کاربری جاری : مهمان خوش آمدید
 
خانه :: مقتل


روایت کامل و جامع مبارزه و شهادت حضرت علی اکبر علیه السلام

درباره : حضرت علی اکبر علیه السلام
منبع : پژوهشی نو در بازشناسی مقتل سیدالشهدا مستند به کتب دسته اول تاریخی

نخستین كسي[1]كه از بني هاشم خدمت امام عليه السّلام رسيد و اذن ميدان گرفتند حضرت علي اكبر بودند، از این‌رو در زيارت ناحیه مقدّسه مي‌خوانيم: اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَا اَوَّلَ قَتِيلٍ مِنْ نَسْلِ خَيرٍ سَليِلٍ. امام عليه السّلام بی‌درنگ اجازه دادند و حضرت علي اكبر راهي ميدان جنگ شدند؛ امّا  نگاه مأيوسانه‌اي به او‌كردند؛ در دل امام غوغايي بود، از این‌رو وقتي مي‌رفتند امام فرمودند: اللَّهُمَّ! اشْهَدْ فَقَدْ بَرَزَ إِلَيْهِمْ غُلَامٌ أَشْبَهُ النَّاسِ خَلْقاً وَ خُلُقاً وَ مَنْطِقاً بِرَسُولِكَ ! وَ كُنَّا إِذَا اشْتَقْنَا إِلَى نَبِيِّكَ نَظَرْنَا إِلَيْهِ؛ خدايا! تو شاهد باش كه جواني براي جنگ به سوي اين قوم رفت كه از نظر شمايل، اخلاق و گفتار شبيه‌ترين مردم به پيغمبر صلی الله علیه وآلۀ وسلم تو بود! ما هر وقت مشتاق زيارت پيغمبر صلی الله علیه وآلۀ وسلم مي‌شديم به اين جوان


نگاه مي‌كرديم. سپس دعا فرمودند[2]: اللَّهُمَّ ! امْنَعْهُمْ بَرَكَاتِ الْأَرْضِ وَ فَرِّقْهُمْ تَفْرِيقاً وَ مَزِّقْهُمْ تَمْزِيقاً وَ اجْعَلْهُمْ طَرَائِقَ قِدَداً وَ لَا تُرْضِ الْوُلَاةَ عَنْهُمْ أَبَداً فَإِنَّهُمْ دَعَوْنَا لِيَنْصُرُونَا ثُمَّ عَدَوْا عَلَيْنَا يُقَاتِلُونَنَا؛ خدایا! از این جماعت برکاتت را باز دار و پراکندشان گردان و والیان را از ایشان راضی مگردان که این جماعت ما را به یاری طلبیدند، چون لبیکشان گفتیم، راه دشمنی پیش گرفتند و شمشیر بر روی ما کشیدند. سپس امام رو به عمربن سعد كردند و فرياد زدند: يَا ابْنَ سَعْدٍ! قَطَعَ اللَّهُ رَحِمَكَ كَمَا قَطَعْتَ رَحِمِي! اي پسرسعد! خدا رَحِم تو را قطع كند، همان گونه كه رحم مرا بریدی. آن گاه رو به آسمان کردند و این آیات را تلاوت فرمودند: « إِنَّ اللَّهَ اصْطَفى‏ آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ إِبْراهيمَ وَ آلَ عِمْرانَ عَلَى الْعالَمينَ * ذُرِّيَّةً بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ وَ اللَّهُ سَميعٌ عَليم[3]»؛ خداوند، آدم و نوح و آل ابراهيم و آل عمران را بر مردم جهان برترى داد. فرزندانی (و دودمانى) كه (از نظر پاكى و تقوا و فضيلت،) بعضى از برخی ديگر( نسلِ دیگر) گرفته شده بودند؛ و خداوند، شنوا و داناست.[4]

