امروز : جمعه, 25 آبان 1397 - ۷ ربیع الاول ۱٤٤۰
خانه :: مقتل


غارت خیمه ها و اموال امام علیه السلام

درباره : روایت های روز عاشورا و شام غریبان منبع : پژوهشی نو در بازشناسی مقتل سیدالشهدا ص 273

چهارمین حمله به خیمه‌ها ( حمله سراسری) : هنوز دقايقي از شهادت امام عليه السّلام نگذشته بودکه یهودیان امّت پیامبر کار ناتمام حمله  به خیمه‌ها در لحظات رزم سیّدالشهداعليه السّلام را از سر گرفتند. يك مشت ياغي از خدا بي‌خبر با آتش زدن خیمه‌ها، حمله و غارت را از هر طرف شروع كردند و هیچ کس هم جلو دارشان نشد، مگر یک زن که به همراه شوهرش در لشکر ابن سعد بود و با دیدن این همه شقاوت، بی‌حیایی و حرمت شکنی،آن هم نسبت به خاندان رسالت، شمشیر برداشت تا شاید بتواند از زنان وکودکان بی‌دفاع حمایت کند که شوهرش مانع او شد.[1]

با اینکه در خصوص غارت خیمه‌ها در بعضی از کتب، گزارش‌های متعددی ذکر شده، من اعتقاد به بازگویی آن ندارم، همچنان‌که بزرگـانی همچون حاج شیخ عبّاس قمی در صفحه 470 منتهی الآمال بر این اصل تاکید کرده‌اند و باید این موضوع را سر بسته و کلّی عنوان کرد.

وقایع لحظه شهادت حضرت سیدالشهدا (ع)

درباره : روایت های روز عاشورا و شام غریبان منبع : پژوهشی نو در بازشناسی مقتل سیدالشهدا ص 266

از امام صادقعليه السّلام نقل شده كه در لحظه شهادت سیّدالشهداعليه السّلام منادي از عرش الهی فرياد زد: واي بر شما امّتي كه بعد از پيغمبر خود، متحیّر و گمراه شديد! خداوند شما را به اضحی و فطر( عید فطر) موفّق ندارد![1]

در لحظه يا بعد از شهادت حضرت، گرد و غبار شديدي برخاست و آسمان تاريك شد و باد سرخي وزيدن گرفت كه چشم، چشم را نمي‌ديد و بسیاری گمان كردند عذاب الهي نازل شده است.[2] براي لحظاتي يا دقايقي هوا تاريك شد؛ گویی خورشيد گرفته بود، به گونه‌اي كه ستاره‌‌ها ديده شدند. از امام باقرعليه السّلام روایت شده که هيچ سنگي را برنداشتند، مگر آن‌كه زير آن خوني سرخ و تازه بود.[3]

 شیـخ صدوق به نقل از امام رضاعليه السّلام می‌نویسد از آسمان خون و خاک سرخ بارید. همچنین در بعضی کتب احادیث متعددی مبنی بر خون

نحوه شهادت حضرت سیدالشهدا علیه السلام

درباره : روایت های روز عاشورا و شام غریبان منبع : پژوهشی نو در بازشناسی مقتل سیدالشهدا ص 264

در بعضی ازکتب مقاتل آمده که شمر جلو آمد و روي سينه ی حضرت نشست و محاسن امامعليه السّلام را در دست گرفت. شمر، نقاب از صورت برداشت و امامعليه السّلام تا صورت شمر را ديدند؛ فرمودند: اللَّهُ أَكْبَرُ اللَّهُ أَكْبَرُ صَدَقَ اللَّهُ وَ رَسُولُه! جدّم رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم درست فرمودند. شمر گفت: جدّت چه گفته و حضرت پاسخ دادند: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ: کََأَنِّي أَنْظُرُ إِلَى كَلْبٍ أَبْقَعَ يَلَغُ فِي دَمِ أَهْلِ بَيْتِي؛ رسول الله فرمودند: گويا من نظر مي كنم به سگ پيسى كه خون اهل بيت مرا مى‏ ليسد! سپس ادامه دادند: من در عالم خواب ديدم، گويا سگهائى مرا مي‌گزند و در ميان آنها سگى است اَبلَغ كه از همه بيشتر به من حمله مي‌كند! و آن سگ ابلغ تو هستی[1]؛ شمر از اين سخن امام عليه السّلام

