کاربری جاری : مهمان خوش آمدید
 
خانه :: مقتل


پیشگویی ها از شهادت امام جواد علیه السلام

درباره : امام محمد تقی(جواد) علیه السلام منبع : الكافي ج 1 ص 323 ، الإرشاد المفيد ص 308 ؛ بحار الأنوار، المجلسي ،ج‏50،ص:118

عيون المعجزات- حكيم بن عمران گفت بحضرت رضا علیه‌السلام عرض كردم از خدا بخواه فرزندى بشما عنايت كند فرمود خدا بمن يك پسر عنايت می‌كند كه وارث من است پس از تولد حضرت جوادعليه السّلام حضرت رضا علیه‌السلام به اصحاب خود فرمود برايم فرزندى شبيه موسى بن عمران در شكافتن دريا و شبيه عيسى بن مريم در طهارت مادر متولد شد پاك و پاكيزه بدنيا آمد سپس فرمود او را ستمگرانه می‌ كشند كه اهل آسمان بر او گريه خواهند كرد خداوند بر دشمن ستمكار او خشم می‌گيرد چيزى زنده نخواهد بود روح او را بزودى گرفتار عذابى اليم و كيفرى شديد می‌كند. پس از تولد حضرت جواد علي بن موسى الرضا علیه‌السلام تمام شب كنار گهوارهاش او را مشغول ميداشت.

جسارت ها و آزار های مأمون نسبت به امام جواد علیه السلام

درباره : امام محمد تقی(جواد) علیه السلام منبع : الكافى، الكليني ،ج‏ ۱،ص:۴۹۵؛ مناقب آل ابیطالب ج ۴ ص ۳۹۶؛ بحارالانوار ج ۵۰ ص ۶۱

ابن ارومه روايت می‌كند كه: معتصم عدهاى از وزيرانش را خواست و گفت: نامهاى به نام محمّد تقى علیه‌السلام بنويسيد كه قصد قیام دارد و گواهى بدهيد كه او نوشته است! بعد آن حضرت را خواست و گفت: تو تصميم داشتى بر عليه من خروج كنى؟!  حضرت فرمود: به خدا سوگند! من هيچ از اينها را انجام نداده ‏ام.

معتصم گفت: فلانى و فلانى و فلانى شاهد هستند! و آنها حاضر شدند و گفتند: بلى ما اين نامه را از يكى از غلامان تو گرفته ‏ايم!! راوى می‌گويد: ما در ايوانى نشسته بوديم كه حضرت دستش را بلند كرد و فرمود: خدايا! اگر اينها به من دروغ می‌گويند، آنان را بگير. راوى گويد: ناگهان ديديم كه ايوان حركت كرد و جلو و عقب رفت و هر كس خواست تا برخيزد، افتاد. معتصم گفت: اى فرزند رسول خدا! من از كارم توبه كردم، دعا كن كه ايوان آرام بگيرد! حضرت فرمود: خدايا! آرامش كن و تو مى ‏دانى كه آنها دشمنان تو و دشمنان من هستند. پس ايوان، آرام گرفت

وصیت های امام باقر علیه السلام

درباره : امام محمد باقر علیه السلام منبع : كافى ج ۱ ص ۳۰۷؛ اثبات الوصیه ص ۱۷۷؛ بحارالأنوار،ج‏ ۴۷،ص:۱۳

حضرت صادقعلیه‌السلام فرمود پدرم در وصيت خود نوشت او را در سه جامه كفن كنم. ردائى كه زرد رنگ بود و در روزهاى جمعه با آن نماز می‌خواند و يك جامه ديگر و پيراهنى؛ عرض كردم پدر اين يكى را ننوشته ‏اى فرمود می‌ترسم مردم عيبجوئى كنند و بگويند در چهار يا پنج جامه پدرش را كفن نموده ولى بر سرم عمامهاى ببند زيرا عمامه جزء كفن محسوب نمی‌شود كفن آن چيزى است كه جسد را بپوشاند

