آستان وصال (جامع ترین سایت علمو مداحی کشور)
امروز : يكشنبه, 28 مرداد 1397 - ۷ دی الحجه ۱٤۳۹
خانه :: مقتل


رسوایی زینب کذابه توسط امام رضا علیه السلام

درباره : امام رضا علیه السلام منبع : كشف الغمة، ج‏2،ص:786

در خراسان زنى بود به نام زينب و ادعا می کرد كه دختر حضرت فاطمه عليها السلام است و به همین دلیل بر اهل خراسان فخر می فروخت، پس امام رضا علیه السلام اين موضوع را شنيد و می دانست که او دروغ می گوید و از نسل حضرت زهرا نیست، پس آن زن را به نزد آن حضرت آوردند و امام ادعای او را رد کرده و فرمود اين كذابه است، اما آن زن سفاهت كرد بر آن حضرت و گفت: همچنان كه تو تردید مي كنى در نسب من پس من هم تردید مي كنم در نسب تو.

وقتی چنین شد امام را غيرت علويه به حركت درآمد و به مأمون فرمود: اين زن دروغ می گوید؛ على و فاطمه (ع) و فرزندان ایشان در

پیشگویی ها از شهادت امام رضا علیه السلام

درباره : امام رضا علیه السلام منبع : أمالي الصدوق ص 63؛ عيون أخبار الرضا ،ج‏2،ص:259 ؛روضة الواعظین ص 234

پیامبر اکرم صلى اللَّه عليه وآله وسلم: امالى و عيون: ابن عماره از پدر خود نقل كرد كه حضرت صادق عليه السّلام از آباء گرام خويش نقل نمود كه پيغمبر اكرم صلى اللَّه عليه وآله وسلم فرمود بزودى پاره ‏اى از تن من در خراسان دفن مى‏ شود هر مؤمنى او را زيارت كند خداوند بهشت را بر او واجب مي نمايد و بدنش به آتش جهنم حرام مى ‏شود. عيون أخبار الرضا عليه السلام لي، الأمالي للصدوق الطَّالَقَانِيُّ عَنِ الْجَلُودِيِّ عَنِ الْجَوْهَرِيِّ عَنِ ابْنِ عُمَارَةَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ الصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ آبَائِهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى اللَّه عليه وآله وسلم سَتُدْفَنُ بَضْعَةٌ مِنِّي بِأَرْضِ خُرَاسَانَ لَا يَزُورُهَا مُؤْمِنٌ إِلَّا أَوْجَبَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ الْجَنَّةَ وَ حَرَّمَ جَسَدَهُ عَلَى النَّار « أمالي الصدوق ص 63؛ عيون أخبار الرضا ج 2 ص 256. بحار الأنوار،ج‏49،ص:284 »

حرکت امام رضا علیه السلام برای نماز عید

درباره : امام رضا علیه السلام منبع : عيون أخبار الرضا ج 2 ص 160؛ الارشاد ج 2 ص 312؛ بحار الأنوار، المجلسي ،ج‏49،ص:134

علي بن ابراهيم گفت ياسر خادم پس از فوت حضرت رضاعليه السّلام و بازگشت از خراسان برايم تعريف كرد تمام جريانها را و ريان بن صلت كه از طرفداران حسن بن سهل بود نيز نقل كرد. گفتند وقتى كار رقيب مأمون (محمّد امين) تمام شد و مأمون بر حكومت مسلط گرديد نامه‏ اى به حضرت رضاعليه السّلام نوشت و درخواست كرد كه بخراسان بيايد حضرت رضا عليه السّلام بچند دليل عذر خواست مرتب در اين مورد مأمون نامه مينوشت و تقاضا ميكرد تا حضرت رضا عليه السّلام فهميد از او دست برنميدارد با فرزندش حضرت جواد عليه السّلام كه در آن وقت هفت سال داشت خارج شد مأمون نوشت كه از راه كوفه و قم نيايد آن جناب را از راه بصره و اهواز و فارس آوردند تا بالاخره به مرو رسيد وقتى وارد شد مأمون خلافت را بايشان عرضه

احضار امام رضا از مدینه به طوس و بعضی از وقایع بین راه

درباره : امام رضا علیه السلام منبع : عيون أخبار الرضا ج 2 ص 136 و بحار الأنوار، ج‏49،ص:125 ؛ الخرائج و الجرائح ص 236 ؛

