا كارهاي مرا به او گزارش كنند. البته در کتب لهوف، الاخبارالطِوال، قمقام، مقتل مقرّم، مقتل امام حسین و مقتل جامع تصریح شده حُرّ مجدداً اجازه داد تا کمی حرکت کردند و به کربلا رسیدند. در اين لحظه زُهَيْرُ

شفاعت فطرس و دردائیل در ولادت امام حسین علیه السلام

درباره : امام حسین علیه السلام منبع : امالى شيخ صدوق، ص 118، کمال الدین ج1 ص 398؛ بحار الانوار ج 43 ص 248 و 244 جلاء العیون ص 487

 شفاعت فطرس در ولادت حضرت : ابن بابويه و ابن قولويه به سندهاى معتبر بسيار ازامام صادقعليه السّلام نقل كرده‏ اند: چون امام حسين عليه السّلام متولّد شد، خداوند به جبرئيل فرمان داد كه با هزار ملك نازل شود براى تهنيت گويی به رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم چون جبرئيل نازل شد به ملكى برخورد کرد در جزيره‏ اى از جزيره‏ هاى دريا كه او را فطرس مى ‏گفتند و از حاملان عرش الهى بود، خداوند عالميان او را امرى كرد و آن را دير انجام داد، پس خدا او را غضب كرده بالش را شكست و او را در آن جزيره انداخت، هفتصد سال در آن جزيره عبادت حق تعالى كرد تا روزى كه امام حسين عليه السّلام متولّد شد.( به روايتى ديگر: حق تعالى او را مخيّر گردانيد ميان عذاب دنيا و آخرت، او عذاب

ولادت امام حسین علیه السلام

درباره : امام حسین علیه السلام منبع : امالى شيخ صدوق، ص 117.؛ عيون أخبار الرضا ج 2 ص 28؛ جلاء العیون و بحار الانوار علامه مجلسی

مشهور ميان علماى اماميّه آن است كه ولادت آن حضرت در مدينه مشرّفه در سوم ماه شعبان از سال چهارم هجرت واقع شد، و بعضى پنجم ماه مذكور نيز گفته‏ اند، « اعلام الورى 214..». در توقيع حضرت صاحب الامر (عج) كه به قاسم بن علاء همدانى نوشته است آمده است كه ولادت آن حضرت در روز پنجشنبه سيّم ماه شعبان بوده « مصباح المتهجّد،ص 758. ».اما شيخ طوسى در تهذيب گفته است كه: ولادت آن حضرت در آخر ماه ربيع الاوّل در سال سوم هجرت‏ بوده است « تهذيب الأحكام، ج6 ص 41»

كلينى به سند معتبراز امام صادقعليه السّلام روايت كرده است كه امام حسينعليه السّلام از فاطمه سلام الله علیها وهيچ زن ديگر هم شير نخورد، او را به خدمت پیامبر اکرم صلى الله عليه وآله وسلم آوردند، حضرت انگشت ابهام خود را در دهان او مى ‏گذاشت، از ابهام آن حضرت آن قدر مى ‏مكيد كه

خروج امام حسین از مدینه

درباره : امام حسین علیه السلام منبع : پژوهشی نو در بازشناسی مقتل سیدالشهدا ص 64

وداع امام با مرقد پیامبرصلى الله عليه وآله وسلم و حضرت زهراسلام الله علیها: امام حسینعليه السّلام در شب دوّم هم به کنار مرقد نورانی پیامبرصلى الله عليه وآله وسلم رفتند[1]و تا صبح به مناجات و راز و نیاز پرداختند و نزدیک صبح کنار قبر آن حضرت خوابشان برد و رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم درعالم رؤیا به امام عليه السّلام خبر شهادتشان را با لب تشنه در صحراي كربلا اعلام کردند و فرمودند: يَا بُنَيَّ إِنَّكَ قَادِمٌ عَلَى أَبِيكَ وَ أُمِّكَ وَ أَخِيكَ وَ هُمْ مُشْتَاقُونَ إِلَيْكَ وَ إِنَّ لَكَ فِي الْجَنَّةِ دَرَجَاتٍ لَا تَنَالُهَا إِلَّا بِالشَّهَادَة ...؛ اي پسرم! همانا پدر و مادر و برادر تو پيش آمدند و مشتاق ديدار تو هستند،  برايت در بهشت درجاتي است كه فقط با شهادت به آن مي‌رسي.... بعد از این خواب امام عليه السّلام به کنار مرقد مادرشان حضرت زهرا سلام الله علیها و برادرشان امام حسن عليه السّلام [2]  رفته و با آن‌ها نیز وداع کردند.[3]

