امام حسن عسگری (ع) :: أَشَدُّ النَّاسِ اجْتِهَاداً مَنْ تَرَكَ الذُّنُوب ‏

سخت‏ كوش‏ ترين مردم كسى است كه گناهان را ترك كند

تحف العقول ص : 486

خانه :: مقتل


دفن مخفیانه حضرت زهرا سلام الله علیها

درباره : حضرت زهرا علیها سلام منبع : دلائل الأمامیه ص 47 ، مناقب ابن شهر آشوب، ج 3 ص 365 بحار الأنوار ج 43 ص 179 و 184

 محمّد بن همام مى ‏گويد: روايت شده: حضرت فاطمهسلام الله علیها در روز بيستم ماه جمادى الآخر از دنيا رحلت نمود. عمر مباركش هجده سال و هشتاد و پنج روز بود. حضرت على عليه السّلام آن بانو را غسل داد. به هنگام غسل دادن او غير ازحضرت على عليه السّلام حسنين عليه السّلام زينبسلام الله علیها امّ كلثوم، فضه خادمه و اسماء بنت عميس كسى ديگر حضور نداشت. آنگاه جنازه آن بانو را شبانه با حضور حسنين عليه السّلام به جانب بقيع حمل نمودند و نماز بر بدن مبارك خواندند و كسى از دفن ايشان مطّلع نشد و احدى از مردم بر بدن آن بانو نماز نخواند مگر آن افرادى كه گفته شد. على عليه السّلام بدن مباركش را در روضۀ مقدسه دفن و موضع قبرش را پنهان كرد. صبح آن شبى كه فاطمهسلام الله علیها

وصیت های حضرت زهرا سلام الله علیها

درباره : حضرت زهرا علیها سلام منبع : روضة الواعظین ج 1 ص 181 و کشف الغمة ج 2 ص 128، بحار الأنوار ج 43 ص 206

ساختن تابوت برای حضرت زهرا سلام الله علیها: ابن عبّاس مى‏ گويد: آن هنگام كه بيمارى حضرت فاطمه سلام الله علیها شدّت يافت، به اسماء بنت عميس فرمود: آيا نمى‏ بينى من در چه حالى هستم؟ مبادا مرا روى تخت ه‏اى بگذاريد كه پیکرم ظاهر باشد! اسماء گفت: نه به جان خودم سوگند، بلكه نظير آن تابوتى را براى تو درست مى ‏كنم كه در حبشه ديده‏ ام. حضرت زهرا سلام الله علیها به وى فرمود: پس نمونه آن را به من نشان بده! اسماء مقداری شاخه‏ هاى تازه خرما تهیه کرد و آن تابوتى را كه در حبشه ديده بود، ساخت و آن اوّلين تابوتى بود كه ساخته شد. حضرت زهرا سلام الله علیها پس از ديدن آن تابوت خندان شد و هيچ وقت غير از آن موقع خندان نشده بود ( کشف الغمة ج 2 ص 128، بحار الأنوار ج 43 ص 206 )  البته به روایتی دیگر حضرت فاطمه سلام الله علیها فرمود: پسر عمو! من به تو وصيّت مى‏ كنم كه تابوتى برايم تهيه نمايى، زيرا ديدم

حمله و جسارت به خانه امیرالمؤمنین علیه السلام

درباره : حضرت زهرا علیها سلام منبع : كتاب سليم بن قيس هلالى ص 249 و بحار الأنوار ج43 ص 197