لحظات شهادت سیدالشهدا علیه السلام و احوال حضرت زینب (س)

درباره : روایت های روز عاشورا و شام غریبان منبع : پژوهشی نو در بازشناسی مقتل سیدالشهدا ص 260

حضرت زينبسلام الله علیها بعد از شهادت فرزند برادرشان با دیدن جسارت‌هایی که به سیّدالشهداعليه السّلام می‌شد دست بر سر گذاشتند و ناله زدند: « وَا أَخَاهْ وَا سَيِّدَاهْ وَا أَهْلَ بَيْتَاهْ لَيْتَ السَّمَاءَ أَطْبَقَتْ عَلَى الْأَرْضِ وَ لَيْتَ الْجِبَالَ تَدَكْدَكَتْ عَلَى السَّهْلِ[1].» ای وای برادرم، ای وای آقایم، ای وای همه خانواده‌ام! ای کاش آسمان بر زمین می‌افتاد؛ ای کاش کوه‌ها تکّه تکّه می‌شدند! سپس رو کردند به عُمَرِبنِ سَعد و فریاد زدند: يَا عُمَرُ! أَيُقْتَلُ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ وَ أَنْتَ تَنْظُرُ إِلَيْه؛ واي بر تو اي عُمَرِسَعد! آيا اباعبدالله را مي‌‌كشند و تو نگاه مي‌‌كني؟ عُمَرِبنِ سَعد پاسخ نداد و به گزارشی اشک در چشمانش جاری شد؛ ولی روی خود را برگرداند. عقیله بنی‌هاشم خطاب به لشکریان اموی فرمودند:[2] وَيْحَكُمْ ! أَ مَا فِيكُمْ مُسْلِمٌ ؟ واي بر شما! آيا يك مسلمان ميان شما مردم نيست؟ فَلَمْ يُجِبْهَا أَحَدٌ بِشَيْ‏ء؛ ولي هيچ‌كس پاسخشان را نداد.[3]

آخرین لحظات عمر حضرت و شهادت عبدالله بن الحسن (ع)

درباره : حضرت عبدالله بن الحسن علیه السلام منبع : پژوهشی نو در بازشناسی مقتل سیدالشهدا ص 257

امامعليه السّلام پس از مدتي مبارزه باز به خيمه‌‌ها برگشتند. عَبْدُاللَّهِ بْنِ حَسَن فرزند10 ساله امام حسنعليه السّلام خيلي بي‌تابي مي‌‌كردند که خودشان را به امام برسانند؛ امامعليه السّلام دست عبدالله را در دست حضرت زينبسلام الله علیها قرار دادند و فرمودند نگذار به ميدان بيايد.[1] امام در اين وداع، ضمن توصیه مجدّد به شکیبایی درمصائب فرمودند:اَستَعِدُّو لِلبَلاء؛ خودتان را براي سختي‌‌ها و بلا و مصیبت آماده كنيد و چادر‌ها را بر سر گیرید... (شايد مرادشان اين بوده است كه من ديگر برنمي‌گردم) و بعد از وداع آخرشان با اهل خيام دوباره راهي ميدان نبرد شدند.[2]

آخرین  دقایق عمر حضرت:  امامعليه السّلام در نبرد با دشمن 72 زخم[3]و به روايتي از امام باقرعليه السّلام 320 زخم[4] و نقل از امام

طلب کردن پیراهن کهنه

درباره : روایت های روز عاشورا و شام غریبان منبع : پژوهشی نو در بازشناسی مقتل سیدالشهدا ص 254

