کاربری جاری : مهمان خوش آمدید
 
خانه :: مقتل


کمک خواهی حضرت زهرا از انصار و مهاجرین

درباره : حضرت زهرا سلام الله علیها
منبع : الاختصاص شیخ مفید ص 184 ؛ بحار الأنوار ج 29 ص 190

بعد از آنکه حضرت زهرا سلام الله علیها با ابوبکر بر سر بازپس گیری فدک احتجاج نمود و با وجود ادلۀ قرآنی و شهادت ام ایمن و حضرت علی عليه السّلام مبنی بر بخشش فدک توسط پیامبرصلى الله عليه وآله وسلم به حضرت زهراسلام الله علیها؛ عمر مانع از باز گرداندن فدک به حضرت شد؛ شیخ مفید به نقل از امام صادق عليه السّلام می نویسد؛ ثُمَّ خَرَجَتْ وَ حَمَلَهَا عَلِيٌّ عَلَى أَتَانٍ عَلَيْهِ كِسَاءٌ لَهُ خَمْلٌ فَدَارَ بِهَا أَرْبَعِينَ صَبَاحاً فِي بُيُوتِ الْمُهَاجِرِينَ وَ الْأَنْصَارِ وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ عليه السّلام مَعَهَا سپس فاطمه سلام الله علیها از نزد ابوبکر بیرون رفت آنگاه فاطمه در حالیکه حسن عليه السّلام و حسین عليه السّلام همراه او بودند  چهل بامداد هر روز به در خانه های انصار و مهاجرین می رفتند و آن حضرت به مردم میفرمود: وَ هِيَ تَقُولُ يَا مَعْشَرَ الْمُهَاجِرِينَ وَ الْأَنْصَارِ انْصُرُوا اللَّهَ فَإِنِّي ابْنَةُ نَبِيِّكُمْ وَ قَدْ بَايَعْتُمْ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وآله وسلم يَوْمَ بَايَعْتُمُوهُ أَنْ تَمْنَعُوهُ وَ ذُرِّيَّتَهُ مِمَّا


تَمْنَعُونَ مِنْهُ أَنْفُسَكُمْ وَ ذَرَارِيَّكُمْ فَفُوا لِرَسُولِ اللَّهِ ص بِبَيْعَتِكُمْ  ای انصار و ای مهاجرین خدا را یاری کنید من دختر پیغمبرتان هستم با پیامبر اکرم صلى الله عليه وآله وسلم بیعت کردید و پیمان بستید که باز دارید او و فرزندانش را از هرآنچه خود و فرزندانتان را باز میدارید اکنون به پیمان خود وفا کنید. قَالَ فَمَا أَعَانَهَا أَحَدٌ وَ لَا أَجَابَهَا وَ لَا نَصَرَهَا ؛ امام صادق عليه السّلام میفرمایند اما هیچکس او را کمک و یاری نکرد و دعوتش را اجابت ننمود. سپس آن  حضرت به نزد معاذ بن جبل رفته و فرمود : يَا مُعَاذَ بْنَ جَبَلٍ إِنِّي قَدْ جِئْتُكَ مُسْتَنْصِرَةً وَ قَدْ بَايَعْتَ رَسُولَ اللَّهِ ص عَلَى أَنْ تَنْصُرْهُ وَ ذُرِّيَّتَهُ ای معاذ بن جبل ، من بعنوان کمک خواهی نزد تو  آمده ام و تو با پیامبرصلى الله عليه وآله وسلم بیعت کردی که او و فرزندانش را یاری کنی وَ تَمْنَعَهُ مِمَّا تَمْنَعُ مِنْهُ نَفْسَكَ وَ ذُرِّيَّتَكَ و آنچه از خود و فرزندانت دفع می کنی از آنان نیز دفع کنی . وَ إِنَّ أَبَا بَكْرٍ قَدْ غَصَبَنِي عَلَيَّ فَدَكَ وَ أَخْرَجَ وَكِيلِي مِنْهَا اکنون ابوبکر فدک را غصب کرده و نماینده مرا از آن اخراج نموده است. قَالَ فَمَعِي غَيْرِي معاذ گفت : فرد دیگری هم با من هست؟  قَالَتْ لَا مَا أَجَابَنِي أَحَدٌ فرمود : نه ، هیچکس به من پاسخ مثبت نداد. قَالَ فَأَيْنَ أَبْلُغُ أَنَا مِنْ نُصْرَتِكَ معاذ گفت : کمک من به کجا می رسد؟  قَالَ فَخَرَجْتُ مِنْ عِنْدِهِ وَ قَالَتْ لِي وَ اللَّهِ لَأُنَازِعَنَّكَ الْفَصِيحَ مِنْ رَأْسِي حَتَّى أَرِدَ عَلَى رَسُولِ اللَّه‏ حضرت زهرا سلام الله علیها از نزد معاذ بیرون آمد و فرمود: دیگر با تو سخن نمی گویم تا نزد پیامبر صلى الله عليه وآله وسلم بروم. بخدا قسم کلمه ای با تو حرف نمی زنم تا من و تو نزد پیامبر جمع شویم.( الاختصاص شیخ مفید ص 184 ؛ بحار الأنوار ج 29 ص 190 )

اقدامات حضرت علی عليه السّلام در پاسخ به دعوت حضرت زهرا و باز پس گیری فدک

در بخش غصب فدک توسط ابوبکر و عمر گفتیم و معلوم شد كه حضرت زهراسلام الله علیها به دستور اميرالمؤمنين عليه السّلام براى مطالبۀ فدك نزد ابوبكر رفتند. و در واقع همۀ اين اقدامات از سوى اميرالمؤمنينعليه السّلام بود. گذشته از اقداماتى كه به دستور حضرت توسط فاطمه زهرا سلام الله علیها صورت مى گرفت، خود اميرالمؤمنين عليه السّلام نيز شخصاً دو اقدام مهم انجام دادند: يكى اينكه شخصاً در حضور مردم ابوبكر را به محاكمه كشيدند، و دوم آنكه نامه اى در اين باره به ابوبكر نوشتند.

