کاربری جاری : مهمان خوش آمدید
 
خانه :: مقتل


ازدواج حضرت زهرا و حضرت علی علیه السلام

درباره : حضرت علی علیه السلام منبع : عیون اخبار الرضا، ج ۲، ص ۵۹؛ بحار الانوار ج ۴۳ ص ۱۰۵ و ۱۱۳

در روز عقد و ازدواج حضرت علی و حضرت زهرا چند گزارش وجود دارد. الف) شیخ مفید، شیخ طوسی و شیخ کفعمی ازدواج را در اول ذیحجه اعلام کرده‌اند. شیخ مفید، مسار الشیعه ص ۳۶، شیخ کفعمی، بلدالامین ص ۲۴۴ ‏‏، شیخ کفعمی، المصباح ص ۵۱۴،  ‏ شیخ طوسی، مصباح المتهجد ج ۲ ص۶۷۱، ابن شهرآشوب، مناقب آل ابیطالب ج۳ ص ۳۵۷، ابوریحان بیرونی؛ آثارالباقیه ص ۵۳۵، محدث اربلی کَشف الغُمّه ج۳ ص۲۱۰،  ب ) البته شیخ طوسی، شیخ کفعمی و ابن شهر آشوب می‌نویسند عقد در اول ذیحجه ولی ازدواج در ششم ذیحجه بوده است. یخ کفعمی، المصباح ص ۵۱۴، شیخ طوسی، مصباح المتهجد ج ۲ ص۶۷۱، ابن شهرآشوب، مناقب آل ابیطالب ج۳ ص ۳۵۷، علامه مجلسی، بحارالأنوار ج ۴۳، ص ۹۲، شیخ عباس قمی فیض العلام  ص۱۵۲. ج ) شیخ مفید، شیخ طوسی و سید بن طاوس در روایتی دیگر ازدواج حضرت زهرا را در نیمه ماه رجب ذکر کرده اند. شیخ مفید، مسار الشیعه ص ۵۸، شیخ طوسی، سیدبن طاوس، اقبال الاعمال ج ۲ ص ۶۶۴، مصباح المتهجد ج ۲ ص۸۰۵، شیخ کفعمی، المصباح ص ۵۱۲،  د ) اقوال دیگر : عقد در ماه صفر ازدواج در ذی‌حجّه، عقد در رمضان  ازدواج در ذی‌حجّه ، عقد و ازدواج  هردو در ربیع الاوّل) شیخ عباس قمی فیض العلام  ص ۱۵۲ و۲۱۳، مرحوم خراسانی منتخب التواریخ ص ۳۴

خروج امام حسین علیه‌السلام از مدینه

درباره : روایت های خروج از مدینه تا شب عاشورا منبع : پژوهشی نو در بازشناسی مقتل سیدالشهدا ص ۶۴

وداع امام با مرقد پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم و حضرت زهرا(س)

امام حسین علیه‌السلام در شب دوّم هم به کنار مرقد نورانی پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم رفتند[1]و تا صبح به مناجات و راز و نیاز پرداختند و نزدیک صبح کنار قبر آن حضرت خوابشان برد و رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم درعالم رؤیا به امام علیه‌السلام خبر شهادتشان را با لب تشنه در صحراي كربلا اعلام کردند و فرمودند: يَا بُنَيَّ إِنَّكَ قَادِمٌ عَلَى أَبِيكَ وَ أُمِّكَ وَ أَخِيكَ وَ هُمْ مُشْتَاقُونَ إِلَيْكَ وَ إِنَّ لَكَ فِي الْجَنَّةِ دَرَجَاتٍ لَا تَنَالُهَا إِلَّا بِالشَّهَادَة ...؛ اي پسرم! همانا پدر و مادر و برادر تو پيش آمدند و مشتاق ديدار تو هستند،  برايت در بهشت درجاتي است كه فقط با شهادت به آن مي‌رسي.... بعد از این خواب امام علیه‌السلام به کنار مرقد مادرشان حضرت زهرا(سلام الله علیها) و برادرشان امام حسن[2] علیه‌السلام رفته و با آن‌ها نیز وداع کردند.[3]

بازگشت کاروان سیدالشهدا علیه‌السلام به مدینه

درباره : روایت های مصائب بعد از شام منبع : پژوهشی نو در بازشناسی مقتل سیدالشهدا ص ۴۰۵