امامعليه السّلام به خیمه‌ها برگشتند و قبل از وداع پایانی[1] فرمودند: ابْغُوا لِي ثَوْباً لَا يُرْغَبُ فِيهِ أَجْعَلْهُ تَحْتَ ثِيَابِي لِئَلَّا أُجَرَّدَ مِنْه؛ لباسی برايم بياوريد كه كسي رغبت نكند آن را بدزدد؛ مي‌‌خواهم زير لباس‌هايم بپوشم. شلواری براي حضرت آوردند كه كوچك و تنگ بود و امام عليه السّلام فرمودند: لَا ذَاكَ لِبَاسُ مَنْ ضُرِبَتْ عَلَيْهِ الذِّلَّة  نه اين لباس را نمي‌خواهم؛ لباس ذلّت است. لباس دیگری آوردند و حضرت با خنجر چند جای آن را سوراخ کردند که کسی رغبت به دزدیدن آن نکند و آن را در زیر لباس‌هایشان پوشیدند.[2]

پیراهن حضرت ابراهیم: بعد از پوشیدن آن زیرجامه، امامعليه السّلام پارچه دست بافی طلب و آن را هم پاره کردند و به تن پوشیدند تا شايد بعد از شهادتشان كسي رغبت نكند این‌ها را بدزدد.[3] احتمالاً این همان پیراهن حضرت ابراهیم نبی است که در صفحات 45 جلد 22 بحارالأنوار

حمله دشمن به خیمه ها ( اگر دین ندارید آزاده باشید و.... )

درباره : روایت های روز عاشورا و شام غریبان منبع : پژوهشی نو در بازشناسی مقتل سیدالشهدا ص 252

 سیّدالشهداعليه السّلام سعي مي‌‌كردند بعد از هر حمله به نقطه شروع كه در نزديكي خيام بود برگردند و فرياد مي‌‌زدند: « لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِيِّ الْعَظِيمِ! [1]» در يكي از اين حملات، فاصله نسبتاً زيادي بين امامعليه السّلام و خيمه‌ها افتاد [ و دشمن از هر حربه و حيله‌اي براي چیرگی بر امام استفاده مي‌‌کرد.] امام عليه السّلام دیدند كه شمر و عدّه‌ای در حال حمله به خيمه‌‌ها هستند. رو به دشمنان كردند و فرياد زدند: وَيْلَكُمْ يَا شِيعَةَ آلِ أَبِي سُفْيَانَ ! [2] إِنْ لَمْ يَكُنْ لَكُمْ دِينٌ وَ كُنْتُمْ لَا تَخَافُونَ الْمَعَادَ فَكُونُوا أَحْرَاراً فِي دُنْيَاكُمْ هَذِهِ ! وَ ارْجِعُوا إِلَى أَحْسَابِكُمْ إِنْ كُنْتُمْ عَرَباً كَمَا تَزْعُمُون؛[3] واي بر شما اي پيروان آل ابي سفيان! اگر دين نداريد و از قيامت نمي‌ترسيد، دست کم در اين دنيا آزاد مرد باشيد، پس به اصل

مبارزه سیّدالشهداء علیه السلام و رجز آن جضرت

درباره : روایت های روز عاشورا و شام غریبان منبع : پژوهشی نو در بازشناسی مقتل سیدالشهدا ص 249

سیّدالشهداعليه السّلام وقتی دیدند نصایح و کلام حقّشان در دل سنگین دشمن اثر نمی‌کند، به مبـارزه پـرداختند و به هركس که مي‌‌رسيدند او را به جهنّم مي فرستادند. يك مرتبه عُمَرِبنِ سَعد به خودش آمد و به لشکريانش فرياد زد كه واي بر شما، آيا مي‌‌دانيد با چه كسي مي‌‌جنگيد؛ اين فرزند آن پدري است كه شجاعان عرب و دليران روزگار را به خـاك هـلاكت افكنده؛ هيچ كس به تنهايي نمي‌تواند با او مقابله كند؛ همه لشکر با هم حمله كنید شايد بتوانيم ازعهده‌اش برآييم![1] با اين دستور، فوج عظيم و باران تيرها و نيزه‌‌ها بود كه به سوي امام عليه السّلام روانه شد.[2]

در روايات و کتب مقاتل از زبان حُمَيْد بْنِ مُسْلِم[3] وقایع نگار لشکر عُمَرِبنِ سَعد آمده است که گفته: به خدا قسم! هیچ مرد گرفتار و مغلوبي

