امام حسن عسگری (ع) :: أَشَدُّ النَّاسِ اجْتِهَاداً مَنْ تَرَكَ الذُّنُوب ‏

سخت‏ كوش‏ ترين مردم كسى است كه گناهان را ترك كند

تحف العقول ص : 486

خانه :: مقتل


مبارزه و شهادت حضرت قاسم علیه السلام

درباره : حضرت قاسم علیه السلام منبع : پژوهشی نو در بازشناسی مقتل سیدالشهدا مستند به کتب دسته اول تاریخی

از ديگر شهداي بني هاشم قَاسِمِ بْنِ الحَسَن است. وقتي براي اذن به ميدان رفتن، خدمت امام رسيدند، هر چه كردند، امام اجازه ندادند[1]و دست به‌گردن قاسم انداختند و هر دو شروع به گريه كردند، تا جايي‌كه نوشته‌اند: حَتَّى غُشِيَ عَلَيْهِمَا. یعنی غش کردنـد.[2] البته اين غش كردن در اکثرکتب قـدیمی و دسته اوّل تاریخ همچون أمالی صدوق، لهوف، الفُتوح،  أمالی مفید، ارشاد، مقاتل الطالبیین، تَذکرةُالخَواص، مُثیرُالأحْزان، الاخبارالطِوال، روضة الواعظین، کامل‌ابن‌اثیر، اعلام الوری، مناقب‌الطاهرین، مُروُجُ الذَّهَب، اثباتالوصیة و ... نیست. بعضی از کتب امروزی همچون قمقام، ناسخ التّواریخ، مقتل جامع و مقتل مقرّم  نیز به تبعیّت از این بزرگان، غش کردن را نیاورده‌اند. این موضوع

شهادت حضرت علی اکبر علیه السلام به روایت کتب مختلف تاریخی

درباره : حضرت علی اکبر علیه السلام منبع : لهوف؛ ارشاد ، اعلام الوری، روضة الواعظین؛ کشف الغمه ؛ مثیر الاحزان ؛ بحار الانوار، نفس المهموم

لهوف سید بن طاوس: فَلَمَّا لَمْ يَبْقَ مَعَهُ سِوَى أَهْلِ بَيْتِهِ خَرَجَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ ع وَ كَانَ مِنْ أَصْبَحِ النَّاسِ وَجْهاً وَ أَحْسَنِهِمْ خُلُقاً فَاسْتَأْذَنَ أَبَاهُ فِي الْقِتَالِ فَأَذِنَ لَهُ ثُمَ‏ نَظَرَ إِلَيْهِ نَظَرَ آيِسٍ مِنْهُ وَ أَرْخَى ع عَيْنَهُ وَ بَكَى.  چون همه اصحاب به شهادت رسيده و جز اهل بيت امام عليه السّلام  به جاى نماندند، علىّ بن الحسين عليه السّلام كه از همه مردم زيباروى‏تر و از نظر اخلاق از همه نيكوتر بود- از پدرش كسب اجازت كرد و امام وى را رخصت داد.امام نظر نوميدانه ‏اى به فرزند افكند و چشمان مباركش فرو هشت و بگريست.

 ثُمَّ قَالَ اللَّهُمَّ اشْهَدْ فَقَدْ بَرَزَ إِلَيْهِمْ غُلَامٌ أَشْبَهُ النَّاسِ خَلْقاً وَ خُلُقاً وَ مَنْطِقاً بِرَسُولِكَ ص وَ كُنَّا إِذَا اشْتَقْنَا إِلَى نَبِيِّكَ نَظَرْنَا إِلَيْهِ. سپس فرمود: «خداوندا! گواه باش، به تحقيق جوانى به جنگ و مبارزت شتافته كه اشبه الناس از نظر خلقت و خلق و منطق به رسولت صلّى اللَّه عليه وآله و سلم مى‏ باشد. هر