محاكمۀ ابوبكر بدست اميرالمؤمنينعليه السّلام : علی عليه السّلام به مسجد آمد و در حضور مهاجرين و انصار كه در اطراف ابوبكر نشسته بودند خطاب به ابوبكر فرمود:  يَا أَبَا بَكْرٍ! ادَّعَيْتَ أَنَّكَ خَلِيفَةُ أَبِي وَ جَلَسْتَ مَجْلِسَهُ، وَ أَنْتَ  بَعَثْتَ إِلَى وَكِيلِي فَأَخْرَجْتَهُ مِنْ فَدَكَ، وَ قَدْ تَعْلَمُ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ صَدَّقَ بِهَا عَلَيَّ، وَ أَنَّ لِي بِذَلِكَ شُهُوداً. فَقَالَ : إِنَّ النَّبِيَّ لَا يُوَرِّثُ. اى ابوبكر، چرا آنچه پيامبرصلى الله عليه وآله وسلم براى فاطمه سلام الله علیها قرار داده بود از او منع نمودى، در حاليكه نمايندۀ او از چند سال قبل در آن است؟  ابوبكر گفت: اين غنيمت مسلمين است. اگر شاهدان عادلى بياورد به او مى دهيم و گرنه در آن حقى ندارد.

حضرت فرمود: اى ابوبكر، دربارۀ ما حكمى مى نمايى برخلاف آنچه دربارۀ مسلمانان حكم مى نمايى؟ گفت: نه! فرمود: اگر در دست مسلمانان چيزى باشد و من دربارۀ آن ادعايى نمايم از كدام شاهد مى طلبى؟ ابوبكر گفت: از تو شاهد مى خواهم. فرمود: اگر در دست من چيزى باشد و مسلمين دربارۀ آن ادعايى كنند از من شاهد مى خواهى؟! چرا از فاطمه سلام الله علیها شاهد مى خواهى در حاليكه فدك در دست اوست و در زمان حيات پيامبرصلى الله عليه وآله وسلم و بعد از آن مالك آن بوده است؟ چرا از مسلمين شاهد نمى خواهى؟!  ابوبكر ساكت شد، ولى عمر گفت: اين غنيمت مسلمين است و ما با كلام تو نمى توانيم مقابله كنيم! اگر شاهدان عادلى آوردى و گرنه اين غنيمت مسلمين است و تو و فاطمه سلام الله علیها در آن حقى نداريد!!

اميرالمؤمنين عليه السّلام به ابوبكر فرمود: اى ابوبكر، قرآن را قبول دارى؟ گفت: آرى. فرمود: دربارۀ اين آيه به من خبر ده كه مى فرمايد: «اِنَّما يُريدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ اَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهيراً» [سوره ى احزاب: آيه ى 33.، آيا اين آيه دربارۀ ما نازل شده يا دربارۀ غير ما؟ گفت: دربارۀ شما. فرمود: اگر دو نفر از مسلمانان بر عليه فاطمه سلام الله علیها به نسبت زشتى شهادت دهند چه مى كنى؟ ابوبكر گفت: بر او حد جارى مى كنم همانطور كه بر زنان مسلمين جارى مى كنم.

فرمود: در اين صورت نزد خداوند از كافرين خواهى بود. گفت: چرا؟ فرمود: براى آنكه تو شهادت خداوند را بر طهارت او رد كرده اى و شهادت مردم را بر عليه او قبول كرده اى. خداوند عزوجل به پاكى فاطمه سلام الله علیها گواهى داده است. اگر تو شهادت خداوند را رد كنى و شهادت ديگرى را بپذيرى نزد خداوند از كافرين هستى. همچنين حكم خدا و رسول را رد كرده اى كه فدك را براى فاطمه سلام الله علیها قرار دادند و او در زمان حيات پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم آن را تصرف كرد. تو سخن خدا و رسول را رد كردى و گفتۀ يك عرب بيابانى كه بر پاى خود بول مى كرد پذيرفتى و فدك را از او گرفتى و گمان كردى كه غنيمت مسلمين است. همانطور كه سخنِ ديگرِ پيامبرصلى الله عليه وآله وسلم را رد كردى كه فرمود: «ادعا كننده بايد شاهد بياورد و براى مدعى عليه قسم كافى است». تو از مدعى عليه شاهد مى خواهى!  در اينجا مردم به خشم آمدند و متوجه ظلم ابوبكر و عمر شدند و به يكديگر نگاه كردند و گفتند: بخدا قسم على عليه السّلام راست مى گويد. اميرالمؤمنين عليه السّلام هم به خانه بازگشت.