کاربری جاری : مهمان خوش آمدید
 
خانه :: مقتل


شهادت امام صادق علیه السلام و وصایای حضرت

درباره : امام جعفر صادق علیه السلام
منبع : « اصول کافی ج1 ص 473 »« الارشاد ج2 ص 180»« ثواب الاعمال 272، بحار الانوار ج 47 ص 5 »

تاریخ و علت شهادت امام صادق عليه السّلام: در سال شهادت امام صادق عليه السّلام اختلافی نیست و تمام مورخان شهادت او را در سال صد و چهل و هشت هجرت ذکر کرده اند، و مشهور آن است كه در ماه شوّال بوده، هرچند بعضى دوشنبه پانزدهم ماه رجب سال 148 گفته ‏اند «فتال نیشابوری، روضة الواعظين،ص 212 ». اكثر مورخان عمر شريف آن جناب را شصت و پنج سال گفتهاند « شیخ مفید، الارشاد ج2 ص 180 » و بعضى نیز شصت و هشت نوشته اند « محدث اربلی، كشف الغمّه ج 2ص 374 » اما محدث اربلی در كشف الغمّه هفتاد و يك نيز روايت كرده است‏ «محدث اربلی، كشف الغمّه ج 2ص  374»، ابن خوشاب از محمّد بن سنان روايت كرده است كه در هنگام شهادت عمر شريف آن حضرت شصت و پنج سال بوده  يا


شصت و هشت سال، در سال صد و چهل و هشتم هجرت‏ «محدث اربلی، كشف الغمّه ج 2ص 402».امام عليه السّلام با جدّ خود على بن الحسين  دوازده سال و چند روز گذرانيد، به روايت ديگر: پانزده سال‏ «محدث اربلی، كشف الغمّه ج 2ص 402»، و با پدر بزرگوار خود نوزده سال، و بعد از آن حضرت سى و چهار سال ماند « شیخ طبرسی، اعلام الورى 272 »  كلينى به سند معتبر از ابو بصير روايت كرده كه امام صادق عليه السّلام در هنگام شهادت كه سال 148 بود، شصت وپنج سال داشت و ايّام امامت آن جناب‏ بعد از پدر، سى وچهار سال بود «شیخ کلینی، الكافى ج 1 ص 475 ». گفته‏ اند كه ايّام امامت آن حضرت بقيه حکومت هشام بن عبد الملك، ملك وليد بن يزيد بن عبد الملك، ملك يزيد بن وليد، ملك ابراهيم بن وليد، و ملك مروان حمار بوده، پس ابو مسلم خروج كرد در سال 132 و عبد اللَّه سفّاح از بنى عبّاس خليفه شد، و چهار سال و هشت ماه ايّام او بود، و بعد از او منصور دوانقى غصب خلافت كرد و بيست و يك سال و يازده ماه پادشاهى كرد، و در سال دهم پادشاهى او امام به شهادت رسید «شیخ طبرسی، اعلام الورى 272 »، به روايت ديگر: سال دوّم امام صادق  به اجداد گرامی خود ملحق گرديد، و به قول ديگر: ابتداى امامت آن حضرت در پادشاهى ابراهيم بن وليد بود «ابن شهر آشوب، مناقب آل ابیطالب ج 4 ص 302 » ابن بابويه و ديگران گفته ‏اند كه: امام عليه السّلام را حاکم مدینه به امر منصور ملعون به زهر شهيد کرد، و گويند كه: انگور زهرآلودى به آن حضرت خورانيدند، و در قبرستان بقيع در جنب والد منيع خود مدفون گرديد « ابن صباغ، الفصول المهمّة،ص 227؛ شیخ مفید، الارشاد ج2 ص 180؛ ابن شهر آشوب، مناقب آل ابیطالب ج 4 ص 302 » در الفصول المهمة و مصباح کفعمی و نیز در کتاب‌های دیگر آمده است که به امام زهر خوراندند. ابن شهرآشوب در مناقب نوشته است ابوجعفر منصور او را زهر خورانید، زیرا با کینه‌هایی که منصور از او داشت و بیمی که از روی آوردن مردم بدو در دل وی راه یافته بود، آسوده نمی‌نشست.

