امام حسن عسگری (ع) :: لَيْسَ مِنَ الْأَدَبِ إِظْهَارُ الْفَرَحِ عِنْدَ الْمَحْزُون‏ ‏

اظهار شادى در حضور فرد غمگين دور از ادب و انسانيّت است‏

تحف العقول ص : 486

خانه :: مقتل


دادخواهی حضرت زهرا سلام الله علیها در محشر

درباره : حضرت زهرا سلام الله علیها منبع : عیون اخبار الرضا ج2 ص 10، احقاق الحق ج 10 ص 162، بحارالانوار ج 43 ص 221

شيخ صدوق در كتاب ثواب الاعمال از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم روايت كرده است: زمانى كه روز قيامت فرا مى‏ رسد قبّه ‏اى از نور براى فاطمه سلام الله علیها بر پا خواهد شد. امام حسين عليه السّلام در حالى مى ‏آيد كه سر بريده خود را در دست گرفته باشد. وقتى چشم فاطمه زهرا سلام الله علیها به حسين عليه السّلام بيفتد گريه و ضجّه ‏اى مى ‏كند كه هيچ ملك و پيغمبر و مؤمنى در محشر نيست مگر اينكه گريان خواهد شد. در همين هنگام است كه خداى توانا مرد نيك صورتى را به نظر آن بانو جلوه مى‏ دهد كه با قاتلان حضرت حسين عليه السّلام مخاصمه نمايد.

آنگاه خداوند سبحان قاتلين امام حسين عليه السّلام را با آن افرادى كه مددكار آنان بودند و آن اشخاصى كه در ريختن خون آن حضرت شركت

روایات مربوط به مصحف حضرت فاطمه سلام الله علیها

درباره : حضرت زهرا سلام الله علیها منبع : الکافی ج 1 ص 240 ، بصائرالدرجات ص 42، الکافی ج 1 ص 241 ، بحارالانوار ج 43 ص 79

ابو عبيده گويد: برخى از دوستان ما از امام صادق عليه السّلام در باره جفر سؤال كردند، امام فرمود: جفر عبارت از پوست گاوى است كه علوم فراوانى بر آن نوشته شده است. كسى پرسيد: جامعه چيست؟ امام فرمود: جامعه صحيفه ‏اى است كه طول آن هفتاد ذرع است و در آن هر چه كه مورد نياز مردم باشد نوشته شده است، حتى ديه خراشى كوچك. و پرسيدند: مصحف فاطمه سلام الله علیها چيست؟ امام پس از مدتى مكث فرمود: شما در باره هر چيزى كه مورد نيازتان هست يا نيست سؤال مى‏ كنيد. و سپس فرمود: فاطمه سلام الله علیها پس از رحلت پيامبرصلّى اللَّه عليه و آله و سلّم، هفتاد و پنج روز در حزن و اندوه شديد زندگى كرد، و در اين مدت جبرئيل نزد او مى‏ آمد به او تسليت مى‏ گفت و دلدارى داده از

مسلمان شدن یهودیان با چادر حضرت زهرا

درباره : حضرت زهرا سلام الله علیها منبع : مقتل خوارزمی ج 1 ص 115، بحارالانوار ج43 ص47؛ المناقب آل ابیطالب ج 3 ص 339

روایت اول: ابن شهر آشوب میگويد: حضرت فاطمه سلام الله علیها يكى از لباسهايش ( چادرش) را نزد زن يك يهودى به نام زيد به عنوان وثيقه و ضمانت قرار داد و مقدارى جو قرض گرفت. هنگامى كه زيد يهودى داخل خانه‏ اش شد، نورى را مشاهده كرد و از همسرش پرسيد: اين نور از چيست؟ زن گفت: از اين لباسى است كه فاطمه سلام الله علیها نزد من گرو گذاشته است. پس آن يهودى و همسرش فوراً مسلمان شدند و با اسلام آوردن آنان هشتاد نفر از يهوديانى كه همسايه وى بودند مسلمان شدند. وَ رَهَنَتْ ع كِسْوَةً لَهَا عِنْدَ امْرَأَةِ زَيْدٍ الْيَهُودِيِّ فِي الْمَدِينَةِ وَ اسْتَقْرَضَتِ الشَّعِيرَ فَلَمَّا دَخَلَ زَيْدٌ دَارَهُ قَالَ مَا هَذِهِ الْأَنْوَارُ فِي دَارِنَا قَالَتْ لِكِسْوَةِ فَاطِمَةَ فَأَسْلَمَ فِي الْحَالِ وَ أَسْلَمَتِ امْرَأَتُهُ وَ جِيرَانُهُ حَتَّى أَسْلَمَ ثَمَانُونَ نَفْساً « بحارالانوار ج43 ص47؛ المناقب آل ابیطالب ج 3 ص 339 »