در كتاب سليم بن قيس هلالى آمده: هنگامى كه پيامبرصلی الله علیه وآلۀ وسلم  رحلت كرد هنوز جنازه مقدس آن حضرت را به خاك نسپرده بودند كه مردم عهد و پيمان خود را شكستند و مرتد شدند و علم مخالفت را برافراشتند و با ابوبکر بیعت کردند. اما حضرت على عليه السّلام مشغول غسل وكفن و حنوط بدن مبارك پيغمبر اسلام صلی الله علیه وآلۀ وسلم  شد تا اينكه آن پیکر مقدّس را به خاك سپرد. سپس حضرت على عليه السّلام طبق وصيّت حضرت رسول صلی الله علیه وآلۀ وسلم مشغول جمع آورى قرآن مجيد شد. پس از اين جريان عمر به ابو بكر گفت: اکثر مردم به غير از على عليه السّلام و اهل بيتش با تو بيعت كردند، به دنبال وى بفرست تا بيايد و بيعت كند. ابو بكر پسر عموى عمر را كه نامش قنفذ بود،

غصب فدک توسط ابوبکر و عمر

درباره : حضرت زهرا علیها سلام منبع : كتاب سليم بن قيس ص252، بحار الأنوار ج43 ص197 ، الأختصاص شیخ مفید ص 183

سلیـم بن قیـس مینویسد وقتی ابوبکر به خلافت رسید کسی را فرستاد و  نماینده ی حضرت زهرا سلام الله علیها را از فـدک بیرون کرد حضرت فاطمه سلام الله علیها مطّلع گشت كه ابو بكر فدك را گرفته! فَخَرَجَتْ فِي نِسَاءِ بَنِي هَاشِمٍ حَتَّى دَخَلَتْ عَلَى أَبِي بَكْرٍ فَقَالَتْ يَا أَبَا بَكْرٍ تُرِيدُ أَنْ تَأْخُذَ مِنِّي أَرْضاً جَعَلَهَا لِي رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه وآلۀ وسلم  آن حضرت با گروهى از زنان بنی هاشم نزد ابو بكر آمدند و فرمود: آيا مى‏ خواهى زمينى را كه پدرم پيغمبر خدا صلی الله علیه وآلۀ وسلم به من عطا فرموده بگيرى؟! فَلَمَّا سَمِعَ أَبُو بَكْرٍ مَقَالَتَهَا وَ النِّسْوَةُ مَعَهَا دَعَا بِدَوَاةٍ لِيَكْتُبَ بِهِ لَهَا ابو بكر کاغذی خواست تا بنويسد كه فدك متعلق به فاطمهسلام الله علیها است. فَدَخَلَ عُمَرُ فَقَالَ يَا خَلِيفَةَ رَسُولِ اللَّهِ لَا تَكْتُبْ لَهَا حَتَّى تُقِيمَ الْبَيِّنَةَ بِمَا تَدَّعِي فَقَالَت‏ عمر

خشم حضرت زهرا(س) از اولی و دومی:

درباره : حضرت زهرا علیها سلام منبع : كتاب سليم بن قيس هلالى ص 251 و بحار الأنوار ج 43 ص 198

خشم حضرت زهراسلام الله علیها از اولی و دومی: يك روز على بن ابى طالبعليه السّلام در مسجد نمازهاى واجب روزانه را به جاى مى‏ آورد كه ابو بكر و عمر به آن حضرت گفتند: دختر رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم در چه حال است؟ چون از آن جريانى كه بين ما و او گذشت آگاهى، چنانچه صلاح بدانى از آن بانو كسب اجازه كن تا ما نزد او بياييم و از گناه خود عذرخواهى نماييم؟ حضرت علىعليه السّلام نزد فاطمهسلام الله علیها آمد و گفت: اى بانوى آزاده! فلانى و فلانى آمده‏ اند و تصميم دارند سلامى به تو بگويند، نظرت چيست؟

فاطمه زهراسلام الله علیها فرمود: الْبَيْتُ بَيْتُكَ وَ الْحُرَّةُ زَوْجَتُكَ افْعَلْ مَا تَشَاء؛ خانه خانه تو مى‏ باشد و من همسر تو. هر عملى كه مى‏ خواهى انجام بده.  حضرت علىعليه السّلام به فاطمه زهراسلام الله علیها گفت: مقنعه خود را بر سر كن. آن بانو مقنعه خويش را بر سر كرد و صورت خود را

