خانه :: مقتل


محصور کردن امام صادق علیه السلام و سختی دسترسی شیعیان به ایشان

درباره : امام جعفر صادق علیه السلام منبع : الخرائج و الجرائح، القطب الراوندي ،ج‏2،ص:642؛ بحار الانوار: 47/ 171

هارون بن خارجه نقل مىكند كه: مردى از شيعيان، همسرش را سه بار طلاق داده بود. از مطّلعين شيعه مسأله را پرسيد و آنان گفتند: اشكال ندارد. اما همسرش گفت: راضى نمىشوم مگر اينكه از امام صادقعليه السّلام بپرسى. و اين هنگامى بود كه امامعليه السّلام به دستور ابو العباس، خليفه عباسى، در حيره در خانه ای محصور بود.

گويد: به حيره رفتم ولى نتوانستم با آن حضرت سخنى بگويم؛ چون خليفه از ورود مردم به خدمت امام صادقعليه السّلام منع كرده بود. فكر مى‏ كردم كه چگونه او را ملاقات كنم تا اينكه مردى روستايى را ديدم كه لباس پشمى در بردارد و خيار مى‏ فروشد. گفتم: همه اين خيارها را به چند مى‏ فروشى؟

دادخواهی حضرت زهرا سلام الله علیها از قاتلین سیدالشهدا

درباره : امام حسین علیه السلام منبع : بحار الأنوار، المجلسي ،ج‏43،ص:221

شيخ صدوق در كتاب ثواب الاعمال از رسول خداصلّى اللَّه عليه و آله و سلّم روايت كرده است: زمانى كه روز قيامت فرا مى ‏رسد قبّه ‏اى از نور براى فاطمهسلام الله علیها بر پا خواهد شد. امام حسينعليه السّلام در حالى مى ‏آيد كه سر بريده خود را در دست گرفته باشد. وقتى چشم فاطمه زهرا سلام الله علیها به حسين عليه السّلام بيفتد گريه و ضجّه ‏اى مى‏ كند كه هيچ ملك و پيغمبر و مؤمنى در محشر نيست مگر اينكه گريان خواهد شد. در همين هنگام است كه خداى توانا مرد نيك صورتى را به نظر آن بانو جلوه مى ‏دهد كه با قاتلان حضرت حسين شهيد مخاصمه نمايد.

آنگاه خداوند سبحان قاتلين امام حسينعليه السّلام را با آن افرادى كه مددكار آنان بودند و آن اشخاصى كه در ريختن خون آن حضرت شركت

ولادت و زندگانی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه در کتب تاریخی

درباره : حضرت مهدی عج الله تعالی فرجه منبع : الغیبه، ص 239 ؛ الکافی، ج 1، ص 514 ؛ کمال الدین، ج 2، باب 42، ص 143 ؛ اثبات الوصیه، ص 257 ؛

شیعه و تولد حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه: در جامعه شیعه دوازده امامی، هم در بین عالمان و صاحبنظران و هم در میان مردم عادی، تولد امام مهدی عجل الله تعالی فرجه مورد اجماع بوده، از ضروریات مذهب قلمداد می شود و در این میان کسی را نمی توان سراغ گرفت که کوچک ترین تردیدی در این باره داشته باشد. این باور در جای جای آثار شیعه از کهن ترین آنها تا دوره های کنونی انعکاس یافته است. مرحوم کلینی در الکافی با صراحت می نویسد: ولد علیه السلام للنصف من شعبان سنة خمس و خمسین و مائتین «  الکافی، ج 1، ص 514 »

مسعودی در احادیث زیادی همین را گزارش کرده « اثبات الوصیه، ص 257-259 » و مرحوم صدوق نیز در ضمن روایات متعددی، آن را بیان کرده

ویژگی های ظاهری حضرت مهدی در روایات معصومین

درباره : حضرت مهدی عج الله تعالی فرجه منبع : الغيبة طوسی ص 274 و غيبة النعمانيّ ص 99. بحار الأنوار، ج‏51،ص:40

شيخ صدوق در كتاب کمال الدین از امام محمد باقرعليه السّلام نقل مي كند كه امير المؤمنينعليه السّلام در منبر فرمود: مردى از دودمان من در آخر الزمان ظهور مي ­كند كه رنگش سفيد مايل به سرخى و شكمش عريض، رانهايش پهن، استخوان شانه‏ هايش درشت، در پشت وى دو خال است: يكى به رنگ پوست بدنش و ديگرى شبيه خال پيغمبر صلى اللَّه عليه وآله وسلم و هم دو نام دارد: يكى مخفى و ديگرى ظاهر. نامى كه مخفى است احمد و آنكه ظاهر است محمد مي باشد. چون پرچم خود را به اهتزاز  درآورد، شرق و غرب عالم را مسخّر سازد و دست بر سر مردم گذارد و دل مؤمنين از آهن قوى‏تر گردد. خداوند نيروى چهل مرد به او عطا فرمايد. مرده‏اى نيست كه اين شادى بدل و قبرش راه نيابد. ارواح آنها در قبور با هم ملاقات مي ­كند و قيام قائم ما را به يكديگر مژده مي­دهند.

