کاربری جاری : مهمان خوش آمدید
 
خانه :: مقتل


ولادت حضرت زینب سلام الله علیها

درباره : حضرت زینب سلام الله علیها منبع : منتخب التواريخ، ص 93؛ سفينة البحار، ج 1 ص 558.

ولادت حضرت زینب سلام الله علیها: ولادت با سعادت حضرت زینبسلام الله علیها در مدینه طیبه در سال پنجم یا ششم هجری در روز پنجم جمادی الاول واقع شده است. اقوال دیگر در ولادت آن حضرت عبارت است از 5 جمادی الاولی سال 6 هجری, ماه رمضان سال 6 هجری, دهه آخر ربیع الثانی در سال 5 یا 6 یا 7 هجری (ریاحین الشریعه: ج 3 ص 33 ) کنیه او ام الحسن و ام الکثـوم است و القاب آن حضرت  صدیقة الصغری، عصمة الصغری، ولیة الله العظمی، ناموس الکبری، شریکة الحسین، کامله، فاضله می باشد

متأسفانه در خصوص کیفیت ولادت آن حضرت و وقایع روی داده  در کتب دسته اول و دسته دوم تاریخی مطلبی نگاشته نشده است حتی کتب

ولادت امام هادی علیه السلام

درباره : امام علی النقی (هادی) علیه السلام منبع : ( اثبات الوصيه ص 261 ، بحار الأنوار ج50 ص 212 )

قاضی نعمان در معانى الأخبار مينويسد: از دانشمندان شيعه چنين شنيدم محل ه‏اى كه امام علي النقى عليه السّلام و امام حسن عسكرى عليه السّلام در سامراء ساكن بودند عسكر ناميده ميشد به همين جهت به اين دو امام عليه السّلام لقب عسكرى داده بودند. ابن شهر آشوب  نیز مينويسد: نامش علي عليه السّلام و كنيه ‏اش ابو الحسن بود كه جز اين نام و كنيه نداشت اما داراى لقب هاى زيادى از قبيل: نجيب، مرتضى، هادى، نقى، فقيه، امين، مؤتمن، طيّب، متوكل، عسكرى بود آن جناب را ابو الحسن ثالث و فقيه عسكرى مي گفتند. سال دويست و دوازده نيمه ذی‌حجّه در محلي بنام صريا از اطراف مدينه متولد شده. در کشف الغمه است  که مادرش كنيزى صاحب فرزند بنام سمانه مغربيه بود. نام ديگرى جز اين گفته‏ اند. با پدرش شش سال و پنج ماه زيست و پس از پدر سى و سه سال و چند ماه زندگى كرد و در سامراء دفن شد. (اعلام الوری ص 432)

عید سعید غدیر خم

درباره : حضرت علی علیه السلام منبع : اعلام الوری 1/261 ، ارشاد 1/174

عید غدیر خم : شيخ مفيد و طبرسى روايت كرده اند وقتی پیامبرصلى الله عليه وآله وسلم از اعمال حجّ فارغ و متوجّه مدينه شد به غَدير خُم رسيد و در آن موضع فرود آمد و مسلمانان نيز فرود آمدند و علت آن بود كه از جانب خداوند شديداً تأكيد شد که اميرالمؤ منين عليه السّلام را به عنوان جانشین معرفی کند چنانچه پيش از این نيز در اين خصوص وحى بر آن حضرت نازل شده بود لیكن مشتمل بر توقيت و تأكيد نبود و به اين سبب حضرت تأخير نمود كه مبادا در ميان اُمّت اختلافى ایجاد شود و بعضى از مردم از دين برگردند و خداوند مى دانست كه اگر از غدير خم رد شوند متفرّق خواهند شد، پس خدا خواست كه در اين موضع ايشان جمع شوند و اين آيه را نازل شد: يا اَيُّهَا الرُّسُولُ بَلِّغْ ما اُنْزِلَ اِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَاِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَاللّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ الناسِ؛ اى پيغمبر برسان به مردم آنچه فرستاده شده است به سوى تو از جانب پروردگار تو( در

شهادت امام باقر علیه السلام

درباره : امام محمد باقر علیه السلام منبع : الخرائج و الجرائح ج 2 ص 230 و بحار الأنوار ج 46 ص 329)