آنچه در مورد به ميدان رفتن حضرت علي اكبر عليه السّلام  در كتاب‌های معتبر آمده همين مقدار است. گاهی مطالبی در خصوص نحوه وداع علی اکبر با امام سجاد و یا وداع اهل خیام با علی اکبر و یا اجازه ندادن امام برای جنگ به علی اکبرعليه السّلام گفته می شود لذا در صفحه 245 مقتل تحقیقی تأکید شده است این موارد صحیح نیست و جزء تحریفات عاشوراست. البته در مقتل مقرّم مطالبی در خصوص سخنان اهل خیام با علی اکبر در هنگام وداع و به میدان رفتن آمده است؛ ولیکن بر خلاف رویه کتاب در این خصوص سندی ارائه نشده است و به نظر میرسد کلام خود مؤلف باشد. در دمعة الساکبه و وقایع الأیام نیز چنین مطالبی آمده و آن را به مهیج الأحزان مستند کرده‌اند و در مهیج الأحزان نیز با عبارت « در بعضی از کتب مقاتل مذکوراست» سند داده شده. همان‌گونه‌که آیت‌الله قاضی‌طباطبائی و محدّث ‌‌نوری تأکیدکرده‌اند، اینگونه استنادها پذیرفته نیست و خود نشـان بر بی‌سنـدی آن روایت است.[5] از این‌رو با توجّه به اینکه در کتب مرجع چیزی نیامده است، صحیح نیست و توصیه می‌کنیم به گزارشات و روایت‌های معتبر و مستند اکتفا کنید و اگر قصد خواندن مطلبی در این خصوص یا موارد مشابه را داشتید حتماً در قالب زبان‌حال باشد. مثل اين بيت شعر:             من نگويم مرو اي ماه برو           ليك قدري بر من راه برو

نكته‌ای كه در بيان زبان‌حال مهمّ است و بايد رعايت شود، اين است كه زبان‌حال را فقط در مورد موضوع‌هايي كه رخ داده یا امکان واقع شدن آن بوده است، مي‌توانيم داشته باشيم، مثلاً ليـلا مادر حضرت علي اكبر دركربلا نبوده است.[6] علاّمه مجلسی در جلاءالعیون علت آن را زنده نبودن او ذکر کرده و در منتخب التّواریخ آمده است اگر لیلا زنده بود، یزید به اهل بیت بیش از اندازه جسارت نمی‌کرد، زیرا مادر لیلا، خواهر معاویه بوده است لذا در مقتل تحقیقی هم این موضوع جزء تحریفات عاشورا معرفی شده است.[7] پس در مورد گفتار مادر، در هنگام رفتن حضرت علي اكبر به ميدان، زبان‌حال غلط است. چنان‌که نادرست است که امام عليه السّلام  آمد و به ليلا گفت براي فرزندت دعا كن. در هیچ یک از مآخذ ما هم نیست از همین رو در صفحه 254 مقتل تحقیقی هم تصریح شده این موضوع برای اولین بار در تذکرة الشهدا تحریف شده است لذا علما و محققین نیز در کتب خود[8] آن را جُزء تحریفات عاشورا شمرده‌اند.

حضرت علي اكبر به ميدان رفتند و شمار زیادی[9] از دشمنان را به درك فرستادند؛ سپس به خدمت پدر برگشتند و عرض کردند: يَا أَبَتِ! الْعَطَشُ قَدْ قَتَلَنِي وَ ثِقْلُ الْحَدِيدِ قَدْ أَجْهَدَنِي! فَهَلْ إِلَى شَرْبَةٍ مِنَ الْمَاءِ سَبِيل؟ پدر جان! تشنگي آن قدر شديد است كه كم مانده مرا از پاي درآورد و سنگيني اين اسلحه و زره من را به سختي انداخته است! آيا راهي براي به دست آوردن آب هست؟ مورّخین نوشته‌اند؛ فَبَكَى الْحُسَيْنُ وَ قَالَ وَا غَوْثَاهْ! يَا بُنَيَّ ! قَاتِلْ قَلِيلًا فَمَا أَسْـرَعَ مَا تَلْـقَى جَـدَّكَ مُحَمَّداً فَيَسْقِـيَكَ بِكَأْسِهِ الْأَوْفَى شَرْبَـةً لَا تَظْمَأُ بَعْدَهَا أَبَـداً؛ امام حسین عليه السّلام  گريه كردند و فرمودند:[10] اي پسرم! نزد من آبي نیست؛ كمي ديگر جنگ كن، ساعتي ديگر جدّت پيغمبر صلی الله علیه وآلۀ وسلم  را ملاقات خواهي كرد و از دست او آن چنان آب مي‌نوشي كه سيراب شوي و پس از آن هرگز تشنه نخواهي شد. در روایتی دیگر امام فرمودند:[11]پسرم! زبان خود را نزديك بياور و زبان حضرت علي اكبر را در دهان مباركشان گذاشتند و مكيدند و انگشتر خود را به علي اکبر عليه السّلام دادند و فرمودند آن را در دهانت بگذار و به سوي دشمن برگرد؛ اميدوارم كه هنوز روز به پايان نرسيده از جدّت جامي بنوشي كه هرگز تشنه نشوي![12]

