خانه :: مقتل


ولادت و زندگانی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه در کتب تاریخی

درباره : حضرت مهدی عجل الله تعالی
منبع : الغیبه، ص 239 ؛ الکافی، ج 1، ص 514 ؛ کمال الدین، ج 2، باب 42، ص 143 ؛ اثبات الوصیه، ص 257 ؛

شیعه و تولد حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه: در جامعه شیعه دوازده امامی، هم در بین عالمان و صاحبنظران و هم در میان مردم عادی، تولد امام مهدی عجل الله تعالی فرجه مورد اجماع بوده، از ضروریات مذهب قلمداد می شود و در این میان کسی را نمی توان سراغ گرفت که کوچک ترین تردیدی در این باره داشته باشد. این باور در جای جای آثار شیعه از کهن ترین آنها تا دوره های کنونی انعکاس یافته است. مرحوم کلینی در الکافی با صراحت می نویسد: ولد علیه السلام للنصف من شعبان سنة خمس و خمسین و مائتین «  الکافی، ج 1، ص 514 »

مسعودی در احادیث زیادی همین را گزارش کرده « اثبات الوصیه، ص 257-259 » و مرحوم صدوق نیز در ضمن روایات متعددی، آن را بیان کرده


است« کمال الدین، ج 2، باب 42، ص 143-161 »  شیخ مفید در الارشاد نیز همین باور را منعکس نموده « الارشاد، ج 2، باب آخر » و سید مرتضی در تنزیه الانبیاء آن را مستدل ساخته « تنزیه الانبیاء، ص 180 » و شیخ طوسی در کتاب الغیبه، همانند عالمان پیشین، این واقعه را ذکر کرده« الغیبه، ص 239 » ؛ و به همین سان، دانشمندان شیعه تا دوره های معاصر، بر این مسئله تأکید ورزیده اند. مرحوم علامه طباطبایی در کتاب شیعه در اسلام می نویسد: حضرت مهدی موعودعجل الله تعالی فرجه، فرزند امام یازدهم که اسمش مطابق اسم پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم بوده در سال دویست و پنجاه و شش و یا دویست و پنجاه و پنج در سامراء متولد شدند « شیعه در اسلام، ص 148 »

مرحوم مظفر در عقاید الامامیه به هنگام معرفی عقاید شیعه، یکی از آن باورها را ولادت امام مهدیعجل الله تعالی فرجه معرفی می کند «عقاید الامامیه، ص 289-290 » و بدین سان می توان گفت یکی از مشخصات شیعه نزد سنیان، اعتقاد به متولد شدن امام مهدیعجل الله تعالی فرجه است.

ابن قیم جوزیه در المنار المنیف می نویسد: و امّا الرافضة الامامیة فلهم قول رابع و هو انّ المهدی هو محمّد بن الحسن العسکری من ولد الحسین بن علی. « المنار المنیف، ص 152 »

اهل سنت و ولادت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه

برعکس شیعه، بیشتر اهل سنت متولد شدن حضرت مهدیعجل الله تعالی فرجه را نپذیرفته اند و بر این باورند که مهدی موعودی عجل الله تعالی فرجه که در احادیث اسلامی به آن نوید داده شده هنوز متولد نگردیده و وی در آخرالزمان به دنیا خواهد آمد؛ از جمله شمس الدین ذهبی « سیر اعلام النبلاء، ج 13، ص 119؛ العبر فی خبر من غبر، ج 1، ص 373 »، ابن قیم جوزیه « المنار المنیف، ص 152 » ، ابن حجر هیتمی « الصواعق المحرقه، ج 2، ص 601 » و نیز ابن خلکان « وفیات الاعیان، ج 4، ص 176 » به این موضوع تصریح دارند.