مبارزه و شهادت حضرت علی اکبر علیه السلام

درباره : حضرت علی اکبر علیه السلام منبع : پژوهشی نو در بازشناسی مقتل سیدالشهدا مستند به کتب دسته اول تاریخی

نخستین كسي[1]كه از بني هاشم خدمت امام عليه السّلام رسيد و اذن ميدان گرفتند حضرت علي اكبر بودند، از این‌رو در زيارت ناحیه مقدّسه مي‌خوانيم: اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَا اَوَّلَ قَتِيلٍ مِنْ نَسْلِ خَيرٍ سَليِلٍ. امام عليه السّلام بی‌درنگ اجازه دادند و حضرت علي اكبر راهي ميدان جنگ شدند؛ امّا  نگاه مأيوسانه‌اي به او‌كردند؛ در دل امام غوغايي بود، از این‌رو وقتي مي‌رفتند امام فرمودند: اللَّهُمَّ! اشْهَدْ فَقَدْ بَرَزَ إِلَيْهِمْ غُلَامٌ أَشْبَهُ النَّاسِ خَلْقاً وَ خُلُقاً وَ مَنْطِقاً بِرَسُولِكَ ! وَ كُنَّا إِذَا اشْتَقْنَا إِلَى نَبِيِّكَ نَظَرْنَا إِلَيْهِ؛ خدايا! تو شاهد باش كه جواني براي جنگ به سوي اين قوم رفت كه از نظر شمايل، اخلاق و گفتار شبيه‌ترين مردم به پيغمبر صلی الله علیه وآلۀ وسلم تو بود! ما هر وقت مشتاق زيارت پيغمبر صلی الله علیه وآلۀ وسلم مي‌شديم به اين جوان

ورود کاروان سیدالشهدا علیه السلام به کربلا در گزارشهای کتب مختلف تاریخی

درباره : امام حسین علیه السلام منبع : لهوف؛ ارشاد ، اعلام الوری ، روضة الواعظین ؛ کشف الغمه ؛ اخبار الطوال

 لهوف سید بن طاوس : قَالَ: ثُمَّ إِنَّ الْحُسَيْنَ ع قَامَ وَ رَكِبَ وَ سَارَ وَ كُلَّمَا أَرَادَ الْمَسِيرَ يَمْنَعُونَهُ تَارَةً وَ يُسَايِرُونَهُ أُخْرَى حَتَّى بَلَغَ كَرْبَلَاءَ وَ كَانَ ذَلِكَ فِي الْيَوْمِ الثَّانِي مِنَ الْمُحَرَّمِ فَلَمَّا وَصَلَهَا قَالَ مَا اسْمُ هَذِهِ الْأَرْضِ فَقِيلَ كَرْبَلَاءُ .  سپس حسين عليه السّلام برخاست و برنشست، حركت كرد و حرّ و لشكرش گاهى مانع از حركت شده، و گاهى نيز با وى حركت مى ‏كردند تا امام به كربلاء رسيد و اين روزدوم محرّم بود، پرسيد: «اين زمين را چه نام است». گفته شد: كربلاء.

فَقَالَ‏ ع اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنَ الْكَرْبِ وَ الْبَلَاءِ ثُمَّ قَالَ هَذَا مَوْضِعُ كَرْبٍ وَ بَلَاءٍ انْزِلُوا هَاهُنَا مَحَطُّ رِحَالِنَا وَ مَسْفَكُ دِمَائِنَا وَ هُنَا مَحَلُّ قُبُورِنَا بِهَذَا حَدَّثَنِي جَدِّي رَسُولُ اللَّهِ امام عليه السّلام فرمود: «فرود آييد، به خدا كه اين جا جاى فرود آمدن و ريختن خونهاى ماست، و اينجا جايگاه قبور

ورود کاروان سیدالشهدا علیه السلام به کربلا

درباره : امام حسین علیه السلام منبع : پژوهشی نو در بازشناسی مقتل سیدالشهدا مستند به کتب دسته اول تاریخی