برگشت حضرت علی اکبر عليه السّلام  به میدان جنگ:حضرت علي اكبر عليه السّلام دوباره راهي ميدان شدند و شمار دیگری از دشمنان را به درك واصل كردند. مُرَّّةبْنِ مُنقَذعَبْدِي یا مُنْقِذبْنِ مُرَّةَ عَبْدِي گفت: گناه عرب به گردن من باشد، اگر اين جوان بر من بگذرد و چنين حمله بکند و من داغ مرگش را بر دل پدرش نگذارم. تا اینکه فرصتي یافت و تیر یا نيزه‌اي از پشت به بدن مبارك علي اكبر عليه السّلام زد. به روایتی، شمشیری بر فرقش زدند.[14] از اين فرصت ديگران هم سوء استفاده كردند و چند ضربه شمشير ديگر به علي اكبر وارد كردند و رمق جان علي كم شد؛ عنـان اسب را رها كردند و دست به گردن اسب انداختند و راه ديدة اسب بسته شد و اسب بي اختيار علي را در بين دشمن به اين سو و آن سو مي‌برد و در اين ميان هر كس كه به اين بزرگوار مي‌رسيد، ضربه شمشيري به ایشان مي‌زد تا جايي كه نوشته‌اند:[15]وَ قَطَّعُوهُ بِسُیُوفِهِم إِرباً إِرباً ؛ او را با شمشیرها قطعه قطعه كردند.

 در اين میان تیري هم به گلوي مبارك علي اكبر خورد و از اسب به زمين افتادند، در حال جان دادن بودند و روح به گودی گلویشان رسیده بود که فرياد زدند: يَا أَبَتَاهْ !عَلَيْكَ السَّلَامُ ! هَذَا جَدِّي يُقْرِؤُكَ السَّلَامَ وَ يَقُولُ لَكَ عَجِّلِ الْقَدُومَ عَلَيْنَا ! پدر جان! خداحافظ! اين جدّم پيامبر صلی الله علیه وآلۀ وسلم  است كه بر شما سلام مي‌رساند و مي‌گويد براي آمدن نزد ما عجله كن! بـه روایت دیگری فرمودند: يَا أبتَاهْ! هَذَا جَدِّيَ رَسُولُ الله قَدْ سَقَاني بِكأسَةً الأَوْفى شَرْبَةً لَا أَظْمَأ بَعْدِهَا أَبَداً وَ هُوَ يَقُولُ اَلعَجِّلْ العَجِّل فَإِنْ... ؛ پدر جان! این جدّم رسول خداست صلی الله علیه وآلۀ وسلم  که با جام گوارایش سیرابم کرد که پس از آن تشنگی نخواهم داشت و می‌گوید زود بشتاب که جامی هم برای تو آماده کرده‌ایم.[16] ثُمَّ شَهَقَ شَهْقَةً فَارَقَ الدُّنْيَا؛ سپس صیحه‌ای زدند و جان بجان آفرین تسلیم کردند.[17] سیّدالشهداء با عجله به بالاي سر علي اکبر عليه السّلام رفتند وَ وَضَعَ خَدَّهُ عَلَى خَدِّهِ؛ و سر به صورت علي گذاشتند و فرمودند: قَتَلَ اللَّهُ قَوْماً قَتَلُوكَ ! مَا أَجْرَأَهُمْ عَلَى اللَّهِ وَ عَلَى انْتِهَاكِ حُرْمَةِ الرَّسُولِ! خدا بكشد كساني كه تو را كشتند! اين‌ها نسبت به خدا و هتك حرمت پيامبر صلی الله علیه وآلۀ وسلم چقدر گستاخ شده‌اند. عَلَى الدُّنْيَا بَعْدَكَ الْعَفَاءُ! پس از تو خاك بر سر دنيا! امام عليه السّلام  بر سر بدن علی اکبر با صدای بلند گریه کردند و تا آن زمان کسی صدای گریه امام را نشنیده بود.[18] در اين هنگام حضرت زينب (س) از خيمه بيرون آمدند،  خودشان را به بدن مبارك علي اكبر رساندند و خویش را روي پیکر مطهّر علي اكبر انداختند. امامعليه السّلام   سر خواهر را از روي علي اكبرعليه السّلام برداشتند و او را آرام كردند و به خيمه برگرداندند؛ آن گاه اهل بیت امام یکی پس از دیگری وارد قتلگاه حضرت علی اکبرعليه السّلام شدند و دشمن هم به آنان حمله می‌کرد! سیّدالشهداء فریاد زدند: « صَبْراً يَا بَنِي عُمُومَتِي! صَبْراً يَا أَهْلَ بَيْتِي! فَوَ اللَّهِ لَا رَأَيْتُمْ هَوَاناً بَعْدَ هَذَا الْيَوْمِ أَبَداً ! ای عمو زادگان و ای اهل بیت من، صبر و تحمّل کنید، زیرا به خدا قسم از این پس مشکلی نخواهید داشت[19]»، سپس رو كردند به جوانان بني هاشم و فرمودند: إِحمِلُوا أَخَاكُم إِلَي الفُسطَاط[20]؛ بياييد بدن نازنين برادرتان را به خيمه بازگردانيد.[21]