آقای محسن العباد، استاد دانشگاه مدینه در این باره می نویسد: احادیث فراوان درباره مهدی عجل الله تعالی فرجه ... بدون شک بر یک حقیقت ثابت دلالت دارند و آن اینکه مضمون این احادیث در آخرالزمان تحقق می یابد و این فکر، هیچ ارتباطی با عقیده شیعه درباره مهدی منتظر که او را محمّد بن الحسن می نامند، ندارد....« عقیدة اهل السنة و الاثر فی المهدی المنتظر، ص 58 »

وی در جای دیگر، با اشاره به این مطلب می نویسد: مهدی عجل الله تعالی فرجه نزد اهل سنت... در آخرالزمان به دنیا خواهد آمد و حاکمیت اسلامی را به دست خواهد گرفت « عقیدة اهل السنة و الاثر فی المهدی المنتظر، ص 65 »

عالمان اهل سنت و اعتراف به ولادت محمّد بن الحسن العسکری

با اینکه بیشتر اهل سنت به تولد مهدی موعودعجل الله تعالی فرجه اعتقادی ندارند، ولی بسیاری از آنان به دنیا آمدن فرزند امام عسکری علیه السلام را به گونه ای پذیرفته اند، و یا آن را به شکل گزارش تاریخی ذکر کرده اند. در این قسمت به یادکرد گفته های چند نفر از برجسته ترین عالمان اهل سنّت که برای اهل دانش شناخته شده اند، می پردازیم:

1. ابن اثیر جزری (م 630ق) در الکامل فی التاریخ می نویسد: و فیها (سنة 260ق) توفی الحسن بن علی بن محمّد و هو والد محمّد الذی یعتقدونه المنتظر بسرداب سامراء « الکامل فی التاریخ، ج 6، ص 320 » .

2. محمّد بن طلحه شافعی (م 652ق): ابوالقاسم محمّد بن الحسن الخالص بن علی... هو المهدی الحجة الخلف الصالح... « مطالب السؤول، ج 2، ص 152 ».

3. سبط ابن جوزی (م 654ق): فصل فی ذکر الحجة المهدی: هو محمّد بن الحسن علی... و هو الخلف الحجة صاحب الزمان، القائم المنتظر و التالی، و هو آخر الائمة...« تذکرة الخواص، ص 325-326 ».

4. گنجی شافعی (م قرن هفتم قمری): وی فصل آخر کتاب البیان فی اخبار صاحب الزمان را با عنوان فی الدلالة علی جواز بقاء المهدی حیّا  تنظیم کرده و در این بخش، دلیلهای متعددی برای امکان زنده بودن و ادامه حیات امام مهدیعجل الله تعالی فرجه بیان داشته است. وی می گوید همان گونه که عیسی و خضر و الیاس صدها سال است که زنده هستند، امکان زنده بودن امام مهدی عجل الله تعالی فرجه نیز وجود دارد «  البیان فی اخبار صاحب الزمان، ص 97 ».

5. ابن خلکان (م 681ق): ابوالقاسم محمّد بن الحسن العسکری بن علی الهادی... ثانی عشر الائمة الاثنی عشر علی اعتقاد الامامیة المعروف بالحجة... کانت ولادته یوم الجمعة منتصف شعبان سنة خمس و خمسین و مائتین... «  وفیات الاعیان، ج 4، ص 176 ».

6. علی بن محمّد بن صباغ مالکی (م 855ق): وی باب دوازدهم کتاب الفصول المهمه را با این عنوان ذکر کرده: فی ذکر ابی القاسم محمّد الحجة الخلف الصالح ابن ابی محمّد الحسن الخالص. نویسنده در این فصل، دلایلی را در اثبات حیات و زنده بودن امام مهدیعجل الله تعالی فرجه ذکر کرده است «  الفصول المهمة فی معرفة احوال الائمه، ص 281 ».

7. شمس الدین ذهبی (م 748ق): وی در چهار کتابش تولد محمّد بن الحسن العسکریعلیه السلام را یاد کرده است؛ از جمله در العبر فی خبر من غبر می نویسد: الحسن بن علی الجواد بن محمّد... احد الائمّة الاثنی عشر الذین تعتقد الرافضة فیهم العصمة و هو والد المنتظر محمّد، صاحب السرداب «  العبر فی خبر من غبر، ج 1، ص 373 ».

