امروز : پنجشنبه, 24 آبان 1397 - ٦ ربیع الاول ۱٤٤۰
خانه :: مقتل


پیشگوئی امام عسگری از شهادتش و وقایع بعد از آن

درباره : امام حسن عسگری علیه السلام منبع : کمال الدین ج 1 ص 150؛ بحار الأنوار،ج‏50،ص:333؛ و جلاءالعیون علامه مجلسی

ابو الحسن على بن محمّد بن حباب گفت: أبو الأديان نقل كرد كه من خدمتكار حضرت امام حسن عسكرى عليه السّلام بودم و نامه‏ هايش را به شهرها مى‏ بردم روزى در همان بيمارى كه منتهى به شهادتش شد خدمتش رسيدم چند نامه نوشت و فرمود اين‏ نامه ‏ها را به مدائن مي برى مسافرتت پانزده روز طول مي كشد روز پانزدهم وارد سامرا خواهى شد از خانه من صداى ناله و گريه خواهى شنيد و مرا روى تخته ای براى غسل دادن گذاشته ‏اند.

أبو الأديان گفت: عرض كردم آقا پس در صورتى كه چنين اتفاقى بيافتد امام ما كيست؟ فرمود: كسى كه جواب نامه ‏هاى مرا از تو بخواهد او جانشين من است. عرض كردم باز هم توضيح بفرمائيد. فرمود: هر كس بر من نماز بخواند امام پس از من خواهد بود. باز تقاضا نمودم

کمک خواهی حضرت زهرا از انصار و مهاجرین

درباره : حضرت زهرا سلام الله علیها منبع : الاختصاص شیخ مفید ص 184 ؛ بحار الأنوار ج 29 ص 190

بعد از آنکه حضرت زهرا سلام الله علیها با ابوبکر بر سر بازپس گیری فدک احتجاج نمود و با وجود ادلۀ قرآنی و شهادت ام ایمن و حضرت علی عليه السّلام مبنی بر بخشش فدک توسط پیامبرصلى الله عليه وآله وسلم به حضرت زهراسلام الله علیها؛ عمر مانع از باز گرداندن فدک به حضرت شد؛ شیخ مفید به نقل از امام صادق عليه السّلام می نویسد؛ ثُمَّ خَرَجَتْ وَ حَمَلَهَا عَلِيٌّ عَلَى أَتَانٍ عَلَيْهِ كِسَاءٌ لَهُ خَمْلٌ فَدَارَ بِهَا أَرْبَعِينَ صَبَاحاً فِي بُيُوتِ الْمُهَاجِرِينَ وَ الْأَنْصَارِ وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ عليه السّلام مَعَهَا سپس فاطمه سلام الله علیها از نزد ابوبکر بیرون رفت آنگاه فاطمه در حالیکه حسن عليه السّلام و حسین عليه السّلام همراه او بودند  چهل بامداد هر روز به در خانه های انصار و مهاجرین می رفتند و آن حضرت به مردم میفرمود: وَ هِيَ تَقُولُ يَا مَعْشَرَ الْمُهَاجِرِينَ وَ الْأَنْصَارِ انْصُرُوا اللَّهَ فَإِنِّي ابْنَةُ نَبِيِّكُمْ وَ قَدْ بَايَعْتُمْ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وآله وسلم يَوْمَ بَايَعْتُمُوهُ أَنْ تَمْنَعُوهُ وَ ذُرِّيَّتَهُ مِمَّا

متن عربی و ترجمه خطبۀ فدک حضرت زهرا سلام الله علیها

درباره : حضرت زهرا سلام الله علیها منبع : خطبه فدکیه

در روایات آمده است هنگامى که خبر غصب فدک به حضرت صدیقه کبری رسید، لباس به تن کرده و چادر بر سر نهاد، و با گروهى از زنان فامیل و خدمتکاران خود بسوى مسجد روانه شد، در حالیکه راه رفتن او همانند راه رفتن پیامبر خدا بود، به مسجد پیامبر (ص) در آمد.

