امروز : سه شنبه, 22 آبان 1397 - ٤ ربیع الاول ۱٤٤۰
خانه :: مقتل


در فضایل و شخصیت حضرت معصومه سلام الله علیها

درباره : حضرت معصومه سلام الله علیها منبع : وسایل الشیعه، ج ۲۱، ص ۳۹۰؛ ارشاد مفید، ج ۱، ص ۳۵۵؛ تذکرة الخواص، ص ۳۱۵؛ تاریخ قم، ص ۲۱۴

آغاز ماه ذیقعده برای حضرت کاظم و حضرت رضاعلیه السلام و دودمان نبوت، پیام آور شادی و پایان یک انتظار طولانی است. زیرا حضرت نجمه علیهاسلام فرزندی جز حضرت رضا علیه السلام  نداشت. مدتها پس از ایشان صاحب فرزندی نشد (حضرت رضاعلیه السلام در سال ۱۴۸ ه.ق و حضرت معصومه سلام الله علیها در سال ۱۷۳، یعنی با ۲۵ سال فاصله متولد گردید) امام صادقعلیه السلام نیز به ولادت چنین بانویی بشارت داده بود.روزی که حضرت معصومه سلام الله علیها دیده به جهان گشود، برای حضرت نجمه سلام الله علیها و حضرت رضا علیه السلام  و پدر بزرگوارشان، روز شادی و سرور وصف ‏ناپذیری بود چرا که دختری از آسمان ولایت و امامت، طلوع کرده بود که قلب ها را جلا می‏داد و چشم ها را روشن می‏کرد و کانون مقدس اهل بیت علیه السلام را گرم می‏نمود.

آتش زدن خانۀ امام صادق علیه السلام؛ به درک واصل شدن حاکم مدینه با دعای امام

درباره : امام جعفر صادق علیه السلام منبع : مرحوم کلینی اصول کافی ج1 ص 473 ؛ محمد صفار بصائر الدرجات ج 4 ص 46 ،علامه مجلسی بحار الانوار ج 47 ص 66

مرحوم کلینی مینویسد منصور ملعون به حسن بن زید والی مدینه نامه فرستاد که : خانۀ جعفر بن محمدعلیه السلام را آتش بزن، او نیز به درون خانه حضرت قطعه ای آتش  انداخت  و درب خانه و دالان آن آتش گرفت، امام صادقعلیه السلام بر روی آتش راه می رفت و با گام های خود  آتش را خاموش می کرد و میفرمود: من فرزند ابراهیم خلیل الرحمان هستم.« اصول کافی ج1 ص 473 »

تذکر مهم : دو واقعه آتش زدن خانه امام صادق و احضار آن حضرت توسط منصور دوانیقی  با واسطۀ ابن ربیع؛ هیچ ارتباطی با موضوع شهادت امام صادق ندارد و مدتها قبل از شهادت این جنایات رخ داده است

توسل امام صادق علیه السلام به دعای سیدالشهدا برای رهایی از مکر منصور

درباره : امام جعفر صادق علیه السلام منبع : الارشاد شیخ مفید ج 2 ص 183

بسیارى از محدّثین و مورّخین آورده اند، كه ربیع بن یونس از طرف منصور عبّاسى استاندار شهر مدینه بود؛ پسر ربیع كه فضل نام دارد حكایت كند: منصور خلیفه عبّاسى - در سال 147 - پس از مراسم حجّ وارد مدینه منوّره شد و به پدرم، ربیع گفت: هر چه زودتر جعفر بن محمّد علیه السلام احضار كن، مى خواهم او را به قتل برسانم . حضرت را نزد منصور لعین بردند ؛ هنگامى كه حضرت بر منصور وارد شد، منصور با حالت تندى و درشتى با وى سخن گفت؛ و سپس حضرت را مورد خطاب و سرزنش قرار داد و اظهار داشت: دشمنان و مخالفین ما در عراق تو را به عنوان امام و رهبر خود برگزیده اند، خدا مرا هلاك كند اگر تو را نكشم و از بین نبرم .

کرامات و معجزات امام صادق علیه السلام

درباره : امام جعفر صادق علیه السلام منبع : جلا العیون علامه مجلسی به نقل از : شیخ صدوق، عيون أخبار الرضا ج 1 ص 273. ؛ ابن شهر آشوب، مناقب آل ابیطالب ج 4 ص 252.