وصیت امام صادقعليه السّلام در مورد اهمیت نماز :مرحوم شیخ صدوق رضوان اللّه تعالى علیه و دیگر بزرگان آورده اند: یكى از راویان حدیث و از اصحاب و دوستان امام جعفر صادق عليه السّلام به نام ابوبصیر لیث مرادى حكایت كند:  پس از آن كه امام جعفر صادق عليه السّلام به شهادت رسید، روزى جهت اظهار هم دردى و عرض تسلیت به اهل منزل حضرت، رهسپار منزل آن امام مظلوم عليه السّلام گردیدم . همین كه وارد منزل حضرت شدم ، همسرش حمیده را گریان دیدم ؛ و من نیز در غم و مصیبت از دست دادن آن امام همام عليه السّلام بسیار گریستم . و چون لحظاتى به این منوال گذشت ، افراد آرامش خود را باز یافتند. آن گاه همسر آن حضرت به من خطاب كرد و اظهار داشت: اى ابوبصیر! در آن هنگام، كه ضعف شدیدى بر امام عليه السّلام وارد شده بود فرمود: تمام اعضاء خانواده و آشنایان و نزدیكان را بگوئید كه در كنار من حاضر و جمع شوند. وقتى تمامى افراد حضور یافتند، حضرت به یكایك آنان نگاهى عمیق انداخت و سپس خطاب به جمع حاضر فرمود: كسانى كه نسبت به نماز بى اعتنا باشند، شفاعت ما اهل بیت عصمت و طهارت عليه السّلام شامل حالشان نمى گردد.

متن عربی روایت: مَاجِیلَوَیْهِ عَنْ عَمِّهِ عَنِ الْكُوفِیِّ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ الْمِیثَمِیِّ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى أُمِّ حَمِیدَةَ أُعَزِّیهَا بِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فَبَكَتْ وَ بَكَیْتُ لِبُكَائِهَا ثُمَّ قَالَتْ یَا أَبَا مُحَمَّدٍ لَوْ رَأَیْتَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عِنْدَ الْمَوْتِ لَرَأَیْتَ عَجَباً فَتَحَ عَیْنَیْهِ ثُمَّ قَالَ اجْمَعُوا لِی كُلَّ مَنْ بَیْنِی وَ بَیْنَهُ قَرَابَةٌ قَالَتْ فَلَمْ نَتْرُكْ أَحَداً إِلَّا جَمَعْنَاهُ قَالَتْ فَنَظَرَ إِلَیْهِمْ ثُمَّ قَالَ إِنَّ شَفَاعَتَنَا لَا تَنَالُ مُسْتَخِفّاً بِالصَّلَاةِ. « ثواب الاعمال 272. بحار الانوار ج 47 ص 5» 

وصیت امام صادق علیه السلام در مورد صلۀ رحم : در غيبت شيخ طوسى  هشام بن احمر از سالمه كنيز حضرت صادق عليه السّلام نقل كرد كه گفت من هنگام درگذشت آن جناب حضور داشتم. بيهوش شد همين كه بهوش آمد فرمود به حسن بن على بن علي بن الحسين كه مشهور به افطس بود هفتاد دينار بدهيد ( سن افطس همان کسی است که با خنجر به امام حمله کرده بود) و بفلان كس فلان مبلغ و بفلانى اين قدر. عرض كردم آقا به كسى پول ميدهى كه با كارد به تو حمله كرد و قصد كشتن شما را داشت؟! فرمود نمي خواهى از كسانى باشم كه خداوند در باره آنها فرموده وَ الَّذِينَ يَصِلُونَ ما أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ وَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ وَ يَخافُونَ سُوءَ الْحِسابِ و آنان که پیوندهائی را که خداوند به آن امر کرده برقرار می‌نمایند (صله رحم می‌کنند) و از خدایشان می‌ترسند و از محاسبه بدفرجام بیمناکند «سورۀ رعد آیه 21» بلى سالمه! خداوند بهشت را آفريد و آن را خوشبو كرد كه بوى خوش آن از دو هزار سال راه به مشام ميرسد ولى بوى بهشت را نافرمان پدر و مادر و قطع‏ كنندۀ رابطۀ خويشاوندى حس نخواهد كرد.