چند کرامت از حضرت زهرا سلام الله علیها

درباره : حضرت زهرا سلام الله علیها منبع : کشف الغمه ج 1 ص 443 ،بحارالانوار ج43 ص45؛ المناقب آل ابیطالب ج 3 ص 385

چرخیدن آسیای منزل حضرت توسط ملائکه:

امام محمّد باقرعليه السّلام می فرمايد: پيامبر خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم سلمان را نزد فاطمه سلام الله علیها فرستاد. سلمان مى ‏گويد: من بر درب خانه ايستاده و سلام كردم، و شنيدم كه فاطمه سلام الله علیها در داخل خانه مشغول تلاوت قرآن است و آسيا مى ‏چرخيد در حالى كه كسى در آنجا نبود ... و سلمان رحمة اللَّه در آخر روايت مى‏ گويد: وقتى اين مطالب را به عرض رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم رسانيدم وى تبسّمى كرده فرمود: اى سلمان! همانا خداوند متعال قلب و جوارح دخترم فاطمه سلام الله علیها را از ايمان مملوّ نموده است، لذا وى بدون دغدغه مشغول عبادت پروردگار مى ‏باشد، پس خداوند ملكى به نام زوقابيل- و در روايت ديگرى به جاى وى جبرئيل آمده است- مأمور نموده تا آسيا را بگرداند. و خداوند كارهاى دنيا و آخرت فاطمه سلام الله علیها را عهده‏ دار شده و او را كفايت مى ‏نمايد.

نماز خواندن امام زین العابدین و مکر شیطان و القاب حضرت

درباره : امام زین العابدین علیه السلام منبع : کشف الغمه ج 2 ص 620؛ علل الشرایع ص 87؛ بحارالانوار ج 46 ص 50

محدث اربلی در کشف الغمه مینویسد كه كنيه مشهورش ابو الحسن و گاهى ابو محمد و بعضى ابو بكر نيز گفته ‏اند. مي نويسد لقبش بسيار زياد بود كه با آن لقب ها ناميده مي شده از همه مشهورتر زين العابدين، سيد العابدين، زكى، امين، ذو الثفنات. كشف الغمة أَمَّا كُنْيَتُهُ ع فَالْمَشْهُورُ أَبُو الْحَسَنِ- وَ يُقَالُ أَبُو مُحَمَّدٍ وَ قِيلَ أَبُو بَكْرٍ وَ أَمَّا لَقَبُهُ فَكَانَ لَهُ أَلْقَابٌ كَثِيرَةٌ- كُلُّهَا تُطْلَقُ عَلَيْهِ أَشْهَرُهَا- زَيْنُ الْعَابِدِينَ وَ سَيِّدُ الْعَابِدِينَ وَ الزَّكِيُّ- وَ الْأَمِينُ وَ ذُو الثَّفِنَاتِ .
گفته‏ اند علت ملقب شدن به زين العابدين عليه السّلام اين بود كه شبى در محراب عبادت شيطان بصورت اژدهائى او را از نيايش باز ميداشت ولى آن جناب به او توجهى نداشت. تا اينكه خود را باو نزديك كرد و انگشت پايش را در دهان گرفت توجه نكرد گاز گرفت كه رنجيده شد ولى

پرتوی از شخصیت امام زین العابدین علیه السلام

درباره : امام زین العابدین علیه السلام منبع : الخصال ج 2 ص 517، بحار الأنوار، المجلسي ،ج‏46،ص:63

نماز و عبادت امام : شیخ صدوق در خصال مي نويسد حضرت باقر عليه السّلام فرمود على بن الحسين عليه السّلام در شبانه روز هزار ركعت نماز مي خواند همان طور كه امير المؤمنين عليه السّلام مي خواند زيرا پانصد نخله خرما داشت در كنار هر درخت دو ركعت نماز مي خواند.
هر وقت بنماز مي ايستاد رنگش تغيير ميكرد چون بنده ذليلى در مقابل پادشاه مقتدرى مي ايستاد اعضايش از خوف خدا ميلرزيد چنان نماز مي خواند مثل كسى كه آخرين نماز اوست ديگر بعد از اين عمر نمي كند تا نماز بخواند يك روز نماز مي خواند رداء از شانه ‏اش افتاد آن را درست نكرد تا نمازش تمام شد. يكى از اصحاب در مورد اين كار سؤال كرد فرمود واى بر تو ميدانى در مقابل چه كسى هستم؟ نماز بنده آنقدر قبول