متن عربی روایت: الكافي عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِعليه السّلام قَالَ: كَتَبَ أَبِيعليه السّلام فِي وَصِيَّتِهِ- أَنْ أُكَفِّنَهُ فِي ثَلَاثَةِ أَثْوَابٍ أَحَدُهَا رِدَاءٌ لَهُ حِبَرَةٌ- كَانَ يُصَلِّي فِيهِ يَوْمَ الْجُمُعَةِ وَ ثَوْبٌ آخَرُ وَ قَمِيصٌ- فَقُلْتُ لِأَبِي ع لِمَ تَكْتُبُ هَذَا- فَقَالَ أَخَافُ أَنْ يَغْلِبَكَ النَّاسُ- وَ إِنْ قَالُوا كَفِّنْهُ فِي أَرْبَعَةٍ أَوْ خَمْسَةٍ فَلَا تَفْعَلْ- وَ عَمِّمْنِي بِعِمَامَةٍ- وَ لَيْسَ تُعَدُّ الْعِمَامَةُ مِنَ الْكَفَنِ- إِنَّمَا يُعَدُّ مَا يُلَفُّ بِهِ الْجَسَد .« كافى ج ۳ ص  ۱۴۴؛  بحارالأنوار، ج‏ ۴۶،ص: ۲۲۰»

احضار امام باقر علیه السلام به شام توسط هشام بن عبدالملک و رسوایی او

درباره : امام محمد باقر علیه السلام منبع : دلائل الامامه ص ۱۰۳؛ امان الاخطار ص ۵۲؛ بحار الأنوار،ج‏ ۴۶،ص:۳۰۷

سيد بن طاوس در كتاب امان الاخطار ص ۵۲ نقل می‌كند از كتاب دلائل الائمه محمد بن جرير طبرى شيعه از معجزات حضرت باقر علیه‌السلام از حضرت صادق علیه‌السلام که يك سال هشام بن عبدالملك براى حج به مكه رفت در همان سال حضرت باقر علیه‌السلام و پسرش حضرت صادق علیه‌السلام نيز به مكه رفتند. حضرت صادق عليه السّلام در يك سخنرانى فرمود ستايش خداى را كه محمد صلى الله عليه وآله وسلم را به حقيقت به مقام نبوت برانگيخت و ما را بوسيله او امتياز بخشيد ما برگزيده خدا در ميان مردم و نخبه بندگان و خلفاء او هستيم سعادتمند كسى است كه از ما پيروى كند و شقى كسى است كه مخالف و دشمن ما باشد. مسلمه برادر هشام اين جريان را به هشام رسانيد ولى هشام كارى نكرد تا به شام برگشت و ما به مدينه رفتيم.

تشرف جابربن عبدالله انصاری به محضر امام باقر و رساندن سلام پیامبر

درباره : امام محمد باقر علیه السلام منبع : امالى صدوق ص ۳۵۳؛ علل الشرائع ج ۱ ص ۲۳۳؛ بحارالانوار ج ۴۶ ص ۲۲۵و ۲۲۶

شیخ صدوق از حضرت صادقعلیه‌السلام نقل می‌كند كه پيغمبرصلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم روزى به جابر بن عبد الله انصارى فرمود: جابر تو خواهى بود تا يكى از فرزندان من به نام محمد بن على بن الحسين بن على بن ابى طالب علیه‌السلام را كه در تورات معروف به باقر است ملاقات كنى؛ وقتى او را ديدى سلام مرا به او برسان. روزى جابر خدمت زين العابدين علیه‌السلام رسيد حضرت باقرعلیه‌السلام را در آنجا ديد گفت چند قدم جلو بيا. آمد باز گفت چند قدم عقب برو رفت. گفت بخدا سوگند اين شمائل پيامبرصلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم است. به حضرت زين العابدين علیه‌السلام عرض كرد اين پسر كيست؟ فرمود اين فرزندم محمد باقر علیه‌السلام و امام بعد از من است؛ جابر خود را به قدم هاى آن حضرت افكند و شروع به بوسيدن نموده و گفت جانم فدايت باد يا ابن رسول الله سلام پدرت را بپذير؛ پيامبر اكرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم به تو سلام رسانده. در اين موقع ديدگان حضرت باقرعليه السّلام پر از اشك شده گفت جابر سلام بر جدم پيامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم تا انقراض آسمان ها و زمين و سلام بر تو كه سلام پيامبر را رساندى. 