خبرآوردن بشیر برای مردم مدینه

هنگامی که كاروان به نزديكي مدينه رسيد، امام سجّاد علیه‌السلام فرمودند: خيمه‌ها را برپـا کنید و سپس به بَشِيربْنِ حَذْ لَم فرمودند: اي بشير! خدا پدرت را بيامرزد! او مرد شاعري بود، آيا تو هم شعر می‌دانی؟ بشير عرض کرد: بله يابن‌رسول‌الله ! من هم شعر بلدم. امام علیه‌السلام فرمودند: پس وارد مدينه شده و خبر شهادت سيّدالشهداء علیه‌السلام و بازگشت ما را به مردم برسان. بشير مي‌گوید سوار بر اسب شدم و شتابان خودم را به مسجدالنّبي رساندم و با گريه شروع كردم اين شعر را خواندن:

يَا أَهْلَ يَثْرِبَ لَا مُقَامَ لَكُمْ بِهَا             قُتِلَ الْحُسَيْـنُ فَأَدْمُعِي مِدْرَارٌ

خروج از شام بازگشت اهل بیت علیهم السلام به مدینه

درباره : روایت های مصائب بعد از شام منبع : پژوهشی نو در بازشناسی مقتل سیدالشهدا ص ۴۰۳

يزيد ملعون به نُعْمَانُ بْنِ بَشِير دستور داد تا اسباب سفر اهل بيت را فراهم كند و او را به همراه ۳۰ نفر با اهل بيت راهي مدينه كرد[1]و به اين سی نفر هم دستور داد کاروان را شب‌ها حرکت دهند و پشت سر اهل بيت و دورا‌ دور حركت كنند و مراقب آن‌ها باشند و به اهل بيت نزديك نشوند تا در مواقع وضو گرفتن یا قضاي حاجت راحت باشند. نُعْمَان هم همین کار را کرد تا آمدند و به نزديكي مدينه رسيدند.[2]در باره زمان برگشت اهل بيت به مدينه هم اختلاف نظر هست.

شهادت دختر سیدالشّهدا علیه‌السلام (حضرت رقیّه )

درباره : حضرت رقیه سلام الله علیها منبع : پژوهشی نو در بازشناسی مقتل سیدالشهدا ص ۳۹۳

يكي از مسائل اختلافی که متأسّفانه حاشيه‌ سازي و تحريف در مورد آن زياد صورت گرفته موضوع شهادت حضرت رقيّه در شهر شام است. یکی از دلایل این اختلافات آن است که در بسیاری از كتب مقاتل معتبر مثل: انساب الأشراف، الفتوح، اخباالطوال، ارشـاد، لهوف، مُروُجُ الذَّهَب، اَلعِقْدُ الفَرید، أمالی طوسی، مصباح کفعمی، مصباح المتهجد طوسی، کامل ابن اثیر، مقاتل الطالبیین، الاحتجاج، اعلام الوري، مُثیر ُالأحْزان،كشف‌الغُمّة، أمالي شيخ صدوق، أمالي شيخ مفيد، روضة الواعظين، تاریخ طبری، مقتل خوارزمی، بحارالأنوار، ناسخ التواريخ و ..... چيزي در باره‌ این نازدانه سیدالشهدا نیست و تنها کتابهایی مثل نفس‌المهموم، مقتل امام حسین، منتهی الآمال و منتخب التّواریخ  موضوع شهادت اين بزرگوار را به نقل از كتاب كامل بهايي[1] آورده‌اند.

خطبه امام سجاد علیه‌السلام در شهر شام

درباره : امام زین العابدین علیه السلام منبع : پژوهشی نو در بازشناسی مقتل سیدالشهدا ص ۳۷۹

خطبۀ تاریخی امام سجاد علیه‌السلام در مسجد اموی شام

پس از ورود اهل بیت به شهر شام و بردن آنها به مجلس یزید ملعون که سبب رسوایـی یزید شد، اهل بيت را به خانه يا بهتر بگويم به ويرانه بردند و يزيد ملعون، امام سجّاد علیه‌السلام را همراه خودش به مسجد برد و مردم گرد آورده و خطيب به ظاهر توانایي هم دعوت كرده بود. يزيد به خطیب دستور داد به بالاي منبر برود و هر چه مي‌تواند در مذمّت علي و اولادش و مدح  و بزرگي یزید سخنراني كند و او هم چنین كرد.

 ناگهان امام سجّاد علیه‌السلام از جا بلند شدند و رو كردند به آن خطيب و فرمودند: وَيْلَكَ أَيُّهَا الْخَـاطِبُ اشْتَـرَيْتَ مَرْضَاةَ الْمَخْلُوقِ، بِسَخَطِ الْخَـالِقِ فَتَبَّوأْ مَقْعَدَكَ مِنَ النَّار!