8. سید مؤمن شبلنجی (م 290ق) در نورالابصار فی مناقب آل بیت النبی المختار می نویسد: فصل فی ذکر مناقب محمّد بن الحسن الخالص بن علی... امّه امّ ولد... و کنیته ابوالقاسم... « نورالابصار فی مناقب آل بیت النبی المختار، ص 168 ».

9. سلیمان بن ابراهیم القندوزی (م 1294ق): فالخبر المعلوم المحقّق عند الثقاة انّ ولادة القائم علیه السلام کانت لیلة الخامس عشر من شعبان سنة خمس و خمسین و مائتین فی بلدة سامراء... « ینابیع الموده، ج 2، ص 543 ».

10. خیر الدین زرکلی (م 1396ق): «محمّد بن الحسن العسکری (الخالص) بن علی الهادی، ابوالقاسم: آخر الائمّة الاثنی عشر عند الامامیّة و هو المعروف عندهم بالمهدی، و صاحب الزمان، و المنتظر، والحجة و صاحب السرداب، ولد فی سامرّاء و مات ابوه و له من العمر نحو خمس سنین... «  الاعلام، ج 6، ص 80 ».

پذیرش ولادت یا اقرار به مهدی موعود بودن؟

نکته ای که باید بدان اشاره کرد، این است که هر چند در عبارتهای ذکر شده و مشابه آنها، بسیاری از دانشمندان و نویسندگان اهل سنت ولادت محمّد بن الحسن العسکری علیه السلام را قبول دارند، ولی باید این افراد را به دو دسته تقسیم کرد:

دسته اول: کسانی که هم ولادت ایشان را پذیرفته اند و هم مهدی بودن وی را باور دارند؛ از جمله می توان از محیی الدین ابن عربی نام برد که وی با صراحت محمّد بن الحسن العسکری علیه السلام را همان مهدی موعودی می داند که پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله وسلم به ظهور وی وعده داده است «  به نقل از: الیواقیت و الجواهر، ج 2، ص 562 ». محمّد بن طلحه شافعی نیز به روشنی بر این باور است و از آن نیز به دفاع برخاسته، به برخی از اشکالاتی که وارد شده پاسخ می دهد« مطالب السؤول، ج 2، ص 153-162 ». همچنین از این گروه، علی بن محمّد بن احمد مالکی معروف به ابن صباغ می باشد. وی نیز با صراحت این دیدگاه را می پذیرد و در مورد امام مهدی عجل الله تعالی فرجه همانند شیعه می اندیشد « الفصول المهمه، ص 282 ».

سبط ابن جوزی در تذکرة الخواص، مهدی موعودعلیه السلام را همان محمّد بن الحسن بن علی بن محمّد می داند که پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله وسلم به ظهورش نوید داده است « تذکرة الخواص، ص 325 ». از این افراد گنجی شافعی نویسنده کتاب البیان فی اخبار صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه است که آخرین باب کتابش را به همین موضوع اختصاص داده و از حیات و زنده بودن امام مهدی با دلایل مختلف به دفاع برخاسته است « الفتوحات المکیه، ج 6، ص 51 ».

دسته دوم: افرادی هستند که به رغم اینکه ولادت محمّد بن الحسن العسکری را گزارش کرده و آن را پذیرفته اند، ولی به صراحت مهدی موعودعجل الله تعالی فرجه بودن ایشان را انکار کرده اند؛ مثلاً ذهبی که در چهار کتاب خود ولادت محمّد بن الحسن را گزارش کرده، و در جاهای مختلفی بدان اشاره دارد، مهدی بودن وی را نمی پذیرد و به سبب این اعتقاد، بر شیعیان خرده می گیرد « سیر اعلام النبلاء ج 13، ص 120 ».

