کاربری جاری : مهمان خوش آمدید
 
خانه :: مقتل


جلو گیری پیامبر از برپایی نماز جماعت توسط ابوبکر در آخرین روزهای عمر

درباره : پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله منبع : الأرشاد فی معرفة حجج الله ج۱ ص ۱۸۱؛ بحار الانوار ج ۲۲ص ۴۶۷

سر پیچی ابوبکر و عمر از دستور پیامبر مبنی بر پیوستن به لشکر اسامه و ممانعت پیامبر از اقامه نماز جماعت توسط ابوبکر: پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآلیه‌وسلم در روزهای پایانی عمر مبارک خویش سعى زیادی در پیوستن سران مهاجر و انصار ( علی الخصوص به ابو بکر و عمر؛ زیرا می‌دانست آنان مانع اجرای اوامر الهی در جانشینی علی خواهند شد) به لشکر اسامه و خروج آنان از مدینه داشت تا با لشكريان خود بيرون رفته و در جرف كه نزديك مدينه بود منزل نمايد و مردم را وادار كرد تا همراه او حركت كنند و آنان را از باقى ماندن و كندى كردن از انجام وظيفه بيم ميداد. 

بعد از چند روز در حالیکه سر مبارك را بسته؛ على علیه‌السلام طرف راست آن حضرت و فضل بن عباس طرف چپ آن حضرت را گرفته

فریاد و نوحه گری مرغابیان در شب ضربت خوردن حضرت علی علیه السلام

درباره : حضرت علی علیه السلام منبع : الرشاد فی معرفة حجج الله ج۱ ص ۱۷؛ بحار الانوار ج ۴۲ ص ۲۲۶

شیخ مفید می‌نویسد على علیه‌السلام در شب شهادتش بيدار بود و مكرر از اطاق خود بيرون می‌آمد و بطرف آسمان متوجه می‌شد و می‌فرمود سوگند بخدا تا بحال دروغ نگفته‌ام و دروغ هم بمن اطلاع نداده‌اند امشب همان شبى است كه بايد به وصال محبوب نائل گردم آنگاه به خوابگاه خود برگشت. چون بامداد دميد كمربند خود را بربست و می‌فرمود:
                                  كمر بـنـد از بهر مــرگ اى امير             كه مــرگ آيـد اكنون بديــدار تو
                                  مكن خوف از مرگ و آماده باش             چو مرگ آيد اى جان خريدار تو

زندگانی و وفات حضرت خدیجه سلام الله علیها

درباره : حضرت خدیجه سلام الله علیها منبع : تذكره الخواص، كشف الغمه، اعلام الوري؛

مقام و منزلت حضرت خديجه كبري سلام الله علیها: حضرت خدیجه سلام الله علیها پانزده سال پیش از عام الفیل در مکه، در خانواده ای بزرگ و ارجمند به دنیا آمد. در دوران جوانی که با تشکیل کاروان های تجاری به کسب درآمد پرداخت. درخشان ترین صحنه زندگی او پیش از بعثت رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآلیه‌وسلم مربوط به زمانی است که با وجود مکنت و ثروت، هرگز در جامعه فاسد آن روزگار، خود را به دست امواج سهمگین جاهلیت نسپرد و به درجه ای از کمال و پاکی رسید که به «طاهره» ملقب گشت. افزون بر این لقب، به برخی دیگر از القاب او می‌توان اشاره کرد از جمله: «مبارکه» «سیده نسوان» «کبری» به معنی ارجمند و والامقام که پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآلیه‌وسلم این لقب را پس از

وقایع تغسیل؛ تشییع و تدفین امام کاظم علیه السلام

درباره : امام موسی کاظم علیه السلام منبع : ارشاد ج ۲ ص۳۰۲، کمال الدین ج ۱ ص ۳۷؛ الغیبة شیخ طوسی ص ۳۱؛ عیون اخبار الرضا ج۱ ص ۹۱؛ بحار الانوار ج ۴۸ ص ۳۴

روایت اول : شیخ مفید می‌ینویسد: مأموريت سندى آن بود كه حضرت ابو الحسن امام کاظم علیه‌السلام را بوسيله زهر، شهيد نمايد او هم حسب الامر زهرى در طعام ريخته و يا خرما را به زهر آلوده كرده به حضرت خورانيد امام علیه‌السلام از آن تناول نمود و سه روز پس از آنكه از شدت زهر، تب كرده بود بيش زنده نماند و جهانى را بر شهادت خود سوگوار ساخت و دنيا را به شكمخوارگان گرگ سيرت خوك طبيعت سپرد و خود پس از سه روز شهيد شد.
هنگامى كه امام کاظم
علیه‌السلام دار فانى را وداع گفت سندى علما و بزرگان شهر را كه از جمله هيثم بن عدى و ديگران بودند به خانه خود و در محلى كه بدن پاك يادگار زهرا به زهر جفا شهيد و آزرده گرديده دعوت كرد و به آنان دستور داد ببينند كه ابو الحسن علیه‌السلام به اجل خود از دنيا رفته آنان هم كه گواهان عادل از خدا برگشته بودند ديدند كه اثر جراحت و خفگى در وجود نازنينش ظاهر نيست گواهى دادند كه به مرگ طبیعی  رحلت كرده