 امام صادقعليه السّلام در روایتی ضمن تشریح چگونگی زیارت قبر حضرت علی اکبرعليه السّلام ، فرمودند: سیّدالشهداعليه السّلام بالای سر علی‌اکبر شهادت او را برای خدا دانستند و خون او را به آسمان پرتاب کردند و قطره‌ای از این خون‌ها به زمین بر نگشت.[22]

گزارشات ضعیف و بی‌سند در شهادت حضرت علی اکبر: متأسّفانه در باره شهادت حضرت علي اكبرعليه السّلام اغراق گويي‌ها در زبان‌حال يا روضه بسیار است كه بايد بيشتر مراقبت باشيم. مطالب به ميدان رفتن حضرت علي اكبر را قبلاً یاد کردیم و امّا در شهادت این بزرگوار تذکّر هفت نکته ضروری است:

1. جزئیات مبارزه حضرت علی اکبر و کشتن طارق بن شبث و فرزندانش و ... توسط علی اکبر که اولین بار در روضة الشهدا آمده است صحیح نیست و همانگونه که در صفحه 253 مقتل تحقیقی هم تأکید شده است این قصه از تحریفات عاشوراست.

2. گاهی گفته مي‌شود « امام عليه السّلام سر علي را به دامن گرفتند و دلشان آرام نشد، سر علي را به سينه چسباندند و دلشان آرام نشد و ... » که بايد در قالب زبان‌حال باشد؛ مثل شعری که یاد شد. وگرنه اصل روضه در روايات همان است كه گذشت.

3. در بعضی از کتب همچون مقتل منسوب به ابو مخْنف، دمعه الساکبه، معالی السبطین و اسرار الشهادة جملاتی همچون « ای پسرم تو از غم و غصّه دنیا راحت شدی ولی پدرت تنها ماند و ... » برای امام در بالای سر حضرت علی اکبر نقل کردند که در هیچ یک از کتب معتبر نیست. همان گونه که در صفحه 823 مقتل جامع هم آمده این‌گونه مسائل بیشتر بعد از قرن یازدهم به بعد رواج یافتند. با تحقیق، بررسی و تطابق این کتاب‌ها در می‌یابیم اکثر روایت‌های غلط به طور مستقیم و یا با یک یا دو واسطه به سه کتاب پر از ایراد و تحریفی مقتل منسوب به ابو مخنف، روضةالشهدا و اسرار الشهادة می‌رسند.

4. گفته مي‌شود حضرت زينب (س) امام عليه السّلام را آرام كردند و تسلي دل دادند و از روي پیکر مطهّر علي اکبر بلند كردند كه برعكس است؛ يعني امام حضرت زينب (س) را از روي بدن حضرت علي اکبر بلند و به آرامش دعوت كردند.

