کاربری جاری : مهمان خوش آمدید
 
خانه :: مقتل


آخرین لحظات عمر حضرت و شهادت عبدالله بن الحسن (ع)

درباره : حضرت عبدالله بن الحسن علیه السلام
منبع : پژوهشی نو در بازشناسی مقتل سیدالشهدا ص 257

امامعليه السّلام پس از مدتي مبارزه باز به خيمه‌‌ها برگشتند. عَبْدُاللَّهِ بْنِ حَسَن فرزند10 ساله امام حسنعليه السّلام خيلي بي‌تابي مي‌‌كردند که خودشان را به امام برسانند؛ امامعليه السّلام دست عبدالله را در دست حضرت زينبسلام الله علیها قرار دادند و فرمودند نگذار به ميدان بيايد.[1] امام در اين وداع، ضمن توصیه مجدّد به شکیبایی درمصائب فرمودند:اَستَعِدُّو لِلبَلاء؛ خودتان را براي سختي‌‌ها و بلا و مصیبت آماده كنيد و چادر‌ها را بر سر گیرید... (شايد مرادشان اين بوده است كه من ديگر برنمي‌گردم) و بعد از وداع آخرشان با اهل خيام دوباره راهي ميدان نبرد شدند.[2]

آخرین  دقایق عمر حضرت:  امامعليه السّلام در نبرد با دشمن 72 زخم[3]و به روايتي از امام باقرعليه السّلام 320 زخم[4] و نقل از امام


صادق عليه السّلام 33 زخم نیزه و34 زخم شمشیر برداشتند[5]و به گزارش ديگري1900 زخم[6] برداشتند. [7] اين زخم‌‌ها توان و رمق ایشان را گرفته بودند و ضعف شديدي بر امام عليه السّلام حاكم شده بود؛ لحظه‌ای ايستادند تا تجديد قوا و استراحت كنند كه سنگي به پيشاني حضرت اصابت كرد و خون از سر مباركشان جاري شد.[ اين جمله را شاید بتوان این‌گونه تعبیر کرد كه بعضي‌‌ هرچه تير و نيزه داشتند به طرف امام عليه السّلام پرتاب كردند که اینک نوبت به پرتاب سنگ رسيده و به سنگ‌اندازي متوسّل شدند.] امام عليه السّلام پيراهنشان را بالا بردند تا خون پيشاني و چشمشان را پاك كنند که تيـر سه ‌‌شعبة زهـرآلـودی به سينه ایشان خورد و حضرت فرمودند: بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ عَلَى مِلَّةِ رَسُولِ اللَّهِ؛ به نام خدا و به ياري او و بر دين رسول خـدا، آن گاه سر به آسمـان بلند كردند و سـه مرتبه  فرمودند: إِلَهِي! أَنْتَ تَعْـلَمُ أَنَّـهُمْ يَقْتُلُونَ رَجُلًا لَيْسَ عَلَى وَجْهِ الْأَرْضِ ابْنُ بِنْتِ نَبِيٍّ غَيْرُه! خدايا ! تو خود شاهدي كه اين قوم، قصد كشتن مردي را دارند كه در همه روي زمين جُز او پسر دختر پيغمبري نیست.[8] امام عليه السّلام تيـر را از پشت از بدن مباركشان خارج كردند، در حالي كه مثل نـاودان، از محلّ خروج تير، خون بيرون مي‌‌آمد؛ سیّدالشهداء عليه السّلام خون‌ها را به آسمان پاشیدند[9]و قطره‌ای از آن‌ها به زمین بر نگشت.[10]