ابن حجر هیتمی نیز می نویسد: ابی القاسم محمّد الحجة و عمره عند وفاة ابیه خمس سنین.... وی با این عبارت ولادت فرزند امام عسکری علیه السلام یعنی حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه را می پذیرد، امّا از سوی دیگر، باور شیعه را درباره مهدی موعود بودن ایشان مورد انتقاد قرار می دهد و آن را رد می کند « الصواعق المحرقه، ج 2، باب 11 ».

به همین سان ابن خلکان که ولادت محمّد بن الحسن را گزارش می کند، مهدی موعود بودن ایشان را یک باور شیعی می داند و با لحنی خاص آن را مورد تأمل می داند « وفیات الاعیان، ج 4، ص 176 ».

بدین سان آشکار گردید که در منابع اهل سنّت هرگونه گزارش یا قبول ولادت حجة بن الحسنعلیه السلام معادل باورمندی صاحب اثر به مهدی موعودعجل الله تعالی فرجه بودن آن حضرت نمی باشد، مگر آنکه به صراحت بدان پرداخته باشد.

تحریف سخن محیی الدین ابن عربی

از جمله افرادی که به ولادت امام مهدی به صراحت اذعان کرده، محیی الدین ابن عربی می باشد که در الفتوحات المکیه آن را آورده است و افرادی همانند شعرانی در الیواقیت و الجواهر «  ج 2، ص 562 » و محمّد الصبان در اسعاف الراغبین « ص 141-142 » و حمزاوی در مشارق الانوار « ص 112 » این اعتراف را از وی نقل کرده اند، ولی با کمال تعجب در چاپهای جدید الفتوحات المکیه، بخشی از متن نقل شده از جمله اینکه امام مهدی عجل الله تعالی فرجه فرزند امام عسکری علیه السلام است حذف شده است. برای داوری در این زمینه، متن نقل شده از الفتوحات در الیواقیت و الجواهر و دیگر کتابها ذکر می شود و آن گاه عبارت موجود فعلی الفتوحات به دنبال آن خواهد آمد: و عبارة الشیخ محیی الدین فی الباب السادس و الستین و ثلاث مائة من الفتوحات: و اعلموا انّه لا بدّ من خروج المهدی، لکن لا یخرج حتی تمتلی الارض جورا و ظلما فیملؤها قسطا و عدلاً... و هو من عتر¨ه رسول اللّه صلی الله علیه وآله وسلم من ولد فاطمة رضی اللّه عنها جدّه الحسین بن علی بن ابی طالب و والده حسن العسکری ابن الامام علی النقی بالنون ابن محمّد التقی بالتاء ... یواطی اسمه اسم رسول اللّه ... « الیواقیت و الجواهر، ج 2، ص 562 ».

در این عبارت که شعرانی، محمّد الصبان و حمزاوی از ابن عربی نقل کرده اند، به صراحت، امام مهدی عجل الله تعالی فرجه را فرزند امام حسن عسکری علیه السلام معرفی کرده و او را از فرزندان امام حسین علیه السلام برشمرده است. اکنون بنگرید به عبارت الفتوحات کنونی: اعلم ایّدنا اللّه انّ للّه خلیفة یخرج و قد امتلات الارض جورا و ظلما، فیملؤها قسطا و عدلاً... من عترة رسول اللّه صلی الله علیه وآله وسلم من ولد فاطمة یواطی اسمه اسم رسول اللّه ، جدّه الحسین بن علی بن ابی طالب، یبایع بین الرکن و المقام...«  ابن عربی، الفتوحات المکیه، ج 6، ص 51 ».