بازگشت کاروان سیدالشهدا به مدینه

درباره : امام حسین علیه السلام منبع : پژوهشی نو در بازشناسی مقتل سیدالشهدا ص 405

خبر آوردن بشیر برای مردم مدینه: هنگامی که كاروان به نزديكي مدينه رسيد، امام سجّادعليه السّلام فرمودند: خيمه‌ها را برپا کنید و سپس به بَشِيربْنِ حَذْ لَم فرمودند: اي بشير! خدا پدرت را بيامرزد! او مرد شاعري بود، آيا تو هم شعر می‌دانی؟ بشير عرض کرد: بله يابن‌رسول‌الله ! من هم شعر بلدم.امام عليه السّلام فرمودند: پس وارد مدينه شده و خبر شهادت سيّدالشهداعليه السّلام و بازگشت ما را به مردم برسان. بشير مي‌گوید سوار بر اسب شدم و شتابان خودم را به مسجدالنّبي رساندم و با گريه شروع كردم اين شعر را خواندن:  

يَا أَهْلَ يَثْرِبَ لَا مُقَامَ لَكُمْ بِهَا             قُتِلَ الْحُسَيْـنُ فَأَدْمُعِي مِدْرَارٌ

           الْجِسْمُ مِنْهُ بِكَرْبـَلَاءَ مُضَرَّجٌ            وَ الرَّأْسُ مِنْهُ عَلَى الْقَنَاةِ يُدَار

خروج از شام بازگشت اهل بیت به مدینه

درباره : امام حسین علیه السلام منبع : پژوهشی نو در بازشناسی مقتل سیدالشهدا ص 403

يزيد ملعون به نُعْمَانُ بْنِ بَشِير دستور داد تا اسباب سفر اهل بيت را فراهم كند و او را به همراه 30 نفر با اهل بيت راهي مدينه كرد[1]و به اين سی نفر هم دستور داد کاروان را شب‌ها حرکت دهند و پشت سر اهل بيت و دورا‌ دور حركت كنند و مراقب آن‌ها باشند و به اهل بيت نزديك نشوند تا در مواقع وضو گرفتن یا قضاي حاجت راحت باشند. نُعْمَان هم همین کار را کرد تا آمدند و به نزديكي مدينه رسيدند.[2]در باره زمان برگشت اهل بيت به مدينه هم اختلاف نظر هست. ثابت كرديم طبق گزارش کتاب كامل بهایي در خصوص ورودشان به شهر شام، شانزدهم ربيع‌الاوّل صحيح‌تر است كه اهل بيت حدّاقل يك ماه، به روایتی 45 روز، به گزارشی 2 ماه و به گزارشی 6 ماه در شهر شام بودند.

به کنیزی خواستن دختر سیدالشهدا

درباره : امام حسین علیه السلام منبع : پژوهشی نو در بازشناسی مقتل سیدالشهدا ص 369

دفاع حضرت زینب سلام الله علیها از دختر سیّدالشهداء: یکی از غم بار‌ترین وقایع مجلس شوم یزید که جای دارد شیعه برای آن جان بدهد، این است که در مقاتل به نقل از فاطمه، دختر[1] امام حسين عليه السّلام آمده كه فرمودند: وقتي در مجلس يزيد بوديم، مردي شامي به من اشاره كرد و به يزيد گفت: اين دخترك را به من ببخش؛ ( به عنوان كنيز) من به خودم لرزيدم و خویش را به عمّه‌ام زينب چسبانيدم و گفتم اسير شدم، كنيز هم بشوم! فكر مي‌كردم يزيد اين كار را خواهد كرد. عمّه‌ام زينب‌ كه مي‌دانستند چنين كاري انجام نخواهد شد، رو كردند به آن مرد شامي و فرمودند: كَذَبْتَ وَ اللَّهِ وَ لَوْ مِتُّ وَ اللَّهِ مَا ذَلِكَ لَكَ وَ لَا لَه! دروغ گفتي و خودت را پست كردي! به خدا اين كار را نه تو، نه يزيد نمي‌توانيد انجام

سخنان امام سجّاد علیه السلام با یزید ملعون

درباره : امام حسین علیه السلام منبع : پژوهشی نو در بازشناسی مقتل سیدالشهدا ص 183

از امام صادقعليه السّلام نقل است که يزيد به امام سجّادعليه السّلام گفت: حمد خدایی را که پدرت را کشت. امام سجّاد عليه السّلام پاسخ دادند: خدا لعنت کند کسی را که پدر مرا کشت! با این جواب امام، یزید خشمگین شد و تصمیم به شهادت امام سجّاد عليه السّلام گرفت. امام سجّادعليه السّلام فرمودند: پس اگر می‌خواهی مرا بـکُشی، کسی را مأمورکن تا زنان و کودکان را به مدینه ببرد که جُز من مَحرمی ندارند. یزید ملعون شرمنده شد و گفت نه؛ خودت آن‌ها را خواهی برد و سپس سوهانی خواست و زنجیر از دست و گردن امام سجّاد عليه السّلام باز کرد تا منّـتی هم برگردن زین العابدین بگذارد و بعد شروع کرد به خواندن این آیه: « وَ ما أَصابَكُمْ مِنْ مُصيبَةٍ فَبِما كَسَبَتْ أَيْديكُمْ وَ يَعْفُوا عَنْ كَثير[1]»؛ هر مصيبتى به شما رسد، بر اثر اعمالى است كه انجام داده‏ ايد و بسيارى را نيز عفو مى‏ كند. امام سجّاد عليه السّلام پاسخ دادند: نه؛ اين آيه در وصف ما نيست، بلکه،