5. گاهی گفته می‌شود که حضرت علی اکبر در زمان حضور امام عليه السّلام در بالای سرشان زنده بودند که این هم نادرست است، زیرا همان گونه که آمد، امام وقتی رسیدند که علی اکبر جان به جان آفرین تسلیم کرده بودند. در صفحات 122 خصایص الحسینیه و 220 منتخب التّواریخ آمده است: این از بزرگواری علی اکبر بود که به محض افتادن از اسب، پدر را صدا نزدند بلکه در آخرین لحظات جان دادن امام را صدا زدند، چرا که نمی‌خواستند امام عليه السّلام با دیدن صحنه جان دادنش جگرشان بیشتر بسوزد. البته در ناسخ التّواریخ آمده به گزارشی هم در لحظه آمدن امام علی اکبر زنده بودند و این موضوع را به صفحه 45جلد44 بحارالأنوار مستند کرده است، در صورتی که عین عبارت ذکر شده در بحارالأنوار این است: فَلَمَّا بَلِغَت الرُوحَ التَرَاقي قَالَ رَافِعاً صَوتَه يَا أبتَاه ...؛ هنگـامی که روح به گودی گـلویشان رسید ( در حال خارج شدن از بدن بود)  پدرشان را صدا زدند و گفتند ای پدر ... و در سطور بعدی آمده است: ثُمَّ شَهَقَ شَهْقَةً فَارَقَ الدُّنْيَا. از این‌رو بنظر می‌رسد مرحوم سپهر در این خصوص هم چون بعضی موارد دیگر اشتباه کرده است.

6. همچنین مواردی همچون امام حسین هفت مرتبه صدا زدند« ولدی علی» یا اینکه امام سر از پیکر علی اکبر بر نمی داشتند و همه فکر کردند امام جان سپرده اندو.. ، امام حسین به دنبال پیکر مطهرعلی اکبر می گشتند و... ، سخنان حضرت زینب با مادر علی اکبر در شهادت او ، سخنان علی اکبر با سیّدالشهدا در لحظة شهادت که در کتب تحریفی و ضعیف قرن سیزده و چهارده همچون محرق القلوب و تذکره الشهدا آن هم بی هیچ سندی آمده است صحیح نیست و همانگونه که در صفحات 253 تا 262 مقتل تحقیقی هم آمده است این موارد همگی از تحریفات عاشوراست و به هیچ وجه صحت ندارد.

7. دیده شده که می‌گویند حضرت زينب (س) قبل از امام عليه السّلام به بالين علي اكبر رسيدند كه اين هم صحیح نیست و مغایر گزارش های معتبر است و درکتب معتبر نیامده است. طبق مآخذ معتبر، حضرت زينب نه جلوتر از امام رسيدند و نه او امام را آرام كردند، بلكه به عكس بوده است. این موضوع غلط را برای اولین بار مرحوم مازندرانی در قرن چهاردهم در معالی السبطین آورده است؛ اما همانگونه که در صفحه 261 مقتل تحقیقی هم تصریح شده است صحیح نبوده و جزء تحریفات عاشوراست.

پاورقی ها و اسناد:


[1]. در روضة الواعظین، مَقْتَل خوارزمی، مَناقِبِ آلِ ابیطالب، تَسْلِیَةُ الْمُجالِسْ، ناسخ التّواریخ،  مهیج الأحزان، و دمعة الساکبه عبدالله بن مسلم به عنوان اوّلین نفر معرّفی شده است. همچنین در بحارالأنوار، ناسخ التّواریخ و دمعة الساکبه ذکر مقتل حضرت علی اکبر جزء آخرین نفرات در ترتیب ذکر مقاتل آمده است؛ اما همان گونه که در تمامی کتب تحقیقی هم تأکید و تصریح شده است اکثر قریب به اتفاق منابع دست اوّل همچون الاَخبارالطِوال 303؛ اَنْسابُ الاَشْراف 3/406؛ لهوف 98؛ تاریخ الامم والملوک 5/446؛ ارشاد 2/106؛ مقاتل الطالبیین 115؛ الکامل فی‌التاریخ 11/84 ؛ تَجارِبُ الاُمَم 2/78؛ تاریخِ حَلَبْ 151؛ کامل بهائی 628؛ تاریخنامه طبری 4/709؛ مُثیرُالأحْزان 246؛ لهوف 98؛ إعْلام الوَری 346؛ البِِدایَة والنَّهایة 8/185؛ بحارالأنوار45/45؛      جلاء العیون573 و دیگر مآخذ این کتاب علی اکبر را اوّلین شهید بنی‌هاشم می‌دانند.

