امام حسن عسگری (ع) :: أَشَدُّ النَّاسِ اجْتِهَاداً مَنْ تَرَكَ الذُّنُوب ‏

سخت‏ كوش‏ ترين مردم كسى است كه گناهان را ترك كند

تحف العقول ص : 486

خانه :: مقتل


نماز خواندن امام زین العابدین و مکر شیطان و القاب حضرت

درباره : امام زین العابدین علیه السلام منبع : کشف الغمه ج 2 ص 620؛ علل الشرایع ص 87؛ بحارالانوار ج 46 ص 50

محدث اربلی در کشف الغمه مینویسد كه كنيه مشهورش ابو الحسن و گاهى ابو محمد و بعضى ابو بكر نيز گفته ‏اند. مي نويسد لقبش بسيار زياد بود كه با آن لقب ها ناميده مي شده از همه مشهورتر زين العابدين، سيد العابدين، زكى، امين، ذو الثفنات. كشف الغمة أَمَّا كُنْيَتُهُ ع فَالْمَشْهُورُ أَبُو الْحَسَنِ- وَ يُقَالُ أَبُو مُحَمَّدٍ وَ قِيلَ أَبُو بَكْرٍ وَ أَمَّا لَقَبُهُ فَكَانَ لَهُ أَلْقَابٌ كَثِيرَةٌ- كُلُّهَا تُطْلَقُ عَلَيْهِ أَشْهَرُهَا- زَيْنُ الْعَابِدِينَ وَ سَيِّدُ الْعَابِدِينَ وَ الزَّكِيُّ- وَ الْأَمِينُ وَ ذُو الثَّفِنَاتِ .
گفته‏ اند علت ملقب شدن به زين العابدين عليه السّلام اين بود كه شبى در محراب عبادت شيطان بصورت اژدهائى او را از نيايش باز ميداشت ولى آن جناب به او توجهى نداشت. تا اينكه خود را باو نزديك كرد و انگشت پايش را در دهان گرفت توجه نكرد گاز گرفت كه رنجيده شد ولى

پرتوی از شخصیت امام زین العابدین علیه السلام

درباره : امام زین العابدین علیه السلام منبع : الخصال ج 2 ص 517، بحار الأنوار، المجلسي ،ج‏46،ص:63

نماز و عبادت امام : شیخ صدوق در خصال مي نويسد حضرت باقر عليه السّلام فرمود على بن الحسين عليه السّلام در شبانه روز هزار ركعت نماز مي خواند همان طور كه امير المؤمنين عليه السّلام مي خواند زيرا پانصد نخله خرما داشت در كنار هر درخت دو ركعت نماز مي خواند.
هر وقت بنماز مي ايستاد رنگش تغيير ميكرد چون بنده ذليلى در مقابل پادشاه مقتدرى مي ايستاد اعضايش از خوف خدا ميلرزيد چنان نماز مي خواند مثل كسى كه آخرين نماز اوست ديگر بعد از اين عمر نمي كند تا نماز بخواند يك روز نماز مي خواند رداء از شانه ‏اش افتاد آن را درست نكرد تا نمازش تمام شد. يكى از اصحاب در مورد اين كار سؤال كرد فرمود واى بر تو ميدانى در مقابل چه كسى هستم؟ نماز بنده آنقدر قبول

وصیت های امام حسن مجتبی علیه السلام

درباره : امام حسن مجتبی علیه السلام منبع : بحار الأنوار، المجلسي ،ج‏44،ص:152

در كتاب امالى شيخ طوسى روايت ميكند كه امام حسين عليه السّلام در آن مرضى كه امام حسن از دنيا رفت نزد امام حسنعليه السّلام آمد و به آن حضرت فرمود: حال خود را چگونه مى ‏بينى؟ فرمود: خود را در اولين روز آخرت و آخرين روز دنيا مى‏ بينم. بدان كه من بر اجل خود سبقت نخواهم گرفت. بر پدر و جدم وارد ميشوم در حالى كه فراق تو و برادران تو و محبين را دوست ندارم. آنگاه فرمود استغفر اللَّه و اتوب اليه از اين سخنى كه گفتم. بلكه محبت ملاقات رسول خداصلى الله عليه وآله وسلم ، پدرم على بن ابى طالبعليه السّلام ، مادرم زهراء، حمزه و جعفر عليه السّلام را دارم. خدا جبران هر هلاك شده را ميكند و به هر مصيبتى تعزيت ميگويد و هر فوت‏ شده‏ اى را درك مي نمايد.