وصیت امام رضا علیه السلام به هرثمة بن اعين در مورد شهادت؛ تغسیل؛تکفین و تدفینش

درباره : امام علی بن موسی الرضا علیه السلام منبع : عيون أخبار الرضا ج‏ ۲،ص: ۲۴۶؛ بحار الأنوار، ج‏ ۴۹،ص:۲۹۴

شیخ صدوق در عيون اخبار الرضا می‌نویسد: هرثمة بن اعين گفت: يك شب  نيمه شب كسى درب خانهام را كوبيد يكى از غلامان جواب داد. گفت به هرثمه بگو آقايت تو را می‌خواهد. با عجله حركت كردم لباس پوشيدم بسرعت خدمت حضرت رضاعلیه السلام رسيدم غلام آن جناب از جلو رفت من نيز از پشت سرش ناگاه چشمم به آقا علي بن موسى الرضاعلیه السلام افتاد كه در صحن خانه نشسته است. فرمود: هرثمه گفتم: بلى آقاي من فرمود: بنشين. نشستم. فرمود: هر چه بتو می‌گويم گوش كن و بخاطر بسپار نزديك سفر من بجانب خدا شده كه باجداد طاهرين خود ملحق شوم ديگر آخر زندگى من است اين ستمگر تصميم گرفته مرا بوسيله انگور و خرماى مسموم بكشد اما انگور را بوسيله نخى كه در سم فرو می‌برد و نخ آلوده بسم می‌شود آن را در انگور فرو می‌برد دستور داده يكى از غلامان دستش را آلوده بسم نموده آن را دانه می‌كند تا دانه ‏هاى انار در اين سم آلوده شود.

دعای باران امام رضا علیه السلام و زنده شدن شیر روی پرده به اشارۀ ایشان

درباره : امام علی بن موسی الرضا علیه السلام منبع : عيون أخبار الرضا؛ ج‏ ۲،ص:۱۷۱

شیخ صدوق می‌نویسد محمّد بن قاسم مفسّر به سند مذكور در متن از امام عسكرىّ از پدرش از جدّش از علىّ بن موسى علیه‌السلام روايت كرده گفت: چون مأمون علىّ بن موسى علیه‌السلام را وليعهد خويش قرار داد مدّتى باران نيامد. بعض از اطرافيان مأمون و مخالفين حضرت رضا علیه‌السلام شروع به ياوه گوئى كرده گفتند: اين از شومى علىّ بن‏ موسى است، از زمانى كه وى به اين سرزمين قدم نهاده باران از آسمان نباريده و خداوند از فرستادن باران دريغ فرموده، اين خبر به مأمون رسيد و بر او گران آمد، نزد حضرت آمده تقاضا كرد كه ايشان نماز استسقاء (طلب باران) بخواند و گفت: اى كاش (حضرت) دعا می‌كرد و خداوند باران می‌فرستاد، امام علیه‌السلام فرمود: بسيار خوب، مأمون سؤال كرد: در چه روز و آن روز روز جمعه بود- اين كار را انجام می‌دهى؟

رسوایی زینب کذابه توسط امام رضا علیه السلام

درباره : امام علی بن موسی الرضا علیه السلام منبع : كشف الغمة، ج ۲،ص: ۷۸۶

در خراسان زنى بود به نام زينب و ادعا می‌کرد كه دختر حضرت فاطمه عليها السلام است و به همین دلیل بر اهل خراسان فخر می‌ فروخت، پس امام رضا علیه‌السلام اين موضوع را شنيد و می‌دانست که او دروغ می‌گوید و از نسل حضرت زهرا نیست، پس آن زن را به نزد آن حضرت آوردند و امام ادعای او را رد کرده و فرمود اين كذابه است، اما آن زن سفاهت كرد بر آن حضرت و گفت: همچنان كه تو تردید می‌كنى در نسب من پس من هم تردید می‌كنم در نسب تو.

