خانه :: مقتل


وقایع تغسیل؛ تشییع و تدفین امام کاظم علیه السلام

درباره : امام موسی کاظم علیه السلام منبع : ارشاد ج 2 ص302، کمال الدین ج 1 ص 37؛ الغیبة شیخ طوسی ص 31 ؛ عیون اخبار الرضا ج1 ص 91؛ بحار الانوار ج48 ص 234

روایت اول : شیخ مفید مینویسد: مأموريت سندى آن بود كه حضرت ابو الحسن امام کاظم عليه السّلام را بوسيله زهر، شهيد نمايد او هم حسب الامر زهرى در طعام ريخته و يا خرما را به زهر آلوده كرده به حضرت خورانيد امام عليه السّلام از آن تناول نمود و سه روز پس از آنكه از شدت زهر، تب كرده بود بيش زنده نماند و جهانى را بر شهادت خود سوگوار ساخت و دنيا را به شكمخوارگان گرگ سيرت خوك طبيعت سپرد و خود پس از سه روز شهيد شد.
هنگامى كه امام کاظم عليه السّلام دار فانى را وداع گفت سندى علما و بزرگان شهر را كه از جمله هيثم بن عدى و ديگران بودند به خانه خود و در محلى كه بدن پاك يادگار زهرا به زهر جفا شهيد و آزرده گرديده دعوت كرد و به آنان دستور داد ببينند كه ابو الحسن عليه السّلام به اجل خود

فرستادن کنیز برای امام کاظم علیه السلام

درباره : امام موسی کاظم علیه السلام منبع : مناقب ابن شهر آشوب، ج 4ص 297؛ بحار الانوار ج 48ص 237

 ابن شهرآشوب در کتابش مینویسد در كتاب انوار است كه عامرى گفت: هارون الرشيد كنيز زيبا و بسيار خوش قيافه‏ اى را براى موسى بن جعفرعليه السّلام فرستاد تا در زندان خدمتكارى او را به عهده گيرد. امام به آن كنيز فرمود: به هارون بگو شما از هديه خود خوشحال هستيد ولی مرا نيازى به اين كنيز و امثال او نيست. وقتی موضوع را به هارون گفتند او ناراحت شده و گفت: برگرد پيش او بگو ما تو را به خواست خودت نگرفتهايم زندانى كنيم و این کار نیز به خواست تو نیست، و كنيز را پيش او بگذار و بيا. پيك رفت و برگشت بعد كه هارون از جاى خود برخاست غلام را فرستاد تا جستجو از حال كنيز كند. وقتی غلام به زندان رفت ديد آن كنيز به سجده افتاده و سر بلند نمي كند و مدام مي گويد: قُدّوس سُبحانك سُبحانك.

جسارتها و اهانت های متوکل ملعون به امام هادی علیه السلام

درباره : امام علی النقی (هادی) علیه السلام منبع : تذکرة الخواص ص 324،الخرائج و الجرائح،ج‏1،ص401، کشف الغمه ج 2 ص 393، بحار الانوار ج 50 ص 211، منتهی الامال ص 1879،

گزارش اول : ابن جوزی به نقل از مسعودى می نویسد : به متوكّل خبر دادند كه امام على بن محمد عليه السّلام در خانه‏ اش نامه ‏ها و سلاح هايى دارد كه از شيعيانش از مردم قم رسيده و او مصمّم است كه بر حكومت تو حمله كند، متوكل گروهى از تركان را فرستاد و آنها شبانه به خانه آن حضرت هجوم بردند و چيزى در آن نيافتند و ديدند كه وى در خانه‏ اى در بسته است و ردايى از پشم بر تن روى شنها و ريگ ها نشسته، روى دلش به سوى خدا رو به قبله قرآن تلاوت مى‏ كند، آن گروه، با همان حال او را نزد متوكّل بردند، و به متوكّل گفتند: ما در خانه او چيزى نيافتيم و ديديم كه او رو به قبله نشسته و قرآن مى ‏خواند، متوكّل كه در مجلس شراب نشسته بود آن حضرت را وارد كردند در حالى كه كاسه

موضوع برکة السباع و رسوایی دشمنان امام هادی علیه السلام

درباره : امام علی النقی (هادی) علیه السلام منبع : الخرائج و الجرائح‏ ج 1 ص 460 ، إثبات الهداة، ج 5، ص 236؛ بحار الانوار ج 50 ص 149، جلاء العیون ص 987 ،منتهی الامال ص 1854

قطب راوندی می نویسد  ابو هاشم جعفرى مى‏ گويد: در زمان متوكل، زنى ادعا كرد كه زينب دختر فاطمه سلام الله علیها دخت گرامى رسول خدا  صلى الله عليه وآله وسلم مى ‏باشد. متوكل به او گفت: تو زن جوانى هستى، در حالى كه چندين سال از وفات رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم مى‏ گذرد. آن زن گفت: رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم دستش را به سرم كشيد و از خدا خواست كه در هر چهل سال، دوباره جوانى را به من برگرداند. و من تا به حال، خودم را به مردم معرّفى نكرده بودم تا اينكه الآن نيازمند شدم و اظهار كردم! متوكل، فرزندان كهنسال ابو طالب، عباس و قريش را جمع كرد و جريان را به آنها گفت.