وصیت پیامبر در خصوص حضرت مهدی (عج)

درباره : حضرت مهدی عج الله تعالی فرجه منبع : الغیبه ص 150، بحار الأنوار، المجلسي ،ج‏53،ص:147

از گروهی از ابوعبدالله حسین بن علی بن سفیان البزوفری از علی بن سنان موصلی عدل از علی بن الحسین از احمد بن محمد بن خلیل از جعفر بن احمد مصری از عمویش حسن بن علی از پدرش از امام صادق علیه السلام از پدرش امام باقر علیه السلام از پدرش امام سجاد علیه السلام از پدرش امام حسین ع از پدرش امیرمؤمنان علیه السلام نقل شده که فرمود: پیامبر ص در شب رحلتش به من فرمود: یا ابا الحسن! کاغذ و قلم بیاور! سپس پیامبر وصیت خود را املا فرمود تا به اینجا رسید که فرمود: ای على! پس از من دوازده امام خواهد بود، و پس از آنها دوازده مهدى خواهد بود. ای على تو نخستین نفر از دوازده امامى. خدا تو را در آسمان علی مرتضی و امیرمؤمنان و صدّیق اکبر و فاروق (جدا کننده

روایت های نهی بردن نام اصلی ( م ح م د ) حضرت مهدی

درباره : حضرت مهدی عج الله تعالی فرجه منبع : الکالفی ج1 ص 333، کمال الدین ص 370،؛ الغیبه ص 288، بحار الأنوار، المجلسي ،ج‏51،ص:31

در غيبت نعمانى از ابو خالد كابلى نقل مي ­كند كه گفت: بعد از رحلت حضرت امام زين العابدينعليه السّلام خدمت امام محمد باقرعليه السّلام رسيدم و عرض كردم فدايت گردم از اخلاص و انس من نسبت به پدر بزرگوارتان و ترسى كه از دشمنان داشتم اطلاع داريد؟ فرمود: بلى، مقصود چيست؟ عرض ­كردم: پدر بزرگوارتان طورى صاحب الامر را براى من توصيف فرمودند كه اگر او را در راهى ببينم دستش را مي­ گيرم؟ امام فرمود: ابو خالد! مقصودت چيست؟ گفتم مي­ خواهم نام او را بفرمائيد تا او را به نام بشناسم فرمود: ابو خالد! بخدا قسم از امر عظيمى پرسش نمودى اگر براى ديگرى گفته بودم به تو نيز مي­ گفتم. مطلبى پرسيدى كه اگر برخى از اولاد فاطمه عليها السّلام بدانند او را قطعه قطعه مي­ كنند.

پیشگویی ها از شهادت امام جواد علیه السلام

درباره : امام محمد تقی(جواد) علیه السلام منبع : الكافي ج 1 ص 323 ، الإرشاد المفيد ص 308 ؛ بحار الأنوار، المجلسي ،ج‏50،ص:118

عيون المعجزات- حكيم بن عمران گفت بحضرت رضا عليه السّلام عرض كردم از خدا بخواه فرزندى بشما عنايت كند فرمود خدا بمن يك پسر عنايت ميكند كه وارث من است پس از تولد حضرت جوادعليه السّلام حضرت رضا عليه السّلام به اصحاب خود فرمود برايم فرزندى شبيه موسى بن عمران در شكافتن دريا و شبيه عيسى بن مريم در طهارت مادر متولد شد پاك و پاكيزه بدنيا آمد سپس فرمود او را ستمگرانه مي كشند كه اهل آسمان بر او گريه خواهند كرد خداوند بر دشمن ستمكار او خشم مى ‏گيرد چيزى زنده نخواهد بود روح او را بزودى گرفتار عذابى اليم و كيفرى شديد مى ‏كند. پس از تولد حضرت جواد علي بن موسى الرضاعليه السّلام تمام شب كنار گهواره ‏اش او را مشغول ميداشت.