وداع از مدینه و مرقد پیامبر: عيون اخبار الرضا: سجستانى گفت وقتى پيك وارد شد براى بردن حضرت رضا بخراسان من در مدينه بودم آن جناب وارد مسجد شد براى وداع با پيغمبر صلى اللَّه عليه وآله وسلم چندين مرتبه وداع كرد در هر مرتبه برميگشت به طرف قبر پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه وآله وسلم و صداى بگريه بلند ميشد. جلو رفته سلام كردم جواب سلامم را داد من تهنيت عرض كردم فرمود مرا خوب ببين و زيارت كن كه از جوار قبر جدم خارج ميشوم و در بلاد غربت از دنيا خواهم رفت و در كنار هارون دفن ميشوم. گفت من نيز از پى آن جناب رفتم تا در طوس از دنيا رفت و كنار هارون دفن شد. عيون أخبار الرضا عليه السّلام الْهَمَذَانِيُّ عَنْ عَلِيٍّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُخَوَّلٍ السِّجِسْتَانِيِّ قَالَ: لَمَّا وَرَدَ

دعای امام کاظم علیه السلام برای رهایی از زندان و صلوات مخصوصۀ ایشان

درباره : امام موسی کاظم علیه السلام منبع : عيون أخبار الرضا عليه السلام، ج‏1، ص: 93-94

دعای امام کاظم علیه السلام برای رهایی از زندان هارون :  حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ مَاجِيلَوَيْهِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ بْنِ هَاشِمٍ عَنْ أَبِيهِ قَالَ سَمِعْتُ رَجُلًا مِنْ أَصْحَابِنَا يَقُولُ‏ لَمَّا حَبَسَ الرَّشِيدُ مُوسَى بْنَ جَعْفَرٍعليه السّلام جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ  فَجَدَّدَ مُوسَى بْنُ جَعْفَرٍعليه السّلام طَهُورَهُ‏ فَاسْتَقْبَلَ بِوَجْهِهِ الْقِبْلَةَ وَ صَلَّى لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَرْبَعَ رَكَعَاتٍ ثُمَّ دَعَا بِهَذِهِ الدَّعَوَاتِ عليّ بن ابراهيم بن هاشم از پدرش گويد: از يكى از شيعيان شنيدم كه‏ مى ‏گفت: وقتى هارون، موسى بن جعفرعليه السّلام را زندانى كرد، حضرت، شب هنگام، تجديد وضو كردند و رو به قبله می ايستادند و چهار ركعت نماز خواندند و سپس دست به دعا برداشته، فَقَالَ يَا سَيِّدِي نَجِّنِي‏ مِنْ‏ حَبْسِ‏ هَارُونَ‏ وَ خَلِّصْنِي مِنْ يَدِهِ چنين گفتند: اى آقاى من، سرور من، مرا از زندان هارون نجات بده و از دست او رهايم كن. يَا مُخَلِّصَ الشَّجَرِ مِنْ بَيْنِ رَمْلٍ وَ طِينٍ‏ اى كه درخت را از بين گل و شن

دلایل و مستندات دروغ بودن ازدواج عمر با ام کلثوم

درباره : حضرت ام کلثوم علیها سلام منبع : الطبقات الكبرى، محمد بن سعد، ج 8، ص 462 – 463.

طرح شبهه: اهل سنت، می گویند که امیرالمؤمنین علی عليه السّلام دختر خود امّ کلثوم را به ازدواج خلیفه دوم، عمربن خطاّب، در آوردند. آنها این ازدواج را نشانگر دوستی و روابط حسنه میان علی عليه السّلام و خلیفه دوم قلمداد می کنند و سپس نتیجه گیری می کنند اینکه شيعيان میگویند خليفه دوم قاتل فاطمه زهرا سلام الله علیها است صحیح نیست؛ زیرا كدام عقل سليم مي پذيرد كه حضرت علي عليه السّلام دخترش را به ازدواج قاتل همسر گراميش، فاطمه سلام الله علیها درآورد و رابطه دوستانه با او برقرار نمايد؟

در نقد و بررسی این موضوع به چند نکته باید اشاره نمود:

الف) مسئله ازدواج امّ کلثوم سلام الله علیها با عمربن خطاب در هیچ یک از دو کتاب معتبر نزد اهل سنت، یعنی صحیح بخاری و صحیح مسلم که در نزد اهل سنت معتبرترین کتابها بعد از قرآن شمرده می شوند ذکر نشده است. همچنین هیچ یک از صحاح ششگانه اهل سنّت ازدواج

ازدواج حضرت زهرا سلام الله علیها با امیر المؤمنین

درباره : حضرت زهرا علیها سلام منبع : امالى شيخ صدوق، ص 448 ، بحارالانوار ج 43 ص 102

شيخ صدوق در امالى از على بن ابى طالبعليه السّلام روايت كرده كه فرمود: من عزم خود را جزم كردم كه با فاطمه سلام الله علیها ازدواج كنم ولى جرات نمى‏ كردم اين مطلب را با رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم در ميان بگذارم، اين آرزو در هر شب و روز در سينه من شعله مى‏ كشيد تا اينكه بالاخره به حضور پيامبر خدا صلى الله عليه وآله وسلم رسيدم. آن حضرت به من فرمود: اى على! گفتم: بفرماييد اى رسول خدا! فرمود: تصميم به ازدواج گرفته ‏اى؟ گفتم: رسول خدا بهتر مى ‏داند. و دانستم كه رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم قصد دارد بعضى از زنان قريش را برايم تزويج كند، ولى من نگران بودم كه مبادا فاطمه سلام الله علیها از دستم برود.