برخى از آنان روايت نمودند كه زينب، دختر فاطمه سلام الله علیها در فلان سال فوت كرده است. متوكل به زن گفت: در مورد اين روايت چه مى

وفات حضرت ام کلثوم سلام الله علیها

درباره : حضرت ام کلثوم سلام الله علیها منبع : پژوهشی نو در بازشناسی مقتل سیدالشهدا مستند به کتب معتبردسته اول تاریخی

در خصوص زندگانی حضرت ام کلثوم بین مورخین اختلاف نظر وجود دارد بطوریکه درصفحات 68 منتخب التّواریخ، 308 مقتل مقرّم، 587 تحقیق در باره اوّل اربعین و 524  قمقام به نقل از وسائل الشیعه شیخ حُرّ عاملی حدیثی ذکر شده که نشانگر آن است امّ کلثوم احتمالاً در زمان حیات امام حسین عليه السّلام از دنیا رفته است چنانچه در صفحه 340 جلد هشت الطَّبَقاتُ الْکُبْری به این موضوع اشاره شده. در صفحه 49 جلد دوم مقتل جامع نیز با اشاره به احادیث فوق به نقل از تاریخ موالید الأئمه نوشته شده است منظور ام کلثومی که مادرش حضرت زهرا(س) بوده است نیست بلکه یکی دیگر از دختران امیرالمؤمنین علی عليه السّلام است. آیت الله قاضی نیز با انجام تحقیقات نسبتاً

خلقت حضرت فاطمه سلام الله علیها

درباره : حضرت زهرا سلام الله علیها منبع : معانی الاخبار ص 315

شيخ صدوق در كتاب معانى الاخبار از رسول خدا صلی الله علیه وآلۀ وسلم روايت كرده: نور فاطمه سلام الله علیها قبل از اينكه زمين و آسمان خلق شوند آفريده شد. بعضى از مردم گفتند: اى رسول خدا! پس او از جنس بشر نيست؟ پيامبر فرمود: فاطمه سلام الله علیها  حوريّه‏ اى در لباس انسان است. گفتند: اى رسول خدا! چگونه امكان دارد كه كسى حوريّه و در عين حال انسان باشد؟  فرمود: خداوند متعال قبل از اينكه حضرت آدم را بيافريند؛ فاطمه را در آن هنگامى كه ارواح مخلوقات را خلق مى‏ كرد، از نور خود آفريد، پس هنگامى كه آدم را آفريد، فاطمه سلام الله علیها را به او نشان داد.

گفته شد: اى رسول خدا! فاطمه سلام الله علیها  در آن زمان كجا بود؟ فرمود: نور او در حفره‏ اى زير ساق عرش قرار داشت.

پیشگوئی پیامبر از ظلم هائی که به حضرت زهرا سلام الله علیها می شود

درباره : حضرت زهرا سلام الله علیها منبع : ( امالی شیخ صدوق ؛ مجلس بیست و چهارم ص 113؛بحارالانوار ج 43 ص 173

شیخ صدوق به نقل از ابن عباس می نویسد روزی پیامبر در مسجد نشسته بود و در شأن و جایگاه اهل بیت در روز قیامت خبر می داد و آنگاه که به دخترش حضرت زهرا سلام الله علیها رسید فرمود: وَ أَمَّا ابْنَتِي فَاطِمَةُ فَإِنَّهَا سَيِّدَةُ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ مِنَ الْأَوَّلِينَ وَ الْآخِرِينَ؛ و اما دخترم فاطمه كه بانوى زنان جهانيان است از اولين و آخرين وَ هِيَ بَضْعَةٌ مِنِّي و پاره تن منست وَ هِيَ نُورُ عَيْنِي و نور ديده منست؛ وَ هِيَ ثَمَرَةُ فُؤَادِي، و ميوه دل منست وَ هِيَ رُوحِيَ الَّتِي بَيْنَ جَنْبَيَّ؛ و روح منست كه درون منست؛ وَ هِيَ الْحَوْرَاءُ الْإِنْسِيَّةُ؛ و حوراء انسيه است؛ قَامَتْ فِي مِحْرَابِهَا بَيْنَ يَدَيْ رَبِّهَا جَلَّ جَلَالُهُ ظَهَرَ نُورُهَا لِمَلَائِكَةِ السَّمَاءِ كَمَا يَظْهَرُ نُورُ الْكَوَاكِبِ لِأَهْلِ الْأَرْضِ؛ هر وقت در محراب خود برابر