متن عربی روایت: عَنْ سَالِمَةَ مَوْلَاةِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَتْ كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع حِينَ حَضَرَتْهُ الْوَفَاةُ فَأُغْمِيَ عَلَيْهِ فَلَمَّا أَفَاقَ قَالَ أَعْطُوا الْحَسَنَ بْنَ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ هُوَ الْأَفْطَسُ سَبْعِينَ دِينَاراً وَ أَعْطُوا فُلَاناً كَذَا وَ كَذَا وَ فُلَاناً كَذَا وَ كَذَا فَقُلْتُ أَ تُعْطِي رَجُلًا حَمَلَ عَلَيْكَ بِالشَّفْرَةِ فَقَالَ وَيْحَكِ أَ مَا تَقْرَءِينَ الْقُرْآنَ قُلْتُ بَلَى قَالَ أَ مَا سَمِعْتِ قَوْلَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ الَّذِينَ يَصِلُونَ ما أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ وَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ وَ يَخافُونَ سُوءَ الْحِسابِ قَالَ ابْنُ مَحْبُوبٍ فِي حَدِيثِهِ حَمَلَ عَلَيْكَ بِالشَّفْرَةِ يُرِيدُ أَنْ يَقْتُلَكَ فَقَالَ أَ تُرِيدِينَ عَلَى أَنْ لَا أَكُونَ مِنَ الَّذِينَ قَالَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى- الَّذِينَ يَصِلُونَ ما أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ وَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ وَ يَخافُونَ سُوءَ الْحِسابِ نَعَمْ يَا سَالِمَةُ إِنَّ اللَّهَ خَلَقَ الْجَنَّةَ وَ طَيَّبَهَا وَ طَيَّبَ رِيحَهَا وَ إِنَّ رِيحَهَا لَتُوجَدُ مِنْ مَسِيرَةِ أَلْفَيْ عَامٍ وَ لَا يَجِدُ رِيحَهَا عَاقٌّ وَ لَا قَاطِعُ رَحِمٍ. « سیخ طوسس الغيبه، ص 197؛ شیخ کلینی الکافی ج7 ص 55؛ مجلسی بحار الانوار ج 46 ص 182 »

تدبیر امام صادق علیه السلام در وصیت  جانشینی خود : كلينى و شيخ طوسى و ابن شهر آشوب روايت كرده‏ اند از ابو ايّوب جوزى كه گفت: شبى ابو جعفر دوانقى در نیمه های شب مرا احضار کرد، چون رفتم ديدم كه بر كرسى نشسته و شمعى در پيش او قرار داده‏ اند و نامه ‏اى در دست دارد، سلام كردم، او نامه را پيش من انداخت و  گفت: اين نامه محمّد بن سليمان است و خبر شهادت امام جعفر صادق را نوشته است، پس سه نوبت گفت: انّا للَّه و انّا اليه راجعون، و گفت: مثل جعفر كجا مى ‏رسد، پس گفت: به حاکم مدینه بنويس  جعفر بن محمد هر كس را وصى خود كرده است، او را بطلبد و گردن بزند، بعد از چند روز جواب نامه رسيد كه نوشته بود امام صادق عليه السّلام پنج نفر را وصى كرده است: 1ـ خليفه، 2ـ  محمّد بن سليمان والى مدينه 3 و 4 دو پسر خود عبد اللَّه و موسى 5ـ و حميده مادر موسى را، چون منصور نامه را خواند گفت: اينها را نمىتوان كشت‏ .