بدین سان ملاحظه می شود که در عبارت یاد شده، اینکه امام مهدی فرزند امام عسکریعلیه السلام باشد، وجود ندارد، در حالی که در متن نقل شده از همان منبع که توسط چند نفر گزارش شده، چنین مطلبی به صراحت دیده می شود. همین اختلاف در عبارتها، این پرسش جدّی را در اذهان ایجاد کرده که به چه دلیل در یک منبع اصلی که امروزه در دسترس می باشد با نقلهایی که از آن شده، چنین تفاوتی وجود دارد؟

مرحوم استاد سید جلال الدین آشتیانی در تأیید ادعای نگارنده مبنی بر تحریف در کتاب الفتوحات المکیه «  ج 6، ص 51» می نویسد: حقیر، چند نسخه از فتوحات خطی قدیمی را دیده ام که یکی از آنها حدود چهارصد سال قبل و دیگری پانصد سال قبل در مصر و سوریه و نسخه ای در ترکیه نوشته شده است، نسب حضرت مهدی به این نحو نوشته است: هو من عترة رسول اللّه من ولد فاطمة رضی اللّه عنها وجدّه الحسین بن علی و والده الحسن العسکری...

دلایل شیعه بر تولد امام مهدی عجل الله تعالی فرجه

هر چند باور به ولادت امام مهدیعجل الله تعالی فرجه به شیعه اختصاص ندارد و همان گونه که پیشتر آورده شد، بسیاری از دانشمندان اهل سنت نیز بر همین باور هستند، ولی چون خاستگاه اصلی این اعتقاد در شیعه است و در میان اهل سنت به عنوان دیدگاه غالب مورد پذیرش قرار نگرفته است، بدین سبب، در ادامه، به دلایل ولادت امام مهدیعلیه السلام از منظر شیعه می پردازیم.

تفاوت دیدگاه بر اساس تفاوت مبنا

پیش از پرداختن به بیان دلایل ولادت امام مهدیعجل الله تعالی فرجه توضیح این نکته ضرور می نماید که موضوع پذیرش ولادت آن حضرت یا نپذیرفتن آن، همانند بسیاری از مسائل اختلافی دیگر میان شیعه و اهل سنّت، بیش از هر چیز دیگر، به اختلاف در مبانی برگشت می کند و با توجّه به نگرشهای گونه گونی که نسبت به منابع مورد اعتماد هر یک وجود دارد، در نتیجه مقبولات آنان نیز متفاوت و ناهمگون خواهد بود. بر همین اساس نباید توقع داشت با چنین وضعیتی وحدت نظر در بسیاری از مسائل به وجود آید و انتظار پذیرفتن برخی از دلایل یک طرف از سوی طرف دیگر، انتظار بجایی نمی تواند باشد. تلقی اعتبار منابع و مآخذ مورد استناد هر یک، راه و افقهای متفاوت از دیگری را پدید می آورد؛ مثلاً وقتی اهل سنت، حجیت احادیث شیعه را نپذیرند، و در مقابل شیعه نیز چنین حجیتی برای احادیث آنان قائل نباشد، معنی ندارد که در اثبات ادعای شیعه برای اهل سنت، به احادیث شیعه استناد نمود، یا برعکس، در تثبیت دیدگاه اهل سنت برای شیعه، به حدیث های سنّیان تمسک کرد. در موضوع ولادت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه، شیعه دلایل فراوانی دارد که بر اساس همین توضیحی که داده شد، و با توجّه به نگرش اهل سنت به منابع مورد استناد شیعه، پذیرش آن دلایل هم نمی تواند کار آسانی باشد.

البته در همین جا نیز برخی استدلالها وجود دارد که به گونه ای می تواند برای طرف مقابل قانع کننده باشد، ولی بدیهی است بسیاری از آنها نیز چنین نیستند؛ اکنون با توجّه به این مقدمه، مهم ترین دلیلهایی که شیعه در این باره دارد یاد می شود:

الف اِخبار پیشاپیش رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم و ائمه معصومین علیهم السلام به ولادت مهدی موعود

رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم فرموده است: ان اللّه اختار من الایام یوم الجمعة و من اللیالی لیلة القدر و من الشهور شهر رمضان و اختارنی من الرسل، و اختار منّی علیّا و اختار من علیّ الحسن و الحسین، و اختار من الحسین الاوصیاء تاسعهم قائمهم... «  اثبات الوصیه، ص 266؛ طبری، دلائل الامامه، ص 240 ».