سپس لحظه‏ اى سکوت کرد تا همهمه مردم خاموش و گریه آنان ساکت شد و جوش و خروش ایشان آرام یافت، آن گاه کلامش را با حمد و ثناى الهى آغاز فرمود و درود بر رسول خدا فرستاد، در اینجا دوباره صداى گریه مردم برخاست، وقتى سکوت برقرار شد، کلام خویش را دنبال کرد و فرمود: حمد و سپاس خداى را برآنچه ارزانى داشت، و شکر او را در آنچه الهام فرمود، و ثنا و شکر بر او بر آنچه پیش فرستاد، از

شهادت حضرت قاسم علیه السلام به روایت کتب مختلف تاریخی

درباره : حضرت قاسم بن الحسن علیه السلام منبع : ارشاد، اخبار الطوال، تاریخ طبری، روضة الواعظین، مقتل خوارزمی، اعلام الوری، لهوف، مثیر الاحزان ؛ تذکرة الخواص، بحار الانوار، جلاءالعیون، نفس المهموم، منتهی الامال، مقتل مقرم

الأرشاد شیخ مفید( از علمای قرن پنجم هجری):

حميد بن مسلم گويد: در اين گيرودار بوديم كه ديدم پسركى بسوى ما آمد كه رويش همانند پاره ماه بود و در دستش شمشيرى بود، و پيراهنى بتن داشت و ازار و نعلينى داشت كه بند يكى از آن دو نعلين پاره شده بود، عمر بن سعد بن نفيل ازدى گفت: بخدا من باين پسر حمله خواهم كرد: گفتم سبحان اللَّه تو از اين كار چه بهره خواهى برد (و از جان اين پسر بچه چه ميخواهى) او را بحال خود واگذار اين مردم سنگدل كه هيچ كس از اينان باقى نگذارند كار او را نيز خواهند ساخت؟ گفت: بخدا من بر او حمله خواهم كرد، پس حمله كرده رو بر نگردانده بود كه سر آن پسرك را چنان با شمشير بزد كه آن را از هم شكافت و آن پسر برو بزمين افتاده، فرياد زد: اى عموجان! حسين عليه السّلام

روایت کامل و جامع مبارزه و شهادت حضرت قاسم علیه السلام

درباره : حضرت قاسم بن الحسن علیه السلام منبع : پژوهشی نو در بازشناسی مقتل سیدالشهدا مستند به کتب دسته اول تاریخی

از ديگر شهداي بني هاشم قَاسِمِ بْنِ الحَسَن است. وقتي براي اذن به ميدان رفتن، خدمت امام رسيدند، هر چه كردند، امام اجازه ندادند[1]و دست به‌گردن قاسم انداختند و هر دو شروع به گريه كردند، تا جايي‌كه نوشته‌اند: حَتَّى غُشِيَ عَلَيْهِمَا. یعنی غش کردنـد.[2] البته اين غش كردن در اکثرکتب قـدیمی و دسته اوّل تاریخ همچون أمالی صدوق، لهوف، الفُتوح،  أمالی مفید، ارشاد، مقاتل الطالبیین، تَذکرةُالخَواص، مُثیرُالأحْزان، الاخبارالطِوال، روضة الواعظین، کامل‌ابن‌اثیر، اعلام الوری، مناقب‌الطاهرین، مُروُجُ الذَّهَب، اثباتالوصیة و ... نیست. بعضی از کتب امروزی همچون قمقام، ناسخ التّواریخ، مقتل جامع و مقتل مقرّم  نیز به تبعیّت از این بزرگان، غش کردن را نیاورده‌اند. این موضوع

روایت کامل و جامع مبارزه و شهادت حضرت علی اکبر علیه السلام

درباره : حضرت علی اکبر علیه السلام منبع : پژوهشی نو در بازشناسی مقتل سیدالشهدا مستند به کتب دسته اول تاریخی