فرستادن کنیز برای امام کاظم علیه السلام

درباره : امام موسی کاظم علیه السلام منبع : مناقب ابن شهر آشوب، ج ۴ص ۲۹۷؛ بحار الانوار ج ۴۸ص ۲۳۷

 ابن شهرآشوب در کتابش مینویسد در كتاب انوار است كه عامرى گفت: هارون الرشيد كنيز زيبا و بسيار خوش قيافه‏ اى را براى موسى بن جعفرعليه السّلام فرستاد تا در زندان خدمتكارى او را به عهده گيرد. امام به آن كنيز فرمود: به هارون بگو شما از هديه خود خوشحال هستيد ولی مرا نيازى به اين كنيز و امثال او نيست. وقتی موضوع را به هارون گفتند او ناراحت شده و گفت: برگرد پيش او بگو ما تو را به خواست خودت نگرفتهايم زندانى كنيم و این کار نیز به خواست تو نیست، و كنيز را پيش او بگذار و بيا. پيك رفت و برگشت بعد كه هارون از جاى خود برخاست غلام را فرستاد تا جستجو از حال كنيز كند. وقتی غلام به زندان رفت ديد آن كنيز به سجده افتاده و سر بلند نمي كند و مدام مي گويد: قُدّوس سُبحانك سُبحانك.

اهانت های متوکل ملعون به امام هادی علیه السلام ( مجلس شراب، شعبده بازی )

درباره : امام علی النقی (هادی) علیه السلام منبع : تذکرة الخواص ص ۳۲۴،الخرائج و الجرائح،ج‏۱،ص۴۰۱، کشف الغمه ج ۲ ص ۳۹۳، بحار الانوار ج ۵۰ص ۲۱، منتهی الامال ص ۷۹،

گزارش اول : ابن جوزی به نقل از مسعودى می‌نویسد : به متوكّل خبر دادند كه امام على بن محمد عليه السّلام در خانهاش نامهها و سلاح هايى دارد كه از شيعيانش از مردم قم رسيده و او مصمّم است كه بر حكومت تو حمله كند، متوكل گروهى از تركان را فرستاد و آنها شبانه به خانه آن حضرت هجوم بردند و چيزى در آن نيافتند و ديدند كه وى در خانه‏ اى در بسته است و ردايى از پشم بر تن روى شنها و ريگ ها نشسته، روى دلش به سوى خدا رو به قبله قرآن تلاوت می‌كند، آن گروه، با همان حال او را نزد متوكّل بردند، و به متوكّل گفتند: ما در خانه او چيزى نيافتيم و ديديم كه او رو به قبله نشسته و قرآن مىخواند، متوكّل كه در مجلس شراب نشسته بود آن حضرت را وارد كردند در حالى كه كاسه

موضوع برکة السباع و رسوایی دشمنان امام هادی علیه السلام

درباره : امام علی النقی (هادی) علیه السلام منبع : الخرائج و الجرائح‏ ج ۱ ص ۴۶۰، إثبات الهداة، ج ۵، ص ۲۳۶؛ بحار الانوار ج ۵۰ ص ۱۴۹، جلاء العیون ص ۹۸۷،منتهی الامال ص 1854

قطب راوندی می‌نویسد  ابو هاشم جعفرى می‌گويد: در زمان متوكل، زنى ادعا كرد كه زينب دختر فاطمه سلام الله علیها دخت گرامى رسول خدا  صلی‌الله‌علیه‌وآلیه‌وسلم می‌باشد. متوكل به او گفت: تو زن جوانى هستى، در حالى كه چندين سال از وفات رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآلیه‌وسلم مى‏ گذرد. آن زن گفت: رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآلیه‌وسلم دستش را به سرم كشيد و از خدا خواست كه در هر چهل سال، دوباره جوانى را به من برگرداند. و من تا به حال، خودم را به مردم معرّفى نكرده بودم تا اينكه الآن نيازمند شدم و اظهار كردم! متوكل، فرزندان كهنسال ابو طالب، عباس و قريش را جمع كرد و جريان را به آنها گفت.