سیّد الشهداء در صبـح روز دوّم مُحـرّم به سرزمینی به نام نينـوا رسیدند. از نینوا به سمت کربلا حرکت کردند. در نینوا[1] پیکی از جانب ابن‌زياد رسید که آن ملعون طی نامه ای دستور داده بود چون نامه من به تو رسید، کار را بر حسین سخت بگیر و او را در بیابانی بی‌آب و علف فرود آور. حُرّ نامه را براي امام علیه السلام خواند و حضرت فرمودند بگذار به قریه‌های مجاور که آب هست برویم. حُرّ گفت من نمي‌توانم از این دستور سرپيچي كنم، زیرا ابن‌زياد براي من جاسوسانی گمارده تا كارهاي مرا به او گزارش كنند. البته در کتب لهوف، الاخبارالطِوال، قمقام، مقتل مقرّم، مقتل امام حسین و مقتل جامع تصریح شده حُرّ مجدداً اجازه داد تا کمی حرکت کردند و به کربلا رسیدند. در اين لحظه زُهَيْرُ

آرزوی انتقام امام جواد(ع) از قاتلین مادرش حضرت زهرا(س)

درباره : امام جواد علیه السلام منبع : إثبات الوصیة: 184. بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج‏50، 59 ، عیون المعجزات 108؛ بحار الأنوار، المجلسی، ج‏50، 15

آرزوی انتقام امام جواد علیه السلام از قاتلین مادرش حضرت زهرا(س) : زكریا بن آدم مى‏ گوید: خدمت‏ح ضرت رضا علیه السلام نشسته ‏بودم كه امام جوادعلیه السلام را پیش او آوردند. پس آن حضرت از چهار سال كمتر بود. حضرت جوادعلیه السلام دست هایش را بر زمین نهاد، سرش را به طرف آسمان ‏بلند كرد و در فكرى عمیق فرو رفت. امام رضاعلیه السلام فرمود: جانم ‏فدایت چرا در فكرى؟ امام جوادعلیه السلام فرمود: به آن چه درباره مادرم ‏زهرا(علیها السلام) انجام شد، مى ‏اندیشم. به خدا سوگند، حق قاتلانش آن است كه ‏اگر دستم به آن ها برسد، آنان را سوزانده، تكه تكه كنم و ریش ه‏شان را بر كنم. در این هنگام، امام رضاعلیه السلام او را در آغوش ‏كشید، میان دو چشمش را بوسید و فرمود: پدر و مادرم فدایت، به‏ راستى كه تو لایق امامت‏ شیعه هستى.

وصیت های امام جواد علیه السلام

درباره : امام جواد علیه السلام منبع : الکافی ج 1 ص 324؛ بحار الانوار ج 50 ص 124

اعلام الورى و ارشاد- از كلينى نقل ميكند كه خيرانى از پدر خود چنين نقل كرد كه گفت من ملازم خانه حضرت جواد عليه السّلام بودم بواسطه مأموريتى كه داشتم احمد بن عيسى اشعرى سحرگاه هر شب مى‏ آمد تا از بيمارى حضرت جوادعليه السّلام اطلاعاتى به دست آورد. هر وقت پيك واسطه بين حضرت جوادعليه السّلام و پدرم مى ‏آمد احمد از جاى حركت ميكرد و پدرم با او خلوت مي نمود. پدرم گفت يك شب پيك امامعليه السّلام آمد احمد بن محمّد بن عيسى از اطاق خارج شد من با پيك خلوت كردم ولى احمد دو مرتبه برگشت و جايى ايستاد كه حرف ما را مى ‏شنيد. پيك گفت مولايت سلام مي رساند و مي فرمايد من از دنيا ميروم و امامت متعلق به فرزندم علي است، همان مقامى را كه من بعد از پدرم بر شما داشتم او پس از من بر شما خواهد داشت. پيك راه خود را گرفت و رفت.