پیشگوئیها در مورد شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام

درباره : امام حسن مجتبی علیه السلام منبع : ( مقتل خوارزمی ص 169؛ احقاق الحق ج 27 ص 280 ، بحار الأنوار ج 44 ص 145 )

الف: پیشگویی های الهی : علامه مجلسی مینویسد در تأليفات بعضى از اصحاب از ام سلمه روايت ميكند كه گفت: يك روز پيغمبر معظم اسلام صلى الله عليه وآله وسلم نزد من آمد، امام حسن عليه السّلام و امام حسين عليه السّلام هم بدنبال آن حضرت آمدند و در دو طرف پيامبر خدا صلى الله عليه وآله وسلم نشستند. رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم امام حسن را روى زانوى راست و امام حسين عليه السّلام را روى زانوى چپ خويش نشانيد. آنگاه جبرئيل نازل شد و گفت: يا رسول اللَّه! آيا حسنين را دوست دارى؟ فرمود: چگونه ايشان را دوست نداشته باشم در صورتى كه آنان دو نوگل دنيوى و نور دو چشم من مي باشند.
جبرئيل گفت: يا نبى اللَّه! مشيت خدا بر مظلوم بودن ايشان قرار گرفته، تو بايد صبر كنى. فرمود: چه مظلوميتى؟ گفت: تقديرات امام حسن عليه

جهاد امام حسن با معاویه ؛ زخمی شدن ایشان و صلح اجباری حضرت

درباره : امام حسن مجتبی علیه السلام منبع : الارشاد ج2 ص 189؛ انساب الاشراف ج 3 ص 32؛ الفتوح ج4 ص 289؛

معاويه براى پيروز شدن بر آن حضرت عليه السّلام بسوى عراق رهسپار شد، و چون به پل شهر منبج (كه در ده فرسنگى حلب ميباشد) رسيد، امام حسن عليه السّلام نيز از اين سو جنبش كرد، و حجر بن عدى (يكى از شيعيان بزرگوار و ياران با وفاى پدرش) را بسوى فرمانداران خود (در شهرها) گسيل داشت كه ايشان را دستور كوچ دهد، و مردم را به جهاد (با دشمن) برانگيزد، پس مردمان در آغاز كندى و اهمال كردند سپس (با سختى) گردن نهاده براه افتادند، و اينان (كه با آن حضرت بودند) گروه هاى گوناگونى از مردم بودند، برخى شيعيان خود و پدرش بودند، و برخى از خوارج بودند كه اينان هدفشان تنها جنگ با معاويه بود (اگر چه علاقه نيز به امام عليه السّلام نداشتند ولى) از هر راهى ميسر

زندانی کردن امام عسکری و شهادت او

درباره : امام حسن عسکری علیه السلام منبع : الارشاد ج2 ص 334 ؛ اثباة الهدی ج 5 ص 17

زندانی کردن امام و سختگیری بر او : شیخ مفید و كلينى از محمّد بن اسماعيل بن ابراهيم بن موسى بن جعفر نقل مى‏ كند كه گفت بنى عباس با گروهى از منحرفين و مخالفين امام از قبيل صالح بن على وارد بر صالح بن وصيف زندانبان حضرت عسكرى عليه السّلام شدند موقعى كه در زندان او بسر مى ‏برد باو پيشنهاد كردند بر حسن بن على عليه السّلام سخت بگير مبادا او را راحت بگذارى صالح گفت از دست من چكار بر مى آيد دو نفر از شرورترين اشخاص را براى او تعيين كرده‏ ام اما هر دو نفر چنان روى به عبادت و نماز آورده ‏اند كه جاى تعجب است. در اين موقع دستور داد نگهبانان بيايند به آن دو گفت چرا باين شخص‏ سخت نمى ‏گيريد گفتند چه مي توانيم بگوئيم در باره شخصى كه روزها روزه

پیشگوئی امام عسگری از شهادتش و وقایع بعد از آن

درباره : امام حسن عسکری علیه السلام منبع : کمال الدین ج 1 ص 150؛ بحار الأنوار،ج‏50،ص:333؛ و جلاءالعیون علامه مجلسی

ابو الحسن على بن محمّد بن حباب گفت: أبو الأديان نقل كرد كه من خدمتكار حضرت امام حسن عسكرى عليه السّلام بودم و نامه‏ هايش را به شهرها مى‏ بردم روزى در همان بيمارى كه منتهى به شهادتش شد خدمتش رسيدم چند نامه نوشت و فرمود اين‏ نامه ‏ها را به مدائن مي برى مسافرتت پانزده روز طول مي كشد روز پانزدهم وارد سامرا خواهى شد از خانه من صداى ناله و گريه خواهى شنيد و مرا روى تخته ای براى غسل دادن گذاشته ‏اند.