وصیت های امام حسن مجتبی علیه السلام

درباره : امام حسن مجتبی علیه السلام منبع : بحار الأنوار، المجلسي ،ج‏44،ص:152

در كتاب امالى شيخ طوسى روايت ميكند كه امام حسين عليه السّلام در آن مرضى كه امام حسن از دنيا رفت نزد امام حسنعليه السّلام آمد و به آن حضرت فرمود: حال خود را چگونه مى ‏بينى؟ فرمود: خود را در اولين روز آخرت و آخرين روز دنيا مى‏ بينم. بدان كه من بر اجل خود سبقت نخواهم گرفت. بر پدر و جدم وارد ميشوم در حالى كه فراق تو و برادران تو و محبين را دوست ندارم. آنگاه فرمود استغفر اللَّه و اتوب اليه از اين سخنى كه گفتم. بلكه محبت ملاقات رسول خداصلى الله عليه وآله وسلم ، پدرم على بن ابى طالبعليه السّلام ، مادرم زهراء، حمزه و جعفر عليه السّلام را دارم. خدا جبران هر هلاك شده را ميكند و به هر مصيبتى تعزيت ميگويد و هر فوت‏ شده‏ اى را درك مي نمايد.

پیشگوئیها در مورد شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام

درباره : امام حسن مجتبی علیه السلام منبع : ( مقتل خوارزمی ص 169؛ احقاق الحق ج 27 ص 280 ، بحار الأنوار ج 44 ص 145 )

الف: پیشگویی های الهی : علامه مجلسی مینویسد در تأليفات بعضى از اصحاب از ام سلمه روايت ميكند كه گفت: يك روز پيغمبر معظم اسلام صلى الله عليه وآله وسلم نزد من آمد، امام حسن عليه السّلام و امام حسين عليه السّلام هم بدنبال آن حضرت آمدند و در دو طرف پيامبر خدا صلى الله عليه وآله وسلم نشستند. رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم امام حسن را روى زانوى راست و امام حسين عليه السّلام را روى زانوى چپ خويش نشانيد. آنگاه جبرئيل نازل شد و گفت: يا رسول اللَّه! آيا حسنين را دوست دارى؟ فرمود: چگونه ايشان را دوست نداشته باشم در صورتى كه آنان دو نوگل دنيوى و نور دو چشم من مي باشند.
جبرئيل گفت: يا نبى اللَّه! مشيت خدا بر مظلوم بودن ايشان قرار گرفته، تو بايد صبر كنى. فرمود: چه مظلوميتى؟ گفت: تقديرات امام حسن عليه

جهاد امام حسن با معاویه ؛ زخمی شدن ایشان و صلح اجباری حضرت

درباره : امام حسن مجتبی علیه السلام منبع : الارشاد ج2 ص 189؛ انساب الاشراف ج 3 ص 32؛ الفتوح ج4 ص 289؛

معاويه براى پيروز شدن بر آن حضرت عليه السّلام بسوى عراق رهسپار شد، و چون به پل شهر منبج (كه در ده فرسنگى حلب ميباشد) رسيد، امام حسن عليه السّلام نيز از اين سو جنبش كرد، و حجر بن عدى (يكى از شيعيان بزرگوار و ياران با وفاى پدرش) را بسوى فرمانداران خود (در شهرها) گسيل داشت كه ايشان را دستور كوچ دهد، و مردم را به جهاد (با دشمن) برانگيزد، پس مردمان در آغاز كندى و اهمال كردند سپس (با سختى) گردن نهاده براه افتادند، و اينان (كه با آن حضرت بودند) گروه هاى گوناگونى از مردم بودند، برخى شيعيان خود و پدرش بودند، و برخى از خوارج بودند كه اينان هدفشان تنها جنگ با معاويه بود (اگر چه علاقه نيز به امام عليه السّلام نداشتند ولى) از هر راهى ميسر

زندانی کردن امام عسکری و شهادت او

درباره : امام حسن عسگری علیه السلام منبع : الارشاد ج2 ص 334 ؛ اثباة الهدی ج 5 ص 17

زندانی کردن امام و سختگیری بر او : شیخ مفید و كلينى از محمّد بن اسماعيل بن ابراهيم بن موسى بن جعفر نقل مى‏ كند كه گفت بنى عباس با گروهى از منحرفين و مخالفين امام از قبيل صالح بن على وارد بر صالح بن وصيف زندانبان حضرت عسكرى عليه السّلام شدند موقعى كه در زندان او بسر مى ‏برد باو پيشنهاد كردند بر حسن بن على عليه السّلام سخت بگير مبادا او را راحت بگذارى صالح گفت از دست من چكار بر مى آيد دو نفر از شرورترين اشخاص را براى او تعيين كرده‏ ام اما هر دو نفر چنان روى به عبادت و نماز آورده ‏اند كه جاى تعجب است. در اين موقع دستور داد نگهبانان بيايند به آن دو گفت چرا باين شخص‏ سخت نمى ‏گيريد گفتند چه مي توانيم بگوئيم در باره شخصى كه روزها روزه