[2]. در لهوف، مُثیرُالاَحزان، مقاتل الطالبیین، روضة الواعظین و أمالی صدوق این دعا ذکر نشده است و در مقتل جامع نیز دعا با اندکی تفاوت بعد از شهادت علی اکبر ذکر شده است. در تاریخ حلب (133) هم فقط همین دعا بدون ذکر مقتل حضرت علی اکبر آمده است.

[3]. سوره آل عمران آيه 33 و 34. این آیه در لهوف، مُثیرُالاَحزان، مقاتل الطالبیین، روضة الواعظین و أمالی صدوق نیامده است.

[4]. مقاتل الطالبیین 115؛ الفُتوح 5/114؛ روضة الواعظین 309؛ اللهوف 99؛ مُثیرُالأحْزان 246؛ مَقْتَل خوارزمی 2/34؛        تَسْلِیَةُ الْمُجالِسْ 2/310؛ بحارالأنوار45/43؛ جلاءالعیون 573 ؛ منتهی الآمال 442؛ نفس المهموم 268؛ مقتل امام حسین 151؛ مهیج الأحزان 446؛ منتخب التّواریخ 217؛  مقتل مقرّم 228؛ ناسخ التّواریخ 483؛ وقایع الأیام 391؛ دمعة الساکبه 420؛      قمقام 431؛مقتل جامع 1/817 و822 . توضیحات: روایت به میدان رفتن علی اکبر در بحارالأنوار و جلاءالعیون کمی کاملتر و در مقاتل الطالبیین به طور مختصرتر آمده است. در صفحات 30/162 أمالی صدوق و 2/78 تَجارِبُ الاُمَم  نیز فقط اشاره به میدان رفتن علی اکبر و فراز اوّل جمله امام شده است.

[5] . لؤلؤومرجان 189؛ تحقیق درباره اوّل اربعین 61. در بعضی از کتب امروزی نیز موضوع به روضة الشهدا استناد داده شده است و احتمال دارد منظور مرحوم یزدی حائری از عبارت « بعضی ازکتب مقاتل» همان روضة الشهداء باشد اما به دلیل بدنامی   روضة الشهداء نخواسته نام آن را ببرد. در مورد غیر مستند بودن این کتاب به دلیل ایرادات  فراوانی که  به آن وارد است. در بخش پایانی کتاب به طور مفصّل بحث خواهد شد.

[6]. البته در مناقب آل ابی طالب (4/110) بی‌هیچ استنادی آمده است: « فَصارَتْ اُمُّهُ شَهْربانُویَه وَ لَهی تَنْظُرُ اِلیهِ وَ لا تَتَکَلَّم؛ شهربانو مادر او نگاه می‌کرد و حرفی نمی‌زد » اوّلاً اینکه مادر علی اکبر لیلا است نه شهربانو! البته خود ابن شهر آشوب هم در صفحه ( 4/77 ) کتابش نام مادر علی اکبر را ( برة  بنت عرة بن مسعود ثقفی ) ذکر کرده است! دوّم اینکه هیچ مطلبی بی‌سند از هیچ کتابی پذیرفته نیست. به احتمال قوی این گزارش، مربوط به شهربانو مادر طفلی است‌که در روزعاشورا شهید شد و ابن شهر آشوب به‌اشتباه آن را برای حضرت علی اکبر ذکر کرده است. لازم به ذکر است که مرحوم ابن شهر آشوب در کتابش واقعه عاشورا را بطور مختصر نوشته است بطوریکه وقتی این کتاب را مطالعه می کنید می بینید که بسیاری از جمله ها و یا گزارش ها بطور ناقص و کاملاً به اختصار آمده است. ضمناً شیخ عباس قمی نیز در صفحه 275 نفس المهموم می‌نویسد در خصوص بودن مادر علی اکبر درکربلا در کتب معتبر چیزی نیافتم و این در حالی است که مناقب آل ابی طالب از مآخذ    نفس المهموم است و قطعاً محدّث قمی نیز این گزارش را دیده امّا احتمالاً به دلایلی که ما هم عرض کردیم آن را نپذیرفته است.