نخستین كسي[1]كه از بني هاشم خدمت امام عليه السّلام رسيد و اذن ميدان گرفتند حضرت علي اكبر بودند، از این‌رو در زيارت ناحیه مقدّسه مي‌خوانيم: اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَا اَوَّلَ قَتِيلٍ مِنْ نَسْلِ خَيرٍ سَليِلٍ. امام عليه السّلام بی‌درنگ اجازه دادند و حضرت علي اكبر راهي ميدان جنگ شدند؛ امّا  نگاه مأيوسانه‌اي به او‌كردند؛ در دل امام غوغايي بود، از این‌رو وقتي مي‌رفتند امام فرمودند: اللَّهُمَّ! اشْهَدْ فَقَدْ بَرَزَ إِلَيْهِمْ غُلَامٌ أَشْبَهُ النَّاسِ خَلْقاً وَ خُلُقاً وَ مَنْطِقاً بِرَسُولِكَ ! وَ كُنَّا إِذَا اشْتَقْنَا إِلَى نَبِيِّكَ نَظَرْنَا إِلَيْهِ؛ خدايا! تو شاهد باش كه جواني براي جنگ به سوي اين قوم رفت كه از نظر شمايل، اخلاق و گفتار شبيه‌ترين مردم به پيغمبر صلی الله علیه وآلۀ وسلم تو بود! ما هر وقت مشتاق زيارت پيغمبر صلی الله علیه وآلۀ وسلم مي‌شديم به اين جوان

ورود کاروان سیدالشهدا علیه السلام به کربلا در گزارشهای کتب مختلف تاریخی

درباره : روایت های خروج از مدینه تا شب عاشورا منبع : لهوف؛ ارشاد ، اعلام الوری ، روضة الواعظین ؛ کشف الغمه ؛ اخبار الطوال

 لهوف سید بن طاوس : قَالَ: ثُمَّ إِنَّ الْحُسَيْنَ ع قَامَ وَ رَكِبَ وَ سَارَ وَ كُلَّمَا أَرَادَ الْمَسِيرَ يَمْنَعُونَهُ تَارَةً وَ يُسَايِرُونَهُ أُخْرَى حَتَّى بَلَغَ كَرْبَلَاءَ وَ كَانَ ذَلِكَ فِي الْيَوْمِ الثَّانِي مِنَ الْمُحَرَّمِ فَلَمَّا وَصَلَهَا قَالَ مَا اسْمُ هَذِهِ الْأَرْضِ فَقِيلَ كَرْبَلَاءُ .  سپس حسين عليه السّلام برخاست و برنشست، حركت كرد و حرّ و لشكرش گاهى مانع از حركت شده، و گاهى نيز با وى حركت مى ‏كردند تا امام به كربلاء رسيد و اين روزدوم محرّم بود، پرسيد: «اين زمين را چه نام است». گفته شد: كربلاء.

فَقَالَ‏ ع اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنَ الْكَرْبِ وَ الْبَلَاءِ ثُمَّ قَالَ هَذَا مَوْضِعُ كَرْبٍ وَ بَلَاءٍ انْزِلُوا هَاهُنَا مَحَطُّ رِحَالِنَا وَ مَسْفَكُ دِمَائِنَا وَ هُنَا مَحَلُّ قُبُورِنَا بِهَذَا حَدَّثَنِي جَدِّي رَسُولُ اللَّهِ امام عليه السّلام فرمود: «فرود آييد، به خدا كه اين جا جاى فرود آمدن و ريختن خونهاى ماست، و اينجا جايگاه قبور

ورود کاروان سیدالشهدا علیه السلام به کربلا

درباره : روایت های خروج از مدینه تا شب عاشورا منبع : پژوهشی نو در بازشناسی مقتل سیدالشهدا مستند به کتب دسته اول تاریخی