در روايات معتبره ذکر شده است كه ابو العبّاس سفّاح ( اوّل خلیفۀ بنى عبّاس ) حضرت امام جعفر صادق علیه السلام را از مدينه به عراق طلبيد، و بعد از مشاهده معجزات بسيار و مكارم اخلاق از آن امام عالى ‏مقدار نتوانست اذيّتى به آن حضرت برساند و ایشان را به مدینه بازگرداند. بعد از مدتی  منصور دوانقى برادر ابو العبّاس سفّاح خلافت را غصب كرد و مطلع شد تعداد شيعيان آن حضرت بسیار زیاد و بیش از انتظار اوست ، لذا منصور نیز امام علیه السلام را به عراق طلبيد و بیش از پنج مرتبه  ارادۀ  قتل آن امام مظلوم علیه السلام را نمود، و در هر مرتبه معجزۀ بزرگی مشاهده میکرد و به ناچار از تصمیم خود برگشته و امام به مدینه باز می گشت.  ابن بابويه و ابن شهر آشوب و ديگران روايت

آخرین سخنان و وصیت های پیامبر به علی (ع) و حضرت زهرا (س)

درباره : پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله منبع : شیخ مفید الأرشاد فی معرفة حجج الله ج1 ص 184؛ مجلسی بحار الانوار ج 22ص 479

یا فاطمه تو اولین کسی هستی که به من ملحق می شوی: پیامبر صل الله علیه وآله وسلم در آخرین روز های عمر مبارکش رو به على علیه السلام كرده فرمود: اى برادر آيا وصيت مرا مى‏ پذيرى و به وعده من وفا مى ‏كنى و قرض مرا ادا مى ‏سازى و امور بازماندگانم را اداره مى ‏نمائى؛ على علیه السلام عرض كرد آرى فرمان تو را از دل و جان مى پذيرم و آن را اجرا مى ‏كنم. پيغمبرصل الله علیه وآله وسلم فرمود: نزديك بيا چون پيش رفت على علیه السلام را به سينه چسبانيد و انگشترى خود را از انگشت مباركش بيرون آورده فرمود: اين انگشترى را در انگشت كن؛ سپس شمشير و زره و تمام سلاح هاى جنگى خود و پارچه را كه در هنگام پيكار به شكم مى ‏بسته و لباس جنگ مى‏ پوشيده و بكار زار مي رفته حاضر كرده همه را به على علیه السلام تسليم نمود فرمود به نام خدا به منزل خود برو.

توهین عمر به پیامبر (ص) و ممانعت از اجرای دستور ایشان

درباره : پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله منبع : شیخ مفید الأرشاد فی معرفة حجج الله ج1 ص 183؛ مجلسی بحار الانوار ج 22ص 478

وقتی رسول خدا صل الله علیه وآله وسلم  كه دانست ابوبکر و عمر از دستور ایشان تمرد كرده و به لشکر اسامه ملحق نشده اند ؛ برای  بار سوم آنها را به همراهى با لشکراسامه دعوت كرد و از رنج بسيارى كه ديده و اندوه فراوانى كه به حضرتش رسيده بی حال گرديد و ساعتى بدين حال به سر برد؛ مسلمانان گريستند و صداى گريه زنان و فرزندان و زنان مسلمان و همه حاضران بلند شد. وقتی حال رسول خدا صل الله علیه وآله وسلم  کمی بهتر شد نگاهى به مردم كرده فرمودند: دوات و شانه گوسفندى حاضر كنيد تا مطلبى را بنويسم كه پس از آن؛ هیچ گاه گمراه نشويد و در همان دم از شدت ضعف و بیماری دوباره بی حال شده و افتادند.

جلو گیری پیامبر از برپایی نماز جماعت توسط ابوبکر در آخرین روزهای عمر

درباره : پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله منبع : الأرشاد فی معرفة حجج الله ج1 ص 181؛ بحار الانوار ج 22ص 467

سر پیچی ابوبکر و عمر از دستور پیامبر مبنی بر پیوستن به لشکر اسامه و ممانعت پیامبر از اقامه نماز جماعت توسط ابوبکر: پیامبر اکرم صل الله علیه وآله وسلم در روزهای پایانی عمر مبارک خویش  سعى زیادی در پیوستن سران مهاجر و انصار ( علی الخصوص به ابو بکر و عمر؛ زیرا می دانست آنان مانع اجرای اوامر الهی در جانشینی علی خواهند شد) به لشکر اسامه و خروج آنان از مدینه داشت تا با لشكريان خود بيرون رفته و در جرف كه نزديك مدينه بود منزل نمايد و مردم را وادار كرد تا همراه او حركت كنند و آنان را از باقى ماندن و كندى كردن از انجام وظيفه بيم ميداد. 