خداوند از میان روزها، روز جمعه را برگزید و از شبها، شب قدر و از ماهها ماه رمضان را انتخاب کرد و مرا از میان رسولان برگزید و علی علیه السلام را از من و حسن و حسین را از علی برگزید و اوصیای بعدی را از امام حسین علیه السلام انتخاب کرده که نهمین آنان قائم است... .

و نیز از حضرت علیعلیه السلام نقل شده: التاسع من ولدک یا حسین، هو القائم بالحقّ المظهر للدین و الباسط للعدل. نهمین فرزند تو ای حسین، همان قائم به حقی است که دین خدا را غالب می گرداند و عدل را می گستراند... « کمال الدین، ج 1، باب 26، ح 16، ص 564 ».

از امام حسنعلیه السلام چنین روایت شده: ... القائم الذی یصلّی روح اللّه عیسی بن مریم علیه السلام خلفه، ... ذلک التاسع من ولد اخی الحسین ... قائمی که عیسی مسیح پشت سر وی به نماز خواهد ایستاد، نهمین فرزند از نسل برادرم حسین می باشد...« کمال الدین، ج 1، باب 29، ح 2، ص 581».

امام حسینعلیه السلام نیز فرموده است: فی التاسع من ولدی سنّة من یوسف و سنّة من موسی بن عمران و هو قائمنا اهل البیت، یصلح اللّه تبارک و تعالی امره فی لیلة واحدة. نهمین فرزند من سنتی از یوسف و سنتی از موسی بن عمران داراست. او قائم اهل البیت است و خدای متعال کارهای او را در یک شب سامان می بخشد.« کمال الدین، ج 1، باب 29، ح 2، ص 581».

مانند این روایت، احادیثی از دیگر ائمه معصومین وارد شده که می رساند مهدی موعودعجل الله تعالی فرجه، نهمین فرزند امام حسینعلیه السلام است و این خبر، با الفاظ و عبارات گونه گونی از سوی آن حضرت منعکس گردیده، بیشتر این احادیث، در منتخب الاثر گردآوری شده و می توان برای اطلاع بیشتر بدان جا مراجعه کرد . « منتخب الاثر، ج 2، ص 164-221 »

ب تصریح امام عسکری علیه السلام به ولادت فرزندش مهدیعجل الله تعالی فرجه

در خبر صحیحی ابی هاشم جعفری می گوید به ابو محمّد (امام عسکریعلیه السلام) عرض کردم: عظمت و بزرگی شما، مرا از پرسش کردن باز می دارد، آیا اجازه می فرمایید که از شما سؤال کنم؟ فرمود: بپرس. عرض کردم: آیا شما فرزندی دارید؟  فرمود: آری. عرض کردم: اگر برای شما حادثه ای رخ دهد کجا سراغ او را بگیریم؟ فرمود: در مدینه « الکافی، ج 2، ص 328 ».

در حدیث دیگری که یکی از یاران امام عسکریعلیه السلام روایات کرده چنین آمده است: خرج الی من ابی محمّد قبل مضیه بسنتین یخبرنی بالخلف من بعده ثم خرج الی قبل مضیه بثلاثة ایام یخبرنی بالخلف من بعده. دو سال قبل از شهادت امام عسکریعلیه السلام از سوی ایشان به من پیغام رسید با مضمون معرفی جانشین بعد از خودش، و دیگر بار سه روز پیش از شهادتش، با همان مضمون، پیغام دیگری به من رسید.« الکافی، ج 1، ص 329، ح 6-4 »

ج گواهی قابله امام مهدیعجل الله تعالی فرجه

قابله امام مهدیعجل الله تعالی فرجه حکیمه خاتون، دختر امام جوادعلیه السلام می باشد که به هنگام ولادت آن حضرت به نرجس خاتون، مادر ارجمند امام زمان رسیدگی می کرده است. وی پس از متولد شدن امام مهدیعجل الله تعالی فرجه، جریان ولادت و برخی از کرامات رخ داده را نقل کرده است. مرحوم شیخ صدوق، حضور حکیمه خاتون و دعوت امام عسکری علیه السلام از وی برای حضور در منزل و چگونگی ولادت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه را از زبان آن بانو به تفصیل یاد کرده است «  کمال الدین، ج 2، باب 42، ح 1 »