أبو الأديان گفت: عرض كردم آقا پس در صورتى كه چنين اتفاقى بيافتد امام ما كيست؟ فرمود: كسى كه جواب نامه ‏هاى مرا از تو بخواهد او جانشين من است. عرض كردم باز هم توضيح بفرمائيد. فرمود: هر كس بر من نماز بخواند امام پس از من خواهد بود. باز تقاضا نمودم

کمک خواهی حضرت زهرا از انصار و مهاجرین

درباره : حضرت زهرا علیها سلام منبع : الاختصاص شیخ مفید ص 184 ؛ بحار الأنوار ج 29 ص 190

بعد از آنکه حضرت زهرا سلام الله علیها با ابوبکر بر سر بازپس گیری فدک احتجاج نمود و با وجود ادلۀ قرآنی و شهادت ام ایمن و حضرت علی عليه السّلام مبنی بر بخشش فدک توسط پیامبرصلى الله عليه وآله وسلم به حضرت زهراسلام الله علیها؛ عمر مانع از باز گرداندن فدک به حضرت شد؛ شیخ مفید به نقل از امام صادق عليه السّلام می نویسد؛ ثُمَّ خَرَجَتْ وَ حَمَلَهَا عَلِيٌّ عَلَى أَتَانٍ عَلَيْهِ كِسَاءٌ لَهُ خَمْلٌ فَدَارَ بِهَا أَرْبَعِينَ صَبَاحاً فِي بُيُوتِ الْمُهَاجِرِينَ وَ الْأَنْصَارِ وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ عليه السّلام مَعَهَا سپس فاطمه سلام الله علیها از نزد ابوبکر بیرون رفت آنگاه فاطمه در حالیکه حسن عليه السّلام و حسین عليه السّلام همراه او بودند  چهل بامداد هر روز به در خانه های انصار و مهاجرین می رفتند و آن حضرت به مردم میفرمود: وَ هِيَ تَقُولُ يَا مَعْشَرَ الْمُهَاجِرِينَ وَ الْأَنْصَارِ انْصُرُوا اللَّهَ فَإِنِّي ابْنَةُ نَبِيِّكُمْ وَ قَدْ بَايَعْتُمْ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وآله وسلم يَوْمَ بَايَعْتُمُوهُ أَنْ تَمْنَعُوهُ وَ ذُرِّيَّتَهُ مِمَّا

متن عربی و ترجمه خطبۀ فدک حضرت زهرا سلام الله علیها

درباره : حضرت زهرا علیها سلام منبع : خطبه فدکیه

در روایات آمده است هنگامى که خبر غصب فدک به حضرت صدیقه کبری رسید، لباس به تن کرده و چادر بر سر نهاد، و با گروهى از زنان فامیل و خدمتکاران خود بسوى مسجد روانه شد، در حالیکه راه رفتن او همانند راه رفتن پیامبر خدا بود، به مسجد پیامبر (ص) در آمد.

سپس لحظه‏ اى سکوت کرد تا همهمه مردم خاموش و گریه آنان ساکت شد و جوش و خروش ایشان آرام یافت، آن گاه کلامش را با حمد و ثناى الهى آغاز فرمود و درود بر رسول خدا فرستاد، در اینجا دوباره صداى گریه مردم برخاست، وقتى سکوت برقرار شد، کلام خویش را دنبال کرد و فرمود: حمد و سپاس خداى را برآنچه ارزانى داشت، و شکر او را در آنچه الهام فرمود، و ثنا و شکر بر او بر آنچه پیش فرستاد، از

شهادت حضرت قاسم علیه السلام به روایت کتب مختلف تاریخی

درباره : حضرت قاسم علیه السلام منبع : لهوف؛ ارشاد ، اعلام الوری، روضة الواعظین؛ بحار الانوار ؛ مثیر الاحزان ؛ نفس المهموم

لهوف سید بن طاووس : قَالَ الرَّاوِي: وَ خَرَجَ غُلَامٌ كَأَنَّ وَجْهَهُ شِقَّةُ قَمَرٍ فَجَعَلَ يُقَاتِلُ فَضَرَبَهُ ابْنُ فُضَيْلٍ الْأَزْدِيُّ عَلَى رَأْسِهِ فَفَلَقَهُ فَوَقَعَ الْغُلَامُ لِوَجْهِهِ وَ صَاحَ يَا عَمَّاهْ فَجَلَّى الْحُسَيْنُ عليه السّلام كَمَا يُجَلِّي الصَّقْرُ ثُمَّ شَدَّ شَدَّةَ لَيْثٍ أَغْضَبَ فَضَرَبَ ابْنَ فُضَيْلٍ بِالسَّيْفِ فَاتَّقَاهَا بِالسَّاعِدِ فَأَطَنَّهُ مِنْ لَدُنِ الْمِرْفَقِ فَصَاحَ صَيْحَةً سَمِعَهُ أَهْلُ الْعَسْكَرِ وَ حَمَلَ أَهْلُ الْكُوفَةِ لِيَسْتَنْقِذُوهُ فَوَطِئَتْهُ الْخَيْلُ حَتَّى هَلَكَ. راوى گويد: نوجوانى كه گوئيا صورتش چون پاره ماه مى‏ درخشيد بيرون شد و به قتال پرداخت، ابن فضيل ازدى ضربتى بر سر مباركش فرود آورده آن را بشكافت، نوجوان با صورت به زمين آمد و صيحه زد: يا عمّاه. حسين عليه السّلام با شتاب باز شكارى و خشم شير خشمگين شتابيده ضربت شمشيرى بر ابن فضيل وارد آورد و