جسارت ها و آزار های مأمون نسبت به امام جواد علیه السلام

درباره : امام محمد تقی(جواد) علیه السلام منبع : الكافى، الكليني ،ج‏1،ص:495 ؛ مناقب آل ابیطالب ج4 ص 396 ؛ بحارالانوار ج 50 ص 61

ابن ارومه روايت مى‏ كند كه: معتصم عده ‏اى از وزيرانش را خواست و گفت: نامه ‏اى به نام محمّد تقىعليه السّلام بنويسيد كه قصد قیام دارد و گواهى بدهيد كه او نوشته است! بعد آن حضرت را خواست و گفت: تو تصميم داشتى بر عليه من خروج كنى؟!  حضرت فرمود: به خدا سوگند! من هيچ از اينها را انجام نداده ‏ام.

معتصم گفت: فلانى و فلانى و فلانى شاهد هستند! و آنها حاضر شدند و گفتند: بلى ما اين نامه را از يكى از غلامان تو گرفته ‏ايم!! راوى مى ‏گويد: ما در ايوانى نشسته بوديم كه حضرت دستش را بلند كرد و فرمود: خدايا! اگر اينها به من دروغ مى ‏گويند، آنان را بگير. راوى گويد: ناگهان ديديم كه ايوان حركت كرد و جلو و عقب رفت و هر كس خواست تا برخيزد، افتاد. معتصم گفت: اى فرزند رسول خدا! من از كارم توبه

وصیت های امام باقر علیه السلام

درباره : امام محمد باقر علیه السلام منبع : كافى ج 1 ص 307؛ اثبات الوصیه ص 177 ؛ بحارالأنوار،ج‏47،ص:13

حضرت صادقعليه السّلام فرمود پدرم در وصيت خود نوشت او را در سه جامه كفن كنم. ردائى كه زرد رنگ بود و در روزهاى جمعه با آن نماز ميخواند و يك جامه ديگر و پيراهنى؛ عرض كردم پدر اين يكى را ننوشته ‏اى فرمود مي ترسم مردم عيبجوئى كنند و بگويند در چهار يا پنج جامه پدرش را كفن نموده ولى بر سرم عمامه ‏اى ببند زيرا عمامه جزء كفن محسوب نمي شود كفن آن چيزى است كه جسد را بپوشاند

متن عربی روایت: الكافي عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِعليه السّلام قَالَ: كَتَبَ أَبِيعليه السّلام فِي وَصِيَّتِهِ- أَنْ أُكَفِّنَهُ فِي ثَلَاثَةِ أَثْوَابٍ أَحَدُهَا رِدَاءٌ لَهُ حِبَرَةٌ- كَانَ يُصَلِّي فِيهِ يَوْمَ الْجُمُعَةِ وَ ثَوْبٌ آخَرُ وَ قَمِيصٌ- فَقُلْتُ لِأَبِي ع لِمَ تَكْتُبُ هَذَا- فَقَالَ أَخَافُ أَنْ يَغْلِبَكَ النَّاسُ- وَ إِنْ قَالُوا كَفِّنْهُ فِي أَرْبَعَةٍ أَوْ خَمْسَةٍ فَلَا تَفْعَلْ- وَ عَمِّمْنِي بِعِمَامَةٍ- وَ لَيْسَ تُعَدُّ الْعِمَامَةُ مِنَ الْكَفَنِ- إِنَّمَا يُعَدُّ مَا يُلَفُّ بِهِ الْجَسَد .« كافى ج 3 ص 144 ؛  بحار الأنوار، ج‏46،ص:220 »

احضار امام باقر علیه السلام به شام توسط هشام بن عبدالملک و رسوایی او

درباره : امام محمد باقر علیه السلام منبع : دلائل الامامه ص 103 ؛ امان الاخطار ص 52 ؛ بحار الأنوار،ج‏46،ص:307

سيد بن طاوس در كتاب امان الاخطار ص 52 نقل مي كند از كتاب دلائل الائمه محمد بن جرير طبرى شيعه از معجزات حضرت باقر عليه السّلام از حضرت صادق عليه السّلام که يك سال هشام بن عبدالملك براى حج به مكه رفت در همان سال حضرت باقر عليه السّلام و پسرش حضرت صادق عليه السّلام نيز به مكه رفتند. حضرت صادق عليه السّلام در يك سخنرانى فرمود ستايش خداى را كه محمد صلى الله عليه وآله وسلم را به حقيقت به مقام نبوت برانگيخت و ما را بوسيله او امتياز بخشيد ما برگزيده خدا در ميان مردم و نخبه بندگان و خلفاء او هستيم سعادتمند كسى است كه از ما پيروى كند و شقى كسى است كه مخالف و دشمن ما باشد. مسلمه برادر هشام اين جريان را به هشام رسانيد ولى هشام كارى نكرد تا به شام برگشت و ما به مدينه رفتيم.