سیّد الشهداء در صبـح روز دوّم مُحـرّم به سرزمینی به نام نينـوا رسیدند. از نینوا به سمت کربلا حرکت کردند. در نینوا[1] پیکی از جانب ابن‌زياد رسید که آن ملعون طی نامه ای دستور داده بود چون نامه من به تو رسید، کار را بر حسین سخت بگیر و او را در بیابانی بی‌آب و علف فرود آور. حُرّ نامه را براي امام علیه السلام خواند و حضرت فرمودند بگذار به قریه‌های مجاور که آب هست برویم. حُرّ گفت من نمي‌توانم از این دستور سرپيچي كنم، زیرا ابن‌زياد براي من جاسوسانی گمارده تا كارهاي مرا به او گزارش كنند. البته در کتب لهوف، الاخبارالطِوال، قمقام، مقتل مقرّم، مقتل امام حسین و مقتل جامع تصریح شده حُرّ مجدداً اجازه داد تا کمی حرکت کردند و به کربلا رسیدند. در اين لحظه زُهَيْرُ

آرزوی انتقام امام جواد(ع) از قاتلین مادرش حضرت زهرا(س)

درباره : امام محمد تقی(جواد) علیه السلام منبع : إثبات الوصیة: 184. بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج‏50، 59 ، عیون المعجزات 108؛ بحار الأنوار، المجلسی، ج‏50، 15

آرزوی انتقام امام جواد علیه السلام از قاتلین مادرش حضرت زهرا(س) : زكریا بن آدم مى‏ گوید: خدمت‏ح ضرت رضا علیه السلام نشسته ‏بودم كه امام جوادعلیه السلام را پیش او آوردند. پس آن حضرت از چهار سال كمتر بود. حضرت جوادعلیه السلام دست هایش را بر زمین نهاد، سرش را به طرف آسمان ‏بلند كرد و در فكرى عمیق فرو رفت. امام رضاعلیه السلام فرمود: جانم ‏فدایت چرا در فكرى؟ امام جوادعلیه السلام فرمود: به آن چه درباره مادرم ‏زهرا(علیها السلام) انجام شد، مى ‏اندیشم. به خدا سوگند، حق قاتلانش آن است كه ‏اگر دستم به آن ها برسد، آنان را سوزانده، تكه تكه كنم و ریش ه‏شان را بر كنم. در این هنگام، امام رضاعلیه السلام او را در آغوش ‏كشید، میان دو چشمش را بوسید و فرمود: پدر و مادرم فدایت، به‏ راستى كه تو لایق امامت‏ شیعه هستى.

وصیت های امام جواد علیه السلام

درباره : امام محمد تقی(جواد) علیه السلام منبع : الکافی ج 1 ص 324؛ بحار الانوار ج 50 ص 124

اعلام الورى و ارشاد- از كلينى نقل ميكند كه خيرانى از پدر خود چنين نقل كرد كه گفت من ملازم خانه حضرت جواد عليه السّلام بودم بواسطه مأموريتى كه داشتم احمد بن عيسى اشعرى سحرگاه هر شب مى‏ آمد تا از بيمارى حضرت جوادعليه السّلام اطلاعاتى به دست آورد. هر وقت پيك واسطه بين حضرت جوادعليه السّلام و پدرم مى ‏آمد احمد از جاى حركت ميكرد و پدرم با او خلوت مي نمود. پدرم گفت يك شب پيك امامعليه السّلام آمد احمد بن محمّد بن عيسى از اطاق خارج شد من با پيك خلوت كردم ولى احمد دو مرتبه برگشت و جايى ايستاد كه حرف ما را مى ‏شنيد. پيك گفت مولايت سلام مي رساند و مي فرمايد من از دنيا ميروم و امامت متعلق به فرزندم علي است، همان مقامى را كه من بعد از پدرم بر شما داشتم او پس از من بر شما خواهد داشت. پيك راه خود را گرفت و رفت.