برخى از آنان روايت نمودند كه زينب، دختر فاطمه سلام الله علیها در فلان سال فوت كرده است. متوكل به زن گفت: در مورد اين روايت چه مى

وفات حضرت ام کلثوم سلام الله علیها

درباره : حضرت ام کلثوم سلام الله علیها منبع : پژوهشی نو در بازشناسی مقتل سیدالشهدا مستند به کتب معتبردسته اول تاریخی

در خصوص زندگانی حضرت ام کلثوم بین مورخین اختلاف نظر وجود دارد بطوریکه درصفحات ۶۸ منتخب التّواریخ، ۳۰۸ مقتل مقرّم، ۵۸۷ تحقیق در باره اوّل اربعین و ۵۲۴ قمقام به نقل از وسائل الشیعه شیخ حُرّ عاملی حدیثی ذکر شده که نشانگر آن است امّ کلثوم احتمالاً در زمان حیات امام حسین عليه السّلام از دنیا رفته است چنانچه در صفحه ۳۴۰ جلد هشت الطَّبَقاتُ الْکُبْری به این موضوع اشاره شده. در صفحه ۴۹ جلد دوم مقتل جامع نیز با اشاره به احادیث فوق به نقل از تاریخ موالید الأئمه نوشته شده است منظور ام کلثومی که مادرش حضرت زهرا(س) بوده است نیست بلکه یکی دیگر از دختران امیرالمؤمنین علی عليه السّلام است. آیت الله قاضی نیز با انجام تحقیقات نسبتاً

خلقت حضرت فاطمه سلام الله علیها

درباره : حضرت زهرا سلام الله علیها منبع : معانی الاخبار ص ۳۱۵

شيخ صدوق در كتاب معانى الاخبار از رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآلیه‌وسلم روايت كرده: نور فاطمه سلام الله علیها قبل از اينكه زمين و آسمان خلق شوند آفريده شد. بعضى از مردم گفتند: اى رسول خدا! پس او از جنس بشر نيست؟ پيامبر فرمود: فاطمه سلام الله علیها  حوريّه‏ اى در لباس انسان است. گفتند: اى رسول خدا! چگونه امكان دارد كه كسى حوريّه و در عين حال انسان باشد؟  فرمود: خداوند متعال قبل از اينكه حضرت آدم را بيافريند؛ فاطمه را در آن هنگامى كه ارواح مخلوقات را خلق مى‏ كرد، از نور خود آفريد، پس هنگامى كه آدم را آفريد، فاطمه سلام الله علیها را به او نشان داد.

گفته شد: اى رسول خدا! فاطمه سلام الله علیها  در آن زمان كجا بود؟ فرمود: نور او در حفره‏ اى زير ساق عرش قرار داشت.

پیشگوئی پیامبر از ظلم هائی که به حضرت زهرا سلام الله علیها می شود

درباره : حضرت زهرا سلام الله علیها منبع : امالی شیخ صدوق ؛ مجلس بیست و چهارم ص ۱۱۳؛ بحارالانوار ج ۴۳ ص ۱۷۳

شیخ صدوق به نقل از ابن عباس می نویسد روزی پیامبر در مسجد نشسته بود و در شأن و جایگاه اهل بیت در روز قیامت خبر می داد و آنگاه که به دخترش حضرت زهرا سلام الله علیها رسید فرمود: وَ أَمَّا ابْنَتِي فَاطِمَةُ فَإِنَّهَا سَيِّدَةُ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ مِنَ الْأَوَّلِينَ وَ الْآخِرِينَ؛ و اما دخترم فاطمه كه بانوى زنان جهانيان است از اولين و آخرين وَ هِيَ بَضْعَةٌ مِنِّي و پاره تن منست وَ هِيَ نُورُ عَيْنِي و نور ديده منست؛ وَ هِيَ ثَمَرَةُ فُؤَادِي، و ميوه دل منست وَ هِيَ رُوحِيَ الَّتِي بَيْنَ جَنْبَيَّ؛ و روح منست كه درون منست؛ وَ هِيَ الْحَوْرَاءُ الْإِنْسِيَّةُ؛ و حوراء انسيه است؛ قَامَتْ فِي مِحْرَابِهَا بَيْنَ يَدَيْ رَبِّهَا جَلَّ جَلَالُهُ ظَهَرَ نُورُهَا لِمَلَائِكَةِ السَّمَاءِ كَمَا يَظْهَرُ نُورُ الْكَوَاكِبِ لِأَهْلِ الْأَرْضِ؛ هر وقت در محراب خود برابر