بجز وی، از زنان دیگری که هنگام زایمان به او کمک کرده اند نام برده شده؛ از جمله نسیم و ماریه خادمه امام عسکری«  کمال الدین، ج 2، باب 42، ح 1 » و نیز کنیز ابوعلی خیزرانی که او را به امام عسکری علیه السلام هدیه کرده بود و بعد از شهادت آن حضرت، موضوع تولد را برای صاحب قبلی اش گزارش کرده است «  کمال الدین، ج 2، باب 42، ح 1 »

د دیدارکنندگان با امام مهدیعجل الله تعالی فرجه در خردسالی

در بسیاری از کتابهای حدیثی شیعه که برخی از آنها کتب مرجع و منبع در زمینه آشنایی با حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه به شمار می روند، بخشی به گزارش دیدارهایی اختصاص یافته که برخی از یاران ائمه در زمان کودکی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه با ایشان داشته اند. این دیدارها در دوره حضور امام عسکری علیه السلام صورت گرفته است؛ هر چند بعد از شهادت ایشان نیز چنین ملاقات هایی وجود داشته است.

مرحوم کلینی در کتاب الکافی بابی را با عنوان «فی تسمیة من رآه علیه السلام » آورده، پانزده حدیث نقل می کند که تعدادی از آنها از جمله احادیث 1، 2، 3، 5، 10، 12 و 14، گزارش دیده شدن امام مهدی عجل الله تعالی فرجه در دوره پیش از شهادت پدر بزرگوارشان می باشد. در این روایتها، افراد فراوانی دیدن امام را گزارش کرده اند و در شماری از آنها معرفی آن حضرت توسط امام عسکری علیه السلام به عنوان جانشین خودشان منعکس شده است «  الکافی، ج 1، ص 514، ح 2، ص 329، ح 4 و 6 و ص 332، ح 13 و 14. »

مرحوم شیخ صدوق نیز در دو باب کمال الدین به نقل این گونه گزارشها پرداخته است و در مجموع 41 حدیث را ذکر کرده که در شماری از آنها جریان مشاهده حضرت در دوره خردسالی ذکر شده و در آنها به شکلهای گوناگون، از جمله بیان وضعیت جسمی و شکل و شمایل ایشان بیان شده است؛ از جمله محمّد بن الحسن کرخی می گوید: از ابا هارون که یکی از اصحاب ما بود شنیدم که می گفت: صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه را دیدم و چهره اش مانند ماه شب چهاردهم می درخشید و بر ناف وی موئی خط مانند مشاهده کردم... « کمال الدین، ج 2، باب 43، ح 1 »

گاهی توزیع عقیقه ولادت آن حضرت از سوی امام عسکریعلیه السلام در این احادیث گزارش شده است: ان ابا محمّد بعث الی بعض من سماه و قال: هذه من عقیقة ابنی محمّد. محمّد بن ابراهیم کوفی می گوید: امام عسکری علیه السلام گوشت گوسفند ذبح شده ای را برای بعضی از افراد که نام آنها را بردند فرستادند و گفتند: این عقیقه پسرم محمّد است. « کمال الدین، ج 2، باب 42، ح 10»

در حدیثی دیگر جریان دیدار چهل نفر از شیعیان با آن حضرت این گونه نقل شده است: ما چهل نفر در منزل امام عسکری علیه السلام بودیم و ایشان فرزندشان را به ما نشان دادند و فرمودند: ایشان بعد از من، امام شما و جانشین بعد از من هستند. از وی پیروی کنید و بعد از من در دینتان به تفرقه روی نیاورید که هلاک خواهید شد. بدانید که از امروز به بعد او را نخواهید دید. آنان می گویند ما از خدمت امام عسکری علیه السلام مرخص شدیم و پس از چند روز، خبر ارتحال ایشان اعلام شد« کمال الدین، ج 2، باب 43، ح 2 »