روزى پيامبر شخصى را نزد من فرستاد و مرا احضار كرد، من كه از شدّت خوشحالى سر از پا نمى ‏شناختم به حضور آن حضرت كه در

دادخواهی حضرت زهرا سلام الله علیها در محشر

درباره : حضرت زهرا علیها سلام منبع : عیون اخبار الرضا ج2 ص 10، احقاق الحق ج 10 ص 162، بحارالانوار ج 43 ص 221

شيخ صدوق در كتاب ثواب الاعمال از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم روايت كرده است: زمانى كه روز قيامت فرا مى‏ رسد قبّه ‏اى از نور براى فاطمه سلام الله علیها بر پا خواهد شد. امام حسين عليه السّلام در حالى مى ‏آيد كه سر بريده خود را در دست گرفته باشد. وقتى چشم فاطمه زهرا سلام الله علیها به حسين عليه السّلام بيفتد گريه و ضجّه ‏اى مى ‏كند كه هيچ ملك و پيغمبر و مؤمنى در محشر نيست مگر اينكه گريان خواهد شد. در همين هنگام است كه خداى توانا مرد نيك صورتى را به نظر آن بانو جلوه مى‏ دهد كه با قاتلان حضرت حسين عليه السّلام مخاصمه نمايد.

آنگاه خداوند سبحان قاتلين امام حسين عليه السّلام را با آن افرادى كه مددكار آنان بودند و آن اشخاصى كه در ريختن خون آن حضرت شركت

روایات مربوط به مصحف حضرت فاطمه سلام الله علیها

درباره : حضرت زهرا علیها سلام منبع : الکافی ج 1 ص 240 ، بصائرالدرجات ص 42، الکافی ج 1 ص 241 ، بحارالانوار ج 43 ص 79

ابو عبيده گويد: برخى از دوستان ما از امام صادق عليه السّلام در باره جفر سؤال كردند، امام فرمود: جفر عبارت از پوست گاوى است كه علوم فراوانى بر آن نوشته شده است. كسى پرسيد: جامعه چيست؟ امام فرمود: جامعه صحيفه ‏اى است كه طول آن هفتاد ذرع است و در آن هر چه كه مورد نياز مردم باشد نوشته شده است، حتى ديه خراشى كوچك. و پرسيدند: مصحف فاطمه سلام الله علیها چيست؟ امام پس از مدتى مكث فرمود: شما در باره هر چيزى كه مورد نيازتان هست يا نيست سؤال مى‏ كنيد. و سپس فرمود: فاطمه سلام الله علیها پس از رحلت پيامبرصلّى اللَّه عليه و آله و سلّم، هفتاد و پنج روز در حزن و اندوه شديد زندگى كرد، و در اين مدت جبرئيل نزد او مى‏ آمد به او تسليت مى‏ گفت و دلدارى داده از

مسلمان شدن یهودیان با چادر حضرت زهرا

درباره : حضرت زهرا علیها سلام منبع : مقتل خوارزمی ج 1 ص 115، بحارالانوار ج43 ص47؛ المناقب آل ابیطالب ج 3 ص 339

روایت اول: ابن شهر آشوب میگويد: حضرت فاطمه سلام الله علیها يكى از لباسهايش ( چادرش) را نزد زن يك يهودى به نام زيد به عنوان وثيقه و ضمانت قرار داد و مقدارى جو قرض گرفت. هنگامى كه زيد يهودى داخل خانه‏ اش شد، نورى را مشاهده كرد و از همسرش پرسيد: اين نور از چيست؟ زن گفت: از اين لباسى است كه فاطمه سلام الله علیها نزد من گرو گذاشته است. پس آن يهودى و همسرش فوراً مسلمان شدند و با اسلام آوردن آنان هشتاد نفر از يهوديانى كه همسايه وى بودند مسلمان شدند. وَ رَهَنَتْ ع كِسْوَةً لَهَا عِنْدَ امْرَأَةِ زَيْدٍ الْيَهُودِيِّ فِي الْمَدِينَةِ وَ اسْتَقْرَضَتِ الشَّعِيرَ فَلَمَّا دَخَلَ زَيْدٌ دَارَهُ قَالَ مَا هَذِهِ الْأَنْوَارُ فِي دَارِنَا قَالَتْ لِكِسْوَةِ فَاطِمَةَ فَأَسْلَمَ فِي الْحَالِ وَ أَسْلَمَتِ امْرَأَتُهُ وَ جِيرَانُهُ حَتَّى أَسْلَمَ ثَمَانُونَ نَفْساً « بحارالانوار ج43 ص47؛ المناقب آل ابیطالب ج 3 ص 339 »