 قطب راوندى به سند معتبر از امام جعفر صادقعليه السّلام روايت كرده كه زيد بن الحسن با پدرم مخاصمه‏ اى داشت و مى‏ گفت: فرزند امام حسن عليه السّلام كه فرزند بزرگتر است اولى است از فرزند امام حسين عليه السّلام بر جانشینی پیامبر؛ پس به نزد پدرم آمد و گفت : بيا برويم به خانه قاضى. پدرم او را نصيحت كرد و گفت: از اين دعوى ناحق بگذر و با دوستان خدا بى‏ جهت دشمنی مكن، اگر میخواهى معجزه ‏اى بر تو نشان دهم كه بدانى حق با من است، بدان كه كاردى در دست دارى و از من پنهان كرده ‏اى، اى كارد به قدرت خدا به سخن درآ و گواهى بده براى من، ناگاه كارد از دست او جدا شد و بر زمين افتاد و به زبان فصيح گفت: اى زيد توئى ستمكار و حضرت امام محمّد باقرعليه السّلام احق و  سزاوارتر

ازدواج حضرت زهرا و حضرت علی علیه السلام

درباره : حضرت علی علیه السلام منبع : بحار الانوار ج 43 ص 105 و 113

شيخ طوسى در امالى از استادش شيخ مفيد به اسنادش از امام على عليه السّلام آورده است كه گفت: نزد رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم رفتم و آن حضرت تا مرا ديد لبخندى زد و گفت: اى ابو الحسن! آيا چيزى مى ‏خواهى؟ گفتم: يا رسول اللَّه! اجازه دهيد تا فاطمه سلام الله علیها را به همسرى خود برگزينم. پيامبر فرمود: اى على قبل از تو مردان ديگرى نيز چنين خواسته ‏اى داشتند، ولى هر گاه تقاضاى آنها را با فاطمه در ميان مى‏ گذاشتم در چهره او علامت عدم رضايت را مشاهده مى‏ كردم، حال نيز، تو بايد چند لحظه ‏اى صبر كنى تا نزد او بروم و خواسته تو را با او در ميان گذارم و برگردم. پس رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم نزد فاطمه سلام الله علیها رفت، و به او گفت: دخترم! فاطمه علىّ بن ابى طالب كه تو

خروج امام حسین از مدینه

درباره : روایت های خروج از مدینه تا شب عاشورا منبع : پژوهشی نو در بازشناسی مقتل سیدالشهدا ص 64

وداع امام با مرقد پیامبرصلى الله عليه وآله وسلم و حضرت زهراسلام الله علیها: امام حسینعليه السّلام در شب دوّم هم به کنار مرقد نورانی پیامبرصلى الله عليه وآله وسلم رفتند[1]و تا صبح به مناجات و راز و نیاز پرداختند و نزدیک صبح کنار قبر آن حضرت خوابشان برد و رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم درعالم رؤیا به امام عليه السّلام خبر شهادتشان را با لب تشنه در صحراي كربلا اعلام کردند و فرمودند: يَا بُنَيَّ إِنَّكَ قَادِمٌ عَلَى أَبِيكَ وَ أُمِّكَ وَ أَخِيكَ وَ هُمْ مُشْتَاقُونَ إِلَيْكَ وَ إِنَّ لَكَ فِي الْجَنَّةِ دَرَجَاتٍ لَا تَنَالُهَا إِلَّا بِالشَّهَادَة ...؛ اي پسرم! همانا پدر و مادر و برادر تو پيش آمدند و مشتاق ديدار تو هستند،  برايت در بهشت درجاتي است كه فقط با شهادت به آن مي‌رسي.... بعد از این خواب امام عليه السّلام به کنار مرقد مادرشان حضرت زهرا سلام الله علیها و برادرشان امام حسن عليه السّلام [2]  رفته و با آن‌ها نیز وداع کردند.[3]

بازگشت کاروان سیدالشهدا به مدینه

درباره : روایت های مصائب بعد از شام منبع : پژوهشی نو در بازشناسی مقتل سیدالشهدا ص 405

خبر آوردن بشیر برای مردم مدینه: هنگامی که كاروان به نزديكي مدينه رسيد، امام سجّادعليه السّلام فرمودند: خيمه‌ها را برپا کنید و سپس به بَشِيربْنِ حَذْ لَم فرمودند: اي بشير! خدا پدرت را بيامرزد! او مرد شاعري بود، آيا تو هم شعر می‌دانی؟ بشير عرض کرد: بله يابن‌رسول‌الله ! من هم شعر بلدم.امام عليه السّلام فرمودند: پس وارد مدينه شده و خبر شهادت سيّدالشهداعليه السّلام و بازگشت ما را به مردم برسان. بشير مي‌گوید سوار بر اسب شدم و شتابان خودم را به مسجدالنّبي رساندم و با گريه شروع كردم اين شعر را خواندن:  

يَا أَهْلَ يَثْرِبَ لَا مُقَامَ لَكُمْ بِهَا             قُتِلَ الْحُسَيْـنُ فَأَدْمُعِي مِدْرَارٌ