خطبه حضرت زینب (سلام الله علیها) در کاخ یزید

درباره : حضرت زینب سلام الله علیها منبع : پژوهشی نو در بازشناسی مقتل سیدالشهدا ص ۳۷۱

خطبه تاریخی حضرت زینب سلام الله علیها در کاخ ظلم یزید: بعد از ورود اهل بیت به شام و بردن آنها به مجلس یزید ملعون امام سجاد عليه السّلام؛ امام باقرعليه السّلام و حضرت زینب سلام الله علیها با سخنان خود ضمن بر ملا کردن جنایات یزید موجب رسوایی او شدند؛ آخرین ضربه مهلكي كه در اين مجلس به يزيد و سلطنت شومش وارد ‌شد، خطبه قرّاء و علي‌ وار حضرت زينب سلام الله علیها بود. آن حضرت  بلند شدند و با صدایی رسا و محکم، همراه حیا و وقاری بی‌مثال و با شجاعتی بی‌بدیل شروع کردند به خطبه خواندن:

اَلْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ وَ آلِهِ أَجْمَعِينَ صَدَقَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ كَذَلِكَ يَقُولُ«

به کنیزی خواستن دختر سیدالشهدا علیه‌السلام

درباره : روایت های بین راه شام و شهر شام منبع : پژوهشی نو در بازشناسی مقتل سیدالشهدا ص 369

دفاع حضرت زینب (سلام الله علیها) از دختر سیّدالشهدا علیه‌السلام

یکی از غم بار‌ترین وقایع مجلس شوم یزید که جای دارد شیعه برای آن جان بدهد، این است که در مقاتل به نقل از فاطمه، دختر[1] امام حسين علیه‌السلام آمده كه فرمودند: وقتي در مجلس يزيد بوديم، مردي شامي به من اشاره كرد و به يزيد گفت: اين دخترك را به من ببخش؛ ( به عنوان كنيز) من به خودم لرزيدم و خویش را به عمّه‌ام زينب چسبانيدم و گفتم اسير شدم، كنيز هم بشوم! فكر مي‌كردم يزيد اين كار را خواهد كرد. عمّه‌ام زينب‌ كه مي‌دانستند چنين كاري انجام نخواهد شد، رو كردند به آن مرد شامي و فرمودند: كَذَبْتَ وَ اللَّهِ وَ لَوْ مِتُّ وَ اللَّهِ مَا ذَلِكَ لَكَ وَ لَا لَه!

سخنان امام سجّاد علیه السلام با یزید ملعون

درباره : روایت های بین راه شام و شهر شام منبع : پژوهشی نو در بازشناسی مقتل سیدالشهدا ص ۱۸۳

از امام صادق علیه‌السلام نقل است که يزيد به امام سجّاد علیه‌السلام گفت: حمد خدایی را که پدرت را کشت. امام سجّاد علیه‌السلام پاسخ دادند: خدا لعنت کند کسی را که پدر مرا کشت! با این جواب امام، یزید خشمگین شد و تصمیم به شهادت امام سجّاد علیه‌السلام گرفت. امام سجّاد علیه‌السلام فرمودنـد: پس اگر می‌خواهی مرا بکُشی، کسی را مـأمورکن تا زنان و کودکان را به مدینه ببرد که جُز من مَحرمی ندارند. یزید ملعون شرمنده شد و گفت نه؛ خودت آن‌ها را خواهی برد و سپس سوهانی خواست و زنجیر از دست و گردن امام سجّاد علیه‌السلام باز کرد تا منّـتی هم برگردن زین العـابدین بگذارد و بعد شروع کـرد به خواندن این آیـه:

جسارت به سر مطهر امام علیه السلام در مجلس یزید

درباره : روایت های بین راه شام و شهر شام منبع : پژوهشی نو در بازشناسی مقتل سیدالشهدا ص ۳۶۵

وقتي‌ اهل بیت را به کاخ یزید بردند و یزید ملعون با سخنان کوبند و محکم امام سجاد علیه‌السلام و حضرت زینب سلام‌الله‌علیها رسوا شد و صحنه در حال عوض ‌شدن بر ضد يزيد بود، وقتي‌كار به اينجا كشيد و صحنه در حال عوض ‌شدن بر ضد يزيد بود، آن ملعون برخلاف همه مردم که متأثّر شده بودند با بی‌حیایی تمام، شراب زهرجان مي‌كرد و به ديگران هم تعارف مي‌كرد كه بخوريـد؛ اين شراب پيروزي ماست؛ حتّي در بعضي از كتب مقاتل به نقل از امام رضا علیه‌السلام آمده است که همراه شـراب خوردن، شطرنج هم بازي مي‌كرد و هر بار كه شراب مي‌خورد، ته‌مانـده‌اش را در كنار تشتي مي‌ريخت كه سر مطهّر امام علیه‌السلام در داخل آن بود.[1]