شهادت عبدالله بن حسن: در آن سوی گودال قتلگاه، حضرت زينبسلام الله علیها در حال نگاه کردن بودند و عَبْدُاللَّهِ بْنِ حَسَنِ این صحنه‌را می‌بینند و فرياد مي‌‌زنند: وَ اللَّهِ! لَا أُفَارِقُ عَمِّي. به خدا! لحظه‌ای از عمویم غافل نمي‌شوم! از وضع موجود و حـال و روز حضرت زينبسلام الله علیها استفـاده مي‌‌كنند و ناگهـان دستشان را از دست عمّه جدا كرده و در چشم به هم زدنی خودشـان را به امـام عليه السّلام مي‌‌رسانند و وقتي می‌رسند كه أَبْجَرُ(بحر) بْنِ‌كَعْب و به گزارشی حَرْمَلَةُ بْنِ كَاهِلِ در حال زدن ضربه شمشیری به امام عليه السّلام است. عبدالله صدا می‌زنند: يَا ابْنَ الْخَبِيثَةِ! أَتَقْتُلُ عَمِّي؟ اي پسر زن ناپـاك! آیا مي‌خواهي عموي مرا بكشي؟ دستشان را سپر امام عليه السّلام كرده و شمشیر چنان دستشان را قطع می‌کند که صدای شکستن استخوان‌های دست شنیده و دست به پوستی آویزان می‌شود. امام عليه السّلام عبدالله را به سينه چسباندند و فرمودند:[11] يَا ابْنَ أَخِي!اصْبِرْ عَلَى مَا نَزَلَ بِكَ وَ احْتَسِبْ فِي ذَلِكَ الْخَيْرَ، فَإِنَّ اللَّهَ يُلْحِقُكَ بِآبَائِكَ الصَّالِحِينَ؛ اي پسر برادرم! بر اين مصيبتي‌كه به تو رسيد شكيبايي كن و آن را به نيكي بدار، زیرا همانا خداوند تو را به پدران شایسته‌ات می‌رساند. در این هنگام حرمله تیری به سمت عبدالله پرتاب می‌کند و این بزرگـوار در آغوش عموی خود به شهـادت می‌رسند. امـام عليه السّلام دست به آسمان بلند کردند و این‌گونه[12] دعا فرمودند: اللَّهُمَّ! إِنْ مَتَّعْتَهُمْ إِلَى‏حِينٍ فَفَرِّقْهُمْ فِرَقاً وَ اجْعَلْهُمْ طَرَائِقَ قِدَداً وَ لَا تُرْضِ الْوُلَاةَ عَنْهُمْ أَبَداً فَإِنَّهُمْ دَعَوْنَا لِيَنْصُرُونَّا فَقَتَلُونَا؛ خدایا! تا زمانی که این مردم را بهره زندگی دادی، آن‌ها را سخت پراکنده کن و یکدل نگردان و هیچ حاکمی را بر آن‌ها خشنود نکن که این مردم ما را دعوت کردند که یاری‌مان کنند؛ ولی به دشمنی ما برخاستند. [13]

[1]. تاریخ الامم والملوک 5/451؛ الارشاد 2/165؛ إعْلام الوَری 248؛ بحارالأنوار45/53 ؛ منتهی الآمال465؛   نفس المهموم 316؛ مقتل امام حسین 185؛ مهیج الأحزان 527 ؛ مقتل جامع 1/864 .

[2]. مَقْتَل خوارزمی 2/39؛ جلاءالعیون 576؛ نفس المهموم 312؛ مقتل مقرّم 254؛ ناسخ التّواریخ 499؛ وقایع الأیام 469؛  مهیج الأحزان 515.

[3]. اللهوف105؛ مُثیرُالأحْزان 263؛ تَسْلِیَةُ الْمُجالِسْ 2/319؛ بحارالأنوار45/52؛ جلاءالعیون 577؛ نفس المهموم313؛ قمقام 459؛ مقتل امام حسین 185؛  ناسخ التّواریخ 500 ؛ وقایع الأیام 477.

[4].أمالی صدوق 31/164؛ مَناقِبِ آلِ ابیطالب4/110؛ رَوْضَةُ الْواعِظین 189؛ تاجُ الْمَوالِید 31؛ تَسْلِیَةُ الْمُجالِسْ 2/320؛ بحارالأنوار45/52 ؛ جلاءالعیون 577 ؛ منتهی الآمال 463؛ نفس المهموم 313؛ مقتل امام حسین192؛ مقتل مقرّم 263؛ ناسخ التّواریخ 500 ؛ وقایع الأیام 477؛ مهیج الأحزان 522 ؛ دمعة الساکبه 443. توضیحات: در بعضی از کتب همچون کامل بهائی (629) رقم 360 زخم هم عنوان کرده‌اند.

[5]. تاریخ الامم والملوک5/453؛ اَنْسابُ الاَشْراف3/408؛ شَرْحُ الأخْبار3/164؛ الکامل فی‌التّاریخ11/190؛ تَذْکِرَةُ الْخَواص 339؛ مناقب آل ابیطالب 4/111؛ مَقْتَل خوارزمی 2/42؛ مُرُوجُ الذَّهَب 3/62؛ البِِدایَة والنَّهایة 8/188؛ تَسْلِیَةُ الْمُجالِسْ 2/320؛  بحارالأنوار45/52 ؛ نفس المهموم313؛ جلاءالعیون 577 ؛ مهیج الأحزان 523؛ مقتل امام حسین193.