[7] . جلاءالعیون 574 ؛ منتخب التّواریخ 221؛ مقتل تحقیقی 239.

[8]. تأمّلی‌درنهضت‌ عاشورا 318؛ حماسه حسینی3/255 و3/286؛ کبریت احمر187؛ زندگانی امام حسین461؛ منتهی‌الآمال 455؛ تحریف شناسی عاشورا و تاریخ امام حسین 177 و316؛ مقتل تحقیقی 254؛ مقتل جامع 1/134.

[9]. در خصوص تعداد کشته‌های دشمن به دست یاران و خانواده امام اختلافات زیادی هست که قابل جمع نبوده و بعضی از این ارقام قابل دفاع نیست. برای نمونه تعداد کشته شده‌ها به دست حضرت علی اکبر به روایت ابن اعثم، خوارزمی، علاّمه مجلسی و شیخ عباس قمی 200 نفر (80 +120) و به گزارش شیخ صدوق 44 نفر است. این رقم را فاضل دربندی به دروغ 2000 نفر اعلام می‌کند بزرگانی چون شیخ مفید و سیّدبن طاوس هم عددی ذکر نکرده‌اند. توصیه ما این است در این‌گونه موارد به شیوه سیّدبن طاوس عمل کرده و بگوییم تعداد زیادی از دشمنان را به درک فرستادند.

[10]. در مَقْتَل خوارزمی، تَسْلِیَةُ الْمُجالِسْ، جلاءالعیون، مقتل امام حسین، وقایع الأیام و قمقام آمده امام فرمودند: بر محمد، علی و پدرت سخت است که از آنان‌ کمک بخواهی و نتوانند کمک کنند. سپس زبان علی را در دهان .......  در بحارالأنوار، مهیج الأحزان و دمعة الساکبه نیز هر دو روایت آمده است.

[11]. این روایت دوّم در لهوف، الفتوح، مقتل جامع، بحارالأنوار، الفُتوح، مقاتل الطالبیین، روضة الواعظین و مُثیرُالاَحزان نیامده است.

[12]. مقاتل الطالبیین 116؛ الفُتـوح 5/115؛ أمـالی صدوق 30/162؛ روضة الواعظین 309؛ تاریخنامه طبری 4/709؛ اللهوف99؛ مَقْتَل خوارزمی 2/35؛ تَسْلِیَةُ الْمُجالِسْ 2/311؛ مُثیرُالأحْزان247؛ بحارالأنوار45/43؛ جلاءالعیون572؛ منتهی الآمال 443؛   نفس المهموم 269؛ منتخب التّواریخ 219؛ مقتل مقرّم230؛ مقتل امام حسین 152؛ ناسخ التّواریخ 485؛ وقایع الأیام 395؛    قمقام 432؛ مهیج الأحزان 448؛ دمعة الساکبه 421؛ مقتل جامع 1/818 . توضیحات: این گزارش در مقاتل الطالبیین کمی مختصر و در أمالی صدوق، تاریخنامه طبری و روضة الواعظین کاملاً به اختصار آمده است.

[13]. البته در صفحات 328 الثّاقِب فِی الْمَناقِب؛ 133 و 185 کبریت احمر؛2/584 مناقب الطاهرین و 365 و369 دمعة الساکبه احادیثی از امام صادق و امام رضا نقل شده است مبنی بر این که تمامی شهدا از جمله حضرت علی اکبر قبل از شروع جنگ یا در اثناء مبارزه توسط سیّدالشهداء از شربت بهشتی سیراب می‌شدند. همچنان‌که خود سیّدالشهداء نیز سیراب شدند.

[14]. بعضی از این ضربات در بعضی از مقاتل نیامده است. در مورد قاتل نیز بعضی از مقاتل منقذ بن مره و بعضی مره بن منقذ   گفته‌اند؛ که ما برای پرهیز از تشویش اذهان خوانندگان  به جزئیات این موضوع نپرداختیم.