اذان گویی بلال بعد از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

درباره : حضرت زهرا علیها سلام منبع : من لا يحضره الفقيه ج3 ص 173 و روضة الواعظین، ص 181

اذان گفتن بلال : شيخ صدوق روايت كرده است وقتى پيغمبر خداصلى الله عليه وآله وسلم ازدنيا رحلت نمود بلال از گفتن اذان خوددارى كرد، و گفت: من بعد از پيامبراسلام صلى الله عليه وآله وسلم براى احدى اذان نخواهم گفت.روزى فاطمه زهراسلام الله علیها فرمود: إِنِّی أَشْتَهِی أَنْ‏ أَسْمَعَ صَوْتَ مُؤَذِّنِ أَبِی؛ دوست دارم صداى اذان مؤذن پدرم را بشنوم. و چون اين سخن به گوش بلال رسيد، مشغول گفتن اذان شد. هنگامى كه بلال دو مرتبه گفت: اللَّه اكبر، حضرت فاطمه سلام الله علیها به ياد پدرش رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم افتاد و نتوانست از گريه خوددارى نمايد. و زمانى كه بلال گفت: اشهد أن محمّدا رسول اللَّه، حضرت صيحه‏ اى زد و با صورت خود افتاد و غش كرد!! مردم به بلال گفتند: از گفتن اذان خود

واقعیت اربعین و تحریفات آن

درباره : امام حسین علیه السلام منبع : پژوهشی نو در بازشناسی مقتل سیدالشهدا

آنچه باید در خصوص اربعـین سیدالشهداعليه السّلام بدانیم : یکی از مهمترین مناسبتهای مذهبی هر سال که از اهمیت و جایگاه ویژه ای هم برخوردار است مراسم اربعین حضرت ابا عبدالله الحسین است که هر ساله با شکوه بیشتری نسبت به سال قبل برگزار میگردد و همگی ما موظـفیم درگسترش و با شکوه تر برپا شدن آن ازهیچ کوششی دریغ نکنیم اما لازم است روایات و گزارشات مستند و واقعی این مراسم را نیز بدانیم  تا واقعیت را از تحریفات جدا ساخته و به وظیفۀ دینی خود بهتر عمل کنیم. بعد از واقعه تلخ و غمبار شهادت سیدالشهداعليه السّلام و انتقال خاندان نبوت به کوفه و برپایی مجالس مختلف در این شهر توسط ابن‌زیاد، آن  ملعون نامه‌اي هم به يزيد نوشت و ضمن اعلام خبر شهادت

زبارت جابر در اربعین

درباره : امام حسین علیه السلام منبع : بشارة المصطفى ص 82؛ بحار الأنوار، المجلسي ،ج‏65،ص:131

علامه مجلسي و دیگران به نقل از طبری از کتاب بشارة المصطفی مینویسند  عطیه عوفي' مي گوید: همراه جابر بن عبدالله انصاري به قصد زیارت قبر حسین بن عليعليه السّلام بیرون شدیم؛ چون به كربلا وارد شدیم، جابر نزدیك فرات رفت و غسل كرد و دو جامه به تن كرد. كیسه اي را گشود كه در آن 'سعد' (عطري معروف ) بود. آن را به خود پاشید. با هر گام یاد خدا مي كرد. نزدیك قبر كه رسید گفت 'دست مرا بر قبر بگذار.' دستش را بر قبر گذاشتم. روي قبر افتاد و از هوش رفت. بر او آب پاشیدم تا به هوش آمد.

آنگاه جابر سه بار گفت 'یا حسین!' سپس گفت: حَبِيبٌ لَا يُجِيبُ حَبِيبَهُ  آیا دوست، پاسخ دوستش را نمي دهد؟! جابر بن عبدالله انصاری سپس گفت: أَنَّى لَكَ بِالْجَوَابِ وَ قَدْ شُحِطَتْ أَوْدَاجُكَ عَلَى أَثْبَاجِك‏ چگونه جواب دهي كه رگهایت بریده و میان سر و پیكرت جدایي افتاده است. شهادت