بسیاری از محدّثان دیگر، جریان دیده شدن امام مهدیعجل الله تعالی فرجه را در دوران کودکی، با عبارتهای مختلفی گزارش کرده اند؛ از جمله مسعودی در اثبات الوصیه«  اثبات الوصیه، ص275 »، طبری در دلائل الامامه« دلائل الامامه، ص 274 و 277 »، فتال نیشابوری در روضة الواعظین « روضة الواعظین، ص 257-262 » و قطب راوندی در الخرائج و الجرائح«  الخرائج و الجرائح، ج 2، ص 957، 960 و 1101 » .

ملاقات کنندگان با امام مهدی در دوره غیبت صغری

افزون بر آنچه یاد شد، روایتهای بسیاری در کتابهای حدیثی شیعه نقل شده که جریان ملاقات افراد متعددی را با آن حضرت در دوره غیبت صغری (260 - 329ق) یاد کرده اند. این دیدارها، گاه مربوط به نائبان خاص آن حضرت و گاه مربوط به وکلای مالی ایشان بوده و برخی اوقات شیعیان توفیق چنین ملاقاتی را پیدا می کردند.

عبداللّه بن جعفر حمیری از محمّد بن عثمان دومین نائب خاص امام؛ سؤال کرد که آیا صاحب الامرعجل الله تعالی فرجه را دیده ای؟ وی پاسخ داد: «بلی و آخرین مرتبه در بیت اللّه الحرام... « من لا یحضره الفقیه، ج 2، ص 520، ح 3115 » .

و نیز از وی نقل شده که می گوید: حضرت را دیدم در حالی که به پرده کعبه چنگ زده بود و می فرمود: اللهم انتقم لی من اعدائک« من لا یحضره الفقیه، ج 2، ص 520، ح 3115 »

تعدادی از افراد نائل شده به دیدار آن حضرت در دوره غیبت صغری از این قرارند:

1. ابراهیم بن ادریس (الکافی، ج 1، ص 331، ح 8؛ الارشاد، ج 2، ص 253).

2. ابراهیم بن محمّد التبریزی (الغیبه، ص 259، ح 226).

3. احمد بن اسحاق بن سعد الاشعری (کمال الدین، ج 2، ص 384، باب 43، ح 1).

4. ابراهیم بن عبده النیشابوری (الکافی، ج 1، ص 331، ح 6؛ الارشاد، ج 2، ص 253).

5. احمد بن الحسین بن عبد الملک ابو جعفر الازدی (کمال الدین، ج 2، باب 43، ح 18).

6. علان الکلینی (همان، باب 43، ح 23).

7. ابوالهیثم الدیناری (همان).

8. ابوجعفر الاحول الهمدانی (همان).

9. محمّد بن القاسم العلوی العقیقی (همان و الغیبه، ص 259، ح 227).

10. ابوالادیان (کمال الدین، ج 2، باب 43، ح 24).

11. ابوالعباس محمّد بن جعفر الحمیری القمی (همان، ص 476، ح 26).

12. ابن نعیم محمّد بن احمد الانصاری (الغیبه، ص 259، ح 227).

13. ابوجعفر الاودی (همان، ص 253، ح 223).

14. محمّد بن عثمان (همان، ص 351، ح 221).

15. الحسن بن وجناء النصیبی (کمال الدین، ج 2، ص 443، ح 17).

16. حاجز (همان، ص 442، ح 16).

یادکرد این نکته سودمند می باشد که آنچه درباره دیده شدن امام مهدی بیان شد، مربوط به دوره خردسالی و مقطع غیبت صغری می باشد؛ آنچه مورد اتفاق دانشمندان شیعه می باشد، امّا درباره ملاقات با ایشان در دوره غیبت کبری، مطالب و جریانات بسیاری نقل شده که با توجّه به مباحث جدی که درباره ملاقات با آن حضرت در این مقطع وجود دارد، از استناد