[15].دست گردن اسب انداختن و... در تاریخ الامم والملوک، الکامل فی‌التاریخ، نفس المهموم، ارشاد، مُثیرُالاَحزان، مقاتل الطالبیین، اَلْمُنْتَظَمْ و لهوف نیامده است. عبارت« وَ قَطَّعُوهُ بِسُیُوفِهِم إِرباً إِرباً » نیز در لهوف، الکامل فی‌التاریخ، اَلْمُنْتَظَمْ  و ارشاد نیامده است.

[16]. در مقتل امام حسین، وقایع الأیـام و مهیج الأحزان در روایت سوّمی آمده فرمودند: این جدّم مصطفی، پدرم علی و جدّه‌ام زهراست و همه مشتاق تو هستند. ضمناً روایت دوّم در لهوف، تاریخ الامم والملوک، مقاتل الطالبیین و مقتل جامع نیامده است. روایت اوّل نیز در مَقْتَل خوارزمی، تَسْلِیَةُ الْمُجالِسْ، مقتل مقرّم، مهیج الأحزان و دمعة الساکبه  نیامده است. همچنین در ارشاد، تاریخ الامم والملوک، اعلام الوری، الکامل فی‌التاریخ، اَلْمُنْتَظَمْ  و مُثیرُالاَحزان هیچ جمله ای ذکر نشده است.

[17]. جان به جان آفرین تسلیم کردن در منتهی الآمال، نفس المهموم، تاریخ الامم والملوک، الکامل فی‌التّاریخ، مقاتل الطالبیین،  اَلْمُنْتَظَمْ، مَقْتَل خوارزمی، تَسْلِیَةُ الْمُجالِسْ،  مُثیرُالاَحزان، ارشاد، اعلام الوری و مقتل امام حسین تصریح نشده است.

[18]. بلند بلند گریه کردن امام فقط در تاریخنامه طبری، بحارالأنوار، وقایع الأیام، نفس المهموم  و منتخب التّواریخ آمده است.

[19]. این جمله در تاریخ الامم والملوک، لهوف، ارشاد، اَلْمُنْتَظَمْ، جلاءالعیون، کبریت احمر، مقاتل الطالبیین، مقتل جامع،  مقتل امام حسین، مُثیرُالاَحزان و اعلام الوری نیامده است. در الفتوح، مهیج الأحزان، قمقام، مَقْتَل خوارزمی، تَسْلِیَةُ الْمُجالِسْ،  و دمعة الساکبه نیز بعد از شهادت حضرت قاسم و در مقتل مقرّم بعد از شهادت دسته جمعی اصحاب ذکر شده است.

[20]. این جمله در لهوف، اَلْمُنْتَظَمْ، جلاءالعیون، کبریت احمر، ارشاد، مقتل مقرّم و اعلام الوری نیامده است.

[21].تاریخ الامم والملوک 5/446؛ مقاتل الطالبیین 115؛ الارشاد2/158؛ اللهوف99؛ مُثیرُالأحْزان 248؛ الکامل فی‌التّاریخ11/184؛ مَقْتَل خوارزمی 2/273؛ إعْلام الوَری 346؛ اَلْمُنْتَظَمْ5/340؛  البِِدایَة والنَّهایة 8/185؛ تَسْلِیَةُ الْمُجالِسْ 2/264؛ بحارالأنوار45/44؛ منتهی الآمال 442؛ نفس المهموم 270؛ ناسخ التّواریخ 486؛ منتخب التّواریخ 219؛ کبریت احمر 185؛   مقتل امام حسین153؛ مقتل مقرّم231؛ قمقام433؛ وقایع الأیام401؛ مهیج الأحزان449؛ دمعة الساکبه 422؛ مقتل جامع 1/820 . توضیحات: گزارش مبارزه و شهادت حضرت علی اکبر در مقاتل الطالبیین، اعلام الوری و مُثیرُالاَحزان به طور مختصر و در ارشاد، البدایة والنّهایة، اَلْمُنْتَظَمْ و الکامل فی‌التّاریخ کاملاً به اختصار آمده است. در أمالی صدوق 30/162 نیز فقط اشاره به تعداد کشتگان دشمن و سپس شهادتش شده است. 

[22]. کامل الزیارات 738؛ نفس المهموم 271؛ مقتل امام حسین 154؛ وقایع الأیام 396؛ مقتل مقرّم 233؛ مقتل جامع 823 .