[6]. مناقب آل ابیطالب4/111؛ تَسْلِیَةُ الْمُجالِسْ 2/320؛ بحارالأنوار45/52؛ جلاءالعیون577؛ نفس المهموم 313؛ مقتل مقرّم 263؛ مقتل امام حسین192؛ ناسخ التّواریخ500؛ مهیج الأحزان 522. (بهتر آن است برای این گزارش سند معتبر دیگری هم بیابید ).

[7]. البته در بعضی از کتب نقل های دیگری همچون 360، 110، 70 و 63 زخم هم ذکر شده است که ما به جهت اختصار به آن نمی پردازیم. برای کسب اطلاعات بیشتر به صفحات 489 تا 491 جلد دوم مقتل جامع مراجعه فرمائید.

[8]. در بعضی از کتب امروزی به نقل از مقتل منسوب به ابی مخنف آمده است: امام در این لحظه تک تک اصحاب و شهدا را با نام صدا زدند و .... ولیکن با توجّه به ایرادات فراوانی که بسیاری از بزرگان به این کتاب وارد دانسته و آن را متعلق به ابی مخنف نمی‌دانند و از طرفی با توجّه به اینکه این موضوع در هیچ یک از کتب قدیمی و مرجع که روایت های ابی مخنف را نقل کرده اند نیست، این موضوع نیز از تحریفات عاشوراست؛ از این‌رو ما نیز به تبعیت از بزرگانی همچون  شیخ مفید، سیّد بن طاوس، علاّمه مجلسی، مرحوم طبرسی، شیخ عباس قمی و ... از ذکر این موضوع صرف نظر کردیم.

[9]. پرتاب خون‌ها به آسمان در لهوف، قمقام، مُثیرُالاَحزان و مهیج الأحزان  نیامده است. ضمناً در بحارالأنوار،  نفس المهموم و بعضی کتب جملات دیگری را هم در ادامه برای امام بیان کرده‌اند که ما آن را در هنگام اصابت تیر به گلوی امام و در آخرین لحظات آورده‌ایم.

[10]. اللهوف 105؛ مُثیرُالأحْزان 264؛ مقتل خوارزمی2/39؛ تَسْلِیَةُ الْمُجالِسْ 2/320؛ بحارالأنوار45/53؛ جلاءالعیون 577؛    منتهی الآمال 464؛ قمقام 460؛ نفس المهموم 314؛ مقتل مقرّم 259؛ ناسخ التّواریخ 501؛ وقایع الأیام 479؛ مهیج الأحزان 523؛ مقتل امام حسین 185؛ دمعة الساکبه 443؛ مقتل جامع 1/869 .

[11] . در مقاتل الطالبیین آمده امام فرمودند: یَابْنَ اَخی اِحْتَسِبْ فِیما اَصَابَکَ الثَّوابَ فَانَّ الله مُلْحِقُکَ بِآبائِک الصَّالِحین.

[12]. در الکامل فی‌التّاریخ، نفس المهموم و مقتل امام حسین این دعا با اندکی تفاوت آمده. در منتهی الآمال آمده: اَللّهُمَّ اَمْسِکْ عَنْهُم قَطَر السَّماء وَ امْنِعْهُم بَرَکاتِ الاَرْض اَلخ. و در قمقام هر دو دعا ذکر شده است. همچنین در لهوف، مقاتل الطالبیین، ناسخ التّواریخ، جلاءالعیون، بحارالأنوار، مُثیرُالاَحزان، وقایع الأیام و مهیج الأحزان نیز هیچ دعائی ذکر نشده است.

[13]. تاریخ الامم والملوک 5/468؛ مقاتل الطالبیین 116؛ الکامل فی‌التّاریخ 11/188؛ الارشاد 2/165؛ اللهوف 107؛ قمقام 454؛ مُثیرُالأحْزان 265؛ إعْلام الوَری 349؛ جلاءالعیون 578 ؛ بحارالأنوار45/54 ؛ منتهی الآمال 465؛ مقتل امام حسین 186؛       نفس المهموم 316؛ مقتل مقرّم 261؛ ناسخ التّواریخ 471؛ وقایع الأیام 480؛ مهیج الأحزان 528؛ دمعة الساکبه 453؛           مقتل جامع1/864 . توضیحات: این گزارش در الکامل فی‌التّاریخ، جلاءالعیون و مقاتل الطالبیین کمی مختصرتر آمده است.