خنده و گریه ی حضرت زهرا(سلام الله علیها ) و رفتن به بیت الأحزان

درباره : حضرت زهرا سلام الله علیها منبع : مناقب ابن شهر آشوب، ج 3 ص 361؛ بحار الانوار ج 43 ص 182 ، امالى طوسى، ج 1 ص 191 و ( كتاب خصال، ج 1 ص 272 و 273 )

ابن شهرآشوب در مناقب آل ابیطالب به نقل از أَحْمَدَ بْنِ حَنْبَلٍ می نویسد: پیامبر صلى الله عليه وآله وسلم در بیماری که منجر به وفاتشان گردید فاطمه سلام الله علیها را خواست و کلامی را به صورت پنهانی به وی فرمود که به واسطه آن فاطمه سلام الله علیها گریست. دَعَا فَاطِمَةَ فِي شَكْوَاهُ الَّذِي قُبِضَ فِيهِ فَسَارَّهَا بِشَيْ‏ءٍ فَبَكَتْ ثُمَّ دَعَاهَا فَسَارَّهَا فَضَحِكَتْ. سپس دوباره او را خواند و کلام پنهانی دیگری به وی فرمود که این بار فاطمه سلام الله علیها به واسطه شنیدن آن خندان گردید. از ایشان علت این گریه و خنده را پرسیدم؛ فرمود: أَخْبَرَنِي النَّبِيُّ أَنَّهُ مَقْبُوضٌ فَبَكَيْتُ ثُمَّ أَخْبَرَنِي أَنِّي أَوَّلُ أَهْلِهِ لُحُوقاً بِهِ فَضَحِكْتُ‏  پیامبر صلى الله عليه وآله وسلم به من خبر وفات خود را داد که مرا گریان کرد سپس مرا خبر داد که اولین کسی که از خانواده به وی ملحق می شود من هستم که این مرا شاد گرداند.

وقایع بعد از دفن حضرت زهرا سلام الله علیها

درباره : حضرت زهرا سلام الله علیها منبع : بحار الانوار ج 43 ص 170و 171 به نقل از کتاب دلائل الامامیه

 ابو جعفر طبرى امامى در کتاب دلائل الامامیه از امام صادق عليه السّلام روايت كرده است: حضرت فاطمه سلام الله علیها روز سه شنبه، سوم ماه جمادى الثانى سال يازدهم هجرى از دنيا رحلت نمود. علّت وفات آن حضرت همان ضربه‏ اى بود كه قنفذ غلام عمر به امر او وارد كرده بود. حضرت زهرا به علت آن ضربه محسن را سقط نمود و بدين جهت به شدّت بيمار شد و اجازه نداد احدى از آن افرادى كه وى را اذيت كرده بودند نزد او وارد شوند. 
محمّد بن همام مى ‏گويد: روايت شده: حضرت فاطمه سلام الله علیها در روز بيستم ماه جمادى الآخر از دنيا رحلت نمود. عمر مباركش هجده سال و هشتاد و پنج روز بود. حضرت على عليه السّلام آن بانو را غسل داد. به هنگام غسل دادن وى غير از حضرت على عليه السّلام حسنين عليهما السّلام،

لحظات شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها

درباره : حضرت زهرا سلام الله علیها منبع : کشف الغمه ج 1 ص 501 ؛ مقتل الحسین خوارزمی، ج 1 ص 84 ؛بحار الانوار ج 43 ص 185 و214؛ روضة الواعظين، ج‏1، ص150-151

خوارزمی از ابن عباس روایت کرده است زمانی که رحلت فاطمهسلام الله علیها نزدیک شد به هیچ وجه اندوهگین به نظر نمی رسید، در روز شهادتش دست امام حسن عليه السّلام و امام حسین عليه السّلام را گرفت و به سوی قبر پیامبر برد ، سپس ایستاد و دو رکعت نماز میان قبر و منبر پیامبر خواند ، سپس آن دو را در آغوش کشید و فرمود: فرزندانم ساعتی در نزد پدرتان در مسجد بمانید و خود به خانه بازگشت، سپس با باقی مانده حنوط پیامبر که جبریل آن را آورده بود غسل نمود و با مابقی کفن پیامبر را بر تن پوشید؛ بعد از آن اسماء را صدا زد و فرمود : بعد از ساعتی، مرا صدا بزن. اگر جواب دادم که هیچ، و الا بدان که من به پدرم ملحق گشته ام.سپس برخواست و دو رکعت نمازخواند (بنا برنقلی حضرت درحال سجده نماز رحلت کردند)