در فضایل و شخصیت حضرت معصومه سلام الله علیها

درباره : حضرت معصومه علیها سلام منبع : وسایل الشیعه، ج ۲۱، ص ۳۹۰؛ ارشاد مفید، ج ۱، ص ۳۵۵؛ تذکرة الخواص، ص ۳۱۵؛ تاریخ قم، ص ۲۱۴

آغاز ماه ذیقعده برای حضرت کاظم و حضرت رضاعلیه السلام و دودمان نبوت، پیام آور شادی و پایان یک انتظار طولانی است. زیرا حضرت نجمه علیهاسلام فرزندی جز حضرت رضا علیه السلام  نداشت. مدتها پس از ایشان صاحب فرزندی نشد (حضرت رضاعلیه السلام در سال ۱۴۸ ه.ق و حضرت معصومه سلام الله علیها در سال ۱۷۳، یعنی با ۲۵ سال فاصله متولد گردید) امام صادقعلیه السلام نیز به ولادت چنین بانویی بشارت داده بود.روزی که حضرت معصومه سلام الله علیها دیده به جهان گشود، برای حضرت نجمه سلام الله علیها و حضرت رضا علیه السلام  و پدر بزرگوارشان، روز شادی و سرور وصف ‏ناپذیری بود چرا که دختری از آسمان ولایت و امامت، طلوع کرده بود که قلب ها را جلا می‏داد و چشم ها را روشن می‏کرد و کانون مقدس اهل بیت علیه السلام را گرم می‏نمود.

آتش زدن خانۀ امام صادق علیه السلام؛ به درک واصل شدن حاکم مدینه با دعای امام

درباره : امام جعفر صادق علیه السلام منبع : مرحوم کلینی اصول کافی ج1 ص 473 ؛ محمد صفار بصائر الدرجات ج 4 ص 46 ،علامه مجلسی بحار الانوار ج 47 ص 66

مرحوم کلینی مینویسد منصور ملعون به حسن بن زید والی مدینه نامه فرستاد که : خانۀ جعفر بن محمدعلیه السلام را آتش بزن، او نیز به درون خانه حضرت قطعه ای آتش  انداخت  و درب خانه و دالان آن آتش گرفت، امام صادقعلیه السلام بر روی آتش راه می رفت و با گام های خود  آتش را خاموش می کرد و میفرمود: من فرزند ابراهیم خلیل الرحمان هستم.« اصول کافی ج1 ص 473 »

تذکر مهم : دو واقعه آتش زدن خانه امام صادق و احضار آن حضرت توسط منصور دوانیقی  با واسطۀ ابن ربیع؛ هیچ ارتباطی با موضوع شهادت امام صادق ندارد و مدتها قبل از شهادت این جنایات رخ داده است

توسل امام صادق علیه السلام به دعای سیدالشهدا برای رهایی از مکر منصور

درباره : امام جعفر صادق علیه السلام منبع : الارشاد شیخ مفید ج 2 ص 183

بسیارى از محدّثین و مورّخین آورده اند، كه ربیع بن یونس از طرف منصور عبّاسى استاندار شهر مدینه بود؛ پسر ربیع كه فضل نام دارد حكایت كند: منصور خلیفه عبّاسى - در سال 147 - پس از مراسم حجّ وارد مدینه منوّره شد و به پدرم، ربیع گفت: هر چه زودتر جعفر بن محمّد علیه السلام احضار كن، مى خواهم او را به قتل برسانم . حضرت را نزد منصور لعین بردند ؛ هنگامى كه حضرت بر منصور وارد شد، منصور با حالت تندى و درشتى با وى سخن گفت؛ و سپس حضرت را مورد خطاب و سرزنش قرار داد و اظهار داشت: دشمنان و مخالفین ما در عراق تو را به عنوان امام و رهبر خود برگزیده اند، خدا مرا هلاك كند اگر تو را نكشم و از بین نبرم .