گزارش شهادت حضرت علی اصغر علیه السلام در کتب مختلف تاریخی

درباره : حضرت علی اصغر علیه السلام منبع : ارشاد، تاریخ طبری، تاریخ یعقوبی، روضة الواعظین، مقتل خوارزمی، اعلام الوری، لهوف، مثیر الاحزان ؛ تذکرة الخواص، بحار الانوار، جلاءالعیون، نفس المهموم، منتهی الامال، مقتل مقرم

الأرشاد شیخ مفید( از علمای قرن پنجم هجری): سپس آن حضرت بر در خيمه نشست، و فرزندش عبد اللَّه بن حسين كه كودكى بود نزد او آمد آن حضرت او را در دامان خود نشانيد، مردى از بنى اسد تيرى بسوى او پرتاب كرد كه آن بچه را بكشت، حسين عليه السّلام  خون آن كودك را در دست خود گرفت و چون دستش پر شد آن را بر زمين ريخت، سپس گفت: بار پروردگارا اگر يارى را از سمت آسمان از ما جلوگيرى كردى پس آن را قرار ده براى آنچه بهتر است، و انتقام ما را از اين مردم ستمكار بگير، سپس آن كودك را برداشته آورد در كنار كشتگان از خاندان خويش نهاد.  

ثُمَّ جَلَسَ الْحُسَيْنُ عليه السّلام  أَمَامَ الْفُسْطَاطِ فَأُتِيَ بِابْنِهِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ هُوَ طِفْلٌ فَأَجْلَسَهُ فِي حَجْرِهِ فَرَمَاهُ رَجُلٌ مِنْ بَنِي أَسَدٍ بِسَهْمٍ فَذَبَحَهُ فَتَلَقَّى الْحُسَيْنُ عليه السّلام  دَمَهُ فَلَمَّا مَلَأَ كَفَّهُ صَبَّهُ فِي الْأَرْضِ ثُمَّ قَالَ: رَبِّ إِنْ تَكُنْ حَبَسْتَ عَنَّا النَّصْرَ مِنَ السَّمَاءِ فَاجْعَلْ ذَلِكَ لِمَا هُوَ خَيْرٌ وَ انْتَقِمْ لَنَا مِنْ هَؤُلَاءِ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ- ثُمَّ حَمَلَهُ حَتَّى وَضَعَهُ مَعَ قَتْلَى أَهْلِهِ. « الأرشاد ج 2 ص 161 »

روایت کامل و جامع شهادت حضرت علی اصغر علیه السلام

درباره : حضرت علی اصغر علیه السلام منبع : پژوهشی نو در بازشناسی مقتل سیدالشهدا ص 233

استغاثه سیدالشهدا: سیّدالشهداء عليه السّلام  قبل از نبرد برای آخرین بار رو به دشمنان كردند و فرمودند: هَلْ مِنْ ذَابٍّ يَذُبُّ عَنْ حَرَمِ رَسُولِ اللَّهِ؟ آيا كسي نيست از حرم رسول خدا دفاع كند؟ هَلْ مِنْ مُوَحِّدٍ يَخَافُ اللَّهَ فِينَا؟ آيا خدا پرستي در ميان شما نيست كه در مورد ما از خدا بترسد؟ هَلْ مِنْ مُغِيثٍ يَرْجُو اللَّهَ بِإِغَاثَتِنَا؟ آيا دادرسي نيست كه به اميّد ثواب الهي به داد ما برسد؟ هَلْ مِنْ مُعِينٍ يَرْجُو مَا عِنْدَ اللَّهِ فِي إِعَانَتِنَا؟ آيا ياري كننده‌اي نيست كه به اميّد آنچه نزد خداست ما را ياري بدهد؟[1]

شهادت حضرت علی اصغر[2] [ هرچند اين جملات امـام عليه السّلام براي اتمـام حجّت بود یا اينكه شايد بتوانند كسي را در دقايق پایانی نجات دهند، امّا به هر جهت از اين سخنان گريه و شيون اهل حرم بیشتر شد] و امامعليه السّلام براي آرام كردن زن‌ها به خيمه‌ها برگشتند[3]و ضمن