وقتی چنین شد امام را غيرت علويه به حركت درآمد و به مأمون فرمود: اين زن دروغ می‌گوید؛ على و فاطمه (ع) و فرزندان ایشان در برابر درندگان در امان هستند و گوشت آنها حرام است بر شیرها ــ در آن زمان حاکم خراسان را مکانی بود بنام برکة السباع که شیرهای درنده را در آنجا نگهداری می‌کردند برای انتقام گیری از دشمنانشان ــ پس این زن را بيندازيد در بركة السباع اگر راست گفته باشد درندگان با او کاری ندارند، و اگر دروغ گفته باشد پس او را پاره پاره می‌كنند.

پیشگویی ها از شهادت امام رضا علیه السلام

درباره : امام علی بن موسی الرضا علیه السلام منبع : أمالي الصدوق ص ۶۳؛ عيون أخبار الرضا ،ج‏۲،ص:۲۵۹؛روضة الواعظین ص ۲۳۴

پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم: امالى و عيون: ابن عماره از پدر خود نقل كرد كه حضرت صادق علیه‌السلام از آباء گرام خويش نقل نمود كه پيغمبر اكرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم فرمود بزودى پاره ‏اى از تن من در خراسان دفن می‌شود هر مؤمنى او را زيارت كند خداوند بهشت را بر او واجب می‌نمايد و بدنش به آتش جهنم حرام می‌شود. عيون أخبار الرضا علیه‌السلام لي، الأمالي للصدوق الطَّالَقَانِيُّ عَنِ الْجَلُودِيِّ عَنِ الْجَوْهَرِيِّ عَنِ ابْنِ عُمَارَةَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ الصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ آبَائِهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم سَتُدْفَنُ بَضْعَةٌ مِنِّي بِأَرْضِ خُرَاسَانَ لَا يَزُورُهَا مُؤْمِنٌ إِلَّا أَوْجَبَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ الْجَنَّةَ وَ حَرَّمَ جَسَدَهُ عَلَى النَّار « أمالي الصدوق ص ۶۳؛ عيون أخبار الرضا ج ۲ ص ۲۵۶. بحار الأنوار،ج‏ ۴۹،ص:۲۸۴»

حرکت امام رضا علیه السلام برای نماز عید

درباره : امام علی بن موسی الرضا علیه السلام منبع : عيون أخبار الرضا ج ۲ ص ۱۶۰؛ الارشاد ج ۲ ص ۳۱۲؛ بحار الأنوار، ،ج‏۴۹،ص:۱۳۴

علي بن ابراهيم گفت ياسر خادم پس از فوت حضرت رضاعلیه‌السلام و بازگشت از خراسان برايم تعريف كرد تمام جريانها را و ريان بن صلت كه از طرفداران حسن بن سهل بود نيز نقل كرد. گفتند وقتى كار رقيب مأمون (محمّد امين) تمام شد و مأمون بر حكومت مسلط گرديد نامهاى به حضرت رضا علیه‌السلام نوشت و درخواست كرد كه بخراسان بيايد حضرت رضا علیه‌السلام بچند دليل عذر خواست مرتب در اين مورد مأمون نامه می‌نوشت و تقاضا می‌كرد تا حضرت رضا علیه‌السلام فهميد از او دست برنمی‌دارد با فرزندش حضرت جواد علیه‌السلام كه در آن وقت هفت سال داشت خارج شد مأمون نوشت كه از راه كوفه و قم نيايد آن جناب را از راه بصره و اهواز و فارس آوردند تا بالاخره به مرو رسيد وقتى وارد شد مأمون خلافت را بايشان عرضه