متن عربی روایت : وَ دَعَا أَبُو جَعْفَرٍ الْمَنْصُورُ فِي جَوْفِ اللَّيْلِ أَبَا أَيُّوبَ الْخُوزِيَّ فَلَمَّا أَتَاهُ رَمَى كِتَاباً إِلَيْهِ وَ هُوَ يَبْكِي وَ قَالَ هَذَا كِتَابُ مُحَمَّدِ بْنِ سُلَيْمَانَ يُخْبِرُنَا بِأَنَّ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ قَدْ مَاتَ فَ إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ وَ أَيْنَ مِثْلُ جَعْفَرٍ ثُمَّ قَالَ لَهُ اكْتُبْ إِنْ كَانَ أَوْصَى إِلَى رَجُلٍ بِعَيْنِهِ فَقَدِّمْهُ وَ اضْرِبْ عُنُقَهُ فَكَتَبَ وَ عَادَ الْجَوَابُ قَدْ أَوْصَى إِلَى خَمْسَةٍ أَحَدُهُمْ أَبُو جَعْفَرٍ الْمَنْصُورُ وَ مُحَمَّدُ بْنُ سُلَيْمَانَ وَ عَبْدُ اللَّهِ وَ مُوسَى وَ حُمَيْدٌ قَالَ الْمَنْصُورُ مَا إِلَى قَتْلِ هَؤُلَاءِ سَبِيل‏ «شیخ کلینی، الكافى ج 1 ص 310؛ ابن شهر آشوب، مناقب آل ابیطالب ج 4 ص 320» علامه مجلسی در جلاءالعیون می نویسد: حضرت به علم امامت مى ‏دانست كه آن ملعون چنين ارادهاى خواهد كرد، آن جماعت را به حسب ظاهر در وصيّت شريك كرده بود، اوّل نام آن لعين را نوشته‏ بود، و در باطن امام موسى  مخصوص بود به وصيّت، و از اين وصيّت نيز اهل علم مىدانستند كه وصايت و امامت مخصوص آن حضرت است.

همچنین شیخ طوسی و دیگران با اسناد معتبر روایت کرده اند که امام صادق عليه السّلام وصیت فرمود تا هفت سال در موسم حج برای او مجلس عزاداری برپا کنند و مالی را وقف کرده بود تا هرساله در این راه مصرف شود « التهذیب ج9 ص 144 و من لایحضر الفقیه ج 4 ص 244»

تذکرات و نکات بسیار مهم: در زندگی و مصائب امام صادقعليه السّلام سه رخداد تلخ وجود دارد که در مداحی ها و بعضاً منابر به اشتباه این سه رخداد را به هم مرتبط کرده و به عنوان شهادت امام صادق عليه السّلام مطرح می کنند، 1ـ  موضوع احضار امام عليه السّلام توسط منصور ملعون و بواسطۀ ابن ربیع که بسیاری از مورخین آن را نقل کرده اند اما اکثراً بطور خلاصه و از لحظۀ ورود امام به مجلس منصور آن را بیان کرده اند؛ اما سید بن طاوس در صفحۀ 192 مهج الدعوات آن را بطور کامل و جامع روایت کرده است ( اصل روایت در همین سایت موجود است ) و این موضوع مدتها قبل از شهادت امام عليه السّلام و در شهر بغداد اتفاق افتاده است نه در مدینه؛ و مطالبی همچون سجاده کشیدن از زیر پای امام، شکسته شدن نماز، تازیانه زدن؛ به زمین افتادن؛ پیچیدن امامه به دور گردن امام عليه السّلام و دشنام ابن ربیع به حضرت زهرا سلام الله علیها نادرست است و مغایر این روایت معتبر است. 2 ـ مصیبت به آتش کشیدن خانۀ امام صادق عليه السّلام که این موضوع را هم برای اولین بار مرحوم کلینی در صفحۀ 473 جلد اول اصول کافی آن را نقل می‌کند و دیگر مورخین نیز گزارش کلینی را نقل کرده اند که این رخداد مصیبت بار در شهرمدینه و مدت ها قبل از شهادت امام صادق عليه السّلام اتفاق افتاده است و حضرت آن را با پا خاموش کرده و میفرمایند من فرزند ابراهیم خلیل الرحمان هستم،.و هیچ ارتباطی نیز با داستان احضار حضرت که در بغداد اتفاق افتاده ندارد. لذا حواشی نقل شده برای این روایت هم در هیچ کتاب معتبری نیامده است. ( اصل این روایت نیز در همین سایت موجود است ) 3 ـ  موضوع زهر دادن به امام و شهادت حضرت در ماه شوال سال 148 هجری که روایات آن در بالا ذکر شد.