           الْجِسْمُ مِنْهُ بِكَرْبـَلَاءَ مُضَرَّجٌ            وَ الرَّأْسُ مِنْهُ عَلَى الْقَنَاةِ يُدَار

خروج از شام بازگشت اهل بیت به مدینه

درباره : روایت های مصائب بعد از شام منبع : پژوهشی نو در بازشناسی مقتل سیدالشهدا ص 403

يزيد ملعون به نُعْمَانُ بْنِ بَشِير دستور داد تا اسباب سفر اهل بيت را فراهم كند و او را به همراه 30 نفر با اهل بيت راهي مدينه كرد[1]و به اين سی نفر هم دستور داد کاروان را شب‌ها حرکت دهند و پشت سر اهل بيت و دورا‌ دور حركت كنند و مراقب آن‌ها باشند و به اهل بيت نزديك نشوند تا در مواقع وضو گرفتن یا قضاي حاجت راحت باشند. نُعْمَان هم همین کار را کرد تا آمدند و به نزديكي مدينه رسيدند.[2]در باره زمان برگشت اهل بيت به مدينه هم اختلاف نظر هست. ثابت كرديم طبق گزارش کتاب كامل بهایي در خصوص ورودشان به شهر شام، شانزدهم ربيع‌الاوّل صحيح‌تر است كه اهل بيت حدّاقل يك ماه، به روایتی 45 روز، به گزارشی 2 ماه و به گزارشی 6 ماه در شهر شام بودند.

شهادت دختر سیدالشّهدا (حضرت رقیّه )

درباره : حضرت رقیه سلام الله علیها منبع : پژوهشی نو در بازشناسی مقتل سیدالشهدا ص 393

شهادت دختر سیدالشّهدا (حضرت رقیّه ): يكي از مسائـل اختلافی که متأسّفانه حاشيه‌ سازي و تحريف در مورد آن زياد صورت گرفته موضوع شهادت حضرت رقيّه در شهر شام است. تا جائی که بعضی معتقد هستند سیّدالشهداعليه السّلام دختری با این نام و مشخصات ندارد[1]، شاید یکی از دلایل این افراد آن است که در بسیاری از كتب مقاتل معتبر مثل: انساب الأشراف، الفتوح، اخباالطوال، ارشاد، لهوف، مُروُجُ الذَّهَب، اَلعِقْدُ الفَرید، أمالی طوسی، مصباح کفعمی، مصباح المتهجد طوسی، کامل ابن اثیر، مقاتل الطالبیین، الاحتجاج، اعلام الوري، مُثیر ُالأحْزان،كشف‌الغُمّه، أمالي شيخ صدوق، أمالي شيخ مفيد، روضه الواعظين، تاریخ طبری، مقتل خوارزمی، بحارالأنوار، ناسخ التواريخ و ... چيزي در باره‌اش نیست و تنها کتابهایی مثل نفس‌المهموم، مقتل امام حسین، منتهی الآمال و منتخب التّواریخ  موضوع شهادت اين بزرگوار

خطبه امام سجاد در شهر شام

درباره : امام زین العابدین علیه السلام منبع : پژوهشی نو در بازشناسی مقتل سیدالشهدا ص 379

پس از ورود اهل بیت به شام و آن مجلسی که سبب رسوایـی یزید شد، اهل بيت را به اين خانه يا بهتر بگويم به این ويرانه بردند و يزيد ملعون، امام سجّادعليه السّلام را همراه خودش به مسجد برد و مردم را گرد آورده و خطيب به ظاهر توانایي هم دعوت كرده بود. يزيد به خطیب دستور داد به بالاي منبر برود و هر چه مي‌تواند در مذمّت علي عليه السّلام و اولادش و مدح  و بزرگي یزید سخنراني كند و او هم چنین كرد. ناگهان امام سجّاد عليه السّلام از جا بلند شدند و رو كردند به آن خطيب و فرمودند: وَيْلَكَ أَيُّهَا الْخَـاطِبُ اشْتَـرَيْتَ مَرْضَاةَ الْمَخْلُوقِ، بِسَخَطِ الْخَـالِقِ فَتَبَّوأْ مَقْعَدَكَ مِنَ النَّار! واي بر تو اي خطيب! خشم خداي توانا را به خشنودي بندگان نيازمند و ناتوان خريدي! اينك جايگاه  خودت را در آتشِ شعله ور دوزخ؛ آماده بنگر و خود را براي آنجا آماده کن![1] سپس رو کردند به یزید و فرمودند: يَا يَزِيدُ ! ائْذَنْ لِي حَتَّى أَصْعَدَ هَذِهِ الْأَعْوَادَ، فَأَتَكَلَّمَ