بعد از چند روز در حالیکه سر مبارك را بسته؛ على علیه السلام طرف راست آن حضرت و فضل بن عباس طرف چپ آن حضرت را گرفته

فریاد و نوحه گری مرغابیان در شب ضربت خوردن حضرت علی علیه السلام

درباره : حضرت علی علیه السلام منبع : شیخ مفید الرشاد فی معرفة حجج الله ج1 ص 17 ؛ مجلسی بحار الانوار ج 42 ص 226

شیخ مفید مینویسد على علیه السلام در شب شهادتش بيدار بود و مكرر از اطاق خود بيرون مى ‏آمد و بطرف آسمان متوجه ميشد و مي فرمود سوگند بخدا تا بحال دروغ نگفته‏ ام و دروغ هم بمن اطلاع نداده ‏اند امشب همان شبى است كه بايد به وصال محبوب نائل گردم آنگاه به خوابگاه خود برگشت. چون بامداد دميد كمربند خود را بربست و ميفرمود:
                                  كمر بـنـد از بهر مــرگ اى امير             كه مــرگ آيـد اكنون بديــدار تو
                                  مكن خوف از مرگ و آماده باش             چو مرگ آيد اى جان خريدار تو

زندگانی و وفات حضرت خدیجه سلام الله علیها

درباره : حضرت خدیجه سلام الله علیها منبع : تذكره الخواص، كشف الغمه، اعلام الوري؛

مقام و منزلت حضرت خديجه كبري سلام الله علیها: حضرت خدیجه سلام الله علیها پانزده سال پیش از عام الفیل در مکه، در خانواده ای بزرگ و ارجمند به دنیا آمد. در دوران جوانی که با تشکیل کاروان های تجاری به کسب درآمد پرداخت. درخشان ترین صحنه زندگی او پیش از بعثت رسول خدا صل الله علیه وآله وسلم مربوط به زمانی است که با وجود مکنت و ثروت، هرگز در جامعه فاسد آن روزگار، خود را به دست امواج سهمگین جاهلیت نسپرد و به درجه ای از کمال و پاکی رسید که به «طاهره» ملقب گشت. افزون بر این لقب، به برخی دیگر از القاب او می توان اشاره کرد از جمله: «مبارکه»، «سیده نسوان»، «کبری» به معنی ارجمند و والامقام که پیامبرصل الله علیه وآله وسلم این لقب را پس از

وقایع تغسیل؛ تشییع و تدفین امام کاظم علیه السلام

درباره : امام موسی کاظم علیه السلام منبع : ارشاد ج 2 ص302، کمال الدین ج 1 ص 37؛ الغیبة شیخ طوسی ص 31 ؛ عیون اخبار الرضا ج1 ص 91؛ بحار الانوار ج48 ص 234

روایت اول : شیخ مفید مینویسد: مأموريت سندى آن بود كه حضرت ابو الحسن امام کاظم عليه السّلام را بوسيله زهر، شهيد نمايد او هم حسب الامر زهرى در طعام ريخته و يا خرما را به زهر آلوده كرده به حضرت خورانيد امام عليه السّلام از آن تناول نمود و سه روز پس از آنكه از شدت زهر، تب كرده بود بيش زنده نماند و جهانى را بر شهادت خود سوگوار ساخت و دنيا را به شكمخوارگان گرگ سيرت خوك طبيعت سپرد و خود پس از سه روز شهيد شد.
هنگامى كه امام کاظم عليه السّلام دار فانى را وداع گفت سندى علما و بزرگان شهر را كه از جمله هيثم بن عدى و ديگران بودند به خانه خود و در محلى كه بدن پاك يادگار زهرا به زهر جفا شهيد و آزرده گرديده دعوت كرد و به آنان دستور داد ببينند كه ابو الحسن عليه السّلام به اجل خود